سقف کارتبهکارت بینبانکی افزایش یافت

ترامپ با توقف مذاکره دنبال خروج آبرومندانه

جوان آنلاین: با پایان مهلت دوماهه تفاهمنامه ایران و امریکا، ترامپ دستور توقف مذاکرات را صادر کرده است؛ اقدامی که هرچند با هدف فلج کردن اقتصاد ایران از طریق تداوم محاصره دریایی توجیه میشود، اما به نظر میرسد امریکا پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود از مسیر نظامی، قصد دارد با خرید زمان، راهی برای خروج از این بحران پیدا کند. با این حال، تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز، تلاش ترامپ را برای یک خروج آبرومندانه یا معرفی خود بهعنوان پیروز جنگ دشوارتر کرده است.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، پیش از این تهدید میکرد در صورت نرسیدن به توافق با ایران در مهلت دوماهه، حملات نظامی گستردهای را از سر خواهد گرفت - حملاتی که به ادعای او از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه خواهد بود -، اما با پایان مهلت تفاهمنامه اسلامآباد، اکنون همزمان هم گزینه نظامی را کنار گذاشته و هم مسیر دیپلماسی را.
در همین چارچوب، شبکه «سیانان» شامگاه سهشنبه به نقل از مقامات امریکایی گزارش داد که ترامپ به دستیاران خود دستور داده تمام مذاکرات با ایران متوقف شود. در این گزارش آمده است: «مقامات امریکایی به متحدان این کشور اطلاع دادند که در حال تغییر راهبرد خود از حملات نظامی و حرکت به سمت خفه کردن تدریجی اقتصاد ایران هستند». این منابع که نامشان فاش نشد، به سیانان گفتند: «ترامپ از تسلیم نشدن ایران در برابر خواستههایش ناراضی است و میخواهد منتظر بماند تا سران ایران تمایل مجددی برای رسیدن به توافقی که به دنبال آن است، نشان دهند». سیانان همچنین افزود که انتظار میرود تحریمهای شدیدی بهزودی علیه ایران اعمال شود. پیش از این نیز ترامپ در شبکه اجتماعی «تروثسوشال» نوشته بود: «هیچ گفتوگو یا مذاکرهای با ایران در جریان نیست و برنامهای برای آن وجود ندارد. محاصره دریایی به قوت خود باقی است». او البته عصر دیروز در پاسخ به این سؤال خبرنگار که آیا مذاکرات با ایران را از سر میگیرید، گفت که شاید در یک مقطع زمانی این کار را بکند.
ترامپ و برخی مقامات کاخ سفید بارها ادعا کردهاند که ترجیح میدهند اختلافات با ایران را از مسیر دیپلماسی حل کنند، اما توقف مذاکرات همزمان با عقبنشینی موقت از گزینه نظامی نشان میدهد که واشینگتن برنامه روشنی برای خروج از این بحران ندارد. ازاینرو، این گمانهزنی مطرح است که ترامپ روی فشار اقتصادی و ادامه محاصره برای کشاندن تهران به پای میز مذاکره و گرفتن امتیازات بیشتر حساب باز کرده است.
سیانان هم این مسئله را تأیید کرده و دیروز نوشت: «کاخ سفید با تغییر استراتژی از تلاش برای تحت فشار قرار دادن ایران در بازه کوتاهمدت فاصله گرفته و به سمت تلاش بلندمدتتر برای خفه کردن تهران از طریق فشار اقتصادی و نظامی مداوم حرکت میکند. به نظر میرسد هدف این راهبرد، افزایش فشار به مرور زمان است تا زمانی که ایران تمایل بیشتری به پذیرش شرایط ترامپ داشته باشد».
به نظر میرسد ترامپ با ادامه محاصره تلاش دارد برای خود زمان بخرد و راهی برای خروج آبرومندانه از وضعیتی پیدا کند که به نوشته واشینگتنپست، او را در یک «باتلاق» گرفتار کرده است. با این حال، عزم ایران برای حفظ کنترل بر تنگه هرمز و جلوگیری از عبور و مرور کشتیها میتواند محاسبات ترامپ را پیچیدهتر کند، چراکه ادامه این وضعیت، علاوه بر افزایش فشار بر امریکا، خسارتهای سنگینی به اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد.
تنگه در دستان ایران
برخلاف ادعای ترامپ که گفته تنگه هرمز باز است و کنترل آن دست ارتش امریکاست، والاستریتژورنال دیروز در گزارشی با بیان اینکه تهران عملاً مسیر کشتیها در هرمز را تعیین میکند، نوشت: «آنچه امروز در تنگه هرمز دیده میشود، بیش از آنکه نشانه موفقیت محاصره امریکا باشد، محدودیت قدرت واشینگتن را در برابر توان ایران برای مختلکردن یکی از حیاتیترین شریانهای جهان نشان میدهد. ایران عملاً بر مسیر عبور کشتیها اثر گذاشته و امریکا میان پاسخ نظامی و خطر گسترش جنگ گرفتار شده است». رویترز نیز دیروز گزارش داد که حرکت کشتیها در تنگه هرمز همچنان با کاهش شدید روبهرو بوده، به طوری که طی روز سهشنبه تنها شش کشتی از این منطقه عبور کردهاند.
از آنجا که انتخابات کنگره در نوامبر برگزار میشود، هرگونه اشتباه محاسباتی ترامپ میتواند به زیان جمهوریخواهان و به سود دموکراتها تمام شود که برای تصاحب کرسیهای بیشتر در کنگره دندان تیز کردهاند و میتوانند از شکست دولت در برابر ایران علیه جمهوریخواهان استفاده کنند. ازاینرو، به نظر میرسد ترامپ دستکم تا زمان برگزاری انتخابات از تشدید مستقیم درگیری پرهیز کرده و به تنها اهرم فشار خود در این برهه یعنی محاصره دریایی اکتفا کند.
با این وجود، مقامات ارشد جمهوری اسلامی با تعیین شروط ششگانه هشدار دادهاند که تا زمانی که مطالبات ایران، بهویژه داراییهای بلوکهشده، آزاد نشود، تنگه هرمز را باز نخواهند کرد. ازاینرو، امیدواری ترامپ به موفقیت محاصره دریایی برای تحت فشار قرار دادن تهران با موانع و پیچیدگیهای جدی روبهروست، چراکه ایران نشان داده حاضر نیست در برابر فشار اقتصادی و محاصره دریایی از مطالبات خود عقبنشینی کند.
روزنامه فایننشالتایمز هم دیروز در گزارشی با بیان اینکه ایران برای هرگونه سناریویی آماده است، نوشت که اگر واشینگتن فشارها را تشدید کند، ایران ممکن است درگیری را فراتر از خاورمیانه گسترش دهد و احتمالاً داراییهای ایالات متحده را در بلغارستان و قبرس هدف قرار دهد. همچنین، به ادعای این روزنامه، ایران در نظر دارد کابلهای فیبر نوری زیر دریا را در تنگه هرمز مورد بررسی قرار دهد، زیرا مقامات تهران تجدید جنگ را اجتنابناپذیر میدانند و هشدار میدهند که حملات به زیرساختهای ایران میتواند باعث انتقامجویی علیه اهداف خارج از منطقه شود.
جشن ۳۰ سپتامبر؛ روز حاکمیت و شادی در عراق | جهان نیوز

مدیر اداره رسانه نظامی نیروهای حشد شعبی روز چهارشنبه تأیید کرد که ۳۰ سپتامبر یک روز حاکمیتی و تاریخی برای عراق است، زیرا تاریخ تعیینشده برای پایان حضور خارجی در کشور را نشان میدهد.
حشد شعبی: عراقیها ۳۰ سپتامبر را به عنوان روز حاکمیت و شادی جشن میگیرند

به گزارش ایسنا، مهند العقابی، مدیر اداره رسانه نظامی نیروهای حشد شعبی با اشاره به اینکه تلاشهای رسانهای، سیاسی و فرهنگی برای تضعیف این مناسبت وجود دارد، پیشبینی کرد که قانون نیروهای حشد شعبی بهزودی تصویب شود.
به نقل از خبرگزاری رسمی عراق (واع)، العقابی به العراقیه نیوز گفت: «۳۰ سپتامبر یک رویداد تاریخی و دستاوردی است که بسیاری از طرفها در آن مشارکت داشتند.»
او توضیح داد که «امنیت و ثباتی که کشور در حال حاضر از آن برخوردار است، به لطف نیروهای امنیتی عراق است.»
او افزود: «کسانی هستند که سعی میکنند درباره مسئله محدودکردن سلاح به دولت، آب را گلآلود کنند و همچنین طرفهایی هستند که سعی در تشدید اوضاع دارند.»
العقابی تأکید کرد که «گروههای مقاومت به نظام سیاسی و ثبات عراق متعهدند.»
او خاطرنشان کرد که قرار است عراقیها ۳۰ سپتامبر را به عنوان روز حاکمیت و شادی جشن بگیرند و از صحبتهایی مبنی بر رویارویی یا درگیری پس از این تاریخ ابراز تعجب کرد.
این عضو حشد شعبی تأیید کرد: «عراقیها به نقطه درگیری بین خود نخواهند رسید و همه طرفها به ایمنی، امنیت و وحدت عراق متعهدند.»
العقابی توضیح داد که «گفتوگو بهترین راه برای حل هرگونه اختلاف است» و «نیروهای بسیج مردمی (حشد شعبی) نقشی در ایجاد پل بین دولت و گروهها دارند و عراق در حال حاضر از هر زمان دیگری باثباتتر است.»
العقابی درباره قانون حشد شعبی ابراز امیدواری کرد که «این قانون در روزهای آینده تصویب شود» و تأکید کرد که «همه نشانهها حاکی از تصویب قریبالوقوع آن است و هیچ فشاری برای جلوگیری از آن وجود ندارد.»
او افزود که این قانون «حقوق مبارزان و خانوادههایشان را تضمین میکند و به ثبات این سازمان کمک خواهد کرد.»
العقابی درباره قابلیتهای نیروهای حشد شعبی گفت: «نیروهای حشد شعبی روزانه در حال پیشرفت هستند و از نظر تعداد، آموزش، سازماندهی، تسلیحات و تجهیزات قویتر میشوند.»
او با تأکید بر اینکه نقش این نیرو «تغییر نخواهد کرد و برنامههایی برای توسعه قابلیتهایش مطابق با تحولات جهانی وجود دارد»، افزود: «نیروهای حشد شعبی پشتیبان و ستون فقرات نیروهای امنیتی و دولت هستند و نمیتوان آن را رها کرد.»
این عضو حشد شعبی توضیح داد که «نیروهای حشد شعبی از فرمانده کل نیروهای مسلح دستور میگیرند و بدون دستور او ذرهای حرکت نمیکنند.»
العقابی خاطرنشان کرد که «نیروهای حشد شعبی تقریباً ۲۵۰ هزار مبارز و تعداد زیادی از اقشار مختلف مردم عراق را شامل میشوند.»
او خاطرنشان کرد که تشکیلات آن شامل تیپهایی از جوامع مسیحی و ایزدی است.
وی ادامه داد: «نیروهای بسیج مردمی در برخی موارد مورد بیعدالتی قرار گرفتهاند و این نیرو بخش مهمی از سیستم نیروهای امنیتی است.»
العقابی بر لزوم تأمین حقوق مجروحان و شهدای حشد شعبی و خانوادههای آنها تأکید کرد، به ویژه اینکه اکثر خانوادههای مجروحان و شهدا از طبقات فقیرتر هستند.
وی تأیید کرد که «عراق در حال ورود به مرحله جدیدی است که توسط احزاب متعددی شکل گرفته است.»
العقابی توضیح داد که «برخی از جناحها به نیروهای بسیج مردمی (حشد شعبی) پیوستهاند و حشد شعبی مسئول آنهاست، در حالی که آنهایی که به حشد شعبی نپیوستهاند، تحت صلاحیت آن نیستند.»
وی با اشاره به اینکه «حشد شعبی مسئول تحرک جناحهایی است که اخیراً روابط خود را قطع کردهاند»، تأکید کرد: «تصویب قانون حشد شعبی ثبات این سازمان را تضمین میکند.»
العقابی در مورد حضور ائتلاف بینالمللی اظهار داشت که «جناحهای مقاومت نگرانیهایی در مورد ادامه حضور ائتلاف بینالمللی دارند.»
وی در عین حال بر تعهد خود به نظام سیاسی و ثبات مداوم کشور تأکید کرد.
انتهای پیام
کنعانیزادگان: رونالدو هم مثل من میرقصد!

برترینها: پس از پایان دیدار پرسپولیس و استقلال خوزستان، یکی از خبرنگاران در گفتوگویی با محمدحسین کنعانیزادگان به شادی گل او اشاره کرد و گفت حالا که کاپیتان شده، دیگر حرکات موزون انجام نمیدهد. کنعانیزادگان در واکنش به این موضوع گفت: «این حرکت موزون نیست، شادی گل منه. همونطور که رونالدو میرقصه، منم شادی گلم این شکلیه؛ حرکت موزون نیست!»
ورد به مرحله «پساسوادی»؛ آیا گوشیهای هوشمند قاتل کتابخوانی هستند؟

به گزارش اطلاعات آنلاین، به باور این منتقد، این شکل از مطالعه عموماً کوتاه و همراه با حواسپرتی است و تفاوت زیادی با تمرکز عمیقی دارد که نسخههای چاپی تشویق میکنند.هوروویچ استدلال میکند که خوانندگان امروزی شاید هنوز در رمزگشایی کلمات توانا باشند، اما در درک متنهای طولانیتر به مشکل برمیخورند؛ بنابراین، جامعه ما دیگر بیسواد نیست، بلکه وارد مرحله پساسواد شده است.
وسوسهکننده است که گوشیهای هوشمند را مقصر اصلی این وضعیت بدانیم و نتیجه بگیریم که اعمال نوعی ممنوعیت، راهحل مشکل خواهد بود؛ اما بررسی تاریخ نشان میدهد که این راهکار کافی نیست، چرا که روند افت کتابخوانی پیش از ظهور گوشیهای هوشمند نیز آغاز شده بود.
در سال ۱۹۸۸، جرج استاینر، منتقد ادبی، اعلام کرد که «عصر کتاب» در حال رسیدن به «پایانی تدریجی» است. کلمه کلیدی در اینجا «تدریجی» است؛ زیرا استاینر باور داشت که این افول از دهه ۱۹۵۰ و با گسترش رادیو، سینما و تلویزیون کلید خورده بود. رسانههای الکترونیکی دهه ۱۹۸۰ نیز این دگرگونی را استمرار بخشیدند، اما آغازگر آن نبودند.
دادهها بهخوبی شهود استاینر را تأیید میکنند. در سال ۱۹۷۶، بیش از شصت درصد از دانشآموزان سال آخر دبیرستان در آمریکا ابراز داشتند که تقریباً هر روز یک کتاب یا مجله را برای تفریح میخوانند. از آن زمان به بعد، با ورود بازیهای ویدئویی، رایانههای شخصی، اینترنت و گوشیهای هوشمند، این آمار سالانه حدود یک درصد کاهش یافت. پس از گذشت چهل سال، تنها پانزده درصد از دانشآموزان دبیرستانی برای تفریح دست به مطالعه روزانه میزنند.
با این حال، ورود اینترنت و گوشیهای هوشمند سقوطی ناگهانی در کتابخوانی ایجاد نکرد. میانگین زمان مطالعه روزانه آمریکاییها برای علایق شخصی در سال ۲۰۰۳ حدود ۲۱.۹ دقیقه بود، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۰ به ۱۸.۳ دقیقه و در سال ۲۰۲۵ به ۱۶.۲ دقیقه رسید. این ارقام نشاندهنده هیچگونه گسست ناگهانی همزمان با ورود آیفون نیستند، بلکه از روندی کاهشی، طولانی و پیوسته حکایت دارند.
لزوم محافظت از کتابهای چاپی
فناوری تنها بخشی از ماجراست، نه تمام آن. آنچه به شکل گستردهتری دچار فرسایش شده، فرهنگی است که روزگاری مطالعه را به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره بدل کرده بود. برای درک چگونگی وقوع این پدیده و راههای معکوس کردن آن، ناچاریم نگاهی تاریخی و بلندمدت داشته باشیم.
کتابخوانی در قرن نوزدهم، در سایه ترکیبی از تحولات مادی و اجتماعی، به پدیدهای همگانی تبدیل شد. کاغذ ارزانتر، چاپخانههای بخاری، آموزش اجباری و بهبود سیستم روشنایی، کتابها را در دسترس میلیونها انسان قرار داد. در همین راستا، کتابخانهها، کلیساها، جنبشهای کارگری، انجمنهای ادبی و محافل مطالعه، هم دلایلی برای خواندن و هم جوامعی برای این کار به مردم پیشکش کردند و در مجموع، فرهنگی کتابدوستانه را بنا نهادند.
در پاریسِ قرن نوزدهم، بازدیدکنندهای از شور و اشتیاق همگانی به ادبیات شگفتزده شده بود و میگفت: «همه، بهویژه زنان، کتابی در جیب خود دارند. مردم در حین سوار شدن بر کالسکه یا پیادهروی مطالعه میکنند؛ آنها حتی در زمان استراحت تئاتر، داخل کافهها و حتی به هنگام استحمام نیز کتاب میخوانند.»
فرهنگ پرطراوت کتابخوانی در آن دوران، توسط یک اکوسیستم کامل پشتیبانی میشد. اگر خواهان احیای آن هستیم، حذف صرفاً یک ابزار حواسپرتکن کافی نخواهد بود؛ بلکه باید شرایطی را از نو بسازیم که مطالعه متمرکز را دوباره امکانپذیر میسازد، و این مهم دستکم به سه گام نیاز دارد.
کتاب چاپی ابزاری است که دقیقاً برای تمرکز طراحی شده است. این فناوری متن را بدون هجوم مطالبات رقیبی چون پیوندهای وب، ویدئوها یا اعلانهای مختلف ارائه میدهد و به ما اجازه میدهد روی صفحه کتاب متمرکز بمانیم. افزون بر این، ضخامت فیزیکی کتاب به ما کمک میکند تا جایگاه خود را در روند داستان یا استدلال بسنجیم و با نمایان ساختن میزان راه طیشده و مسیر باقیمانده، به ما حس جهتدهی ببخشد. این جنبه مادی به تقویت حافظه نیز یاری میرساند؛ چرا که ما اغلب به یاد میآوریم که یک مطلب در کجای صفحه قرار داشته است: در سمت راست یا چپ، بالا یا پایین.
با اینکه ابزارهای دیجیتال برای یافتن سریع اطلاعات کارآمدند، اما نسخههای چاپی گزینه بسیار مناسبتری برای مطالعه متمرکز به شمار میروند. به همین خاطر، مدارس باید همچنان به ترویج کتابها ادامه دهند، هرچند که در سالهای اخیر روند امور برعکس شده است. در سال ۲۰۲۲، شورای ملی معلمان انگلیسی اعلام کرد که برای رفع «نابرابریها در زمینه فناوریها و مهارتهای دیجیتال»، زمان آن فرا رسیده است که «کتابخوانی از مرکزیت خارج شود». با این حال، میتوان از مفهوم برابری برای اثبات رویکردی کاملاً متضاد نیز بهره برد؛ کودکانی که در محیطی خالی از کتاب رشد میکنند، برای آشنایی با مطالعه عمیق و مداوم کاملاً به مدارس وابستهاند. کتابهای چاپی نیز درست مانند رایانهها، فناوری ارزشمندی هستند که باید شیوه استفاده از آنها را آموخت.
تبدیل کتابخوانی به هنجار
ما اغلب تمرکز کردن را آزمونی فردی برای سنجش اراده تلقی میکنیم، در حالی که توجه انسان تحت تأثیر معماری، جو حاکم و انتظارات اجتماعی شکل میگیرد. رفتار ما در یک کتابخانه با رفتارمان در مرکز خرید تفاوت دارد، زیرا فضاهای گوناگون به ما دیکته میکنند چه نوع فعالیتی در آنها جایز است.
امروزه، مطالعه جمعی نمونه بارزی از این حقیقت است که چگونه رسانههای چاپی و دیجیتال میتوانند دستدردست یکدیگر به احیای کتابخوانی کمک کنند.
کتابخانهها، کتابفروشیهای مستقل، مدارس و کافهها میتوانند به همان مکانهایی مبدل شوند که استاینر آنها را «خانههای کتابخوانی» مینامید؛ یعنی فضاهایی که در آنها سکوت، آرامش و غرق شدن در متن رفتارهایی عجیب به شمار نمیروند. در همین راستا، اسپن ایتربرگ، پژوهشگر رسانه در نروژ، جلسات داوطلبانهای تحت عنوان «ساکت شو و بخوان» را پایهگذاری کرد که در آن دانشجویان در اتاقهایی دور از هیاهوی دیجیتال گرد هم میآیند و در سکوت با یکدیگر مطالعه میکنند. افزون بر این، کافههایی نیز فعالیت دارند که از مشتریان خود میخواهند تلفنهای همراهشان را کنار بگذارند. این قبیل فضاها، پناهگاههای موقتی در برابر جریان خروشان دنیای دیجیتال به شمار میروند و این امکان را فراهم میسازند تا عادتهای مبتنی بر آرامش، تمرکز و غرقشدگی به شکلی اجتماعی تقویت شوند.
مطالعه به مثابه امری اجتماعی
تصویر سنتی یک کتابخوان معمولاً فردی تنهاست که با یک کتاب خلوت کرده است؛ اما بررسی تاریخ نشان میدهد که کتابخوانی بارها و بارها به دست جوامع مختلف احیا شده است. هنگامی که قرون وسطی سایه سنگین خود را بر دنیای باستان گسترد، بندیکت نورسایی نهضتی صومعهمحور را بنیاد نهاد که هزاران صومعه برپا کرد و نسلهایی از خوانندگان شیفته را پرورش داد. در قرن نوزدهم نیز احیاهای مذهبی، جنبشهای کارگری، جوامع سیاهپوستان و دیگر جنبشهای مردمی محافلی را شکل دادند که عمل مطالعه را با کنش جمعی پیوند میزدند. کتابها نه فقط به این خاطر که خوانده میشدند، بلکه به این دلیل اهمیت داشتند که مردم آنها را در کنار یکدیگر میخواندند.
امروزه نیز مطالعه جمعی نشان میدهد که رسانههای چاپی و دیجیتال چگونه قادرند برای احیای کتابخوانی همافزایی داشته باشند. باشگاههای کتابخوانی آنلاین، سایتهای هواداری و تالارهای گفتوگو، جوامع ادبی پررونقی را شکل میدهند که در آنها خوانندگان متعهد نهتنها آثار خواندهشده را نقد و بررسی میکنند، بلکه به واسطه داستاننویسی هواداران (فانفیکشن)، گستره داستانها را وسیعتر میسازند. همزمان با این روند، برخی از دانشجویان دست به تأسیس «کلوبهای لادایت» زدهاند؛ محافلی که در آنها استفاده از وسایل دیجیتال ممنوع است و اعضا برای کتابخوانی و گفتگو دور هم جمع میشوند.
اگر واقعاً خواهان تداوم حیات کتابخوانی هستیم، انداختن گوشیهای هوشمند به درون نزدیکترین رودخانه مشکلی را حل نخواهد کرد. خوانندگان خوب در بستر یک فرهنگ کتابدوستانه پرورش مییابند و این همان فرهنگی است که باید برای بازسازیاش تلاش کنیم. کتابخوانی هرگز به عنوان یک کنش فردی و مقاومت قهرمانانه دوام نخواهد آورد؛ تاریخ گواهی میدهد که کتابخوانی همواره عملی انفرادی بوده که توسط جوامع مختلف پشتیبانی شده و میشود.

عکس: نایبقهرمانی جوانان فرنگیکار ایران در جهان

افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

متن کامل طرح مقابله با نفوذ بیگانگان / از منع گفتگو با رسانههای خارجی تا محدودیت در همکاریهای علمی / تولید اثر فرهنگی برخلاف دستاوردهای انقلاب، جریمه دارد

کاربرد هوش مصنوعی در معادن برزیل

سفارت ایران در تونس شهروندان خارجی را برای سفر درمانی به ایران ترغیب کرد

ققنوس نفت برمیخیزد

انحراف عملکرد صندوق ملی مسکن زیر ذرهبین دیوان محاسبات

