قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۴/۰۳

عزاداری شب تاسوعا با حضور سید محمد خاتمی + فیلم

اقتصادنیوز:گزارش ویدئویی از مراسم عزاداری شب تاسوعا در دارالزهراء با حضور سید محمد خاتمی را ببینید.
 عزاداری شب تاسوعا با حضور سید محمد خاتمی + فیلم



۱۱ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

آتلانتیک: چرا ترامپ با کره شمالی هسته‌ای کنار می‌آید اما ایران را تهدید می‌کند؟

به گزارش تجارت نیوز، تام نیکولز در یادداشتی برای نشریه آتلانتیک به بررسی اظهارات اخیر دونالد ترامپ پرداخته است. ترامپ در جریان بازدید از عملیات بازسازی ضلع شرقی کاخ سفید، در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره نامه‌نگاری‌هایش با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، ناگهان عددی دقیق و محرمانه از توان هسته‌ای پیونگ‌یانگ را لو داد: «او ۵۷ سلاح هسته‌ای بسیار قدرتمند دارد.»

جامعه اطلاعاتی آمریکا معمولاً هرگز اعداد دقیقی از کلاهک‌های هسته‌ای کشورهای بسته ارائه نمی‌دهد و صرفاً به برآوردهای تقریبی (مانند ۶۰ کلاهک) بسنده می‌کند. جفری لوئیس، کارشناس کنترل تسلیحات، در ردگیری این اظهارات اشاره می‌کند که ترامپ یا این عدد را از خود ساخته، یا بخشی از گزارش‌های محرمانه را کج‌فهمی کرده و بر زبان آورده است: «ترامپ سعی دارد رازی را که شنیده به ما بگوید، اما واقعاً نمی‌توان فهمید منظور دقیق او چیست.»

با این حال، مسئله اصلی تنها افشای اطلاعات محرمانه نیست، بلکه بی‌تفاوتی عجیب ترامپ نسبت به خطرات این تسلیحات است. او به جای ابراز نگرانی از توانایی پیونگ‌یانگ برای هدف قرار دادن میلیون‌ها نفر در آسیا و خاک آمریکا، مدعی شد که همه چیز تحت کنترل است زیرا او با کیم «رابطه بسیار خوبی» دارد و توافق با او به هوش رئیس‌جمهور آمریکا بستگی دارد.

ترامپ هرگز توضیح نداده است که بر اساس چه منطقی تسلیحات هسته‌ای کره شمالی (کشوری که فناوری موشکی به دشمنان آمریکا می‌دهد و تهدید به نابودی شهرهای غربی می‌کند) پذیرفتنی است، اما ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. آیا او واقعاً تصور می‌کند رهبران پیونگ‌یانگ معقول‌تر از تهران هستند، یا صرفاً به این دلیل که با کیم قدم زده و نامه‌های عاشقانه مبادله کرده، مشکلی با جاه‌طلبی‌های هسته‌ای او ندارد؟

این رفتارهای ناشیانه ترامپ و نگرش او به سلاح هسته‌ای به‌عنوان یک «نماد قدرت و پرستیژ»، سیگنالی کاملاً شفاف به تهران ارسال می‌کند: «بازدارندگی هسته‌ای، حتی با تعداد محدودی بمب، کاملاً کارساز است.»

کره شمالی و ایران همواره تحولات بین‌المللی را دقیق رصد کرده‌اند. زمانی که ناتو در سال ۲۰۱۱ به لیبی حمله کرد، مقامات پیونگ‌یانگ تاکید کردند که معمر قذافی نباید برنامه هسته‌ای خود را در ازای وعده‌های غرب واگذار می‌کرد. ماه‌ها بعد، قذافی به دست مردمش کشته شد. کره شمالی با دیدن سرنوشت عراق و لیبی، بیش از پیش به درستی راهبرد خود در ایجاد «سپر هسته‌ای» پی برد.

اکنون، رئیس‌جمهور ایالات متحده رسماً صحه بر این حکمت استراتژیک کره شمالی گذاشته است. ترامپ به جهان نشان داد که داشتن حتی یک ارسنال هسته‌ای کوچک، آمریکا را از اقدام نظامی بازمی‌دارد و حتی دشمنان دارنده سلاح هسته‌ای، از پشتیبانی، نامه‌های فدایت شوم و دیدارهای باشکوه قوی‌ترین مرد جهان برخوردار می‌شوند.

در مقابل، کنار گذاشتن این برنامه‌ها، به معنای فشار، تلاش برای تغییر رژیم و تقاضا برای تسلیم بی‌قید و شرط است. پیام ترامپ روشن است: اگر بمب هسته‌ای بسازید تحریم می‌شوید، اما بمب‌افکن‌های شبح‌نامرئی کشورتان را نابود نخواهند کرد و در نهایت، اگر رئیس‌جمهور «باهوشی» در واشنگتن باشد، شاید چند نامه عاشقانه هم دریافت کنید.

منبع: خبر آنلاین


۵۴ دقیقه قبل / سایت روزنو

خاتمی از عزت ایران می‌گوید

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمد خاتمی، در دیدار روز یکشنبه گذشته با جمعی از اصحاب رسانه، به تشریح و ارزیابی شرایط و تحولات جاری در عرصه سیاست خارجی و مسائل داخلی ایران پرداخت و دیدگاه‌های خود را درباره مهم‌ترین چالش‌ها و چشم‌انداز‌های پیش‌روی کشور بیان کرد.

به گزارش روز نو رئیس‌جمهور اسبق، ابتدا به ساکن اذعان کرد: «وضعیت کنونی ایران پس از انقلاب، یکی از خطیرترین و تعیین‌کننده‌ترین مقاطع تاریخ کشور است».

به گفته او: «انقلاب اسلامی از ابتدا معادلات قدرت در منطقه را برهم زد و همین امر، دشمنی و تلاش قدرت‌های بزرگ برای مهار یا تضعیف ایران را در پی داشت؛ از جنگ هشت‌ساله تا فشار‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تحریم‌ها و سپس جنگ‌های اخیر». با این حال، رئیس دولت اصلاحات تأکید کرد: «تهدید‌های خارجی تنها عامل مشکلات نبوده‌اند؛ خطا‌های راهبردی و راهکاری، مشکلات ساختاری و ناکارآمدی‌ها در داخل نیز به افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت انجامیده است.

 گسترش نارضایتی، ناامیدی از آینده، فشار‌های شدید اقتصادی و معیشتی، گرانی، بیکاری و عقب‌ماندگی از توسعه، کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده و دشمن نیز کوشیده از این شکاف‌ها بهره‌برداری کند».

با وجود آسیب‌های سنگین انسانی و مادی جنگ، از‌جمله جان‌باختن مسئولان، نیرو‌های نظامی و مردم عادی، خاتمی معتقد است: «مقاومت نیرو‌های مسلح و حضور مردم، حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی در دفاع از ایران، مانع تحقق اهداف دشمن شد». این تجربه، از منظر رئیس‌جمهور اسبق کشورمان، نشان داد: «جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی از میان نمی‌رود، اما ادامه و استحکام آن در گروی توانایی حکمرانی برای اصلاح نقص‌ها و کاهش فاصله ایجادشده میان مردم و حکومت است». خاتمی در فراز دیگر از ارزیابی خود، به فرصت ممتاز برای خروج از وضعیت ناگوار پرداخت و اعتقاد دارد: «پس از جنگ، فرصتی مهم برای کشور پدید آمده که نمونه آن را در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است».

در همین زمینه، رئیس دولت اصلاحات از مسئولان، شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان، رئیس‌جمهور و تأیید رهبری برای رسیدن به این تصمیم قدردانی و شجاعت رئیس‌جمهور در پذیرش مسئولیت این تصمیم را ستایش می‌کند. به نظر او: «این تفاهم‌نامه در شرایطی امضا شده که ایران توانسته موجودیت و توان دفاعی خود را تثبیت کند و دشمن در رسیدن به اهدافش ناکام مانده است». او با اشاره به امتیازات و تعهدات دو طرف، خاطرنشان کرد: «در هر توافقی امتیازی داده و امتیازی گرفته می‌شود و باید با سنجش منافع، دیپلماسی و مذاکره، مسیر را پیش برد».

 خاتمی با این حال هشدار داد: «نقض توافق از سوی هر طرف یا هر اقدامی که تنش را افزایش دهد، می‌تواند پیامد‌های خطرناکی داشته باشد». همچنین، رئیس‌جمهور پیشین عبور از بحران خارجی را پایان کار نمی‌داند، بلکه معتقد است پس از آن، وظیفه دشوارتر حاکمیت، اصلاح رابطه با جهان و همسایگان و نیز اصلاحات ساختاری، راهبردی و رویکردی در داخل است.

 او حل مشکلات تولید، اقتصاد، گرانی، معیشت و بیکاری را بدون حضور و مشارکت مردم و تدبیر درست ممکن نمی‌داند. خاتمی در ادامه سخنان خود به دفاع از صلح شرافتمندانه پرداخت و تصریح کرد: «صلح یکی از بزرگ‌ترین خیر‌های اجتماعی و جنگ از بزرگ‌ترین شرور است». او مقاومت در برابر تجاوز را ضروری و ارزشمند شمرد، اما تأکید کرد: «مقاومت برای رهایی از جنگ است، نه جنگ برای جنگ». به اعتقاد رئیس دولت اصلاحات: «اکنون که ایران توانسته موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل کند، باید از موقعیت نسبی عزت برای کاهش تنش و تأمین منافع عمومی، عزت ایران و آینده کشور بهره ببرد». از نظر او: «صلح شرافتمندانه یعنی گشودن راه زندگی بهتر برای مردمی که زیر فشار‌های گوناگون قرار دارند، بدون چشم‌پوشی از عزت و استقلال ایران».

خاتمی گفت: «با جنگ نمی‌توان زندگی و کشور را اداره کرد و باید با وجود بی‌اعتمادی به آمریکا و کارشکنی‌های احتمالی اسرائیل، با تدبیر از ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» جلوگیری کرد». خاتمی گریزی هم به مقوله اینترت زد و تأکید کرد: «محدودیت اینترنت در شرایط جنگی تا حدی قابل فهم است»، اما ادامه آن را «زیان‌بار و حتی ناممکن» تلقی می‌کند.

به گفته او: «زندگی و کار بسیاری از خبرنگاران، فعالان رسانه‌ای، پژوهشگران، اندیشمندان، کارفرمایان و مردم عادی به اینترنت وابسته است. گسترش استفاده از وی‌پی‌ان و ابزار‌هایی مانند استارلینک نیز نشان می‌دهد بستن کامل راه دسترسی مردم عملا ممکن نیست»؛ لذا رئیس‌جمهور پیشین هشدار می‌دهد: «محدودیت گسترده، هم میل به دور‌زدن قانون را افزایش می‌دهد و هم بیکاری و خسارت اقتصادی ایجاد می‌کند، در حالی که سود آن نصیب واسطه‌ها و سوداگران می‌شود». خاتمی در پایان از مسعود پزشکیان می‌خواهد با همان شجاعت و صراحتی که در تصمیم‌های دیگر نشان داده، برای حل این مسئله نیز اقدام کند.

رسول منتجب‌نیا: چهره‌هایی همچون خاتمی در شرایط کنونی کشور نمی‌توانند سکوت کنند

پیرو ارزیابی سخنان خاتمی، رسول منتجب‌نیا در گفت‌و‌گو با «شرق»، با دفاع از حق و ضرورت اظهارنظر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط حساس کشور و تفاهم‌نامه اخیر، تأکید کرد: «سرمایه‌های کشور فقط نفت، طلا، معادن و ذخایر مادی نیستند، بلکه شخصیت‌های ملی، محبوب و باتجربه از سرمایه‌هایی هستند که به‌سادگی قابل جایگزینی نیستند».

دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، در این‌باره که چرا اکنون خاتمی لب به سخن گشوده نیز باور دارد: «وقتی شخصیتی با تجربه طولانی و شناخت از مصالح و منافع کشور نظیر سیدمحمد خاتمی در شرایطی حساس فعلی حضور دارد، سکوت او نه‌تنها مطلوب نیست، بلکه باید انتظار داشت دیدگاه خود را درباره آنچه به سود ملت و کشور می‌داند، بیان کند». از همین منظر است که این نماینده اداور مجلس، اظهارنظر خاتمی درباره تحولات اخیر و دفاع او از تفاهم را اقدامی طبیعی و قابل دفاع ارزیابی کرد. مشاور رئیس دولت اصلاحات در توضیح فرایند تصمیم‌گیری درباره صلح و جنگ و تفاهم اخیر، بر این نکته تأکید کرد: «این تصمیم، مسیر قانونی و رسمی خود را طی کرده و در نهایت به تفاهم‌نامه ایران و آمریکا رسید».

بنابراین، منتجب‌نیا با اشاره به نقش نهاد‌های تصمیم‌گیر و تأیید نهایی رهبری و امضای رئیس‌جمهور، یادآور شد: «وقتی چنین فرایندی طی می‌شود، اصل تصمیم باید مورد حمایت قرار گیرد، حتی اگر افراد درباره جزئیات آن نقد یا نظر متفاوتی داشته باشند». به اعتقاد این مدرس دانشگاه: «بدعهدی احتمالی طرف مقابل نیز لزوما به معنای نادرست‌بودن اصل تفاهم نیست، بلکه تفاوتی میان عقلانی و قانونی‌بودن یک توافق و احتمال عمل‌نکردن طرف مقابل وجود دارد».

 عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، مهم‌ترین بخش از سخنان خاتمی را طرح صلح دانست و با اشاره به موضع او (خاتمی) در ستایش «صلح شرافتمندانه» گفت: «این تعبیر به معنای تسلیم یا رفاقت با طرف مقابل، با ترامپ و آمریکا نیست، بلکه ناظر بر پایان‌دادن به جنگ با حفظ عزت، سربلندی، تمامیت و منافع کشور است».

قائم‌مقام سابق و از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی معتقد است: «تفاهمی که خاتمی از آن دفاع کرده، در صورت اجرای کامل، می‌تواند هم سایه جنگ را دور و هم منافع ایران را تأمین کند». از نگاه منتجب‌نیا: «انتقاد از هر توافقی ممکن است و هیچ نظر سیاسی «وحی منزل» نیست، اما باید میان نقد و تخریب تفاوت گذاشت»؛ همان‌گونه که خود او نیز تأکید می‌کند: «ممکن است حتی میان افراد نزدیک و هم‌فکر درباره برخی مسائل اختلاف‌نظر وجود داشته باشد». این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه گپ‌و‌گفتش با «شرق» را به انتقاد از شیوه برخورد برخی برنامه‌های صداوسیما با مواضع خاتمی اختصاص داد و با اشاره به برنامه‌هایی که به گفته او پس از امضای تفاهم‌نامه و سپس پس از انتشار مواضع خاتمی پخش شده، این پرسش را مطرح کرد: «چگونه ممکن است تصمیمی که مراحل رسمی خود را طی کرده و به تأیید رهبری و شعام رسیده، در رسانه‌ای که از بودجه عمومی استفاده می‌کند، بلافاصله با مجموعه‌ای از حملات و ایراد‌های یک‌طرفه مواجه شود؟».

به تعبیر دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی: «چنین رویکردی افکار عمومی را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که مبنای این حملات چیست و چرا به‌جای گفت‌وگوی کارشناسی، فضای رسانه‌ای به سمت تخریب و تسویه‌حساب سیاسی می‌رود؟». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز به‌ویژه از لحن برخی اظهارنظر‌ها درباره خاتمی انتقاد و تصریح کرد: «مخالفت با یک شخصیت سیاسی نباید به توهین، تمسخر یا متهم‌کردن او به رفتار‌های خلاف مصالح کشور تبدیل شود».

 منتجب‌نیا با یادآوری تجربه و سابقه طولانی خاتمی در مسئولیت‌های مختلف، از مجلس و وزارت تا ریاست‌جمهوری، خاطرنشان کرد: «نمی‌توان از شخصیت‌هایی با چنین سابقه‌ای انتظار داشت در شرایطی که به تعبیر او «هستی کشور» در معرض تهدید و بحران قرار دارد، سکوت کنند». به باور این استاد دانشگاه: «حتی اگر کسی با بخشی از مواضع خاتمی مخالف باشد، حق ندارد سرمایه‌ای ملی را با حملات بی‌محابا بی‌اعتبار کند»؛ چرا‌که از دید منتجب‌نیا: «تخریب یک چهره ملی در واقع چوب حراج زدن به سرمایه‌های کشور است؛ سرمایه‌هایی که برخلاف بسیاری از منابع مادی، به‌آسانی جایگزین نمی‌شوند».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه انتقاد خود از صداوسیما را فراتر از موضوع خاتمی دانست و به گفته او: «مشکل اصلی، غلبه یک نگاه جناحی بر رسانه‌ای است که باید ملی و متعلق به همه مردم باشد». نماینده اسبق مجلس، «از یک‌طرفه‌بودن ترکیب برخی کارشناسان و کم‌رنگ‌بودن حضور دیدگاه‌های متفاوت» انتقاد کرد و خواستار آن شد: «نخبگان و صاحب‌نظران با گرایش‌های مختلف امکان حضور و گفت‌و‌گو در رسانه ملی داشته باشند».

از نگاه مشاور رئیس دولت اصلاحات: «اگر صداوسیما واقعا مدافع آزادی و گفت‌وگوی عمومی است، باید به‌جای دعوت از یک طیف محدود و تکرار مواضع همسو، امکان بحث میان دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کند». منتجب‌نیا در ادامه مجددا به ارزیابی سخنان خاتمی باز‌می‌گردد و به گفته او: «مواضع خاتمی بر سه محور استوار است. نخست، ضرورت شنیده‌شدن صدای شخصیت‌های باتجربه و ملی در شرایط بحرانی؛ دوم، دفاع از امکان دستیابی به صلحی که به معنای حفظ عزت و منافع ایران باشد؛ و سوم، مخالفت با تخریب شخصیت‌ها و محدودکردن گفت‌وگوی سیاسی و رسانه‌ای».

عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون تأکید دارد: «مواضع خاتمی را می‌توان نقد کرد، اما تبدیل نقد به تخریب و انتقام‌گیری سیاسی، نه به سود کشور است و نه به تقویت انسجام ملی کمک می‌کند». در شرایطی که کشور با مسائل مهمی همچون خطر جنگ و ضرورت تصمیم‌گیری‌های حساس روبه‌رو است، منتجب‌نیا «راه‌حل» را در «گفت‌وگوی واقعی، حضور صدا‌های مختلف و حفظ سرمایه‌های انسانی و سیاسی کشور» می‌داند؛ سرمایه‌هایی که به اعتقاد او، نباید قربانی منازعات جناحی شوند.

غلامرضا ظریفیان: خاتمی مقاومت را دستاوردی برای رسیدن به صلح شرافتمندانه می‌داند

غلامرضا ظریفیان هم به عنوان دیگر چهره سیاسی در گپ‌و‌گفت خود با «شرق» در مورد تحلیل مواضع اخیر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط کشور، این باور را دارد که محور اصلی سخنان رئیس‌جمهور اسبق، توجه به «فرصت استثنائی» ایجادشده پس از جنگ و ضرورت تبدیل دستاورد مقاومت به فرصتی برای کاهش تنش، تقویت دیپلماسی، بهبود وضعیت داخلی و ترمیم رابطه دولت و جامعه است. به تعبیر این استاد دانشگاه: «خاتمی در تحلیل خود، هم بر استفاده از موقعیت جدید در عرصه بین‌المللی تأکید دارد و هم معتقد است این شرایط می‌تواند فرصتی برای بازنگری در سیاست‌های داخلی و کاهش شکاف‌های اجتماعی باشد».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به اهمیت تحلیل خاتمی از وضعیت خطیر کشور می‌گوید: «پس از دو جنگی که ایران با آن روبه‌رو بوده، شرایط تازه‌ای پدید آمده که نباید از دست برود». به تعبیر معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات: «انسجامی که در جامعه در برابر تهدید خارجی شکل گرفت، می‌تواند زمینه‌ای برای یک نگاه جدید به تحولات جهانی و نیز نیاز‌ها و شکاف‌های داخلی باشد و این فرصت، از نظر خاتمی، باید به تصمیم‌هایی منجر شود که از یک سو ایران را در برابر تهدید‌ها و تهاجم‌های خارجی مصون‌تر کند و از سوی دیگر، در داخل به کاهش فاصله‌ها و شکاف‌های موجود در جامعه یاری رساند».

 به گفته این عضو جمعیت توحید و تعاون: «یکی از مهم‌ترین محور‌های سخنان خاتمی، دفاع از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است». ظریفیان این تفاهم را در نوع خود در مناسبات آمریکا با کشور‌هایی که با آن اختلاف داشته‌اند، کم‌نظیر می‌داند و می‌گوید: «تحلیل بسیاری از کارشناسان و ناظران در آمریکا، اروپا و عرصه سیاست خارجی این است که این تفاهم در مجموع در راستای منافع ملی ایران قرار دارد». به گفته این مدرس دانشگاه: «امضای رئیس‌جمهور آمریکا پای سندی که در برابر افکار عمومی جهان ثبت شده، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ هرچند فراز و نشیب‌ها و بی‌اعتمادی‌های موجود نسبت به رفتار آمریکا، ضرورت مراقبت از اجرای تعهدات را از میان نمی‌برد».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است: «تفاهم‌نامه مورد اشاره، از منظر جامعیت و توجه به بخشی از خواسته‌های ایران، سند مهمی است و می‌تواند پایه‌ای برای شکل‌گیری مناسبات جدید باشد». او البته تأکید می‌کند: «در هیچ توافقی نمی‌توان انتظار داشت همه خواسته‌های یک طرف به‌طور کامل تأمین شود، اما از نگاه خاتمی، باید مجموع منافع و دستاورد‌های یک توافق را دید. به همین دلیل، دفاع خاتمی از این تفاهم، در واقع دفاع از فرصتی است که می‌تواند در صورت تحقق و پایبندی طرف‌ها، مسیر جدیدی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن با بخش مهمی از نظام بین‌الملل بگشاید». این استاد دانشگاه در عین حال می‌گوید: «چنین مسیری با موانع مختلفی روبه‌روست؛ از کارشکنی‌های احتمالی اسرائیل و فشار‌های موجود در آمریکا تا مخالفت‌هایی که در داخل کشور از سوی بخشی از اقلیت سیاسی مطرح می‌شود».

 با این همه و به باور ظریفیان: «شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاب می‌کند این فرصت با دقت دنبال شود. چراکه جامعه ایران با مشکلات اقتصادی، فشار‌های معیشتی، مسائل اشتغال و کسب‌وکار و شکاف‌های اجتماعی روبه‌روست و مردم نیازمند آن هستند که نسبت به آینده خود در عرصه‌های مختلف احساس اطمینان بیشتری داشته باشند». معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات تصریح کرد: «خاتمی با تکیه بر تجربه سیاسی و به‌ویژه تجربه دوره ریاست‌جمهوری خود در عرصه روابط بین‌الملل، بر این باور است که باید از چنین فرصتی حمایت کرد و هم‌زمان برای جلوگیری از نقض آن و مقابله با کارشکنی‌ها تلاش کرد».

ظریفیان همچنین تفاهم اخیر را از دستاورد‌های مهم دیپلماسی در دولت مسعود پزشکیان می‌داند و از دیدگاه او: «دولت پزشکیان فعالیت خود را در شرایطی آغاز کرد که به‌سرعت با بحران‌های سخت امنیتی و معیشتی و سپس جنگ روبه‌رو شد و ازاین‌رو، ناچار شد بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت بحران کند». در چنین شرایطی، دستیابی به تفاهمی که به گفته او در داخل و خارج از کشور به عنوان یک دستاورد مهم دیپلماتیک مورد توجه قرار گرفته، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. نکته مهم دیگر در تحلیل خاتمی، به باور ظریفیان، این است که «تفاهم و مذاکره از موضع ضعف مطرح نشده است».

او تأکید دارد: «ایران در شرایطی به سمت مسیر تفاهم و مذاکره رفته که با حمله مواجه شده، اما مردم ایستادگی کرده‌اند و نیرو‌های نظامی و دولت نیز توانسته‌اند در برابر تلاشی که موجودیت و بقای کشور را هدف گرفته بود، مقاومت کنند. بنابراین، ورود به میدان دیپلماسی پس از این تجربه، از نگاه خاتمی، باید ادامه همان ایستادگی و از موضع اقتدار باشد».

عضو جمعیت توحید و تعاون این را هم یادآور می‌شود: «خاتمی به همین دلیل از تصمیم اتخاذشده و نیز از رئیس‌جمهور، مسئولان، فرماندهان و رهبری که به این تصمیم رسیده‌اند، تقدیر کرده و در عین حال بر ضرورت مراقبت از اجرای تفاهم‌نامه و پرهیز از اقداماتی که تنش را افزایش می‌دهد، تأکید داشته و در این چارچوب است که مفهوم صلح شرافتمندانه جایگاه محوری در تحلیل خاتمی دارد». با چنین برداشتی، ظریفیان بیان می‌دارد: «نباید این تعبیر خاتمی را به معنای تسلیم دانست.

چون صلح شرافتمندانه از نظر خاتمی، صلحی است که با حفظ عزت ایران، تأمین مصالح عمومی و گشودن افق زندگی بهتر برای مردمی دنبال شود که زیر فشار مشکلات معیشتی و ناامیدی قرار گرفته‌اند». به گفته این استاد دانشگاه: «خاتمی بر این باور است که اداره کشور نباید بر پایه احساسات و واکنش‌های هیجانی باشد، بلکه باید با محاسبه دقیق منافع ملی و درک واقعیت‌های داخلی و بین‌المللی، راه مذاکره، کاهش تنش و دیپلماسی را ادامه داد». ظریفیان، بخش دیگری از تحلیل خاتمی را معطوف به رابطه «دولت و جامعه» می‌داند و به تعبیر او: «کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان جامعه و حاکمیت، یکی از آسیب‌های مهم سال‌های گذشته است و فرصتی که پس از جنگ پدید آمده، می‌تواند برای ترمیم این رابطه مورد استفاده قرار گیرد.

این ترمیم، از نظر خاتمی، بدون اعتمادسازی، گفت‌و‌گو و شنیدن جامعه ممکن نیست. خطر اصلی زمانی پدید می‌آید که حکمرانی نتواند نارسایی‌ها و عواملی را که موجب فاصله‌گرفتن بخش‌هایی از جامعه شده، به‌درستی شناسایی و درمان کند». جمع‌بندی ظریفیان از مواضع خاتمی این است که «دستاورد مقاومت باید به یک فرصت تبدیل شود؛ فرصتی برای صلحی که از موضع حفظ موجودیت، عزت و منافع ایران شکل می‌گیرد؛ فرصتی برای ادامه مذاکره و کاهش تنش؛ و فرصتی برای بهبود معیشت مردم و بازسازی اعتماد میان دولت و ملت». از نگاه او: «پیام اصلی خاتمی این است که مقاومت و ایستادگی، زمانی به نتیجه کامل می‌رسد که بتوان دستاورد آن را در خدمت آینده‌ای امن‌تر، جامعه‌ای امیدوارتر و رابطه‌ای ترمیم‌شده میان حکومت و مردم قرار داد».

جواد امام: سخنان خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و یک دعوت به تصمیم درست و عاجل است

دیگر چهره سیاسی که به ارزیابی سخنان خاتمی پرداخت، جواد امام بود که در گفت‌و‌گو با «شرق» عنوان کرد «به نظر من سخنان اخیر آقای خاتمی را باید در یک منظومه واحد دید؛ چهار محوری که ایشان مطرح کردند، در واقع اجزای یک نگرانی و در عین حال یک پیشنهاد برای عبور از وضعیت موجود است؛ هشدار نسبت به شرایط خطیر کشور، تأکید بر وجود یک فرصت مهم برای تغییر مسیر، دفاع از صلح شرافتمندانه و توجه به ضرورت بازگشت اینترنت و ارتباط آزاد جامعه».

به باور سخنگوی جبهه اصلاحات، «از میان این محور‌های آقای خاتمی، برای من تأکید ایشان بر «فرصت ممتاز» و «صلح شرافتمندانه» اهمیت بیشتری دارد. چراکه وقتی از وضعیت خطیر کشور و ضرورت تقویت دیپلماسی و حمایت از تفاهم‌نامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا سخن می‌گوییم، اگر تنها به توصیف بحران بسنده کنیم، نتیجه‌ای جز نگرانی و انفعال نخواهد داشت؛ لذا اهمیت سخن آقای خاتمی در این است که در کنار هشدار نسبت به شرایط، بر وجود یک فرصت تاریخی برای رهایی از وضعیت ناگوار و تحقق این تفاهم تأکید می‌کند و این یعنی هنوز معتقدیم کشور در نقطه‌ای قرار نگرفته که راه اصلاح و تغییر مسیر کاملا بسته شده باشد».

دبیر کل حزب مجمع ایثارگران خاطرنشان کرد که «اتفاقا در چنین شرایطی باید از هر فرصتی برای کاهش تنش، حفظ منافع ملی، بازگشت به مردم، ترمیم اعتماد عمومی و فراهم‌کردن زمینه برای انسجام و تفاهم ملی استفاده کرد و تعبیر «صلح شرافتمندانه» نیز از همین منظر بسیار مهم است». چون از دید جواد امام، «صلح به معنای تسلیم یا نادیده‌گرفتن حقوق و منافع ملی نیست؛ همان‌گونه که جنگ نیز لزوما به معنای عزت و پیروزی نیست؛ لذا می‌توان هم از استقلال و منافع ملی دفاع کرد و هم از جنگ و تشدید تنش پرهیز کرد».

 این فعال سیاسی اصلاح‌طلب متذکر شد که «امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «مقاومت برای حفظ منافع ملی و ورود به چرخه‌ای از تنش و فرسایش که هزینه اصلی آن را مردم می‌پردازند تفاوت قائل شد»؛ لذا به اعتقاد وی، «آقای خاتمی از سر نگرانی نسبت به آینده کشور سخن گفته است؛ اما این نگرانی به معنای ناامیدی نیست. چون اتفاقا در سخنان ایشان یک پیام روشن وجود دارد، اینکه شرایط خطیر است، اما هنوز فرصت داریم». با این ارزیابی، جواد امام خاطرنشان کرد که «نگرانی اصلی شاید این باشد که این فرصت نیز مانند فرصت‌های گذشته از دست برود و کشور دوباره وارد چرخه‌ای از تنش خارجی، فشار اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت شود».

 از دیدگاه سخنگوی جبهه اصلاحات، «در چنین شرایطی، اشاره آقای خاتمی به موضوع اینترنت نیز صرفا یک موضوع فنی، ارتباطی یا اقتصادی نیست، چون اینترنت امروز بخشی از زندگی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات جامعه است و فراتر از یک ابزار ارتباطی، با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و امکان بهره‌گیری از ظرفیت ارزشمند ایرانیان داخل و خارج از کشور پیوند خورده است». به گفته دبیر کل حزب مجمع ایثارگران، «محدودکردن ارتباط مردم با جهان، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند اعتماد، هم‌گرایی ملی و استفاده از همه فرصت‌ها، ظرفیت‌ها و استعداد‌های انسانی خود است، می‌تواند به افزایش بی‌اعتمادی و تعمیق شکاف اجتماعی منجر شود.».

از این حیث جواد امام خاطرنشان کرد که «اگر می‌خواهیم از این شرایط عبور کنیم، باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ کاهش تنش در سیاست خارجی و ترمیم رابطه دولت و جامعه در داخل؛ و البته فراهم‌کردن امکان ارتباط و همکاری با همه کسانی که دل در گرو ایران داشته و دارند». از این منظر و به زعم جواد امام، «سخنان اخیر آقای خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و در عین حال یک دعوت به تصمیم درست و عاجل، تقویت انسجام و هماهنگی میان همه ارکان و قوای سیاسی و نظامی کشور و عبور از اختلافات فرساینده است.

 چون ایشان به‌روشنی می‌گوید که کشور در شرایط حساسی قرار دارد، اما هنوز امکان انتخاب وجود دارد؛ انتخاب میان ادامه فرسایش و تشدید تنش، یا آغاز مسیری برای صلح، تفاهم، اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی؛ مسیری که مستلزم تغییر نگاه سیاسی و اصلاح رویکرد‌های امنیتی، به‌ویژه عبور از نگاه گزینشی و دوگانه خودی و غیرخودی است». سخنگوی جبهه اصلاحات ادامه داد که «اگر سؤال این باشد که آیا آقای خاتمی از وضعیت فعلی و آینده کشور بیم دارد، پاسخ من این است که بله؛ نگرانی در سخنان ایشان کاملا مشهود و جدی است. اما این نگرانی از جنس ناامیدی نیست؛ از جنس احساس مسئولیت نسبت به آینده ایران و نگرانی برای ازدست‌رفتن فرصت‌هاست.

این فعال سیاسی هشدار داد که «امروز بیش از هر چیز به عقلانیت، شجاعت در تصمیم‌گیری، صلح شرافتمندانه، گفت‌وگوی ملی، بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت و مهم‌تر از همه، جلوگیری از فرصت‌سوزی و پرهیز از تندروی و افراط نیاز داریم. ایران بیش از آنکه نیازمند پیروزشدن یک جریان بر جریان دیگر باشد، نیازمند آن است که همه نیرو‌های دلسوز کشور بر سر یک اصل به تفاهم برسند؛ نجات ایران، حفظ منافع ملی و جلوگیری از فرصت‌سوزی باید بر هر ملاحظه جناحی و سیاسی مقدم باشد».


۱ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

واکنش به سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی دربار تفاهم با آمریکا

سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!

وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمی‌شود و گوینده ناگزیر خطبه‌ای بی‌ثمر می‌خواند و استدلالی به میان نمی‌آورد. فلذا کل سخن یا بیهوده به‌نظر می‌رسد یا فقط یک مخالف‌خوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!

خاتمی می‌گوید: «بعضی‌ها می‌گویند ما حیات‌مان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! می‌گویند اول پدر امریکا را در اینجا درمی‌آوریم بعد می‌رویم در قلب امریکا با او می‌جنگیم. آخر با کدام واقعیت‌ها».

اکنون هم رئیس تیم مذاکره‌کننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام می‌گویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار می‌رود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقل‌قول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما می‌توانیم بگوییم «پاسخ‌دادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانه‌کردن آن نیت دیگری دارد.

پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه می‌کنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهم‌نامه نقض نشود. البته از طرف هیچ‌یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یک‌طرف آشکارتر و بزرگ‌تر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».

بسیار گفته‌اند که اصلاح‌طلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» می‌گذارند. می‌توان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهم‌نامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش می‌دهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرف‌ها را می‌زند که همین جمله‌ی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقض‌نکردن تفاهم‌نامه سفارش کند.

این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی می‌گویند تمامی بندها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز این‌که امریکایی‌ها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب که آشکارا می‌گویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را می‌خواهد ولی با کلی‌گویی و احتیاط. او آن‌قدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که می‌گوید «مردم می‌خواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک می‌کند ولی نتیجه یکی است.

وقتی اصلی‌ترین بخش سخن ضعیف‌ترین استدلال باشد، دیگر باقی بخش‌ها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهم‌نامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمی‌تواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم به‌کار نمی‌برید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیف‌ترین حلقه‌اش قوی‌تر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشته‌های آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از داده‌هایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطال‌پذیر باشد. تکیه بر پیش‌فرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه می‌برد. سخن باید شبکه‌ای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعاهای منفرد و آسیب‌پذیر.

خاتمی می‌گوید «من هم احساساتم جریحه‌دار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون می‌بارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه می‌کند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی می‌کند، می‌توان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمان‌تان خون‌بار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاح‌طلبان و پیروان شما ارتباط رسانه‌ای دارم. نمی‌گویم شما دروغ می‌گویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینه‌ی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعله‌ور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح می‌گویید بی‌توجه به شهادت رهبری نیستید.

صلح شرافتمندانه دو سوی شریف می‌خواهد. سی سال است اصلاح‌طلبان می‌گویند «دشمن، دشمن»‌کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح می‌خواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه می‌گویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در این‌سو شک دارید؟!




 نگرانی روزنامه اصولگرا؛ اگر آمریکا صلح نخواهد، چه؟ | جوان: ساده‌انگاری نکنید و برای هر سناریویی آماده باشید
۳ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نگرانی روزنامه اصولگرا؛ اگر آمریکا صلح نخواهد، چه؟ | جوان: ساده‌انگاری نکنید و برای هر سناریویی آماده باشید

روزنامه جوان در تحلیلی درباره بحث‌های مطرح‌شده پیرامون پایان جنگ، هشدار داده است که سخن گفتن از صلح بدون توجه به موضع آمریکا می‌تواند به افزایش مطالبات واشنگتن منجر شود. این روزنامه تأکید کرده است که به‌جای طرح مبهم پایان جنگ، باید بر آمادگی برای «جنگ با دلیل» و «صلح با عزت» تأکید کرد.

 ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم
۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا با ادعا اینکه ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند مدعی شد: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.

 رایزنی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و عمان درباره تحولات منطقه‌ای
۱۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

رایزنی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و عمان درباره تحولات منطقه‌ای

وزرای امور خارجه ایران و عمان در تماسی تلفنی، آخرین وضعیت منطقه، زمینه‌های ازسرگیری گفتگوها و شرایط کشتیرانی در تنگه هرمز را بررسی کردند.

 سخنگوی وزارت دفاع: در برخی محصولات راهبردی جنگ بیش از سه برابر افزایش تولید داشتیم / هزینه تولید برخی تجهیزات دفاعی ایران تا ۲۰ برابر کمتر از نمونه خارجی است
۳۹ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

سخنگوی وزارت دفاع: در برخی محصولات راهبردی جنگ بیش از سه برابر افزایش تولید داشتیم / هزینه تولید برخی تجهیزات دفاعی ایران تا ۲۰ برابر کمتر از نمونه خارجی است

سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: در جریان دفاع مقدس چهل روزه، برخی محصولات راهبردی و اقلام مورد نیاز جنگ، بیش از سه برابر افزایش تولید داشتند.

 بی‌اعتمادی شرکای اجتماعی به مدیران شستا
۲۰ دقیقه قبل / سایت روزنو

بی‌اعتمادی شرکای اجتماعی به مدیران شستا

دبیر هیات مدیره کانون کارگران بازنشسته آران و بیدگل ادامه داد: متأسفانه برخی از دوستان، به دلیل عدم اشراف کامل به قوانین و حدود صلاحیت دستگاه‌های نظارتی، در...

 تسری توفیقات نظامی به عرصه تاب آوری و توفیقات اقتصادی
۵ دقیقه قبل / سایت ایران آنلاین

تسری توفیقات نظامی به عرصه تاب آوری و توفیقات اقتصادی

مسأله چگونگی تسری توفیقات عرصه نظامی به حوزه تاب‌آوری، ایجاد توفیقات اقتصادی و عدالت اجتماعی در کنار  مسأله فشار محیط بیرونی و نیز چالش های درونی متوجه جامعه، دو روی یک سکه‌اند.