
پلمب ۶ واحد صنفی متخلف در خرمآباد

روایت کاسبی که پس از برگزاری یک ایونت بازداشت شد
انصافنیوز: یکی از کسبهی خیابانهای شلوغ تهران که مغازهاش در جریان برخوردهای پس از جنگ پلمب شده بود در این گفتوگو داستان بازداشتش در پی برگزاری یک ایونت را تعریف کرده است.
این مصاحبه در دفتر انصاف نیوز انجام شده اما فیلم و عکسی از او تهیه نشده و نام او هم درج نشده است.
او با وثیقهی ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده است. ماموران دادسرای امنیت اخلاقی به او گفتهاند که ممکن است بین ۲ تا ۶ سال حبس یا جزای نقدی در انتظار او باشد.
این مغازهدار مدعی شد که تعدادی مغازه در تهران هستند که همه میدانند که الکل سرو میکنند اما احتمالا به دلیل صاحبان یا مشتریهای خاصشان هیچ برخوردی با آنها نمیشود.
او داستانش را اینطور شروع کرد: اوایل خردادماه، بعد از دو، سه ماه تعطیلی و دقیقا روز امضای تفاهمنامه ایونتی برگزار کردیم تا دوباره مشتریهایمان برگردند. من با شخصی قرارداد بستم که کارش برگزاری ایونت است. از جزئیات هم خبر نداشتم فقط قرار بود یک دیجی بیاید. خیلی شلوغ شد طوریکه نهایتا من خودم ساعت ۹:۳۰ مراسم را جمع کردم.
بعد از اینکه کلا ایونت تمام شد کلانتری آمد و گفت که «چه خبر است؟» نهایتا گفتند «مدرک شناسایی بده و فردا بیا کلانتری». نیم ساعت بعد اماکن به مغازهی ما آمد. ده، پانزده نفره آمده بودند. دنبال الکل بودند. ما هم که چیزی نداشتیم. رفتند اما هشت صبح فهمیدم آمده بودند و پلمب کرده بودند.
چند روزی من دنبال برگه پلمب بودم. برگهی پلمب را به من نمیدادند و میگفتند برو یک ماه دیگر بیا. بالاخره به هر شکلی بود یک نفر را راضی کردیم توانستیم برگه را بگیریم. بعد دیگر مراحل اداری بود. بعد از ده روز فک پلمب شدیم.
در همین گیر و دار بود که برای من پیامک آمد که در دادسرای امنیت اخلاقی برای من پرونده تشکیل شده و اگر نیازی باشد احضاریه برای من می فرستند.
یک ماه گذشته بود و من اصلا تهران نبودم که ظهر باز آمدند مغازهی ما را زیر و رو کردند. بچههای ما را به دیوار چسبانده بودند و جیبهایشان را گشته بودند. تمام سوراخ سنبههای مغازه را ریخته بودند بیرون و هیچ چیزی پیدا نکرده بودند.
بعد به من زنگ زدند و گفتند ظرف ۴۸ ساعت مدارک صنفی را بفرست و در اینستاگرام هم هرچه پست داری پاک کن. من همان جا هم گفتم که اصلا پست این چنینی نداریم. مدارک را که فرستادم دیگر جواب تلفن من را نداد. اداره اماکن که رفتم هم تقریبا همین حرف را به من زدند و گفتند که پستها و هایلایتها را پاک کنم.
بعد برای من احضاریه آمد. گفته بودند پنج روز فرصت دارم که به دادسرا بروم. آنجا هم تفهیم اتهام کردند. حجم زیادی اسکرین شات و پرونده قطوری جلوی من گذاشتند. تصاویری که اصلا برای صفحه اینستاگرام من نبود. کسانی که به آن ایونت آمده بودند آن عکسها را در صفحات خودشان منتشر کرده بودند.
گفتند اتهامت انتشار محتوای خلاف امنیت و عفت عمومی است، بازداشت هستی و باید وثیقه بگذاری. گفتم آن مبلغ را ندارم. دستبند زدند و مرا به بازداشتگاه بردند. بحث هم شد چون گفتم اصلا این رفتار شما غیرقانونیست. مقدار وثیقه را پایینتر آوردند که به شکلی جور کردم. ۲۰۰ میلیون تومان وثیقه گذاشتم.
صاحب مغازه از افراد دیگری که در بازداشتگاه دیده بود نیز گفت: مغازهدارهایی مثل من زیاد بودند. ۵، ۶ نفر بودند که دقیقا مشکل من را داشتند. یکیشان میگفت بخاطر اینکه یکی از مشتریهایش در کیفش عرق بوده مغازهاش را پلمب کردهاند. یک نفر دیگر را به این خاطر گرفته بودند که روی کاغذی مقابل مغازهاش خطاب به مسئولان نظام فحش نوشته بودند. به همین دلیل ممکن است پروانهی کسب آن شخص را باطل کنند یعنی آن فرد دیگر نمیتواند در حوزه کاسبی کند.
کاسبی که حاضر به گفتگو شده بود در مورد بالا گرفتن این قسم برخوردها در ماههای اخیر گفت: قبلا هم پلمب میکردند اما نه به این شکل.
من قبل از جنگ ۱۲ روزه هم هفت، هشت روزی بخاطر حجاب پلمب شده بودم اما برخوردشان این شکلی نبود. چند نفر آمده بودند که دوربین جلوی لباسشان بود. فیلم گرفتند و رفتند. بعد به اداره اماکن رفتیم. آنجا هم پرونده درست کرده بودند اما برخوردشان خوب بود. بعد ده روز هم فک پلمب شدیم. یا اخطار میدادند یا میخواستند که چیزی روی شیشه مغازه بزنیم یا تاکید میکردند که کارکنان باید باحجاب باشند ولی به مشتری کاری نداشتند.
این سری هم میگفتند به مشتری کاری ندارند ولی میگفتند «تو الکل سرو کردی». گفتم آقا مگر سند و مدرکی دارید؟! میگفتند از عکسها مشخص است. عکس مگر بوی الکل میدهد؟! بعد اصلا آن ایونت اسپانسر نوشیدنی داشت. گفتم اگر گیر هم باشد متوجه اسپانسر نوشیدنیست نه من. فضای مغازه هم طوری نیست که جایی برای رقصیدن یا کار دیگری باشد.
این کاسب توضیح داد که صندلیهای خارج از این مغازه هم با هماهنگی مدیریت این مجموعه چیده شدهاند. او در این مورد و در موضوع خیابان سنایی اضافه کرد: قبلا اینقدر مسئله نداشتیم. حتی در شکل خیابان سنایی هم مشکلی نداشتند. اگر مجوز نداشتند میآمدند تذکری میدادند و به شکلهایی حل میشد و برای یک ماه میرفتند و کاری نداشتند. اما الآن هرجا پاتوق شده باشد دنبال اینند که آنجا را ببندند.
در دادسرای امنیت اخلاقی به مصاحبهشوندهی انصاف نیوز گفتهاند که احتمالا جزای نقدی یا بین ۲ تا ۶ سال حبس در انتظار اوست.
این صاحب مغازه از سلیقهای بودن این برخوردها نیز گلایه داشت و میگفت که با تعداد خاصی از کافههای مشهور که همه میدانند سرو مشروبات الکلی و مسائل دیگری دارند هیچ برخوردی نمیشود: همه میدانند که در کافه … در … مشروبات الکلی سرو میشود. تکیلا میدهند. عملا عین کلاب است اما هیچ اتفاقی برایش نمیافتد. ادعای او این بود که صاحبان این رستورانها و کافهها و مشتریانشان افراد خاصی هستند و هزینههای زیادی برای این برخورد نکردن میکنند.
۲ قاتل به زندگی بازگشتند
جوان آنلاین: دو پرونده قتل که هر کدام سالها در انتظار اجرای حکم قصاص بودند، سرانجام با بخشش اولیای دم به پایان رسید؛ در پرونده نخست، قاتلی که سه بار پای چوبه دار رفته بود، پس از ۱۰ سال با گذشت مادر مقتول از مرگ نجات یافت و در پرونده دوم، آشپز جوانی که در جریان درگیری بر سر تأخیر سفارش غذا مرتکب قتل شده بود، با تلاش واحد صلح و سازش و رضایت خانواده مقتول از قصاص رهایی یافت.
۱۰ سال پیش، مأموران پلیس یکی از شهرهای استان فارس با تماس تلفنی از درگیری خونین در پارکی شلوغ باخبر شدند و وقتی به محل رسیدند، با جسد پسر جوانی به نام آرش مواجه شدند که با ضربه چاقو خونین نقش بر زمین شده بود.
تحقیقات میدانی و اظهارات شاهدان نشان داد که آرش و دوستانش ساعتی پیش برای تفریح به پارک آمده بودند که با گروهی از پسران جوان که در گوشهای بساط جوجهکباب برپا کرده بودند، درگیر میشوند. آرش و دوستانش از آنها خواسته بودند آرامتر صحبت کنند تا آرامش دیگران برهم نخورد، اما این خواسته ساده به مشاجره و سپس درگیری خونین انجامید. در حین درگیری، یکی از طرفین با چاقو به سمت آرش حمله کرد و ضربه مهلکی به او زد. پسر جوان بر زمین افتاد و مهاجمان متواری شدند. دوستان آرش با اورژانس تماس گرفتند، اما پیش از رسیدن تیم پزشکی، آرش بر اثر شدت خونریزی جان باخت.
مأموران به سرعت متهمان را شناسایی و قاتل او را به نام سعید دستگیر کردند. متهم در بازجوییها با ابراز پشیمانی به قتل اعتراف کرد و گفت: «آرش را نمیشناختم و اولین بار بود که او را میدیدم. وقتی او و دوستانش اعتراض کردند، عصبانی شدم و لحظه حادثه کنترل خود را از دست دادم. حالا به شدت پشیمانم.»
اولیای دم درخواست قصاص کردند و متهم پس از تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری یک استان محاکمه و به قصاص محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، به شعبه اجرای احکام ارسال شد.
۳ بار چوبه دار و بخت یار قاتل
قاتل در یک قدمی چوبه دار بود که واحد صلح و سازش تلاش کرد رضایت اولیای دم را جلب کند، اما پدر و مادر آرش در تمام جلسات بر قصاص اصرار داشتند. یک سال قبل، سعید برای اولین بار پای چوبه دار رفت و وقتی طناب دار به گردنش آویخته شد، ناگهان از هوش رفت و روی زمین افتاد. اولیای دم با دیدن این صحنه و پادرمیانی تیم صلح و سازش، به او مهلت دادند. وی به بیمارستان منتقل شد و پس از بهبودی به سلولش بازگشت. مدتی بعد، سعید برای دومین بار پای چوبه دار رفت. آن روز نیز بخت یار او بود و اولیای دم در محل اجرای حکم حاضر نشدند. اجرای حکم به موعد دیگری موکول شد. چندی پیش، متهم برای سومین بار پای چوبه دار رفت. اینبار اولیای دم برای اجرای حکم حضور یافتند، اما گریه و التماسهای او و خانوادهاش دل پدر و مادر آرش را به رحم آورد و آنها بار دیگر به قاتل مهلت دادند.
چرخش سرنوشت؛ وقتی مادر مقتول به دنبال بخشش برادرش رفت
قرار بود سعید به زودی برای چهارمین بار پای چوبه دار برود، اما حادثهای تلخ، سرنوشت او را دگرگون کرد. مادر آرش که همواره اصرار بر قصاص داشت، با اتفاق جدیدی در خانوادهاش مواجه شد. برادر این زن که برای تماشای مسابقه فوتبال جام جهانی به خانه دوستش رفته بود، حین تماشای مسابقه با یکی از میهمانان درگیر و او را به قتل رساند. آغاز این درگیری، شوخی و کلکل درباره بازی بود که به قتل انجامید. مادر آرش که تا دیروز برای قصاص قاتل فرزندش مصر بود، اکنون برای نجات جان برادرش به دنبال جلب رضایت اولیای دم است. او تصمیم گرفت قاتل فرزندش را ببخشد تا این بخشش، دل خانواده مقتول برادرش را به رحم آورد.
چندی پیش، اولیای دم آرش، سعید را بخشیدند و او که نفسهایش به شماره افتاده بود، با این اقدام خداپسندانه به زندگی دوباره بازگشت و پس از ۱۰ سال از زندان آزاد شد. متهم وقتی در جریان حادثه برای دایی مقتول قرار گرفت به همراه خانواده دایی مقتول به دیدار خانواده اولیای دم رفت تا برای دایی آرش نیز رضایت بگیرند. او از سختیهای زندان و کابوسهای همیشگیاش گفت و التماسهای خواهر قاتل سرانجام نتیجه داد؛ دایی آرش نیز در یک قدمی بخشش قرار گرفت.
روایت دوم: آشپز خشمگین و قصاصی که با بخشش منتفی شد
دومین قاتل هم که به تازگی در تهران بخشیده شد آشپز جوان یکی از رستورانهای شمال تهران بود که چهار سال قبل یکی از کارگران رستوران را به قتل رسانده بود. او پس از تأیید حکمش در شعبه ۶ دیوان عالی کشور در یک قدمی چوبه دار قرار داشت که با تلاشهای قاضی حسین دورودی، قاضی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران به زندگی دوباره بازگشت.
درگیری بر سر تأخیر سفارشها؛ یک کشته و ۳ زخمی
چهار سال پیش، اواخر مهر ۱۴۰۱، بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی از درگیری خونین در یکی از رستورانهای شمال تهران باخبر و راهی محل شدند. مأموران هنگام ورود دریافتند که در این حادثه چهار نفر زخمی شدهاند که ضارب نیز جزو مصدومان بوده و همگی برای درمان به بیمارستان منتقل شدهاند. مأموران به بیمارستان رفتند و تیم پزشکی اعلام کرد که یکی از مصدومان بر اثر شدت خونریزی جان باخته است. دو مصدوم دیگر و قاتل با تلاش کادر درمان از مرگ نجات یافتند و حال آنها رو به بهبودی است.
قاتل پس از بهبودی نسبی در تحقیقات پلیسی به قتل اعتراف کرد و گفت: «آشپز رستوران بودم و مقتول در سالن کار میکرد. او همیشه سفارش مشتریها را دیر به من میرساند. بارها به او تذکر دادم که سفارش را به محض دریافت به آشپزخانه بیاورد، اما توجه نمیکرد. شب حادثه دوباره بر سر همین موضوع مشاجره کردیم. عصبانی شدم و چاقویی از آشپزخانه برداشتم و به سمتش حمله کردم. حین درگیری، دو نفر از کارگران برای میانجیگری آمدند که آنها هم زخمی شدند.»
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. حکم قصاص پس از تأیید در شعبه ششم دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرا روی میز قاضی حسین دورودی قرار گرفت.
قاضی شعبه با برگزاری جلسات صلح و سازش، سرانجام موفق شد اولیای دم را راضی کند و آنها با دریافت وجهالمصالحه، قاتل را بخشیدند. آشپز جوان که با اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره بازگشته، به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهد شد.
حمله پهپادی ایران به سواحل کالیفرنیا
ایبیسینیوز گزارش داده است که افبیآی در روزهای اخیر به ادارههای پلیس در ایالت کالیفرنیا درباره احتمال حمله پهپادی ایران به سواحل غربی آمریکا هشدار داده است.
بر اساس این گزارش، هشدار مذکور در پایان ماه فوریه توزیع شده و در آن ادعا شده است که اطلاعاتی تأییدنشده درباره احتمال برنامهریزی ایران برای انجام یک حمله غافلگیرانه با استفاده از پهپاد به دست آمده است.
در این هشدار ادعا شده است که ایران از اوایل فوریه ۲۰۲۶، در صورت حمله آمریکا به ایران، احتمال انجام چنین اقدامی را بررسی کرده و ممکن است این حمله از یک شناور نامشخص در نزدیکی سواحل آمریکا انجام شود.
ایبیسینیوز به نقل از این هشدار نوشته است که اهداف احتمالی، نامشخص بودهاند اما مشخصاً ایالت کالیفرنیا در این ارزیابی مطرح شده است.
با توجه به تأکید افبیآی بر تأییدنشده بودن اطلاعات، جزئیات این ادعا و احتمال عملیاتی شدن چنین سناریویی تأیید نشده است.

نابغهای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت

فعالان تئاتر در بحران نگرانکنندهای هستند

وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکاییها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو

اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران

فعال اصولگرا: هرگونه تضعیف دولت و تیم دیپلماسی بدون تردید برخلاف منافع ملی است

