زن ایرانی یک مرد داعشی را در تهران کشت

دو سال بلاتکلیفی محیطبان مجروح

به گزارش گروه رسانهای شرق،
زینب رحیمی: پرونده قضائی محیطبان مجروح اصفهان در پله اول رسیدگی قضائی است و متخلفی که به سمت «علی جمشیدیان» شلیک کرده، از مشورت دو وکیل بهره میبرد، اما علی که به عنوان محیطبان و مأمور دولت هنگام خدمت مورد حمله قرار گرفته و دچار آسیب چشمی شده، از داشتن حتی یک وکیل هم محروم است. «علی جمشیدیان»، محیطبان سابق پارک ملی موته و کارشناس ارزیابی اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان، در گفتوگو با «شرق» درباره سوابق خدمت، وضعیت شغلی، هزینههای درمانی و آخرین وضعیت پرونده قضائی خود توضیح میدهد و از نبود پیگیری مؤثر حقوقی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست انتقاد میکند. جمشیدیان حدود دو سال بعد از زخمیشدن حین تعقیب و گریز شکارچیان متخلف و مجروحشدن از ناحیه چشم و در حالی که مدیران سازمان محیط زیست درخواستهای مکرر او را برای گرفتن وکیل یا پیگیری حقوقی پرونده بیپاسخ گذاشتند، لب به اعتراض گشود.
بخش اصلی انتقادهای علی جمشیدیان به وضعیت پرونده قضائی مربوط به تیراندازی اختصاص دارد و میگوید مسئله اصلی او در حال حاضر این است که پس از گذشت حدود دو سال، هنوز وکیلی از سوی سازمان محیط زیست برای پیگیری پروندهاش تعیین نشده است. جمشیدیان میگوید حتی انتظار ندارد وکیل از طرف او در دادگاه دفاع کند، چون خودش توانایی دفاع از پرونده را دارد، بلکه درخواستش این است که سازمان صرفا یک وکیل تعیین کند تا روند پرونده را پیگیری کرده و مانع از طولانیشدن آن شود: «نمیخواهم در دادگاه کسی از من دفاع کند، اما وکیلی تعیین کنند تا صرفا بهطور مستمر پرونده را پیگیری کند تا روند رسیدگی سرعت بگیرد».
بلاتکلیفی 2ساله پرونده
به گفته جمشیدیان، سازمان محیط زیست تاکنون پیگیری حقوقی مؤثری برای پرونده انجام نداده است. او درباره روند پرونده قضائی خود میگوید: «حدود دو سال از زمان تیراندازی گذشته و نخستین جلسه حضوری حدود یک سال و نیم پس از حادثه یعنی در پاییز سال ۱۴۰۴ برگزار شده است. پرونده ابتدا در بخش میمه واقع در شهرستان شاهینشهر استان اصفهان مطرح بوده است، اما دادگاه میمه به دلیل نبود صلاحیت قضائی، امکان رسیدگی نهایی نداشته و پرونده باید برای بررسی به شاهینشهر و سپس در صورت تأیید، به اصفهان ارسال میشد». جمشیدیان تأکید میکند شخصا برای پیگیری پرونده اقدام کرده و در مقطعی پرونده را از میمه دریافت کرده و به شاهینشهر برده است. به گفته او، در شاهینشهر نیز ایرادهایی به پرونده مطرح شده است؛ ازجمله نبود برخی اسناد و مدارک، پرداختنکردن هزینههای مربوط به پرونده و نبود کارشناسی خودروی محیط زیست و اسلحه متهم و... .
او با اشاره به اینکه حدود ۱۹ مورد نقص یا ایراد نسبت به پرونده مطرح بوده است، تأکید میکند بخشی از این موارد باید از سوی دستگاههای مربوطه مثل سازمان محیط زیست تکمیل میشد. جمشیدیان با انتقاد از طولانیشدن روند رسیدگی به پروندهاش میگوید: «در مقطعی، پس از تکمیل بخشی از پرونده، آن را به شاهینشهر منتقل کردم، اما پرونده دوباره با ایرادهایی مواجه و به میمه بازگردانده شده است». بنا بر گفته او، حدود دو ماه پیش نیز پرونده را دریافت کرده و به شاهینشهر برده و تحویل داده است، اما بار دیگر از سوی شاهینشهر اعلام شده پرونده دارای نواقص دیگری است. این نیروی سازمان محیط زیست تأکید میکند برای پیگیری پروندهای که حدود دو سال از وقوع حادثه آن گذشته، ادامه این روند را غیرقابل قبول میداند.
جمشیدیان با بیان اینکه موضوع تعیین وکیل را بارها با مدیران مختلف سازمان محیط زیست مطرح کرده است، به «شرق» میگوید: «در مقاطعی مدیران مربوطه وعده دادند برای پرونده، وکیل تعیین خواهند کرد و حتی ادعا کردند برای تأمین هزینه وکیل نیز پیگیری صورت میگیرد، اما در عمل تاکنون وکیلی برای پیگیری مستمر پرونده معرفی نشده است». بنا بر گفته علی، در نهایت خود او یک وکیل آشنا به پروندههای کیفری پیدا کرده که میتواند برای پیگیری پرونده مناسب باشد، اما با مخالفت مدیرکل وقت محیط زیست اصفهان مواجه شده است.
اعتراف یکی از متهمان به تیراندازی
این محیطبان با اشاره به جلسه حضوری در دادگاه و مواجهه با دو متهم این پرونده میگوید در این جلسه یکی از متهمان اعلام کرده تیراندازی توسط فرد همراه او که با هم اقدام به شکار کرده بودند، انجام شده است. او میگوید: «در جلسه مواجهه حضوری، یکی از متهمان اظهار کرده همراهش از خودرو خارج شده و تیراندازی کرده است». این محیطبان سابق و کارشناس فعلی محیط زیست اصفهان تأکید میکند موضوع پرونده او صرفا مسئله شخصی نیست و میتواند نمونهای از مشکلات محیطبانان و نحوه حمایت حقوقی و مالی از آنها باشد. او با اشاره به پرونده «محیطبان هدایت دیدهبان» که هنوز قاتلش دستگیر نشده است، میگوید: «معمولا در موارد مشابه برای مدت طولانی وکیل برای پیگیری پروندهها تعیین نمیشود». جمشیدیان ضمن ابراز گلایه شدید از رفتارهای متظاهرانه مدیران محیط زیست، ادامه میدهد: «زمانی که حادثهای برای یک محیطبان رخ میدهد، همه مدیران ادعا میکنند ما هم محیطبانیم و از ضرورت حمایت از آنها سخن میگویند، اما در زمان پرداخت هزینهها و حمایت حقوقی، این حمایتها به اندازه کافی وجود ندارد».
پیامها بیجواب ماند
دو روز پیش علی جمشیدیان بعد از حدود دو سال صبوری، در صفحه اینستاگرام خود از قولها و وعدههای بهسرانجامنرسیده مدیران سازمان محیط زیست انتقاد کرد. او با انتشار تصویری از پیامهای خود، از بیتوجهی مدیران محیط زیست به پیگیریهایش خبر داد. براساس تصویر منتشرشده، حسینی، مدیر دفتر شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، چندین پیام محیطبان را بیپاسخ گذاشته است. بنا بر گفته علی، او چند ماه پیش برای پیگیری پرونده خود به تهران آمده و قصد داشته با رئیس سازمان محیط زیست ملاقات کند، اما در سازمان محیط زیست اجازه ملاقات به او داده نشده و فقط یکی از مدیران محیط زیست به او قول داده حرفهایش را به رئیس سازمان محیط زیست منتقل کند، اما همچنان بعد از گذشت چند ماه از حضور علی در سازمان محیط زیست هیچ اقدامی برای پیگیری پرونده او انجام نشده است.
پاسخ سازمان محیط زیست: وکیل نمیخواهیم
بعد از بیان انتقاد از سوی علی جمشیدیان در صفحه مجازی، روز گذشته یکی از مدیران سازمان محیط زیست با خبرنگار «شرق» تماس گرفت و ادعا کرد دفتر حقوقی این سازمان پیگیر پرونده این محیطبان مجروح است و نیازی به گرفتن وکیل نیست. اما در پاسخ به این ادعای سازمان محیط زیست، علی جمشیدیان میگوید اگر سازمان محیط زیست تاکنون برای پرونده او اقدامی انجام داده، هزینهای پرداخت یا روند پرونده را پیگیری کرده است، مستندات آن را ارائه کنند. جمشیدیان با تأکید بر اینکه پروندهاش پس از حدود دو سال همچنان بدون پیگیری حقوقی مؤثر باقی مانده است، میگوید مطالبه اصلیاش تعیین یک وکیل برای پیگیری پرونده است تا روند قضائی پرونده از حالت بلاتکلیفی خارج و رسیدگی به اتهامات مطرحشده درباره حادثه تیراندازی با سرعت بیشتری دنبال شود. در پی انتشار این متن انتقادی، یکی از مدیران سازمان محیط زیست در گفتوگو با «شرق» ادعا کرد علی جمشیدیان بعد از حادثه دو سال پیش و بعد از آسیب چشمی، به استخدام رسمی سازمان حفاظت محیط زیست درآمده و تحت پوشش بیمه تکمیلی قرار گرفته است. او سعی داشت این موضوع را جزء امتیازهای دادهشده از سوی سازمان محیط زیست به علی جمشیدیان قلمداد کند، اما جمشیدیان درباره نحوه ورود خود به مجموعه محیط زیست میگوید «در آزمون استخدامی شرکت کرده و پس از قبولی، مرحله آزمونهای عملی و آمادگی جسمانی را نیز پشت سر گذاشته است». به گفته او، در این مرحله داوطلبان به مدت سه روز برای انجام آزمونهای مربوطه، به مناطق بیابانی اعزام شدند و او هم تمام این مراحل را مانند سایر داوطلبان طی کرده است. این محیطبان که حالا تقریبا بینایی چشم چپش را برای حفظ محیط زیست از دست داده است، در پاسخ به این موضوع میگوید: «بیمه تکمیلی برای تمامی کارکنان برقرار است و صرفا به یک فرد اختصاص ندارد».
خداحافظی با محیطبانی
بعد از آسیب شدید چشمی به محیطبان «جمشیدیان»، بنا بر توصیه پزشک، او دیگر نمیتواند در بخش محیطبانی فعالیت کند؛ در نتیجه، به بخش استعلامات دفتر ارزیابی اداره کل محیط زیست اصفهان منتقل شده و پس از آن تاکنون در این بخش فعالیت میکند. به گفته جمشیدیان، مدتی بعد از وقوع حادثه، موضوع تغییر پست و اعمال مدرک تحصیلی مطرح شد. در حالی که او فارغالتحصیل مقطع دکترا در رشته محیط زیست است، اما برای تعیین وضعیت شغلیاش اعلام شد باید به کمیسیون پزشکی مراجعه کند. او ادامه میدهد: «در کمیسیون پزشکی اعلام شده بیناییام بهطور کامل از بین رفته و به دلیل شرایط جسمی، امکان فعالیت در محیطهای بیابانی و مواجهه با خاک و شرایط مشابه برایم وجود ندارد». به گفته او، کمیسیون پزشکی رسما اعلام کرده امکان ادامه فعالیتش در شرایط پیشین وجود ندارد و باید وضعیت شغلیاش تغییر کند. پس از طی این مراحل، پست او تغییر کرد و در حال حاضر به عنوان کارشناس ارزیابی در اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان فعالیت میکند.
۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون تومان فاکتور پرداختنشده
علی جمشیدیان درباره هزینههای ناشی از جراحت چشمی، میگوید دو سال پیش که مورد اصابت گلوله قرار گرفت، حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون تومان فاکتور هزینه داشته است، اما به او اعلام شده بخشی از فاکتورها به دلیل گذشت زمان قابل پرداخت نیست و در نهایت هزینهای به او بازگردانده نشده است. پس از جراحیهای اولیه در اصفهان و سپس در تهران، علی مجبور بود برای حدود یک سال و نیم تقریبا هر دو هفته یک بار برای پیگیریهای درمانی به تهران مراجعه داشته باشد. جمشیدیان تأکید میکند با وجود هزینههای انجامشده، شخصا نامهای برای مطالبه هزینهها تنظیم نکرده و مسئولان نیز پیگیری جدیای برای پرداخت این هزینهها انجام ندادهاند. او میگوید: «من نامهای نزدم، آنها نیز پیگیری نکردند و خودم هم مطالبهای نکردم».
حقوق ماهانه؛ حدود ۲۴ میلیون تومان
این کارشناس محیط زیست درباره میزان حقوق دریافتی میگوید «حقوق فعلیاش با احتساب اضافهکار و مأموریت حدود ۲۴ میلیون تومان است». او در ادامه با مقایسه وضعیت مالی کارکنان، نسبت به تفاوت در پرداختهای رفاهی، اضافهکار و مأموریت میان کارکنان انتقاد کرده و میگوید: «منابعی که برای برخی نیروها در نظر گرفته میشود، در مواردی میان تعداد محدودی از کارکنان توزیع میشود». مسئله اصلی برای او صرفا وضعیت شخصی خودش نیست، بلکه معتقد است محیطبانانی که حقوق محدودی دریافت میکنند، در شرایط دشوار و پرخطر فعالیت دارند و باید از حمایت بیشتری برخوردار باشند. مشکل «جمشیدیان»، محیطبان سابق پارک ملی موته و کارشناس ارزیابی محیط زیست اصفهان، شاید فقط محدود به او نیست؛ در اغلب پروندههای مشابه، سازمان محیط زیست ناتوان از پیگیری حقوقی مستمر و مجدانه پروندههاست و حتی وقتی محیطبانان قصد دارند از وکیل دیگری کمک بگیرند، سازمان محیط زیست با بهانههای واهی مانع آنها میشود. این روند نادرست در پرونده علی جمشیدیان قابل مشاهده است. معطلی دوساله و باقیماندن پرونده این محیطبان در دادگاه بخش میمه شهرستان شاهینشهر، مهمترین نشانه از پیگیرینکردن این مسئله توسط بخش حقوقی سازمان حفاظت محیط زیست است. گفتنی است متخلفی که به سمت علی جمشیدیان شلیک کرده است، از مشورت دو وکیل بهره میبرد، اما علی که به عنوان محیطبان و مأمور دولت هنگام خدمت مورد حمله قرار گرفته و دچار آسیب چشمی شده، هنوز از داشتن حتی یک وکیل هم محروم است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.
بخشش پسری که پدر ثروتمندش را به قتل رساند

اعتمادآنلاین: پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.
پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.
متهم مدعی بود مادرش که زنی پرتغالی است قبلاً به او گفته بود پدرش دختر کوچک خانواده را مورد آزار و اذیت قرار داده است و همین باعث شده آنها از ایران مهاجرت کنند. او این گفتههای مادرش را انگیزه اصلی قتل اعلام کرده بود.
خرداد ۱۴۰۳ نگهبان یک برج مسکونی در زعفرانیه در تماس با پلیس بازگو کرد که از خانه یکی از همسایهها بوی تعفن میآید. پس از اعزام ماموران به محل و ورود به خانه با جسد پتوپیچ مرد میانسالی به نام خسرو مواجه شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.
در ادامه تحقیقات مشخص شد، آخرین کسی که به خانه مقتول ورود داشته پسرش بوده است. بنابراین او بازداشت شد و به قتل پدرش با همدستی دوستش اعتراف کرد.
در ابتدای جلسه محاکمه همسر اروپایی و دختر مقتول نیز حضور داشتند. دختر جوان به قاضی گفت: «من و مادرم از مدتی قبل در اروپا زندگی میکنیم اما برای شرکت در این جلسه به ایران آمدیم و برای قاتل پدرم درخواست قصاص دارم.»
سپس پسر مقتول به عنوان متهم ردیف اول به جایگاه رفت و گفت: «من پدرم را کشتم چون مهدورالدم بود. من سالها در هندوستان درس خواندم و با دوستم نوید همانجا آشنا شدم، وقتی به ایران برگشتیم با پدرم اختلاف پیدا کردم و در خانهای جدا زندگی میکردم. از چند ماه قبل از این جنایت تصمیم به قتل گرفتم و به دوستم گفتم، قرار بود در ازای این کار دو هزار دلار به نوید پرداخت کنم. روز حادثه پدرم به من پیام داد که ماشین لکسوس را بیاور و ۲۰۶ را ببر، من هم با نوید به خانهاش رفتیم. نوید دستان پدرم را گرفت و من هم با چاقو ۱۰ ضربه به او زدم و بعد هم یک دستبند و انگشتر طلا و یک دندان شیر که مال خودم بود و دو هزار دلار از گاوصندوق پدرم برداشتیم و رفتیم.»
قاضی پرسید: «چرا فکر میکردی پدرت مهدورالدم است؟»
متهم جواب داد: «چند وقت پیش مادرم گفت پدرت خواهرت را آزار داده و خواهرم هم با زدن رگهایش دست به خودکشی زده است.»
پس از آن نوید که اتهام معاونت در قتل داشت به جایگاه رفت و گفت: «چند شب قبل از ماجرا، شهاب با دوستدخترش به خانه ما آمده بود و موضوع آزار خواهرش از سوی پدر را مطرح و مرا برای قتل پدرش متقاعد کرد. با این حال چون ما معمولاً کوکایین و ماریجوانا مصرف میکردیم، فکر کردم شاید تحت تاثیر مواد چنین تصمیمی گرفته است؛ از او خواستم فعلاً دست نگه دارد اما شب وقتی برای تعویض خودرو به خانه پدرش رفتیم، شهاب به اتاق او رفت که صدای پدرش را شنیدم و وارد اتاق که شدم، دیدم شهاب پدرش را روی زمین انداخته و با چاقو ضربات متعددی را به او میزند. بعد هم بلند شد و گفت جسدش را داخل پتو بپیچیم و از خانه بیرون ببریم اما منصرف شدیم و خودمان لباسهایمان را عوض کردیم و رفتیم.»
قاضی پرسید: «دو هزار دلار را گرفتی؟»
متهم جواب داد: «نه، فقط چون برای خود شهاب سفارش کوکایین داده بودم، دو هزار دلار را به فروشنده مواد دادیم.»
در ادامه وکیل شهاب به قضات گفت: «یک سال پیش از حادثه مادر و خواهر موکلم از ایران رفته بودند و او تنها بود. متهم گفته در کودکی به دست یکی از دوستان پدرش مورد آزار قرار گرفته و فرد خاطی محکوم هم شده است. موکلم گفته وقتی موضوع آزار خواهرش را شنیده، چنین تصمیمی گرفته است.»
پس از آن دختر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «هیچگاه پدرم مرا آزار نداده بود. برادرم قطعاً به خاطر من دست به جنایت نزده است. او مدام مواد مصرف میکرد. او خراشهای سطحی روی دستم را دیده بود اما برایش اهمیتی نداشت که بداند چرا من روی دستانم تیغ میکشم. این کار برای من عادت شده بود مثل ناخن جویدن و اصلاً ربطی به خودکشی ندارد. برادرم تا زمانی که پدرم برایش خرج میکرد و به او مواد میرسید، رابطه خوبی با پدرم داشت و فقط دنبال پول و ثروت بیشتر بود.»
وکیل دختر جوان هم گفت: «به نظر میرسد انگیزه متهم فقط پول بوده است، چراکه متهم بارها دستگاههای چندصدمیلیاردی کارخانه پدرش را با قیمت چنددهمیلیاردی فروخته تا بتواند مواد مصرف کند. او مدعی است نیاز مالی ندارد اما مدام در فکر گرفتن پولهای میلیاردی از پدرش بود. در ضمن متهم و همدستش در ابتدا انگیزهشان از قتل را موضوع دیگری مطرح کرده بودند اما در زندان یاد گرفتهاند که بگویند قربانی مهدورالدم بود.»
شهاب در آخرین دفاعش گفت: «من نیازی به پول نداشتم؛ از کودکی هرچه میخواستم پدرم به من میداد، من همه دنیا را گشتهام نیازی به سرقت از پدرم نداشتم.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و شهاب را به قصاص و دوستش را به 25 سال حبس محکوم کردند. در حالی که حکم در دیوان عالی کشور تایید شده بود، خواهر شهاب تصمیم گرفت گذشت کند. او گفت: «من پدرم را از دست دادم و حالا نمیخواهم داغدار تنها برادرم باشم. برای همین گذشت بی قید و شرط میکنم.»
با توجه به این گذشت، کیفرخواست جدید علیه شهاب و دوستش نوید صادر شد تا به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه بروند. آنها در شعبه 5 یک بار دیگر محاکمه شدند. شهاب گفت: «من پدرم را کشتم و به خاطر این مساله خیلی ناراحتم و پشیمان هستم. از اینکه چنین وضعیتی برای خانواده درست کردم پشیمان هستم.»
او درباره سرقت هم گفت: «من اتهام سرقت را قبول ندارم چون اصلاً سرقتی در کار نبود. هرچه برداشتم برای خودم بود و از اموال پدرم چیزی برنداشتم.»
سپس متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: «من از اینکه شهاب قصد کشتن پدرش را داشته، خبر نداشتم. قبلاً دراینباره حرفی زده بود اما من فکر نمیکردم این کار را بکند.»
متهم گفت: «شهاب اصلاً قبول ندارد که سرقت کرده است. پس چطور به من اتهام معاونت در سرقت وارد میکنید؟ من اتهامات را قبول ندارم.»
متهمان پرونده شهادت جوان بسیجی، پرتاب نارنجک را انکار کردند

این مامور بسیج در حوادث آبان 1401 به شهادت رسید. بررسیها نشان داد فردی با پرتاب نارنجک به سمت مامور بسیج که زیر پل ستارخان مشغول انجام وظیفه بود باعث مرگ او شده است. ماموران پس از انجام تحقیقات اولیه و ردیابیهای صورتگرفته به مرد جوانی مظنون شدند که پیشتر بازداشت و آزاد شده بود و در نهایت 15 ماه بعد از حادثه این متهم به نام فرهاد و سه همدستش شناسایی و بازداشت شدند. با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد. در جلسه رسیدگی وکلای متهمان ایراداتی متوجه تحقیقات کردند و در نهایت در جلسه دوم دوباره پرونده به شعبه 5 بازگردانده شد. به این ترتیب متهمان یک بار دیگر محاکمه شدند.
خانواده بسیجی شهید اعلام کردند درخواست قصاص دارند. سپس متهم دریف اول در جایگاه قرار گرفت. فرهاد گفت: من اتهام را قبول ندارم و اصلاً در آن مکان نبودم. من را 15 ماه بعد از حادثه در محل کارم بازداشت کردند. قبلاً هم بازداشت شده بودم اما بعد از گذراندن دوران حبسم آزاد شدم. این بار به دلیل واهی مرا گرفتند.
متهم ادامه داد: همهچیز نشان میدهد عامل قتل من نیستم ولی نمیدانم چرا بازپرس اینقدر اصرار دارد. گفتهاند من و دوستانم نارنجک داشتیم و به سمت پل ستارخان رفتیم در حالی که اینطور نیست؛ در آن درگیریها من و دو نفر دیگر از جمله دوستدخترم سوار موتور بودیم و داشتیم از دست ماموران فرار میکردیم. چند بسیجی دنبال ما بودند، در بزرگراه موتور پیچید و ما سه نفری زمین خوردیم. اگر ما نارنجک داشتیم که منفجر شده بودیم! آنها با همان زمین خوردن، ما را بازداشت کردند. بعد هم من زندانی شدم. چند ماه بود آزاد شده بودم و سر کار میرفتم که دوباره مرا گرفتند.
در ادامه وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: بعد از شهادت مامور بسیج پلیس تحقیقات گستردهای انجام شده اما به جایی نرسیده بود. 15 ماه بعد از حادثه فردی به شعبه بازپرسی مراجعه کرده و مدعی شده بود میداند چه کسانی نارنجک پرت کردهاند. او گفته بود روز حادثه سه نفر موتورسوار را در اتوبان یادگار و نزدیک پل ستارخان گرفته بود که نارنجک دستساز داشتند و حالا آنها آزاد شدهاند. ماموران هم سراغ موکل من رفتند و او را بازداشت کردند و از طریق او متهمان دیگر هم شناسایی و بازداشت شدند. موکل من با توجه به شرایطی که در بازداشتگاه داشته، به قتل اعتراف اما بعد آن را انکار کرده و مدارک هم همین را نشان میدهد. موکل من به دلیل تحمع غیرقانونی زندانی شده بود و در محل حادثه هم بازداشت نشده است. بررسی تلفن همراه او و نقطهزنیها نشان میدهد محلی که او در زمان انفجار مامور بسیج بوده پل ستارخان نبوده و در منطقه آذربایجان بوده است. پیامهایی که به متهم ردیف دوم داده است هم نشان میدهد حتی متهم ردیف دوم هم در منطقه ستارخان نبوده است. دوربینهای مداربسته نیز تصویری از موکل من ضبط نکردهاند.
او ادامه داد: دادگاه از بازپرس خواسته بود نقطهزنی دقیق را روی نقشه مشخص کند و از طریق تلفن همراه موکل مشخص شود او دقیقاً در کدام بخش خیابان آذربایجان بوده و با چه کسانی چه تماسهایی داشته اما بازپرس این کار را نکرده است. موشکافی لازم در این زمینه انجام نشده و به دستور دادگاه گوش نکردهاند. درخواست دارم با توجه به ابهامات زیادی که همچنان در پرونده وجود دارد موکل من تبرئه شود.
سپس سه متهم دیگر در جایگاه قرار گرفتند. آنها هم گفتند هنگام شهادت مامور بسیج آنجا نبودند و تلفن همراهشان این موضوع را تایید میکند.
در پایان قضات برای بررسی پرونده وارد شور شدند.
برقگرفتگی؛ حادثهای خاموش اما خطرناک

به گزارش ایسنا، یکی از علت هایی که شاید به برقگرفتگی کمتر از حوادث دیگر اشاره شده باشد، این است که این برقگرفتگی مثل حریق، دود و شعله ندارد و بی صدا جان میگیرد، علاوه بر این در این حوادث میزان تلفاتی که به یک باره بر جای میگذارد کم است، در حالیکه متأسفانه مشکلات مربوط به اتصالات برقی باعث بیشتر حریق هایی است که تلفات و خسارت زیادی برجای می گذارند.
بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور، سال گذشته ۶۱۵ نفر بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست دادند و تنها در پایتخت، ۹۵ نفر شامل ۸۷ مرد و ۸ زن در اثر این مخاطره کشته شدهاند. بعد از تهران، به ترتیب استان های خوزستان و مازندران با ۵۱ و ۳۴ نفر در صدر کشته شدگان بر اثر برق گرفتگی قرار دارند. این در حالیست که در استانهای خراسان جنوبی، ایلام و زنجان تعداد کشته شدگان بر اثر برق گرفتگی زیر ۱۰ نفر است.
به گفته کارشناسان با رعایت برخی نکات ایمنی ساده و ارزان می توان از وقوع این حوادث جلوگیری کرد.
علت ۳۰ درصد از تمام حریق ها، مشکلات برق است
جلال ملکی سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران درباره برق گرفتگی می گوید: حدود ۳۰ درصد از علت تمام حریق هایی که در شهرهای بزرگ رخ می دهد، مشکلات مربوط به برق است که البته این مشکلات به اتصالات بعد از کنتور مربوط است و در واقع مالکان باید این مشکلات را حل کنند.
وی ادامه میدهد: همچنین در مراکز صنعتی، کارخانهها و کارگاهها ۸ درصد از مرگ و میرها به خاطر برق گرفتگی و خطرات آن است که با رعایت برخی نکات ساده میتوان از این تلفات جلوگیری کرد.
به گفته سخنگوی آتش نشانی تهران، یکی از مهم ترین علت های برق گرفتگی، فرسودگی سیم های برق است که در برخی مناطق مثل بازار تهران که تغییر کاربری دادهاند نوسازی انجام شده، اما هنوز برخی مناطق مسکونی وجود دارند که عمر اتصالات آنها از دههها میگذرد و جزو بافتهای فرسوده هستند. علاوه بر مشکلات مربوط به اتصالات برقی، شاهد هستیم که عدهای از افراد بدون داشتن تجربه و علم، اقدام به دستکاری تجهیزات مربوط به برق میکنند که این مسئله نیز بسیار خطرناک است.
ملکی میافزاید: استفاد از دو وسیله محافظ برق و محافظ جان، در همه لوازم توصیه میشود. محافظ برق وظیفهاش این است که در صورت بروز هرگونه نوسان برقی، جریان را قطع میکند و این باعث می شود وسایل نسوزد و حادثهای رخ ندهد. علاوه بر این محافظ جان نیز وسیلهای است که در جعبه برق نصب میشود و اگر به هر دلیلی بدن افراد با اتصالات برق تماسی پیدا کند فورا جریان را قطع میکند تا جان افراد حفظ شود. در حال حاضر تمام ساختمان های جدید به این وسیله مجهز هستند، اما ساختمان های قدیمی باید خودشان اقدام کنند که هزینه آن نیز بسیار ناچیز است.
مصدوم برقگرفته را جابهجا نکنید
شروین تبریزی در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این سوال که اگر فردی دچار برق گرفتگی شد چه اقدامی انجام دهیم، ادامه می دهد: در ابتدا فورا با شماره ۱۱۵ تماس بگیرید، اما تا پیش از رسیدن کارشناسان اورژانس، مراقب رطوبت زمین و یا اطراف باشید، به قربانی در تماس با منبع برق دست نزنید.
وی ادامه میدهد: همچنین برق فشار قوی حتی از فواصل معینی و یا از طریق وسایلی مانند چوب خشک، لباس و غیره که در مورد برق خانگی عایق محسوب میشوند، میتواند منتقل شود. بنابراین مراقب وسایل اطراف فرد و منبع باشید. بنابراین اجازه حرکت به قربانی ندهید و او را جابجا نکنید مگر خطری در محیط وجود داشته باشد و اگر خطری متوجه شما نمی شود، منبع برق را خاموش کنید.
انتهای پیام
تراژدی هولناک در خانه؛ دختر ۶ ساله قربانی تریاک شد

به گزارش فرتاک نیوز،
پرونده مرگ مشکوک یک دختر ۶ ساله در تهران پس از انتقال او به بیمارستان و اعلام فوت، با دستور بازپرس جنایی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت.
بررسیهای اولیه نشان داد این کودک پس از مصرف ماده مخدری که در منزل نگهداری میشده، دچار مسمومیت شده و جان خود را از دست داده است. جسد کودک برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد و بررسیهای کارشناسی نیز مسمومیت ناشی از مصرف مواد مخدر را تأیید کرد.
پس از مشخص شدن علت مرگ، مادر کودک با مراجعه به مراجع قضایی از همسرش شکایت کرد. او در اظهارات خود مدعی شد که همسرش به تریاک اعتیاد دارد و مواد مخدر را در خانه نگهداری میکرده است. مادر همچنین اعلام کرد که هنگام وقوع حادثه در منزل حضور نداشته است.
در ادامه تحقیقات، پدر کودک بازداشت شد و در جریان بازجوییها گفت تریاک را برای مصرف شخصی در خانه نگهداری میکرده است. او مسئولیت وقوع حادثه را متوجه همسرش دانست و ادعا کرد در زمان وقوع حادثه شرایط به گونهای بوده که مسئولیت متوجه او نیست.
با توجه به شکایت مادر، نتیجه پزشکی قانونی و اظهارات متهم، تحقیقات قضایی برای روشن شدن ابعاد دقیق این حادثه ادامه دارد و مقام قضایی درباره مسئولیت هر یک از افراد مرتبط با پرونده تصمیمگیری خواهد کرد.
این حادثه بار دیگر خطر نگهداری مواد مخدر در محیط زندگی کودکان و احتمال دسترسی ناخواسته آنها به مواد خطرناک را نشان میدهد؛ موضوعی که میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای خانوادهها داشته باشد.
حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعهجرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشمهایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟

بحران نقدینگی در زنجیره دارو؛ پایداری تأمین در خطر است

کارنامه داوطلبان آزمون دکتری دانشگاه آزاد منتشر شد

جزئیات سهم «سوابق تحصیلی» در «کنکور» امسال

واکنش سریع پلیس به ناامنی در ورزشگاه نسیمشهر

تعلل در صدور گواهینامه موتورسواری زنان صدای یک روحانی را درآورد!

رضایت مردم،یکی از شاخص های اصلی ارزیابی عملکرد مدیریت شهری

مشاهده موج جدید آلودگی نفتی در سوزای قشم

