
پاریس: توافق لبنان باید به عقبنشینی نیروهای اسرائیل منجر شود

ولیعهد عربستان راهی فرانسه می شود
نورنیوز-گروه بین الملل: امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه روزهای یکشنبه و دوشنبه در پاریس از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان در چارچوب سفر رسمی وی استقبال خواهد کرد.
دو طرف در این دیدار درباره مسائل منطقهای و تقویت شراکت دوجانبه گفتوگو خواهند کرد.
بر اساس بیانیهای که کاخ الیزه روز پنجشنبه منتشر کرد، هدف این سفر تبادل نظر درباره بحرانهای اصلی منطقه است؛ آن هم در شرایطی که وضعیت غرب آسیا، با تداوم چندین وضعیت تنش در ایران، یمن و لبنان، همچنان بهطور ویژه بیثبات است.
این نخستین سفر ولیعهد عربستان به فرانسه از دسامبر ۲۰۲۴ خواهد بود. دو مقام در جریان این سفر، نشست شورای مشارکت راهبردی فرانسه و عربستان را برگزار میکنند. دستورکار همچنین شامل بررسی «موضوعات کلان اقتصادی و راهبردی» تشکیلدهنده چارچوب شراکت میان دو کشور است که توافقهای همکاری نظامی و اقتصادی در حوزههای انرژی و هوانوردی را در بر میگیرد.
این سفر روز یکشنبه با آیین اختتامیه «جام جهانی ورزشهای الکترونیک» آغاز میشود؛ رقابت بازیهای ویدئویی که برای نخستین بار خارج از عربستان برگزار میشود. الیزه این رویداد را نشانهای از تمایل مشترک فرانسه و عربستان برای تبدیل ورزش و فرهنگ به ابزاری برای نزدیکی میان دو کشور توصیف کرد.
غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین
نظم منطقهای سنتی در خاورمیانه، در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و همچنین جنگ غزه به پایان راه رسیده است. ناتوانی واشینگتن در سرنگونی رژیم تهران و حفاظت از متحدان خلیج فارس، بنبست در مسئله فلسطین، پایههای امنیتی و اخلاقی دهههای گذشته را ویران کرده است. تحولات اخیر ثابت کرد که قدرت نظامی محدودیتهای جدی دارد و متحدان منطقهای دیگر نمیتوانند به تضمینهای امنیتی آمریکا تکیه کنند. فروپاشی این نظم، فرصتی نادر برای واشینگتن ایجاد میکند تا سیاست خود را از «مهار نظامی» به سوی «دیپلماسی فراگیر» و حمایت از حقوق بشر و دموکراسی تغییر دهد.
تحلیل ریشههای بحران و فروپاشی نظم قدیمی
1 میراث نظم ۱۹۹۱ و فرسایش تدریجی نظم خاورمیانهای که پس از فروپاشی شوروی و آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت، بر پایه سه رکن اساسی بود:
برتری نظامی آمریکا: ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی برای مهار ایران و عراق
تضمین امنیت استبداد: حمایت از رژیمهای اقتدارگرا در ازای ثبات منطقهای و جریان انرژی
فرآیند صلح اعراب و اسرائیل: تلاش برای ادغام اسرائیل در یک چارچوب امنیتی مشترک با اعراب
شکست در اجرا: در حالی که این نظم برای نخبگان و کشورهای ثروتمند خلیج فارس منافعی داشت، برای اکثریت مردم منطقه با خشونت، محرومیت و سرکوب همراه بود.
2 غزه و جنگ با ایران
دو رویداد کلیدی به عنوان کاتالیزور نهایی برای پایان دادن به نفوذ آمریکا عمل کردند:
جنگ غزه (نابودی اخلاقی): حمایت بیچون و چرا از اسرائیل، ادعاهای حقوق بشری آمریکا را نزد افکار عمومی بیاعتبار کرد.
جنگ با ایران (شکست توهم قدرت نظامی): ناتوانی در تغییر رژیم و بسته شدن تنگه هرمز ثابت کرد که قدرت نظامی آمریکا دیگر نمیتواند امنیت مطلق ایجاد کند.
3 شکافهای کلیدی و واقعیتهای نوین منطقهای
بیاعتمادی متحدان خلیج فارس: رهبران عرب از اینکه واشینگتن بدون مشورت با آنها وارد جنگ با ایران شد و نتوانست یا نخواست از آنها در برابر حملات ایران محافظت کند، خشمگین هستند.
رقابتهای درونی: تنزاع میان عربستان و امارات بر سر رهبری منطقه و روابط با اسرائیل، تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک جبهه متحد ضد ایرانی را مختل کرده است.
خودمختاری بازیگران: متحدان سابق اکنون به دنبال معاملات جانبی با ایران و گسترش روابط با چین و روسیه هستند تا خلأ قدرت آمریکا را پر کنند.
4 وضعیت بازدارندگی و تهدیدات مداوم
تابآوری ایران: علیرغم آسیبهای ناشی از جنگ، رژیم ایران برجا مانده و توانایی خود را برای نبرد در «منطقههای خاکستری» و استفاده از نیروهای نیابتی حفظ کرده است.
توسعهطلبی اسرائیل: اسرائیل بدون توجه به نظر آمریکا، به دنبال الحاق کرانه باختری و تداوم مداخلات نظامی در لبنان و سوریه است.
بیثباتی اقتصادی: جنگ، قیمت سوخت و مواد غذایی را افزایش داده و در کشورهایی مانند مصر، پتانسیل خیزشهای مردمی مشابه سال ۲۰۱۱ را تقویت کرده است.
5 فرصتهای راهبردی برای تغییر مسیر
آمریکا برای جلوگیری از زوال کامل، باید پارادایمهای خود را تغییر دهد:
الف) از تهاجم به دفاع
به جای بازسازی پایگاههای تخریب شده، بر سرمایهگذاری در موارد زیر تمرکز کند:
- اشتراکگذاری اطلاعاتی
- سیستمهای دفاع موشکی برای شرکای خلیج فارس
- تأمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز.
ب) دیپلماسی به جای مهار
تغییر رویکرد در قبال ایران از مهار نظامی به سوی فرآیند دیپلماتیک که ایران را به عنوان یک شریک در سیستم امنیتی منطقه بپذیرد. این نگاه حتی در میان برخی چهرههای تندرو مانند ونس نیز دیده میشود.
ج) بازتعریف روابط با متحدان
- فشار بر اسرائیل: مشروط کردن حمایتها به احترام به حقوق بشر، توقف شهرکسازی و پایان دادن به اقدامات بیثباتکننده
- پایانِ دادن به چک سفید به مستبدان: تشویق به اصلاحات دموکراتیک و حمایت از حقوق بشر به عنوان تنها راه دستیابی به ثبات پایدار در بلندمدت.
نتیجهگیری
نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، در حال محو شدن است. اگرچه خروج فیزیکی آمریکا بلافاصله رخ نخواهد داد، اما مشروعیت و کارآمدی مدل قدیمی از بین رفته است. واشینگتن با انتخابی حیاتی روبروست: یا به مدیریت بحرانهای بیپایان در یک سیستم شکستخورده ادامه دهد، یا شجاعت لازم برای پیریزی یک نظم جدید مبتنی بر دیپلماسی، دفاع جمعی و حاکمیت قانون را پیدا کند. شکست در تغییر مسیر، منجر به محو شدن تدریجی نفوذ آمریکا در منطقهای خواهد شد که بیش از سه دهه تحت سلطه مطلق آن بود.
*ترجمه: کانال بازنگاه
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید
پشت پرده سقوط سخنگوی ترامپ؛ پنج روز تحقیق و یک مظنون اصلی
نورنیوز- گروه بین الملل: در ادامه گزارش قبلی نورنیوز درباره دلایل واقعی برکناری کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، (https://nournews.ir/n/338197)اطلاعات جدیدی از منابع مطلع رسانهای در واشنگتن به دست آمده که روایت رسمی درباره استعفای وی را با تردیدهای جدی مواجه میکند. بر اساس این اطلاعات، ماجرای خروج سخنگوی کاخ سفید ارتباطی با تمایل لویت برای اختصاص وقت بیشتر به خانواده نداشته، بلکه بخشی از یک جنگ قدرت در حلقه نزدیک دونالد ترامپ بوده که با افشای اطلاعات محرمانه درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران شدت گرفته است.
یکی از خبرنگاران ارشد شبکه NBC که به دلیل حساسیت موضوع نخواسته نامش فاش شود، در گفتوگویی با اشاره به گزارش قبلی نورنیوز تأکید کرده است که اطلاعات منتشرشده از سوی منابع ایرانی درباره علت خروج لویت «دقیق» بوده است. به گفته این خبرنگار، لویت پیش از این نیز چندین بار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درگیر شده بود و روبیو از مدتها قبل به دنبال فرصتی برای تسویهحساب با او بود.
بر اساس این روایت، نقطه عطف ماجرا زمانی بود که اطلاعات مربوط به کمبود تسلیحات آمریکا و میزان خسارات ناشی از جنگ با ایران به بیرون درز کرد. پس از افشای این اطلاعات، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هیأتی را برای شناسایی عامل یا عوامل افشای اطلاعات تشکیل داد؛ هیأتی که روبیو نیز در آن عضویت داشت.
تحقیقات این هیأت تنها پنج روز به طول انجامید و در پایان، سه نفر از مقامهای ارشد دولت که یا عضو کابینه بودند یا دسترسی مشابه اعضای کابینه به اطلاعات طبقهبندیشده داشتند، به عنوان مظنون معرفی شدند.
یکی از این سه نفر کلی لوفلر، یکی از ۲۲ عضو کابینه ترامپ و وزیر امور کسبوکارهای کوچک آمریکا بود؛ فردی که به دلیل بیاحتیاطی در برخورد با اطلاعات طبقهبندیشده و آنچه در واشنگتن به عنوان «دهنلقی» او توصیف میشود، پیش از این نیز مورد توجه قرار گرفته بود.
دو مظنون دیگر، یکی از دستیاران ارشد پیت هگست و کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، بودند. اهمیت قرار گرفتن نام لویت در این فهرست از آنجا بیشتر میشد که او و دستیار ارشد هگست در جلسهای حضور داشتند که در آن براد کوپر درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران گزارش داده بود؛ بنابراین، هر دو به اطلاعاتی دسترسی داشتند که بعدها بخشهایی از آن به بیرون درز کرد.
اما اختلاف اصلی در داخل دولت ترامپ از نحوه برخورد با نتیجه این تحقیقات آغاز شد. با وجود تأکید روبیو بر اینکه نتیجه تحقیقات ابتدا باید در اختیار او و هگست قرار گیرد، رئیس هیأت تحقیق گزارش را مستقیماً به جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ارائه کرد.
ونس اما نتیجه تحقیقات را معتبر ندانست. او معتقد بود احتمال دارد منشأ افشای اطلاعات، یکی از دستیاران روبیو باشد و به همین دلیل خواستار تحقیقات مجدد توسط اداره بازرسی کاخ سفید شد. این موضع عملاً نتیجه تحقیقات پنجروزه را زیر سؤال میبرد و نشان میداد که در بالاترین سطوح دولت ترامپ نیز درباره عامل افشای اطلاعات اتفاق نظر وجود ندارد.
با وجود مخالفت ونس، روبیو گزارش را مستقیماً به ترامپ منتقل کرد. روز بعد، ترامپ در جلسهای محدود با حضور ونس، روبیو و هگست، موضوع سه مظنون را مطرح کرد و از روبیو و هگست پرسید که از میان این سه نفر، کدامیک را مظنون اصلی میدانند.
پاسخ هر دو یکسان بود: کارولین لویت.
ترامپ در آن جلسه واکنش فوری نشان نداد و دستور اقدامی علیه سخنگوی خود صادر نکرد. او از روبیو و هگست خواست در این خصوص اقدامی نکنند و تأکید کرد که تصمیم نهایی را شخصاً خواهد گرفت.
با این حال، از همان مقطع رفتار ترامپ با لویت به شکل محسوسی تغییر کرد. به گفته منابع مطلع، برخوردهای رئیسجمهور با سخنگوی کاخ سفید در چند نوبت تند و تحقیرآمیز شد؛ رفتاری که برای لویت این پیام را داشت که حمایت ترامپ از او دیگر مانند گذشته نیست.
یکی از این موارد به دوم ژوئیه، چند روز پیش از سفر ترامپ به ترکیه برای اجلاس ناتو، مربوط میشود. در آن جلسه خانم لویت به دلیل آنکه سه دقیقه به یک نشست مشورتی با حضور ترامپ دیر رسید، مورد طعنه و سرزنش وی قرار گرفت.
ترامپ در حضور چند نفر از دستیاران خانم لویت، از جمله استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید و آنا کلی معاون خانم لویت، وی را مخاطب قرار داده و به وی میگوید: فکر میکنی وظیفه سخنگویی کاخ سفید با نقش تو به عنوان زنی که باید پوشک بچهات را عوض کنی سازگاری دارد؟! یکی از خبرنگاران ارشد سی ان ان از جیسون میلر دستیار ارشد امور پیامهای راهبردی کاخ سفید نقل کرده که "خانم لویت را هیچوقت آنقدر عصبانی و تحقیرشده ندیده بودم".
لویت از اواخر ژوئن حدس زده بود که روبیو و هگست در حال زمینهسازی برای تخریب او نزد ترامپ هستند. با این حال، در ابتدا تصور میکرد با افزایش حمایت و تمجید از ترامپ میتواند اعتماد رئیسجمهور را حفظ کند. اما پس از برخورد دوم ژوئیه، به این نتیجه رسید که قربانی قطعی جنگ قدرت در حلقه نزدیک ترامپ شده و احتمال دارد رئیسجمهور در آیندهای نزدیک او را به شکلی تحقیرآمیز برکنار کند.
از این مقطع، مسئله دیگر برای لویت فقط حفظ سمت نبود؛ بلکه چگونگی خروج از کاخ سفید اهمیت پیدا کرده بود. بر اساس روایت منابع، او به دنبال فرصتی بود تا پیش از آنکه ترامپ بتواند او را برکنار و تحقیر کند، خودش استعفا دهد و کنترل نحوه خروجش را در دست بگیرد.
نشانههای پایان کار لویت حتی در میان کارکنان دفتر او نیز آشکار شده بود. دستیاران او تقریباً مطمئن بودند که برکناریاش نزدیک است و حتی رقابتی محسوس میان آنا کلی و استیون چونگ برای جانشینی او شکل گرفته بود.
این وضعیت در پنجم ژوئیه، در ضیافتی دوستانه با حضور تعدادی از خبرنگاران کاخ سفید، به شکل علنیتری خود را نشان داد. استیون چونگ، که از نزدیکترین دستیاران ترامپ محسوب میشود، با لحنی کنایهآمیز گفته بود لویت ترجیح میدهد به امور خانهداری بپردازد و احتمالاً ترامپ نیز با این انتخاب مخالفت نخواهد کرد.
این اظهارنظر از یک جهت اهمیت زیادی داشت: در ساختار اداری آمریکا، کارکنان معمولاً حتی در صورت اختلاف با مقام مافوق، از بیان علنی چنین سخنانی درباره او پرهیز میکنند. بنابراین، چنین کنایهای میتوانست برای خبرنگاران حاضر نشانهای روشن باشد که اقتدار اداری لویت تا حد زیادی از بین رفته و اطرافیان او دیگر نگرانی چندانی از زیر سؤال بردن جایگاهش ندارند.
اما مهمترین بخش ماجرا به روایت رسمی درباره علت خروج لویت بازمیگردد؛ روایتی که اطلاعات جدید نشان میدهد ممکن است وارونه واقعیت باشد.
پس از خروج لویت، برخی خبرهای غیر رسمی که احتمالا روایت پوششی برای افشا نشدن دلیل اصلی برکناری او بوده است استعفای لویت را به دلیل ناراحتی از رفتار ترامپ در جریان جابهجایی هواپیمای ریاستجمهوری عنوان کرده بود. در این روایت، ناراحتی او از اینکه ترامپ وی را در هواپیمای ریاستجمهوری رها کرده و خود با یک هواپیمای باری ادامه مسیر داده، به عنوان عامل نهایی استعفا مطرح شد.
اما بر اساس اطلاعات جدید، واقعیت دقیقاً عکس این روایت بوده است.
لویت خود عامل درز خبر مربوط به استفاده ترامپ از هواپیمای باری بوده است.
در این صورت، ماجرای هواپیما نه علت خروج لویت، بلکه بخشی از اقدامی بوده که به افشای یک موضوع حساس درباره رئیسجمهور آمریکا منجر شده است. خبری که از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار هزینهزا بود و تصویری از نگرانی، آسیبپذیری و شرایط غیرعادی رئیسجمهور آمریکا در میانه جنگ با ایران ارائه میکرد.
بر اساس این روایت، لویت با افشای این خبر عملاً آخرین ضربه خود را به ترامپ وارد کرد؛ اما میدانست که این اقدام میتواند بهانهای برای برکناری او فراهم کند. به همین دلیل، پیش از آنکه ترامپ فرصت پیدا کند او را به شیوهای تحقیرآمیز از کاخ سفید کنار بگذارد، خودش استعفا داد.
به این ترتیب، روایت «استعفا به دلیل خانواده» یا «ناراحتی از تعویض هواپیما» میتواند پوششی برای واقعیتی پیچیدهتر باشد: لویت پس از آنکه در جنگ قدرت میان روبیو و هگست از یک سو و حلقه نزدیک به ترامپ از سوی دیگر قرار گرفت، دریافت که ادامه حضورش در کاخ سفید امکانپذیر نیست. او در عین حال، با افشای خبر هواپیمای باری تلاش کرد هزینه سیاسی این درگیری را برای رئیسجمهور افزایش دهد.
از این منظر، برکناری لویت را نباید یک جابهجایی معمول در کاخ سفید دانست. این رخداد، آخرین مرحله یک زنجیره درگیری است که از اختلافات شخصی و سیاسی لویت با روبیو آغاز شد، با افشای اطلاعات درباره کمبود تسلیحات و خسارات جنگ با ایران وارد مرحله امنیتی شد، با تحقیقات پنجروزه و معرفی سه مظنون به جنگ قدرت درون دولت کشیده شد و در نهایت به حذف یکی از نزدیکترین چهرههای رسانهای ترامپ انجامید.
اما اهمیت اصلی این پرونده فراتر از سرنوشت یک سخنگو است. آنچه در داخل دولت ترامپ درباره وضعیت تسلیحات، خسارات جنگ و میزان واقعی آسیبپذیری آمریکا در جریان جنگ با ایران وجود داشته، آنقدر حساس بوده که افشای آن به یک بحران امنیتی و سیاسی در بالاترین سطوح دولت تبدیل شده است.
در واقع، پرسش اصلی اکنون این نیست که چرا کارولین لویت استعفا داد؟ پرسش مهمتر این است که چه اطلاعاتی درباره وضعیت واقعی توان نظامی آمریکا و خسارات جنگ با ایران در داخل دولت ترامپ وجود داشته که افشای آن، چنین جنگ قدرتی را در کاخ سفید به راه انداخته است؟
در این چارچوب، لویت اگرچه پیش از آنکه قربانی رسمی این تسویهحساب شود کاخ سفید را ترک کرد، اما خروج او صرفاً یک استعفا نبود؛ بلکه پایان یک درگیری داخلی بر سر کنترل اطلاعات، روایت رسمی جنگ با ایران و میزان واقعی آسیبپذیری دولت ترامپ بود.
نورنیوز

کاهش ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و باب المندب

انتقام پنتاگون از افشاگر وضعیت ناو آبراهام لینکلن!

زلزلهای به بزرگی ۶.۵ ریشتر مرکز پرو را لرزاند

فرودگاه بنگوریون تعطیل شد

کره شمالی ۱۰ موشک بالستیک شلیک کرد

