زنی که کنار مزار نشسته، از توی کیسه کنار دستش شمعی درمیآورد و روی سنگ مزار میگذارد. بعد کیسهای پر از شکلات تعارفم میکند. ایستادهام و به عکس پسربچه عینکی روبهرویم نگاه میکنم.