
ثبتنام حج 1406 زودتر آغاز میشود

میرهاشم حسینی: راه شهدا، راه «ما میتوانیم» است/ به جوانان امید بدهیم - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بیست و چهارمین دوره یادواره شهدای روستای پیل عصر امروز در گلزار شهدای این روستا برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام میرهاشم حسینی سخنرانی کرد؛ حاج صادق آهنگران و مرتضی بهاری مداحی کردند. سید ایمان یاراحمدی هم اجرای آن را برعهده داشت.
حجت الاسلام میر هاشم حسینی با اشاره به ویژگیهای شهدا گفت: در این جلسه ویژگی شهدایی که توانستند جبهه حق و ارزشهای آن را زنده نگه دارند، بیان میکنم؛ اولین ویژگی کسانی که راه انبیا را زنده نگه میدارند این است که به دیگران امید میدهند. آنها امید را در دل جوان و نوجوان زنده نگه میدارند. تاریخ مقاومت مردم بوشهر، الگوی ایستادگی در برابر دشمن است
وی ادامه داد: عزیزانم، به جوانان خود امید بدهید. دشمن با حمله به قلب و ذهن بچههای ما تلاش میکند امید را از آنان بگیرد. دشمن میخواهد امید را از ما بگیرد اما پدر و مادر، معلم و هر کسی در هر جایگاهی که هست، باید امیدبخشی کند. با این کار میتوان راه حق را زنده نگه داشت. راه شهدا، راه "ما میتوانیم" است، پس باید امید داشته باشیم.
وی با اشاره به ضرورت حفظ اتحاد و انسجام مردمی برای ناامید کردن دشمن گفت: امروز اگر دشمن ضعفی از ما ببیند، حتما حملهاش را شدیدتر میکند. انسجام و اتحاد ما حول ولی فقیه باید تقویت شود تا بتوانیم در مقابل این دشمن بایستیم.
حجت الاسلام حسینی در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به ویژگی دوم شهدا گفت: ویژگی دیگر کسانی که جبهه حق را زنده نگه میدارند، این است که رنگ خدایی دارند؛ یعنی تجلی جمال و جلال الهی هستند و وقتی با آنان نشست و برخاست میکنید، میبینید که جلوهای از وجوه الهی را در خود دارند. ویژگی سوم هم این است که زندگی جهادی دارند و آن را متصل به زندگی فاطمی کردهاند. زندگی فاطمی دارای ویژگیهای مهمی است که حتما باید آن را فرا گرفت و به کار بست. ویژگی چهارم شهدا هم این است که به افراد مختلف و خانواده خود مدد میرسانند.
او در پایان تاکید کرد: ویژگی پنجم چنین افرادی که راه حق را زنده نگه میدارند این است که هرگز به دشمن ضعف نشان نمیدهند؛ یعنی در شرایط سخت تحریم از خود ضعف بروز نمیدهند. همه ما باید سعی کنیم این ویژگیها را در خود تقویت کنیم تا بتوانیم جبهه حق و ارزشهای آن را پاسداری کنیم و زنده نگه داریم.
انتهای پیام/
چهل روز پس از وداع | حرم رضوی دوباره میزبان دلتنگی مردم برای رهبر شهید
به گزارش شهرآرانیوز، چهل روز از آن روز تاریخی مشهد گذشته و تاریخ تقویم ما را به ۲۹مردادماه ۱۴۰۵ رسانده تا بار دیگر شاهد اشک و حسرت مردم ایران برای شهادت رهبری باشند که یک عمر مجاهدت و تلاش و ایستادگی را مشق کرد و به امت خود آموخت تا امروز با وجود مصائب جنگ، همچنان پای پرچم و وطن تکلیف خود را با استعانت از ایرانیترین رهبر تاریخ این کشور، ارادت خود را نشان دهند.
چهل روز پیش از این، پنجشنبه ۱۸تیر ۱۴۰۵، پیکر مطهر رهبر شهید در رواق دارالذکر حرم نورانی امام رضا (ع) به خاک سپرده شد تا زین پس، رنگ و بوی دیگری به مفهوم زیارت ببخشد. در آن روز، مشهد نفسهایش را حبس کرده بود؛ از سالمندان ویلچرنشین، کودکان، مردان و زنان و جوانان از سرتاسر نقاط کشور، همه یکصدا شده بودند تا با کسی وداع کنند که برایشان، نماد ایمان و ایستادگی و وطن پرستی بود. خیابانها به موکب تبدیل شده بود و چای و نذری، رنگ و بوی همبستگی ملی داشت.
اکنون در چهلمین روز تدفین رهبر شهید، این ارادت دوباره در حرم امن جانان که پناه عالم است به اوج رسید. مردمی که با او زیستند، سوگند یاد کردند که راه او را ادامه خواهند داد. حرم امام رضا (ع) این روزها، نه فقط پناهگاه زائران که میعادگاه عاشقانی بود که برای تجدید میثاق با «آقای شهید ایران» گرد آمده بودند؛ تا بگویند که یاد و نام او تا ابد در رگ این ملت جریان خواهد داشت.
رواق دارالذکر، در چهلم تدفین رهبر شهید نمایشی از دلتنگی و فراق زائران ومجاوران بود که لحظهای از جمعیت خالی نبود. جمعیت هرچه جلوتر میرفت صدای هقهق و گریههای بلند فرزندانی که پدر از دست دادند بیشتر میشد.
کمکم قدمها به آرامگاه و مرقد نورانی رهبر شهید نزدیکتر میشود. قاب عکسی از آقای شهید ایران در وسط رواق دارالذکر، قرار دارد که گویی صاحب این مزار به زائرانش خوشآمد میگوید، قاب عکس، تصویری از رهبر شهید را نشان میدهد که مثل همیشه دستشان را به نشانه سلام و سپاس در سخنرانیها بالا میبردند و مردم به شوق این دیدار، تکبیر میگفتند و برای او آرزوی سلامتی میکردند، اما حالا، هر زائری که پا به این رواق میگذارد از آقا میخواهد برای سلامتی فرزند خلفش و این امت، دعا کند. خبرنگار مرتضی محمدپور
آخرین فرصت متقاضیان حج ۱۴۰۶
به گزارش ایسنا، اکبر رضایی با اشاره به تغییر فرایند ثبتنام حج تمتع ۱۴۰۶ یادآور شد: بر اساس برنامهریزیهای انجامشده در سازمان حج و زیارت، امسال روند ثبتنام نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده است و متقاضیان ابتدا در سامانه «حج من» اعلام آمادگی کردند و پس از آن، فرایند معاینات پزشکی برای احراز استطاعت جسمی آنان است که در حال انجام است.
او با بیان اینکه فهرست پزشکان معتمد برای انجام معاینات پزشکی اعلام و اطلاعات مربوط به پزشکان نیز برای متقاضیان پیامک شده است، گفت: برای اینکه در روند برنامهریزیها خللی ایجاد نشود و بتوان فرایند دریافت روادید را انجام داد از متقاضیان عزیز درخواست میشود برای انجام معاینات به پزشکان معاین مورد تایید مرکز پزشکی حج و زیارت مراجعه نمایند و این مهم را به روزهای پایانی موکول نکنند.
معاون حج و عمره سازمان حج و زیارت تأکید کرد: دریافت «رقم طلب» دارای بازه زمانی مشخصی است و افرادی که با وجود اعلام آمادگی، فرایندهای لازم را در مهلت تعیینشده تکمیل نکنند، امکان ادامه حضور آنان در چرخه اعزام حج ۱۴۰۶ فراهم نخواهد شد و ناگزیر ظرفیتهای ایجادشده در اختیار متقاضیان در نوبت قرار میگیرد که برای حضور در حج سال آینده اعلام آمادگی خواهند کرد.
معاون سازمان حج و زیارت گفت: معاینات پزشکی توسط حدود ۳۰۰ پزشک در سراسر کشور انجام میشود و متقاضیان باید با همراه داشتن مدارک مورد نیاز اعلامشده، هرچه سریعتر به پزشک تعیینشده مراجعه و نسبت به تعیین تکلیف استطاعت جسمی خود اقدام کنند.
«دُرّة المعانی» اثر کیست؟
از آنجا که در برخی محافل علمی، بهصورت مکتوب یا شفاهی، درباره میزان قطعیت انتساب کتاب دُرّة المعانی فی تفسیر سورة الإخلاص و السبع المثانی به علامه ملاعبدالله بهابادی پرسشها و ابهامهایی مطرح شده است، این نوشتار درصدد است برخی از قرائن و شواهد مؤید این انتساب را گردآوری و ارائه کند.
بنابراین، مقصود از طرح این بحث، ایجاد تردید در اصل انتساب کتاب به علامه بهابادی نیست؛ بلکه هدف، بررسی و تقویت درجه اطمینان و قطعیت این انتساب بر اساس شواهد موجود است.
مطالب پیشرو بهصورت فشرده و اجمالی، و با رعایت اختصار، تقدیم خوانندگان و پژوهشگران میشود. بدیهی است بررسی جامعتر این موضوع، نیازمند مطالعه نسخههای خطی، مقابله متن، بررسی شیوه نگارش، تحلیل محتوایی و تطبیق آن با دیگر آثار مسلمالانتساب علامه بهابادی است.
۱. سابقه تألیف در موضوع تفسیر قرآن کریم
در میان تألیفات ایشان، کتاب التجارة الرابحة فی تفسیر السورة والفاتحة از مهمترین آثار تفسیری ایشان است که مرحوم آقابزرگ طهرانی نیز به آن اشاره کرده است.
همچنین وجود کتابی با عنوان حاشیه بر تفسیر بیضاوی از علامه بهابادی، از علاقه و تبحر ایشان در موضوع تفسیر قرآن کریم حکایت دارد.
۲. تصریح مؤلف در ابتدای کتاب به اتمام رساله مشهور به التجارة الرابحة.
مؤلف در آغاز کتاب درة المعانی عبارتی آورده است که بهروشنی نشان میدهد پس از فراغت از تألیف کتاب التجارة الرابحة به نگارش اثر دیگری با نام درة المعانی پرداخته است. از آنجا که انتساب کتاب التجارة الرابحة به علامه بهابادی مسلم است، این تصریح میتواند مؤیدی بر صحت انتساب درة المعانی به ایشان نیز باشد.
عبارت ایشان در ابتدای کتاب درة المعانی:
أما بعد فلما وفقنی الله لإتمام الرسالة المشهورة بالتجارة الرابحة فی تفسیر السورة والفاتحة [و] کانت مطولة مبسوطة مشتملة على علوم کثیرة، وکان من هو غایتها و بدولته و بحق تربیته و الطافه وصلت إلى نهایتها أعنی الذی جعلناها باسمه، وهی الحضرة السنیة المضیة من الأوجه الموسویة المحمدیة العلویة، المتطاولة رقاب الملوک والسلاطین دون ماطر سحابه و المفتخرة شفاه الأعالی والخواقین فی تلثیم عتبة بابه الخافض لأهل الفضل الجناح، و المربّی لهم تربیة الولد بل أعز لوجه الله تعالى ذخراً لیوم یمتاز فیه الفساد من الصلاح نافی الجهلة و الطغاة و الکفرة و جاعل أمر المعروف و نهی المنکر و مجالسة العلماء و الفضلاء بضاعته مدة عمره، المؤید من الرب السید السند عبد المطلب أبقى الله آثار جلال قدره إلى یوم البعث والطلب لکثرة شواغله فی تعدیل الممالک، وإصلاح ما ینجی من المهالک، و اهتمامه لطلب الفضل من کل باب و إقامة أمر «إنّ الله یَأمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» بین الأعداء و الأحباب، لم یمکنه الإحاطة بمکنوناتها، والوصول إلى ذروة إفاداتها، فاقتصرنا على ما یجزئ للفاتحة و السورة فجرى الشرح منهما الصیغة و المطارحة الصرفیة و النحویة، والقراءة مع بعض نکات العلوم العربیة، لتکون دستوراً لمعرفة دقائق هذه العلوم، مستعینین بالحی القیوم، و مؤملین منه أن ینظر إلیها نظر العارف، حتى یفوز بما فیها من المعارف. وسمیتها درة المعانی فی تفسیر سورة الإخلاص والسبع المثانی وأسأل الله التوفیق و هدایة الطریق، إنّه مفیض التدقیق و التحقیق. فنقول…
۳. ارجاعات متعدد به کتاب مفصل خود، التجارة الرابحة. مرحوم علامه بهابادی در این کتاب، پنج مرتبه بهطور صریح از کتاب التجارة الرابحة خود یاد میکند یا به آن ارجاع میدهد. این امر نیز دلیلی دیگر بر انتساب درة المعانی به ایشان بهشمار میآید.
به عنوان نمونه دو مورد از این ارجاعات را میآوریم:
در صفحه ۵۰ این کتاب، در چاپ کنگره علامه ملاعبدالله بهابادی، در توضیح آیه «الحمدلله رب العالمین» میگوید: فقد أشبعت الکلام فی ذلک فی التجارة الرابحة سیما مع العالمین. در صفحه ۵۲، ذیل «الرحمن الرحیم» میگوید: و فی هذین اللفظین من المعانی ما تعجز عنه الأقلام ولا ینقش بالأرقام، والله الموفق لإتمامه، فلیطلب بعضه من التجارة الرابحة لأن هذا المقام مقام اختصار الکلام.
۴. نگارش کتاب مفصل و سپس تلخیص آن، روشی متعارف در میان علمای سلف. در میان علمای شیعه و سنی، بسیار دیده میشود که اثری را نخست بهصورت مفصل و مبسوط نگاشته، سپس به دلایلی آن را مختصر یا تلخیص کردهاند؛ گاه نیز مختصر، مشتمل بر نکات تازهای بوده است.
از جمله دلایل این امر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
هزینه کمتر، سهولت در حمل و استفاده، امکان فراگیری و رواج بیشتر در میان عموم و حذف جزئیات و مطالب دشوار یا کمفایده برای همه مخاطبان.
برای مثال در میان علمای شیعه، مرحوم ابنمیثم بحرانی شرحی مفصل بر نهجالبلاغه در چند جلد نگاشت و سپس آن را مختصر کرد، و بار دیگر نیز تلخیصی موجزتر از آن ارائه داد.
در میان اهل سنت نیز تفتازانی نمونهای شناختهشده است؛ چنانکه بر تلخیص المفتاح خطیب قزوینی شرحی مطول نوشت و سپس مختصر المعانی را تألیف کرد. بنابراین، نهتنها چنین کاری از سوی مرحوم علامه بهابادی بعید نیست، بلکه کاملاً در سنت علمی رایج قابل فهم است؛ بهویژه آنکه بهاحتمال، در درة المعانی نکاتی آمده که در تفسیر مفصل ایشان، یعنی التجارة الرابحة، بدان صورت نیامده است.
۵. وجود نکات ادبی در عصری که صرف و نحو رونق داشته است.
مرحوم علامه بهابادی استاد شیخ بهایی بوده است، و شیخ بهایی و همعصران او در علوم ادبی، بهویژه صرف و نحو، تبحر فراوان داشتهاند؛ بهگونهای که احاطه شیخ بهایی بر ادبیات عرب در آثار او، از جمله در رساله معروف صمدیه، بهخوبی آشکار است.
علامه بهابادی نیز در چنین فضایی علمی میزیسته است. با توجه به وجود نکات فراوان ادبی، صرفی و نحوی در این کتاب، این امر نیز میتواند مؤیدی دیگر بر صحت انتساب درة المعانی به ایشان باشد.
۶. وجود نکات بلاغی در کتاب، مؤیدی دیگر
مرحوم علامه بهابادی از ذوق و شمّ بالایی در فصاحت و بلاغت برخوردار بوده است. وجود دو اثر ارزشمند در میان تألیفات ایشان، در حوزه معانی و بیان، مؤید این مطلب است:
حواشی بر حاشیه خطائی
حاشیه شریفیه
با توجه به این سابقه، و نیز با عنایت به اینکه در درة المعانی نکات بلاغی متعددی آمده و مؤلف در ضمن تفسیر این دو سوره به مناسبت از ظرایف فصاحت و بلاغت نیز سخن گفته است، این ویژگی نیز میتواند مؤیدی بر مدعای ما باشد.
۷. تعبیر «السید السند»، قرینهای دیگر
در مقدمه و خاتمه کتاب، از شخصی با عنوان «السید السند» یاد شده که کتاب به نام او نوشته شده است. نکته قابل توجه آن است که همین عنوان در برخی دیگر از آثار علامه بهابادی، از جمله رسالة التشکیک، نیز آمده است. این امر از ارتباطی عمیق میان مؤلف و آن شخصیت حکایت دارد.
از مجموع این قرائن، مؤیدی خاص به دست میآید که نویسنده درة المعانی همان نویسنده رسالة التشکیک، یعنی علامه بهابادی، است.
عبارت خاتمه کتاب: و کنت أرید لهذا السید السند - الذی دل فعله على أنه من أولاد محمد المصطفى علیه وآله صلوات العلی الأعلى - بعض الأوراد الخفیفة المؤونة، الکثیرة الثواب، فلم أر له أکثر من تکرار هذه السورة و أن یقول: اللهم صل على محمد و آل محمد کما صلیت على إبراهیم و آل إبراهیم.
۸. اُنس با قرآن ناطق، مدخلی برای فهم قرآن صامت
از مناصب مرحوم علامه بهابادی، تولیت حرم مطهر امیرالمؤمنین علیهالسلام بوده است. این منصب، از ارادت قلبی ایشان و نیز قرب مکانی و معنوی او به ساحت امام علیهالسلام حکایت دارد.
بر اساس روایات متعدد، حقیقت قرآن با اهلبیت علیهمالسلام و در رأس آنان امیرالمؤمنین علیهالسلام پیوندی عمیق دارد، و یکی از بهترین راههای ورود به فهم قرآن کریم، تمسک به آستان ولایت است.
مرحوم علامه، چه در دوران اقامت در نجف و چه در ایام تولیت، از این مصاحبت و مقارنت معنوی بهرهمند بوده است، و این قاعدهای طبیعی و الهی است که مصاحبت، مشابهت میآورد. از اینرو، بعید نیست که ایشان، که دلداده مفسر حقیقی قرآن بوده، خود نیز به تفسیر قرآن روی آورده باشد.
۹. وجود برخی عقائد خاص شیعی، متناسب با شخصیت و منصب مؤلف.
در کتاب درة المعانی به مطالبی تصریح شده که از مختصات اعتقادی شیعه بهشمار میرود. این امر با شخصیت علمی و مذهبی علامه ملاعبدالله بهابادی و نیز با منصب تولیت ایشان تناسب کامل دارد.
برای نمونه، در ابتدای بحث «بسم الله الرحمن الرحیم» از سوره مبارکه حمد میگوید: بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أجمع أصحابنا أنها آیة من الحمد و من کل سورة، وأن من ترکها فی صلاته بطلت، فرضاً و نفلاً، و أنه یجب الجهر بها فیما یجهر فیه بالقراءة.
در این عبارت، چند نکته قابل توجه است:
تعبیر «أصحابنا» که دلالتی روشن بر انتساب مذهبی شیعی دارد؛
اعتقاد به اینکه بسمله جزئی از سوره حمد و هر سوره است؛
و نیز احکام مترتب بر آن در نماز.
اینگونه تصریحات و نکات مشابهی که در صفحات بعدی کتاب نیز دیده میشود، با هویت اعتقادی و جایگاه دینی و تولیتی علامه بهابادی سازگار است و میتواند از مؤیدات انتساب کتاب به ایشان بهشمار رود.
۱۰. وصف دقیق خداوند در خاتمه کتاب
در پایان کتاب، مؤلف با عبارتی دقیق و سنجیده، خداوند را حمد و سپاس گفته و از او طلب رحمت میکند: إنه أکرم المسؤولین و أرحم الراحمین»
این نحوه کاربرد تعبیر، خود نکتهای بلاغی و ذوقی در بیان است، و صدور چنین تعبیر سنجیدهای از شخصیتی مانند مرحوم علامه بهابادی کاملاً متوقع و متناسب با شأن علمی اوست.
نتیجه
با توجه به مجموعه قرائن و شواهد بررسیشده ـ از جمله سابقه تفسیری علامه ملاعبدالله بهابادی، تصریح مؤلف در آغاز کتاب به تألیف پیشین خود، ارجاعات متعدد به التجارة الرابحة، همخوانی محتوای علمی و ادبی دُرّة المعانی با دیگر آثار مسلمالانتساب ایشان، کاربرد تعابیر و مضامین مشترک، و نیز سازگاری مباحث اعتقادی کتاب با شخصیت علمی و مذهبی مؤلف ـ میتوان گفت انتساب این اثر به علامه ملاعبدالله بهابادی، از پشتوانهای قابل توجه برخوردار است.
ازاینرو، شواهد موجود نهتنها اصل انتساب کتاب را تأیید میکند، بلکه در تقویت درجه اطمینان و قطعیت آن نیز مؤثر است. بااینحال، داوری نهایی درباره میزان قطعیت انتساب، نیازمند بررسیهای تکمیلی، از جمله مطالعه و مقابله نسخههای خطی، تحلیل دقیق سبکشناختی و زبانی، و تطبیق جامعتر متن با دیگر آثار مسلمالانتساب علامه بهابادی است.
انتهای پیام/
محمدرضا حکیمی؛ آنگونه که زیست، آنگونه که خواست/ ساخت «خانه علامه حکیمی» مورد تایید نیست
متن یادداشت بدین شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم
پنج سال گذشت...
پنج سال از رفتن برادرم، استاد محمدرضا حکیمی؛ و پیش از او، برادر دیگرم، حاج شیخ علی آقا؛ دو برادری که یک عمر، در کنار یکدیگر، از روزهای سخت غربت دین و عدالت گفتیم و نوشتیم و کوشیدیم آنچه از قرآن و تعالیم پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) فهمیدهایم، بیپیرایه و بیملاحظه این و آن، به نسلهای پس از خود برسانیم.
اکنون من ماندهام و خاطرهٔ بیش از هشتاد سال زندگی با دو برادر؛ از خانه پدری در مشهد، از حوزه و درس و کتاب، از استادان بزرگ مکتب معارف خراسان، از شبها و روزهای تألیف «الحیات»، تا گفتوگوهای بیپایان دربارهٔ انسان، توحید، عدالت، فقر، محرومان و آن اسلامی که اگر در زندگی انسان و جامعه حضور یابد، باید نخست آثار آن را در زندگی فرودستان و محرومان بتوان دید.
محمدرضا، بیش از آنکه اهل سخن باشد، اهل درد بود.
درد دین داشت؛ اما دینی که از انسان جدا نیست.
درد قرآن داشت؛ اما قرآنی که برای اقامهٔ قسط آمده است.
درد اهلبیت(ع) داشت؛ اما اهلبیتی که عدل را میزان حکومت و کرامت انسان را حرمت الهی میدانستند.
و درد محرومان داشت؛ همان کسانی که بارها فریاد برمیآورد اگر دین نتواند حق آنان را از اغنیا و قدرتمندان بستاند، از حقیقت اجتماعی دین چه باقی خواهد ماند؟
او عمر خویش را برای گردآوردن مال و ساختن نام و نشان صرف نکرد. قلم زد، کتاب نوشت، نسلهایی را به اندیشیدن فراخواند، از عدالت گفت و بر سر عدالت پای فشرد؛ اما از آنچه برای دیگران میخواست، برای خود چیزی نخواست.
او از دنیا رفت، اما مسئلهای که یک عمر درباره آن فریاد زد، همچنان باقی است:
انسان، عدالت، و محرومان.
اگر میخواهیم حکیمی را بزرگ بداریم، راه آن ساختن عنوانها و بناها و افزودن بر تشریفات نیست. حکیمی را باید در «الحیات» خواند؛ در «الحیات» شناخت؛ در «الحیات» و دیگر آثارش، صدای قرآن و حدیث را دربارهٔ عدالت شنید؛ و از خود پرسید چرا در جامعهای که اسلامیست، هنوز انسانی به سبب فقر، از حق زندگی شایسته محروم است؟
این پرسش حکیمی است؛ و تا هنگامی که فقر هست، تبعیض هست، محرومیت هست و انسانی در کنار سفرههای رنگین، گرسنه میماند، این پرسش نیز زنده است.
و اکنون، در پنجمین سال رفتن او، لازم میدانم نکتهای را صریح و بدون هیچ ابهامی یادآوری کنم؛ زیرا حفظ حقیقت زندگی انسانها نیز، حقی است که نباید در گذر زمان دگرگون شود.
مرحوم استاد محمدرضا حکیمی در تهران صاحب منزل نبود.
او بخش زیادی از سالهای اقامت خود در تهران را در خانههای استیجاری گذراند و از دنیا رفت، بیآنکه خانهای از خود در تهران داشته باشد. این نیز بخشی از همان زندگی ساده و بیتعلقی بود که نزدیکان او سالیان دراز از نزدیک دیده بودند.
ازاینرو نسبت دادن هر خانه یا ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی»، اگر مقصود از آن خانه و ملک متعلق به ایشان باشد، خلاف واقع است.
مهمتر آنکه نه خود استاد محمدرضا حکیمی و نه اینجانب هیچگاه رضایتی به مطرح ساختن خانهای به نام «خانهٔ علامه حکیمی» یا تبدیل محل سکونت استیجاری ایشان به عنوان و نشانی برای بزرگداشت نداشتهایم.
برادرم در وصیت شرعی خویش نیز تکلیف امور مربوط به آثار، نام، اسناد، تصاویر، خاطرات و بزرگداشتهای خود را روشن کرده و نظارت بر آنها را به «مؤسسه الحیات؛ مرکز حفظ و نشر آثار» و وصی خویش امیرمهدی حکیمی سپرده است.
بنابراین، هر اقدامی برخلاف این رضایت و وصیت، صرفنظر از هر نیت و عنوانی که برای آن ذکر شود، مورد رضایت ما نیست.
حرمت عالِم، تنها به بزرگداشت نام او نیست؛ به رعایت حق و رضایت او نیز هست.
نمیتوان کسی را تکریم کرد و در همان حال، وصیت او را نادیده گرفت.
نمیتوان از اخلاق سخن گفت و رضایت صاحب حق را کنار گذاشت.
و نمیتوان به نام حفظ میراث یک عالم دینی، کاری کرد که خود او بدان رضایت نداشته است.
ازاینرو اعلام میکنم هرگونه انتساب ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی» و هرگونه اقدام، ثبت، بهرهبرداری فرهنگی یا تبلیغی بر پایهٔ چنین انتسابی، بدون رضایت صاحبان حق و برخلاف وصیت و ترتیبات مقرر از سوی آن عزیز از دست رفته، فاقد رضایت شرعی ماست و در فرض تصرف در حقوق اشخاص یا مخالفت با وصیت معتبر، نمیتوان آن را به نام تکریم آن مرحوم توجیه کرد.
محمدرضا از خانهای رفت که خانه او نبود؛
اما اندیشهای بر جای گذاشت که خانهاش میتواند جان هر انسان عدالتخواهی باشد.
اگر برای حکیمی خانهای میخواهیم،
خانهٔ او کتابهای اوست؛
«الحیات» اوست؛
اندیشهٔ عدالتخواه اوست؛
و هر جامعهای که در آن، انسان تحقیر نشود و محرومی بیپناه نماند.
محمّد حکیمی-مرداد۱۴۰۵-مشهد»

ببینید| رهبری آیتالله مجتبی خامنهای حقیقت شگفتانگیزی را آشکار کرد - تسنیم

واقعگرای پرشور

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز میشوند - تسنیم

ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنهای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

دزدی هنری در سالزبورگ

