
12 هزار مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر تا پایان سال

بنزین بر سر دوراهی؛ صفهای طولانی یا بنزین گرانتر؟
اقتصاد۲۴- دولت با فاصلهای روزانه میان مصرف حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و عرضه داخلی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین روبهروست. سه الگو برای مهار این وضعیت روی میز قرار گرفته، اما مسئله فقط انتخاب میان سه روش توزیع نیست. پرسش مهمتر این است: کدام گزینه واقعاً از ناترازی کم میکند و کدام فقط هزینه کمبود را از جایی به جای دیگر منتقل میکند؟ بنزین چگونه از یک ناترازی فنی به یک مسئله عمومی تبدیل شد؟
بنزین دوباره به یکی از حساسترین سوژههای اقتصادی و رسانهای ایران تبدیل شده است؛ اینبار نه فقط بهخاطر سبقت مصرف از تولید، بلکه به این دلیل که راه همیشگی جبران کسری نیز باریکتر شده است.
مسعود پزشکیان در ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ گفت: «دلار کم شده و پارسال ۶ میلیارد دلار بنزین وارد کردیم، اما امسال پول نداریم، در شرایط محاصره قرار داریم و نمیتوانیم بنزین وارد کنیم.»
این جمله، در کنار مواضع رسمی دولت درباره محدودیت تأمین سوخت، نشان میدهد مسئله بنزین از یک هشدار فنی عبور کرده و به انتخاب میان چند گزینه پرهزینه سیاستی رسیده است.
جنگ نیز صورت مسئله را دشوارتر کرده است. پزشکیان از تخریب و آسیب بخشی از زیرساختهای کشور در جریان جنگ سخن گفته و در نشست تخصصی وزارت نفت نیز از آسیب به بخشی از زیرساختهای انرژی یاد شده است. سقاب اصفهانی مشخصتر گفته بخشی از ظرفیت گاز، بنزین و گازوئیل آسیب دیده و بازگشت بعضی ظرفیتها ممکن است ۱۸ ماه تا دو سال زمان ببرد.
پس بحران فعلی را نمیتوان فقط به «مصرف بالا» فروکاست؛ تقاضای مزمن، آسیب بخشی از ظرفیت تولید، محدودیت واردات و فشار ارزی همزمان روی یک نقطه جمع شدهاند. صورتحساب واقعی ناترازی؛ ۱۳۵ د ر برابر ۱۲۱
طبق توضیح سقاب اصفهانی، متوسط مصرف روزانه بنزین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است؛ پالایشگاهها حدود ۱۱۲ میلیون لیتر تولید میکنند و حدود ۹ میلیون لیتر نیز از مسیر پتروشیمیها تأمین میشود.
حاصل این حساب روشن است:
حدود ۱۲۱ میلیون لیتر عرضه داخلی در برابر ۱۳۵ میلیون لیتر مصرف؛ یعنی نزدیک به ۱۴ میلیون لیتر کسری در هر روز.
این کسری باید از مسیر واردات، برداشت از ذخایر یا کاهش واقعی مصرف جبران شود.
طبیعی است که مصرف روزانه با فصل، تعطیلات و حجم سفر تغییر کند؛ اما برای سنجش سه سناریوی دولت، همین مبنای ۱۳۵ میلیون لیتری اعلامشده معیار مناسبی است.
همین ۱۴ میلیون لیتر، قلب مسئله است.
تا وقتی تولید بالا نرود یا مصرف پایین نیاید، دولت هر روز ناچار است این فاصله را یا تأمین کند یا به شکلی میان مصرفکنندگان توزیع کند. سه سناریوی مطرحشده دقیقاً از همین نقطه آغاز میشوند.
سقاب اصفهانی نیز تأکید کرده است که هنوز هیچ تصمیم مکتوب و نهایی درباره تغییر شیوه عرضه یا قیمت بنزین اتخاذ نشده و این گزینهها در مرحله بررسی قرار دارند.
بیشتر بخوانید:فیلم/ گرانی بنزین هزینه خانوادهها را چند میلیون بیشتر میکند؟
سه سناریوی روی میز؛ سه شیوه متفاوت برای توزیع یک کمبود
سه سناریو در واقع سه پاسخ متفاوت به یک سؤال واحدند: هزینه کمبود را چه کسی و چگونه بپردازد؟
در گزینه اول، هزینه عمدتاً به زمان، صف و دسترسی منتقل میشود.
در گزینه دوم، هزینه به قیمت و قدرت خرید منتقل خواهد شد.
در گزینه سوم، بخش مهمی از هزینه به بازار سهمیه، قیمت اعتبار و پیچیدگی اجرا منتقل میشود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که کدام روش فروش روزانه را روی عدد ۱۲۱ میلیون لیتر نگه میدارد؛ مسئله این است که کدام روش با کمترین هزینه اقتصادی و اجتماعی، مصرف را واقعاً کاهش میدهد و همزمان برای بازسازی ظرفیت عرضه زمان میخرد.
سناریوی اول؛ وقتی قیمت ثابت میماند، اما هزینه به صف منتقل میشود
در سناریوی نخست، قیمت تغییر نمیکند و بنزین تا سقف تقریبی ۱۲۱ میلیون لیتر در روز میان جایگاهها توزیع میشود؛ با تمام شدن سهم جایگاه، نازل خاموش خواهد شد.
ظاهر این سناریو ساده است: نه قیمت رسمی بالا میرود و نه فروش میتواند از سقف عرضه عبور کند. اما هزینهای که از برچسب قیمت حذف میشود، از زندگی مردم حذف نمیشود.
وقتی مقدار کالا محدود باشد و قیمت نتواند تقاضا را تعدیل کند، صف خودش به نوعی «قیمت» تبدیل میشود؛ قیمتی که با ساعت انتظار، رفتوآمد اضافه، جستوجوی جایگاه فعال و نااطمینانی پرداخت میشود.
در عمل میتوان انتظار داشت ازدحام به ساعتهای خاص منتقل شود و فشار کمبود از مخزن سوخت به خیابان و زمان مردم سرایت کند.
این هزینه نیز یکسان میان همه توزیع نمیشود. کسی که زمان آزادتر یا دسترسی به چند جایگاه دارد با کارگر شیفتی، پرستار، راننده خدماتی یا خانوادهای که برای رفتوآمد ضروری به خودرو وابسته است در موقعیت یکسانی قرار ندارد؛ بنابراین سناریوی اول کمبود را حذف نمیکند؛ فقط معیار تخصیص را از «پول» به «دسترسی و زمان» تغییر میدهد.
خاموشی روزانه نازلها همچنین میتواند نارضایتی ناشی از یک تصمیم مرکزی را به صدها نقطه تماس روزمره میان مردم و جایگاهها منتقل کند.
نمیتوان با قطعیت گفت نتیجه چنین وضعی اعتراض اجتماعی خواهد بود، اما در محیط تورمی و با حساسیت تاریخی جامعه نسبت به بنزین، احتمال صف، شایعه، رفتارهای احتیاطی و تنشهای موضعی افزایش مییابد. این یک ریسک اجتماعی و انتظامی جدی است، نه یک پیامد از پیش قطعی. سناریوی دوم؛ شوک قیمت و درس بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی کرمان
سناریوی دوم ۱۲۱ میلیون لیتر موجود را با سهمیهای مشخص میان خودروها تقسیم میکند و مصرف بالاتر از سهمیه را به نرخ آزاد یا تمامشده میسپارد.
کرمان برای چند ساعت به نمونهای از همین منطق تبدیل شد. اعلام شد بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در هر لیتر در ۲۰۴ جایگاه استان عرضه میشود، اما ساعاتی بعد اجرای طرح تا اطلاع ثانوی متوقف شد.
پس روایت دقیق این نیست که «طرح اجرا شد و شکست خورد»؛ دقیقتر آن است که تصمیمی برای اجرای فوری اعلام شد، اما پیش از آنکه به اجرای پایدار برسد متوقف شد.
همین رفتوبرگشت کوتاه یک درس مهم دارد: بازار برای واکنش نشان دادن همیشه منتظر اجرای کامل یک مصوبه نمیماند.
در اقتصادی با تورم بالا، حتی خبر یک نرخ بسیار بالاتر برای مصرف مازاد میتواند وارد محاسبات راننده، فروشنده، تولیدکننده خرد و خانوار شود.
البته شدت سرایت قیمت بنزین به سایر بازارها قطعی و یکسان نیست و سهم سوخت در هزینه هر فعالیت تفاوت دارد. اما کانال انتظارات، کرایه حملونقل و هزینه توزیع میتواند اثر اولیه را بزرگتر کند.
آخرین داده رسمی مرکز آمار برای تیر ۱۴۰۵، تورم سالانه ۶۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصد را نشان میدهد. بانک مرکزی نیز برای اردیبهشت، رشد سالبهسال شاخص قیمت را ۷۷.۲ درصد گزارش کرده است.
این ارقام یک شاخص واحد نیستند و نباید با یکدیگر خلط شوند، اما یک پیام مشترک دارند: اقتصاد ایران در محیطی با تورم بسیار بالا قرار دارد و ظرفیت جذب یک شوک تازه محدود است. هیچیک از سه سناریو، تضمینکننده مهار گرانی بنزین نیست
سه سناریوی مطرحشده، پیش از آنکه سه راهحل قطعی برای ناترازی بنزین باشند، سه شیوه متفاوت برای توزیع هزینه یک کمبودند. در گزینه نخست، هزینه عمدتاً به صف، زمان و محدودیت دسترسی منتقل میشود؛ در گزینه دوم، به قیمت بنزین مازاد و قدرت خرید خانوار؛ و در گزینه سوم، به بازار اعتبار، قیمت سهمیه و پیچیدگیهای اجرایی و نظارتی.
بااینحال، هیچیک از این گزینهها بهتنهایی تضمین نمیکند که هزینه واقعی بنزین افزایش نیابد یا آثار گرانی آن به دیگر بازارها، بهویژه کالاها و خدمات معیشتی، سرایت نکند. دلیل روشن است: دولت با مصرف روزانه حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و عرضه داخلی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر مواجه است. تا زمانی که این فاصله حدود ۱۴ میلیون لیتری با کاهش پایدار مصرف، بازگشت ظرفیتهای آسیبدیده یا افزایش تولید کوچک نشود، هزینه کمبود از اقتصاد حذف نخواهد شد؛ فقط شکل پرداخت و گروه پرداختکننده آن تغییر میکند.
این تمایز در تحلیل سیاستی اهمیت اساسی دارد. تثبیت نرخ رسمی ممکن است مانع ثبت یک افزایش مستقیم در جایگاه شود، اما اگر دسترسی به بنزین با صف، خاموشی نازل، جستوجوی جایگاه فعال و اتلاف وقت همراه شود، هزینه واقعی دستیابی به سوخت افزایش خواهد یافت. به همین ترتیب، گرانشدن مصرف مازاد میتواند علاوه بر مصرفکننده مستقیم، از مسیر کرایه حملونقل، توزیع کالا و انتظارات تورمی به دیگر بازارها منتقل شود. در الگوی سهمیه فردی نیز، اگر تقاضا برای اعتبار بیشتر از عرضه سهمیههای فروشی باشد، قیمت سهمیه تحت فشار افزایشی قرار خواهد گرفت.
ازاینرو، ثابتماندن نرخ رسمی بنزین، لزوماً به معنای ثابتماندن هزینه واقعی دسترسی به آن نیست؛ همانگونه که تغییرندادن قیمت رسمی، بهتنهایی تضمینی برای مهار آثار تورمی کمبود محسوب نمیشود. ۸۰ درصد مردم نگران معیشت و گرانیاند
این حساسیت فقط یک برآورد رسانهای نیست.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهوری، چهارشنبه ۲۸ مرداد با اشاره به نظرسنجیهای دولت اعلام کرد که ۸۰ درصد مردم نگران معیشت و گرانیها هستند و ۵۰ تا ۶۰ درصد نیز خواهان مذاکره با آمریکا هستند. او معیشت، مذاکرات و فیلترینگ را از دغدغههای مردم برشمرده است.
این نظرسنجی مستقیماً درباره سیاست بنزین نیست و نباید چنین وانمود کرد؛ اما برای سنجش «زمان» اجرای یک تصمیم بنزینی اهمیت زیادی دارد.
وقتی چهار نفر از هر پنج نفر از معیشت و گرانی نگراناند، هر سیاستی که احتمال افزایش هزینه رفتوآمد یا ایجاد موج تازهای از انتظارات تورمی را داشته باشد، در بستری اجرا خواهد شد که تحمل اقتصادی خانوار از پیش تحت فشار است.
در همین فضا، محمدسعید احدیان، مشاور رئیس مجلس، اعلام کرده سران قوا تصمیم گرفتهاند قیمت بنزین افزایش نیابد و گزینههای بدون افزایش قیمت بررسی شود. یک منبع دولتی نیز افزایش قیمت را فعلاً منتفی اعلام کرده است.
با این حال، تا زمانی که متن عمومی یک مصوبه رسمی در دسترس نباشد، از منظر حرفهای باید این اخبار را با انتساب دقیق به گویندگانشان روایت کرد، نه بهعنوان یک مصوبه رسمی منتشرشده. سناریوی سوم؛ یک لیتر برای هر ایرانی، عدالت توزیعی یا بازار کمبود؟
سناریوی سوم در ظاهر عادلانهترین روایت را دارد: یارانه بنزین فقط نصیب مالک خودرو نشود و هر فرد سهمی مستقیم از آن داشته باشد.
در توضیح سقاب اصفهانی، از حدود ۱۲۱ میلیون لیتر عرضه، حدود ۳۰ میلیون لیتر ابتدا برای حملونقل عمومی و خودروهای کاری کنار گذاشته میشود و حدود ۹۰ تا ۹۱ میلیون لیتر باقیمانده میان مردم توزیع خواهد شد؛ رقمی نزدیک به روزانه یک لیتر یا ماهانه ۳۰ لیتر برای هر نفر.
اینجا یک خطای محاسباتی رایج باید کنار گذاشته شود: سهم تاکسیها، تاکسیهای اینترنتی و خودروهای کاری قرار نیست دوباره روی آن ۹۰ یا ۹۱ میلیون لیتر اضافه شود؛ این گروهها در همان سبد حدود ۳۰ میلیون لیتری دیده شدهاند.
نقد جدیتر جای دیگری است.
در توضیحات عمومی هنوز جزئیات کافی درباره تفکیک ناوگان دولتی، امدادی، انتظامی، نظامی و سایر مصارف خاص منتشر نشده است. بدون این جزئیات معلوم نیست آن سهم حدود ۳۰ میلیون لیتری دقیقاً با چه قاعدهای میان فعالیتهای ضروری توزیع خواهد شد.
ابعاد حملونقل اینترنتی نیز کوچک نیست. گزارش رسمی اسنپ برای سال ۱۴۰۴ از ۳ میلیون و ۹۱۹ هزار کاربر راننده فعال در آن سال خبر میدهد. وبسایت رسمی تپسی نیز بیش از ۱.۴ میلیون راننده ثبتنامشده را اعلام میکند.
البته این دو عدد همسنخ نیستند و به دلیل رانندگان پارهوقت و همپوشانی میان پلتفرمها نباید ساده با یکدیگر جمع شوند.
۱۲۱ میلیون لیتر توزیع میشود؛ ناترازی ۱۴ میلیون لیتری چه میشود؟
اینجا به بنیادیترین پرسش سناریوی سوم میرسیم.
۱۳۵ میلیون لیتر تقاضا در برابر ۱۲۱ میلیون لیتر عرضه؛ یعنی حدود ۱۴ میلیون لیتر کسری روزانه.
توزیع روزانه ۱۲۰ تا ۱۲۱ میلیون لیتر، ناترازی روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتری را حل نمیکند؛ فقط عرضه موجود را میان گروههای مختلف بازتوزیع میکند.
حل واقعی زمانی رخ میدهد که مصرف پایدار به سطح عرضه نزدیک شود، ظرفیت تولید بالا برود یا هر دو اتفاق همزمان رخ دهد.
اصل مسئله همینجاست.
بازار سهمیه میتواند توزیع کمبود را منظمتر و شاید عادلانهتر کند، اما بهخودیخود یک لیتر بنزین تازه تولید نمیکند.
اگر تقاضا برای اعتبار بیشتر از عرضه فروشندگان باشد، قیمت سهمیه تحت فشار افزایشی قرار خواهد گرفت. با این حال امروز نمیتوان رقم معتبر و دقیقی برای قیمت آن پیشبینی کرد، زیرا قواعد بازار، دامنه قیمت، نحوه معامله و میزان مداخله دولت هنوز روشن نیست.
مزیت طرح نیز واقعی است و نباید در نقد آن گم شود: خانوار بدون خودرو برای نخستینبار میتواند از یارانه بنزین سهم مستقیم بگیرد و فرد کممصرف از صرفهجویی خود منتفع شود.
اما موفقیت طرح به پاسخ چند پرسش زمینی وابسته است:
معامله روی چه بستری انجام میشود؟ سهمیه کودک در اختیار چه کسی قرار میگیرد؟ آیا خانوار کمدرآمد برای تأمین نقدینگی کوتاهمدت مجبور میشود سهمیه خود را زودتر و ارزانتر بفروشد؟ سهم ناوگان ضروری براساس چه دادهای تعیین میشود؟ و قیمت اعتبار چگونه از جهشهای مقطعی و دستکاری مصون خواهد ماند؟ تجربه کیش؛ نه سند قطعی موفقیت، نه مجوز بیمحابا برای تعمیم ملی
ایده «بنزین برای همه» پیشتر در کیش آزمایش شد.
در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به هر دارنده کارت کیشوندی، چه خودرو داشت و چه نداشت، ماهانه ۲۰ لیتر سهمیه داده شد و امکان انتقال اعتبار نیز در سازوکار طرح وجود داشت.
دوره آزمایشی پس از چهار ماه پایان یافت و نتایج برای بررسی تخصصی و تصمیمگیری به دولت ارائه شد.
در روزهای نخست، ارزیابی رسمی اولیه از اجرای طرح مثبت بود. اما یک گزارش انتقادی بعدی، با اشاره به تخصیص همزمان سهمیه خودرو و سهمیه فردی، مدعی شد در دوره اجرای طرح حدود ۴ میلیون لیتر بنزین بیشتر مصرف شده است.
این عدد ارزیابی رسمی دولت نیست و نباید چنین معرفی شود، اما بهعنوان نقد طراحی پایلوت نیز قابل چشمپوشی نیست.
مهمتر از دعوای «موفق بود یا شکست خورد» این است که کیش نمونه کوچکی از ایران است. جغرافیا، الگوی سفر، مالکیت خودرو، ترکیب جمعیت و اقتصاد گردشگری آن با بسیاری از شهرهای کشور تفاوت دارد؛ بنابراین تجربه کیش نه سند قطعی شکست است و نه مجوز تعمیم بیمحابا.
برای اجرای ملی هنوز به پایلوتی نمایندهتر، قواعد روشنتر و ارزیابی مستقلی نیاز است که دادههایش نیز در دسترس عموم قرار گیرد. چرا زمان اجرای سیاست به اندازه خود سیاست مهم است؟
اقتصاد ایران امروز در شرایط عادی قیمتی قرار ندارد.
تورم سالانه ۶۶ درصدی و تورم نقطهای ۸۷.۹ درصدی تیر ۱۴۰۵ یعنی خانوارها از پیش با شتاب سنگین افزایش هزینه زندگی روبهرو هستند.
صرفنظر از تفاوت شاخصها و روشهای اندازهگیری، پیام برای سیاستگذار روشن است:
اقتصاد در نقطهای نیست که بتوان یک شوک بزرگ را بیهزینه فرض کرد.
از همین رو، هر تغییر در بنزین ــ خاموشی نازل، نرخ آزاد بسیار بالا یا بازار سهمیه ــ باید با چیزی بیش از «چند میلیون لیتر کاهش مصرف» سنجیده شود.
اثر بر معیشت، کرایه، دسترسی به شغل، رفتار احتیاطی مردم، انتظارات تورمی و اعتماد عمومی نیز بخشی از صورتحساب تصمیم است.
این استدلال به معنای تعویق همیشگی اصلاح نیست. ناترازی ۱۴ میلیون لیتری و آسیب بخشی از ظرفیت تولید نشان میدهد «تصمیم نگرفتن» نیز هزینه دارد.
اما تصمیم بد، در زمان بد، میتواند مسئلهای بزرگتر از کمبود اولیه بسازد. مشکل مشترک هر سه گزینه؛ درمان نکردن ریشه ناترازی
هر سه سناریو میتوانند فروش ثبتشده را در کوتاهمدت به سقف عرضه نزدیک کنند، اما هیچکدام بهتنهایی موتور ناترازی را خاموش نمیکنند.
اگر خودرو همچنان پرمصرف بماند، حملونقل عمومی ظرفیت کافی نداشته باشد، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده کند پیش برود و مصرفکننده جایگزین واقعی نداشته باشد، سیاست فقط مشخص میکند هزینه کمبود از جیب چه کسی و به چه شکلی پرداخت شود.
در سناریوی اول، هزینه عمدتاً به زمان، صف، محدودیت دسترسی و افزایش هزینه مؤثر دستیابی به بنزین منتقل میشود.
در سناریوی دوم، هزینه مستقیماً به قیمت بنزین مازاد و زنجیره هزینهها منتقل میشود.
در سناریوی سوم، بخشی از قیمتگذاری به بازار اعتبار، قیمت سهمیه و پیچیدگی حکمرانی منتقل خواهد شد.
راهحل پایدار یک اهرم واحد ندارد.
دستکم چهار کار باید کنار هم پیش برود: بازگرداندن و افزایش ظرفیت عرضه، کاهش مصرف خودروهای پرمصرف، ساختن جایگزین واقعی برای سفر با خودروی شخصی و ایجاد قواعدی شفاف و قابل پیشبینی برای مدیریت تقاضا.
حذف هر کدام از این اضلاع، خطر آن را دارد که بحران فقط از یک بازار به بازار دیگری منتقل شود. یک «راه چهارم» بهجای انتخاب شتابزده میان سه ریسک
بهجای انتخاب شتابزده میان سه گزینه پرریسک، میتوان مسئله را مرحلهبندی کرد؛ ابتدا فاصله ۱۳۵ تا ۱۲۱ میلیون لیتر را با ابزارهای کمتنشتر کوچک کرد و همزمان زیرساخت تصمیم بزرگتر را ساخت.
شفافیت هفتگی دادهها نخستین گام است؛ انتشار عمومی تولید، مصرف، واردات یا برداشت از ذخایر، وضعیت تعمیر ظرفیتهای آسیبدیده و سهم هر بخش مصرفی تا جامعه بداند صورت واقعی مسئله چیست.
حفاظت از مصرف ضروری نیز اهمیت حیاتی دارد. سهمیه شغلی باید براساس فعالیت واقعی برای حملونقل عمومی، تاکسیهای اینترنتی، امداد و لجستیک تعریف شود، نه صرفاً ثبتنام یا مالکیت خودرو.
در سمت تقاضا نیز میتوان سراغ کاهش مصرف غیرقیمتی هدفمند رفت؛ تقویت حملونقل عمومی، دورکاری در دورههای اوج، مدیریت سفرهای سازمانی، احیای استفاده از گاز طبیعی فشرده در نقاط دارای ظرفیت و کاهش اتلاف در شبکه توزیع.
در سمت عرضه، اولویت باید بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده، ارتقای پالایشگاهها و الزام واقعی خودروسازان به کاهش مصرف سوخت باشد؛ نه آنکه تمام هزینه ناکارآمدی ناوگان به خانوار منتقل شود؛ و اگر مدل اعتبار فردی انتخاب میشود، پیش از تعمیم ملی باید در چند شهر با ترکیب درآمدی، اقلیمی و حملونقلی متفاوت آزمایش و توسط یک نهاد مستقل ارزیابی شود؛ با انتشار عمومی شاخصهای مصرف، قیمت سهمیه و اثر رفاهی. جمعبندی؛ سه سناریو، سه شیوه پرداخت هزینه یک کمبود
دولت با یک مسئله واقعی و فوری روبهروست: براساس ارقام اعلامی، مصرف روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتر بالاتر از عرضه داخلی است؛ بخشی از ظرفیت انرژی در جنگ آسیب دیده و واردات نیز دیگر مسیر آسان و کمهزینهای نیست؛ بنابراین «هیچ کاری نکنیم» پاسخ قابل دوام نیست. اما فوریت مسئله نیز نباید بهانهای برای انتخاب نسخهای شود که هزینههای جانبی آن از خود ناترازی بزرگتر باشد.
دولت در هیچیک از سه سناریو ۱۴ میلیون لیتر بنزین تازه تولید نمیکند.
آنچه تغییر میکند، شیوه توزیع حدود ۱۲۱ میلیون لیتر موجود و نحوه پرداخت هزینه فاصله میان عرضه و تقاضاست.
در سناریوی اول، قیمت رسمی بنزین افزایش نمییابد، اما کمبود میتواند خود را در قالب صف، محدودیت دسترسی، اتلاف وقت و افزایش هزینه مؤثر دستیابی به سوخت نشان دهد.
در سناریوی دوم، هزینه کمبود مستقیماً به قیمت منتقل میشود و مصرف مازاد با نرخ بسیار بالاتری مواجه خواهد شد.
در سناریوی سوم نیز قیمتگذاری بخشی از بنزین عملاً از دولت به بازار خرید و فروش اعتبار بنزین منتقل میشود؛ بازاری که در شرایط تقاضای بیشتر از عرضه، طبیعی است تحت فشار افزایشی قیمت قرار گیرد؛ بنابراین تفاوت سه سناریو بیش از آنکه در حل ناترازی باشد، در شیوه پرداخت هزینه همان ناترازی است: یکبار با زمان و دسترسی، یکبار با قیمت رسمی و بار دیگر با قیمت بازار سهمیه.
این نکته در شرایط امروز اقتصاد ایران اهمیت مضاعفی دارد.
براساس آنچه محمدجعفر قائمپناه از نتایج نظرسنجیهای دولت اعلام کرده، ۸۰ درصد مردم نگران معیشت و گرانیاند.
چنین دادهای مستقیماً درباره بنزین نیست، اما تصویر روشنی از بستر اجتماعی اجرای هر تصمیم جدید ارائه میدهد.
از این منظر، هر سه سناریو ــ البته با شدت و سازوکار متفاوت ــ در معرض یک ریسک مشترک قرار دارند: افزایش فشار اقتصادی یا ادراک گرانی در جامعهای که از پیش نسبت به معیشت بهشدت نگران است.
اجرای شتابزده، غافلگیرکننده یا فاقد اقناع عمومی هر یک از این گزینهها میتواند دامنه نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد و در صورت مدیریت نامناسب، واجد پیامدهای انتظامی و امنیتی نیز باشد.
مسئله اصلی، انتخاب میان سه شیوه متفاوت توزیع کمبود نیست؛ مسئله یافتن سیاستی است که خودِ شکاف میان تولید و مصرف را کاهش دهد، بدون آنکه هزینه حل ناترازی یکباره به سفره، زمان و آرامش اجتماعی مردم منتقل شود.
برای همین، معیار موفقیت نباید فقط این باشد که «فروش روزانه روی ۱۲۱ میلیون لیتر بسته شد».
باید پرسید چه میزان از مصرف غیرضروری واقعاً و پایدار کاهش یافت؟ چه مقدار از ظرفیت تولید بازگشت؟ هزینه سیاست بر دوش کدام گروههای درآمدی افتاد؟ حملونقل ضروری چگونه محافظت شد؟
و یک پرسش شاید از همه مهمتر باشد:
آیا جامعه پیش از اجرای تصمیم، از منطق و پیامدهای آن آگاه شده است؛ یا بار دیگر با یک غافلگیری سیاستی روبهرو میشود که میتواند دامنه نارضایتی و واکنشهای پیشبینیناپذیر را افزایش دهد؟
ناترازی بنزین با توزیع متفاوت کمبود درمان نمیشود.
راهحل زمانی آغاز میشود که فاصله ۱۳۵ میلیون لیتر تقاضا با حدود ۱۲۱ میلیون لیتر عرضه واقعاً کوچک شود؛ نه اینکه فقط تصمیم بگیریم هزینه این فاصله را چه کسی و به چه شکلی بپردازد؟ و تدبیری برای مهار جهش خطرناک قیمت بنزین و سرایت آن به سایر بازارها بویژه کالاهای معیشتی پیشبینی و اجرایی نشود.
خیز قیمتها در بازارهای جهانی | طلا به اوج ۳ ماهه رسید، نفت در تب و تاب تنشها
به گزارش شهرآرانیوز، قیمت نفت خام در آخرین روز کاری هفته، تحت تأثیر تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ برای تحریم شرکای تجاری ایران، با رشد مواجه شد. نفت خام برنت با افزایش ۰.۶۵ درصدی، به نرخ ۹۴.۳۹ دلار و نفت وست تگزاس اینترمدیت با رشد ۰.۲۶ درصدی به ۸۷.۰۶ دلار در هر بشکه رسید.
کارشناسان معتقدند در حالی که محاصره دریایی، صادرات ایران را پیشتر محدود کرده است، تداوم تنشها در تنگه هرمز و کاهش تردد کشتیها همچنان پتانسیل اختلال در عرضه را زنده نگه داشته است. با این حال، تحلیلگران تأکید دارند که با وجود مشکلات هرمز، منابع جایگزین مانند نفت شیل آمریکا و افزایش تولید امارات، مانع از شوکهای شدیدتر به بازار شدهاند. همچنین گزارشها از حمله پهپادی اوکراین به پالایشگاهی در عمق خاک روسیه، بر نگرانیهای عرضه افزوده است. طلا؛ عبور از مرزهای فنی و رکوردشکنی
بازار طلا روز جمعه پرقدرت را پشت سر گذاشت و با ۲.۴ درصد افزایش، به قیمت ۴۶۲۳.۹۴ دلار در هر اونس رسید؛ رقمی که بالاترین سطح از ۱۵ مه محسوب میشود. این فلز گرانبها در مسیر سومین افزایش هفتگی متوالی خود قرار گرفته است.
در ادامه حتما بخوانید قیمت انس جهانی طلا تحت تاثیر چه عواملی قرار دارد؟
محرک اصلی این صعود، در کنار شکست سطوح مقاومتی فنی، تضعیف شاخص دلار آمریکا بوده است. انتشار اخبار مربوط به طرح حمایتی بازخرید اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده، تردیدهایی را میان سرمایهگذاران ایجاد کرده که موجب خروج نقدینگی از دلار و ورود آن به بازارهای امنی همچون طلا شده است. تحلیلگران فنی با اشاره به عبور طلا از میانگین متحرک ۲۰۰ روزه، معتقدند در صورت تداوم روند کنونی، هدف بعدی قیمت، سطح ۴۷۰۰ دلار خواهد بود.
در همین حال، سایر فلزات گرانبها از جمله نقره و پلاتین نیز همگام با طلا، هفتهای سبز را به پایان رساندند.
سیگنال انفجاری نفت ۹۳ دلاری در آستانه تحولات سیاسی ایران؛ فردای بازار چه میشود؟ | زنگ خطر؛ بشکهای ۹۳ دلاری و چشمها به تصمیمگیریهای ساعات آینده! چرا تحلیلگران نفسها را حبس کردهاند؟ (تاریخ:امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵)
بازار جهانی نفت در روزهای پایانی مرداد ۱۴۰۵، صحنهای از هیجان، ابهام و شوکهای پیدرپی شده است. امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، قیمت هر بشکه نفت برنت با جهشی چشمگیر به ۹۳.۵۱ دلار رسیده و نفت خام WTI نیز با عبور از مرز ۸۷ دلار، در محدوده ۸۷.۰۲۳ دلار معامله میشود. این صعود انفجاری در حالی رخ داده که تنها چند روز پیش، نفت برنت در محدوده ۸۸ دلار نوسان داشت و حالا در کمتر از یک هفته، رکوردی جدید ثبت کرده است.
عامل اصلی این طوفان قیمتی چیست؟ پاسخ را باید در تحولات سیاسی ساعات و روزهای اخیر جستوجو کرد. تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، بار دیگر به کانون توجه تبدیل شده و نگرانیها از اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، معاملهگران را به خرید سهام نفت ترغیب کرده است. در این گزارش جامع، به بررسی ابعاد مختلف این جهش قیمتی، علل پشتپرده آن، تأثیرات بر اقتصاد ایران و پیشبینیهای کارشناسان برای روزهای آینده میپردازیم. جدول قیمت نفت امروز و انواع فرآوردههای نفتی (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) در بازار انرژی نوع فرآورده قیمت (دلار) قیمت (تومان) تغییرات نفت اوپک ۹۲.۸۴ حدود ۱۷,۶۴۰,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۱.۵۷+) نفت خام WTI ۸۷.۰۲۳ حدود ۱۶,۵۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۵٪ (۰.۴۳۳+) نفت برنت (میانگین وزنی) ۹۳.۵۱ حدود ۱۷,۷۷۰,۰۰۰ افزایش ۱.۹۴٪ (۱.۷۸+) نفت کوره ۴.۴۹۱۵ حدود ۸۵۳,۰۰۰ افزایش ۰.۱۶٪ (۰.۰۰۷۱+) بنزین (RBOB) ۳.۳۲۷۹ حدود ۶۳۲,۰۰۰ افزایش ۱.۵۶٪ (۰.۰۵۱+) گاز طبیعی ۲.۷۵۰۷ حدود ۵۲۲,۰۰۰ کاهش ۰.۴۹٪ (۰.۰۱۳۵-) گازوییل ۱,۱۹۸.۷۴ حدود ۲۲۷,۷۶۰,۰۰۰ بدون تغییر (۰) زغال سنگ ۸۲.۸ حدود ۱۵,۷۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۶۸٪ (۰.۵۶+) زغال سنگ (کک) ۲۴۹ حدود ۴۷,۳۱۰,۰۰۰ افزایش ۰.۲٪ (۰.۵+) متانول ۲,۸۵۱ حدود ۵۴۱,۶۹۰,۰۰۰ افزایش ۱.۶۴٪ (۴۶+) نفتا ۷۵۵.۶۴ حدود ۱۴۳,۵۷۰,۰۰۰ افزایش ۰.۴۲٪ (۳.۱۷+) پروپان ۰.۷۶ حدود ۱۴۴,۰۰۰ کاهش ۱.۳۲٪ (۰.۰۱-) اتانول ۲.۰۷۵ حدود ۳۹۴,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۰.۰۳۵+) نفت ۹۳ دلاری؛ رکوردی که کمتر کسی انتظار داشت جهش ۶ درصدی در یک هفته؛ چه اتفاقی افتاد؟
قیمت نفت برنت که در ابتدای هفته جاری در حوالی ۸۸ دلار نوسان داشت، امروز با جهشی حدود ۶ درصدی به ۹۳.۵۱ دلار رسیده است. نفت خام WTI نیز با رشد مشابه، از محدوده ۸۲ دلار به بالای ۸۷ دلار صعود کرده است. این جهش همزمان با پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین آمریکا و ایران رخ داده و نگرانیها از تشدید تنشهای نظامی و اقتصادی در منطقه را به اوج رسانده است. نقش کلیدی تنگه هرمز در طوفان قیمتی
تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، بار دیگر به خط مقدم نبرد اقتصادی تبدیل شده است. گزارشها حاکی از آن است که محاصره دریایی آمریکا، عرضه نفت خام ایران به خریداران چینی را به شدت کاهش داده و این موضوع، قیمت نفت برنت را به بالای ۹۳ دلار رسانده است. ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با تهدید به «جنگ اقتصادی بیسابقه» علیه ایران، عملاً بازارهای نفت را در وضعیت هشدار قرار داده است. بررسی روند قیمت نفت در هفتههای اخیر از کاهش ۸۲ دلاری تا صعود به ۹۳ دلار
نگاهی به روند قیمت نفت خام در هفتههای اخیر نشاندهنده نوسانات شدیدی است. در اوایل مرداد ماه، نفت برنت در محدوده ۸۲ دلار معامله میشد، اما با نزدیک شدن به ضربالاجل ۳۰ مرداد و پایان مهلت تفاهمنامه ایران و آمریکا، روند صعودی شتاب گرفت. افزایش ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته
نکته قابل توجه اینکه قیمت نفت برنت نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. این جهش عمدتاً به تنشهای ژئوپلیتیکی و کاهش عرضه از سوی تولیدکنندگان بزرگ نسبت داده میشود. تأثیر بر بازارهای داخلی
با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، انتظار میرود که قیمت بنزین و سایر فرآوردههای نفتی در بازار داخلی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. هرچند دولت ایران معمولاً با اعمال یارانهها، از افزایش ناگهانی قیمتها جلوگیری میکند، اما فشارهای ارزی ناشی از تحریمها، این امکان را محدود کرده است. چرا قیمت نفت امروز جهش کرد؟ واکاوی علل اصلی ۱. پایان مهلت مذاکرات ایران و آمریکا
مهمترین عامل افزایش قیمت نفت، پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین ایران و آمریکا بدون دستیابی به توافق صلح بوده است. ترامپ با صدور اولتیماتوم به ایران، هشدار داده که در صورت عدم موفقیت دیپلماتیک، درگیری تشدید خواهد شد. ۲. تشدید محاصره اقتصادی ایران
آمریکا مجوز فروش نفت برای ایران را که در ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ صادر شده بود، لغو کرده است. این اقدام عملاً صادرات نفت ایران را با مانع جدی مواجه کرده و بازارهای جهانی را با کاهش عرضه مواجه ساخته است. ۳. اختلال در عبور و مرور تنگه هرمز
گزارشهای بینالمللی حاکی از آن است که تنگه هرمز تا حد زیادی بسته شده و این موضوع، ریسک ژئوپلیتیکی را به شدت افزایش داده است. هر گونه اختلال در این تنگه، به معنای کاهش چشمگیر عرضه نفت به بازارهای جهانی است. ۴. کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا
ذخایر نفت خام آمریکا در هفتههای اخیر کاهش یافته و این موضوع نیز به افزایش قیمتها دامن زده است. کاهش سطح ذخایر معمولاً به عنوان نشانهای از تقاضای قوی تفسیر میشود. تأثیر قیمت نفت ۹۳ دلاری بر اقتصاد ایران درآمدهای نفتی؛ فرصت یا تهدید؟
از یک سو، افزایش قیمت نفت به معنای افزایش درآمدهای ارزی ایران است. بر اساس برآوردهای اخیر، درآمد نفتی ایران در سال ۱۴۰۵ میتواند بین ۱۴.۶ تا ۴۳.۸ میلیارد دلار متغیر باشد. با قیمتهای فعلی، ایران میتواند درآمد بیشتری از صادرات نفت کسب کند. اما تحریمها؛ مانع بزرگ
از سوی دیگر، تشدید تحریمهای آمریکا و محاصره دریایی، عملاً امکان صادرات نفت ایران را با مشکل جدی مواجه کرده است. بازار انرژی در شرایطی با افزایش قیمت مواجه شده که ایران به سختی میتواند از این فرصت استفاده کند. تأثیر بر بازار ارز و طلا در ایران
افزایش قیمت نفت معمولاً به معنای افزایش تقاضا برای دلار در بازار ایران است و این موضوع میتواند به افزایش نرخ ارز و به تبع آن، قیمت طلا و سکه منجر شود. در روزهای اخیر، نرخ دلار در بازار آزاد با افزایش مواجه شده و روند صعودی قیمت طلا نیز ادامه دارد. واکنش بازارهای جهانی به طوفان قیمتی نفت رشد شاخصهای انرژی در بورسهای جهانی
با افزایش قیمت نفت، سهام شرکتهای نفتی در بورسهای جهانی با رشد چشمگیری مواجه شده است. شاخصهای انرژی در والاستریت و بورس لندن، بهترین عملکرد هفتگی خود را ثبت کردهاند. تأثیر بر قیمتهای سایر کالاها
افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش قیمت سایر کالاها از جمله فلزات پایه و محصولات کشاورزی منجر میشود. دلیل این موضوع، افزایش هزینههای حمل و نقل و تولید است. نگرانی از تورم جهانی
بانکهای مرکزی کشورهای بزرگ نگران هستند که افزایش قیمت نفت، تورم را دوباره شعلهور کند. این نگرانی میتواند به تداوم سیاستهای انقباضی پولی منجر شود. پیش بینی قیمت نفت؛ تحلیلگران چه میگویند؟ سناریوی خوشبینانه؛ تداوم صعود تا ۹۵ دلار
برخی تحلیلگران معتقدند که در صورت ادامه تنشها در خاورمیانه، قیمت نفت برنت میتواند تا ۹۵ دلار نیز افزایش یابد. در این سناریو، نفت WTI نیز به محدوده ۹۰ دلار نزدیک خواهد شد. سناریوی واقعبینانه؛ تثبیت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار
گروه دیگری از کارشناسان بر این باورند که قیمتها در کوتاهمدت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار تثبیت خواهند شد. این سناریو با پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی نیز همخوانی دارد که انتظار دارد قیمت نفت برنت در سه ماهه سوم ۲۰۲۶ به طور متوسط حدود ۸۵ دلار باشد. سناریوی بدبینانه؛ سقوط به ۸۰ دلار
در صورت کاهش تنشها و توافق احتمالی بین ایران و آمریکا، قیمت نفت میتواند با افت شدیدی مواجه شود و به محدوده ۸۰ دلار بازگردد. این سناریو با پیشبینی سیتیگروپ که انتظار دارد قیمت نفت برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۶۰ تا ۶۵ دلار کاهش یابد، هماهنگی دارد. جدول پیش بینی قیمت نفت نوع نفت پیشبینی کوتاهمدت (دلار) پیشبینی کوتاهمدت (تومان) نفت برنت ۹۴.۷۵ حدود ۱۸,۰۰۰,۰۰۰ نفت WTI ۸۸.۵۰ حدود ۱۶,۸۱۵,۰۰۰ نفت اوپک ۹۴.۰۰ حدود ۱۷,۸۶۰,۰۰۰ تحلیل تکنیکال نفت؛ سطوح کلیدی پیش رو مقاومتها و حمایتهای مهم
بر اساس تحلیل تکنیکال، نفت برنت با مقاومت روانی ۹۴ دلار مواجه است. در صورت شکست این سطح، احتمال رسیدن به ۹۶ دلار وجود دارد. در سمت پایین، حمایتهای کلیدی در سطوح ۹۱ و ۸۹ دلار قرار دارند. شاخصهای فنی چه میگویند؟
شاخص قدرت نسبی (RSI) برای نفت برنت در محدوده ۷۰ قرار دارد که نشاندهنده اشباع خرید است. این موضوع ممکن است به اصلاح قیمتی در روزهای آینده منجر شود. با این حال، روند صعودی کوتاهمدت همچنان پابرجاست. حجم معاملات و احساسات بازار
حجم معاملات در روزهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته و این نشاندهنده ورود سرمایهگذاران جدید به بازار نفت است. احساسات بازار به شدت صعودی است و معاملهگران بر روی افزایش بیشتر قیمتها شرطبندی میکنند. تأثیر قیمت نفت بر بودجه و اقتصاد کلان ایران بودجه ۱۴۰۵ و قیمت نفت
بودجه سال ۱۴۰۵ ایران با فرض قیمت نفت حدود ۶۰ دلار بسته شده است. با افزایش قیمت نفت به ۹۳ دلار، درآمدهای بودجهای به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت، مشروط بر اینکه صادرات نفت با مانع جدی مواجه نشود. کسری بودجه و امکان جبران
افزایش قیمت نفت میتواند به جبران کسری بودجه کمک کند، اما تحریمها و محدودیتهای صادراتی، این امکان را با چالش مواجه کرده است. دولت ایران برای استفاده از این فرصت، نیاز به راهکارهای خلاقانه برای دور زدن تحریمها دارد. تأثیر بر نرخ تورم
افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، از دو کانال میتواند بر تورم در ایران تأثیر بگذارد: اول از طریق افزایش هزینههای واردات و دوم از طریق افزایش نرخ ارز. بانک مرکزی باید سیاستهای احتیاطی را برای مهار تورم در پیش بگیرد. قیمت نفت و بازار جهانی؛ نگاهی به رقبا عربستان سعودی؛ افزایش تولید؟
عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولیدکننده اوپک، معمولاً از افزایش قیمت نفت استقبال میکند. با این حال، نگرانی از کاهش تقاضا در بلندمدت، ممکن است ریاض را به افزایش تولید و تعدیل قیمتها ترغیب کند. روسیه؛ برنده بزرگ طوفان قیمتی
روسیه که تحت تحریمهای غرب قرار دارد، از افزایش قیمت نفت سود زیادی میبرد. قیمت نفت بالای ۹۰ دلار، درآمدهای نفتی روسیه را به طور قابل توجهی افزایش میدهد و به آن کشور اجازه میدهد تا هزینههای نظامی خود را تأمین کند. آمریکا؛ تولید شیل و سودآوری بالا
تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا با قیمتهای بالای ۹۰ دلار، سودآوری بالایی دارند. این موضوع میتواند به افزایش تولید در آمریکا و در نتیجه، افزایش عرضه در بازارهای جهانی منجر شود. پیش بینی قیمت نفت در میانمدت و بلندمدت چشمانداز ۶ ماه آینده
پیشبینی میشود که نفت برنت در شش ماه آینده در محدوده ۸۵ تا ۹۵ دلار نوسان داشته باشد. عامل اصلی این نوسانات، تحولات سیاسی در خاورمیانه و تصمیمات اوپکپلاس درباره سطح تولید خواهد بود. چشمانداز یک سال آینده
بر اساس پیشبینی بانک جهانی، قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد افزایش یافته است. با این حال، در صورت برقراری صلح در منطقه، قیمتها ممکن است به زیر ۷۰ دلار سقوط کنند. نقش اوپکپلاس در تعیین قیمتها
اوپکپلاس که شامل اوپک و متحدانش از جمله روسیه است، نقش کلیدی در تعیین قیمت نفت دارد. تصمیم این گروه درباره افزایش یا کاهش تولید، میتواند مسیر قیمتها را در ماههای آینده تعیین کند. بیشتر بخوانید هشدار؛ توقف کامل تردد در تنگه هرمز و پایان آتشبس، نفت را به اوج ۳ هفتهای رساند / برنت ۹۴ دلاری در سایه بنبست سیاسی قیمت نفت امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ به کانال جدید صعود کرد؛ سیگنال قوی به بازارهای جهانی، معادلات نفتی تغییر کرد | تحول بزرگ؛ چرخش ناگهانی در بازار انرژی، همه معاملهگران را غافلگیر کرد؛ راز صعود بیسابقه نفت برنت به بالای ۹۴ دلار چیست؟ زنگ خطر در بازار انرژی؛ نفت برنت بعد از جهش ۸ درصدی سقوط کرد | مذاکرات پشت پرده تنگه هرمز قیمتها را شوکه کرد + پیش بینی جدید (تاریخ:جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) آتش جنگ بازارها را شعلهور کرد / تحلیل روز؛ سقوط سهام در برابر صعود نفت و طلا نفت برنت زیر ۶۳ دلار ماند و اوپک نگران شد | تنگه هرمز قیمت نفت جهانی را منفجر میکند؟ | پیشبینی قیمت نفت خام برنت ۱۰ تیر ۱۴۰۵

خودروهای ایرانی تست ایمنی نمی شوند؟ | آزمون تصادف خودرو از نگاه استاندارد

سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت

فرصت 29.5 تریلیون دلاری معادن آفریقا

منتقدان بنزین رویافروشی میکنند!

تسویه حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «داراییهای بانک ایرانزمین» سهم بانک مرکزی شد؟

