
دروازهبان ۴۰ساله بهتر از صد سخنران انگیزشی

از لباس نقاشهای ساختمان تا سیمپسونها؛ یکی هم دقیقا شبیه ژاکت سریال فرندز! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ حداقل دو هفته بدون فوتبال گذشت اما حالا بیابان خشک و بی حاصل تمام شده و فصل جدید لیگ برتر از روز جمعه آغاز می شود. نظرات و عقاید درباره لباس های باشگاه ها در فصل جدید بسیار گسترده است.
۲۰: نیوکاسل یونایتد
اتلتیک: به نظر شما، وقتی در روشناییِ روز به کارشان فکر میکنند، ته دلشان حتی خودِ طراح این پیراهن در آدیداس هم فکر میکند که این طرح خوب شده است؟ توضیحات میگوید که این طرح ادای احترامی است به پیراهنِ اوایل دههٔ ۱۹۹۰؛ اما آن یکی هم احمقانه به نظر میرسید و این یکی هم همینطور. میشود فهمید چرا چنین کاری را امتحان کردهاند: کمی تنوع ارزش امتحان کردن دارد و ایدهٔ اضافه کردن رنگِ بیشتر، ایدهٔ بدی نیست، اما نتیجهاش افتضاح است و به احتمالِ قوی، هر کسی که این پیراهن را بپوشد و کمی تند بدود، وقتی از کنارش رد میشوید، حالتی فلکسی پیدا میکند!
۱۹. چلسی
خب، اگر هیچ چیز دیگری نباشد، این فرضِ که کیتها بدون اسپانسر بهطورِ پیشفرض عالی به نظر میرسند را از بین میبرد. اینجا چه خبر است؟ نمیتوان گفت که این کیت شبیه یک کیتِ تقلبیِ ارزانقیمت است که توی بازارچهها پیدا میشود، چون این روزها آنها همه کاملاً باورپذیر به نظر میرسند. این بیشتر شبیه یک کیتِ تقلبیِ ارزانقیمتی است که حدود ۲۰ سال پیش در یک بازارچهٔ دورافتاده پیدا میکردید، جایی قبل از اینکه اینترنت به شما بگوید کیتِ واقعی چلسی چگونه است. با وجودِ کمپینِ تبلیغاتیِ گسترده و گاه عجیب، این پیراهن به این سادگی خوب نیست.
۱۸. منچسترسیتی
این چیزِ «رنگ در قسمتِ کمر به رنگی دیگر محو میشود» وقتی منچستریونایتد چند سال پیش با رنگِ قرمز و مشکی انجامش داد، عجیب به نظر میرسید و حالا هم برای سیتی با رنگِ آبی و سفید عجیب است. پوما حداقل از سایهٔ درستِ آبی برای سیتی استفاده کرده و تزییناتِ سفید روی یقه، سرآستینها و زیرِ بغلها نسبتاً خوب کار شدهاند… کاش فقط این کارِ محو شدن را خراب نمیکردند. این کیت، معادلِ فوتبالیِ هومری (سیمپسون) است که در بوتهها عقبنشینی میکند.
۱۷. هال سیتی
این مورد کمی عجیب است، چون دقیقاً شبیه پیراهنی است که شرکت «تافس» — که تولیدکنندهٔ کپیهای دقیق از پیراهنهای بسیار قدیمیِ اوایل قرن بیستم و فراتر از آن است — میتوانست تولید کند. این تا حدی به این دلیل است که واقعاً همینطور است: این پیراهن از کیتهای هال در دههٔ ۱۹۷۰ الهام گرفته شده، حتی تا جایی که از نشانِ قدیمیِ آنها استفاده کرده، نه نشانی که با ببرش بیشتر میشناسیم. این موضوع نسبتاً آزاردهنده است: از یک سو غیرمعمول است و بنابراین خودنمایی میکند، اما از سوی دیگر، شبیه پیراهنی نیست که یک تیم در سال ۲۰۲۶ باید بپوشد و به شدت احساس میشود که بازیکنانشان فقط شبیه یک گروه پدرِ ۴۰سالهاند که در زمینِ محلیِ «پاورلیگ» فوتبالِ پنجنفره بازی میکنند.
۱۶. ناتینگهام فارست
فارست ممکن است این تابستان کمی اشتباه کرده باشد، بعد از اینکه یک همکاری با آدیداس اوریجینالز منتشر کردند که شبیه کیتِ خانگی است، اما کیتِ خانگی نیست، با این حال همه به نظر آن را به کیتِ خانگی ترجیح میدهند. همکاری با اوریجینالز فوقالعاده تمیز و کلاسیک است، در حالی که این کیتِ خانگی شبیه این است که کسی تازه در آن باشگاه رفته، حسابی عرق کرده، و بعد آن را قبل از بازی به بازیکنان داده است. در واقع، میدانید که این کیت به چه چیز دیگری شبیه است؟ آن قسمت از سریال فرندز که پای یک ژاکتِ قرمزِ لکلکدار به میان آمد: دقیقاً شبیه آن ژاکت است. خوب است، اگر طرفدارِ پروپاقرصِ فرندز هستید، اما اگر نه…
۱۵. بورنموث
هوم، بله. این یک مثالِ عالی است از اینکه چگونه لوگوی یک اسپانسر میتواند یک کیتِ کاملاً مناسب را خراب کند. لوگوی وایتلیتی طوری روی تنه چسبانده شده که کمی شبیه برچسبِ «۶۰٪ تخفیف» روی یک مرغِ سوپرمارکتیِ نزدیکِ تاریخِ انقضا به نظر میرسد. همچنین کمی آزاردهنده است که یک حلقهٔ مشکی دورِ دایرهٔ صورتیِ لوگو وجود دارد، احتمالاً برای اینکه بهتر از پسزمینهٔ نوارهای قرمز خودنمایی کند. همهٔ ما به اندازهٔ کافی بالغ هستیم که بدانیم باشگاههای فوتبال در برابر اسپانسرهایشان کوتاه میآیند، اما باز هم کمی ناخوشایند است که طرحِ پیراهن باید با کسانی که قبضها را پرداخت میکنند تطبیق پیدا کند، نه برعکس. حیف است، چون طرحِ پسزمینه روی نوارهای قرمز، نشانِ اصلیِ باشگاه را از دههٔ ۱۹۳۰ نشان میدهد که اگر آن حواسپرتیِ صورتیِ بزرگ نبود، نکتهٔ بسیار خوبی میشد.
۱۴. لیدز یونایتد
بیایید برای بعضی از مزخرفاتِ فروشِ کیت در آدیداس دست بزنیم، که گزارش میدهد: “به مناسبت چهارصدمین سالگردِ اعطای منشورِ شهرِ لیدز، پیراهنِ خانگیِ لیدز یونایتد در ۲۷-۲۰۲۶، ادای احترامی جسورانه به فرهنگِ ماندگارِ فوتبال این شهر است.” اِ… خب. برای ما فقط شبیه یک پیراهنِ سفید با چند خطِ عمودیِ باریکِ آبی و زرد است، اما ما چه میدانیم؟ این به وضوح یکی از مواردِ جنجالی بوده و میشود فهمید چرا: اگر از بافتش جدا شود، نسبتاً زیبا به نظر میرسد، اما اگر نشان را بردارید، به سختی میتوانید آن را به عنوان پیراهنِ لیدز تشخیص دهید. این مسائل مهم هستند: اگر به حرفِ قدیمیِ جری ساینفلد اعتقاد داشته باشید که هواداریِ ورزشی اساساً به «تشویقِ لباسهای کثیف» خلاصه میشود، با توجه به اینکه همهٔ چیزهای دیگرِ این باشگاهها موقتی هستند، این که یک تیم متمایز به نظر برسد، واقعاً معنا دارد.
۱۳. فولام
یک چیزی کمی عجیب اینجا وجود دارد، به طوری که به این پیراهنِ فولام نگاه میکنید و مطمئن هستید که قبلاً چند بار این طرح را دیدهاید. که تا حدی همینطور است: این بسیار شبیه به کیتِ خانگیِ فصل ۲۳-۲۰۲۲ خودشان و همچنین بسیار شبیه به چند کیتِ دیگر است. شاید این فقط نتیجهٔ داشتن یک کیتِ خانگیِ سیاهوسفید باشد، اما راههایی برای جذابتر کردن این چیزها وجود دارد. در بیشتر موارد، بیشترِ هوادارانِ نیمهمتعصبِ فوتبال میتوانند به یک پیراهن نگاه کنند و به خوبی تشخیص دهند که متعلق به کدام فصل است، اما چند سال دیگر، احتمالاً با این یکی مشکل خواهید داشت.
۱۲. استونویلا
وقتی یک باشگاه از طرحِ سنتیِ کیتِ خود منحرف میشود تا چیز جدیدی را امتحان کند، لزوماً کارِ بدی نیست، اما وقتی این کار را میکنند، ترجیح میدهید که چیزِ جالبی یا رادیکالی ارائه دهند. این اولین بار نیست که ویلا از ترکیبِ کلاسیکِ «بدنهٔ اناری، آستینهای آبیِ روشن» فاصله میگیرد، اما در بیشترِ دفعاتِ قبل، این انحراف کمی بیشتر بوده، به ویژه آن کیتِ نوارضخیمِ اواخر دههٔ ۱۹۹۰ که تیمِ پال مرسون/دیون دابلین/اوگو اِهیوگو را پوشانده بود. این فقط… یک پیراهن است. خوب است — تمیز، ساده، بدون زرقوبرق — اما فقط… یک پیراهن است. توضیحات با افتخار میگوید که “از غیرمتعارفترین کیتهای ویلا الهام گرفته شده”، که از نظر فنی میتوانند استدلال کنند درست است چون برای آنها غیرمتعارف است، اما باز هم… یک پیراهن است. حسش این است که کسی بگوید «میدانم این نظرِ جنجالیای است، ولی…» و بعد اعلام کند که پنیر دوست دارد.
۱۱. اورتون
درست در سمتِ اشتباهِ خطِ «آیا این تمیز و ساده است یا کسلکننده و بیتخیل؟» قرار دارد. البته همین: افتضاح نیست و آن خطوطِ زردِ محدودی که گهگاه روی پیراهنهای اورتون ظاهر میشوند، همیشه خوشآمد هستند. فروشندهٔ کاستور برای این کیت میگوید که طراحی “از پرچمهای دریاییِ موجود در اسکلههای شهر الهام گرفته شده” و پیراهن “پیچشی تازه به منبعِ الهامی نوستالژیک میدهد”. که کاملاً نادرست نیست، اما باید خیلی خیره شوید تا واقعاً آن پرچمهای دریایی را ببینید، که این کار را تا حدی بینتیجه میکند.
۱۰. کریستالپالاس
انحرافی از قرارداد مثل این همیشه نظرها را دو دسته میکند، اما حداقل باید کلاه از سر بردارید و به کریستالپالاس و ماکرون برای تلاش برای انجام کاری متفاوت که با این حال ریشهای در باشگاه دارد، ارتباطی با گذشتهشان، احترام بگذارید. پالاس چندین بار با کیتهای خارجازخانگیِ خود، ترکیبِ کمربند/پیراهنهای عمدتاً سفید با تزییناتِ آبیوقرمز را امتحان کرده است، اما زمانی بود، عمدتاً در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، که این تم، طرحِ پیشفرضِ آنها بود. با این حال، در حالی که مفهوم قوی است، این حس وجود دارد که اجرا کاملاً به آن نمیرسد. فقط کمی… شلوغ است: کمربند کمی بیش از حد پهن است و نوارهای روی شانهها بیش از حد بزرگ هستند. آنها برای بازگشتِ نشانِ دایرهایشان امتیاز میگیرند، اما به طور خلاصه، این یک تلاشِ قابلتقدیر اما معیوب است.
۹. تاتنهام
“این پیراهن که بر روی رنگِ سفیدِ کلاسیکِ باشگاه طراحی شده، تصاویری تیزتر، سریعتر و مدرنتر از همیشه را ارائه میدهد” — این ادعای نیک است که… خب، فکر میکنید حتی خودشان هم باورشان میشود؟ این فقط یک پیراهنِ سفید است با چند تکهٔ آبی که اینور و آنور چسبانده شده، و چند الگوی برشِ عجیب در پسزمینه که اگر بیش از چند متر دورتر باشید، واقعاً نمیتوانید ببینید. خوب به نظر میرسد و آن سرآستینها واقعاً نسبتاً زیبا هستند، اما تیز، سریع یا مدرن نیست.
۸. برنتفورد
خیلی خوب. اگر تعجب میکنید که چرا رنگِ روی یقه و سرآستینها «زردِ عسلی» است… چون آنها زنبور هستند! واقعاً نکتهٔ خوبی است که یک رنگِ تازه را بدون اینکه تصادفی باشد به پیراهن اضافه کنید، و تعجب میکنید که چرا قبلاً به این فکر نکرده بودند، با توجه به اینکه این رنگِ زرد از سال ۲۰۱۷ که نشانشان را تغییر دادند تا زنبور را در آن بگنجانند، همیشه وجود داشته است. جوما به تولید بهترین کیتها معروف نیست، اما این یک پیشرفتِ بزرگ نسبت به دو فصلِ اخیر است (برنتفورد دوباره به مصرفگراییِ مدرن میگوید و این کیتِ جدیدِ خانگی را، مانند کیتِ قبلی، به جای یک فصل، دو فصل نگه میدارد).
۷. آرسنال
این کمی شبیه یک نقطهٔ میانی بین کیتهای اخیر آرسنال است، که به پیکربندیِ کلاسیکِ بدنهٔ قرمز با آستینهای سفید پایبند بودهاند، با اصلیترین تفاوت، رنگِ سه خطِ آدیداس است. قبلاً سفید، طلایی، آبیِ تیره و فصلِ گذشته قرمز داشتهاند، بنابراین این بار سراغِ… دو نوعِ قرمز رفتهاند. کمی عجیب به نظر میرسد که هر سه خط همرنگ نباشند، تقریباً انگار — و این به وضوح درست نیست — فراموش کردهاند به اندازهٔ کافی خطوطِ تیره سفارش دهند، بنابراین مجبور شدهاند چند تا از خطوطِ روشنِ قدیمی را بگذارند تا تعدادشان کامل شود. جدا از این، این یک پیراهنِ کاملاً خوب است، با تفاوتِ دیگر روی یقه و تزیینات که ظاهراً از معماریِ ورزشگاهِ امارات برای جشنِ ۲۰ سالگیِ این ورزشگاه الهام گرفته شده است.
۶. برایتون
کمی انحراف، اما انحرافی خوب. این پیراهن به کیتی اشاره دارد که برایتون در فینالِ جامِ حذفیِ ۱۹۸۳ پوشید، ادای احترامی تا حدی تصادفی با توجه به اینکه آنها چهلمین سالگردِ آن موفقیت را جشن میگیرند، اما با این حال از نظر زیباییشناختی دلپذیر است. خطوطِ عمودیِ شکستهٔ باریک، نکتهٔ خوبی هستند و اگرچه این اولین بار نیست که چنین چیزی را امتحان میکنند (به کیتِ خانگیِ فصل ۲۱-۲۰۲۰شان نگاه کنید)، این بار کمی متفاوت به نظر میرسد چون با شورتِ آبی رفتهاند، نه سفید. خوب به نظر میرسد، اما آیا شبیه برایتون خواهند بود؟
۵. ایپسویچ تاون
خیلی خوب. واقعاً شروع میکنید به نگرانی که طراحانِ کیت دارند ایدههایشان تمام میشود وقتی که پیکربندیِ نورافکنهای یک ورزشگاه را به عنوان الهامبخشِ پیراهنهایشان ذکر میکنند، اما وقتی به چنین طراحیِ دلپذیری منجر میشود، پس واقعاً مهم نیست. اگر بخواهید نکتهگیری کنید، احتمالاً میتوانستید بدونِ بخشهای مشکیِ تزیینات کار کنید و فقط سفید را کمی بیشتر بدرخشید، اما اینجا به طور جدی واردِ قلمرویِ ریزبینی شدهایم.
۴. ساندرلند
بسیاری از باشگاهها به سبکِ قدیمی برمیگردند، اما ساندرلند با این یکی واقعاً قدیمی رفته، کیتِ خانگیِ ۲۷-۲۰۲۶ آنها ادای احترامی به پیراهنشان از… ۱۹۳۷ است، زمانی که برای اولین بار جامِ حذفی را بردند. و نه فقط این که از طرح تقلید میکند، بلکه از نزدیک نگاه کنید و یک طرحِ «S» شکل را در سراسر پیراهن خواهید دید، که در واقع بازتولیدِ دستههای جامِ حذفی هستند. و داخلِ یقه، نامِ بازیکنانِ آن بازی را دوختهاند. این ارتباط با گذشته عالی است، اما حتی اگر آن نبود، این کیت نسبتاً زیبا به نظر میرسد — از دور که نگاه کنید نسبتاً ساده است، اما وقتی بزرگش کنید چیزهای بیشتری در آن هست.
۳. منچستریونایتد
حالا این یک پیراهنِ واقعیِ منچستریونایتد است، و به شما میگویم چرا: آنها نسبتِ رنگِ درست را برای یک پیراهنِ یونایتد به درستی اجرا کردهاند. میخواهید بدنهٔ اصلی قرمز باشد، واضح است، بعد میخواهید تزیینات سفید باشد و میخواهید تزییناتِ ثانویه — حدود یک سومِ مساحتی که سفید پوشانده — مشکی باشد. و دقیقاً همین را اینجا داریم، با خطوطِ آدیداس به رنگِ سفید اما مشکی به طورِ محدود روی یقه و سرآستینها ظاهر میشود. توضیحات میگوید از پیراهنهای یونایتد در اواسط دههٔ ۱۹۷۰ الهام گرفته شده، اما همچنین یادآورِ پیراهنِ ۱۹۹۰ آنها با یقه است. خیلی خوب.
۲. لیورپول
این ادای احترامی اینچنین واضح و تحتاللفظی به یک کیتِ قدیمیِ لیورپول است، که برای جذبِ نوستالژیکهای یک سنِ خاص طراحی شده، که احساس میکنم کمی سادهلوح هستم که به یاد آن میافتم. اما در نهایت: چه اهمیتی دارد! چه کیتی! حتی اگر ادای احترامی مستقیم به پیراهنِ ۹۱-۱۹۸۹ آنها نبود، عالی به نظر میرسید، آن لکهها و خطهای سفید روی پسزمینهٔ قرمز باعث میشود کمی شبیه لباسِ کارِ نقاشان به نظر برسد… اما به روشی خوب. کاملاً استثنایی است، بهترین چیزی که لیورپول در سالهای اخیر به نظر رسیده — و آنها قبلاً هم نسبتاً خوب به نظر میرسیدند. حتی آن نوارهای عجیباً ضخیمِ پایینِ شانهها که آدیداس اصرار دارد برای همهٔ پیراهنهایش استفاده کند، نمیتواند آن را خراب کند.
۱. کاونتری سیتی
بله! بله! بله! به لیگ برتر خوشآمدید، کاونتری سیتی: شما خارقالعاده به نظر میرسید. آنهایی از ما که به اندازهٔ کافی سن داریم تا آخرین باری که کاونتری در دستهٔ اول بود را به یاد آوریم، از بازگشتشان خوشحال شدیم، موجی از نوستالژی دورمان پیچید وقتی چشمانمان را بستیم و به نامهایی مثل نوئل ویلان، دارن هاکربی و مصطفی حاجی فکر کردیم. و خبرِ واقعاً عالی این است که آنها نه تنها برگشتهاند، بلکه با بهترین کیتِ خانگیِ فصل برگشتهاند. الگوی لکلکدار — که ظاهراً از جشنهای پس از پیروزیشان در فینالِ جامِ حذفیِ ۱۹۸۷ الهام گرفته شده — در نوارهای آبی به زیبایی با سفید تضاد دارد، یقه تمیز و ساده است، و حتی لوگوی اسپانسر به شکلی خیرهکننده خودنمایی میکند. فوقالعاده.
اینفانتینو درس نمیگیرد: پروژه جنجالی جدید
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو؛ جانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون جهانی فوتبال، در سال گذشته مذاکراتی با سرمایهگذاران بخش خصوصی برای راهاندازی و تجاریسازی یک تورنمنت جهانی زیر ۱۵ سال داشته؛ مسابقاتی که ایده برگزاری آن از رقابتهای مشهور بیسبال الهام گرفته شده است.
پروژه جدید جانی اینفانتینو برای برگزاری یک تورنمنت جهانی زیر ۱۵ سال با مشارکت سرمایهگذاران خصوصی، در شرایطی مطرح شده که رئیس فیفا به دلیل کنار گذاشتن طرح ایجاد یک شرکت تجاری برای فروش بخشی از داراییها و فعالیتهای این نهاد، با انتقادات زیادی روبرو شده است.
این پروژه قرار بود به شکل یک "جشنواره فوتبال جوانان" برگزار شود و تیمهای ملی ۲۱۱ کشور عضو فیفا در آن حضور داشته باشند. طبق طرح اولیه، نخستین دوره این مسابقات فقط برای پسران برگزار میشد و بازیها زمان کوتاهتری داشتند و در زمینهایی کوچکتر از اندازه معمول برگزار میشدند.
حمایت احتمالی مالک چلسی
اتلتیک میگوید شرکت "Eldridge Industries" از پروژه حمایت کرده بود. این شرکت توسط تاد بولی، رئیس باشگاه چلسی و یکی از مالکان تیم بیسبال لسآنجلس داجرز، تأسیس و اداره میشود.
حتی مذاکراتی با شبکه "ESPN" نیز انجام شده بود. این شبکه سالهاست مسابقات "Little League World Series" را پوشش میدهد و هدف از مذاکرات، برگزاری این رویداد در مجموعه "Disney World" در اورلاندو، فلوریدا بود.
ESPN قرار بود پخش مسابقات در آمریکا را برعهده بگیرد و مراسم افتتاحیه و اختتامیه در پارکهای تفریحی دیزنی برگزار شود.
ایده برگزاری جام جهانی زیر ۱۵ سال پیش از این و در جریان جلسه شورای فیفا در دسامبر ۲۰۲۵ مطرح شده بود، اما آن زمان جزئیات مربوط به تجاریسازی مسابقات و مشارکت سرمایهگذاران خصوصی علنی نشده بود.
بر اساس گزارش اتلتیک، این برنامهها پیش از آغاز جام جهانی در ماه ژوئن متوقف شدند. هنوز مشخص نیست پروژه به طور کامل کنار گذاشته شده یا فیفا ممکن است در آینده دوباره آن را مطرح کند.
کودتای خاموش در پرسپولیس! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.

بازی تراکتور و پرسپولیس 100 درصد بدون تماشاگر است

تصاویر خاص و دیدهنشده از شادی پس از گل پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان

خداحافظی احساسی منیر با استقلال؛ همیشه آنطور که تصور میکنیم پیش نمیرود +عکس

کلیپ تشویق ایسلندی ستاره های پرسپولیس پس از برتری 4 بر 1 مقابل استقلال خوزستان

سفر تیم ملی والیبال به روسیه

