
شکست جنگنده غربی در خلیج فارس؛ آیا «J-۱۰CE» واقعاً تایفون را کیشومات کرد؟

سرعت جنگنده آمریکایی F-35 Lightning II چقدر است؟ + مقایسه با سایر جنگندهها
جنگنده F-35 Lightning II ساخت کمپانی لاکهید مارتین، جدیدترین جنگنده نسل پنجم تولیدشده توسط ایالات متحده به شمار میآید، اما نکته قابل توجه این است که از نظر برخی شاخصهای عملکردی، مانند سرعت، در مقایسه با تعدادی از جنگندههای قدیمیتر، لزوماً بهترین گزینه به شمار نمیرود.
به گزارش روزیاتو، پیشینیان نسل پنجمی آن، یعنی F-22 Raptor که آن هم توسط بخش Skunk Works لاکهید مارتین طراحی شده است، همچنان شکارچی رأس دنیای نبردهای هوایی تاکتیکی محسوب میشود و بهطور محسوسی از F-35 سریعتر است.
علاوهبر این، شماری از پلتفرمهای نسل چهارم مانند F-15 Eagle و حتی نسخههای نسل ۴٫۵ آن یعنی F-15EX، سرعتی بهمراتب بالاتر از F-35 دارند. اگر نگاهی به هواپیماهای قدیمیتر و حتی ناوگان کشورهای رقیب بیندازیم، جنگنده روسی MiG-35 میتواند با موتورهای بسیار قدرتمند خود لایتنینگ را پشت سر بگذارد. دلیل اصلی این موضوع آن است که برای دستیابی به پنهانکاری بالا و قابلیتهای چندمنظوره با هزینهای معقول، مصالحههایی در طراحی F-35 انجام شده است.
F-35 در سه گونه مختلف تولید میشود که هر سه، روی کاغذ، حداکثر سرعتی در حدود ماخ ۱٫۶ یا ۱,۹۳۰ کیلومتربرساعت دارند. تفاوتهای طراحی میان نسخه متعارف F-35A، نسخه عمودپرواز F-35B و نسخه ناونشین F-35C از نظر آیرودینامیک، وزن و توان پیشران قابل توجه است؛ این در حالی است که این هواپیماها حدود ۷۰ تا ۹۰ درصد اشتراک دارند. جایگاه F-35 در مقایسه با رقبا
مقایسه F-35 با برترین جنگندههای مورد استفاده در اغلب نیروهای هوایی جهان نشان میدهد که این هواپیما از نظر سرعت، عملاً کندترین جنگنده در میان آنهاست. حتی در میان زرادخانه ایالات متحده و متحدانش نیز Lightning II فاصله زیادی با یک جنگنده «سریع و پرشتاب» دارد. با وجود این محدودیتهای عملکردی، F-35 جایگزین پلتفرمهایی مانند F-15، F-16 و Eurofighter Typhoon شده و انتظار میرود با خروج تدریجی جنگندههای قدیمی، این روند در آینده نیز ادامه یابد.
در جدول زیر، برای ارائه تصویری کلی از مقایسه عملکردی، تعدادی از جنگندههای غربی و همچنین پلتفرمهای روسی و چینی در کنار یکدیگر آورده شدهاند. این دادهها از ترکیب اطلاعات عمومی منتشرشده توسط سازندگان و نهادهای دولتی گردآوری شدهاند: هواپیما نسل حداکثر سرعت (ماخ) F-35 Lightning II ۵ 1.6 F-22 Raptor ۵ 2.25 F-15 Eagle / F-15EX ۴٫۵ 2.5+ F-16 Viper ۴٫۵ 2.05 F-14 Tomcat ۴ 2.3 F/A-18 Super Hornet ۴٫۵ 1.8 Eurofighter Typhoon ۴٫۵ 2.0+ Dassault Rafale ۴٫۵ 1.8 J-20 Mighty Dragon ۵ 2.0+ Su-57 Felon ۵ 2.0+ Su-35 Flanker-E ۴٫۵ 2.25 MiG-35 Fulcrum-F ۴٫۵ 2.23
در یک درگیری نزدیک میان جنگندهها، جایی که سرعت و توان پیشران نقش تعیینکننده دارند، F-35 در بسیاری از این سناریوها بازنده خواهد بود. با این حال، چنین مقایسهای تا حد زیادی گمراهکننده است، زیرا بر مبنای یک الگوی تاکتیکی انجام میشود که در عمل تقریباً هیچگاه دنبال نخواهد شد.
اگرچه جنگندههای قدیمیتر، از جمله حتی F-14 Tomcatهای مورد استفاده نیروی هوایی ایران، از نظر فنی در نبردهای هوابههوا برتری دارند، اما فناوریهای پیشرفته نصبشده روی F-35 این مزیت را عملاً بیاثر میکند. چرا F-35 سریعترین جنگنده نیست؟
برنامه تدارکات دفاعی که به تولید F-35 انجامید و توسط Joint Program Office (JPO) مدیریت میشود، در حال حاضر به پرهزینهترین پروژه قرارداد نظامی در تاریخ ایالات متحده تبدیل شده است. با وجود سرمایهگذاری عظیم در این برنامه، F-35 از نظر شاخصهای کلیدی عملکردی مانند حداکثر سرعت، سقف پرواز و مانورپذیری، بههیچوجه برترین جنگنده آسمان در مقایسه با سایر پلتفرمها محسوب نمیشود.
از ابتدا نیز قرار نبود F-35 بالاترین عملکرد را در زرادخانه ایالات متحده داشته باشد. Lightning II اساساً بهعنوان جایگزینی برای F-16 Fighting Falcon ساخت جنرال داینامیکس طراحی شد. F-16 برای چندین دهه بهعنوان جنگنده سبک نیروی هوایی آمریکا ایفای نقش کرده است؛ جنگندهای که پس از تلفات سنگین اسکادرانهای شکاری در جنگ ویتنام توسعه یافت. مهمترین نوسازی در F-35، افزودن ویژگی پنهانکاری (Stealth) است.
عملکرد F-16 حتی در زمان خود نیز در مقایسه با همنسلان نسل چهارمیاش مانند F-15 Eagle ساخت مکدانل داگلاس یا F-14 Tomcat ساخت گرومن چندان چشمگیر نبود. در دوران مدرن نیز این هواپیما بهطور کامل تحتالشعاع F-22 Raptor و نسخههای پیشرفته F-15 قرار گرفته است. به همین ترتیب، نقش F-35، دکترین راهبردی نیروهای مسلح ایالات متحده و متحدانش، و نحوه بهکارگیری تاکتیکی آن، اساساً نیازی به برتری مطلق عملکردی ندارند. برتری پنهانکاری اف-۳۵
سال گذشته، یک خلبان نیروی هوایی آلمان (لوفتوافه) با جنگنده Eurofighter Typhoon در یک رویارویی مشهور، به مصاف یک F-35A متعلق به نیروی هوایی آمریکا (USAF) رفت. نتیجه این نبرد چندان غافلگیرکننده نبود؛ تایفون که از قدرت موتور و مانورپذیری بسیار بالایی برخوردار است، بدون دشواری جدی F-35 را شکست داد. البته این نتیجه یک تبصره مهم دارد: در شرایط واقعی میدان نبرد، F-35 بهاحتمال زیاد میتوانست Eurofighter را از فاصلهای فراتر از برد دید مستقیم (Beyond Visual Range) و بدون آنکه شناسایی شود، نابود کند.
نزدیکشدن به مرحله «Merge» (اصطلاحی که خلبانان نظامی برای ورود به نبرد نزدیک بهکار میبرند) یا درگیرشدن در یک داگ فایت، در واقع بدترین سناریوی ممکن برای F-35 محسوب میشود. نقش این هواپیما در میدان نبرد بهعنوان یک گره حسگری (Sensor Node) ایجاب میکند که اساساً هرگز نیازی به ورود به نبرد تن به تن با سایر جنگندهها نداشته باشد. اگر تهدید هوابههوایی وجود داشته باشد که F-35 نتواند آن را با موشکهای BVR از بین ببرد، دکترین راهبردی حکم میکند که این تهدید توسط پلتفرمی قدرتمندتر مانند F-22 خنثی شود.
یکی از قدرتمندترین قابلیتهای فناورانه F-35، توانایی آن در نشانهگذاری اهداف برای سامانههای دوست، فراتر از برد شناسایی سامانههای دشمن است. به این معنا که F-35 میتواند با رادار خود یک هدف را «علامتگذاری» کند و سپس یک هواپیمای دوست، یا یک سامانه زمینی و حتی یک سامانه دریایی، موشکی شلیک کند که پس از پرتاب، رهگیری هدف را به سامانههای F-35 واگذار کرده و آن را منهدم کند. این قابلیت، عملاً نیاز به برتری در نبردهای داگفایت را بهطور کامل از میان برمیدارد. مدافع میانی نیروی هوایی آینده
گذار از جنگ نسل چهارم به نسل پنجم، اغلب بهعنوان انتقال از ذهنیت جنگ تن به تن به ذهنیت مدافع میانی دیجیتال توصیف میشود. در دوران F-15، F-16 و F-14، دکترین تاکتیکی بر کنترل متمرکز و برتری در برد دید مستقیم استوار بود. اما در F-35، موفقیت با توانایی خلبان در مدیریت حجم عظیمی از دادهها سنجیده میشود.
خلبانان جنگنده در قرن بیستم تلاش میکردند با مدیریت انرژی و ارتفاع، به موقعیتی برتر دست یابند تا بتوانند با شلیک موشک یا استفاده از توپ، دشمن را در یک نبرد نزدیک نابود کنند. با ظهور موشکهای هوابههوای برد بلند، مدیریت رادار و حسگرها اهمیت بیشتری پیدا کرد، بهویژه در F-14 و سپس F-22؛ اما F-35 این مفهوم را به سطحی کاملاً جدید رسانده است.
راهبردهای مدرن، F-35 را بهعنوان یک گره حسگری توزیعشده در نظر میگیرند. این هواپیما صرفاً یک جنگنده نیست، بلکه بهنوعی مکنده دادههاست که درون فضای هوایی ممنوعه دشمن فعالیت میکند. F-35 بهجای آنکه صرفاً موشک شلیک کند، بهترین «بازیکن» برای شلیک را شناسایی میکند. جنگندههای F-35 دادهها را بهصورت خودکار و بیصدا با یکدیگر به اشتراک میگذارند. اگر یک F-35 هدفی را شناسایی کند، تمام F-35های دیگر در زنجیره اطلاعاتی (Daisy Chain) بلافاصله همان هدف را از همان زاویه مشاهده میکنند.
یک F-35 میتواند با استفاده از پنهانکاری خود به هدف نزدیک شود، آن را رهگیری کند و سپس دادههای هدفگیری را به یک F-15EX یا حتی یک ناوشکن نیروی دریایی در کیلومترها دورتر منتقل کند. آن پلتفرمها موشکها را شلیک میکنند، در حالی که F-35 خاموش، پنهان و نامرئی باقی میماند. چشم در آسمان
مشکل راهبردی دکترین نسل چهارم این است که به یک هواپیمای بزرگ، غیرپنهانکار و مبتنی بر بدنه Boeing 707 یعنی E-3 متکی است که با راداری بسیار پرقدرت بهطور مداوم سیگنال ارسال میکند. یک AWACS مثل فانوس دریایی در اقیانوسی تاریک عمل میکند؛ همهچیز را میبیند، اما همزمان موقعیت دقیق خودش را هم به تمام دشمنان لو میدهد.
جنگندههای پنهانکار روسی و چینی دقیقاً برای شکار همین اهداف باارزش طراحی شدهاند و به موشکهای دوربردی مجهز هستند که انتظار میرود از فاصله بیش از ۳۰۰ کیلومتری این پلتفرمها را هدف قرار دهند؛ موضوعی که آنها را در میدان نبرد آینده بهشدت آسیبپذیر میکند.
F-35 با استفاده از قابلیت ترکیب حسگری، یک «نمای چشم خدا» از میدان نبرد ایجاد میکند. F-35 و همچنین سایر پلتفرمهای نسل 4.5، نسل پنجم و حتی نسل ششم که در آینده وارد خدمت میشوند، قرار نیست بهصورت یکبهیک جایگزین هواپیماهای آواکس شوند. در عوض، سیستم جمعآوری اطلاعات میان پلتفرمهای مختلف در یک ناوگان شبکهمحور توزیع میشود. بهجای یک چشم غولپیکر در فاصله ۱۵۰ کیلومتری، چهار چشم کوچک در فاصله ۱۵ کیلومتری از هدف دارید.
برخلاف آواکس که برای دیدن هدف باید آن را «پینگ» کند، سامانه AN/ASQ-239 Barracuda در F-35 میتواند انتشار امواج راداری و سیگنالهای رادیویی دشمن را بهصورت کاملاً غیرفعال، شناسایی کند. این سامانه قادر است دشمن را بدون ارسال هیچ سیگنالی که موقعیت خودش را افشا کند، مکانیابی کند.
از طریق MADL (Multifunction Advanced Data Link)، یک دسته چهارفروندی از F-35ها یک اینترنت خصوصی و پرسرعت ایجاد میکند. اگر یک F-35 هدفی را با دوربین مادونقرمز ببیند و F-35 دوم همان هدف را با رادار شناسایی کند، رایانهها این دادهها را با هم ترکیب میکنند. نتیجه، یک ردگیری دقیقتر از چیزی است که حتی یک آواکس میتواند ارائه دهد؛ آن هم با اشتراکگذاری آنی میان همه اعضای دسته پروازی.
شش دوربین مادونقرمز که در اطراف بدنه هواپیما نصب شدهاند، به خلبان اجازه میدهند بهطور مؤثر «از کف هواپیما عبور کند» و اطراف را ببیند. این سامانه بهصورت خودکار هر پرتاب موشک و هر هواگردی را در زاویه ۳۶۰ درجه رهگیری میکند. F-35 میتواند همزمان موقعیت رادارهای دشمن را نقشهبرداری کند (SIGINT) و آنها را مختل سازد و یک «حباب امنیتی» ایجاد کند تا جنگندههای نسل چهارم کمپنهانکارتر مثل F-16 یا F-18 بتوانند در پشت سر آن با امنیت بیشتری عمل کنند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر استقبال مشاور هنری احمدینژاد از طرح مقابله با نفوذ نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : امروز با احمد شاملو: خشم ِ کوچه در مُشت ِ توست بیشتر بخوانید: متفاوت ترین تصاویر از سطح بالای بدنه جنگنده اف-35 تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
قابلیت این جنگنده دهه ۱۹۷۰ را جنگندههای نسل پنجم هم ندارند
گجت نیوز: ویژگی منحصربهفرد یک جنگنده قدیمی دهه ۷۰ شوروی سابق، امروزه با بازگشت خطرات جدید در میدان نبرد، بار دیگر اهمیت یافته؛ قابلیتی که حتی پیشرفتهترین جنگندههای نسل پنجم نیز فاقد آن هستند.
موتورهای جت برای تولید رانش به هوای پاک نیاز دارند؛ اما بقایای روی باندهای پرواز (FOD) میتوانند آسیب جدی به این موتورها وارد کنند. این مشکل در سناریوهای جنگی میتواند به از کار افتادن کامل موتور منجر شود. جت جنگنده میگ-۲۹ (MiG-۲۹ Fulcrum) راهحلی مبتکرانه برای این چالش داشت. میگ-۲۹: محافظت از موتور در باندهای نبرد
جنگنده میگ-۲۹ در دوران جنگ سرد برای عملیات در باندهای پرواز آسیبدیده طراحی شد. آلایندههای خارجی میتوانند به پرههای کمپرسور موتور آسیب فاجعهبار بزنند. راهحل میگ-۲۹ هوشمندانه بود: هنگام برخاست و فرود، سنسورهای وزن ورودیهای اصلی هوای زیر بدنه را میبستند. در عوض، موتورها از ورودیهای هوای کمکی بالای ریشه بال هوا میگرفتند. این سیستم، موتورها را از debris محافظت میکرد و پس از پرواز، ورودیهای اصلی باز میشدند.
بازگشت خطر FOD در جنگهای مدرن
جنگندههای نسل پنجم مانند اف-۲۲ رپتور (F-22 Raptor)، سو-۵۷ فلن (Su-57 Felon) و جی-۲۰ مایتی دراگون (J-20 Mighty Dragon) در دورانی طراحی شدند که حملات به پایگاههای هوایی کمتر محتمل بود. حفاظت در برابر FOD اغلب به نفع کاهش وزن کنار گذاشته شد. اما امروز، درگیریهای متقارن، باندهای پرواز را اهدافی آسیبپذیر کردهاند. این موضوع، خطر FOD را برای عملیاتهای هوایی آینده جدی میکند. بنابراین، قابلیت منحصربهفرد جنگنده قدیمی دهه ۷۰ میگ-۲۹ بار دیگر ارزش خود را نشان میدهد.
چرا پسسوز جنگندهها «الماسهای ماخ» درخشان ایجاد میکند؟
الماسهای ضربهای زمانی شکل میگیرند که گازهای خروجی موتور یا موشک با سرعتی بیش از سرعت صوت از نازل خارج شوند و با فشار هوای اطراف برهمکنش داشته باشند. نکته جالب این است که برای شکلگیری این پدیده، لزوماً خود جنگنده یا موشک نباید با سرعت مافوق صوت حرکت کند؛ کافی است گازهای خروجی موتور با سرعت مافوق صوت جریان داشته باشند.
به گزارش خبرآنلاین، به همین دلیل این پدیده را با نامهای دیگری مانند «الماسهای ماخ» (Mach Diamonds) یا «دیسکهای ماخ» (Mach Disks) نیز میشناسند. چیزی که در تصاویر به شکل حلقهها و الماسهای نورانی دیده میشود، در واقع نمایشی قابل مشاهده از رفتار جریان گازهای مافوق صوت هنگام مواجهه با فشار هوای محیط است. چرا الماسهای ضربهای در ارتفاع پایین واضحتر هستند؟
این پدیده معمولاً در ارتفاعات پایینتر به شکل واضحتری دیده میشود؛ زیرا در نزدیکی سطح زمین، هوا چگالتر و پرفشارتر است. گازهای خروجی داغ و مافوق صوت موتور در چنین شرایطی اختلاف فشار بیشتری با محیط اطراف دارند و همین اختلاف فشار باعث شکلگیری ساختارهای تکرارشونده و الماسمانند در مسیر خروجی موتور میشود.
با افزایش ارتفاع جنگنده، فشار و چگالی هوای اطراف کاهش پیدا میکند. در نتیجه، اندازه این ساختارها میتواند بیشتر شود، اما تعداد آنها کاهش پیدا کند. برای درک این پدیده باید به رفتار گازهای مافوق صوت توجه کرد. گازهایی که با سرعت مافوق صوت از موتور یا موشک خارج میشوند، نمیتوانند مانند جریانهای زیرصوت بهصورت تدریجی خود را با تغییرات فشار محیط تطبیق دهند.
در جریان مافوق صوت، تغییرات فشار به شکل مجموعهای از امواج فشاری و انبساطی در مسیر حرکت گاز ایجاد میشوند. این امواج بهصورت متوالی در ستون گازهای خروجی شکل میگیرند و مناطقی با فشار و دمای متفاوت ایجاد میکنند.
همین الگوی متناوب از فشردهشدن و انبساط گاز است که ساختارهایی شبیه الماس را در مسیر خروجی موتور ایجاد میکند. به بیان ساده، گاز خروجی موتور تلاش میکند فشار خود را با فشار هوای اطراف برابر کند. اما به دلیل سرعت بسیار زیاد جریان، این فرایند به شکل تدریجی انجام نمیشود؛ در عوض، گاز چندین بار دچار فشردهشدن و انبساط میشود و در نتیجه، مجموعهای از نواحی روشن و تاریک در مسیر خروجی شکل میگیرد.
فشار محیط چه نقشی دارد؟
شکل دقیق این الگو به میزان فشار گازهای خروجی در مقایسه با فشار هوای محیط بستگی دارد. در نزدیکی سطح زمین، گاز خروجی موتور معمولاً در وضعیتی قرار دارد که فشار آن نسبت به محیط اطراف پایینتر است. در چنین شرایطی، جریان گاز پس از خروج از موتور به سمت داخل فشرده میشود و سپس دوباره منبسط میشود. این روند چندین بار تکرار میشود و همان الگوی معروف الماسهای ضربهای را به وجود میآورد.
در ارتفاعات بالاتر که فشار هوا کمتر است، شرایط میتواند برعکس شود و گاز خروجی نسبت به محیط اطراف فشار بیشتری داشته باشد. در این حالت نیز جریان گاز با مجموعهای از انبساطها و فشردهشدنها تلاش میکند خود را با فشار محیط هماهنگ کند و همین فرایند میتواند به شکلگیری الماسهای ضربهای منجر شود.
در هر دو حالت، هدف جریان گاز یکسان است: رسیدن به تعادل فشار با هوای اطراف. اما تا زمانی که این اختلاف فشار از بین نرفته باشد، فرایند فشردهشدن و انبساط ادامه پیدا میکند.
چرا الماسهای ضربهای در موتور پسسوزدار میدرخشند؟
برای درک علت درخشش این ساختارها باید ابتدا بدانیم پسسوز چگونه کار میکند. وقتی پسسوز موتور جنگنده فعال میشود، سوخت اضافی به جریان گازهای داغ خروجی، پس از عبور آنها از توربین، تزریق میشود. این گازها از قبل دمای بسیار بالایی دارند؛ بنابراین سوخت تقریباً بلافاصله مشتعل میشود و در نتیجه، گازهای خروجی داغتر و سریعتر میشوند.
افزایش سرعت و دمای گاز خروجی، نیروی پیشران موتور را نیز به میزان قابلتوجهی افزایش میدهد. برای مثال، موتور پرتاند ویتنی F135 که یکی از قدرتمندترین موتورهای جت ساختهشده محسوب میشود، در حالت عادی حدود ۲۸ هزار پوند نیروی پیشران تولید میکند. این رقم با فعالشدن پسسوز به حدود ۴۳ هزار پوند افزایش مییابد.
اما دمای بالاتر گازهای خروجی فقط به افزایش رانش منجر نمیشود؛ این گازهای بسیار داغ و سریع، شرایط لازم برای ایجاد ساختارهای ضربهای را نیز تقویت میکنند. یکی دیگر از پدیدههای مهم در این فرایند، «شوک عمودی» (Normal Shock) است؛ موج ضربهای که تقریباً عمود بر جهت حرکت جریان ایجاد میشود.
هنگامی که گازهای مافوق صوت از چنین موجی عبور میکنند، دمای آنها بهطور ناگهانی افزایش مییابد. این افزایش دما میتواند باعث احتراق سوخت باقیمانده در جریان گاز شود. در نتیجه، بخشهایی از جریان خروجی بهشدت داغ و درخشان میشوند و همین موضوع باعث میشود ساختارهای موسوم به الماسهای ضربهای به شکل حلقهها و نواحی نورانی در پشت موتور دیده شوند.
در واقع، چیزی که از فاصله دور شبیه زنجیرهای از الماسهای درخشان به نظر میرسد، حاصل تعامل پیچیده میان گازهای داغ و مافوق صوت، امواج فشاری، تغییرات دما و فشار هوای محیط است؛ پدیدهای که علاوه بر جنگندهها، در موتور موشکها و هنگام پرتاب راکتها نیز مشاهده میشود.
منبع: slashgear پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر مرگ ۱۸ زن موتورسوار در اصفهان خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : کیهان خواهان حمله به ناوهای آمریکا برای شکستن محاصره دریایی شد بیشتر بخوانید: کارخانه در دل ناو جنگی؛ پرینترهای سهبعدی سلاحهای جنگی را در دل طوفان میسازند(+عکس) تماشاخانه حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / گرگان چه چیزی را از دست داد؟ موتورسیکلت هست، زن موتورسوار هست؛ پس چه چیزی کم است؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران

حجمخوری یا مصرف پنهان؛ روایت اپراتورها از تمام شدن بستههای اینترنت

سرخط اخبار/ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - پیوست

جای زخم ۱۸متری ایلان ماسک بر چهره ماه

بیتکوین دوباره بالای ۷۰ هزار دلار رفت؛ بازار به تغییرات اوراق آمریکا واکنش نشان داد - پیوست

زنگ خطر امنیت سایبری در منطقه؛ عربستان زیر بار هشدارهای پیاپی برای آسیبپذیری زیرساختهای دیجیتال

