
خرهای درمانگر به کمک بیماران روانی آمدند

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام میشود، اما اضطراب جمعی نه
«آرمان امروز» در گفتوگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی گزارش میدهد؛
آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماهها بر زندگی دانشآموزان، خانوادهها و حتی فضای عمومی جامعه سایه میاندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظهای که از حوزه امتحان خارج میشوند، مرحله تازهای آغاز میشود؛ مرحلهای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورتبندی میکند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدتهاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانوادهها برای آن برنامهریزی میکنند، دانشآموزان ماهها زندگی خود را حول آن سامان میدهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار میگیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.
وی در تحلیل خود تأکید میکند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماههای منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی میکنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنشهای اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشردهای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا میکند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعهای از ساعتهای مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل میشود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمونهای آزمایشی ایجاد میشود. اما مسئله از جایی آغاز میشود که آزمون تمام میشود و این سه ستون ناگهان فرو میریزند.
مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد میکند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطهای است که میتواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحلهای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روانشناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورتبندی جامعهشناختی و اکتشافی برای توصیف تجربهای جمعی است؛ تجربهای که میتواند در آینده موضوع پژوهشهای دقیقتر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماهها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون میدانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درسهایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه میشود.
این فراغت اما لزوماً آرامشبخش نیست
به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخابشده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانیمدت است. فرد ماهها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی میماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤالهای آزمون زندگی میکند. سؤالها دوباره در ذهنش مرور میشوند؛ پاسخها زیر و رو میشوند و پرسشهایی مانند «اگر گزینه دیگری را میزدم چه میشد؟» یا «نکند سؤال سادهای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار میشوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.
مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونیسازی نظام ارزشیابی» مرتبط میداند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل میشود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی میکند. در نتیجه، داوطلب نمیتواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخگویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانوادهها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گستردهتری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال میکنند و همین امر باعث میشود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش سادهای مانند «چه رتبهای میآوری؟» میتواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمیداند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس میکند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همینجا، «برزخ انتظار» شکل میگیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهمترین ویژگیهای پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی میکند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانشآموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق میتواند احساس بلاتکلیفی و بیجهتی ایجاد کند.»
تعلیق هستی شناختی موقت
مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستیشناختی موقت» توصیف میکند؛ دورهای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شدهاند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیتهای ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطرابهایی است که در ماههای قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل میشدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دستکم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی میتواند گستردهتر شود و پرسشهایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسانهای خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخهایی که در جلسه داده شدهاند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمیهای افراطی پناه میبرند. ساعتها حضور در فضای مجازی، اسکرول بیهدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع میتواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد میکنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.
در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته میکند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامهای ندارد. نوجوان را ماهها برای یک روز آماده میکنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمیکنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب میکند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمیگردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راهحل نیز صرفاً در توصیههای فردی خلاصه نمیشود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پلهای معنایی» ایجاد کنند.
دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی:
از منظر جامعهشناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار دادهاند. خانواده یکی از مهمترین این ساختارهاست. خانوادهها میتوانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر میکنی چه رتبهای میآوری؟» باشد، میتوان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک میتواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانشآموز را رها کند. مدارس میتوانند برای روزها و هفتههای پس از آزمون، برنامههای مشاورهای طراحی کنند؛ برنامههایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفتوگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانهای تنها بر رتبههای برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشتههای خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزشگذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تابآوری، مسیر زندگی و تجربههای متنوع موفقیت میتواند نگاه جامعه را از «نتیجهمحوری» به «فرآیندمحوری» نزدیکتر کند.
تجارت تازه؛ بلیتفروشی ازدواج | برگزاری مراسم باشکوه با مهمانان غریبه!
به گزارش خبرفوری، استارتاپی فرانسوی با نام «اینویتین» مدلی غیرمعمول پیشنهاد کرده است؛ زوجها میتوانند بخشی از صندلیهای خالی جشن ازدواج خود را به افرادی بفروشند که هیچ آشنایی قبلی با عروس، داماد یا خانوادههای آنان ندارند. در مقابل، این افراد با پرداخت مبلغی مشخص، در یک عروسی واقعی شرکت میکنند، غذا و موسیقی مراسم را تجربه میکنند و برای چند ساعت به جمعی وارد میشوند که تا پیش از آن کاملا برایشان غریبه بوده است.
این ایده که از سال ۲۰۲۵ توجه رسانههای فرانسوی و بینالمللی را جلب کرده، فقط یک راه برای جبران هزینههای عروسی نیست؛ بلکه نشانهای از گسترش «اقتصاد تجربه» به خصوصیترین مناسبتهای زندگی شخصی است.
یک پرسش کودکانه، آغاز یک کسبوکار
ایده اینویتین از پرسشی ساده آغاز شد. کاتیا لکارسکی، بنیانگذار این پلتفرم، زمانی که خانهاش در جنوبشرقی فرانسه را به گروهی از مهمانان عروسی اجاره داده بود، با پرسش دختر پنجسالهاش روبهرو شد: «چرا ما به عروسیها دعوت نمیشویم؟»
همین پرسش او را به فکر انداخت؛ اگر کسانی که معمولا در فهرست مهمانان هیچ عروسی قرار ندارند، بتوانند برای شرکت در چنین مراسمی هزینه بپردازند، چه خواهد شد؟ از نگاه او، این سازوکار میتوانست هم تجربهای اجتماعی برای افراد تنها یا علاقهمند به مراسمهای فرهنگی باشد و هم بخشی از هزینه سنگین عروسی زوجها را جبران کند.
بیشتر بخوانید:
زبالههای عروسی تیلور سوئیفت فروخته شد!
رونمایی از لباس عروس زیباترین دختربچه جهان | عکس
لباس عروس در گرانترین عروسی جهان «گم شد»
مُد داغ زنان مطلقه | حلقه «طلاق» در انگشت وسط!
پلتفرم اینویتین بر همین اساس شکل گرفت. زوجها در سایت ثبتنام میکنند، تعداد صندلیهای قابل عرضه را مشخص میکنند و تصمیم میگیرند مهمانان بیرونی به کدام بخش مراسم دسترسی داشته باشند؛ تنها مراسم عقد، پذیرایی، شام یا تمام جشن.
عروسی گران است؛ صندلی خالی هم هزینه دارد
هزینه برگزاری عروسی در فرانسه، بهویژه در شهرهای بزرگ و مناطق پرطرفدار، میتواند به سرعت از بودجه اولیه زوجها فراتر برود. برآوردهای رسانهای، هزینه متوسط یک جشن با حدود صد مهمان را نزدیک به ۲۰ هزار یورو اعلام کردهاند؛ رقمی که با اجاره عمارت، پذیرایی، موسیقی، لباس، گلآرایی و عکاسی افزایش مییابد.
قیمت حضور در عروسیهای عرضهشده در پلتفرم نیز ثابت نیست. محل برگزاری، نوع جشن، زمان حضور و خدمات ارائهشده، مبلغ نهایی را تعیین میکند. گزارشهای مختلف از قیمتهایی در بازه حدود ۱۰۰ تا ۶۰۰ یورو حکایت دارند.
نمونه جنیفر و پائولو، زوجی که نزدیک پاریس ازدواج کردند، نشان میدهد این مدل چگونه کار میکند. آنها ابتدا بودجه مراسم را ۱۰ هزار یورو در نظر گرفته بودند، اما هزینهها از ۱۵ هزار یورو عبور کرد. این زوج پنج مهمان غریبه را از طریق پلتفرم پذیرفتند. هر یک از این افراد ۲۱۸ یورو پرداخت کرد و پس از کسر کمیسیون ۱۵ درصدی پلتفرم و هزینه غذا و نوشیدنی، حدود ۱۱۰ یورو به ازای هر مهمان برای زوج باقی ماند؛ در مجموع نزدیک به ۵۵۰ یورو.
این مبلغ شاید هزینه کل مراسم را متحول نکند، اما میتواند بخشی از هزینههای جانبی مانند گل، دکور یا لباس را پوشش دهد.
غریبهها چگونه وارد یک مراسم خصوصی میشوند؟
اینویتین تاکید دارد که این مدل به معنای ورود بیضابطه افراد ناشناس به مراسم خصوصی نیست. عروس و داماد میتوانند پروفایل متقاضیان را بررسی کنند و درباره پذیرش یا رد آنها تصمیم بگیرند. هویت شرکتکنندگان نیز بررسی میشود و مهمانان بیرونی باید مجموعهای از قواعد رفتاری را بپذیرند؛ از رعایت پوشش مراسم و حضور بهموقع تا مصرف متعادل مشروبات الکلی و خودداری از انتشار تصاویر بدون اجازه میزبانان.
به این ترتیب، مهمان پولی قرار نیست صرفا مشتری باشد؛ او باید برای چند ساعت قواعد یک جمع خانوادگی و اجتماعی را رعایت کند.
چرا کسی برای رفتن به عروسی غریبهها پول میدهد؟
برای بخشی از خریداران، جذابیت اصلی این تجربه، حضور در یک جشن واقعی و فرصتی برای معاشرت است. افرادی با دایره دوستان کوچک، کسانی که کمتر به مراسم عروسی دعوت میشوند یا گردشگرانی که میخواهند فرهنگ فرانسه را از نزدیک لمس کنند، مخاطبان بالقوه این مدل هستند.
برخی نیز این مراسم را فرصتی برای آشنایی با آدمهای تازه، تجربه غذا و موسیقی محلی یا حتی بررسی محل برگزاری و خدمات عروسی برای مراسم آینده خود میدانند. در نمونه جنیفر و پائولو، میان مهمانان ناشناس زوجی حضور داشت که خودشان بهتازگی ازدواج کرده بودند و میخواستند این بار بدون مسئولیت و فشار میزبان بودن، در عروسی دیگری شرکت کنند.
مهمان یا مشتری؟
منتقدان میگویند چنین مدلی ممکن است مرز میان روابط شخصی و تجارت را کمرنگ کند. از نگاه آنها، عروسی باید رویدادی خصوصی و خانوادگی باقی بماند، نه محصولی برای خرید و فروش.
اما مدافعان اینویتین معتقدند تعریف عروسی پیش از این نیز در حال تغییر بوده است. رشد مراسمهای کوچکتر، فشار اقتصادی و گسترش پلتفرمهای اشتراکگذاری، زوجها را به بازنگری در سنتها واداشته است.
فعلا نمیتوان گفت فروش صندلی عروسی به روندی فراگیر در فرانسه تبدیل شده است؛ این پدیده هنوز محدود و نوپاست. با این حال، اینویتین یک پرسش مهم پیش میکشد: در جهانی که بسیاری از تجربهها قابل رزرو و خرید شدهاند، آیا حتی «دعوت شدن» نیز میتواند به یک کالا تبدیل شود؟

وزیر بهداشت: مسائل مربوط به معیشت اساتید را پیگیری کردهایم

میگنا - چرا تشخیص اضطراب در کودکان دشوار است؟

تمدید زمان مشاهده و سوابق تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری و دانشجو - معلم

ماهها تلاش برای یک روز سرنوشتساز |گزارشی از حالوهوای حوزه امتحانی دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین روز کنکور + فیلم

روباه مهربانِ فلات ایران

