
«ادویه» آماده نمایش شد

تجلیل از هنرمندان نقش آفرین در حماسه جنگ رمضان
به گزارش برنا به نقل از روابط عمومی صندوق اعتباری هنر، در این برنامه که شامگاه چهارشنبه ۲۸ مرداد مردادماه برگزار شد، هنرمندان و فعالان فرهنگی این استان با مدیرعامل و مدیران صندوق به گفتوگو نشستند و مسائل، دغدغهها و دیدگاههای خود را در فضایی صمیمانه و صریح مطرح کردند.
مدیرعامل صندوق در ابتدای سخنان خود با ابلاغ سلام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: اصفهان برای فرهنگ و هنر ایران یک نام آشنا و ریشهدار است و خوشبختانه از ظرفیتهای ارزشمند و زیرساختهای خوبی برخوردار است. آنچه برای ما اهمیت دارد این است که این ظرفیت و خدمات، در سراسر استان و میان هنرمندان شهرستانها نیز به یک اندازه در دسترس باشد.
مدیرعامل صندوق اعتباری هنر تأکید کرد: حضور ما در اصفهان برای شنیدن مسائل هنرمندان است؛ اینکه بدانیم هنرمند در شهرستان چه دغدغهای دارد، چه خدمتی برایش دسترسپذیر نیست و صندوق در کجا میتواند نقش مؤثرتری ایفا کند.
پوراحمدی ضمن تشریح خدمات صندوق بیان کرد: صندوق اعتباری هنر خدمات خود را در قالب ۴۰ طرح و در ۵ بخش اصلی خدمات بیمه تأمین اجتماعی، بیمه درمان تکمیلی، تسهیلات و طرح تکریم و کمک مستمری ارائه می دهد.
پوراحمدی در تشریح وضعیت ارائه خدمات صندوق در استان اصفهان بیان کرد: صندوق اعتباری هنر در حال حاضر بیش از ۱۰۰ هزار عضو دارد که از این میان ۴ هزار و ۷۰۰ نفر، هنرمندان اصفهانی هستند. از این تعداد، بیش از ۳ هزار و ۸۰۰ نفر از خدمات بیمه تأمین اجتماعی، ۲ هزار نفر از خدمات بیمه تکمیلی بهرهمندند و ۱۷ نفر از هنرمندان دارای نشان درجه یک هنری تحت پوشش طرح تکریم هستند.
مدیرعامل صندوق اعتباری هنر ادامه داد: اصفهان از نظر زیرساختها و ظرفیتهای فرهنگی و هنری شرایط ارزشمندی دارد، اما گستردگی استان و حضور هنرمندان در شهرستانهای مختلف، ضرورت توجه به دسترسی برابر آنان به خدمات و حمایتها را بیشتر میکند. بر همین اساس، یکی از اهداف حضور میدانی صندوق، شناخت مسائل هنرمندان در نقاط مختلف و تسهیل دسترسی آنان به خدمات است.
پوراحمدی با اشاره به اجرای طرح «فرا تهران» نیز اظهار داشت: این طرح با تاکید وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی با شعار «ایران فقط تهران نیست» و با هدف گسترش ارتباط مستقیم صندوق با جامعه فرهنگ و هنر استانها و توزیع متوازن خدمات و حمایتها اجرا می شود.
وی افزود: در جریان سفرهای استانی، با پیشکسوتان، هنرمندان و فعالان جوان فرهنگی و هنری دیدار کردهایم و گفتوگو با آنان، مسائل و پیشنهادهایی را پیش روی صندوق قرار داده که میتواند در اصلاح فرآیندها و ارتقای کیفیت خدمات مؤثر باشد.
پوراحمدی تصریح کرد: چهار تیم از مسئولان و مدیران صندوق طی سه روز با حضور در تمامی شهرستانهای استان، با هنرمندان و فعالان فرهنگ و هنر دیدار و گفتوگو کردند.
وی همچنین از اجرای طرح «هفت بحر هنر» در استان اصفهان خبر داد و گفت: در این طرح، با همکاری ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها، از هنرمندان پیشکسوت و چهرههای شاخص فرهنگ و هنر تجلیل میشود که تاکنون این آیین در ۱۷ استان برگزار شده و در شهریورماه نیز در استان اصفهان برگزار خواهد شد.
پوراحمدی با اشاره به برگزاری مراسم ضیافت با اهالی فرهنگ و هنر در سفرهای استانی صندوق اعتباری هنر گفت: در تمامی استانها، در کنار دیدارهای فردی با هنرمندان، ضیافتی با حضور اهالی فرهنگ و هنر برگزار میکنیم، اما برنامه اصفهان از این جهت تفاوت داشت که نخستین سفر استانی صندوق پس از جنگ تحمیلی بود و به همین دلیل، رویکرد متفاوتی برای این مراسم در نظر گرفتیم.
وی افزود: در این برنامه تلاش کردیم از هنرمندانی که در جریان جنگ تحمیلی با حضور مؤثر خود در میدان، نقشی آگاهانه در روشنگری افکار عمومی ایفا کردند، تقدیر کنیم. این هنرمندان در آن مقطع نشان دادند که نسبت به شرایط جامعه و تحولات پیرامون خود آگاه و بصیر هستند و میتوانند با حضور و نقشآفرینی خود در آگاهیبخشی به مردم اثرگذار باشند.
مدیرعامل صندوق اعتباری هنر ادامه داد: هیچ اقدامی نمیتواند به اندازه زحمات و تلاشهای شما و حضورتان در میدان، ارزشمند باشد. ما نیز تلاش کردیم در کنار شما باشیم و از این حضور و نقشآفرینی تقدیر کنیم.
پوراحمدی در ادامه از رویکرد و تلاشهای مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان در حوزه فرهنگ و هنر قدردانی کرد و گفت: یکی از ویژگیهای برجسته استاندار اصفهان، علاقهمندی و توجه ویژه ایشان به حوزه فرهنگ و هنر است و این رویکرد در حمایت و پیگیری مسائل فرهنگی و هنری استان نمود دارد. امیدواریم با استمرار این نگاه و حمایتها، شاهد اتفاقات و دستاوردهای بیشتری در حوزه فرهنگ و هنر اصفهان باشیم.
وی همچنین از تلاشهای سیدمهدی سیدیننیا، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان و مجموعه ادارهکل در همراهی با جامعه فرهنگ و هنر استان و همکاری با صندوق اعتباری هنر قدردانی کرد و گفت: تعامل و همراهی مدیران فرهنگی استان، زمینه را برای ارتباط مؤثرتر با هنرمندان و پیگیری مسائل و مطالبات آنان فراهم میکند..
در بخش پایانی این برنامه، از شماری از هنرمندان اصفهانی که با آفرینش آثار فرهنگی و هنری، در بازتاب حماسه و وقایع جنگ رمضان و حفظ و انتقال این رویدادها در قالب هنر نقش داشتند، تقدیر به عمل آمد.
انتهای پیام/
پوران درخشنده با مستند «نازول» در راه جشنواره مونته نگرو
به گزارش شهرآرانیوز؛ مستند «نازول» به نویسندگی و کارگردانی یوسف قناتی و تهیهکنندگی پوران درخشنده، بهعنوان نماینده سینمای ایران در بخش مسابقه اصلی سیونهمین جشنواره فیلم هرتسگ نووی مونتهنگرو حضور خواهد داشت.
«نازول» در میان ۲۴ مستند منتخب بخش مسابقه اصلی این جشنواره قرار گرفته و با ۲۳ فیلم دیگر از کشورهای مختلف جهان برای کسب جایزه میموزای طلایی (Golden Mimosa) رقابت خواهد کرد. در این دوره، تنها چهار فیلم از قاره آسیا در بخش مسابقه مستند حضور دارند و «نازول» بهعنوان نماینده سینمای ایران، از معدود آثار آسیایی حاضر در این بخش به شمار میرود.
ولادیمیر پروویچ، انتخابگر بخش مستند جشنواره، با اشاره به قدرت مجموعه آثار امسال، این دوره را از نظر کیفیت انتخابها بسیار قوی توصیف کرده و بر تنوع موضوعی و رویکردهای خلاقانه فیلمهای منتخب در پرداختن به مسائل جهان امروز تأکید کرده است.
جشنواره فیلم هرتسگ نووی، مهمترین جشنواره فیلم مونتهنگرو و از رویدادهای مهم سینمایی منطقه بالکان و جنوب شرقی اروپا به شمار میرود و از ۲۲ تا ۲۸ آگوست ۲۰۲۶ در شهر ساحلی هرتسگ نووی برگزار خواهد شد. این جشنواره در کنار بخشهای رقابتی، برنامههایی در حوزه سینمای اروپا، مستند، فیلمهای دانشجویی، تلویزیون و رویدادهای صنعت سینما برگزار میکند.
جشنواره فیلم هرتسگ نووی همچنین در مارس ۲۰۲۶ بهطور رسمی از سوی FIAPF، فدراسیون بینالمللی انجمنهای تهیهکنندگان فیلم، اعتباربخشی شد و در شبکه جشنوارههای معتبر سینمایی جهان قرار گرفت.
در ادامه حتما بخوانید پوران درخشنده تهیهکننده مستند «نازول» شد + خلاصه داستان
بر اساس برنامه رسمی جشنواره، «نازول» روز سهشنبه ۲۵ آگوست، ساعت ۲۱ در خانه ایوو آندریچ، نویسنده و برنده نوبل ادبیات، نخستین نمایش جهانی خود را تجربه خواهد کرد. برنامه رسمی بخش مستند نیز این محل را بهعنوان محل برگزاری مسابقه مستند معرفی کرده است.
«نازول» روایتی از زندگی کودکی خوشصدا و علاقهمند به خوانندگی است که در یکی از روستاهای محروم کشور زندگی میکند. این اثر با نگاهی انسانی و اجتماعی، تجربه زیسته و ظرفیتهای امیدبخش این کودک را در بستر زندگی محلی به تصویر میکشد.
بخشی از قربانیان «سینما رکس» بعد از فاجعه به وجود آمدهاند
به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، مستند «سینه ما رِکس» ساخته میترا مهتریان، چهارشنبه، ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ همزمان با سالگرد فاجعه سینما رِکس آبادان و به یاد قربانیان آن، با حضور میترا مهتریان کارگردان اثر و آنتونیا شرکا منتقد سینما در سالن فردوس موزه سینمای ایران تحلیل و بررسی شد و مدیریت نشست را بهناز شیربانی روزنامهنگار بر عهده داشت. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد.
در ابتدای نشست، بهناز شیربانی با عرض خیر مقدم به حضار گفت: «سلام به مردم عزیز و صبور آبادان. ۲۸ مرداد ماه در تاریخ سرزمین ما، روز عجیب و تراژیکی است. در روزی که فاجعه سینما رکس اتفاق افتاد، کنار هم جمع شدیم و خاطرهای که میترا مهتریان روایت کرد را تماشا کردیم. در این فیلم، یک شهر عزادار است و این اتفاقی است که در آبادان رخ داده و همه ما با دیدن این فیلم در غم مردم آبادان شریک میشویم حتی ما که کسی را در فاجعه سینما رکس از دست ندادهایم هم با این غم همراه هستیم.
میترا مهتریان، دغدغه خودش را از ساخت مستند «سینه ما رِکس»، توجه به قربانیان مستقیم و غیرمستقیم فاجعه سینما رکس آبادان عنوان کرد: شاید بحث طولانی بودن فیلم عذابآور باشد و مخاطب را اذیت کند ولی فقط به این فکر کنیم که ما فقط لازم بود ۹۶ دقیقه را تحمل کنیم در صورتی که خانواده قربانیان، ۴۷ سال است که این زخم را تحمل میکنند و ۴۷ سال است که راجع به آن حرف نزدند و از این زخم نگفتند. راجع به قربانیان فاجعه هم باید بگویم که فقط بحث کشتهشدگان در میان نیست و بخشی از قربانیان بعد از فاجعه به وجود آمدهاند. مثل آقای زارعی که اینجا حضور دارند، کسی است که برای اولین بار پس از فاجعه وارد سینما رکس شده است واز قربانیان این حادثه است، چرا که رنج و زخمی را دیده که تا سالها حتی خانواده خودش باورش نمیکرده اند. و این قربانیان شامل افراد دیگری میشود که میتوان به برادر حسین تکبعلی زاده اشاره کرد. من بیشتر قصد داشتم سراغ قربانیان این حادثه بروم و حتی کسانی که عزیز از دست ندادهاند ولی به طور غیرمستقیم قربانیان این ماجرا هستند. باید بگویم که طولانی بودن فیلم را قبول دارم و عمدی بوده است. شاید حتی دوست داشتم طولانیتر بشود و مخاطب را بیازارد و به این فکر کند که این مردم ۴۷ سال چگونه سکوت کردند و اینقدر دربارهاش حرف نزدند.
این مستندساز، راجع به احساسات مردم آبادان نسبت به سینماگر نامآشنای سینمای ایران بهروز وثوقی بازیگر، تصریح کرد: من یک سال و شش ماه در آبادان زندگی کردم و پژوهش فیلم را خودم به تنهایی انجام دادم. من به هر شکل هوایی یا زمینی خودم را به آبادان میرساندم و حداقل ۱۵ روز در هر ماه را به زندگی و تحقیق در آبادان اختصاص میدادم. تمام مردم آبادان عشق و علاقه عجیبی به بهروز وثوقی نشان میدادند. توانستم با بهروز وثوقی ارتباط برقرار کنم و خوشبختانه از تماشای فیلم استقبال کردند به طوری که برای من پیغامی فرستادند و گفتند که این فاجعه برای او تکاندهنده بوده چون از سینما رکس آبادان خاطره شیرینی به علت برگزاری اکران افتتاحیه «رضا موتوری» در این سینما داشته است. در ادامه، برنامهریزی صورت گرفت که یک روز، مستند «سینه ما رِکس» در آبادان به نمایش دربیاید و با بهروز وثوقی به شکل آنلاین ارتباط بگیریم. متأسفانه این اتفاق نیفتاد. به هر حال، این فیلم برای بهروز وثوقی خیلی تکاندهنده بود و او را بسیار ناراحت کرد.
آنتونیا شرکا در ادامه گفت: آنچه که میترا مهتریان راجع به اسم فیلم «سینه ما رِکس» به من گفتند، برای من جالب بود که در فیلم، از روی عمد کلمه «سینما» جدا جدا نوشته شده است که به معنی «سینه ما» باشد و به گفته این فیلمساز، روایت لوکیشنی که وجود ندارد و سینمایی که ۴۷ سال پیش از بین رفته است، در سینه تک تک افرادی که آنجا زندگی میکنند سینه به سینه گشته و روایتش همچنان پا برجاست و این کلید ورود به این مستند است. ما در رابطه با چیزی که دیگر نیست و حتی ترس این وجود دارد که از خاطرهها برود، به آن مکان سر میزنیم و تحقیقی را انجام میدهیم و با مردمی که برای آن دوران بودند، ارتباط میگیریم و آنها بدون وجود آن مکان، روایت را نقل میکنند. به صورتی که یکی از برادران میگوید که میخواهد نسلهای بعد این روایت را بدانند و ماجرا با مرگ او از بین نرود و صحنه آخر فیلم هم در ارتباط با همین موضوع است.
این منتقد سینما، راجع به ویژگیهای سینمایی این مستند گفت: از نظر من، این فیلم هم یک مستندسازی و یک تاریخ شفاهی است که میترا مهتریان پیشتر در حوزه تاریخ شفاهی سابقه فعالیت داشته بنابراین به خوبی توانستهاند این شفاهی بودن روایت را در سراسر فیلم بگنجانند و هم به موقع توانستهاند آن را دراماتیزه کنند که فقط جنبه یک روایت تاریخی مستند را نداشته باشد بلکه به مرور و هر قدر که فیلم جلو میرود و با آن فیلمها و عکسهای آرشیوی و فیلمبرداری خودشان، مخاطب را درگیر موضوع میکند و این فرصت را پیدا کنیم که روایتها را نه آنگونه که در خبرها آمده، دنبال کنیم بلکه بتوانیم آن را طبق زیست شخصیتها بشنویم. همچنین، این اثر نقش تراپی را دارد چون بعضی فیلمها خاصیت درمانی برای کاراکترها دارد. حضور تیم فیلمبرداری ممکن است به خانوادهها کمک کرده باشد که یکبار دیگر حتی با شخصیت حسین که سعی میکرده این خاطره تلخ و دلخراش را پس بزند، با آن روبرو شود. گروه فیلمبرداری توانسته این برادران را دور هم جمع کند تا آنها را به جایی برساند که با هم در یک سینما گرد هم آیند و شاید بتواند التیامی بر دردهای آنها باشد. وقتی یک چیزی در ذهن شماست و آن را به علت تلخ بودن پس میزنید، وقتی دربارهاش حرف بزنید، تجسم پیدا میکند و تبدیل به یک چیز بیرونی میشود؛ آنجاست که آدم میبیند میتواند به قضیه طور دیگری نگاه کند بلکه این حوادث و تاریخ تکرار نشود.
او تلاش اثر برای کشف حقیقت را ستود و عنوان کرد: به نظر میرسد که فیلم در پی کشف حقایق پنهان پشت یک جنایت تاریخی است یعنی همین موضوع که آیا تماشاگران در سالن قبل از آتشسوزی مُرده بودند؟ جزو موارد معدودی است که در جایی مطرح میشود. اینها آنچه است که این فیلم سعی میکند به این جنبه ماجرا نگاه کند و یک بازخوانی از حقیقت منجمدشده از سوی رسانههای گروهی در این سالها داشته باشد بدون اینکه لزوما به نتیجه مشخصی برسد. میتوان طور دیگر به موضوع نگاه کرد و شاید اصلا حقیقت ماجرا این نباشد و همه آنچه که گفته شد، همه حقیقت نباشد و حقیقت زوایای پنهان دیگری داشته باشد که تا به حال به آن پرداخته نشده است. این مستند این توانایی را دارد که از یک مرثیهسرایی برای یک جنایت ملی به مستندی برای کشف حقیقت ارتقا پیدا کند که از طریق مشارکت با خانواده قربانیان و شاهدان صورت میگیرد و میتواند واقعهای مربوط به ۴۷ سال قبل را به زمان حال وصل کند. به این صورت نه تنها برای آنها که تجربهاش کردند، یک تجسم کنونی باشد بلکه حتی پیوندی بین حادثهای به تاریخ پیوسته ایجاد کند که سالی یکبار از آن یاد میشود و آدمهایی که در آن شهر زندگی میکنند و هنوز یاد و خاطره این اتفاق را با خود حمل میکنند. فیلم به جای اینکه برای آن اتفاق سینه بزند، با روایت کردنش آن را به زمان حال وصل میکند تا بتواند این کارکرد را پیدا کند که همیشه ماه پشت ابر نمیماند و یک اتفاق تاریخی مربوط به ۴۷ سال قبل هنوز میتواند محل بحث با نگاهی امروزی باشد و باز تکرار میکنم تا بلکه این حوادث دیگر تکرار نشود. مخصوصا در دنیای امروز که امکانات بیشتری برای ثبت حقایق وجود دارد.
شرکا، کنتراست بین آب و آتش در اثر را بدینصورت تشریح کرد: جایی در فیلم گفته میشود که آنزمان، آبادان بعد از تهران بیشترین تعداد سینما را داشته است. اینکه فیلم انتخاب کرده در حین گفتن جزئیات دلخراش آن فاجعه به شکل ناتورالیستی مثل اشاره به بوی چربی و سوختن گوشت انسان، عکسهایی از بعد از فاجعه میبینیم و ما در حالی که داریم صندلیهای سوخته و به هم ریخته را نگاه میکنیم، این کنتراست به وجود آمده میتواند جذاب باشد و همچنین، کنتراستی که بین آب و آتش نشان میدهد.
خیلی از تصاویر مستند کنار رود کارون را نشان میدهد مثل صحنه غروب یا بازی کردن بچهها کنار آب. وقتی این صحنهها با گرمای شدید آن سرزمین و آن آتشسوزی ترکیب میشود، تضادی را ایجاد میکند که در دلش، این خطوط پررنگی که در جنوب ایران هست را تداعی میکند. خیلی جالب است که جنوب ایران، بستر غریبی است برای اینکه موضوع فیلمهای داستانی کارگردانانی همچون امیر نادری باشد. جنوب ایران به لحاظ بصری و مناظری که دارد، تضادهای رنگ و نور و سایهای دارد که در هیچ کجای ایران وجود ندارد و هم اینکه یک قدمت ادبیاتی و سینمایی دارد که هر کسی آنجا پا میگذارد، انگار خود محیط راهنمایش برای گفتن روایتها میشود و خیلی حرفها برای گفتن دارد. حالا بماند که بعد از این حادثه، جنگ تحمیلی عراق و ایران رخ داد و اوجش در آن منطقه بود. انگار این مستند دوباره یادمان میاندازد که این سرزمین، رازهای زیادی در دل خود دارد و هر هنرمندی که به آنجا پا میگذارد، خود آن خطه الهامبخش میشود و حتی اگر به موضوعی فکر نکرده باشد، این ارتباط با مردم و مناظر آنجا، انگیزهای برای کشف جنبه دیگری از ماجراها میدهد.
مهتریان، راجع به الهامبخشی خطه آبادان در حین تصویربرداری مستند «سینه ما رِکس» گفت: حدود ۹۰ درصد از فیلمبرداری اثر را خودم انجام دادم و ۱۰۰ درصد نماهای لایی زمانی بوده است که تنهایی برای پژوهش میرفتم. بخشی از تصاویر با اوزمو گرفته شده است که برخی اعتقاد داشتند که خانمها با اوزمو خوب نمیتوانند کار کنند و شاید اعوجاج در برخی صحنهها ایجاد کرده باشد. واقعا این خاک به آدم میگفت که چه باید ارائه داد یعنی همان آببازی بچهها کنار گاومیش ها یا نخلستانِ در مِه قرار گرفته، انگار که نشانی از مبهم بودن ماجرا باشد و من میخواستم دقیقا آن را با این تصاویر القا کنم.
این فیلمساز در سخنان پایانی، راجع به مبهم بودن زوایای فاجعه سینما رِکس آبادان عنوان کرد: مبهم بودن از این جهت که در دادگاه مشخص میشود که حسین تکبعلی زاده دروغ گفته است و میگوید در جلسات قبلی، دروغ گفتهام چون میخواستم قهرمان باشم. این دروغ گفتن ها ادامهدار بود و حسین تکبعلی زاده تا سالها دیوانه این ماجرا شده بود چون قضیه قرار نبود اینقدر پیچیده و مبهم برای خودش باشد. برای خود من هنوز خیلی از مسائل حل نشده باقی ماند. چیزی که حسین تکبعلی زاده تعریف میکند با آنچه که آقای زارعی میگوید مطابقت دارد. او اولین نفری بود که وارد سینما بعد از آتشسوزی شد. او معتقد است که آب به اندازه کافی ریخته بودند ولی قبل از اینکه آتشسوزی بشود، همه فوت کرده بودند. تکبعلی زاده در سینما از همکارش میپرسد شما نفت ریختهاید چون هنوز آتشی شعله نکشیده بود و او، این حرف را بعدا به برادرش زده بود. دوستش تکان نمیخورد و میافتد. در نهایت، ۴ نفر از آن سینما بیرون میآیند که همه در راهرو بودهاند و یکی از آنها حسین تکبعلی زاده است بنابراین این ماجرا، ابهامات زیادی دارد.
این مستندساز، خبر از پایان ساخت دو مستند داد و گفت: ساخت یک مستند را به تازگی بعد از دو سال و شش ماه رفتوآمد به کاشان تمام کردم که پرتره یک خانم ۹۰ ساله است. او یک فعال فرهنگی و خیر فرهنگی است که زجر زیادی در زندگی کشیده و حدود ۲۵ سال ممنوعالخروج و بزرگترین حسرتش، ندیدن بزرگ شدن فرزندانش در خارج از کشور بوده است. این خانم به دلیل عشقی که به ایران داشته، هنوز در ایران مانده است ولی بنا به دلایلی ، من باید فیلم را در پستوی خانه نهان کنم. بعد از اینکه این فیلم راهی کشوی خانه شد، به سراغ ساخت فیلمی دیگر در همدان رفتم که آن هم در فضای تاریخ شفاهی است. این فیلم، بخش علمی و کتابخانهای هم دارد. محلههای همدان هر یک به عنوان خاصی شناخته میشوند و این سوژه فیلم است. ساخت این مستند هم به اتمام رسیده و در مرحله تدوین است. بنابراین این فیلم را در زادگاه خودم ساختم.
میترا مهتریان در سخنان پایانی، درباره ایده اولیه برای ساخت مستند «سینه ما رِکس» عنوان کرد: من به همراه خانواده در تعطیلات نوروز یک سال قبل از آتشسوزی سینما رِکس در آبادان بودیم و در همان مدت، برای برادرم یک ماجرای عشقی پیش آمد. برادرم و آن دختر چند ماه رابطه مکاتبهای شان ادامه داشت و بعد از ماجرای سینما رکس، دیگر از این خانم خبری نشد و آنجا با خودم گفتم نکند خدای نکرده، جزو قربانیان سینما رکس بوده باشد چون دیگر مکاتبهای بین او و برادرم در ماههای منتهی به سینما رِکس صورت نگرفت و الآن، برادر من نوه دارد. ابتدا دوست داشتم این قصه عاشقانه و دراماتیک را در مستند بیاورم که دیدم زنانه میشود. زمانی هم که به دل ماجرا رفتم و پژوهش کردم، وارد دنیای جدیدی شدم که ترجیح دادم اینگونه روایت کنم.
این نشست با پرسش حاضران از سخنرانان درباره ابعاد مختلف مستند «سینه ما رِکس» به پایان رسید. انتهای پیام/

هیفا وهبی با استایل لاکچری در عربستان + عکس

ناگفتههای مهم افشین علا از گلایههایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم

نمیتوانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام

غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینهساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم

