قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۳/۱۸

رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل: واکنش ایران به هدف قرار دادن ضاحیه بیروت، اولین آزمون رهبر ایران بود

ایران به دنبال پایان دادن به جنگ نه تنها با پیروزی از این منظر است که شکست نخورده، بلکه با پیروزی مبتنی بر دستاوردهای جدید از جمله حاکمیت بر تنگه هرمز و بازد...
 رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل: واکنش ایران به هدف قرار دادن ضاحیه بیروت، اولین آزمون رهبر ایران بود



۶ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

روابط چین و اسرائیل؛ از ازدواجی در بهشت تا واگرایی راهبردی - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در تحولی که می‌توان آن را شاخصی برای سنجش تضعیف روابط پکن و تل آویو در بحبوحه درگیری‌های خاورمیانه تلقی کرد، چندی قبل سرکنسولگری اسرائیل در چنگدو تعطیل شده و سرکنسول آن نیز سمت خود را ترک کرده است. این اقدام، در شرایطی انجام می‌شود که چین تعاملات خود با ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را تعمیق کرده است و سیاست گسترده‌تری را در قبال غرب آسیا دنبال می‌کند.

چین و رژیم صهیونیستی طی بیش از سه دهه روابط اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک نیرومندی ایجاد کردند که به نظر می‌رسید فراتر از رقابت‌های ژئوپلیتیکی بود. در طول دست کم دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری‌های چین به‌سوی شرکت‌های فناوری صهیونیستی سرازیر شد، تجارت دوجانبه رونق گرفت و طرفین از همکاری در حوزه‌هایی گوناگون، از نیمه‌رساناها تا فناوری کشاورزی، بهره بردند. بااین‌حال، رویدادهای اخیر این مناسبات را به‌طور اساسی تغییر داده و تنش‌هایی به وجود آورده است که هیچ‌یک از دو طرف انتظار آن را نداشت.

پس از سه سال اقدام‌های مخرب اسرائیل در غرب آسیا در سایه سیاست جنگ‌های بی‌پایان نتانیاهو، این موضوع اکنون دیگر بر همگان آشکار شده است که سیاست‌های رژیم صهیونیستی به روابط این رژیم با پکن لطمه وارد کرده است. اگرچه این روابط اساساً دچار فروپاشی نشده‌ است، اما تحولات اخیر سایه‌ای سنگین بر مناسبات میان تل‌آویو و پکن افکنده است.

افزایش تنش میان چین و اسرائیل باید در بستر ژئوپلیتیکی گسترده‌تری بررسی شود که فراتر از روابط دوجانبه آن‌هاست. تعمیق روابط پکن با تهران و تشدید رقابت چین با ایالات متحده در کانون این بستر قرار دارند. هر دو روند به‌طور مستقیم بر محیط راهبردی اسرائیل تأثیر می‌گذارند. در سه سال اخیر، روابطی که به زعم نتانیاهو «ازدواجی در بهشت» بود، اکنون با چالش‌های جدی رو به رو شده است.

رقابت آمریکا–چین و محدودیت فناوری در دایره مناسبات پکن-تل‌آویو

در گام نخست شراکت دیپلماتیک و اقتصادی چین و رژیم صهیونیستی با فشار فزاینده‌ای مواجه شده است. در حقیقت افزایش تنش میان واشنگتن و پکن، اسرائیل را ناگزیر کرده است موازنه‌ای دشوار را در پی ریزی روابط خود با چین و آمریکا برقرار کند و در ادامه رابطه‌ای که زمانی همکاری عمل‌گرایانه در زمینه فناوری و تجارت دوجانبه بود، اکنون به محاسبه‌ای پیچیده در عرصه ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که این رژیم میان مهم‌ترین متحد خود و یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری‌اش گرفتار شده است.

مهم‌ترین تأثیر تنش‌های آمریکا و چین بر اسرائیل در بخش فناوری نمایان شده است. برخی تحلیلگران از این شرایط با عنوان «مثلث فناوری آمریکا-چین-اسرائیل» یاد کرده‌اند. در چنین شرایطی واشنگتن فشار بر اسرائیل را برای محدودکردن انتقال فناوری به چین افزایش داده است. این فشارها به‌ویژه در حوزه‌های حساسی مانند نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی و فناوری‌های دفاعی اعمال شده است که می‌توانند توانمندی‌های نظامی چین را تقویت کنند.

در سالهای اخیر نگرانی‌های آمریکا درباره دسترسی چین به فناوری‌های اسرائیلی، به‌ویژه فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه افزایش یافته است. واشنگتن سازوکارهای گفت‌وگوی جدیدی با اسرائیل ایجاد کرده که به‌طور مشخص بر همکاری‌های فناوری و سیاست در قبال چین تمرکز دارند. این اقدام نشان‌دهنده اهمیتی است که آمریکا برای جلوگیری از انتقال فناوری‌های سودمند برای نوسازی نظامی چین قائل است.

هم‌زمان با تشدید تقابل جهانی واشنگتن با پکن، رژیم صهیونیستی نیز جایگاه خود را به‌طور مشخص در اردوگاه غرب بازتعریف می‌کند. آنچه با تبعیت آرام و تدریجی از محدودیت‌های صادراتی آمریکا و محدودکردن انتقال فناوری به چین در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها آغاز شد، اکنون به بازتنظیم گسترده‌تر تبدیل شده است. از زمان بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، مقابله با نفوذ جهانی چین، ازجمله در خاورمیانه، به یکی از اولویت‌های سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. محدودشدن دسترسی شرکت‌های فناوری اسرائیلی به بازارهای چین هزینه‌هایی نیز داشته است، به‌ویژه با توجه به اینکه اسرائیل در پی تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از قطب‌های پیشرو فناوری در جهان است.

در نهایت، تلاش نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای مقصر نشان دادن چین در انزوای فزاینده جهانی اسرائیل در سطح بین المللی هم ممکن است بازتاب تلاشی راهبردی برای تقویت همسویی این رژیم با واشنگتن و جلب حمایت تندروهای ضدچین در کنگره آمریکا نیز باشد. برجسته‌کردن موضوع چین نشان‌دهنده تثبیت عمیق‌تر اسرائیل، از نظر گفتمانی و احتمالاً راهبردی، در شکاف گسترده‌تر شرق و غربی است که واشنگتن به آن دامن می‌زند.

طوفان الاقصی، بحران غزه و تغییر محاسبات دیپلماتیک پکن در قبال اسرائیل

سیاست چین در قبال مناقشه اسرائیل و فلسطین مدت‌ها با اجماع بین‌المللی همسو بوده است. پکن از زمان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی در سال 1992، موازنه‌ای محتاطانه را حفظ کرده است: از یک سو بر روابط خود با اسرائیل تأکید کرده و از سوی دیگر همواره از راه‌حل دوکشوری مبتنی بر مرزهای پیش از سال 1967، ازجمله تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شرقی، حمایت کرده است.

چین در عین حال به‌عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، گاه از موقعیت خود و همسویی‌ با کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان و جنوب جهانی استفاده کرده است تا انزوای نسبی ایالات متحده در مسئله فلسطین را برجسته سازد و از این طریق، تصویر خود را به‌عنوان حامی چندجانبه‌گرایی و حقوق بین‌الملل تقویت کند. چین: اسرائیل باید به آتش بس در غزه پایبند باشد

 

پس از عملیات طوفان الاقصی چین همواره اقدامات اسرائیل در جنگ غزه را به‌مثابه نقض حقوق بین‌الملل محکوم کرده است. لفاظی‌های ضداسرائیلی در چین نیز گاه به افزایش کنش‌های ضد این رژیم در رسانه‌ها و محافل دانشگاهی چین انجامیده است. واکنش پکن به این رویدادها نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن آشکار این کشور از موضع نسبتاً بی‌طرفانه پیشین در دهه قبل است. در حقیقت در مقطع کنونی چین به‌جای حفظ موازنه دیپلماتیک، به‌تدریج بیشتر با مواضع حامی فلسطین همسو شده، اقدامات اسرائیل را محکوم و از قطعنامه‌های سازمان ملل در انتقاد از سیاست نظامی اسرائیل حمایت کرده است.

به نظر می‌رسد عملیات رزمندگان مقاومت فلسطین در اکتبر 2023 و واکنش نظامی اسرائیل در غزه، برداشت چین از اسرائیل را به‌طور اساسی تغییر داده است. حمایت پکن از قطعنامه‌های سازمان ملل در انتقاد از اسرائیل و افزایش انتقادهای علنی آن از اقدامات نظامی این رژیم، نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن از رویکرد متوازن‌تر پیشین است‌. موضع پکن به‌خوبی با جنوب جهانی، کشورهای دارای اکثریت مسلمان و هدف گسترده‌تر آن برای معرفی خود به‌عنوان صدای جهان درحال‌توسعه هماهنگ است. چین در سازمان ملل اغلب از جایگاه خود برای برجسته‌کردن نقد آنچه «اخلاق گزینشی غرب» می‌نامد، استفاده می‌کند و درخواست‌ خود برای خویشتن‌داری را در برابر حمایت پایدار واشنگتن از اسرائیل قرار می‌دهد.

ایران؛ چالش راهبردی پیش روی آتیه روابط چین و رژیم صهیونیستی

پکن همچنین طی دو سال گذشته بارها حملات اسرائیل به یمن، ایران، سوریه، قطر و لبنان را تقبیح و آن‌ها را اقداماتی تجاوزکارانه و بی‌ثبات‌کننده توصیف کرده است. چین به‌ویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در اکتبر 2024، ژوئن 2025 و فوریه 2026 بیانیه‌هایی صریح در دفاع از تهران صادر کرده و خواستار خویشتن‌داری در منطقه شده است. اگرچه چین و ایران متحد رسمی یکدیگر نیستند، اما در عین حال شراکتی راهبردی بر پایه منافع متقابل دارند. پکن، تهران را بازیگری محوری در غرب آسیا و یکی از اجزای مهم ابتکار کمربند و راه می‌داند. ایران نیز همانند چین، نظم تک‌قطبی تحت رهبری ایالات متحده را به چالش می‌کشد. چین: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نامشروع است

 

محاسبات راهبردی چین نشان‌دهنده علاقه جدی این کشور به حفظ ثبات در ایران و منطقه خلیج فارس است و همین امر مخالفت قاطع آن با هرگونه اقدام نظامی اسرائیل یا آمریکا علیه ایران را توضیح می‌دهد. پکن در همین راستا به ایران در دورزدن تحریم‌ها کمک کرده و بنابر ادعای بسیاری از رسانه‌های غربی پس از دو جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، در بازسازی توانمندی‌های نظامی ایران نیز مشارکت داشته است. در این بین اسرائیل با بدبینی فزاینده‌ای به تعمیق روابط چین و ایران می‌نگرد و همین مسئله به تغییری محسوس در نگرش آن نسبت به پکن کمک کرده است.

شراکت چین با ایران، گسل اصلی رابطه پکن و تل‌آویو به شمارمی‌رود، چرا که چین می‌خواهد ایران باثبات، مقاوم و شکست‌ناخورده باقی بماند. اسرائیل همین معادله را از زاویه‌ای معکوس می‌بیند: حمایت چین از تهران، یکی از خطرناک‌ترین دشمنان اسرائیل را تقویت می‌کند. این تفاوت در چشم‌انداز راهبردی، همکاری اقتصادی پیشین را به اصطکاک ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

تایوان؛ نشانه سیاسی واگرایی در مناسبات پکن-تل‌آویو

در سالهای اخیر، پرونده تایوان چالشی جدید در روابط اسرائیل و چین را رقم زده است. در این چارچوب، اقدام نمادین رژیم صهیونیستی برای نزدیک‌شدن به تایوان شایسته بررسی دقیق است. برای مثال وقتی «بوعز توپوروفسکی»، نماینده کنست رژیم صهیونیستی، در سپتامبر 2025 از تایپه دیدار کرد، پس از ملاقات‌های سطح بالا با مقام‌های ارشد، به‌طور علنی تایوان را «دوست واقعی اسرائیل» خواند. این سفر اگرچه در ظاهر اقدامی در چارچوب دیپلماسی پارلمانی به شمار می‌رفت، اما در عمل حامل پیامی ژئوپلیتیکی، به‌ویژه برای پکن، نیز بود.

دولت چین به‌سرعت این اقدام را محکوم و توپوروفسکی را «دردسرساز» خواند و اعلام کرد اقداما‌ت او اصل چین واحد را نقض کرده است. پکن همچنین هشدار داد که این سفر پیامدهای نامطلوبی برای روابط چین و اسرائیل خواهد داشت. سفیر چین در سرزمین‌های اشغالی نیز با بازنشر محکومیت این سفر از سوی سفارت خود در شبکه‌های اجتماعی، این موضوع را برجسته‌تر کرد. هشدار شدید چین به رژیم اسرائیل: از خط قرمز تایوان عبور نکنید

 

. سفر عضو کنست به تایوان در سپتامبر 2025 و توصیف این جزیره به‌عنوان «دوست واقعی اسرائیل»، امری تصادفی نبود؛ چرا که این اقدام، تحریکی عمدی و پیامی روشن به پکن بود که نشان می‌داد اسرائیل برای تأکید دوباره بر همسویی خود با غرب، حاضر است مخاطرات سیاسی تنش در روابط با پکن را بپذیرد.

چشم‌انداز پیش روی روابط پکن و تل‌آویو

آینده روابط چین و رژیم صهیونیستی بیش از هر چیز به مسیر رقابت آمریکا و چین و تحولات امنیتی غرب آسیا بستگی دارد. تا زمانی که واشنگتن مهم‌ترین شریک امنیتی اسرائیل باقی بماند، تل‌آویو نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن حساسیت‌های آمریکا روابط خود با پکن را گسترش دهد. این محدودیت به‌ویژه در حوزه فناوری آشکارتر است. رقابت بر سر هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها و فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه، همکاری‌هایی را که زمانی بیشتر از منظر اقتصادی دیده می‌شدند، به موضوعی امنیتی تبدیل کرده است.

با این حال، فشار بر روابط پکن و تل‌آویو فقط از واشنگتن ناشی نمی‌شود. جنگ غزه و مواضع چین در حمایت از فلسطین، تعمیق روابط پکن با تهران و مخالفت آن با حملات اسرائیل به ایران، بر فاصله سیاسی دو طرف افزوده است. موضوع تایوان نیز به این اختلاف‌ها اضافه شده و نشان داده است که تنش میان این دو بازیگر دیگر به حوزه تجارت و فناوری محدود نیست. مجموع این تحولات، فضایی را ایجاد کرده است که در آن حتی اختلاف‌های جداگانه نیز معنایی موسع‌تر پیدا می‌کنند.

با این همه، هنوز نمی‌توان از گسست در روابط چین و اسرائیل سخن گفت. منافع اقتصادی همچنان وزن قابل‌توجهی در این مناسبات دارند. فناوری‌های پیشرفته، دانش کشاورزی و فناوری‌های آب در سرزمین‌های اشغالی همچنان برای چین جذاب است و در مقابل، بازار و ظرفیت اقتصادی چین نیز اهمیت خود را برای سردمداران صهیونیست از دست نداده است. به همین دلیل، بعید است دو طرف به‌آسانی از همکاری‌هایی که برای هر دو سودآور است، صرف‌نظر کنند.

مسئله اصلی در لایه دیگری از رابطه قرار دارد. آن اعتمادی که زمانی اجازه می‌داد همکاری اقتصادی و فناوری تقریباً جدا از اختلاف‌های سیاسی پیش برود، به‌تدریج در حال فرسایش است. رژیم صهیونیستی بیش از گذشته خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی آمریکا تعریف می‌کند و چین نیز روابطش با ایران، کشورهای عربی و جنوب جهانی را گسترش داده است. در نتیجه، فاصله سیاسی میان پکن و تل‌آویو بیشتر شده است، حتی اگر تجارت میان آن‌ها همچنان ادامه داشته باشد.

دورانی که اسرائیل می‌توانست وابستگی امنیتی خود به آمریکا را با روابط اقتصادی گسترده با چین به‌آسانی جمع کند، تا حدی رو به پایان است. البته فشار واشنگتن در این روند نقش مهمی دارد، اما در عین حال بیانگر همه ماجرا نیست. رفتار دولت اسرائیل نشان می‌دهد که تل‌آویو نیز در سال‌های اخیر همسویی نزدیک‌تر با آمریکا را، حتی با پذیرش برخی هزینه‌ها در روابط با چین، در اولویت قرار داده است.

از سوی دیگر، پکن نیز دلایل کمتری برای حفظ همان سطح از نزدیکی سیاسی گذشته با اسرائیل دارد. جنگ غزه، روابط چین با ایران و تلاش پکن برای تقویت جایگاه خود در میان کشورهای جنوب جهانی، هزینه سیاسی نزدیکی بیش از حد به تل‌آویو را افزایش داده است. به همین دلیل، اختلاف‌های کنونی را نمی‌توان صرفاً تنش‌هایی مقطعی دانست.

احتمالاً روابط این دو بازیگر در سال‌های آینده نه قطع خواهد شد و نه به وضعیت پیشین بازخواهد گشت. همکاری اقتصادی در حوزه‌هایی که حساسیت امنیتی کمتری دارند ادامه پیدا می‌کند، اما در زمینه‌های راهبردی، به‌ویژه فناوری‌های پیشرفته و موضوعات مرتبط با امنیت، فضای همکاری محدودتر خواهد شد. اختلاف بر سر ایران، فلسطین و تایوان نیز همچنان بر رابطه سیاسی دو طرف سایه خواهد انداخت.

در نهایت، آنچه بیش از همه در روابط چین و اسرائیل تغییر کرده، نه ضرورتاً حجم تجارت، بلکه ماهیت رابطه است. منافع اقتصادی هنوز مانع فروپاشی مناسبات شده‌اند، اما بنیان راهبردی آن دیگر استحکام گذشته را ندارد. این‌که پکن و تل‌آویو تا چه اندازه بتوانند اختلاف‌های سیاسی و امنیتی خود را از همکاری اقتصادی جدا نگه دارند، تعیین خواهد کرد این رابطه در سال‌های آینده صرفاً سردتر می‌شود یا به واگرایی عمیق‌تری منجر خواهد شد.

نویسنده: علی ثمودی، کارشناس مسائل چین

انتهای پیام/  


۶ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

تله «علی الطاهر» برای ایران؛ جنگ بزرگ در راه است؟

به گزارش ایلنا، «ارم نیوز» در گزارشی اختصاصی مدعی شده است که افزایش فشار نظامی اسرائیل در ارتفاعات علی الطاهر می‌تواند بخشی از راهبردی بزرگ‌تر برای محدود کردن حزب‌الله و ایجاد شرایطی باشد که ایران را در برابر انتخاب دشواری قرار دهد: یا نظاره‌گر تضعیف زیرساخت‌های حزب‌الله و نیروهای همسو در جنوب لبنان باشد یا برای جلوگیری از آن وارد درگیری مستقیم شود.

اگرچه وجود یک «طرح مشترک» آمریکا و اسرائیل برای کشاندن ایران به جنگ قابل اثبات نیست، اما روند تحولات نشان می‌دهد که هرگونه گسترش درگیری در جنوب لبنان می‌تواند به‌دلیل پیوندهای امنیتی ایران و حزب‌الله، ظرفیت سرایت به دیگر جبهه‌های منطقه را داشته باشد.

چرا علی الطاهر مهم است؟

ارتفاعات علی الطاهر در نزدیکی نبطیه و منطقه اقلیم التفاح قرار گرفته و به دلیل موقعیت مرتفع خود، بر بخش‌هایی از جنوب لبنان اشراف دارد. اهمیت این منطقه زمانی بیشتر می‌شود که نقش آن در مسیرهای ارتباطی و پشتیبانی منطقه در نظر گرفته شود.

بر اساس ادعاهای مطرح‌شده از سوی منابع غربی در گزارش ارم نیوز، اسرائیل این منطقه را دارای زیرساخت‌های زیرزمینی، تونل‌ها و انبارهای تسلیحاتی می‌داند و مدعی است نیروهای حزب‌الله و مستشاران ایرانی در آن حضور دارند.

همین ادعا باعث شده عملیات اسرائیل در علی الطاهر تنها یک اقدام برای تغییر آرایش نظامی در جنوب لبنان تلقی نشود؛ زیرا در صورت تأیید حضور نیروهای ایرانی یا وارد شدن تلفات به آنان، معادله می‌تواند از سطح درگیری اسرائیل و حزب‌الله عبور کند.

فشار مرحله‌ای؛ راهبردی برای وادار کردن ایران به واکنش؟

میشل ابونجم، تحلیلگر سیاسی، معتقد است اسرائیل با پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا در حال افزایش تدریجی فشار بر این منطقه است تا طرف مقابل را به واکنش وادار کند.

منطق این تحلیل روشن است: اسرائیل به جای آغاز یک جنگ مستقیم با ایران، می‌تواند ابتدا فشار را بر یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره منطقه‌ای مقاومت افزایش دهد و در صورت واکنش تهران، آن را به‌عنوان مبنایی برای گسترش دامنه عملیات مورد استفاده قرار دهد.

در چنین سناریویی، تهران با یک دوگانه دشوار مواجه می‌شود. عدم واکنش می‌تواند به تضعیف موقعیت حزب‌الله و از دست رفتن بخشی از زیرساخت‌های آن در جنوب لبنان منجر شود؛ واکنش مستقیم نیز خطر تبدیل یک درگیری محدود به رویارویی با اسرائیل و در مرحله بعد آمریکا را افزایش می‌دهد.

به همین دلیل، احتیاط ایران در ورود مستقیم به درگیری را می‌توان بخشی از محاسبه تهران برای جلوگیری از افتادن در چرخه‌ای دانست که پایان آن مشخص نیست.

نقش آمریکا؛ پشتیبانی یا ورود مستقیم؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که در صورت تشدید درگیری، نقش آمریکا تا کجا ادامه خواهد داشت.

بر اساس تحلیل مطرح‌شده در گزارش، واشنگتن تاکنون بیشتر در سطح پشتیبانی اطلاعاتی، شناسایی و تأمین ظرفیت‌های نظامی از اسرائیل حمایت کرده است. اما اگر ایران به‌طور مستقیم وارد درگیری شود، شرایط می‌تواند تغییر کند.

در این حالت، اسرائیل می‌تواند واکنش ایران را به‌عنوان تهدیدی علیه نیروها و منافع آمریکا در منطقه معرفی کند و زمینه را برای افزایش حضور نظامی واشنگتن فراهم آورد.

این همان نقطه‌ای است که یک عملیات محدود در جنوب لبنان می‌تواند به بحرانی منطقه‌ای تبدیل شود؛ زیرا ورود هر بازیگر جدید، دامنه واکنش‌های متقابل را افزایش خواهد داد.

جنگ زیرزمینی به جای حمله زمینی گسترده

گزارش ارم نیوز همچنین مدعی است اسرائیل برای مقابله با زیرساخت‌های زیرزمینی در علی الطاهر، بیش از گذشته بر فناوری‌های نظامی و اطلاعاتی تکیه کرده است.

بر اساس این روایت، استفاده از تجهیزات رباتیک و ابزارهای ویژه برای مقابله با شبکه تونل‌ها، بخشی از تلاش اسرائیل برای کاهش تلفات نیروهایش است.

این رویکرد نشان می‌دهد تل‌آویو الزاما به دنبال ورود زمینی گسترده نیست و می‌تواند با محاصره، حملات هوایی و عملیات فناورانه، به دنبال فرسایش تدریجی توان نظامی حزب‌الله باشد.

از نگاه راهبردی، چنین روشی برای اسرائیل کم‌هزینه‌تر از آغاز یک عملیات زمینی گسترده است و در عین حال احتمال تبدیل سریع درگیری به جنگ مستقیم با ایران را کاهش می‌دهد.

سه مسیر پیش روی منطقه

بر مبنای سناریوهای مطرح‌شده در این گزارش، آینده علی الطاهر را می‌توان در سه مسیر تصور کرد.

مسیر نخست، ادامه فشار نظامی اسرائیل بدون ورود مستقیم ایران است. در این وضعیت، تل‌آویو تلاش می‌کند زیرساخت‌های حزب‌الله را هدف قرار دهد و همزمان از باز شدن جبهه‌ای مستقیم با تهران جلوگیری کند.

مسیر دوم، واکنش مستقیم ایران است. در این حالت، احتمال ورود آمریکا افزایش می‌یابد و درگیری می‌تواند از جنوب لبنان به زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی ایران کشیده شود.

مسیر سوم، شکل‌گیری یک توافق سیاسی با میانجیگری آمریکا و اروپا است؛ توافقی که می‌تواند با عقب‌نشینی متقابل و واگذاری کنترل منطقه به ارتش لبنان همراه باشد. با توجه به اختلافات بر سر سلاح حزب‌الله و شروط اسرائیل، تحقق چنین سناریویی دشوارتر به نظر می‌رسد.

مسئله اصلی فقط یک تپه نیست

در نهایت، اهمیت علی الطاهر را نباید صرفا در ارزش جغرافیایی یا نظامی آن خلاصه کرد. این ارتفاعات اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که چند محاسبه راهبردی با یکدیگر تلاقی می‌کنند: تلاش اسرائیل برای تضعیف حزب‌الله، ملاحظات ایران برای حفظ شبکه متحدان منطقه‌ای، محاسبات آمریکا برای جلوگیری از گسترش جنگ و نگرانی کشورهای منطقه از سرایت درگیری.

از همین رو، سؤال اصلی این نیست که چه کسی کنترل یک ارتفاع در جنوب لبنان را در اختیار خواهد داشت؛ بلکه این است که آیا فشار نظامی در علی الطاهر می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها ایجاد کند که در نهایت ایران و آمریکا را وارد یک رویارویی مستقیم کند یا نه.

اگر تهران از ورود مستقیم خودداری کند، احتمالا اسرائیل تلاش خواهد کرد عملیات را در چارچوب درگیری با حزب‌الله نگه دارد. اما هرگونه حمله به نیروهای ایرانی، واکنش مستقیم تهران یا گسترش عملیات به دیگر جبهه‌ها می‌تواند معادله را تغییر دهد.

در این صورت، «علی الطاهر» از یک نقطه نظامی در جنوب لبنان به یکی از نخستین حلقه‌های زنجیره‌ای تبدیل خواهد شد که می‌تواند خاورمیانه را از مرحله جنگ‌های نیابتی به سمت رویارویی مستقیم قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای سوق دهد. انتهای پیام/


۶ ساعت قبل / سایت نورنیوز

ورق «بی‌بی» برمی‌گردد؟

نورنیوز-گروه بین‌الملل : به نقل از «اسرائیل هیوم»، دیوان عالی رژیم صهیونیستی به اتفاق آرا تصمیم کابینه برای تعطیلی رادیو ارتش موسوم به «گالی سهل» را لغو و دادخواست‌های مطرح‌شده علیه این تصمیم را پذیرفت.

قضات این دادگاه اعلام کردند: تصمیم کابینه بر پایه «ملاحظات نامرتبط و نامناسب» اتخاذ شده و نارضایتی مقام‌های سیاسی از محتوای برنامه‌های این رسانه در اتخاذ آن نقش داشته است.

در حکم دیوان عالی رژیم صهیونیستی تأکید شده است: مقام‌های سیاسی نمی‌توانند صرفاً به دلیل مخالفت با اظهارات یک گوینده، از قدرت خود برای خاموش کردن صدای او استفاده کنند.

این حکم پس از شکایت شماری از نهادهای رسانه‌ای و مدنی، از جمله سازمان روزنامه‌نگاران، شورای مطبوعات و کمیته کارکنان رادیو ارتش صادر شد.

دادستان کل رژیم صهیونیستی نیز پیشتر تصمیم کابینه برای تعطیلی این رسانه را غیرقانونی و دارای ایرادات جدی دانسته و هشدار داده بود که این اقدام در راستای محدود کردن آزادی مطبوعات و تضعیف رسانه‌های آزاد انجام می‌شود.

دیوان عالی رژیم صهیونیستی ماه گذشته نیز با صدور دستور موقت، اجرای تصمیم کابینه برای تعطیلی رادیو ارتش را تا زمان صدور رأی نهایی متوقف کرده بود.

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی پیشتر مدعی شده بود که این رسانه به بستری برای انتقاد از ارتش و طرح دیدگاه فرماندهان و مقام‌های نظامی درباره عملکرد این رژیم در جنگ غزه تبدیل شده و ادامه فعالیت آن، ارتش را وارد مسائل سیاسی می‌کند.

تلاش کابینه نتانیاهو برای خاموش کردن صدای مخالفان درحالی است که نتایج تازه‌ترین نظرسنجی شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد، حمایت از بنیامین نتانیاهو برای تصدی نخست‌وزیری در کمتر از یک ماه با کاهشی جدی مواجه شده و جایگاه وی به پایین‌ترین سطح خود در ماه‌های اخیر رسیده است.

کابینه رژیم صهیونیستی پیش از این نیز در چارچوب سیاست تحریم رسانه‌ای و خاموش‌سازی صدای مخالفان، در سال ۲۰۲۴ و در بحبوحه جنگ غزه، دسترسی ارتش به روزنامه «هاآرتص» را قطع کرد.

طبق همین تصمیم، تمامی وزارتخانه‌ها، نهادهای دولتی و شرکت‌هایی که از بودجه کابینه، تأمین مالی می‌شوند، موظف شدند هیچ‌گونه ارتباطی با هاآرتص برقرار نکنند. مقامات کابینه ادعا کردند، هاآرتص در طول جنگ غزه سرمقاله‌هایی منتشر کرده که مشروعیت اسرائیل را زیر سؤال برده است.

رأی اخیر دیوان عالی در شرایطی صادر شده است که اختلافات و شکاف‌های داخلی در رژیم صهیونیستی بر سر عملکرد کابینه نتانیاهو، نحوه مدیریت جنگ غزه همچنان دارد و تلاش نتانیاهو برای مهار انتقادهای داخلی با موانع قضایی و رسانه‌ای مواجه است.




 ایران، تحریم‌های خصمانه جدید آمریکا را محکوم کرد - تسنیم
۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ایران، تحریم‌های خصمانه جدید آمریکا را محکوم کرد - تسنیم

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران تحریم‌های تازه آمریکا علیه اقتصاد و تجارت کشورمان را محکوم کرد.

 مذاکره با «مرد موشکیِ کوچک» در باتلاق ایران /تحلیلی از نیویورک‌تایمز
۱۷ ساعت قبل / سایت عصرایران

مذاکره با «مرد موشکیِ کوچک» در باتلاق ایران /تحلیلی از نیویورک‌تایمز

ترامپ در برابر کشوری که هنوز به سلاح هسته‌ا‌ی دست نیافته، به دنبال تغییر رفتار و حتی تغییر ظرفیت هسته‌ای است، اما در برابر کشوری که سال‌هاست بمب اتم در اختیا...

 واکنش تند خبرنگارالمانیتور به اقدام ترامپ علیه ایران
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

واکنش تند خبرنگارالمانیتور به اقدام ترامپ علیه ایران

واکنش لورا روزن، خبرنگار ارشد المانیتور به وعده اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران توسط ترامپ

 کوشنر با چراغ صلح آمد، اما سایه جنگ ماند
۱۳ ساعت قبل / سایت نورنیوز

کوشنر با چراغ صلح آمد، اما سایه جنگ ماند

سفر جرد کوشنر به مصر و سرزمین‌های اشغالی، در ظاهر برای احیای طرح صلح غزه انجام شد؛ اما همزمانی گفت‌وگو با حماس و حمایت از شروط تل‌آویو، دوگانگی راهبرد آمریکا و نیاز ترامپ به دستاوردسازی سیاسی را آشکارتر هم کرد.

 چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد
۱۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد

سخنگوی وزارت امور خارجه چین تاکید کرد: اعمال تحریم و اعمال فشار برای حل مسئله ایران مفید نخواهد بود.

 روابط چین و اسرائیل؛ از ازدواجی در بهشت تا واگرایی راهبردی - تسنیم
۶ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

روابط چین و اسرائیل؛ از ازدواجی در بهشت تا واگرایی راهبردی - تسنیم

پس از سه دهه روابط نزدیک پکن و تل آویو، این مناسبات متاثر از تحولات جهانی و منطقه‌ای رو به افول گراییده است.