قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۸ ساعت قبل

تولیدکننده یا نگهبان ؟

هر بار که بحث کوچک‌سازی یا بزرگ‌شدن دولت مطرح می‌شود، یک پرسش بنیادین دوباره جان می‌گیرد: اساسا دولت برای چه به وجود آمده است؟ آیا دولت باید تولیدکننده، تاجر، کارفرما، بانکدار، صنعتگر و حتی بنگاه‌دار باشد یا آنکه رسالت اصلی آن در جای دیگری تعریف می‌شود؟ اقتصاددانان، فیلسوفان سیاست و نظریه‌پردازان حکمرانی طی بیش از یک قرن گذشته پاسخ نسبتا روشنی به این پرسش داده‌اند. دولت پیش از هر چیز نهادی است که باید «کالاهای عمومی» را تامین کند؛ کالاهایی که بازار به دلیل ویژگی‌های ذاتی خود قادر به تولید کارآمد آنها نیست یا اگر هم تولید کند، جامعه با کمبود، نابرابری یا شکست بازار مواجه خواهد شد. از همین نقطه، مفهوم کالای عمومی به یکی از مهم‌ترین پایه‌های نظری دولت مدرن تبدیل شد.
 تولیدکننده  یا  نگهبان ؟

پل ساموئلسون در دهه ۱۹۵۰ کالای عمومی را کالایی معرفی کرد که دو ویژگی اساسی دارد؛ نخست، مصرف آن توسط یک فرد، از میزان بهره‌مندی دیگران نمی‌کاهد (عدم رقابت در مصرف) و دوم، نمی‌توان افراد را از استفاده از آن محروم کرد (عدم امکان استثناپذیری). امنیت ملی، دستگاه قضایی، دفاع، هوای پاک، روشنایی معابر و بخش مهمی از زیرساخت‌های عمومی نمونه‌هایی از این دسته هستند. اما شاید کسی که بیش از همه نقش دولت را در این زمینه نظام‌مند کرد، ریچارد ماسگریو بود. او سه وظیفه اساسی برای دولت برشمرد؛ تخصیص منابع، توزیع عادلانه درآمد و تثبیت اقتصاد کلان. در نگاه ماسگریو، تولید کالاهای عمومی تنها بخشی از وظیفه تخصیصی دولت است؛ زیرا بازار در بسیاری از این حوزه‌ها دچار شکست می‌شود. بنابراین دولت نه به این دلیل که از بازار برتر است، بلکه به این دلیل که بازار در برخی موارد ناکارآمد است، وارد عمل می‌شود. با این حال، تجربه دهه‌های اخیر جهان نشان داده است که بسیاری از دولت‌ها از این مرز عبور کرده‌اند.

دولت‌ها گاه به جای تمرکز بر کالاهای عمومی، وارد تولید کالاهای خصوصی شده‌اند؛ از خودروسازی و بانکداری گرفته تا هتل‌داری، تجارت، صنایع غذایی و صدها فعالیت اقتصادی دیگر. نتیجه این گسترش بی‌ضابطه، افزایش هزینه‌های دولت، کاهش بهره‌وری، ایجاد رانت، تضعیف رقابت و در نهایت کاهش کیفیت خدمات عمومی بوده است. کشورهای توسعه‌یافته طی چند دهه گذشته دقیقا از همین تجربه درس گرفته‌اند.  تصور رایج آن است که کشورهای اسکاندیناوی دارای دولت‌های بسیار بزرگ هستند؛ اما واقعیت پیچیده‌تر از این برداشت است. سوئد، دانمارک، نروژ و فنلاند اگرچه از بزرگ‌ترین دولت‌های رفاهی جهان محسوب می‌شوند و سهم بالایی از تولید ناخالص داخلی را صرف آموزش، سلامت، حمایت اجتماعی و زیرساخت‌های عمومی می‌کنند، اما دولت در این کشورها الزاما تولیدکننده مستقیم همه خدمات نیست. دولت بیش از آنکه بنگاه‌دار باشد، تنظیم‌گر، تامین‌کننده مالی و ناظر بر کیفیت خدمات است. مدارس، بیمارستان‌ها یا حتی برخی خدمات اجتماعی ممکن است توسط بخش خصوصی یا نهادهای محلی ارائه شوند، اما دولت استانداردها، عدالت دسترسی و تامین مالی را تضمین می‌کند. 

در مقابل، کشورهایی مانند سنگاپور، نیوزیلند، سوئیس و کانادا مسیر متفاوتی را پیموده‌اند. آنها ضمن حفظ نقش قوی دولت در تامین کالاهای عمومی، از ورود گسترده دولت به فعالیت‌های اقتصادی رقابتی پرهیز کرده‌اند. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری دولت‌هایی نسبتا کوچک‌تر اما کارآمدتر بوده است؛ دولت‌هایی که انرژی خود را صرف ارتقای کیفیت حکمرانی، آموزش، سلامت، امنیت، زیرساخت‌های حمل‌ونقل، محیط‌زیست و نوآوری کرده‌اند. البته نباید از این واقعیت غافل شد که تعریف کالای عمومی نیز در طول زمان تغییر کرده است. امروز دیگر تنها دفاع ملی یا روشنایی خیابان‌ها کالای عمومی محسوب نمی‌شوند. امنیت سایبری، داده‌های عمومی، مقابله با تغییرات اقلیمی، کنترل بیماری‌های واگیردار، زیرساخت‌های دیجیتال، اینترنت پرسرعت در مناطق محروم، پژوهش‌های پایه، مدیریت منابع آب و حتی تاب‌آوری در برابر بحران‌ها نیز به‌تدریج در زمره کالاهای عمومی جدید قرار گرفته‌اند. 

البته نقد تصدی‌گری دولت به معنای دفاع از رهاسازی کامل اقتصاد نیست. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کووید-۱۹ نشان داد که بازار نیز در مواجهه با شوک‌های بزرگ، بدون حضور دولت قادر به حفظ رفاه عمومی نیست. تجربه همه‌گیری کووید-۱۹ نشان داد که سلامت عمومی، نظام مراقبت‌های بهداشتی و آمادگی در برابر بحران‌ها نمونه‌های روشن کالاهای عمومی هستند که نبود آنها هزینه‌های سنگینی بر کل جامعه تحمیل می‌کند. حتی اقتصادهای آزاد نیز در چنین شرایطی با بسته‌های حمایتی، سرمایه‌گذاری در سلامت عمومی، بیمه بیکاری و حمایت از کسب‌وکارها وارد عمل شدند. 

بنابراین مساله، حذف دولت نیست؛ بلکه بازتعریف نقش آن است. دولت کارآمد، دولتی نیست که در همه بازارها حضور داشته باشد، بلکه دولتی است که بداند در کجا باید مداخله کند و در کجا باید میدان را به رقابت واگذار کند. تولید کالاهای خصوصی، حتی اگر سودآور باشند، معمولا وظیفه بازار است؛ اما تامین کالاهای عمومی، اصلاح شکست‌های بازار، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، حفظ ثبات اقتصاد کلان، تنظیم‌گری رقابت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های عمومی، وظایفی هستند که هیچ نهاد دیگری نمی‌تواند به اندازه دولت بر عهده گیرد. 

شاید مهم‌ترین درس تجربه جهانی همین باشد که کیفیت حکمرانی، بیشتر از اندازه دولت اهمیت دارد. اما روی دیگر سکه نیز اهمیت فراوانی دارد. هرجا دولت وظیفه تولید کالای عمومی را با تصدی‌گری اقتصادی اشتباه گرفته، کارآمدی کاهش یافته است. دولت‌ها معمولا در مدیریت بنگاه‌های اقتصادی با محدودیت‌هایی مانند نبود انگیزه سود، ضعف نظام ارزیابی عملکرد، نفوذ سیاسی و بوروکراسی پیچیده مواجه هستند. از این رو بسیاری از اقتصاددانان از جمله فریدریش‌ هایک، میلتون فریدمن و بعدها نظریه‌پردازان انتخاب عمومی مانند جیمز بوکانان هشدار دادند که دولت نیز همانند بازار ممکن است دچار «شکست دولت» شود. بنابراین صرف وجود شکست بازار، مجوزی برای گسترش بی‌حدوحصر دولت نیست.

در ایران نیز این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. طی دهه‌های گذشته دولت علاوه بر وظایف اصلی خود، به یکی از بزرگ‌ترین بازیگران اقتصادی کشور تبدیل شده است. حضور گسترده در صنایع، بانک‌ها، شرکت‌های تجاری، انرژی، حمل‌ونقل، بیمه و بسیاری از بازارهای رقابتی موجب شده بخش قابل‌توجهی از منابع مالی و مدیریتی دولت صرف فعالیت‌هایی شود که اساسا ماهیت کالای عمومی ندارند. 

در مقابل، در برخی حوزه‌های اصیل کالای عمومی همچنان چالش‌های جدی مشاهده می‌شود؛ از کیفیت آموزش عمومی و نظام سلامت گرفته تا مدیریت آب، آلودگی هوا، حمل‌ونقل عمومی، حفاظت از محیط‌زیست، عدالت فضایی، ایمنی شهری و حکمرانی دیجیتال. این همان پارادوکسی است که بسیاری از کارشناسان به آن اشاره می‌کنند: دولت در جایی که باید حضور موثر داشته باشد، گاه با کمبود منابع و ضعف کارآمدی روبه‌روست و در جایی که بازار می‌تواند بهتر عمل کند، حضوری گسترده دارد.  آمارهای بین‌المللی نیز اهمیت این موضوع را تایید می‌کنند. کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) به طور متوسط بیش از یک‌پنجم تولید ناخالص داخلی خود را صرف آموزش، سلامت و حمایت اجتماعی می‌کنند؛ اما بخش عمده این منابع از طریق نظام‌های رقابتی، نظارت دقیق، ارزیابی عملکرد و حکمرانی شفاف هزینه می‌شود. در کشورهای اسکاندیناوی، مجموع مخارج عمومی معمولا بین ۴۵ تا ۵۵درصد تولید ناخالص داخلی است، اما این حجم بزرگ دولت با کیفیت بالای حکمرانی، شفافیت، پاسخگویی و اعتماد عمومی همراه است.  بنابراین مساله اصلی صرفا اندازه دولت نیست؛ بلکه کیفیت دولت است. از منظر اقتصاد رفاه، دولت زمانی موفق است که بتواند سه هدف را هم‌زمان محقق کند. 

نخست، کالاهای عمومی را با کیفیت و پوشش مناسب تامین کند؛ دوم، از مداخله در بازارهایی که بخش خصوصی توان رقابت سالم در آنها را دارد پرهیز کند؛ و سوم، با تنظیم‌گری هوشمند، زمینه رقابت، نوآوری و رشد اقتصادی را فراهم آورد. به بیان دیگر، دولت خوب الزاما دولت بزرگ نیست و دولت کوچک نیز لزوما دولت کارآمد محسوب نمی‌شود. معیار اصلی، تشخیص صحیح مرز میان تولید کالای عمومی و تصدی‌گری اقتصادی است. هرچه این مرز شفاف‌تر باشد، هم منابع عمومی بهتر تخصیص می‌یابند، هم اعتماد شهروندان افزایش می‌یابد و هم اقتصاد از پویایی بیشتری برخوردار خواهد شد.  شاید مهم‌ترین درس تجربه کشورهای توسعه‌یافته همین باشد: دولت زمانی موفق است که به جای رقابت با بخش خصوصی، بر ماموریت اصلی خود تمرکز کند؛ یعنی تولید و تضمین دسترسی عادلانه به کالاهای عمومی، اصلاح شکست‌های بازار و حفاظت از منافع بلندمدت جامعه. هرچه دولت از این ماموریت فاصله بگیرد و نقش بنگاه‌دار را بر عهده گیرد، نه‌تنها کیفیت کالاهای عمومی کاهش می‌یابد، بلکه خود دولت نیز در دام ناکارآمدی گرفتار می‌شود.  در نهایت، پرسش اساسی برای سیاستگذاران ایرانی این نیست که «دولت بزرگ باشد یا کوچک»، بلکه این است که «دولت دقیقا چه چیزی را باید تولید کند؟» پاسخ به این پرسش می‌تواند مسیر اصلاحات حکمرانی را برای سال‌های آینده تعیین کند. آینده اقتصاد ایران بیش از آنکه به اندازه دولت وابسته باشد، به توانایی آن در بازگشت به فلسفه وجودی خود وابسته است؛ فلسفه‌ای که دولت را نه تولیدکننده همه چیز، بلکه پاسدار و تضمین‌کننده کالاهای عمومی می‌داند.

*  دانشجوی دکتری اقتصاد شهری و منطقه‌ای این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۶ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند

مسئله بنزین را نمی‌توان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز به‌تنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیق‌تر، شیوه‌ای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سال‌ها ایجاد کرده است و مجموعه‌ای از کارت‌ها، شناسه‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی و فرایند‌های جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت می‌کنند. 

یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمه‌ای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانه‌های مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری می‌شود و هر یک از این زیرساخت‌ها ممکن است در زمان شکل‌گیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟ 

اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانه‌ها و هویت‌ها برای دولت هزینه ایجاد می‌کند و برای مردم مراجعه و اصطکاک می‌سازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی داده‌ها را افزایش می‌دهد. 

از طرفی هزینه هر سامانه‌ای که ایجاد می‌شود هم فقط هزینه طراحی نرم‌افزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرم‌افزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قرارداد‌های پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینه‌ای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری می‌کنند و هرچند مالک یک‌بار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت می‌کند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانه‌ای دیگر نسخه‌ای جداگانه از آن شکل بگیرد. 

این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، به‌روزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیت‌های متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها می‌تواند به خطا در خدمت‌رسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد می‌کند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یک‌بار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاه‌ها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند. 

از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دوره‌ای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمی‌توان نقش آن را در سیاست‌گذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیاز‌های سیاست‌گذاری تغییر کرده‌اند و اکنون می‌توان از زیرساخت‌های موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد. 

بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ می‌تواند منفی باشد، چراکه کارت می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی می‌تواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسه‌ای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاه‌های مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانه‌ای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده می‌کنند. 

البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی می‌تواند خود منشأ خطر‌های تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمه‌ای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه داده‌ها. 

حوزه سوخت می‌تواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حمل‌ونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی می‌شود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت‌های حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کم‌رنگ‌تر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست. 

این تغییر می‌تواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت می‌توان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی به‌جای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدف‌گذاری شود و چنین تغییری می‌تواند امکان سیاست‌گذاری دقیق‌تر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد. 

البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاست‌گذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته می‌شود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت می‌کنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی می‌کنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکه‌ای که باید این بنزین را سهمیه‌بندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند. 

به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را می‌توان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد می‌کند، آن‌گاه می‌توان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیق‌تری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارت‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های داده و فرایند‌های مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید به‌عنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاه‌های مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارت‌ها، مدارک، فرایند‌ها و سامانه‌هایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند. 

نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانه‌های متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهره‌وری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامه‌ای برای تولید سامانه‌های بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایه‌های جدید اداری حل نمی‌شود و دولت باید بتواند با سامانه‌های کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاه‌تر و هزینه پایین‌تر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند. 

به هر روی کارت سوخت زمانی یک راه‌حل بود و ممکن است همچنان به‌عنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز می‌شود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانه‌ای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه می‌توانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟

| کارشناس اقتصادی


۱۱ دقیقه قبل / روزنامه عصر اقتصاد

اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ای که با بخشنامه ساخته نمی‌شود

مهدی باقری، کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی در هر اقتصادی، سرمایه فقط پول، کارخانه و تجهیزات نیست. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه، اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که به‌سادگی به دست نمی‌آید و با تصمیم‌های متناقض، وعده‌های بی‌پشتوانه و بی‌توجهی به مطالبات مردم می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند.

اقتصاد زمانی می‌تواند مسیر توسعه را طی کند که مردم و فعالان اقتصادی بتوانند آینده را تا حدی پیش‌بینی کنند. تولیدکننده باید بداند قواعد فعالیت او ناگهان تغییر نمی‌کند، سرمایه‌گذار باید بتواند برای ماه‌ها و سال‌های آینده برنامه‌ریزی کند و شهروند باید احساس کند تصمیمات اقتصادی و اداری، بر مبنای ضابطه و نه سلیقه اتخاذ می‌شوند.

در این میان، شفافیت نقش مهمی دارد. مردم الزاماً انتظار ندارند همه تصمیم‌ها مطابق خواسته آنان باشد؛ اما انتظار دارند منطق تصمیم‌ها را بدانند. توضیح دادن درباره یک تصمیم اقتصادی، پذیرفتن نقد و پاسخگویی در برابر نتایج آن، بخشی از حکمرانی مطلوب است. مطالب پیشنهادی سکه ۱۳ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان شد ۱۴۰۱/۰۲/۰۱ پیش بینی قیمت طلا و سکه 23 اسفند 1401 /نیم‌نگاه بازار فلزات گران‌بها به انس جهانی طلا ۱۴۰۱/۱۲/۲۲

یکی از آسیب‌های جدی زمانی شکل می‌گیرد که فاصله میان تصمیم‌گیر و جامعه افزایش یابد. اگر سیاستی آثار نامطلوبی بر معیشت مردم یا فعالیت بنگاه‌ها داشته باشد، نادیده گرفتن این آثار، مشکل را حل نمی‌کند. سیاست‌گذاری موفق، نیازمند شنیدن صدای گروه‌هایی است که مستقیماً تحت تأثیر تصمیمات قرار می‌گیرند.

اعتماد عمومی البته با تبلیغات ایجاد نمی‌شود. اعتماد، نتیجه تجربه روزمره مردم است؛ تجربه‌ای که از کیفیت خدمات عمومی، ثبات مقررات، سرعت رسیدگی اداری، نحوه برخورد با مردم و میزان پاسخگویی مسئولان شکل می‌گیرد.

اقتصاد ایران برای عبور از مشکلات، به منابع مالی و سرمایه‌گذاری نیاز دارد، اما پیش از آن به محیطی نیازمند است که در آن مردم نسبت به آینده احساس اطمینان بیشتری داشته باشند.

اعتماد عمومی یک شاخص اقتصادی در جدول‌های آماری نیست، اما کاهش آن می‌تواند هزینه بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی را افزایش دهد. حفظ این سرمایه، نه با شعار، بلکه با ثبات، شفافیت، پاسخگویی و عمل به وعده‌ها امکان‌پذیر است. تگ هااخبار برگزیده تصمیمات اقتصادی


۴۱ دقیقه قبل / سایت نبض قیمت

سیگنال انفجاری نفت ۹۳ دلاری در آستانه تحولات سیاسی ایران؛ فردای بازار چه می‌شود؟ | زنگ خطر؛ بشکه‌ای ۹۳ دلاری و چشم‌ها به تصمیم‌گیری‌های ساعات آینده! چرا تحلیلگران نفس‌ها را حبس کرده‌اند؟ (تاریخ:امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵)

بازار جهانی نفت در روزهای پایانی مرداد ۱۴۰۵، صحنه‌ای از هیجان، ابهام و شوک‌های پیدرپی شده است. امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، قیمت هر بشکه نفت برنت با جهشی چشم‌گیر به ۹۳.۵۱ دلار رسیده و نفت خام WTI نیز با عبور از مرز ۸۷ دلار، در محدوده ۸۷.۰۲۳ دلار معامله می‌شود. این صعود انفجاری در حالی رخ داده که تنها چند روز پیش، نفت برنت در محدوده ۸۸ دلار نوسان داشت و حالا در کمتر از یک هفته، رکوردی جدید ثبت کرده است.

عامل اصلی این طوفان قیمتی چیست؟ پاسخ را باید در تحولات سیاسی ساعات و روزهای اخیر جست‌وجو کرد. تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، بار دیگر به کانون توجه تبدیل شده و نگرانی‌ها از اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، معامله‌گران را به خرید سهام نفت ترغیب کرده است. در این گزارش جامع، به بررسی ابعاد مختلف این جهش قیمتی، علل پشت‌پرده آن، تأثیرات بر اقتصاد ایران و پیش‌بینی‌های کارشناسان برای روزهای آینده می‌پردازیم. جدول قیمت نفت امروز و انواع فرآورده‌های نفتی (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) در بازار انرژی نوع فرآورده قیمت (دلار) قیمت (تومان) تغییرات نفت اوپک ۹۲.۸۴ حدود ۱۷,۶۴۰,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۱.۵۷+) نفت خام WTI ۸۷.۰۲۳ حدود ۱۶,۵۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۵٪ (۰.۴۳۳+) نفت برنت (میانگین وزنی) ۹۳.۵۱ حدود ۱۷,۷۷۰,۰۰۰ افزایش ۱.۹۴٪ (۱.۷۸+) نفت کوره ۴.۴۹۱۵ حدود ۸۵۳,۰۰۰ افزایش ۰.۱۶٪ (۰.۰۰۷۱+) بنزین (RBOB) ۳.۳۲۷۹ حدود ۶۳۲,۰۰۰ افزایش ۱.۵۶٪ (۰.۰۵۱+) گاز طبیعی ۲.۷۵۰۷ حدود ۵۲۲,۰۰۰ کاهش ۰.۴۹٪ (۰.۰۱۳۵-) گازوییل ۱,۱۹۸.۷۴ حدود ۲۲۷,۷۶۰,۰۰۰ بدون تغییر (۰) زغال سنگ ۸۲.۸ حدود ۱۵,۷۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۶۸٪ (۰.۵۶+) زغال سنگ (کک) ۲۴۹ حدود ۴۷,۳۱۰,۰۰۰ افزایش ۰.۲٪ (۰.۵+) متانول ۲,۸۵۱ حدود ۵۴۱,۶۹۰,۰۰۰ افزایش ۱.۶۴٪ (۴۶+) نفتا ۷۵۵.۶۴ حدود ۱۴۳,۵۷۰,۰۰۰ افزایش ۰.۴۲٪ (۳.۱۷+) پروپان ۰.۷۶ حدود ۱۴۴,۰۰۰ کاهش ۱.۳۲٪ (۰.۰۱-) اتانول ۲.۰۷۵ حدود ۳۹۴,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۰.۰۳۵+) نفت ۹۳ دلاری؛ رکوردی که کمتر کسی انتظار داشت جهش ۶ درصدی در یک هفته؛ چه اتفاقی افتاد؟

قیمت نفت برنت که در ابتدای هفته جاری در حوالی ۸۸ دلار نوسان داشت، امروز با جهشی حدود ۶ درصدی به ۹۳.۵۱ دلار رسیده است. نفت خام WTI نیز با رشد مشابه، از محدوده ۸۲ دلار به بالای ۸۷ دلار صعود کرده است. این جهش هم‌زمان با پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین آمریکا و ایران رخ داده و نگرانی‌ها از تشدید تنش‌های نظامی و اقتصادی در منطقه را به اوج رسانده است. نقش کلیدی تنگه هرمز در طوفان قیمتی

تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند، بار دیگر به خط مقدم نبرد اقتصادی تبدیل شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که محاصره دریایی آمریکا، عرضه نفت خام ایران به خریداران چینی را به شدت کاهش داده و این موضوع، قیمت نفت برنت را به بالای ۹۳ دلار رسانده است. ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با تهدید به «جنگ اقتصادی بی‌سابقه» علیه ایران، عملاً بازارهای نفت را در وضعیت هشدار قرار داده است. بررسی روند قیمت نفت در هفته‌های اخیر از کاهش ۸۲ دلاری تا صعود به ۹۳ دلار

نگاهی به روند قیمت نفت خام در هفته‌های اخیر نشان‌دهنده نوسانات شدیدی است. در اوایل مرداد ماه، نفت برنت در محدوده ۸۲ دلار معامله می‌شد، اما با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل ۳۰ مرداد و پایان مهلت تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، روند صعودی شتاب گرفت. افزایش ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته

نکته قابل توجه اینکه قیمت نفت برنت نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. این جهش عمدتاً به تنش‌های ژئوپلیتیکی و کاهش عرضه از سوی تولیدکنندگان بزرگ نسبت داده می‌شود. تأثیر بر بازارهای داخلی

با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، انتظار می‌رود که قیمت بنزین و سایر فرآورده‌های نفتی در بازار داخلی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. هرچند دولت ایران معمولاً با اعمال یارانه‌ها، از افزایش ناگهانی قیمت‌ها جلوگیری می‌کند، اما فشارهای ارزی ناشی از تحریم‌ها، این امکان را محدود کرده است. چرا قیمت نفت امروز جهش کرد؟ واکاوی علل اصلی ۱. پایان مهلت مذاکرات ایران و آمریکا

مهم‌ترین عامل افزایش قیمت نفت، پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین ایران و آمریکا بدون دستیابی به توافق صلح بوده است. ترامپ با صدور اولتیماتوم به ایران، هشدار داده که در صورت عدم موفقیت دیپلماتیک، درگیری تشدید خواهد شد. ۲. تشدید محاصره اقتصادی ایران

آمریکا مجوز فروش نفت برای ایران را که در ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ صادر شده بود، لغو کرده است. این اقدام عملاً صادرات نفت ایران را با مانع جدی مواجه کرده و بازارهای جهانی را با کاهش عرضه مواجه ساخته است. ۳. اختلال در عبور و مرور تنگه هرمز

گزارش‌های بین‌المللی حاکی از آن است که تنگه هرمز تا حد زیادی بسته شده و این موضوع، ریسک ژئوپلیتیکی را به شدت افزایش داده است. هر گونه اختلال در این تنگه، به معنای کاهش چشمگیر عرضه نفت به بازارهای جهانی است. ۴. کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا

ذخایر نفت خام آمریکا در هفته‌های اخیر کاهش یافته و این موضوع نیز به افزایش قیمت‌ها دامن زده است. کاهش سطح ذخایر معمولاً به عنوان نشانه‌ای از تقاضای قوی تفسیر می‌شود. تأثیر قیمت نفت ۹۳ دلاری بر اقتصاد ایران درآمدهای نفتی؛ فرصت یا تهدید؟

از یک سو، افزایش قیمت نفت به معنای افزایش درآمدهای ارزی ایران است. بر اساس برآوردهای اخیر، درآمد نفتی ایران در سال ۱۴۰۵ می‌تواند بین ۱۴.۶ تا ۴۳.۸ میلیارد دلار متغیر باشد. با قیمت‌های فعلی، ایران می‌تواند درآمد بیشتری از صادرات نفت کسب کند. اما تحریم‌ها؛ مانع بزرگ

از سوی دیگر، تشدید تحریم‌های آمریکا و محاصره دریایی، عملاً امکان صادرات نفت ایران را با مشکل جدی مواجه کرده است. بازار انرژی در شرایطی با افزایش قیمت مواجه شده که ایران به سختی می‌تواند از این فرصت استفاده کند. تأثیر بر بازار ارز و طلا در ایران

افزایش قیمت نفت معمولاً به معنای افزایش تقاضا برای دلار در بازار ایران است و این موضوع می‌تواند به افزایش نرخ ارز و به تبع آن، قیمت طلا و سکه منجر شود. در روزهای اخیر، نرخ دلار در بازار آزاد با افزایش مواجه شده و روند صعودی قیمت طلا نیز ادامه دارد. واکنش بازارهای جهانی به طوفان قیمتی نفت رشد شاخص‌های انرژی در بورس‌های جهانی

با افزایش قیمت نفت، سهام شرکت‌های نفتی در بورس‌های جهانی با رشد چشمگیری مواجه شده است. شاخص‌های انرژی در وال‌استریت و بورس لندن، بهترین عملکرد هفتگی خود را ثبت کرده‌اند. تأثیر بر قیمت‌های سایر کالاها

افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش قیمت سایر کالاها از جمله فلزات پایه و محصولات کشاورزی منجر می‌شود. دلیل این موضوع، افزایش هزینه‌های حمل و نقل و تولید است. نگرانی از تورم جهانی

بانک‌های مرکزی کشورهای بزرگ نگران هستند که افزایش قیمت نفت، تورم را دوباره شعله‌ور کند. این نگرانی می‌تواند به تداوم سیاست‌های انقباضی پولی منجر شود. پیش‌ بینی قیمت نفت؛ تحلیلگران چه می‌گویند؟ سناریوی خوش‌بینانه؛ تداوم صعود تا ۹۵ دلار

برخی تحلیلگران معتقدند که در صورت ادامه تنش‌ها در خاورمیانه، قیمت نفت برنت می‌تواند تا ۹۵ دلار نیز افزایش یابد. در این سناریو، نفت WTI نیز به محدوده ۹۰ دلار نزدیک خواهد شد. سناریوی واقع‌بینانه؛ تثبیت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار

گروه دیگری از کارشناسان بر این باورند که قیمت‌ها در کوتاه‌مدت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار تثبیت خواهند شد. این سناریو با پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی نیز همخوانی دارد که انتظار دارد قیمت نفت برنت در سه ماهه سوم ۲۰۲۶ به طور متوسط حدود ۸۵ دلار باشد. سناریوی بدبینانه؛ سقوط به ۸۰ دلار

در صورت کاهش تنش‌ها و توافق احتمالی بین ایران و آمریکا، قیمت نفت می‌تواند با افت شدیدی مواجه شود و به محدوده ۸۰ دلار بازگردد. این سناریو با پیش‌بینی سیتی‌گروپ که انتظار دارد قیمت نفت برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۶۰ تا ۶۵ دلار کاهش یابد، هماهنگی دارد. جدول پیش‌ بینی قیمت نفت نوع نفت پیش‌بینی کوتاه‌مدت (دلار) پیش‌بینی کوتاه‌مدت (تومان) نفت برنت ۹۴.۷۵ حدود ۱۸,۰۰۰,۰۰۰ نفت WTI ۸۸.۵۰ حدود ۱۶,۸۱۵,۰۰۰ نفت اوپک ۹۴.۰۰ حدود ۱۷,۸۶۰,۰۰۰ تحلیل تکنیکال نفت؛ سطوح کلیدی پیش رو مقاومت‌ها و حمایت‌های مهم

بر اساس تحلیل تکنیکال، نفت برنت با مقاومت روانی ۹۴ دلار مواجه است. در صورت شکست این سطح، احتمال رسیدن به ۹۶ دلار وجود دارد. در سمت پایین، حمایت‌های کلیدی در سطوح ۹۱ و ۸۹ دلار قرار دارند. شاخص‌های فنی چه می‌گویند؟

شاخص قدرت نسبی (RSI) برای نفت برنت در محدوده ۷۰ قرار دارد که نشان‌دهنده اشباع خرید است. این موضوع ممکن است به اصلاح قیمتی در روزهای آینده منجر شود. با این حال، روند صعودی کوتاه‌مدت همچنان پابرجاست. حجم معاملات و احساسات بازار

حجم معاملات در روزهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته و این نشان‌دهنده ورود سرمایه‌گذاران جدید به بازار نفت است. احساسات بازار به شدت صعودی است و معامله‌گران بر روی افزایش بیشتر قیمت‌ها شرط‌بندی می‌کنند. تأثیر قیمت نفت بر بودجه و اقتصاد کلان ایران بودجه ۱۴۰۵ و قیمت نفت

بودجه سال ۱۴۰۵ ایران با فرض قیمت نفت حدود ۶۰ دلار بسته شده است. با افزایش قیمت نفت به ۹۳ دلار، درآمدهای بودجه‌ای به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت، مشروط بر اینکه صادرات نفت با مانع جدی مواجه نشود. کسری بودجه و امکان جبران

افزایش قیمت نفت می‌تواند به جبران کسری بودجه کمک کند، اما تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی، این امکان را با چالش مواجه کرده است. دولت ایران برای استفاده از این فرصت، نیاز به راه‌کارهای خلاقانه برای دور زدن تحریم‌ها دارد. تأثیر بر نرخ تورم

افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، از دو کانال می‌تواند بر تورم در ایران تأثیر بگذارد: اول از طریق افزایش هزینه‌های واردات و دوم از طریق افزایش نرخ ارز. بانک مرکزی باید سیاست‌های احتیاطی را برای مهار تورم در پیش بگیرد. قیمت نفت و بازار جهانی؛ نگاهی به رقبا عربستان سعودی؛ افزایش تولید؟

عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولیدکننده اوپک، معمولاً از افزایش قیمت نفت استقبال می‌کند. با این حال، نگرانی از کاهش تقاضا در بلندمدت، ممکن است ریاض را به افزایش تولید و تعدیل قیمت‌ها ترغیب کند. روسیه؛ برنده بزرگ طوفان قیمتی

روسیه که تحت تحریم‌های غرب قرار دارد، از افزایش قیمت نفت سود زیادی می‌برد. قیمت نفت بالای ۹۰ دلار، درآمدهای نفتی روسیه را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و به آن کشور اجازه می‌دهد تا هزینه‌های نظامی خود را تأمین کند. آمریکا؛ تولید شیل و سودآوری بالا

تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا با قیمت‌های بالای ۹۰ دلار، سودآوری بالایی دارند. این موضوع می‌تواند به افزایش تولید در آمریکا و در نتیجه، افزایش عرضه در بازارهای جهانی منجر شود. پیش‌ بینی قیمت نفت در میان‌مدت و بلندمدت چشم‌انداز ۶ ماه آینده

پیش‌بینی می‌شود که نفت برنت در شش ماه آینده در محدوده ۸۵ تا ۹۵ دلار نوسان داشته باشد. عامل اصلی این نوسانات، تحولات سیاسی در خاورمیانه و تصمیمات اوپک‌پلاس درباره سطح تولید خواهد بود. چشم‌انداز یک سال آینده

بر اساس پیش‌بینی بانک جهانی، قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد افزایش یافته است. با این حال، در صورت برقراری صلح در منطقه، قیمت‌ها ممکن است به زیر ۷۰ دلار سقوط کنند. نقش اوپک‌پلاس در تعیین قیمت‌ها

اوپک‌پلاس که شامل اوپک و متحدانش از جمله روسیه است، نقش کلیدی در تعیین قیمت نفت دارد. تصمیم این گروه درباره افزایش یا کاهش تولید، می‌تواند مسیر قیمت‌ها را در ماه‌های آینده تعیین کند. بیشتر بخوانید هشدار؛ توقف کامل تردد در تنگه هرمز و پایان آتش‌بس، نفت را به اوج ۳ هفته‌ای رساند / برنت ۹۴ دلاری در سایه بن‌بست سیاسی قیمت نفت امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ به کانال جدید صعود کرد؛ سیگنال قوی به بازارهای جهانی، معادلات نفتی تغییر کرد | تحول بزرگ؛ چرخش ناگهانی در بازار انرژی، همه معامله‌گران را غافلگیر کرد؛ راز صعود بی‌سابقه نفت برنت به بالای ۹۴ دلار چیست؟ زنگ خطر در بازار انرژی؛ نفت برنت بعد از جهش ۸ درصدی سقوط کرد | مذاکرات پشت پرده تنگه هرمز قیمت‌ها را شوکه کرد + پیش‌ بینی جدید (تاریخ:جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) آتش جنگ بازارها را شعله‌ور کرد / تحلیل روز؛ سقوط سهام در برابر صعود نفت و طلا نفت برنت زیر ۶۳ دلار ماند و اوپک نگران شد | تنگه هرمز قیمت نفت جهانی را منفجر می‌کند؟ | پیش‌بینی قیمت نفت خام برنت ۱۰ تیر ۱۴۰۵




 محمد طبیبیان: مشکل بنیادی‌، ساختار تصمیم‌گیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار می‌کند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرش‌ها به توسعه داریم
۱۰ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

محمد طبیبیان: مشکل بنیادی‌، ساختار تصمیم‌گیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار می‌کند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرش‌ها به توسعه داریم

اقتصادنیوز: درباره معیشت مردم، خطر فوری و ملموس، تورم بسیار بالاست. اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته است که خطر تثبیت تورم در سطوح بسیار بالا و حتی حرکت به سوی نرخ‌های سه‌رقمی را نمی‌توان نادیده گرفت.

 نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید
۱۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

اقتصادنیوز: مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد
۱۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد

اقتصادنیوز: بازار ارز در هفته پایانی مرداد، با وجود نوسانات رفت‌وبرگشتی و عقب‌نشینی دلار از سقف ۱۹۱ هزار تومان، در نهایت هفته‌ای سبز را پشت سر گذاشت؛ هفته‌ای که یورو با بیشترین بازدهی، صدرنشین بازار شد.

 سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت
۱۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت

اقتصادنیوز: قیمت طلای جهانی در پایان هفته با افزایش همراه شد و این فلز گرانبها را در مسیر ثبت رشد نزدیک به ۵ درصدی در یک هفته قرار داد.

 چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس
۱۵ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، قیمت بیت کوین طی ۴۸ ساعت گذشته حدود ۱۸ درصد افزایش یافته و به بیش از ۷۷ هزار و ۶۰۰ دلار رسیده است. این ارز دیجیتال پیش از این رشد، از اواخر ماه مه تاکنون بالاتر از سطح ۷۰ هزار دلار معامله نشده بود. کارشناسان معتقدند مهم‌ترین محرک

 تأکید نفت ستاره خلیج فارس بر ایمنی استفاده محدود از متانول در بنزین
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

تأکید نفت ستاره خلیج فارس بر ایمنی استفاده محدود از متانول در بنزین

مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج فارس اعلام کرد استفاده کنترل‌شده از متانول در بنزین تولیدی این پالایشگاه، پس از مطالعات و آزمایش‌های فنی انجام شده و با فاصله قابل توجه از سقف مجاز استانداردها اجرا شده است.