قیمت طلا امروز




 روزنامه توسعه ایرانی / ۱۴۰۵/۰۳/۲۳

همبستگی زنانی که خشونت را می‌شناسند

سعیده علیپور در روزهای اخیر مأموران وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان در هرات، دست کم سی زن و دختر را از خیابان ها ربودند.
 همبستگی زنانی که خشونت را می‌شناسند



۴ دقیقه قبل / سایت افکارنیوز

پیام ویژه که پزشکیان از آمریکا دریافت کرد

چیزی حدود دو هفته پیش یعنی دقیقاً ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ بود که آقای پزشکیان، در نشست با خبرنگاران سؤالی پرسید که بیشتر به استفهام انکاری شباهت داشت: «بزرگ‌ترین دشمن آمریکا، چین است. چرا دعوا نمی‌کنند!؟ چین کار خودش را انجام می‌دهد و روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود، وقتی ما می‌توانیم با گفت‌وگو حق و حقوق‌مان را بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟»

لحن بیان و شوق پرسش جوری بود که انگار افقی تازه در مقابل مخاطب قرار می‌داد. واقعاً چرا این کار را نمی‌کنیم؟ چرا ما با گفت‌وگو مشکل‌مان را با آمریکا حل نمی‌کنیم و حق و حقوق‌مان را نمی‌گیریم؟

البته شوق و ذوق پرسشگر نباید ما را زیاد هیجان‌زده کند. باید کمی صبر کرد. کمی که فکر کنیم، می‌بینیم خاطراتی از روزهای نه‌چندان دور در دهه ۹۰ شمسی وجود دارد که آن روزها ما مستقیماً با آمریکا گفت‌وگو می‌کردیم. وزیر خارجه‌مان با وزیر خارجه آمریکا سر یک میز می‌نشست و در خیابان‌های سوییس با هم قدم می‌زدند و گفت‌وگو می‌کردند. معاون وقت وزیر خارجه ایران آن‌قدر با قائم‌مقام وزیر خارجه آمریکا گرم گرفته بود که عکس نوه‌هایشان را به هم نشان می‌دادند و حتی مذاکره‌کنندگان ایرانی هر کدام یک تابلو فرش نفیس هم به عنوان هدیه به دوستان آمریکایی‌شان دادند. بالاتر از این، رئیس‌جمهور ایران با رئیس‌جمهور آمریکا گفت‌وگوی تلفنی و وزیر خارجه ایران با رئیس‌جمهور آمریکا در سازمان ملل دیدار کرد.

با این حساب حتماً باید مشکلات‌مان آن موقع حل شده باشد! اما خوب که فکر کنیم متوجه می‌شویم متأسفانه چنین تجربه‌ای وجود ندارد. ما یک توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) با آمریکایی‌ها امضا کردیم. توافقی که صنعت هسته‌ای ایران را به مدت ۵ سال تقریباً متوقف کرد. در برجام ایران سطح غنی‌سازی اورانیوم را از ۲۰ درصد به ۳ درصد کاهش داد. مرکز غنی‌سازی فردو را تقریباً تعطیل کرد. تأسیسات آب سنگین اراک را عملاً برای همیشه از کار انداخت. همه سانتریفیوژهای نسل جدید خود را جمع‌آوری و انبار کرد، تمام ذخایر سوخت ۲۰ درصد خود را نیز از دست داد و تحت بی‌سابقه‌ترین بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گرفت. اما توافق برجام با همه این تعطیلی‌ها و محدودیت‌هایش برای ایران حتی نتوانست حساب بانکی سفارت ایران در لندن را بازگشایی کند! آقای ظریف (وزیر خارجه وقت) در نامه به فدریکا موگرینی اعتراف کرد محدودیت‌های ایران پس از برجام بیشتر از قبل برجام شده است. آقای عراقچی (معاون وقت وزیر خارجه) هم برجام را «داستانی ناموفق» دانست و تأکید کرد «نتیجه برجام اعمال تحریم‌های جدید بود.

پس چگونه آقای پزشکیان گفت «وقتی می‌توانیم با گفت‌وگو حق و حقوق‌مان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟» شاید منظور آقای پزشکیان این بوده که در آن دولت نتوانستند اما من می‌توانم این کار را انجام دهم؛ و احتمالاً تأکیدشان در تبلیغات انتخاباتی مبنی بر گفت‌وگو و توافق با آمریکا برای حل مشکلات هم ناظر بر همین توانایی ایشان و ناتوانی آن دولت بوده است. اما خوب که فکر کنیم می‌بینیم دکتر پزشکیان مسئولان ارشد همان دولت را در دولت خود به کار گرفتند و منطقاً نمی‌توان از یک تجربه تکراری با آدم‌های تکراری نتیجه‌ای متفاوت انتظار داشت! فارغ از این، بخش قابل‌توجهی از ناکامی ماجرا نه در توانایی یا عدم توانایی دکتر پزشکیان یا هرکس دیگر که در ذات تعامل‌ناپذیر، بدعهد و سلطه‌طلب طرف آمریکایی قرار دارد.

مثلاً علی‌رغم رویکرد مثبتی که آقای پزشکیان برای گفت‌وگو با آمریکا نشان داد، درست همان شبی که جلسه تحلیف ایشان انجام شد دشمن صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا یکی از مهمانان سرشناس مراسم آقای پزشکیان را در تهران ترور کرد و به شهادت رساند. ترور شهید اسماعیل هنیه می‌توانست در هر کشور دیگری غیر از ایران مثلاً قطر یا ترکیه و در هر زمانی غیر از شب مراسم تحلیف دکتر پزشکیان رخ دهد. اما به نظر می‌رسید انتخاب مکان و زمان ترور حاوی پیامی ویژه بود.

پس آقای پزشکیان باید این پیام را دریافت می‌کرد که طرف مقابل اهل تعامل و رابطه از موضع برابر نیست و باید می‌فهمید که رویکرد متواضعانه ایشان در برابر آمریکا، از جانب طرف مقابل به عقب‌نشینی تعبیر شده و رفتار آنها را تهاجمی‌تر می‌کند. آقای پزشکیان این پیام را دریافت کرد اما جور دیگری فهمید. به نظر ایشان اتفاقاً این ترور نشانه دیگری بود از اینکه ما باید مشکلات را در گفت‌وگو با آمریکا حل کنیم و رژیم صهیونیستی با انجام این ترور هر چند با چراغ سبز آمریکا(!) قصد انسداد مسیر گفت‌وگو را داشته است.

اما باز هم اگر کمی صبر و بیشتر فکر کنیم در اتفاقات آن روزها تجربه‌ای متفاوت می‌بینیم. آقای پزشکیان و دولتمردانشان اتفاقاً همان زمان با آمریکا به صورت غیرمستقیم و دورادور مذاکره کردند و به توافقی شفاهی رسیدند که در صورت عدم پاسخ ایران به ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران؛ جنگ در غزه تمام شود. اما کمتر از دو ماه بعد نه تنها خبری از پایان حملات صهیونیست‌ها به غزه نبود بلکه دبیرکل حزب‌الله لبنان، سید حسن نصرالله با بمب‌های آمریکایی و با حمایت آمریکا، توسط صهیونیست‌ها به شهادت رسید. این بار آقای پزشکیان خودش هم اعتراض کرد و یک روز پس از شهادت سید مقاومت، گفت: «ادعاهای سران آمریکا و کشورهای اروپایی نیز که در ازای عدم پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعده آتش‌بس می‌دادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایات بیشتر جری‌تر خواهد کرد.»

«فرصت دادن به آمریکا، آنها را در ارتکاب جنایاتِ بیشتر، جری‌تر خواهد کرد.» شاید باورپذیر نباشد اما این جمله، واقعاً جمله‌ای است که آقای پزشکیان ۸ مهر ۱۴۰۳ بیان کرد. جمله‌ای که برخاسته از تجربه ایشان در تعامل با آمریکا طی حدود دو ماه از ریاست‌جمهوری بود. پس چرا آقای پزشکیان بعد از دو سال همچنان می‌گوید: «وقتی ما می‌توانیم با گفت‌وگو حق و حقوق‌مان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟»

شاید منظور ایشان انجام گفت‌وگوی رسمی و حضوری به جای گفت‌وگوی غیررسمی و از راه دور بوده است. احتمالاً برای همین بود که آقای پزشکیان دی‌ماه ۱۴۰۳ و پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا بر تمایل خود برای مذاکره با آمریکا تأکید کرد و حتی برای جلب رضایت بیشتر در مصاحبه با شبکه آمریکایی NBC ضمن عدول از مواضع قبلی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر قصاص ترامپ به جرم شهادت حاج قاسم سلیمانی، گفت: «ایران برنامه‌ای برای ترور [قصاص] کسی نداشته است، ما برای ترور [قصاص] ترامپ تلاش نکردیم و هرگز نخواهیم کرد.»

از نظر آقای پزشکیان گفت‌وگوی رسمی و حضوری حتماً می‌توانست مشکلات را حل کند. ولی اگر باز هم کمی صبر و بیشتر فکر کنیم یادمان می‌آید چنین اتفاقی هم در دولت آقای پزشکیان افتاده است. فروردین ۱۴۰۴ اولین دور مذاکرات رسمی ایران و آمریکا در مسقط برگزار شد. این گفت‌وگوها پنج دور ادامه یافت و پس از هر دور آمریکا تحریم‌های جدیدی بر ایران اعمال می‌کرد به نحوی که با پایان دور پنجم مذاکرات آمریکا ۳۱۳ تحریم جدید فقط بر شبکه فروش نفت ایران اعمال کرده بود. با این حال آقای پزشکیان و دولتمردانش قرار دور ششم مذاکرات را هم در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ (۱۵ ژوئن ۲۰۲۵) گذاشتند. البته دور ششم مذاکرات هیچ‌وقت انجام نشد چون دو روز قبل از آن در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند و هزاران ایرانی را به شهادت رساندند.

حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در حالی بود که دولت آقای پزشکیان طی مذاکرات، امتیازات گشاده‌دستانه‌ای را به طرف آمریکایی وعده داده بود. آن‌طور که «آنتونی بلینکن» وزیر خارجه سابق آمریکا مدعی شد و البته هرگز توسط وزارت خارجه ایران تکذیب نشد، در مذاکرات پیش از حمله: «[دولت] ایران پذیرفت که نوع فعالیت هسته‌ای را با غنی‌سازی زیر یک درصد تطبیق دهد... همچنین ایران مقدمه مذاکره بر سر نگرانی‌های غربی‌ها در مورد موشک‌های بالستیک را پذیرفته بود!»

آقای پزشکیان که در همان دو ماه ابتدای ریاست‌جمهوری‌اش و با شهادت سیدحسن نصرالله به درستی متوجه شد «فرصت دادن به آمریکا، آنها را در ارتکاب جنایت جری‌تر می‌کند.» قاعدتاً پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهادت دانشمندان هسته‌ای، فرماندهان نظامی، مردم عادی و تخریب بخشی از زیرساخت‌های هسته‌ای کشور، دیگر نباید فرصت مذاکره به آمریکا را آن هم درباره برنامه هسته‌ای ایران که مورد حمله واقع شده بود، می‌داد.

هرچه فکر کنیم به سختی می‌توان توجیهی برای ادامه مذاکرات هسته‌ای با آمریکا پس از جنگ ۱۲ روزه پیدا کرد اما در کمال ناباوری، آقای پزشکیان مذاکرات هسته‌ای با آمریکا را در بهمن ۱۴۰۴ از سر گرفت. یک ماجرای تکراری همیشه به نتیجه تکراری ختم می‌شود؛ این بار هم همین‌طور بود. ۹ اسفند ۱۴۰۴ در حالی که آقای پزشکیان چشم‌انداز مثبتی در مذاکرات می‌دید، وزیر خارجه ایران از پیشرفت در مذاکرات می‌گفت، وزیر خارجه عمان از امتیازهای بی‌سابقه ایران در حوزه هسته‌ای مانند از بین بردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و پذیرفتن بازرسی از سایت‌های مورد حمله واقع شده خبر می‌داد و تیم ایرانی در ازای این امتیازات بی‌سابقه خواستار «توافق عدم تجاوز» شده بود؛ آمریکا و اسرائیل باز هم به ایران حمله و رهبر عزیز ایران، فرماندهان نظامی و صدها کودک و هزاران زن و مرد غیرنظامی را به شهادت رساندند.

۴۰ روز بعد ایران با میانجیگری پاکستان پای میز مذاکرات مستقیم با آمریکا برای پایان جنگ نشست اما آمریکا دو روز پس از شروع مذاکرات اسلام‌آباد اقدام به محاصره دریایی ایران کرد و پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ نیز از همان ابتدا به نقض آن پرداخت.

تجربه تاریک گفت‌وگو با آمریکا فقط در دولت آقای پزشکیان باعث شد تا آقای بقایی سخنگوی وزارت خارجه با صراحت بگوید: «آمریکا با نقض آشکار و فاحش تفاهم‌نامه اسلام‌آباد سومین بار به دیپلماسی خیانت کرد... فراموش نکنیم که این سومین بار در طول یک سال گذشته است که چنین اتفاقی رخ می‌دهد. دو بار پیش نیز، در حالی که در حال مذاکره بودیم، هدف حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفتیم.»

ما تمام شکل‌های گفت‌وگو با آمریکا را تجربه کردیم و در تمامی آنها به یک نتیجه واحد رسیدیم؛ پس به نظر شما زمانی که آقای رئیس‌جمهور با نادیده گرفتن همه این تجربه‌ها می‌پرسد: «وقتی ما می‌توانیم با گفت‌وگو حق و حقوق‌مان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟» چه پاسخی باید به ایشان داد؟


۱۴ دقیقه قبل / سایت برترینها

تاریخ دقیق واریز معوقات بازنشستگان تامین اجتماعی

خبرگزاری فارس نوشت: پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت بازنشستگان تأمین اجتماعی در ماه‌های جاری به یکی از دغدغه‌های اصلی جامعهٔ بازنشستگان تبدیل شده و زمان دقیق واریز این مطالبات، بارها مورد بحث و پیگیری قرار گرفته است.

پیش‌از این نمایندگان مجلس به‌نقل از وزیر کار اعلام کرده بودند که فرایند واریز معوقات بازنشستگان از ۱۰ شهریور آغاز خواهد شد.

شنیده‌ها حاکی از آن است که زمان پرداخت این مطالبات تغییر کرده و قرار است در صورت نهایی‌شدن برنامهٔ پرداخت، معوقات مربوط به فروردین و اردیبهشت، اواخر هفتهٔ جاری به حساب بازنشستگان واریز شود.


۳۸ دقیقه قبل / سایت شهرآرانیوز

روایت زندگی مرحومه مهین افشان پور، از استادان برجسته نگارگری ایران هم زمان با سالروز درگذشتش

مریم شیعه|شهرآرانیوز؛ نگارگری، هنر نادیده گرفتن جاذبه زمین است. نگارگری، جهان را آن گونه که هست تصویر نمی کند، جهانی تازه می سازد که همه اجزای آن، شکل و شمایل رؤیا به خود می گیرند. وقتی در بیست وهشت سالگی از در ورودی مدرسه کمال الملک می گذرد، هم سن وسال هایش اغلب تدریس می کنند یا روی دیوار گالری ها آثارشان را بالا می برند. برای او، بیست وهشت سالگی تازه آغاز راه است. روزی که برای اولین بار روبه روی صفحه سفید و پشت نیمکت های مدرسه می نشیند، نفسی عمیق از ته دل می کشد. نفسی که یک عمر توی سینه اش حبس شده بود. پیش تر هم دست به قلم برده بود، اما ورودش به آموزش رسمی دیر رقم خورد. در مدرسه کمال الملک، طراحی و سیاه قلم را نزد مشیری، نقاشی رنگ وروغن را نزد حسین شیخ، تذهیب را نزد یوسفی و گل ومرغ را نزد الطافی می آموزد. این آموزش ها هرکدام بخشی از چشم و دست او را می سازند. سیاه قلم به او قدرت دیدن حجم را می دهد. رنگ وروغن رابطه تیرگی و روشنایی را نشانش می دهد. تذهیب صبر و انضباط خط را به او می آموزد. گل ومرغ، ظرافت طبیعت ایرانی را پیش چشمش می گذارد.با این همه، جایی در میان این تجربه ها، نگارگری بیش از رشته های دیگر او را به سوی خود می کشد. راهش به کلاس جلالی سوسن آبادی می رسد، استادی که الفبای نگارگری را به او می آموزد و مسیری را باز می کند که نزدیک به سه دهه در امتداد آن پیش می رود. نگارگری از عهده هر هنرجویی برنمی آید. روایتگری خیال می خواهد. در نگارگری اندازه آدم ها، جانوران، درختان و بناها، هیچ کدام تابع پرسپکتیو طبیعی نیست. هر رنگ، تجلی شعر و عرفان ایرانی است. جهان کوچک او روی سطح کاغذ، بعدها آن قدر وسیع می شود جوری که همه زندگی را در خود جای می دهد. روایت حیرت و سقوط

نگارگری ایرانی را اغلب با واژه «مینیاتور» معرفی می کنند، اما این دو واژه کاملا هم معنا نیستند. نگارگری ایرانی یک نظام تصویری تاریخی با زبان، قواعد و جهان بینی ویژه خود است. این هنر قرن ها در کنار ادبیات فارسی بالید و نسخه های شاهنامه، خمسه نظامی، کلیله ودمنه و آثار عرفانی را از مجموعه ای از کلمات به جهان هایی دیدنی تبدیل کرد. نگارگر می توانست دیوار بنا را کنار بزند تا هم زمان درون و بیرون اتاق دیده شود، چند رخداد را در یک قاب بنشاند و فاصله و اندازه را با اهمیت روایی اشخاص و وقایع تنظیم کند.

نگارگری ایران در مکتب هایی چون بغداد، تبریز، هرات، شیراز و اصفهان صورت های متفاوتی پیدا کرد. در دوره تیموری، به ویژه با ظهور کمال الدین بهزاد، روایت پردازی، ترکیب بندی و نمایش زندگی انسانی به نقطه ای درخشان رسید. در دوره صفوی نیز مکتب تبریز و سپس اصفهان زبان این هنر را دگرگون کردند و با آثاری چون تک پیکره های رضا عباسی، نگارگری آرام آرام از وابستگی کامل به صفحات کتاب فاصله گرفت. نگارگری یکی از منسجم ترین شیوه های تصویرکردن شعر، خاطره تاریخی، حکمت و زندگی اجتماعی در تمدن ایرانی است. «هنر مینیاتور» در سال ۲۰۲۰ با مشارکت ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت شد.

مهین افشان پور این میراث را آموخت و بسط داد. او متولد ۱۳۲۰  بود. در آثارش خط ها همچنان از حافظه نگارگری ایران می آمدند، اما چهره ها، رنگ ها و فضای میان پیکره ها امضای خود او را داشتند. «سواری از غیب»، «شیخ صنعان و دختر ترسا»، «سمند تیزپای»، «مجلس بنداندازی عروسان» و «آهوان خمارچشم» از آثار شناخته شده او هستند که یکی ریشه در منطق الطیر عطار دارد و یکی، ایمان، عشق، حیرت و سقوط را روایت می کند. در طول فعالیت هنری خود بیش از صد اثر خلق کرد. بخشی از آثارش در سازمان میراث فرهنگی نگهداری می شود و بخش دیگری در مجموعه شخصی و خانوادگی اش باقی مانده است. او نخستین زنی بود که نشان درجه یک هنری در رشته نگارگری را دریافت کرد.

در ادامه حتما بخوانید صدور مجوز برای زنان صیاد جزیره هنگام | به رسمیت شناختن بخشی از ظرفیت انسانی و اقتصادی یک جامعه محلی از گذشته دور تا اکنون

از اوایل دهه ۱۳۶۰، آموزش به بخش اصلی فعالیتش تبدیل شده بود. در دانشگاه هنر، دانشگاه الزهرا(س)، دانشکده سوره، سازمان میراث فرهنگی و مراکز هنری دیگر تدریس کرد و شاگردان بسیاری پرورش داد. نام مهین افشان پور هم زمان با ثبت جهانی هنر نگارگری، در کنار محمود فرشچیان، مجید مهرگان، اردشیر مجرد تاکستانی و محمدباقر آقامیری، در فهرست ملی حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شد. این استادان در ایران به عنوان گنجینه های زنده بشری شناسایی شدند. سال های پایانی زندگی افشان پور با بیماری گذشت. در سال های پایانی عمر، دست های او توان حرکت نداشت، دست هایی که هنر نگارگری را از پشت شیشه موزه ها بیرون کشیده بود و به کلاس های درس آورده بود. او زبانی ساخت، در امتداد زبانی که از هرات و تبریز و اصفهان عبور کرده بود و در موزه ها و کتابخانه های بزرگ جهان دیده می شد. افشان پور یکی از کسانی بود که اجازه نداد رشته میان آن گذشته دور و اکنون، گسسته شود. صبح دوشنبه ۳۱مرداد ۱۴۰۱، مهین افشان پور پس از چند سال بیماری در خانه خود و در میان تابلوهایی که دور تا دور خانه اش بود، درگذشت. پیکرش دو روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.




 هشدار هواشناسی برای ۱۲ استان؛ رگبار و رعدوبرق در راه است | تهران خنک می‌ شود
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

هشدار هواشناسی برای ۱۲ استان؛ رگبار و رعدوبرق در راه است | تهران خنک می‌ شود

گزارش سازمان هواشناسی کشور نشان می‌دهد امروز (۳۱ مرداد) رگبار تابستانی، رعد و برق و وزش باد شدید موقتی در مناطقی از شمال، شمال شرق و دامنه‌های البرز مرکزی ادامه دارد و برای ۱۲ استان هشدار هواشناسی سطح زرد صادر شده است. همزمان روند کاهش نسبی دمای تهران آغاز شده است.

 منتقدان بنزین رویافروشی می‌کنند!
۲۶ دقیقه قبل / سایت تابناک

منتقدان بنزین رویافروشی می‌کنند!

مردم حق دارند نگران باشند اما منتقدان هم باید پاسخ دهند راه‌حل‌شان برای فاصله ۱۵ میلیون لیتری تولید و مصرف چیست؟ نمی‌توان همزمان انتظار داشت بنزین فراوان، ار...

 طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی
۴۳ دقیقه قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی

شعله‌های آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت...

 اولتیماتوم به کارفرمایان؛ مهلت پرداخت حق بیمه تا ساعت ۲۴ امشب
۱۶ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

اولتیماتوم به کارفرمایان؛ مهلت پرداخت حق بیمه تا ساعت ۲۴ امشب

بر اساس اعلام سازمان تأمین اجتماعی، آخرین روز ماه پایان مهلت قانونی پرداخت حق بیمه است و کارفرمایان تا ساعت ۲۴ امشب برای انجام این کار فرصت دارند.

 دو روایت از یک بازار؛ کمبود یا رانت؟ - مردم سالاری آنلاین
۵۳ دقیقه قبل / روزنامه مردم سالاری

دو روایت از یک بازار؛ کمبود یا رانت؟ - مردم سالاری آنلاین

بازار دستکش‌های پزشکی در ایران این روزها به میدان تقابل دو روایت تبدیل شده است. از یک سو تولیدکنندگانی که می‌گویند ظرفیت داخلی نه‌تنها نیاز کشور را تأمین می‌کند، بلکه توان صادرات به کشورهای منطقه را هم دارد. از سوی دیگر سازمان غذا و دارو که تأکید می‌کند واردات، تصمیمی موقت برای عبور از شرایط بحرانی جنگ و جلوگیری از کمبود در مراکز درمانی بوده است.

 سفره مردم؛ ضامن قدرت ملی - مردم سالاری آنلاین
۵۳ دقیقه قبل / روزنامه مردم سالاری

سفره مردم؛ ضامن قدرت ملی - مردم سالاری آنلاین

«هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند، دوام نمی‌آوریم.» این جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در نشست هم‌اندیشی فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی شاید در نگاه اول یک اظهارنظر اقتصادی به نظر برسد، اما در واقع می‌توان آن را از منظری گسترده‌تر، یک گزاره درباره مفهوم «قدرت ملی» دانست؛ گزاره‌ای که در آن، امنیت و توان دفاعی کشور از وضعیت زندگی مردم جدا نیست.