
محمدرضا شهبازی: آمریکا حمید فرخنژاد را دیپورت میکند

سلاح ویژه تکاوران ایرانی آماده شکار فرماندهان دشمن
به گزارش مشرق ، انتشار فیلمی در شبکههای اجتماعی از شلیک سردار شهید محمد پاکپور با تیربار «ثُعبان»، بار دیگر توجهها را به یکی از پروژههای تسلیحاتی نیروی زمینی سپاه جلب کرده است؛ تیرباری که اگرچه ریشه در یک طراحی قدیمی روسی دارد، اما با مجموعهای از تغییرات و بهینهسازیهای مهندسی، برای ایفای نقش یک تیربار هجومی و قابل حمل توسط نفر بازطراحی شده است.
تصاویر منتشرشده، شلیک ثعبان را در دست این فرمانده شهید نشان میدهد؛ اما اهمیت این فیلم فقط به نمایش قدرت آتش یک تیربار محدود نمیشود.
ثعبان خود روایت یک پروژه مهندسی است؛ پروژهای که از یک RPD قدیمی آغاز شد، با تغییر بخشهای مختلف سلاح ادامه یافت، در رزمایش مورد آزمایش قرار گرفت و در نهایت به یگانهای عملیاتی نیروی زمینی سپاه راه پیدا کرد.
ثعبان از دل کدام سلاح بیرون آمد؟
«ثعبان ۱» یک تیربار کاملاً جدید با طراحی صفر تا صد نیست؛ بلکه حاصل بهینهسازی تیربار سبک RPD است؛ سلاحی که در شوروی طراحی شد و برای استفاده از فشنگ ۷.۶۲×۳۹ میلیمتری به کار رفت.
سلاح RPD از جمله تیربارهای سبک شناختهشده خانواده تسلیحات شرقی بود و نمونههایی از آن در دهههای گذشته در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار گرفت. اما با گذشت زمان، نمونههای موجود با مشکلاتی مواجه شدند و بخشی از آنها از چرخه عملیاتی خارج شدند.
اینجا بود که یک سلاح قدیمی بار دیگر به میز مهندسان بازگشت.
متخصصان سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه با بررسی نمونه موجود، تغییراتی را در بخشهایی از آن از جمله صفحه خوراکدهنده، قبضه، قنداق، لوله و سیستم چکاننده اعمال کردند. هدف، بازگرداندن ساده RPD به خدمت نبود؛ بلکه قرار بود یک تیربار سبک متناسب با نیازهای عملیاتی جدید ایجاد شود.
چرا یک RPD قدیمی دوباره مهم شد؟
بازگرداندن یک سلاح قدیمی به چرخه طراحی، لزوماً به معنای عقبگرد نیست.
وقتی یک پلتفرم شناختهشده، سازوکار مشخص و مهمات استانداردشده دارد، مهندسی مجدد آن میتواند نسبت به طراحی یک سلاح کاملاً جدید مسیر متفاوتی داشته باشد. در چنین پروژهای، بخشی از تجربه فنی و عملیاتی سلاح پایه از قبل وجود دارد و تمرکز مهندسان بر اصلاح نقاط ضعف و تطبیق آن با نیاز جدید قرار میگیرد.
در مورد ثعبان نیز انتخاب RPD، از یک سو امکان استفاده از تجربه موجود را فراهم میکرد و از سوی دیگر، مهمات ۷.۶۲×۳۹ میلیمتری را در اختیار سلاح قرار میداد؛ مهماتی که سابقه طولانی در تسلیحات سبک منطقه دارد.
به این ترتیب، پروژه ثعبان را میتوان نمونهای از مهندسی مجدد یک پلتفرم موجود برای رسیدن به یک قابلیت عملیاتی جدید دانست.
کاهش وزن؛ یک تغییر کوچک با اثر عملیاتی
یکی از تغییرات اعلامشده برای ثعبان، کاهش وزن آن نسبت به نمونه پایه است.
در اطلاعات منتشرشده هنگام معرفی این سلاح، کاهش حدود یک کیلوگرم وزن نسبت به نمونه روسی عنوان شده بود. این تغییر در یک تیربار قابل حمل توسط نفر اهمیت ویژهای دارد.
تیربارچی علاوه بر خود سلاح، باید حجم قابل توجهی مهمات و تجهیزات فردی را نیز حمل کند. بنابراین کاهش وزن میتواند به افزایش تحرک و کاهش خستگی در جابهجایی کمک کند.
این مسئله با مأموریت اصلی ثعبان نیز ارتباط دارد؛ سلاحی که قرار است همراه نیروی پیاده حرکت کند و در عین حال قدرت آتش یک تیربار را در اختیار تیم قرار دهد.
تیربار هجومی برای تیم پیاده
ثعبان برای جایگزینی تمام تیربارهای موجود طراحی نشده است. نقش آن بیشتر در سطح تیم و گروه پیاده تعریف میشود؛ جایی که نیروی عملیاتی به سلاحی نیاز دارد که نسبت به سلاح انفرادی حجم آتش بیشتری تولید کند، اما همچنان قابلیت حمل توسط نفر را حفظ کند.
در رزمایش پیامبر اعظم(ص) ۱۶، ثعبان در اختیار تیمهای عملیاتی نیروی ویژه قرار گرفت و سردار علی کوهستانی مسئول وقت سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نزسا اعلام کرد که عملکرد این سلاح در نقش تیربار هجومی مورد ارزیابی قرار گرفته و بهعنوان تیربار هجومی سازمانی وارد یگانهای نیروی زمینی شده است.
در میدان نبرد، تیربارهای سبک هجومی میتوانند برای ایجاد آتش سریع و متمرکز علیه نیروهای دشمن در فواصل نزدیک و میانی به کار گرفته شوند؛ قابلیتی که در عملیاتهای ویژه، برای سرکوب مواضع و از کار انداختن نیروهای مؤثر دشمن اهمیت بیشتری پیدا میکند. ثعبان نیز با تکیه بر کالیبر ۷.۶۲ میلیمتری و قابلیت ایجاد حجم آتش، در همین چارچوب برای یگانهای عملیاتی طراحی و بهینه شده است.
*تیربار ثعبان مستقر روی خودروی تکاوری نیروی زمینی سپاه
قلب ثعبان؛ ۷.۶۲×۳۹ میلیمتری
ثعبان از فشنگ ۷.۶۲×۳۹ میلیمتری استفاده میکند؛ انتخابی که علاوه بر ویژگیهای بالستیکی این مهمات، از نظر لجستیکی نیز اهمیت دارد.
وجود زنجیره تولید و تأمین این فشنگ در داخل کشور و استفاده گسترده آن در سلاحهای مختلف، باعث میشود یک تیربار با این کالیبر نیازمند ایجاد یک زنجیره مهماتی مستقل نباشد.
در مشخصات منتشرشده برای ثعبان، برد مؤثر ۸۰۰ متر و نواخت تیر حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ تیر در دقیقه اعلام شده است.
البته نواخت تیر فنی را نباید با میزان شلیک مداوم در میدان نبرد یکسان دانست؛ چرا که مدیریت حرارت، نوع شلیک، وضعیت مهمات و شرایط محیطی بر میزان آتش واقعی اثرگذار هستند.
این اعداد در مجموع جایگاه ثعبان را مشخص میکنند: یک تیربار سبک که برای ایجاد حجم آتش بیشتر در سطح یگان پیاده طراحی شده است.
تغییر چهره RPD؛ از سلاح قدیمی تا پلتفرم جدید
تفاوت ثعبان با RPD اولیه فقط در نام آن نیست. در فرآیند بهینهسازی، صفحه خوراکدهنده، قبضه، قنداق، لوله و سیستم چکاننده تغییر کرده و سلاح به تجهیزات جانبی جدیدتری مجهز شده است.
یکی از تغییرات مهم، اصلاح سامانه تغذیه است؛ ثعبان امکان استفاده از جعبههای مهمات ۱۰۰ و ۲۰۰ فشنگی را دارد و برای حمل حجم بیشتری از مهمات نیز کوله مخصوص مهمات برای آن در نظر گرفته شده است. این تغییر برای سلاحی که قرار است نقش تیربار هجومی را ایفا کند اهمیت دارد، چرا که امکان حمل و تغذیه حجم بیشتری از مهمات را نسبت به یک سلاح انفرادی فراهم میکند.
در بخش نشانهروی نیز برای ثعبان ریل نصب تجهیزات و سامانه نشانهروی رددات در نظر گرفته شده است؛ تغییری که امکان استفاده از تجهیزات نشانهروی مدرنتر را فراهم میکند.
از سوی دیگر، قبضه جلویی ثعبان قابلیت تبدیل شدن به دوپایه را دارد؛ به این ترتیب سلاح در زمان حرکت و جابهجایی، پیکربندی مناسبتری برای حمل دارد و هنگام استقرار میتواند با ایجاد تکیهگاه، ثبات بیشتری پیدا کند.
این تغییرات در کنار کاهش وزن، باعث شدهاند ثعبان از یک RPD قدیمی فاصله بگیرد و به سلاحی با ارگونومی و تجهیزات متناسبتر با نیاز یگانهای عملیاتی تبدیل شود.
دوپایه برای آتش پایدار
در کنار قابلیت حمل، ثعبان برای شلیک از موقعیت ثابت نیز تجهیز شده است.
وجود دوپایه امکان ایجاد تکیهگاه و افزایش ثبات سلاح را هنگام استقرار فراهم میکند. این ویژگی باعث میشود ثعبان بتواند میان دو نقش حرکت کند؛ سلاحی همراه نیروی پیاده در زمان جابهجایی و تیرباری مستقر برای ایجاد آتش پشتیبانی در زمان توقف.
همین ترکیب، یکی از عناصر اصلی مفهوم تیربار هجومی است.
از نمونه اولیه تا یگان عملیاتی
ثعبان در سال ۱۳۹۹ بهصورت رسمی معرفی شد، اما پروژه در همان مرحله متوقف نماند.
آزمایش آن در رزمایش پیامبر اعظم(ص) ۱۶، یکی از مراحل مهم ورود این سلاح به چرخه عملیاتی بود. در ادامه نیز گزارشهایی از تحویل این تیربار به یگانهای عملیاتی منتشر شد.
بر اساس گزارش منتشرشده در سال ۱۴۰۰، دستکم ۳۰ قبضه ثعبان به یگانهای عملیاتی نیروی زمینی سپاه تحویل شده بود. در همان گزارش، این سلاح حاصل بازسازی یک سلاح قدیمی معرفی شد.
این مسیر نشان میدهد ثعبان صرفاً یک نمونه نمایشگاهی نبوده است؛ بلکه دستکم بخشی از آن وارد فرآیند آزمایش و تحویل سازمانی شده است.
راز ثعبان در دست تکاوران ایرانی
شاید مهمترین نکته درباره این تیربار همین باشد که ثعبان قرار نیست بهعنوان یک سلاح کاملاً جدید معرفی شود. ریشه طراحی آن به RPD بازمیگردد؛ اما ارزش پروژه در مهندسی مجدد یک پلتفرم موجود است.
متخصصان ایرانی به جای آنکه یک سلاح قدیمی را صرفاً بازسازی کنند، بخشهایی از آن را تغییر دادند تا وزن، ارگونومی، تجهیزات جانبی و کاربری آن با نیازهای جدید سازگار شود.
در واقع، ثعبان نمونهای از این رویکرد است که در صنعت دفاعی، «جدید بودن» همیشه به معنای طراحی یک سامانه از صفر نیست؛ گاهی ارزش اصلی در این است که یک پلتفرم قدیمی چگونه دوباره ارزیابی، اصلاح و برای مأموریتی جدید آماده شود.
تصویری که ثعبان را دوباره سر زبانها انداخت
حالا انتشار فیلمی در شبکههای اجتماعی از شلیک سردار محمد پاکپور با تیربار ثعبان، بار دیگر توجهها را به این سلاح جلب کرده است.
در این تصاویر، فرمانده نیروی زمینی سپاه در حال استفاده از ثعبان دیده میشود؛ تیرباری که پیش از این در رزمایشهای نیروی زمینی سپاه نیز مورد استفاده قرار گرفته و مسیر خود را از یک نمونه قدیمی RPD تا یک تیربار بازطراحیشده و قابل استفاده در یگانهای عملیاتی طی کرده است.
فیلم منتشرشده جزئیات دقیقی درباره زمان و محل تصویربرداری ارائه نمیکند، اما تصویری که از شلیک ثعبان در اختیار مخاطب قرار میدهد، بار دیگر نام این تیربار را مطرح کرده است؛ سلاحی که یک پلتفرم قدیمی را با مجموعهای از تغییرات مهندسی به یک تیربار سبک و متناسب با نیازهای عملیاتی تبدیل کرده است.
سازمان تجارت دریایی بریتانیا: افزایش ۲۷ درصدی شمار کشتیهای عبوری از تنگه هرمز طی هفته گذشته/ سخنگوی وزارت خارجه: اعلام تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولتها است/ ادعای ترامپ: ایرانیها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافقهای خوب انجام میدهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کنارهگیری میکند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز میگذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا گفته از ابتدای سال جاری تا ۶ اوت، ۷۴ حادثه در مسیر عمانی تنگه هرمز گزارش شده. فرمانده کل سپاه هم از لزوم تداوم پرشتاب راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی سخن گفته است.
تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:
در روز چهل و یکم جنگ سوم چه گذشت؟(۳۰ مرداد ۱۴۰۵)/ فرمانده کل سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشتساز، تداوم پرشتاب "راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی" ضرورت دارد/معاون وزیر دفاع: قبل از جنگ امکانات دفاعی و نظامی خود را جابهجا کرده بودیم؛ دشمن به کاهدان زد/گفتگوی وزیر خارجه عمان و عراقچی درباره شرایط ازسرگیری مذاکرات/المانیتور به نقل از مقامات عمانی: از مواضع ترامپ متحیریم؛ او میخواهد برای شکست در جنگ قربانی پیدا بکند
اخبار مربوط به روز چهل و دوم جنگ سوم و روز صد و سی و هفتم آتش بس (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) به شرح زیر است:
سازمان تجارت دریایی بریتانیا: افزایش ۲۷ درصدی شمار کشتیهای عبوری از تنگه هرمز طی هفته گذشته ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۸:۴۶
شبکه «سیانان» به نقل از سازمان تجارت دریایی بریتانیا گزارش داد: شمار کشتیهای عبوری از تنگه هرمز طی هفته گذشته ۲۷ درصد افزایش یافته است. طی هفته گذشته ۱۰۳ کشتی وارد تنگه هرمز شدند و ۸۹ کشتی دیگر از آن خارج شدند. سخنگوی وزارت خارجه: اعلام تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولتها است ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۸:۲۰ سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریمهای جدید اقتصادی علیه ایران نوشت: اعلام تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولتها است.
به گزارش انتخاب، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریمهای جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: اعلام تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، بسیار فراتر از ادامهٔ «جنگ اقتصادی» غیرقانونی علیه یک کشور واحد است.
وی افزود: این اقدام، به منزله تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولتهای مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار میرود. هیچ دولتی حق ندارد بانکها، بنگاهها یا فرودگاههای خارجی را - که هر یک تحت صلاحیت انحصاری حاکمیت خود هستند - وادار کند از تجارت مشروع با کشوری ثالث خودداری نمایند.
بقائی ادامه داد: چنین تحریمهای ثانویهای هیچ مبنایی در حقوق بینالملل ندارد. این تحریمها اصل بنیادین برابری حاکمیتها را که در بند ۱ مادهٔ ۲ منشور ملل متحد تثبیت شده، نقض میکنند و ممنوعیت عرفی مداخله در امور داخلی دولتها را که دیوان بینالمللی دادگستری در پروندهٔ نیکاراگوئه تأیید کرده، زیر پا میگذارند.
وی تصریح کرد: نتیجهٔ نهایی این وضعیت، فرسایش کامل حاکمیت ملی بهعنوان اصل بنیادین نظام روابط بینالدولی مبتنی بر منشور ملل متحد خواهد بود و مقدمه بازگشت فاجعهبار به استعمار عریان و تمامعیار. ادعای ترامپ: تنگه هرمز را قلمرو آمریکا میدانم ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۴۴ ادعای ترامپ درباره ایران:
«من در حال حاضر تنگه هرمز را قلمرو آمریکا میدانم.
این یک قلمرو آمریکایی است.» ترامپ: اگر در انتخابات میاندورهای شکست بخوریم، من استیضاح خواهم شد ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۴۴ ترامپ گفت:
«اگر در انتخابات میاندورهای شکست بخوریم، من استیضاح خواهم شد.
آنها من را استیضاح خواهند کرد. اصلاً نمیدانند چرا.»
وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کنارهگیری میکند ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۱۴ وال استریت ژورنال نوشت:
دَن دریِسکال، وزیر ارتش آمریکا، انتظار میرود تا پایان سال از سمت خود کنارهگیری کند؛ این تصمیم پس از ماهها تنش با پیت هگست، وزیر دفاع، مطرح شده است.
کنارهگیری او شکاف رهبری در ارتش آمریکا را عمیقتر خواهد کرد؛ ارتش در حال حاضر نیز پس از برکناری ژنرال رَندی جورج در آوریل، فاقد یک رئیس ستاد ارتش است که تأییدیه سنا را داشته باشد.
دریسکال، که از متحدان جیدی ونس و از نیروهای سابق رنجر ارتش است، در طول ۱۸ ماه حضورش در این سمت بر نوسازی ارتش، استفاده از فناوریهای تجاری و بهرهگیری از درسهای جنگ اوکراین تأکید داشت. ادعای ترامپ: ایرانیها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافقهای خوب انجام میدهم ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۱۰ خبرنگاری از ترامپ پرسید: درباره روی آوردن ایران به جنگ اقتصادی؛ آیا این نشان میدهد که گزینههای نظامی آمریکا محدود شده است؟
ترامپ در پاسخ ادعا کرد: نه، اصلاً. اینطور نیست. یعنی داریم میبینیم چه اتفاقی میافتد.
ترامپ درباره ایران همچنین مدعی شد: «آنها خیلی دوست دارند به توافق برسند، اما به نظر من هنوز آماده نیستند که توافق درست و مناسبی را انجام دهند.»
او ادعا کرد: «من فقط توافقهای خوب انجام میدهم.» سردار وحیدی: در این مقطع حساس و سرنوشتساز تداوم پرشتاب راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی ضرورت دارد ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۲۳:۵۸ سرلشکر وحیدی، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» را به سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.
در این پیامآمده است: در چنین مقطع حساس و سرنوشتسازی، تداوم پرشتاب راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی به عنوان تنها راهکار هوشمندانه ضرورت دارد.
در بخش دیگری از این پیام آمده است: قدرتافزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی ادامه خواهد یافت تا ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بیبدیل در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.
پیام ویژه که پزشکیان از آمریکا دریافت کرد
چیزی حدود دو هفته پیش یعنی دقیقاً ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ بود که آقای پزشکیان، در نشست با خبرنگاران سؤالی پرسید که بیشتر به استفهام انکاری شباهت داشت: «بزرگترین دشمن آمریکا، چین است. چرا دعوا نمیکنند!؟ چین کار خودش را انجام میدهد و روزبهروز قویتر میشود، وقتی ما میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟»
لحن بیان و شوق پرسش جوری بود که انگار افقی تازه در مقابل مخاطب قرار میداد. واقعاً چرا این کار را نمیکنیم؟ چرا ما با گفتوگو مشکلمان را با آمریکا حل نمیکنیم و حق و حقوقمان را نمیگیریم؟
البته شوق و ذوق پرسشگر نباید ما را زیاد هیجانزده کند. باید کمی صبر کرد. کمی که فکر کنیم، میبینیم خاطراتی از روزهای نهچندان دور در دهه ۹۰ شمسی وجود دارد که آن روزها ما مستقیماً با آمریکا گفتوگو میکردیم. وزیر خارجهمان با وزیر خارجه آمریکا سر یک میز مینشست و در خیابانهای سوییس با هم قدم میزدند و گفتوگو میکردند. معاون وقت وزیر خارجه ایران آنقدر با قائممقام وزیر خارجه آمریکا گرم گرفته بود که عکس نوههایشان را به هم نشان میدادند و حتی مذاکرهکنندگان ایرانی هر کدام یک تابلو فرش نفیس هم به عنوان هدیه به دوستان آمریکاییشان دادند. بالاتر از این، رئیسجمهور ایران با رئیسجمهور آمریکا گفتوگوی تلفنی و وزیر خارجه ایران با رئیسجمهور آمریکا در سازمان ملل دیدار کرد.
با این حساب حتماً باید مشکلاتمان آن موقع حل شده باشد! اما خوب که فکر کنیم متوجه میشویم متأسفانه چنین تجربهای وجود ندارد. ما یک توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) با آمریکاییها امضا کردیم. توافقی که صنعت هستهای ایران را به مدت ۵ سال تقریباً متوقف کرد. در برجام ایران سطح غنیسازی اورانیوم را از ۲۰ درصد به ۳ درصد کاهش داد. مرکز غنیسازی فردو را تقریباً تعطیل کرد. تأسیسات آب سنگین اراک را عملاً برای همیشه از کار انداخت. همه سانتریفیوژهای نسل جدید خود را جمعآوری و انبار کرد، تمام ذخایر سوخت ۲۰ درصد خود را نیز از دست داد و تحت بیسابقهترین بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت. اما توافق برجام با همه این تعطیلیها و محدودیتهایش برای ایران حتی نتوانست حساب بانکی سفارت ایران در لندن را بازگشایی کند! آقای ظریف (وزیر خارجه وقت) در نامه به فدریکا موگرینی اعتراف کرد محدودیتهای ایران پس از برجام بیشتر از قبل برجام شده است. آقای عراقچی (معاون وقت وزیر خارجه) هم برجام را «داستانی ناموفق» دانست و تأکید کرد «نتیجه برجام اعمال تحریمهای جدید بود.
پس چگونه آقای پزشکیان گفت «وقتی میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟» شاید منظور آقای پزشکیان این بوده که در آن دولت نتوانستند اما من میتوانم این کار را انجام دهم؛ و احتمالاً تأکیدشان در تبلیغات انتخاباتی مبنی بر گفتوگو و توافق با آمریکا برای حل مشکلات هم ناظر بر همین توانایی ایشان و ناتوانی آن دولت بوده است. اما خوب که فکر کنیم میبینیم دکتر پزشکیان مسئولان ارشد همان دولت را در دولت خود به کار گرفتند و منطقاً نمیتوان از یک تجربه تکراری با آدمهای تکراری نتیجهای متفاوت انتظار داشت! فارغ از این، بخش قابلتوجهی از ناکامی ماجرا نه در توانایی یا عدم توانایی دکتر پزشکیان یا هرکس دیگر که در ذات تعاملناپذیر، بدعهد و سلطهطلب طرف آمریکایی قرار دارد.
مثلاً علیرغم رویکرد مثبتی که آقای پزشکیان برای گفتوگو با آمریکا نشان داد، درست همان شبی که جلسه تحلیف ایشان انجام شد دشمن صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا یکی از مهمانان سرشناس مراسم آقای پزشکیان را در تهران ترور کرد و به شهادت رساند. ترور شهید اسماعیل هنیه میتوانست در هر کشور دیگری غیر از ایران مثلاً قطر یا ترکیه و در هر زمانی غیر از شب مراسم تحلیف دکتر پزشکیان رخ دهد. اما به نظر میرسید انتخاب مکان و زمان ترور حاوی پیامی ویژه بود.
پس آقای پزشکیان باید این پیام را دریافت میکرد که طرف مقابل اهل تعامل و رابطه از موضع برابر نیست و باید میفهمید که رویکرد متواضعانه ایشان در برابر آمریکا، از جانب طرف مقابل به عقبنشینی تعبیر شده و رفتار آنها را تهاجمیتر میکند. آقای پزشکیان این پیام را دریافت کرد اما جور دیگری فهمید. به نظر ایشان اتفاقاً این ترور نشانه دیگری بود از اینکه ما باید مشکلات را در گفتوگو با آمریکا حل کنیم و رژیم صهیونیستی با انجام این ترور هر چند با چراغ سبز آمریکا(!) قصد انسداد مسیر گفتوگو را داشته است.
اما باز هم اگر کمی صبر و بیشتر فکر کنیم در اتفاقات آن روزها تجربهای متفاوت میبینیم. آقای پزشکیان و دولتمردانشان اتفاقاً همان زمان با آمریکا به صورت غیرمستقیم و دورادور مذاکره کردند و به توافقی شفاهی رسیدند که در صورت عدم پاسخ ایران به ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران؛ جنگ در غزه تمام شود. اما کمتر از دو ماه بعد نه تنها خبری از پایان حملات صهیونیستها به غزه نبود بلکه دبیرکل حزبالله لبنان، سید حسن نصرالله با بمبهای آمریکایی و با حمایت آمریکا، توسط صهیونیستها به شهادت رسید. این بار آقای پزشکیان خودش هم اعتراض کرد و یک روز پس از شهادت سید مقاومت، گفت: «ادعاهای سران آمریکا و کشورهای اروپایی نیز که در ازای عدم پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعده آتشبس میدادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایات بیشتر جریتر خواهد کرد.»
«فرصت دادن به آمریکا، آنها را در ارتکاب جنایاتِ بیشتر، جریتر خواهد کرد.» شاید باورپذیر نباشد اما این جمله، واقعاً جملهای است که آقای پزشکیان ۸ مهر ۱۴۰۳ بیان کرد. جملهای که برخاسته از تجربه ایشان در تعامل با آمریکا طی حدود دو ماه از ریاستجمهوری بود. پس چرا آقای پزشکیان بعد از دو سال همچنان میگوید: «وقتی ما میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟»
شاید منظور ایشان انجام گفتوگوی رسمی و حضوری به جای گفتوگوی غیررسمی و از راه دور بوده است. احتمالاً برای همین بود که آقای پزشکیان دیماه ۱۴۰۳ و پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا بر تمایل خود برای مذاکره با آمریکا تأکید کرد و حتی برای جلب رضایت بیشتر در مصاحبه با شبکه آمریکایی NBC ضمن عدول از مواضع قبلی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر قصاص ترامپ به جرم شهادت حاج قاسم سلیمانی، گفت: «ایران برنامهای برای ترور [قصاص] کسی نداشته است، ما برای ترور [قصاص] ترامپ تلاش نکردیم و هرگز نخواهیم کرد.»
از نظر آقای پزشکیان گفتوگوی رسمی و حضوری حتماً میتوانست مشکلات را حل کند. ولی اگر باز هم کمی صبر و بیشتر فکر کنیم یادمان میآید چنین اتفاقی هم در دولت آقای پزشکیان افتاده است. فروردین ۱۴۰۴ اولین دور مذاکرات رسمی ایران و آمریکا در مسقط برگزار شد. این گفتوگوها پنج دور ادامه یافت و پس از هر دور آمریکا تحریمهای جدیدی بر ایران اعمال میکرد به نحوی که با پایان دور پنجم مذاکرات آمریکا ۳۱۳ تحریم جدید فقط بر شبکه فروش نفت ایران اعمال کرده بود. با این حال آقای پزشکیان و دولتمردانش قرار دور ششم مذاکرات را هم در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ (۱۵ ژوئن ۲۰۲۵) گذاشتند. البته دور ششم مذاکرات هیچوقت انجام نشد چون دو روز قبل از آن در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند و هزاران ایرانی را به شهادت رساندند.
حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در حالی بود که دولت آقای پزشکیان طی مذاکرات، امتیازات گشادهدستانهای را به طرف آمریکایی وعده داده بود. آنطور که «آنتونی بلینکن» وزیر خارجه سابق آمریکا مدعی شد و البته هرگز توسط وزارت خارجه ایران تکذیب نشد، در مذاکرات پیش از حمله: «[دولت] ایران پذیرفت که نوع فعالیت هستهای را با غنیسازی زیر یک درصد تطبیق دهد... همچنین ایران مقدمه مذاکره بر سر نگرانیهای غربیها در مورد موشکهای بالستیک را پذیرفته بود!»
آقای پزشکیان که در همان دو ماه ابتدای ریاستجمهوریاش و با شهادت سیدحسن نصرالله به درستی متوجه شد «فرصت دادن به آمریکا، آنها را در ارتکاب جنایت جریتر میکند.» قاعدتاً پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهادت دانشمندان هستهای، فرماندهان نظامی، مردم عادی و تخریب بخشی از زیرساختهای هستهای کشور، دیگر نباید فرصت مذاکره به آمریکا را آن هم درباره برنامه هستهای ایران که مورد حمله واقع شده بود، میداد.
هرچه فکر کنیم به سختی میتوان توجیهی برای ادامه مذاکرات هستهای با آمریکا پس از جنگ ۱۲ روزه پیدا کرد اما در کمال ناباوری، آقای پزشکیان مذاکرات هستهای با آمریکا را در بهمن ۱۴۰۴ از سر گرفت. یک ماجرای تکراری همیشه به نتیجه تکراری ختم میشود؛ این بار هم همینطور بود. ۹ اسفند ۱۴۰۴ در حالی که آقای پزشکیان چشمانداز مثبتی در مذاکرات میدید، وزیر خارجه ایران از پیشرفت در مذاکرات میگفت، وزیر خارجه عمان از امتیازهای بیسابقه ایران در حوزه هستهای مانند از بین بردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و پذیرفتن بازرسی از سایتهای مورد حمله واقع شده خبر میداد و تیم ایرانی در ازای این امتیازات بیسابقه خواستار «توافق عدم تجاوز» شده بود؛ آمریکا و اسرائیل باز هم به ایران حمله و رهبر عزیز ایران، فرماندهان نظامی و صدها کودک و هزاران زن و مرد غیرنظامی را به شهادت رساندند.
۴۰ روز بعد ایران با میانجیگری پاکستان پای میز مذاکرات مستقیم با آمریکا برای پایان جنگ نشست اما آمریکا دو روز پس از شروع مذاکرات اسلامآباد اقدام به محاصره دریایی ایران کرد و پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ نیز از همان ابتدا به نقض آن پرداخت.
تجربه تاریک گفتوگو با آمریکا فقط در دولت آقای پزشکیان باعث شد تا آقای بقایی سخنگوی وزارت خارجه با صراحت بگوید: «آمریکا با نقض آشکار و فاحش تفاهمنامه اسلامآباد سومین بار به دیپلماسی خیانت کرد... فراموش نکنیم که این سومین بار در طول یک سال گذشته است که چنین اتفاقی رخ میدهد. دو بار پیش نیز، در حالی که در حال مذاکره بودیم، هدف حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفتیم.»
ما تمام شکلهای گفتوگو با آمریکا را تجربه کردیم و در تمامی آنها به یک نتیجه واحد رسیدیم؛ پس به نظر شما زمانی که آقای رئیسجمهور با نادیده گرفتن همه این تجربهها میپرسد: «وقتی ما میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟» چه پاسخی باید به ایشان داد؟

دست همکاری سازمان ملل به سمت مازندران برای کاهش آلودگی «دریای خزر»

پایداریچیهایی که نسخه خروج از NPT مینویسند، بلدند هزینههای این کار را حساب کنند؟

دردسر تازه برای دریاچه ارومیه + فیلم

سخنگوی ارتش: ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل به دلیل چابکسازی در مقابل دشمن انجام شده است

آقای گل، لالیگا را به آتش میکشد!

