پدر ماریا گفت: داماد من پسرخالهام است. او از ماریا خواستگاری کرد و من هم موافقت کردم. دخترم بلافاصله بعد از ازدواج باردار شد و دو فرزند داشت. البته من میدانستم اختلافاتی با همسرش داشت اما اصلاً تصور نمیکردم شیرمحمد او را بکشد.
شیرمحمد در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: من و زنم به خاطر مسائل مالی خیلی با هم درگیری داشتیم. او خرجی بیشتری میخواست و به من میگفت تو خسیس هستی. من خسیس نبودم ولی زنم ولخرج بود. یک روز قبل از حادثه با زنم جروبحث کردیم و او را زدم. سر این مساله با هم قهر بودیم. روز حادثه هم دوباره جروبحث کردیم. زانوی من خیلی درد میکرد و خیلی ناراحت بودم. درد زانو هم مرا عصبیتر کرده بود. وقتی جر و بحث ما شروع شد دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و او را زدم. چند ضربه که با چاقو زدم، زنم جانش را از دست داد.
متهم درباره قتل دو فرزندش گفت: بچهها ترسیده بودند و گریه میکردند. من هم برای اینکه صدایشان را قطع کنم هر دوی آنها را کشتم و بعد فرار کردم.
در جلسه رسیدگی، او به طور ناگهانی همه چیز را انکار کرد و گفت: من، زن و بچههایم را نکشتم و اتهام را قبول ندارم. روز حادثه دور میدان ایستادم و یک نفر من را برای کار ساختمان برد. تا شب هم سر کار بودم. وقتی برگشتم دیدم زن و بچههایم را کشتهاند.
متهم گفت: من کارگر روزمزد بودم و یکجای ثابت کار نمیکردم که بتوانم صاحبکارم را بیاورم و تحقیق شود، برای همین مأمور آگاهی من را متهم کرد و من هم نتوانستم ثابت کنم که در خانه نبودم. اعترافات قبلی من درست نیست. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248672
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: … …

































































































































































