
چرا بلانشو «فوکو» را نویسندهای در فضای ادبی میخواند؟ معرفی کتابی نادر از دو غول فلسفه فرانسه

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
به گزارش تابناک، نورا هاشمی به میزگردی که با حضور شاکی پرونده پژمان جمشیدی و ترانه علیدوستی برگزار شده، واکنش نشان داد و با انتشار یک استوری، از طرح دوباره این پرونده و همراهی با شاکی انتقاد کرد.
مدتی پیش پژمان جمشیدی پس از شکایت ملیکا پارسادوست و طرح اتهام تجاوز به عنف خبرساز شد. در نهایت، بر اساس اعلام وکلای جمشیدی، او از اتهام «تجاوز به عنف» و حتی «زنای عادی» تبرئه شد. حکم ۹۹ ضربه شلاقی که در بخش دیگری از پرونده صادر شده، مربوط به عنوان حقوقی متفاوت «رابطه نامشروع مادون زنا» است و ارتباطی با محکومیت بابت تجاوز به عنف ندارد.
چهل روز پس از وداع | حرم رضوی دوباره میزبان دلتنگی مردم برای رهبر شهید
به گزارش شهرآرانیوز، چهل روز از آن روز تاریخی مشهد گذشته و تاریخ تقویم ما را به ۲۹مردادماه ۱۴۰۵ رسانده تا بار دیگر شاهد اشک و حسرت مردم ایران برای شهادت رهبری باشند که یک عمر مجاهدت و تلاش و ایستادگی را مشق کرد و به امت خود آموخت تا امروز با وجود مصائب جنگ، همچنان پای پرچم و وطن تکلیف خود را با استعانت از ایرانیترین رهبر تاریخ این کشور، ارادت خود را نشان دهند.
چهل روز پیش از این، پنجشنبه ۱۸تیر ۱۴۰۵، پیکر مطهر رهبر شهید در رواق دارالذکر حرم نورانی امام رضا (ع) به خاک سپرده شد تا زین پس، رنگ و بوی دیگری به مفهوم زیارت ببخشد. در آن روز، مشهد نفسهایش را حبس کرده بود؛ از سالمندان ویلچرنشین، کودکان، مردان و زنان و جوانان از سرتاسر نقاط کشور، همه یکصدا شده بودند تا با کسی وداع کنند که برایشان، نماد ایمان و ایستادگی و وطن پرستی بود. خیابانها به موکب تبدیل شده بود و چای و نذری، رنگ و بوی همبستگی ملی داشت.
اکنون در چهلمین روز تدفین رهبر شهید، این ارادت دوباره در حرم امن جانان که پناه عالم است به اوج رسید. مردمی که با او زیستند، سوگند یاد کردند که راه او را ادامه خواهند داد. حرم امام رضا (ع) این روزها، نه فقط پناهگاه زائران که میعادگاه عاشقانی بود که برای تجدید میثاق با «آقای شهید ایران» گرد آمده بودند؛ تا بگویند که یاد و نام او تا ابد در رگ این ملت جریان خواهد داشت.
رواق دارالذکر، در چهلم تدفین رهبر شهید نمایشی از دلتنگی و فراق زائران ومجاوران بود که لحظهای از جمعیت خالی نبود. جمعیت هرچه جلوتر میرفت صدای هقهق و گریههای بلند فرزندانی که پدر از دست دادند بیشتر میشد.
کمکم قدمها به آرامگاه و مرقد نورانی رهبر شهید نزدیکتر میشود. قاب عکسی از آقای شهید ایران در وسط رواق دارالذکر، قرار دارد که گویی صاحب این مزار به زائرانش خوشآمد میگوید، قاب عکس، تصویری از رهبر شهید را نشان میدهد که مثل همیشه دستشان را به نشانه سلام و سپاس در سخنرانیها بالا میبردند و مردم به شوق این دیدار، تکبیر میگفتند و برای او آرزوی سلامتی میکردند، اما حالا، هر زائری که پا به این رواق میگذارد از آقا میخواهد برای سلامتی فرزند خلفش و این امت، دعا کند. خبرنگار مرتضی محمدپور
زندگی پرفرازونشیب هیدن پنتییر؛ چرا این بازیگر به مواد پناه بُرد؟
به گزارش آفتاب نیوز،
او نه تنها یک بازیگر محبوب، بلکه زنی بود که سالها در تلاش برای بازپسگیری روایت زندگی خود از چنگال کلیشههای هالیوودی و آسیبهای عمیق روانی بود.
کودکی در کانون توجه؛ بار سنگین شهرت
پنتییر از همان سالهای آغازین کودکی، زمانی که در آگهیهای تبلیغاتی ظاهر میشد، با دنیای سرگرمی پیوند خورد. نقشآفرینی او در ۱۱سالگی در فیلم «تایتانها را به خاطر بسپار» نویدبخش ظهور استعدادی درخشان بود. اما برای پنتییر، این درخشش هزینهای داشت. او در بزرگسالی با صراحت از فشار هالیوود بر کودکان بازیگر سخن گفت. روایتهای او از آن سالها، بهویژه اختلاف نظر مادرش با عوامل فیلم «اتاق ترس» که منجر به کنار گذاشته شدن او از پروژهای بزرگ شد، نشان میدهد که چگونه مدیریت زندگی حرفهای او از همان ابتدا در مسیری قرار گرفت که کنترلش از دستان خودش خارج بود.
با این حال، نقش «کلر بنت» در سریال قهرمانان او را به یک پدیده جهانی تبدیل کرد. در این دوران، او نماد دختری بود که قدرتهای خارقالعاده داشت، اما در زندگی واقعی، پنتییر بیش از هر زمان دیگری در برابر فشارهای سیستماتیک این صنعت آسیبپذیر بود.
نبرد خاموش با افسردگی و اعتیاد
دهه ۲۰ زندگی پنتییر، دورانی بود که با موفقیتهای حرفهای در «نشویل» همراه شد، اما در پشت صحنه، او با چالشی سختتر دستوپنج نرم میکرد. تولد دخترش «کایا» در سال ۲۰۱۴، دریچهای به سوی افسردگی پس از زایمان گشود که زندگی او را زیرورو کرد. در فرهنگی که از بازیگران زن انتظار دارد همیشه «بینقص» و «شاد» باشند، پنتییر مجبور بود این درد عمیق را پشت نقابِ شخصیت «جولیت بارنز» پنهان کند.
او بعدها در مصاحبههای متعدد از آن دوران بهعنوان زمانی یاد کرد که احساس میکرد خودش را گم کرده است. اعتیاد به مواد مخدر و الکل، واکنشی بود به دردی که صدایی نداشت؛ تلاشی برای بیحس کردنِ فشاری که میان مسئولیتهای مادرانه، انتظارات حرفهای و سلامت روانِ در حال فروپاشیاش قرار گرفته بود.
حضانت؛ تصمیمی که تا پایان او را دنبال کرد
یکی از دردناکترین فصول زندگی او، رابطه با ولادیمیر کلیچکو، بوکسور مشهور سنگینوزن، و جداییشان در سال ۲۰۱۸ بود. در اوج درگیریهای پنتییر با سلامت روان، او حضانت کامل دخترشان کایا را به کلیچکو سپرد. این تصمیم در فضای رسانهایِ آن زمان، دستمایه قضاوتهای ناعادلانه شد. بسیاری به اشتباه تصور میکردند او فرزندش را «رها کرده» است.
پنتییر در سالهای بعد بارها تلاش کرد تا عمق این فاجعه شخصی را توضیح دهد؛ اینکه چگونه مجبور شد برای سلامت فرزندش، از حضور فیزیکیاش در زندگی او بکاهد. این جدایی، زخمی عمیق بر قلب او باقی گذاشت که تا آخرین روزهای زندگیاش التیام نیافته بود.
ضربه آخر؛ مرگ برادر
اگرچه او تلاش میکرد با انتشار کتاب خاطراتش در سال ۲۰۲۶ و شفافسازی درباره گذشته، فصل جدیدی در زندگیاش بگشاید، اما فقدان برادر کوچکترش، ینسن پنتییر، در فوریه ۲۰۲۳ ضربهای مهلک بود. ینسن نه تنها برادر، بلکه همراه او در این دنیای پرفشار بود. مرگ ناگهانی او، پنتییر را با واقعیتی تلخ روبهرو کرد: اینکه چقدر زندگی میتواند شکننده باشد. کتاب خاطرات او، که جزئیات صریحی از مشکلات خانوادگی و روابط پرتنش با مادرش را در بر میگرفت، تلاشی بود برای رهایی از سایههای گذشته؛ تلاشی برای اینکه بگوید: «من دیگر آن دختربچهای نیستم که دیگران برایم تصمیم میگرفتند.»
میراثی که در سکوت باقی ماند
پنتییر در سالهای اخیر میکوشید تا تصویری انسانی و واقعی از خود ارائه دهد. او دیگر نمیخواست آن ستاره بینقص «هالیوودی» باشد. با این حال، سرنوشت برای او مسیر دیگری رقم زد. مرگ او در خانه، بدون نشانهای از جنایت، همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده و تحقیقات درباره علت دقیق آن ادامه دارد.
ولادیمیر کلیچکو در پیام تسلیت خود، او را بخشی جداییناپذیر از زندگیاش خواند و بر احترام به حریم خصوصی کایا تأکید کرد. شاید بهترین توصیف برای زندگی هیدن پنتییر، نه در فیلمهایش، بلکه در شجاعت او برای بیان دردهایش نهفته باشد. او در ۳۶سالگی رفت، اما داستانی را به جا گذاشت که یادآور هزینههای سنگین شهرت در صنعتی است که بهندرت برای آسیبهای روانی ستارههایش، فضایی قائل میشود. او در جستوجوی صلح بود؛ صلح با خود، با گذشته و با دنیایی که او را خیلی زود بلعید.
منبع: خبر فوری

دزدی هنری در سالزبورگ

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

تلویزیون آخر هفته چه فیلمهایی پخش میکند؟

واقعگرای پرشور

