قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۳/۱۷

هزینه‌ جبران‌ناپذیر در تامین مسکن

یک اقتصاددان که در حوزه سیاست‌های رفاه پژوهش‌‌های مختلف انجام داده است، درباره هزینه‌های غیرقابل جبران «تکرار سیاستی شبیه مسکن‌مهر» به دولت هشدار داد. میثم‌ هاشم‌‌خانی در برنامه «خانه‌اول» دنیای‌اقتصاد اعلام کرد، شروع ابرپروژه‌هایی که بار مالی سنگینی دارند، در شرایط فعلی اقتصاد ایران که دولت خود با کسری بودجه روبه‌رو است، ممکن است هیچ‌وقت به نتیجه نرسد. او برای رسیدگی به مستاجرهای کم‌بضاعت دو نسخه جهانی معرفی کرد.
 هزینه‌ جبران‌ناپذیر در تامین مسکن



۵ ساعت قبل / سایت خبرفوری

پزشکیان کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت/ رییس‌جمهور بارها تأکید کرده است فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید/ با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد

 سیدرضا صالحی‌ امیری در گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس جمهور با تشریح عملکرد و برنامه‌های وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، از ایجاد مشوق‌های جدید برای سرمایه‌گذاری، فعال بودن حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از ۵۰ همت، برنامه جذب ۲ میلیون گردشگر سلامت با ۶ میلیارد یوروی درآمد تا سال ۱۴۰۷، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.

صالحی امیری گردشگری را مقوله‌ای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر می‌کنند که جذابیت کافی داشته باشد. این جذابیت می‌تواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد. گردشگری ایران با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد

او با اشاره به وضعیت زیرساخت‌های گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفت‌های خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویت‌های جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و ۵۰۰ هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها با سرعت بیشتری دنبال شود. ۳۸۰۰ پروژه گردشگری در حال اجراست

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همچنین گفت: یکی از اولویت‌های جدی که در سال اخیر تعریف و بر آن پایبند بوده‌ایم، ایجاد ساختاری با عنوان مرکز اقتصادی و سرمایه‌گذاری در وزارت میراث فرهنگی برای توسعه زیرساخت‌هاست و برای این منظور نیز برنامه مدونی تدوین کرده‌ایم.

او افزود: در حال حاضر حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری در سراسر کشور روی زمین است که ۱۰۰ درصد این پروژه‌ها در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. تصمیم دولت این است که در حوزه‌ای که متعلق به بخش خصوصی است، مداخله نکند و تمام تلاش دولت بر سیاست‌گذاری، ایجاد تسهیلات، صدور مجوز و رفع موانع متمرکز باشد.

صالحی‌امیری تأکید کرد: رسالت دولت در حوزه گردشگری، سیاست‌گذاری، حمایت، فراهم کردن تسهیلات، برداشتن موانع، صدور مجوز و نظارت کافی است و دولت پزشکیان این اصل را در گردشگری مورد توجه جدی قرار داده است.

او اضافه کرد: در شرایط فعلی برای حدود ۳۸۰۰ پروژه فعال گردشگری، حدود ۱۳۰۰ همت سرمایه‌گذاری در کشور وجود دارد و دولت تلاش کرده است بستر لازم را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی فراهم کند. پنج مشوق بزرگ برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع با اشاره به سیاست‌های دولت برای ایجاد مشوق‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری اظهار کرد: یکی از اصول اساسی در حوزه زیرساخت، ایجاد مشوق‌های لازم برای سرمایه‌گذاری است که در دو سال گذشته اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داده است. یکی از اقدامات مهم دولت که در۴۰ سال گذشته سابقه نداشته، ایجاد پنج مشوق بزرگ برای گردشگری در ایران بوده است.

صالحی‌امیری نخستین مشوق را تخفیف در عوارض شهرداری‌ها عنوان کرد و افزود: در گفت‌وگو با شهرداری‌ها مقرر شده است برای ایجاد هتل و زیرساخت‌های گردشگری، تا ۸۰ درصد عوارض تخفیف داده شود. موضوع دیگر، ایجاد مجتمع‌های ترکیبی است، به این معنا که در یک بنا می‌توان بخشی را تجاری، بخشی را اداری یا مسکونی و طبقات فوقانی را به هتل اختصاص داد. به این ترتیب، یک فضا می‌تواند کاربردهای تجاری، مسکونی یا اداری و هتلینگ داشته باشد.

او سومین مشوق را معافیت عوارض و گمرک واردات کالاهای مورد نیاز هتل‌ها دانست و توضیح داد: از خودروهایی که قرار است گردشگران را از فرودگاه تحویل بگیرند و برای گردش در ایران و تهران جابه‌جا کنند تا تجهیزات و تأسیسات، چیلر، موکت نسوز و حدود ۲۰۰ قلم کالای مورد نیاز هتل‌ها، سرمایه‌گذار می‌تواند کالاهای مورد نیاز خود را از هر نقطه دنیا بدون عوارض و گمرکی وارد کند؛ امکانی که در گذشته وجود نداشت.

صالحی‌ امیری همچنین به معافیت‌ها و حمایت‌های دولت در زمینه آب، برق و گاز اشاره کرد و گفت: این خدمات با شرایط متفاوت و به‌عنوان خدماتی محاسبه می‌شوند و هزینه‌ای که فعالان پرداخت می‌کنند، در مقایسه با هزینه‌های معمول، کاهش قابل توجهی خواهد داشت.

او افزود: مجموعه این مشوق‌ها موجب شده کشور با موج جدیدی از تقاضا برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری مواجه شود و مجموعه‌ای از هتل‌ها، دهکده‌ها و شهرک‌های گردشگری در حال ساخت باشد. افزایش تسهیلات گردشگری به بیش از ۵۰ همت

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور به موضوع تسهیلات اشاره کرد و گفت: اکنون هتل‌های متعددی وجود دارند که به مرحله ۷۰، ۸۰ یا ۹۰ درصد پیشرفت رسیده‌اند و برای تکمیل به سرمایه نیاز دارند. در گذشته منابع تسهیلاتی برای این منظور بسیار ناچیز و محدود بود.

او افزود: در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۵ همت تسهیلات پرداخت کردیم، در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ همت تسهیلات تخصیص یافت و هدف‌گذاری امسال، بیش از ۵۰ همت، معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان، برای زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌ امیری گفت: برای این حوزه برنامه پنج‌ساله‌ای ذیل برنامه هفتم توسعه و پیشرفت تدوین کرده‌ایم و در این برنامه مشخص شده است که تا روز آخر برنامه هفتم، یعنی سال ۱۴۰۷، در کدام استان، کدام شهرستان و در سطح ملی، چه پروژه گردشگری توسط چه سرمایه‌گذاری و با چه حمایت‌هایی باید به نتیجه برسد.

او افزود: در این برنامه، زمان، مکان، منابع، نیروی انسانی و بهره‌برداری از پروژه‌ها مشخص شده و یک طراحی و اولویت‌بندی جغرافیایی برای بازارهای هدف گردشگری ایران نیز انجام گرفته است. آسیای میانه و قفقاز؛ اولویت ایران برای جذب گردشگر

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع درباره اولویت‌بندی بازارهای گردشگری خارجی گفت: نخستین اولویت ما آسیای میانه و قفقاز است، حوزه‌ای که ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایران در آنها همچنان زنده است. در مرحله دوم، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه این منطقه قرار دارند که در موضوع گردشگری به‌شدت فعال هستند. سطح سوم اولویت ما کشورهای بزرگ اسلامی مانند اندونزی، مالزی، مصر و کشورهایی است که ظرفیت جدی برای فرستادن گردشگر به ایران دارند. با وزیر گردشگری مصر مفصل گفت‌وگو کرده‌ایم و حداقل دو بار با وزیر گردشگری اندونزی دیدار داشته‌ایم. مجموعه کشورهای جنوب شرق آسیا نیز برای ما اهمیت دارند. موضوع نگران‌کننده درباره چینی‌ها

او افزود: چین و روسیه نیز در اولویت چهارم قرار گرفته‌اند. امروز بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری جهان در چین است. برداشت من این است که چینی‌ها منتظر پایان بحران و جنگ در منطقه هستند تا درباره گردشگری تصمیم بگیرند و در حال حاضر نه‌تنها توصیه‌ای برای سفر به ایران نمی‌کنند، بلکه به شکل غیررسمی نوعی سیاست احتیاط و عدم سفر را دنبال می‌کنند.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع اظهار کرد: این موضوع نگران‌کننده است و از رییس‌جمهور محترم و همچنین مقامات دولت درخواست کرده‌ایم در گفت‌وگو با طرف چینی، موضوع توسعه گردشگری را در کنار روابط اقتصادی و سیاسی قرار دهند و این مسئله را پیگیری کنند. روس‌ها نیز به سواحل جنوبی ایران علاقه زیادی دارند. روسیه در گذشته یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران بود و ظرفیت خوبی به کشور می‌فرستاد، اما این ظرفیت پس از جنگ کاهش پیدا کرد؛ هم جنگ روسیه و اوکراین موجب کاهش این ظرفیت شد و هم شرایط ناشی از جنگ و تحولات منطقه‌ای بر آن تأثیر گذاشت.

صالحی‌ امیری ادامه داد: اولویت پنجم ما سایر کشورهای جهان از جمله اروپا، استرالیا و آمریکا هستند. این کشورها همچنان در فهرست بازارهای هدف ما قرار دارند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی اولویت نخست ما نیستند. ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیت بزرگ

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یکی دیگر از برنامه‌های مهم دولت چهاردهم را تمرکز بر ایرانیان خارج از کشور دانست و گفت: به جای اینکه تمام سرمایه‌گذاری خود را روی بازار اروپا متمرکز کنیم، باید به ظرفیت ایرانیان خارج از کشور توجه جدی داشته باشیم؛ چراکه گردشگری ایران به اروپا به‌شدت کاهش یافته است.

او افزود: بین ۷ تا ۹ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و شورای‌عالی ایرانیان تشکیل شده است. ما نیز به‌عنوان یکی از وزرای عضو این شورا، مسئولیت کمیسیون گردشگری و ایران‌شناسی را برعهده داریم و جلسات ثابت این کمیسیون را برگزار می‌کنیم.

صالحی‌ امیری افزود: هماهنگی دستگاهی خوبی در این زمینه شکل گرفته و افق جدیدی برای جهش در روابط با ایرانیان خارج از کشور تعریف کرده‌ایم. هرچند جنگ در این مرحله تا حدودی این روند را متوقف کرد. اگر به شرایط ثبات بازگردیم، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری ایران قطعاً ایرانیان خارج از کشور خواهند بود. ما باید با ایرانیان آشتی کنیم، آنها را به خانه خودشان دعوت کنیم و روابط پرنقش‌ونگار و غیرعاطفی را کنار بگذاریم.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بیان کرد: باید باور کنیم همه ایرانیان دلبسته و وابسته به ایران هستند و می‌توانیم همه دور مفهوم ارزشمند و مقدسی به نام ایران جمع شویم. برای این کار به تسامح، تعامل و ایجاد امنیت روانی نیاز داریم. ایرانیان باید احساس امنیت کنند که می‌توانند به ایران بیایند و این لازمه رفتار ماست. رییس‌جمهور بارها تأکید کرده است فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید

صالحی‌امیری با اشاره به تأکید رییس‌جمهور بر باز بودن فضا برای ایرانیان خارج از کشور گفت: در دولت پزشکیان، رییس‌جمهور بارها تأکید کرده است که فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید. ما نیز به‌صورت مستمر این پیام را منتقل می‌کنیم.

او تاکید کرد: در مسئله ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل، اعتماد متقابل یک عنصر تعیین‌کننده است. ما اعتماد کرده‌ایم و آنها نیز باید اعتماد کنند. اگر ایرانیان اعتماد نکنند، بستر گردشگری مورد نظر ما شکل نخواهد گرفت. چرا ایرانیان ما در آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپا و آسیا نباید هر سال یک یا دو بار برای دیدار خانواده‌های خود به ایران بیایند؟ چرا باید خانواده‌های ایرانی برای دیدار با خانواده‌های خود به استانبول، دبی یا نقاط دیگر بروند؟ اینها بحث‌های جدی است که به آنها پرداخته‌ایم.

صالحی‌امیری ادامه داد: دلیل این فاصله آن است که عوامل رانشی ما در گذشته بیشتر از عوامل کششی بوده است. راهی جز این نداریم که زمینه‌های نقار، شکاف و فاصله با ایرانیان خارج از کشور را پر کنیم. ۴۰ سال زمان کافی بود که پیام‌ها را منتقل کنیم و پیام‌های آنها را بشنویم. امروز باید حاشیه‌ها را از فضای ذهنی ایرانیان خارج کنیم و به آنها امنیت بدهیم؛ اینکه اگر وارد فرودگاه امام خمینی شدند، با مشکل مواجه نشوند، پاسپورتشان جعل نشود، به مراکز امنیتی و انتظامی هدایت نشوند و بدون مشکل نزد خانواده‌های خود بروند. هر نقطه‌ای از ایران که بخواهند بروند، باید احساس کنند خانه خودشان است.

 ما در یک معدن طلایی قرار گرفته‌ایم، اما در آن را بسته‌ایم و دیگران را از آن محروم کرده‌ایم

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع گفت: این مسئله به اعتماد بازمی‌گردد و ما بر همین موضوع تمرکز کرده‌ایم. جلسات آن نیز در حال برگزاری است و برداشت من این است که دولت پزشکیان در پایان دوره خود یکی از کارنامه‌های خوبش را در زمینه آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

صالحی‌امیری در ادامه گردشگری را یک ظرفیت بزرگ اقتصادی دانست و گفت: هر گردشگر هنگام ورود به ایران به‌طور میانگین ۱۲۷۰ دلار هزینه می‌کند. تفاوت ارز حاصل از گردشگری با سایر صادرات در این است که در صادرات نفت، کالاهای صنعتی و پتروشیمی صادر می‌شود و در مقابل ارز وارد کشور می‌شود، اما در گردشگری، هزینه‌های مربوط به اقامت، هتل، تغذیه، خرید، هدایا و خدمات مختلف در داخل کشور انجام می‌شود و ارز وارد اقتصاد داخلی می‌شود. حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند

او گردشگری سلامت را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم کشور عنوان کرد و افزود: حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند. سه دلیل مهم برای این موضوع وجود دارد؛ نخست پزشکان بسیار حاذق ایران، دوم بیمارستان‌ها و تجهیزات پزشکی مناسب در سراسر کشور و سوم، ارزان بودن خدمات درمانی. میانگین هزینه بیمارستانی، درمان و جراحی در ایران یک‌سوم تا یک‌پنجم منطقه و حدود یک‌دهم اروپا است و همین مسئله موجب گرایش جدی به گردشگری سلامت شده است.

صالحی امیری همچنین بیان کرد: هدف‌گذاری ما در برنامه تا سال ۱۴۰۷، جذب دو میلیون گردشگر در حوزه سلامت با درآمد ۶ میلیارد یورو است و معتقدم این هدف بزرگ اما قابل تحقق است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد

او گردشگری را علاوه‌بر یک ظرفیت اقتصادی، ابزار مهم دیپلماسی فرهنگی دانست و بیان کرد: اگر قرار است تصویر زیبای ایران را به جهانیان نشان دهیم، مسیر آن گردشگری است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد. باید گردشگر به ایران بیاید، فضای داخل کشور را ببیند، خودش با دوربین عکس و فیلم بگیرد و برای خانواده و اطرافیانش از این تجربه توضیح دهد.

صالحی‌امیری افزود: ما باید این تصویر را در دنیا منعکس کنیم، نه با سخنرانی، بلکه با ایجاد فضای ذهنی امن برای گردشگران، به‌گونه‌ای که بدانند ایران هم زیباست، هم امن است و هم همه جهانیان را با کرامت و مهمان‌نوازی می‌پذیرد. قدم‌های بزرگی در این مسیر برداشته‌ایم و امیدواریم با عبور از جنگ تحمیلی، وارد فضای جدیدی از گردشگری در منطقه شویم. در معدن طلا قرار گرفته‌ایم اما در آن را بسته‌ایم

وزیر میراث فرهنگی در ادامه سخنان خود بر ضرورت توجه به نسل جوان و معرفی تمدن ایران تأکید کرد و گفت: مخاطب این سخن نسل‌های قبل نیستند، بلکه نسل جوان و نسل‌های خلاق و نوظهور هستند. اگر واقعیت تمدنی، فرهنگی و میراثی ایران برای نسل جوان تبیین شود، فرزندان ما به ایران عشق می‌ورزند و به آن دلبسته خواهند بود. ما توان معرفی ایران را نداریم. ما در یک معدن طلایی قرار گرفته‌ایم، اما در آن را بسته‌ایم و دیگران را از آن محروم کرده‌ایم.

او با اشاره به ظرفیت‌های تاریخی کشور اظهار کرد: ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی دارد و یکی از ۱۰ قدرت نخست تمدنی جهان است. ایران ۲۷ اثر میراث ناملموس را در جهان ثبت کرده و در این حوزه اکنون رتبه چهارم جهان را دارد. در حوزه آثار ملموس و طبیعی، محدودیت ثبت در یونسکو وجود دارد و سالانه امکان ثبت یک اثر بیشتر وجود ندارد، اما تاکنون ۵۸ اثر را به‌صورت موقت در فهرست یونسکو ثبت کرده‌ایم و هیچ کشوری در دنیا چنین ظرفیتی ندارد.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تأکید کرد: فرزندان ما باید در مدرسه این موارد را بخوانند و بدانند در چه سرزمینی زندگی می‌کنند. دانشگاه‌ها باید واحدهایی درباره تمدن ایرانی داشته باشند و در فضای مجازی نیز باید محتوای بیشتری درباره تمدن ایران تولید شود. چرا جوان ما صبح که گوشی خود را باز می‌کند، با یک اثر تمدنی مواجه نشود؟ چرا فرزند ما در مدرسه، دانشگاه، مترو و خیابان، آثار تمدنی ایران را نبیند؟ این ضعف ماست که نتوانسته‌ایم ظرفیت‌های خود را معرفی کنیم.

او بیان کرد: من نام ایران را «سرزمین ناشناخته» گذاشته‌ام؛ ایران سرزمین رمزها و رازهاست. هر جای این جغرافیا که به بهانه انتقال گاز، آب، فاضلاب یا هر زیرساخت دیگری حفاری می‌کنید، از دل آن آثار تاریخی بیرون می‌آید.

او، ایران را یک موزه باز و میراث و تمدن را بزرگ‌ترین قدرت نرم کشور دانست و گفت: ما تاکنون به این سرمایه بزرگ توجه کافی نکرده‌ایم. ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم

صالحی‌ امیری درباره برنامه‌های دولت در حوزه میراث فرهنگی گفت: از میان حدود ۴۳ هزار اثری که تاکنون ثبت کرده‌ایم و در کنار حدود یک میلیون اثر تاریخی کشور، همچنین آثار جهانی و میراث ناملموس، سه هدف اصلی را دنبال می‌کنیم که نخستین آنها صیانت از این میراث است. در دولت پزشکیان اراده ملی برای تمرکز بر میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چراکه این تمدن، بزرگ‌ترین سرمایه ماندگار ایران است که میلیون‌ها سال قبل از ما وجود داشته و میلیون‌ها سال پس از ما نیز با ایرانیان همراه خواهد بود.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: ما در میراث، یک شعار داریم؛ «ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم.» ما فقط امانتدار هستیم و باید از این میراث صیانت، مرمت و حفاظت و آن را به نسل بعد منتقل کنیم. هدف‌گذاری برای ایجاد ۱۰۰ هزار شغل

صالحی‌امیری صنایع دستی را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم اما مغفول کشور دانست و گفت: صنایع دستی ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه ایران است، اما به دلیل سایه سنگین نفت، فولاد، پتروشیمی و مس بر اقتصاد کشور، فرصت کافی برای توسعه آن فراهم نشده است. در جهان درباره گردش مالی صنایع دستی آمارهای مختلفی وجود دارد، اما یکی از آمارهای جدی، گردش مالی حدود هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار است.

او هدف‌گذاری ایران در عرصه صنایع دستی در برنامه تا سال ۱۴۰۷ را ۵۰۰ میلیون یورو صادرات عنوان کرد و گفت: این هدف شامل سالانه، ایجاد ۱۰۰ هزار شغل و رشد ۸ درصدی در برنامه هفتم و برنامه پنج‌ساله ماست. صنایع دستی فقط یک کالای تولیدی نیست. کسی که خاتم‌کاری، میناکاری یا سایر هنرهای سنتی را انجام می‌دهد، هنرمند است.

او با اشاره به ماهیت خانوادگی صنایع دستی افزود: مادر خانواده همراه فرزندان و پدر خانواده همراه فرزندان می‌توانند در گوشه‌ای از خانه تولید داشته باشند. این فعالیت به شبکه بزرگ و تجهیزات پیچیده نیاز ندارد و با حداقل امکانات می‌توان تولید کرد.

صالحی‌ امیری هویت‌محور بودن صنایع دستی را یکی از ویژگی‌های مهم آن دانست و افزود: فرش هویت ایران است، خاتم هویت فرهنگی ماست، میناکاری هویت ماست و بافت‌های داری، نمدها، قالیچه‌ها و سایر محصولات صنایع دستی در سراسر کشور، بخشی از هویت ایرانی را نمایندگی می‌کنند. صنایع دستی علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش اقتصادی نیز دارد؛ تولید سرمایه می‌کند، اشتغال خانواده را تأمین می‌کند و اشتغال به معنای امنیت خانواده است.

او با اشاره به تمرکز صنایع دستی در روستاها و شهرهای کوچک اظهار کرد: اکنون حدود ۶۷۰ هزار هنرمند در قالب ۳۴ هزار کارگاه کوچک در سراسر کشور فعالیت می‌کنند.

صالحی‌امیری صنایع دستی را نوعی دیپلماسی فرهنگی دانست و اظهار کرد: ما فقط یک شیء صادر نمی‌کنیم، بلکه در دل صنایع دستی، فرهنگ و هویت خود را صادر می‌کنیم. اگر قرار است روستاها بمانند، مهاجرت معکوس شکل بگیرد و روستاها تخلیه نشوند، باید از روستاییانی که کارگاه صنایع دستی دارند حمایت کنیم.

او شعار این حوزه را «هر روستا یک بوم‌گردی، یک کارگاه صنایع دستی» عنوان کرد و گفت: گردشگری غذا نیز در ایران هنوز فعال نشده است. جشنواره غذا باید در همه شهرها شکل بگیرد و ما می‌توانیم یکی از قطب‌های گردشگری غذا در دنیا باشیم. بازارچه‌های صنایع دستی برای حذف واسطه‌ها

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی درباره بازار داخلی صنایع دستی نیز گفت: ایده ما ایجاد بازارچه است و هدف‌گذاری کرده‌ایم که هر شهر یک بازارچه داشته باشد. امروز تولیدکننده محصول خود را به دلال با نصف قیمت می‌فروشد و دلال با دو برابر قیمت آن را در بازار عرضه می‌کند. برای اینکه دستمزد واقعی به تولیدکننده بازگردد، ایجاد بازارچه ضروری است.

به گفته صالحی‌امیری، اکنون در بیشتر شهرهای کشور، بازارچه‌های صنایع دستی در حال ایجاد هستند. در بخش بازاریابی خارجی نیز، تمرکز بر ۱۰ کشور هدف است؛ کشورهایی که ایرانیان در آنها حضور دارند و گرایش به صنایع دستی ایران وجود دارد. هدف این است که کالا در این کشورها دپو شود و از طریق شبکه‌های بین‌المللی مانند آمازون و سایر شبکه‌ها بازاریابی بین‌المللی عرضه شود. اگر بازاریابی داخلی و صادرات خارجی صنایع دستی به‌درستی تقویت شود، این حوزه می‌تواند یکی از عوامل اصلی اشتغال، امنیت خانواده و اقتصاد خانواده‌ها باشد. امنیت؛ حلقه سوم گردشگری

صالحی‌ امیری در ادامه این گفت‌وگو، به سومین مفهوم اساسی گردشگری، یعنی امنیت، اشاره کرد و گفت: گردشگری تابعی از امنیت است. این مسئله مختص ایران نیست و در همه دنیا، زمانی که کشوری دچار بحران می‌شود، ناامنی تولید می‌شود و گردشگر به آن کشور سفر نمی‌کند. روسیه نیز در جریان جنگ با اوکراین با چنین چالشی مواجه شد و این طبیعت جنگ است که ناامنی تولید می‌کند. وضعیت گردشگری ایران از زمان جنگ

وزیر میراث فرهنگی با اشاره به آثار جنگ بر صنعت گردشگری ایران گفت: ما حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی داریم و حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. حدود ۸۰۰ موزه و هزاران کارگاه صنایع دستی نیز وجود دارد که رونق آنها به حضور گردشگر وابسته است. میانگین سطح اشغال هتل‌های ما در نوروز به حدود ۹ درصد رسید که بسیار نگران‌کننده و خسارت‌بار است؛ چراکه وقتی سطح اشغال هتل به زیر ۵۰ درصد می‌رسد، فعالیت اقتصادی آن دیگر به‌صرفه نیست.

او افزود: چهار استان جنوبی کشور که از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری برخوردارند، در نوروز تقریباً تعطیل بودند. همچنین ۱۴۹ اثر در جریان جنگ تخریب شد و خسارت‌های قابل توجهی به زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی وارد شد. رییس‌جمهور شخصاً در این زمینه مداخله کردند و در جلسه‌ای که در دفتر وزیر برگزار شد، درخواست جامعه گردشگری را مطرح کردیم، از جمله استمهال مالیات، بیمه، چک‌ها و اقساط بانکی. خوشبختانه این درخواست مورد موافقت قرار گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک ابلاغ شود. پزشکیان؛ پرچمدار رفاه ملی و ضرورت وفاق

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به عملکرد رییس‌جمهور گفت: صادقانه عرض می‌کنم که آقای دکتر پزشکیان به شعارهای خود باور دارند. ایشان این مسیر را مبتنی بر جمع‌آوری رأی انتخاب نکردند. من به‌عنوان کسی که از نزدیک در صحنه و در همه روزها و ساعات حضور داشته‌ام، شهادت می‌دهم که ایشان بر اساس مبانی فکری و قرآنی و نهج‌البلاغه این مسیر را انتخاب کردند.

او افزود: اینکه چه میزان از این مبانی تحقق پیدا کرده، بحث دیگری است، اما من معتقدم ما در مسیر رفاه قرار گرفتیم و جنگ نیز به تقویت انسجام و رفاه ملی کمک کرد. کسانی که به رییس‌جمهور یک ملت توهین می‌کنند بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد

صالحی امیری با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی اظهار کرد: همواره صداهای انسجام‌شکن در کشور بلند بوده و امروز نیز با آن مواجه هستیم. کسانی که به رییس‌جمهور یک ملت در خیابان توهین می‌کنند، کسانی که در تلویزیون ادبیات توهین‌آمیز نسبت به مقامات کشور به کار می‌برند و کسانی که هیچ باوری به این معنا ندارند، باید بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد.

صالحی‌امیری افزود: کسانی که در زمین دشمن‌بازی و با شعارهای رادیکال، افراطی و بعضاً ساختارشکنانه فعالیت می‌کنند، نباید موجب انحراف تحلیلی شوند. جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند؛ جامعه ایران بسیار بزرگ است و در جوهر خود رادیکال نیست، هرچند رادیکالیزم در ایران پس از انقلاب، از فرقان تا امروز، هویت و سابقه داشته و همچنان اعلام موجودیت می‌کند.

او با اشاره به برخی مواضع و شعارهای مطرح‌شده در فضای سیاسی کشور گفت: اینکه کسی در یک تریبون رسمی و در زمانی که کشور درگیر جنگ است، رسماً درباره حمله به ترامپ و ترور او در ترکیه سخن بگوید، چه معنایی دارد؟ این اقدامات جز اینکه بخواهد نظام سیاسی را تحت فشار دشمن قرار دهد، چه نتیجه‌ای دارد؟

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع ادامه داد: برخی افراد نیز شعارهایی درباره حمله پهپادی به ترامپ و دیگران مطرح می‌کنند؛ شعارهایی که تحقق آنها ناممکن است، اما هزینه‌هایی را به نظام تحمیل می‌کند و امروز خسارت آنها را می‌بینیم. ده‌ها بار گفته‌ام که تا امروز پزشکیان پرچم‌دار رفاه ملی است و بقیه هم باید به این باور برسند. اگر بناست در این سرزمین فرزندان شما با امنیت و آرامش زندگی کنند، باید با وفاق زندگی کنیم.


۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

کمینه‌ی اقتصاد جامعه مهدوی در اربعین

جوان آنلاین: جهان امروز، جهان محاسبه است. از وال‌استریت تا کوچه‌پس‌کوچه‌های بازار‌های سنتی، همه چیز با معیار سود و زیان سنجیده می‌شود. انسان مدرن در چنان هندسه‌ای تربیت یافته که کنش رایگان و بی‌منطق اقتصادی برایش نه تنها نامفهوم که گاهی خطرناک و بیمارگونه تلقی می‌شود. در این میانه، پدیده‌های شگرفی در قاموس شیعه وجود دارد که گویی از جهانی دیگر آمده‌اند؛ فارغ از جامعه مهدوی به مثابه آرمانشهری موعود که در ادبیات اسلامی عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده و در آن، مؤمنان از جیب یکدیگر بی‌حساب و کتاب خرج می‌کنند، راهپیمایی اربعین که هر ساله در گرمای طاقت‌فرسای عراق، پرده از نمایش عملی همان آرمانشهر برمی‌دارد.

داستانی که از یک جیب آغاز می‌شود

در روایات مربوط به عصر ظهور امام زمان (عج)، تصویری ترسیم شده که ذهن اقتصاددانان کلاسیک را به سرگیجه می‌اندازد. گفته می‌شود در آن دوران، مؤمن چنان احساس مالکیت مشاعی نسبت به دارایی برادر دینی خود دارد که محتاج، دست در جیب برادر مؤمنش می‌کند و به اندازه نیازش برمی‌دارد، بدون آنکه آن دیگری ناراحت شود یا مانع گردد. نکته شگفت‌انگیزتر آنکه در این تصویر، موضوع قرض یا بازپرداخت اساساً منتفی است. این فقط یک تعارف اخلاقی یا توصیه به انفاق نیست؛ این یک نظام اقتصادی جایگزین است که در آن، مفهوم مال من به مال ما تبدیل شده است.

در نگاه اول، منتقدان با پوزخندی آشنا می‌پرسند خب، در این صورت دیگر چه کسی کار خواهد کرد؟ موتور محرک اقتصاد بشری، طبق تعریف آدام اسمیت و تمام اخلافش، نفع شخصی است. اگر قرار باشد هر کس بتواند از جیب دیگری بردارد، انگیزه برای تولید، پس‌انداز و تلاش از بین می‌رود. این همان نقد کلاسیکی است که کمونیسم را نیز از پای درآورد. اما درست در اینجاست که معجزه اربعین سربرمی‌آورد تا ثابت کند این معادله، یک مجهول بزرگ‌تر به نام انگیزه الهی دارد.

آن کشاورز عراقی و موتور برق یک موکب

برای لمس این حقیقت، کافی است در مسیر نجف تا کربلا قدم بزنید. مردی تنومند با چهره‌ای آفتاب‌سوخته را تصور کنید که در طول سال، زیر باد و باران و آفتاب سوزان خوزستان ایران یا میسان عراق، کشاورزی می‌کند. درآمدش شاید به سختی کفاف زندگی‌اش را بدهد. اما او یک سال تمام قناعت می‌کند، از خورد و خوراک خود می‌زند، نه برای آنکه ماشین بهتری بخرد یا خانه‌اش را تعمیر کند، بلکه برای آنکه بتواند یک موتور برق برای فلان موکب در عمود ۸۵۰ بخرد. او این کار را هر سال تکرار می‌کند. از او بپرسی چرا، با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: «این برای امام حسین (ع) است، برای زائران آقا.»

این کشاورز کیست! او همان شهروند جامعه مهدوی است که فعلاً در زمانه غیبت زندگی می‌کند، اما تمرین خداگونه زیستن را در اربعین انجام می‌دهد. در منطق بازار، عمل او غیرعقلانی است. او پولش را خرج کسانی می‌کند که نمی‌شناسد، اما در منطق مهدوی، او با این کار، خود را آماده هدف متعالی می‌کند و لذتی می‌برد که هیچ کالای مصرفی‌ای توان رقابت با آن را ندارد.

زیربنای اقتصاد مهدوی

برای درک عمیق‌تر از اینکه چرا چنین الگویی در جامعه مهدوی نه تنها موجب فروپاشی اقتصادی نمی‌شود که رکن اصلی آن است، باید به سراغ معیار‌های این جامعه رفت. در ادبیات اسلامی، عصر ظهور امام مهدی (عج) به عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده است. کارشناسان مهدوی تأکید می‌کنند جامعه مهدوی در همه سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آکنده از عدالت است و هیچ‌کس در آن محروم نمی‌ماند.

از منظر روایات، در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) نظام قرض‌الحسنه و کمک متقابل همه‌جانبه برقرار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هیچ بدهکاری نمی‌ماند مگر اینکه امام عصر قرض او را ادا می‌کند و هیچ دینی به گردن مردم نیست مگر اینکه امام آن را برمی‌گرداند. به عبارتی خودِ امامت حضرت مهدی (عج) تضمین‌کننده پرداخت همه دیون و رفع نیاز‌های مالی مؤمنان خواهد بود. افزون بر آن، در آموزه‌های مهدوی آمده است که فقرزدایی به معنای عام آن از شاخص‌های اصلی عدالت در آن دوره است و ثروت و امکانات جامعه به طور عادلانه توزیع می‌شود.

نکته قابل توجه در ساختار مدیریتی آن دوران، رابطه معکوس شأن و مقام با تمتع مالی است. یعنی هرچه مقام حاکمان در دولت جهانی حضرت مهدی (عج) بالاتر می‌رود، زهد اجتماعی و کم‌توقعی آنها بیشتر می‌شود؛ پوشش و خوراک ایشان ساده و عاری از تجمل خواهد بود. این یعنی نظامی که در آن، نخبگان سیاسی نه تنها در رفاه شخصی غوطه‌ور نیستند، بلکه پرچمدار ساده‌زیستی‌اند. در چنین بستری، مردم در یک خانواده بزرگ اسلامی همگی نسبت به اموال یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند و پیوسته در راه خدمت به همنوعان گام برمی‌دارند. اینجاست که برداشتن پول از جیب برادر مؤمن، نه یک عمل سوسیالیستی اجباری که میوه طبیعی درختی است که ریشه در ایمان دارد و آبیاری آن محبت و ولایت است.

وقتی لجستیک عشق بر ریاضیات غلبه می‌کند

حال اگر این تصویر آرمانی را با واقعیت میدانی اربعین مقایسه کنیم، شباهت‌ها حیرت‌انگیز است. راهپیمایی اربعین حسینی در عراق، با حضور ده‌ها میلیون زائر از کشور‌های مختلف از سوی بسیاری رسانه‌ها و ناظران به عنوان بزرگ‌ترین نمایش سالانه همدلی و خدمت بی‌منت شناخته می‌شود. طی این مناسک عظیم، هزاران موکب مردمی از عراق و دیگر کشور‌های جهان در طول مسیر نجف تا کربلا خدمات رایگانی از پذیرایی غذا، آب، چای و ... گرفته تا اسکان را ارائه می‌دهند.

صد‌ها هزار داوطلب به‌طور شبانه‌روزی در کنار موکب‌ها حضور دارند و به طور رایگان غذا، نوشیدنی، امکانات بهداشتی و حتی خدمات دندانپزشکی در اختیار زائران قرار می‌دهند. در سال‌های اخیر بیش از ۱۰هزار موکب مردمی از عراق و کشور‌های خارجی برای خدمت‌رسانی ثبت‌نام کرده‌اند که هر روز ده‌ها میلیون پرس غذا و آب و خدمات درمانی را در اختیار پیاده‌روی‌کنندگان قرار می‌دهند. عملاً این سفر شامل خدمات غذای رایگان و تأمین اسکان ازسوی داوطلبان است و ده‌ها هزار موکب خدمات‌رسان، در مسیر‌ها هر چیزی را که زائر نیاز دارد به رایگان فراهم می‌کنند. همین سخاوت میلیونی است که دلیل شهرت اصلی اربعین است؛ هر سال ده‌ها میلیون انسان با نذورات و پس‌انداز خود، نه‌تنها به زیارت می‌آیند بلکه در طول مسیر، هزینه و تلاش بسیاری را صرف می‌کنند تا شیوه پذیرایی از زائران را به حد کمال برسانند.

این مشاهدات جلوه‌ای از همان الگوی مهدوی را در راهپیمایی اربعین به تصویر می‌کشند. مردم عادی از طبقات مختلف، از کارگر و کشاورز تا آموزگار و استاد دانشگاه، سال‌ها پس‌انداز می‌کنند تا بتوانند هر سال مبلغ قابل توجهی را هزینه کنند؛ نه برای رفاه شخصی خود که برای خدمت به زائران حسین (ع). زن و مرد، پیر و جوان، گرسنگی و تشنگی را به جان می‌خرند، اما قدم‌های استوار خود را تا آخر ادامه می‌دهند و هرچه در توان دارند از پخت غذا تا تهیه دارو به‌طور رایگان به برادران و خواهران خود هدیه می‌کنند. این گذشت از منافع دنیایی، نشانه‌ای است از تمایل به رضایت الهی و تأثیرپذیری از آرمان مهدوی. این قوانین دنیاست که در اربعین رنگ می‌بازند؛ در این اجتماع شورآفرین، عشق و فداکاری حرف اول را می‌زند و افق‌های فردگرایی محدود می‌شوند.

از کمونیسم تا اومانیسم؛ ا‌لگو‌های شکست‌خورده

برای درک بهتر این پدیده، باید مروری بر تاریخ تفکر بشری داشت. تفکر کمونیستی قرن بیستم نیز دقیقاً همین وعده را می‌داد که از هرکس به اندازه توانش، به هرکس به اندازه نیازش. این شعار زیبا، در عمل به کابوسی از گرسنگی، تنبلی جمعی و سرکوب بدل شد. چراکه عامل محرک را حذف کرده بود، بدون آنکه بتواند جایگزینی معنوی برایش بسازد. انسان شوروی، نفع شخصی‌اش را در کار نمی‌دید، چون مزرعه مال همه بود، پس عملاً مال هیچ‌کس نبود. نتیجه آن شد که نظام کمونیستی با آن همه ادعا، به زباله‌دان تاریخ پیوست.

در نقطه مقابل، تفکر اومانیستی- لیبرالیستی غرب، با پذیرش بدبینی نسبت به طبیعت انسان، گفت تنها راه پیشرفت، رها کردن افسار حرص و آز بشری است. نتیجه این تفکر را امروز در آمار‌های تکان‌دهنده اقتصادی می‌بینیم. شاخص‌های اقتصادی جهانی نشان می‌دهد در جوامع سرمایه‌داری، نابرابری عظیمی حاکم است. به‌طور متوسط در کشور‌های OECD (سازمان توسعه و همکاری اقتصادی) دهک بالای ثروت یعنی ۱۰درصد ثروتمند بیش از نیمی از مجموع ثروت همه را در اختیار دارند یعنی ۵۲درصد در کل و تا ۷۹درصد در ایالات متحده، در حالی که بخش بزرگی از جامعه در فقر یا تنگنای معاش روزمره به‌سر می‌برد. هشت مرد به اندازه ۶/۳ میلیارد نفر جمعیت فقیر جهان، ثروت دارند. ثروت‌اندوزی افسانه‌ای در اقلیتی بسیار کوچک، و له‌شدن اکثریت زیر چرخ‌دنده‌های این ثروت‌اندوزی. این سیستم نیز در حل معمای انسان نوعدوست شکست خورده است.

اخیراً سریالی امریکایی به نام پلوریبوس Pluribus به معنای یک از بسیار که یک درام علمی- تخیلی پساآخرالزمانی است، تلاش می‌کند این وحشت غرب از نوعدوستی جمعی را به تصویر بکشد. در این سریال، یک نیروی مرموز مردم را به ذهن واحدی تبدیل می‌کند، طوری که کل بشریت به یک موجود واحد متحد تبدیل می‌شود و تلاش جمعی بدون منافع فردی را در پیش می‌گیرد. جوامعی که در آنها همه مردم به یکباره تصمیم می‌گیرند در مسیر درستی و خوبی عمل کنند و بدون هرگونه جنگ و آسیب حتی به حیوانات و درختان زندگی کنند، به عنوان یک ویروس خطرناک شناسایی می‌شوند که می‌تواند به نابودی نسل بشر بینجامد. از دید خالقان این سریال، انسان بودن بدون خودخواهی در نهایت ویروس است که می‌تواند نسل ما را نابود کند، چراکه غرائز بقا را از کار می‌اندازد!

اما اربعین و تفکر مهدوی پاسخی دندان‌شکن به هر دو پارادایم است. برخلاف کمونیسم که با سرکوب غریزه مالکیت همراه بود، در اربعین، مالکیت هست، اما وابستگی به آن نیست. کشاورز عراقی مالک موتور برق است، نه دولت، و از سر عشق و نه اجبار، همه داراییش را می‌بخشد؛ و برخلاف لیبرالیسم که انسان را گرگ انسان می‌داند و از هر گونه اتحاد جمعی به وحشت می‌افتد، در اینجا انسان برای انسان، بهشت می‌سازد. اسلام می‌گوید همکاری جمعی و ایثار مطلق با حفظ حیات فردی و کرامت انسانی ناسازگار نیست. آموزه‌های دین، بر خلاف روایت هالیوودی، پیروان خود را به ساختن چنین تمدنی فرامی‌خوانند، تمدنی که در آن، فردیت در خدمت جمع شکوفا می‌شود، نه آنکه در آن مستحیل شود.

رمزگشایی از انگیزه‌ای به نام رضایت الهی

سؤال محوری این است که چرا یک استاد دانشگاه عراقی که می‌تواند تعطیلات تابستان را در اروپا بگذراند، عرق‌ریزان در یک موکب می‌ایستد و به زائران چای می‌دهد و کفش‌هایشان را واکس می‌زند! چرا یک بانوی ایرانی زیورآلاتش را می‌فروشد تا هزینه سفر زیارت همسایه‌اش را تأمین کند! چرا یک افغانستانی با پای پیاده از مرز‌های دور می‌آید، در حالی که خودش نیازمند است، اما در مسیر، هر چه دارد با زائران تقسیم می‌کند!

پاسخ این پرسش‌ها را باید در مفهومی جست‌و‌جو کرد که قرآن از آن به «رزقاً من الله» و «ابتغاء مرضات الله» تعبیر می‌کند. قرآن کریم فرمان می‌دهد که «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (و یکدیگر را در نیکی و پرهیزکاری یاری کنید). در اندیشه اسلامی، کار‌های دسته‌جمعی بر کار‌های فردی برتری دارند و شرایط پیشرفت جامعه در همکاری و همافزایی جمعی است. امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است که هر کس در پیشبرد کار مسلمانان اهتمام نورزد، در شمار مسلمانان نیست. این سخنان نشان می‌دهد هر فرد مؤمن علاوه بر تلاش برای نفع شخصی، تکلیف شرعی دارد با همسایگان و مؤمنان خود همکاری کند و در انجام فعالیت‌های نیک اجتماعی سهیم باشد.

در جامعه مهدوی و ریزنمونه آن یعنی اربعین، رضایت الهی به عنوان یک کالای اقتصادی فوق‌العاده ارزشمند تعریف می‌شود. مردم کار می‌کنند، اما نه صرفاً برای لذت مادی. آنها به دنبال سود هستند، اما این سود در آخرت تعریف می‌شود. این یک مبادله پایاپای نیست که من به تو پول بدهم و تو به من کالا دهی. این یک سرمایه‌گذاری بلندمدت در بانکی است که خدا ضامن آن است. در چنین نظامی، هر کس حق دیگران را حق خود می‌داند.

اربعین، تمرین جامعه مهدوی

واقعیت این است که اربعین فقط یک راهپیمایی مذهبی نیست؛ یک مانور اجتماعی است. در این اجتماع ده‌ها میلیونی، افراد از ده‌ها ملیت عراقی، ایرانی، لبنانی، کویتی، بحرینی، آذربایجانی، یمنی، افغانستانی، پاکستانی و ... کنار هم قرار می‌گیرند. زبان هم را نمی‌فهمند، اما یک نظام توزیع ثروت خودجوش شکل می‌گیرد که در آن:

اولاً تولید هدفمند است یعنی مثلاً کشاورز ترک‌تبار اهل دیالی، با علم به اینکه محصولش در اربعین مصرف می‌شود، با انگیزه بیشتری گندم می‌کارد. راننده تاکسی بغدادی، تمام سال را برای درآمد ایام اربعین نقشه می‌کشد، نه برای آنکه پولش را در بانک بگذارد، بلکه برای آنکه در این ایام، زائران را در منزل خود اسکان دهد. این یعنی انگیزه تولید از بین نرفته، بلکه ارتقا یافته است. این افراد که زندگی عادی دارند از یک سو مشغول کار و تلاشند، اما از سوی دیگر به این باور رسیده‌اند که خیر مؤمنان را باید حتی به قیمت کاهش درآمد و صرفه‌جویی شخصی فراهم کنند.

دوماً مصرف متعالی است یعنی مثلاً فردی که یک سال تمام، چند سال بیشتر کار کرده تا پولش را برای اربعین پس‌انداز کند، حالا این پول را با لذتی وصف‌ناپذیر در طبق اخلاص می‌گذارد و به زائر می‌بخشد. لذت این مصرف ایثارگرانه برای او به مراتب بیشتر از لذت خریدن یک گوشی موبایل جدید است.

سوماً نظام قرض‌الحسنه الهی یعنی در نگاه مهدوی، وقتی تو از جیب برادرت پول برداشتی، نه تو بدهکاری و نه او طلبکار است. این رابطه بر اساس حلال کردم طیب خاطر است. این همان حلقه گمشده اقتصاد مدرن است. در اربعین می‌بینیم که موکبدار عراقی نه تنها از اینکه زائر از او غذا می‌گیرد ناراحت نیست، بلکه التماس می‌کند که برادرجان، نان ما را بخور، آبروی ما را بخر. این یعنی عرضه‌کننده خدمت، خود را مدیون تقاضاکننده می‌داند. این وارونگی شگفت‌انگیز، فقط در سایه ولایت معنا می‌یابد.

الگوی مهدوی ویروس دنیای مدرن

برگردیم به سریال «پلوریبوس». چرا هالیوود، این پیامبر مدرنیته، جامعه‌ای که در آن همه خوب هستند را به عنوان ویروس معرفی می‌کند! چون تمدن مدرن غرب، بر پایه کمیابی Scarcity بنا شده است. اقتصاد مدرن می‌گوید منابع محدود است و انسان‌ها نامحدودالخواسته‌اند. در این میدان نبرد، ما به رقابت نیاز داریم تا زنده بمانیم. اگر ناگهان همگان ایثارگر شوند و منافع شخصی را کنار بگذارند، کل این نظام رقابتی فرو می‌ریزد. از دید یک لیبرال، این یک فاجعه است؛ چون نظم موجود را بر هم می‌زند.

اما اسلام مهدوی، دقیقاً همان چیز را وعده می‌دهد که غرب از آن وحشت دارد و آن زمانی است که «وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکاتِهَا» (و زمین برکاتش را بیرون می‌ریزد). در جامعه مهدوی، به برکت عدالت و تقوا، مفهوم کمیابی از بین می‌رود. شاید این حتی به معنای نبود محدودیت فیزیکی نباشد، بلکه به معنای تغییر نگاه انسان به داشته‌ها باشد. وقتی تو بدانی که روزی تنها دست خداست و نه در کیف پول همسایه، و وقتی باور کنی که با انفاق، پولت نه تنها کم که زیاد می‌شود، آنگاه موتور محرکه اقتصاد تغییر می‌کند.

در اربعین، ما این برکت را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنیم. آمار‌ها می‌گویند در یک بازه زمانی کوتاه، بیش از ۲۰میلیون نفر در منطقه‌ای نسبتاً محدود اسکان و پذیرایی می‌شوند. از نظر مهندسی تدارکات، این یک غیرممکن است. حتی ارتش‌های پیشرفته جهان برای لجستیک چنین جمعیتی دچار فروپاشی می‌شوند. اما در اربعین، نه تنها کمبودی حس نمی‌شود، بلکه غذا دورریز می‌شود. این از برکت حسین است؛ همان مفهوم گم‌شده‌ای که در محاسبات سرد ریاضی و مهندسی صنایع غرب نمی‌گنجد.

از «جیب» تا «قلب»، تحول مفهوم مالکیت

شاید کلیدی‌ترین مفهوم در این مقایسه، تحولی باشد که در احساس مالکیت رخ می‌دهد. در جامعه مصرفی امروز، من مساوی است با دارایی‌هایم (I am what I have) انسان غربی با ماشین، لباس و خانه‌اش تعریف می‌شود. از دست دادن اینها یعنی از دست دادن هویت، اما در جامعه مهدوی و به تبع آن در اربعین، من مساوی است با ایمانم و خدمتم. انسان اربعینی با موکبش، با عرقی که برای خدمت می‌ریزد و با چایی که در لیوان می‌دهد تعریف می‌شود. وقتی از جیب برادر مؤمن برداشتی، در حقیقت از جیب خودت برداشته‌ای. این جمله فقط یک شعار عاطفی نیست. این یک واقعیت روانشناختی است. در این جامعه، مرز‌های خود و دیگری برداشته می‌شود. جامعه به یک بدن واحد تبدیل می‌شود که اگر عضوی از آن درد کند، سایر اعضا بی‌خوابی می‌کشند. وقتی پای یک زائر خسته از راهپیمایی تاول می‌زند، کسی که در ۵۰۰کیلومتری او پلو می‌پزد، دردی مشترک را حس می‌کند. این گسترش دایره خود تا بی‌نهایت، بزرگ‌ترین دستاورد تمدنی اربعین است.

سخن آخر، سفر از اربعین تا ظهور

راهپیمایی اربعین را باید اتوپیای موقت نامید. یک بهشت چندروزه روی ویرانه‌های دنیای مادی. ما در اربعین، تصویری فشرده و شتاب‌زده از حکومت جهانی مهدوی را می‌بینیم. در واقع می‌توان گفت راهپیمایی اربعین تابلوی کاملاً زنده‌ای از آموزه‌های مهدوی است که در آن، فرد و جمع در کنار هم پیش می‌روند و مفهومی به نام همه‌چیز برای منافع شخصی در فضای معنوی پررنگ دیگری حل می‌شود. کسانی که این روز‌ها در گرمای ۵۰درجه، از جیب خود می‌زنند تا کام زائری را شیرین کنند، همان‌هایی هستند که اگر امامشان بیاید، با جان و دل، دنیا را در خدمت مستضعفان قرار می‌دهند.

آن کشاورز عراقی که یک سال زحمت می‌کشد تا موتور برق بخرد، در حقیقت دارد فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین در روز عاشورا را پاسخ می‌دهد. او ثابت می‌کند که نسل انسان، هنوز منقرض نشده است. هنوز هستند کسانی که هدفی فراتر از شکم و شهوت دارند. اربعین، رفراندومی جهانی برای اثبات این ادعاست که می‌شود بدون چشم‌داشت مادی و صرفاً بر اساس رضایت الهی زیست؛ و این یعنی، مهدی (عج) تنها نیست. حتی اگر هنوز در پرده غیبت باشد، میلیون‌ها انسان در جهان، همان سبک زندگی‌ای را تمرین می‌کنند که قرار است در دولت کریمه‌اش رسمیت یابد؛ سبک زندگی‌ای که در آن، هر کسی می‌تواند راحت از جیب برادرش پول بردارد و خرج کند، نه به خاطر هرج‌ومرج و تنبلی، بلکه به خاطر عشقی که بزرگ‌تر از تمام ثروت‌های زمین است.

از این منظر، مسیر نجف تا کربلا، نه فقط یک جاده ۸۰کیلومتری که شاهراهی به سوی تمدن موعود است. هر قدم زائر، امضایی بر طومار وفاداری به آن آرمانشهر گمشده است و هر استکان چای موکبداران، جرعه‌ای از نهر‌های جاری در بهشت مهدوی است. اینجا دیگر سؤال از جیب چه کسی برداشتی معنایی ندارد؛ چون در این وادی، همه جیب‌ها یکی است و آن جیب پربرکت امام‌زمان (عج) است.


۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

جوان آنلاین: سریال «رویای نیمه‌شب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمه‌شب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنی‌مذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه حاکمان شهر گرفتار می‌شود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند. 

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمه‌شب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و می‌گوید: این همکاری می‌تواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملت‌هایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده‌اند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد می‌تواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امام‌علی (ع)» و «ولایت عشق»، می‌گوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونه‌های نمایشی ندارد و مهم‌ترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگی‌های درونی توصیف می‌کند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفت‌و‌گو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگی‌های بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوت‌های بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی می‌پردازد. 

وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمه‌شب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟

من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمی‌شناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که می‌توانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بی‌رحم. زندانبان است و با جماعتی از آدم‌های بسیار خشن و بی‌رحم سروکار دارد. این افراد به گریه‌ها، التماس‌ها و درخواست‌های زندانیان پاسخ مثبت نمی‌دهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستی‌های خود قرار می‌گیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم. 

ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟

من خبر ندارم، چون رمان را نخوانده‌ام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنمایی‌هایی که از دکور، لباس و کارگردان می‌گرفتم، تصور می‌کردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من داده‌اند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود. 

«رویای نیمه‌شب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه می‌کند و در مقابل، چه چیز‌هایی را ممکن است از آن بگیرد؟

به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ می‌آورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدم‌ها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زنده‌کردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسان‌هایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی می‌تواند از رمان قوی‌تر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیت‌ها زندگی ببخشد، اثر می‌تواند از رمان تصویری‌تر، دیدنی‌تر و جذاب‌تر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشته‌ها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را می‌بیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زنده‌شدن شخصیت‌ها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است. 

شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کرده‌اید، اما امروز، بعد از سال‌ها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواری‌های سال‌های اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟

من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب می‌شوم، بیشتر به این فکر می‌کنم که آیا این کار می‌تواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقش‌ها، همه ژانر‌های هنری و همه قصه‌ها و داستان‌ها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمی‌کند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطه‌نظر کارگردان و تهیه‌کننده انتخاب می‌شوم، چون سوابق من را در کار‌های قبلی دیده‌اند و روی من حسابی باز کرده‌اند که این نقش به درد این بازیگر می‌خورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب می‌شوم و کار‌های قبلی من در واقع ملاک تعیین‌کننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیه‌کننده می‌خواهند برسم. 

بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیت‌هایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدام‌یک از این محدودیت‌ها بیشتر روی بازی شما اثر می‌گذارد؟

همان‌طور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب می‌شوم و سعی می‌کنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دست‌وپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار می‌دهد و وقتی آن را درمی‌آورم، کاملاً خیس عرق است. در کار‌های تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری می‌پوشاندیم تا این سرما که وارد لباس می‌شد و بدن را آزار می‌داد، کمتر اذیت‌مان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت می‌شد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید به‌گونه‌ای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود می‌کنند یا شمع‌هایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار می‌دهند. این شمع‌ها وقتی روشن می‌شوند، دود ایجاد می‌کنند. وقتی کارمان تمام می‌شود و بیرون می‌آییم، بینی‌مان گرفته است. وقتی بینی‌مان را می‌شوییم، سیاهی از بینی بیرون می‌آید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونه‌ای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق می‌کند که زندانی استنشاق می‌کند. به همین دلیل کار در پروژه‌های تاریخی سخت‌تر می‌شود و به تناسب سختی، کار پرهزینه‌تر هم می‌شود و از نظر زمانی ممکن است طولانی‌تر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، مو‌های سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشن‌تر می‌شود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرمانده‌ها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را می‌تراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، مو‌های من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوری‌های من بود که چرا باید کچل باشم! می‌توانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چاره‌ای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی می‌شد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشن‌تر شده‌ام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد. 

در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهان‌های تاریخی متفاوتی روبه‌رو بودید. آیا تجربه آن پروژه‌ها هنگام بازی در «رویای نیمه‌شب» به کمک‌تان آمد یا سعی کردید تجربه‌های قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟

هر قصه‌ای سعی می‌کند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمی‌خواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی می‌کند متفاوت‌تر از بازی‌های گذشته باشد. البته بعضی وقت‌ها می‌شود و بعضی وقت‌ها نمی‌شود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب می‌شود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیه‌کننده به چهره، اندام، صدا و کار‌هایی که قبلاً انجام داده توجه می‌کند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امام‌حسن یا امام‌رضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان می‌گوید این چهره به درد این کار می‌خورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمده‌ایم که کار کنیم و شغل‌مان همین است. نمی‌توانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را می‌تراشند، سیبیل برایمان می‌گذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را می‌تراشند، ریش برایمان می‌گذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را می‌تراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیه‌کننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوت‌تر باشد. ما هم سعی می‌کنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد می‌کند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی می‌تواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را می‌کند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، می‌رسد و موفق می‌شود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد. 

فکر می‌کنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازه‌ای مواجه است؟

بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد می‌شود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمی‌کند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر می‌خورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمی‌کند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش می‌رسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص می‌شود. چشم باز می‌شود و می‌بینیم بازیگر ادای این کار را درمی‌آورد، اما به قیافه‌اش نمی‌خورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع می‌تواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کرده‌اند که ناتوان است یا چهره‌اش به نقش نمی‌خورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ ان‌شاءالله. 

در «رویای نیمه‌شب» با جامعه‌ای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانی‌ای که در دل آن تاریخ شکل می‌گیرد؟

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های دیگر این خاصیت را دارد که انسان‌ها را به چالش می‌کشد و آنها گاهی به مقاصدشان می‌رسند و گاهی نمی‌رسند و شکست می‌خورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدم‌های خوب و آدم‌های بد و کار‌های خوب و کار‌های بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت می‌شود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. به‌خصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شده‌اند که می‌تواند از جنبه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم می‌توانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کرده‌ایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که می‌تواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم می‌توانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیه‌کنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما می‌توانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، می‌توانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. 

اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیل‌های اولیه‌اش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟

ابوراعد شخصیت پیچیده‌ای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام می‌دهد و همه دستوراتی که از بالادستش می‌گیرد، اجرا می‌کند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدم‌هایی است که از بالا دستور می‌گیرند و عمل می‌کنند. شخصیت خیلی پیچیده‌ای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگی‌های درونی او را نمی‌بینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را می‌پذیرد و آن را انجام می‌دهد و براساس همین کار زندگی‌اش را می‌گذراند. نمونه این آدم می‌تواند حتی یک آدم کت‌وشلواری هم باشد. در جامعه ما آدم‌هایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشه‌ای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور می‌گیرند و عین همان دستور را انجام می‌دهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفق‌تر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیک‌تر می‌کنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدم‌های سر به راه و حرف‌گوش‌کن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی می‌کنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایین‌تر، یعنی زندانبان یا شکنجه‌گر، به این نتیجه می‌رسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوش‌به‌فرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را به او محول می‌کنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا می‌کند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین می‌خورند، بلند می‌شوند، یاد می‌گیرند و راه بهتری را انتخاب می‌کنند. این ویژگی در شخصیت‌های دیگر و شخصیت‌های مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمی‌بینم. او فقط می‌خواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرف‌گوش‌کن و بهترین دستورانجام‌دهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را می‌کند و کم نمی‌آورد؛ در هر صورت، فکر می‌کنم پیچیدگی آن‌چنانی ندارد.




 چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟

دنیای اقتصاد: گروه علی‌بابا در حال فروش بخش بازی‌های ویدئویی خود در معامله‌ای به ارزش حداقل 1.5‌میلیارد دلار است، چرا که این شرکت چینی تمرکز خود را به هوش مصنوعی معطوف کرده است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، بر اساس یک یادداشت داخلی که توسط وال‌استریت ژورنال مشاهده شد،

 اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با اظهارات متناقض درباره ایران که دیگر در افکار عمومی جهان و محافل دیپلماتیک غیر قابل باور تلقی می شود ، ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.»

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است
۶ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
۲۸ دقیقه قبل / روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ جهانی رفته که شاید بیش از همیشه به زمانه ما نزدیک است.

 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است
۵۳ دقیقه قبل / خبرگزاری مهر

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود نوشت: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است.