قیمت طلا امروز




 خبرگزاری جام جم / ۱۴۰۵/۰۳/۲۶

توقف جنگ با شروط ایران

جنگی که در ابتدا با خطای محاسباتی دشمن آغاز شد، به تدریج به حوزه اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و تجارت بین‌المللی کشیده شد و همین مساله باعث شد معادلات اولیه واشنگتن و متحدانش دستخوش تغییر شده و به سرافکندگی دشمن منجر شود.
 توقف جنگ با شروط ایران



۴ ساعت قبل / سایت انتخاب

ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا گفته از ابتدای سال جاری تا ۶ اوت، ۷۴ حادثه در مسیر عمانی تنگه هرمز گزارش شده. فرمانده کل سپاه هم از لزوم تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی سخن گفته است.

تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:

در روز چهل و یکم جنگ سوم چه گذشت؟(۳۰ مرداد ۱۴۰۵)/ فرمانده کل سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز، تداوم پرشتاب "راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی" ضرورت دارد/معاون وزیر دفاع: قبل از جنگ امکانات دفاعی و نظامی خود را جابه‌جا کرده بودیم؛ دشمن به کاهدان زد/گفتگوی وزیر خارجه عمان و عراقچی درباره شرایط ازسرگیری مذاکرات/المانیتور به نقل از مقامات عمانی: از مواضع ترامپ متحیریم؛ او می‌خواهد برای شکست در جنگ قربانی پیدا بکند

اخبار مربوط به روز چهل و دوم جنگ سوم و روز صد و سی و هفتم آتش بس (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) به شرح زیر است:

وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۱۴ وال استریت ژورنال نوشت:

دَن دریِسکال، وزیر ارتش آمریکا، انتظار می‌رود تا پایان سال از سمت خود کناره‌گیری کند؛ این تصمیم پس از ماه‌ها تنش با پیت هگست، وزیر دفاع، مطرح شده است.

کناره‌گیری او شکاف رهبری در ارتش آمریکا را عمیق‌تر خواهد کرد؛ ارتش در حال حاضر نیز پس از برکناری ژنرال رَندی جورج در آوریل، فاقد یک رئیس ستاد ارتش است که تأییدیه سنا را داشته باشد.

دریسکال، که از متحدان جی‌دی ونس و از نیروهای سابق رنجر ارتش است، در طول ۱۸ ماه حضورش در این سمت بر نوسازی ارتش، استفاده از فناوری‌های تجاری و بهره‌گیری از درس‌های جنگ اوکراین تأکید داشت.  ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۱۰ خبرنگاری از ترامپ پرسید: درباره روی آوردن ایران به جنگ اقتصادی؛ آیا این نشان می‌دهد که گزینه‌های نظامی آمریکا محدود شده است؟

ترامپ در پاسخ ادعا کرد: نه، اصلاً. این‌طور نیست. یعنی داریم می‌بینیم چه اتفاقی می‌افتد.

ترامپ درباره ایران همچنین مدعی شد: «آن‌ها خیلی دوست دارند به توافق برسند، اما به نظر من هنوز آماده نیستند که توافق درست و مناسبی را انجام دهند.»

او ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.» سردار وحیدی: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی ضرورت دارد ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۲۳:۵۸ سرلشکر وحیدی، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» را به سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.

در این پیام‌آمده است: در چنین مقطع حساس و سرنوشت‌سازی، تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی به عنوان تنها راهکار هوشمندانه ضرورت دارد.

در بخش دیگری از این پیام آمده است: قدرت‌افزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی ادامه خواهد یافت تا ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بی‌بدیل در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.


۵ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

«نه» چین به جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران

جوان آنلاین: رئیس‌جمهور امریکا که نتوانسته در جنگ نظامی با ایران، دستاورد مدنظر خود را محقق کند، از برنامه برای عملیات اقتصادی بی‌سابقه علیه ایران خبر داد. در سایه واکنش‌های تند مقامات ایرانی و تحلیل‌هایی درباره بی‌نتیجه بودن چنین رویکردی، چین نیز مخالفت خود را با این اقدام خصمانه امریکا علیه ایران اعلام کرده است. 

«خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ» تعبیری است که دونالد ترامپ روز چهارشنبه از آن برای توصیف مرحله جدیدی از جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران استفاده کرده است. ترامپ در این پیام که آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D- Day) نامیده، نوشته است: «ایران فرصت توافق را از دست داده است و اکنون با جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه مواجه خواهد شد.» او تأکید دارد که این اقدام، فلج‌کننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ای خواهد بود که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است. ترامپ خطاب به کشور‌هایی که به ایران کمک می‌کنند هم نوشته است: «هر کشوری که به نهاد‌های مالی، کسب‌وکارها، فرودگاه‌ها یا نهاد‌های دولتی خود اجازه دهد هر نوع کمک اقتصادی به ایران ارائه کنند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی مواجه خواهد شد» او از متحدان امریکا خواسته است در این کارزار برای «منزوی کردن و شکست دادن تهدید ایران» به واشینگتن بپیوندند. رئیس‌جمهور امریکا شامگاه چهارشنبه هم به سؤال خبرنگاران در کاخ سفید درباره فشار‌های اقتصادی بر ایران این‌طور پاسخ داد: «ما چیز‌هایی داریم که می‌توانیم علیه ایران تحریم کنیم. ما تحریم‌های بسیار سختگیرانه‌ای داریم و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.» وی ادعای باز بودن تنگه هرمز را تکرار و ادعا کرد: «خطوط لوله زیادی در حال ساخت است. من فکر می‌کنم تنگه هرمز به اندازه گذشته مهم نخواهد بود.» دونالد ترامپ از گفت‌و‌گو با رادیو دبیلیوای‌بی‌سی ۷۷ نیز برای تکرار مجموعه لفاظی‌های خود علیه ایران استفاده کرد و با اشاره به اینکه نیروی هوایی ایران، بسیاری از رهبران ایران از بین رفته‌اند و کسی نمی‌داند که چه کسی ایران را رهبری می‌کند، مدعی شد: «چاره‌ای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام می‌دادم، ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.» اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا، نیز روز پنج‌شنبه مدعی شد: «اگر ما حداکثر فشار اقتصادی را اعمال کنیم، احتمالاً دیگر شاهد ازسرگیری گسترده عملیات نظامی نخواهیم بود.» بسنت همچنین مدعی شد که به همراه متحدان خود تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد. پس از مصاحبه بسنت با سی‌ان‌بی‌سی، قیمت نفت افزایش پیدا کرد. 

عراق و ترکیه، پس از چین

سید عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، خط و نشان ترامپ برای «شروع عملیات اقتصادی» علیه ایران را اقدامی در جهت انحراف افکار عمومی امریکا از بحران‌های مالی داخلی دانست و تصریح کرد: «اصرار بر ادامه سیاست‌های شکست‌خورده، تنها شکست‌های بیشتری به بار خواهد آورد و دشمنی ایرانیان را در پی خواهد داشت.» او عصر دیروز هم در توئیتی با اشاره به سوابق رؤسای جمهور امریکا که از اصطلاح «تحریم‌های فلج‌کننده»، «فشار حداکثری» و تسلیم بی قید و شرط صحبت کرده‌اند، نوشت: «این فیلم را قبلاً دیده‌ایم، همان داستان همیشگی فقط با قلدر‌های متفاوت» کاظم غریب‌آبادی، معاون وی، نیز با اشاره به تلاش‌های نظامی ماه‌های گذشته که نتیجه مطلوب واشینگتن را نداشته است، اعلام کرد: «جنگ نظامی نتیجه نداد، حالا اسم شکست بعدی را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌اند.» 

این رویکرد، واکنشی در سطح جهانی به ویژه از جانب چین را به دنبال داشته است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور، روز جمعه گفت: «پکن با تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی که فاقد مبنای حقوق بین‌الملل بوده و از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز نشده‌اند، مخالف است.» وی پنج‌شنبه هم گفته بود: «اعمال تحریم و فشار به حل مسئله کمکی نمی‌کند. چین از طرف‌های ذی‌ربط می‌خواهد مسئولانه عمل کنند و مسائل را از طریق ابزار‌های دیپلماتیک و سیاسی حل‌وفصل کنند.» نادر حبیبی، استاد دانشگاه برندایس، در گفت‌و‌گو با الجزیره تأکید دارد که چین هدف اصلی تحریم‌های تهدیدشده علیه کشور‌های کمک‌کننده به ایران خواهد بود و پس از آن عراق و ترکیه قرار خواهند گرفت. تحریم علیه ایران احتمالاً در نتیجه فشار امریکا و پس از گفت‌و‌گو میان مقام‌های دو کشور «تحمیل» شده است. حبیبی گفت اجرای این تحریم‌ها، به‌ویژه در مورد چین، با چالش روبه‌رو خواهد بود زیرا دولت چین به نهاد‌های خود هشدار داده است که با تحریم‌های امریکا همکاری نکنند. همچنین توقف تجارت زمینی با ترکیه و عراق دشوار خواهد بود. 

روسیه به ایران فشار نمی‌آورد

پس از چین، روسیه نیز علیه این رویکرد دولت ترامپ موضع گرفت. میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین، اعلام کرد سیاست اعمال فشار امریکا به این کشور اجازه نخواهد داد اهداف خود در قبال ایران را محقق کند. در «ایکس» نوشت: «ایران چندین دهه است که تحت تحریم‌های امریکا قرار دارد. تهران در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نشان داد که توان ایستادگی در برابر سیاست فشار حداکثری را دارد. اگر واشینگتن واقعاً می‌خواهد به هر یک از اهداف خود دست یابد، راه نادرستی را برگزیده است. نتایج مثبت تنها از طریق دیپلماسی صادقانه قابل دستیابی است. هرچه ایالات متحده زودتر به این واقعیت پی ببرد، بهتر خواهد بود.» واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد، روز پنج‌شنبه به خبرنگاران گفت: «علت این درگیری نه در کار‌هایی که ایران انجام داده یا نداده است، بلکه در تجاوز بی‌ملاحظه و ناموجهی است که توسط ایالات متحده علیه ایران آغاز شده است.» او با اعلام این که تصور نمی‌کند ایران از پایبندی به تفاهمات و توافقات موجود سر باز زده باشد، گفت: «روسیه، در اصل، هیچ فشاری بر هیچ‌کس، چه ایران و چه هر کشور دیگری، وارد نمی‌کند. ایران یک کشور مستقل است و حق دارد تصمیمات خود را بگیرد.» مجله پلیتیکو در گزارشی با استناد به گفته‌های مقام‌های سابق دولت ترامپ، سفرای امریکا و کارشناسان غرب آسیا، با اشاره به ادعای امریکا درباره اینکه این جنگ اقتصادی با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، نوشت که در این مورد تردید‌هایی وجود دارد. این مجله اشاره کرد که دونالد ترامپ منتظر تسلیم‌شدن ایران در نتیجه جنگ اقتصادی است ولی به نظر می‌رسد تهران مایل است بیشتر صبر کند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال‌شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان‌دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد. جیمز جفری، سفیر سابق که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، بر این باور است: «این یک جنگ فرسایشی است و مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است.» او افزود: «باور اینکه پس از بیست سال تحریم‌های امریکا و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.»

تردد تنها هفت شناور در تنگه هرمز

بنابر اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به ۴درصد سطح پیش از درگیری کاهش یافته است. داده‌های کشتیرانی کپلر نشان می‌دهد که عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در روز پنج‌شنبه در مقایسه با روز قبل کاهش یافته است و تنها هفت کشتی باری، شامل چهار کشتی ورودی و سه کشتی خروجی، از این گذرگاه راهبردی عبور کردند. گزارش‌ها حاکی است که هیچ‌یک از این شناور‌ها نفتکش یا حامل گاز طبیعی مایع نبودند، هرچند یک کشتی بسیار بزرگ حامل پروپان و بوتان از مسیر ایران از تنگه خارج شد. این در حالی است که آکسیوس به نقل از دو مقام امریکایی مدعی شد: «ارتش امریکا به‌طور محرمانه یک کریدور کشتیرانی برای ورود و خروج کشتی‌ها از تنگه هرمز ایجاد کرده تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از این مسیر عبور کند. نیروی هوایی امریکا نیز جنگنده‌هایی را برای مقابله با موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی روی این کریدور در اختیار دارد. حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز، تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ، از تنگه خارج می‌شود.» فاکس‌نیوز نیز مدعی شد: «ایران کم‌کم متوجه می‌شود که رئیس‌جمهور ترامپ و ارتش امریکا در خارج کردن مخفیانه نفت از تنگه هرمز تا سقف ۱۰ میلیون بشکه موفق هستند. بعضی شب‌ها به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه می‌رسد.» شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) حداقل ۴ میلیون بشکه نفت خام را با شرایط تحویل و بارگیری در خارج از تنگه هرمز به خریداران چینی فروخته است. آرامکو برای انتقال نفت به خارج از خلیج فارس، از خط لوله استراتژیک «شرق به غرب» استفاده می‌کند تا محموله‌ها را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ برساند. همچنین بهره‌گیری از پایانه‌های ذخیره‌سازی منطقه مانند بندر فجیره در امارات در دستور کار قرار دارد.


۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم

جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواج‌شان می‌گذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه می‌کردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیرو‌های جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقی‌ترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیست‌ها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی می‌گذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدت‌ها و خاطرات مردی می‌شود که در زندگی مشترک‌شان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است. 

چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟ 

ما در یک محله زندگی می‌کردیم و خانواده‌ها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را می‌شناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (می‌توانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید. 

پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟ 

نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواج‌مان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت. 

اولین نکته‌ای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟ 

حسن‌خلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل می‌شد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را می‌دید، متوجه ادب در کردار و گفتارش می‌شد. بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر می‌رساند. اهل کمک کردن بود. فرقی نمی‌کرد به غریبه‌ها در قالب اردو‌های جهادی بسیج باشد یا به دوست و آشنا و غریبه یا در کار‌های خانه به من که همسرش بودم. نماز اول وقت برایش در اولویت قرار داشت و دائم‌الوضو بود. خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود و در نهایتِ ادب، فردی شوخ‌طبع بود. 

ما در این سه سال و چند ماه لحظات نابی را با هم تجربه کردیم. با هم نماز جماعت می‌خواندیم، با هم پیتزا یا کیک می‌پختیم، گاهی با هم ظرف می‌شستیم و بهترین رفیق و همراه برای همدیگر بودیم. یکی از بهترین اوقات دونفره ما نیز وقت‌هایی بود که به گلستان شهدا می‌رفتیم و بین مزار شهدا راه می‌رفتیم و از شهدا صحبت می‌کردیم. 

در همان گلزار شهدا که می‌رفتید، ایشان به شهید خاصی توجه داشتند؟ 

دو شهید بزرگوار بودند که مهدی بیشتر از بقیه شهدا به آنها توجه داشت: شهید سید جعفر موسوی که از شهدای دفاع مقدس و دایی پدر آقا مهدی هستند و الان پیکر شهید مهدی در کنار همین شهید گرانقدر دفن شده است. من یک نکته‌ای را هم می‌خواهم اینجا برای اولین بار بگویم؛ قبلاً جایی نگفته‌ام. زمانی که آقا مهدی به دنبال کار‌های استخدام در سپاه بودند، به سردار شهید غلامرضا یزدانی خیلی متوسل شدند و موانع و مشکلاتی که در کار گزینش پیش آمده بود، کاملاً حل شده بود. به همین خاطر مهدی علاقه خاصی هم به این شهید گرانقدر داشت. در اصل، شهید یزدانی که از شهدای عرفه هستند و کنار شهید احمد کاظمی به شهادت رسیدند، جواب توسل‌های آقا مهدی را داد و واسطه استخدام مهدی در سپاه شد. 

خود آقا مهدی از احتمال شهادتش حرف می‌زد؟ 

قبلاً عرض کردم که ایشان خیلی شوخ‌طبع بود و هر وقت که می‌خواست از شهادتش بگوید، طوری در لفافه و شوخی می‌گفت که من خیلی جدی نمی‌گرفتم. بعضی وقت‌ها هم که با جدیت از شهادت حرف می‌زد، آخرش را با شوخی تمام می‌کردیم. راستش از اخلاق و منش ایشان که به قول شهید سلیمانی «شهیدانه» زندگی می‌کرد، می‌توانستم حدس بزنم که ایشان به شهادت می‌رسد. اما اصلاً فکرش را نمی‌کردم که به این زودی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. وقتی مهدی با ذوق از شهادت در جوانی می‌گفت، من با شوخی می‌گفتم: «نه! الان خیلی زود است. تو باید مثل سردار حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم شوی و بعد شهید شوی. اصلاً وقتی ۶۳سالت شد، شهید شو.» در جوابم می‌خندید و با همان لحن آرام می‌گفت: «در جوانی شهید شدن یک لذت دیگری دارد.» من هم حرفش را به حساب مزاح می‌گرفتم و ازش می‌گذشتم. 

یک خاطره هم یادم افتاد که تعریف کنم. یک بار که به گلزار شهدا رفته بودیم، به مزار یک زن و شوهری رسیدیم که از جمله شهدای هواپیمای اوکراینی بودند. این صحبت بین‌مان رخ داد که اگر ما هم مثل این دو نفر با هم شهید بشویم خوب است. اما آقا مهدی گفت: «من باید شهید بشوم و شما بمانی و از من روایت کنی.» آن موقع خیلی به حرفش توجه نکردم. ولی الان کاملاً متوجه شدم که آن روز چه منظوری داشت. 

در صحبت‌های‌تان به فعالیت‌های قرآنی خودتان اشاره کردید. در این زمینه چه فعالیت‌هایی داشتید؟ 

تقریباً از زمان بچگی این توفیق را داشتم که بخشی از زندگی‌ام به آموزش قرآن گره خورده بود. از ترتیل و قرائت و حفظ و بعد که بزرگ‌تر شدم، در کنار ترتیل و حفظ، به مفاهیم قرآن هم پرداختم. الان هم بخشی از قرآن را حفظ هستم و افتخار خادمی و مربی‌گری حفظ قرآن را دارم. 

به عنوان یک دختر مذهبی، زندگی با شهید سهرابی باعث ارتقای معنوی شما شد؟ 

امام شهید یک جمله‌ای دارند به این مضمون که آن زندگی مبارک است که زن و شوهر بتوانند همدیگر را از لحاظ معنوی ارتقا بدهند. من از شهید بردباری و گذشت را یاد گرفتم و چند نکته اخلاقی که ایشان در آن زمینه‌ها خیلی جلوتر از من بود. در زمینه رعایت مسائل دینی هم شهید سهرابی چند شاخصه در رفتارهایش داشت. مثلاً همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «وقتی می‌خواهیم دست و روی‌مان را بشوریم، چه فرقی می‌کند وضو بگیریم که فضیلت هم دارد.» همچنین ایشان در هر شرایطی حتی وقتی عجله داشت، حتماً بعد از هر نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را می‌خواند. شاید به همین دلیل هم بود که مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها به شهادت رسید. 

به شهادت آقا مهدی برسیم. آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ 

۲۳ خردادماه که بامدادش جنگ شروع شد، یک روز قبل از عید غدیر بود و ما آن شب (شامگاه ۲۲ خرداد) به مراسم جشنی به مناسبت عید غدیر رفته بودیم. خیلی هم خوش گذشت و واقعاً شب خاطره‌انگیزی بود. یک جور‌هایی انگار خدا می‌خواست آخرین لحظات درکنار هم بودن‌مان یک شب خاطره‌انگیز باشد. بعد از اینکه به خانه برگشتیم و شام خوردیم، یادم است گویا یمن یکی از کشتی‌های اسرائیلی را زده بود. من با دیدن این خبر زیر لب و با لحن خاصی شعر «ای لشکر حیدر کرار» را می‌خواندم. مهدی پرسید: «چه شده؟» گفتم: «یمن، کشتی صهیونیست‌ها را زده و خیلی خوشحالم که بالاخره در دنیا یک نفر جلوی اسرائیل ایستاده است.» 

تقریباً ساعت یک بامداد بود که با مهدی تماس گرفته شد. با اینکه خواب‌آلود بود، با عجله آماده شد. پرسیدم: «خبری شده؟!» گفت: «نه. این آماده‌باش هم مثل آماده‌باش‌های دیگر است. می‌روم و احتمالاً دو ساعت دیگر یا نهایتاً تا صبح برمی‌گردیم.» خلاصه آقا مهدی رفت و صبح تماس گرفت و کمی صحبت کرد و در آخر از من خواست که به خانه مادرم بروم. من گفتم: «چی شده؟» گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. فقط اینکه من فعلاً نمی‌توانم به خانه بیایم. باز هم تماس می‌گیرم.» بعد یک‌شنبه مجدداً تماس گرفت و آخرین باری که با آقا مهدی صحبت کردم، دوشنبه شب بود. بعدازظهر ۲۷ خرداد من خیلی حالم بد بود. استرس و دل‌آشوبه داشتم. شب، پدر ایشان تماس گرفت و گفت که مهدی مجروح شده است. (عصر مهدی مجروح شده بود) اول فکر کردم احتمالاً پایش مجروح شده. اما نمی‌دانستم که اوضاع وخیم‌تر از تصورات من است. 

گویا شهید سهرابی بعد از مجروحیت چند روزی بستری بودند؟ 

بله. ایشان چهار روز و نیم بعد از مجروحیت به شهادت رسید و در این چند روز در کما بودند. آن شب وقتی پدر مهدی به دنبال من آمد، مرا به خانه خودشان برد. پرسیدم: «چرا بیمارستان نمی‌رویم؟» در جواب بهانه می‌آوردند و می‌گفتند: «الان امکان ملاقات نیست.» من خیلی بی‌قرار بودم و یک لحظه آرام نمی‌شدم. نهایتاً از زن عموی شهید پرسیدم و گفتم: «راستش را به من بگویید.» ایشان گفت که آقا مهدی سوخته است و سوختگی‌اش زیاد است. صبح زود به بیمارستان رفتیم. اول اجازه ملاقات نمی‌دادند و بعد از چند ساعت بالاخره اجازه دادند به صورت محدود و همراه با پروتکل‌های خاص به ملاقات همسرم برویم. وقتی مهدی را دیدم، حالم خیلی بد شد. من تحمل دیدن کوچک‌ترین زخمی روی دست مهدی را نداشتم ولی آن موقع، با بدنی روبه‌رو شدم که از سر تا پا باندپیچی بود و صورتش هم ورم داشت. از همان لحظه بی‌قراری من دوچندان شد. هر بار که به بیمارستان می‌رفتیم، انگار روضه جدیدی در ذهن‌مان مرور می‌شد؛ روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵ درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است. همان روز اول وقتی به خانه رفتم، بلافاصله پدر و مادرم به بیمارستان رفتند. بعد از آمدنشان حس می‌کردم حال آنها حتی از حال من هم بدتر است. به جرئت می‌توانم بگویم که پدر و مادرم دامادشان را مثل فرزند خودشان دوست داشتند و برای او بی‌تابی می‌کردند. از سؤال‌هایی که از من درباره جراحات مهدی می‌پرسیدند، فهمیدم که شاید آنها چیز‌هایی می‌دانند که من از آن بی‌اطلاعم. بعد از یک روز فهمیدم که فرق سر مهدی شکافته شده. مادرم از دکتر پرسیده بود که چرا بالشت زیر سر مهدی خیس است؟ دکتر به مادرم گفته بود: «یک واقعیتی هست که باید در جریان باشید. ضربه شدیدی به سر ایشان وارد شده و فرق سرش شکافته شده...» 

در روز‌های بعد هم باز به ملاقات شهید رفتیم. ولی هر بار که به بخشی که مهدی آنجا بود می‌رفتم، به قدری گریه می‌کردم که ناچار می‌شدند من را از بخش بیرون کنند. تا یک روز قبل از شهادتش که انگار خدا به واسطه انسی که با قرآن داشتم، یک صبر عجیبی به من عطا کرد. 

این صبری که گفتید، چطور به قلب شما آرامش داد؟ 

قبلش عرض کنم که من در آن چهار روز یا برای ملاقات مهدی به بیمارستان می‌رفتم یا به خاطر اینکه اصلاً خواب و خوراک نداشتم و حالم خیلی بد بود، مرا به درمانگاه می‌رساندند و سرم می‌زدند. روز آخر در حیاط بیمارستان نشسته بودم و قرآنی که با آن کلام‌الله را حفظ می‌کردم در دست داشتم. کمی قرآن خواندم. بعد به خدا گفتم: «داغ مهدی هرچه باشد، در برابر مصائب حضرت زینب سلام‌الله‌علی‌ها در کربلا چیزی نیست. حضرت زینب (س) داغ امام و چندین نفر از خانواده‌شان را دیدند. ولی خدایا من مثل خانم حضرت زینب (س) صبور نیستم. اگر به این طاقت و صبر کم من باشد که نمی‌توانم تحمل کنم. پس خدایا از خودت کمک می‌خواهم. اگر قرار است او جانباز شود و من پرستاری‌اش را بکنم، خودت توان و طاقتش را به من عطا کن و اگر هم قرار است مهدی شهید شود، صبرش را بده.» این حرف‌ها و راز و نیاز‌ها با خدا انگار یک آرامش عجیبی به من داد. با دلی آرام و قدمی استوار جمله «السلام علی قلب زینب الصبور» را زمزمه می‌کردم و از حیاط به اتاق محل بستری مهدی می‌رفتم. 

این بار بالای سر مهدی ایستادم، با او صحبت کردم و قرار و مدار‌هایی با او بستم. کمی قرآن خواندم و بعد هم از زیر قرآن ردش کردم و مهدی را، دلم را و مسیر کل زندگی‌ام را به خدا سپردم و راضی شدم به همان چیزی که خدا به آن راضی بود. 

همان جا از خدا خواستم برای ادامه این راه، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را به کمکم بفرستد. بالاخره سخت بود در این سن و سال، در اوج خوشبختی و جوانی بخواهم چنین غم سنگینی را به دوش بکشم. 

بامداد یکم تیر، دوباره حالم دگرگون شد. حس می‌کردم که این حال بد برای این است که پشت و پناه زندگی‌ام، مهدی، یا به شهادت رسیده یا اینکه قرار است به زودی شهید شود. قرآنم را برداشتم و در آغوش گرفتم. گفتم: «خدایا تو بگو امشب چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه بشود؟» 

قرآن را باز کردم. صفحه ۸۹ آمد و اولین آیه‌ای که چشمم به آن خورد، آیه ۶۹ سوره نساء بود: وَمَن یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. آنجا بود که فهمیدم از این به بعد، شکل بودن همسرم تغییر کرده و بهترین رفیق و یار و یاورم که مورد فضل ویژه خدا قرار گرفته، بهترین رفیق دنیا و آخرتم شده است. همان شب حدود ساعت ۳ (قبل از اذان صبح) روح بلند مهدی پر کشید. 

پس صبر را در این مصیبت انتخاب کردید؟ 

بله، البته من آدمی نبودم که بتوانم در نبود مهدی صبوری کنم. ولی خدا لطف کرد و چنان صبری در وجودم قرار داد که بعد از شنیدن خبر شهادت همسرم، کمک حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیهما) را حس می‌کردم و از اول تا آخر مسیر تشییع را پشت تابوت شهیدم رفتم. 

این را هم بگویم که مهدی خیلی محب امام حسن مجتبی علیه‌السلام بودند و همیشه دوست داشتند خادم‌الحسن باشند. هر موقع مراسمی برای امام حسن (ع) گرفته می‌شد، مهدی با اشتیاق فراوانی در آن محفل خدمت می‌کرد و هر جایی که می‌توانست را مزین به نام ایشان می‌کرد؛ پروفایل‌های فضای مجازی، لباس پاسداری و... همیشه می‌گفت: «دوست دارم کاری کنم و کمی از غربت آقا امام حسن (ع) کم شود.» 

به نظر من عشق مهدی به امام حسن (ع) آنجا خیلی خودش را نشان داد که مثل پدر و مادر امام حسن (ع) به شهادت رسید. یعنی مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها پیکرش سوخت و مثل امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرق سرش شکافته شد و در سحرگاه به شهادت رسید. 

در همه مراسم مهدی، روضه امام حسن (ع) خوانده شد و مهدی را شهید امام‌حسنی خطاب می‌کنند. چه افتخاری بالاتر از اینها برای یک خادم اهل‌بیت وجود دارد؟ 

به عنوان کلام آخر باید بگویم که شهدا، افرادی هستند که مثل ما بودند و به واسطه انجام کار‌های کوچکی که در کنار هم باعث شد شهیدانه زندگی کنند، خدا به آنها عنایت ویژه‌ای کرده و آنها را با عنوان شهید از دنیا برده است. 

شهدا از جمله شهید مهدی سهرابی که قبل از شهادتش هم فردی بسیار مهربان و دلسوز و اهل کمک کردن بود، قطعاً حالا که محدودیت زمانی و مکانی ندارند، دستشان برای کمک بازتر است. اگر دلمان را به آنها گره بزنیم و آنها را واسطه خیر از جانب خدا کنیم، دستگیر ما هستند. چرا که خدا زنده بودن شهدا را تضمین کرده است.




 ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است
۲۴ دقیقه قبل / خبرگزاری مهر

ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است

نهادهای ترکیه ای با صدور بیانیه‌هایی جداگانه، اهانت‌های دفتر نتانیاهو به اردوغان را محکوم کرده و آن را نشانه‌ای آشکار از ناتوانی رژیم تل آویو دانستند.

 ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم
۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم

رژیم صهیونیستی مناطق مختلف جنوب لبنان را بمباران کرد.

 چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟

دنیای اقتصاد: گروه علی‌بابا در حال فروش بخش بازی‌های ویدئویی خود در معامله‌ای به ارزش حداقل 1.5‌میلیارد دلار است، چرا که این شرکت چینی تمرکز خود را به هوش مصنوعی معطوف کرده است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، بر اساس یک یادداشت داخلی که توسط وال‌استریت ژورنال مشاهده شد،

 نابغه‌ای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت
۳ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

نابغه‌ای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت

برای خیلی‌ها، چهار سال زمان طبیعی برای تمام کردن دوره کارشناسی است؛ اما ایوانا پولیاشنکو، دانشجوی ۱۹ ساله دانشگاه ایالتی جورجیا، تصمیم گرفت این مسیر را با سرعتی بسیار بیشتر طی کند. او توانست دوره کارشناسی ریاضی خود را در تنها ۱۴ ماه به پایان برساند؛ مسیری فشرده که شامل ساعت‌های طولانی کلاس، مطالعه در قطار و شب‌هایی بود که تا نیمه‌شب به درس خواندن می‌گذشت.

 پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

برای پختن بدون مشکل تخم‌مرغ در مایکروویو باید چند نکته احتیاطی را رعایت کرد.

 مصداق شکست بازار
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.