
آخرین وضعیت اتصال اینترنت در ایران امروز چهارشنبه 20 خرداد / یوتیوب رفع فیلتر شد

2

اختلال اینترنت در کریمه پس از حملات اوکراین
به گزارش سیتنا، بر اساس دادههای نتبلاکس، اتصال اینترنت در بخشهایی از کریمه تحت کنترل روسیه بهطور ناگهانی کاهش یافته و شهرهای سواستوپول و سیمفروپل بیشترین تأثیر را از این اختلال داشتهاند.
این افت اتصال همزمان با قطعی برق در بخشهایی از کریمه رخ داده است؛ قطعیای که پس از حملات پهپادی شبانه اوکراین به زیرساختهای انرژی منطقه گزارش شده است.
بر اساس این دادهها، اختلال در دسترسی به اینترنت با خاموشیهای ناشی از آسیب به زیرساختهای انرژی همزمان بوده و به نظر میرسد قطعی برق در کاهش اتصال اینترنت این مناطق نقش داشته است.
انتهای پیام

هزینههایِ پنهان اختلال و قطع اینترنت
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، چند ماهی است که اینترنت برای بسیاری از کاربران و کسبوکارها از یک زیرساخت قابل اتکا، به متغیری ناپایدار تبدیل شده؛ یک روز کند، روزی دیگر مختل و گاهی هم برای ساعتها یا روزها از دسترس خارج. پشت این قطعیها اما فقط زیان همان لحظه نیست؛ بخشی از خسارت جایی ثبت نمیشود، در کسبوکاری که دیگر توسعه پیدا نمیکند، نیروی متخصصی که پروژه خارجی میگیرد، ایدهای که هیچوقت به استارتآپ تبدیل نمیشود و سرمایهای که فقط برای زنده ماندن مصرف میشود.
صادق سپندارند، مدیرکل بانکداری خرد و کسبوکارهای کوچک بانک ملی و مدرس دانشگاه تهران، معتقد است ارقامی که درباره خسارت قطعی و اختلال اینترنت اعلام میشود، در بهترین حالت تنها کف زیان اقتصاد دیجیتال را نشان میدهد؛ چراکه مهاجرت نیروی انسانی، انتقال کسبوکارها، از بین رفتن سرمایه توسعه و حتی ایدههایی که به دلیل نااطمینانی هرگز به کسبوکار تبدیل نمیشوند، در هیچیک از این محاسبات جای نمیگیرند.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با صادق سپندارند را بخوانید؛
*در ماههای اخیر ارقامی مانند مصرف حدود ۷۰ درصدی اینترنت خارجی توسط فیلترشکنها و خسارت مستقیم ۶۷ هزار میلیارد تومانی به حوزه فاوا و اقتصاد دیجیتال توسط مسئولان مطرح شده است. با توجه به اختلالها و قطعیهای چند ماه گذشته، ارزیابی شما از میزان واقعی خسارت چیست و این آسیب بیشتر در کدام بخشها خود را نشان داده است؟
درباره عدد و رقم دقیق، با توجه به دادهها و اطلاعات موجود نمیتوانم با قطعیت صحبت کنم. احتمالاً کسانی که مستقیماً در حوزه تجارت الکترونیک فعالیت میکنند، میتوانند تخمین دقیقتری ارائه دهند. اما مسئله مهمتری وجود دارد که معمولاً در این اعداد دیده نمیشود و آن، هزینههای پنهان و بلندمدت این اختلالهاست.
وقتی یک کسبوکار برای مدت کوتاهی با اختلال مواجه میشود، ممکن است از درآمد یا دارایی فعلی خود هزینه کند تا بتواند زنده بماند. بعد از بیرون به آن نگاه میکنیم و میگوییم این کسبوکار تابآور بوده است؛ اما وقتی این وضعیت کمی طولانیتر میشود، هزینه واقعی آن دیگر در ظاهر دیده نمیشود.
کسبوکار بهتدریج دارایی خود را مصرف میکند و دیگر سرمایهای برای توسعه یا ادامه مسیر ندارد. بعد ممکن است به این نتیجه برسد که اساساً این کسبوکار را کنار بگذارد یا آن را به خارج از کشور منتقل کند.
هزینه پنهان دیگری هم در حوزه نیروی انسانی وجود دارد. نیروی متخصصی که در این حوزه فعالیت میکند، وقتی احساس کند نمیتواند به پروژههای داخل کشور اعتماد کند، به سمت پروژههای خارجی میرود. ممکن است بهصورت فیزیکی مهاجرت کند، اما حتی ممکن است در ایران بماند و برای یک شرکت خارجی کار کند. در این حالت خودش مهاجرت نکرده، اما کارش مهاجرت کرده است. این نوع هزینهها در هیچکدام از تخمینهایی که از سوی وزیر ارتباطات یا افراد دیگر مطرح میشود، دیده نمیشود.
*یعنی از نظر شما زیان مستقیم کسبوکارها فقط بخش قابل مشاهده ماجراست؟
دقیقاً. برای مثال، اگر بخواهیم به کسبوکارهایی مانند دفاتر گردشگری نگاه کنیم، در دورهای که اینترنت قطع بود ــ البته عوامل دیگری هم همزمان وجود داشت ــ درآمد چنین کسبوکاری میتوانست تا نزدیکی صفر کاهش پیدا کند؛ چون پروازی وجود نداشت، اینترنت هم مختل بود و کسی سفر نمیرفت که بخواهد هتل رزرو کند. بنابراین شرکتهای حوزه گردشگری به شکل بسیار شدیدی آسیب دیدند.
البته در اینجا فقط نباید اینترنت را در نظر گرفت، چون عوامل دیگری هم وجود داشتند، اما در مجموع کسبوکار گردشگری بهشدت آسیب دید. در مورد کسبوکارهایی مانند فروشگاههای بزرگ و آنلاین هم میتوان بررسی کرد که چه اتفاقی افتاده و بعد این وضعیت را به سایر کسبوکارها تعمیم داد.
از طرف دیگر، تعداد زیادی کسبوکار کوچک و خانگی در اینستاگرام فعالیت میکنند. برای برخی از آنها فروش عملاً متوقف شده است. یا فردی را در نظر بگیرید که در حوزه بازاریابی دیجیتال کار میکرده؛ فعالیت چنین فردی میتواند عملاً به صفر برسد.
میتوان تعداد این کسبوکارها را برآورد کرد و به یک تخمین کلی رسید، اما باز هم مسئله فقط کسبوکارهایی نیست که در حال حاضر وجود دارند.
وزیر ارتباطات در عددی که اعلام میکند، نمیتواند نشان دهد چه کسبوکارهایی ممکن بود در این دوره به وجود بیایند اما ایجاد نشدند، یا چه افرادی برای راهاندازی کسبوکاری تازه سرمایهگذاری کرده بودند اما پروژه آنها متوقف شد.
به نظر من عددهایی که اکنون مطرح میشوند، در بهترین حالت کف زیانی هستند که در این دوره به دلیل قطع اینترنت ایجاد شده است.
باید هزینه کسبوکارهایی را هم به این عدد اضافه کرد که برای زنده ماندن از داراییهای خود مصرف کردند؛ در ظاهر نابود نشدند، اما ممکن است در بلندمدت از بین بروند. باید نیروی کاری را هم دید که مهاجرت کرده؛ چه مهاجرت فیزیکی و چه مهاجرت کاری. همینطور ایدههایی که برای ایجاد یک کسبوکار یا استارتآپ مطرح شده بودند اما هیچوقت شکل نگرفتند.اگر همه این موارد را اضافه کنید، رقم خسارت چند برابر میشود.
*فراتر از خسارت اقتصادی یک دوره مشخص، تکرار قطعی اینترنت چه اثر بلندمدتی بر اقتصاد دیجیتال میگذارد؟
به نظر من بدتر از خود خسارت، مسئله «عادت شدن» است. ممکن است یکبار گفته شود به دلیل یک شرایط خاص، اینترنت برای مدتی قطع شده است. اما وقتی به وضعیتی برسیم که با هر اتفاقی در داخل یا خارج کشور، بدون آنکه حتی هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تصمیم بررسی شود، دست تصمیمگیرنده و سیاستگذار به سمت دکمه فیلتر یا قطع اینترنت برود، موضوع بسیار خطرناک میشود.
اگر این رفتار به یک عادت دائمی تبدیل شود، دیگر بعضی از کسبوکارها اساساً به وجود نمیآیند. خلاقیتها در نطفه از بین میروند و این همان هزینه پنهانی است که هیچکس آن را محاسبه نمیکند و البته محاسبه آن هم ساده نیست.
من همیشه میگویم باید نگاه کنیم آیا در سایر نقاط دنیا هم در شرایط مشابه چنین اتفاقی رخ داده است یا نه. این جنگ فقط برای ما نبوده است. میتوان کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای دیگر را بررسی کرد؛ آیا آنها نیز در چنین شرایطی دستشان روی دکمه فیلتر یا قطع اینترنت رفته است؟
در همان دورهای که عربستان، امارات و کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس روی نسلهای جدید هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند، ما همچنان درباره این بحث میکنیم که اینترنت وصل باشد یا قطع شود. آثار بلندمدت چنین وضعیتی به این سادگی قابل محاسبه نیست.
بنابراین به نظرم مهمتر از اینکه عدد اعلامشده درست یا غلط است، این است که کمتر کسی به این فکر میکند که این اتفاق در آینده چه آثار بلندمدتی خواهد داشت.
*در هفتههای اخیر دوباره برخی کاربران از افت کیفیت و تضعیف اینترنت موبایل در بعضی اپراتورها گلایه دارند و گاهی از سوی پشتیبانی اپراتورها دلایلی مانند جابهجایی دکلها مطرح میشود. شما دلیل این افت کیفیت را چه میدانید؟
یکی از چیزهایی که در کشور ما بهشدت وجود دارد، پنهانکاری و ابهام است. ما تعداد زیادی شهروند عادی هستیم که نه میدانیم قرار است درباره چه موضوعی مذاکره شود، نه میدانیم اینترنت چه زمانی قرار است قطع، وصل یا محدود شود و نه رسانهای داریم که بتواند بهراحتی از سیاستگذار درباره این موضوعات سؤال کند.
وقتی میزان ابهام تا این حد زیاد باشد، هر حدس و گمانی هم ممکن میشود. من الان نمیدانم دلیل واقعی چیست، اما ممکن است فردا متوجه شویم اتفاقی که رخ داده، تست یا بخشی از یک برنامه دیگر بوده است؛ مثلاً آزمایشی برای اینترنت طبقاتی یا بررسی راهکاری که در صورت نخواستن قطع کامل اینترنت بینالملل، بتوان محدودیتهایی را در سطح اپراتورها اعمال کرد.
وقتی فضا مبهم است و رسانهها نمیتوانند بهسادگی از سیاستگذار اطلاعات بگیرند و دادهها هم منتشر نمیشود، ما معمولاً بعداً متوجه میشویم چه اتفاقی افتاده است. انگار در کشور خودمان غریبهایم.
به همین دلیل من نسبت به اتفاقاتی که رخ میدهد با شک و تردید نگاه میکنم. واقعاً نمیدانم دکلی در حال جابهجایی است یا آنچه میبینیم بخشی از تستها و برنامههای دیگری است. ابهام آنقدر زیاد است و اطلاعات آنقدر کم منتشر میشود که بهعنوان فردی که در این حوزه فعالیت دارد، میتوانم فرضیههای مختلفی مطرح کنم.
*استفاده گسترده از فیلترشکن خود به یکی از عوامل افت کیفیت و ناامنی اینترنت تبدیل شده است. از نظر فنی چه راهی برای کاهش استفاده مردم از VPN وجود دارد؟ آیا تقویت پیامرسانها و پلتفرمهای داخلی میتواند جایگزین مناسبی باشد؟
پیش از اینکه درباره راهحل صحبت کنیم، یک مسئله بسیار واضح وجود دارد. کافی است کشورهای مختلف دنیا را کنار هم بگذاریم و ببینیم دنیا چه کار میکند؛ دنیایی که خوشبختانه یا متأسفانه در بسیاری از حوزهها از ما جلوتر است.
اما به نظر من سؤال اصلیتر این است که اصلاً ما میخواهیم این مسئله حل شود یا نه؟
من فکر میکنم درباره برخی مسائل اساساً ارادهای برای حل وجود ندارد. درباره تحریم هم همین سؤال را میتوان پرسید؛ آیا واقعاً میخواهیم تحریمها برداشته شوند؟ من نسبت به این موضوع تردید دارم، چون همان چیزی که آقای روحانی زمانی از آن با عنوان «کاسبان تحریم» یاد میکرد، وجود دارد و عدهای از ادامه تحریم منفعت میبرند.
درباره جنگ هم میتوان همین سؤال را مطرح کرد؛ آیا همه میخواهند جنگ تمام شود؟ به نظر من نمیتوان با قطعیت پاسخ مثبت داد، چون ممکن است عدهای منفعت و درآمدشان در ادامه همین وضعیت باشد.
در مورد اینترنت آزاد نیز موضوع مشابهی وجود دارد. به نظر من منفعت مالی عدهای در فروش فیلترشکن است. متأسفانه کسانی که منافع اقتصادی دارند، معمولاً قدرت بیشتری هم پیدا میکنند و میتوانند بر تصمیمسازی و سیاستگذار تأثیر بگذارند.
بنابراین مسئله این نیست که برای اینترنت آزاد راهحل فنی وجود ندارد؛ مسئله این است که به نظر من منفعت گروهی در نبود اینترنت آزاد و ادامه فیلترینگ قرار گرفته است.
*یکی از استدلالهایی که برای محدودسازی اینترنت مطرح میشود، مسائل امنیتی است. آیا فیلترینگ از نظر شما میتواند راهحلی برای حفاظت از زیرساختهای کشور باشد؟
وقتی درباره زیرساختهای فناوری اطلاعات صحبت میکنیم، میتوانیم به اتفاقی که برای بانکهای بزرگ افتاد نگاه کنیم. مگر زیرساختهای فناوری اطلاعات این بانکها مستقیماً به اینترنت عمومی متصل بودند؟ مشخص است که نبودند. اما وقتی هدف حمله قرار گرفتند، هک شدند و برخی از آنها یک ماه یا حتی دو ماه با اختلال جدی روبهرو بودند و خودشان هم نمیدانستند چه زمانی همه سامانههای بانکی دوباره به وضعیت عادی بازمیگردد. حتی پس از آن نیز مغایرتهایی وجود داشت.
بنابراین نمیتوان گفت فیلترکردن اینترنت راهحل همه مسائل امنیتی است. همانطور که جنگ راهحل استقلال کشور نیست و درباره تحریم نیز منافع اقتصادی خاصی میتواند وجود داشته باشد، در حوزه اینترنت هم مسئله فقط پیدا کردن یک راهحل فنی نیست.
در یک کسبوکار نیز وقتی میخواهید برنامهریزی کنید، پیش از نوشتن برنامه باید مشخص کنید اصلاً چه چیزی میخواهید. به نظر من سؤال اساسی همین است: قدرت کسانی که میخواهند این وضعیت ادامه داشته باشد و قدرت کسانی که نمیخواهند این وضعیت وجود داشته باشد، در چه سطحی است؟
در شرایط فعلی، به نظر من قدرت و توان کسانی که از تحریم، جنگ و فیلترینگ منفعت میبرند، متأسفانه بر قدرت گروه مقابل میچربد. وگرنه اینها موضوعات پیچیدهای نیستند که بگوییم هیچ راهحلی برایشان وجود ندارد.
*در دوره محدودیت اینترنت، برخی پلتفرمهای داخلی با افزایش تعداد کاربران مواجه شدند. این رشد را چطور معنی میکنید؟
بله، بسیاری از این پلتفرمها در دوره جنگ از نظر تعداد کاربران و برخی شاخصهای دیگر رشد کردند. بسیاری از شرکتهایی هم که در حوزه بازار دیجیتال فعالیت میکردند، شروع کردند روی این پلتفرمها فعالیت کنند.
بنابراین در همین دوره، ارزش و درآمد برخی پلتفرمهای داخلی افزایش پیدا کرد. اما چرا با وجود این رشد، همچنان نمیتوان گفت موفق بودهاند؟
چون بسیاری از این پلتفرمها ضعیفاند و تجربه کاربری مناسبی ندارند. استفاده از آنها برای مردم راحت نیست، اما کاربران در آن دوره مجبور شدند به سمتشان بروند.
در نهایت باز هم مسئله به همان بحث هزینه و منفعت برمیگردد؛ منفعت گروهی که قدرت بیشتری دارد، بر هزینهای که به بخشهای دیگر تحمیل میشود، میچربد.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

اختلال اینترنت چگونه مسیر مشتری را قطع میکند؟ - پیوست
اختلال اینترنت برای کسبوکارهای آنلاین فقط به معنای کاهش فروش در چند روز یا چند هفته نیست. هر بار که دسترسی محدود، کیفیت اتصال مختل یا سرعت اینترنت کند میشود، بخشی از مسیر دیده شدن، جذب مشتری، شکلگیری اعتماد و انجام معامله نیز آسیب میبیند. مسیری که برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک، بیش از هر چیز بر شبکههای اجتماعی و پلتفرمها بنا شده است. سایت، موتورهای جستوجو و کانالهای جایگزین میتوانند بخشی از فروش را حفظ کنند، اما لزوما جای مسیری را نمیگیرند که مشتری تازه از طریق آن به کسبوکار میرسد. در چنین شرایطی، هزینه اختلال فقط در سفارشهای ازدسترفته خلاصه نمیشود؛ بخشی از آن، فرصتهایی است که هیچوقت به مرحله خرید نمیرسند.
بهگزارش پیوست، پیمایش ایسپا نیز تصویری از همین وابستگی ارائه میدهد. طبق این گزارش ۵۵.۴ درصد کاربران، با شدتهای متفاوت، گفتهاند معیشتشان به اینترنت و شبکههای اجتماعی وابسته است. این عدد به معنای آن نیست که نیمی از مردم شغلی کاملا اینترنتی دارند؛ اما نشان میدهد اینترنت برای بخش مهمی از جامعه به یکی از اجزای کار، درآمد و ارتباط حرفهای تبدیل شده است.وقتی کار و خرید به پلتفرم منتقل میشود
پیش از آنکه اختلال اینترنت خودش را در کاهش تعداد سفارشها نشان دهد، بخشی از مسیر ارتباط میان کسبوکار و مشتری را از کار میاندازد. مسیری که طی سالهای گذشته با انتقال بخش بیشتری از کار و خرید به پلتفرمها شکل گرفته است.سیدنورالدین رضویزاده، دانشیار دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
سیدنورالدین رضویزاده، دانشیار دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی، فراگیری استفاده از شبکههای اجتماعی را یکی از عوامل کوچ گسترده نهادهای خدماتی و تولیدی به این فضا میداند. به گفته او، صرفهجویی در وقت و هزینه، سرعت بیشتر انجام امور و دسترسی آسانتر به خدمات باعث شده پلتفرمها در بسیاری از موقعیتها نسبت به شیوههای پیشین اولویت پیدا کند.
در چنین شرایطی، حضور در فضای آنلاین برای بسیاری از کسبوکارها دیگر صرفا یک کانال تبلیغاتی در کنار سایر کانالها نیست. معرفی محصول، پیداکردن مشتری، ارتباط با او و حتی بخشی از اعتبار حرفهای کسبوکار در همین فضا شکل میگیرد. بنابراین وقتی دسترسی به یک پلتفرم مختل میشود، اثر آن فقط محدود شدن دسترسی به یک شبکه اجتماعی نیست؛ بخشی از مسیری که کسبوکار برای رسیدن به مشتری ساخته نیز مختل میشود.افتی که تمام نمیشود
قطع دسترسی لزوما فروش را به صفر نمیرساند. فروشگاهی که سایت دارد، از گوگل ورودی میگیرد. کسبوکاری که در پلتفرمهای مقایسه کالا حضور دارد، میتواند بخشی از سفارشهایش را حفظ کند. با این حال، باقی ماندن چند سفارش با ادامه روال عادی کسبوکار یکی نیست؛ بهخصوص وقتی مشتریِ تازه عمدتا از جایی وارد میشود که محصول در آن دیده میشود.
نگین اعظمی، صاحب فروشگاه اینترنتی آواتشاپ میگوید که پس از فیلتر شدن اینستاگرام، سفارشهای هفتگی فروشگاهش از حدود ۱۲۰ مورد به ۱۰ تا ۱۵ مورد رسید و در بهترین حالت به ۲۰ سفارش نزدیک شد. او همچنین سایت فروشگاهی هم داشت و از گوگل و ترب نیز ورودی میگرفت. طبق گفته او فروش کاملا قطع نشد، اما حجم سفارشها و بازدیدها به وضعیت پیشین بازنگشت.
این تجربه تفاوت میان «فروشگاه آنلاین داشتن» و «مشتری آنلاین پیدا کردن» را نشان میدهد. سایت میتواند محصول را نمایش دهد، سفارش را ثبت کند و پرداخت را سامان دهد، اما کاربری که نام فروشگاه را نمیداند یا هنوز تصمیم به خرید نگرفته، الزاما از طریق جستوجو به آن نمیرسد. او ابتدا باید جایی با محصول روبهرو شود.نگین اعظمی، صاحب فروشگاه اینترنتی آواتشاپ
اعظمی بر اساس تجربه فروش اینترنتی خود میگوید بخش مهمی از کاربران اینستاگرام با قصد خرید وارد این شبکه نمیشوند. آنها میان محتوای روزمره، خبر یا سرگرمی با کالایی مواجه میشوند که شاید پیش از آن در فهرست خریدشان نبوده است. همین مواجهه میتواند کاربر را به مشتری تبدیل کند و این همان کارکردی است که سایت فروشگاهی یا پلتفرم مقایسه کالا بهتنهایی نمیتواند انجام دهد.
به گفته او، پستهایی که به اکسپلور میرسند مشتریِ تازه میآورد و استوریها امکان نمایش جزئیات محصول، موجودی و روند آمادهسازی سفارش را فراهم میکند. در چنین مدلی، محتوا فقط تبلیغ نیست و بخشی از فرآیند فروش محسوب میشود.
در مقابل، با افزایش تعداد کالاها نمیتوان تمام فرآیند فروش را در دایرکت مدیریت کرد. پاسخ به سوالهای تکراری، ارسال عکس طرحها و اعلام موجودی رنگها و مدلها با بزرگترشدن سبد کالا دشوار و خطاپذیر میشود. سایت این بخش از فرآیند را سامان میدهد، اما همچنان ممکن است مشتری گفتوگوی مستقیم با فروشنده یا حتی ثبت سفارش در دایرکت را ترجیح دهد. در عمل، سایت و شبکه اجتماعی دو کارکرد متفاوت دارند و حذف یکی لزوما با دیگری جبران نمیشود.اعتماد در جزئیات
خریدار در فروشگاه فیزیکی با دیدن کالا، فضای فروشگاه و فروشنده نشانههایی برای تصمیمگیری پیدا میکند. در خرید آنلاین بخشی از این نشانهها وجود ندارد، اما نشانههای دیگری جای آنها را میگیرد. سابقه یک صفحه، کیفیت پاسخگویی، اطلاعات محصول، شیوه پرداخت و مسیری که مشتری در صورت بروز مشکل میتواند از طریق آن موضوع را پیگیری کند.
اعظمی، صاحب فروشگاه اینترنتی آواتشاپ میگوید که عکس و ویدئوی واقعی محصول، امکان مرجوعی و پرداخت امن برای جلب اعتماد مشتری از پیامهای رضایت مشتری مهمتر است. رضایتنامه میتواند جعلی باشد یا از صفحه دیگری برداشته شود، اما تصویری که فروشنده خودش از کالا گرفته و امکان بازگرداندن محصولی که با توضیحات یا تصاویر متفاوت است، نشانه عملیتری از پاسخگویی فروشنده به مشتری ارائه میدهد.
رضویزاده، دانشیار دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی نیز معتقد است پلتفرمها رابطه میان فروشنده و مشتری را شفافتر کرده، اما همزمان این رابطه را به سابقه، امتیاز و بازخورد وابسته کردهاند. تاریخچه فعالیت، نظرات کاربران، سرعت پاسخگویی و امکان پیگیری سفارش به مشتری کمک میکند اعتبار یک کسبوکار را ارزیابی کند.
پرداخت امن نیز صرفا یک مرحله فنی نیست و بخشی از تضمین اجرای تعهد میان فروشنده و خریدار را شکل میدهد. اگر مشتری نداند که در صورت تأخیر، مغایرت کالا یا بروز اختلاف چه مسیر مشخصی برای پیگیری دارد، اعتماد بهسرعت آسیب میبیند. در چنین شرایطی، نقش نهادهای قانونی و نظارتی نیز به بخشی از سازوکار اعتماد تبدیل میشود؛ نهادی که باید امکان پیگیری و حمایت از حقوق خریدار و فروشنده را فراهم کند.علی شاکر، پژوهشگر حوزه ارتباطات
علی شاکر، پژوهشگر حوزه ارتباطات، اعتماد آنلاین را حاصل یک عامل نمیداند. از نظر او، سابقه و شهرت، امکان بررسی عملکرد گذشته، پرداخت امن و امکان شکایت یا پیگیری، لایههای مختلف اعتماد را شکل میدهد. فضای آنلاین هرچند بعضی از نشانههای ارتباط حضوری را حذف کرده اما امکان ثبت و بازبینی اطلاعات را نیز فراهم آورده است. در نتیجه، اعتماد پایدار بیش از آنکه به لحن صمیمی یا ظاهر حرفهای یک صفحه وابسته باشد، به امکان راستیآزمایی آن وابسته است.
عددی که باید دقیق خواند
آمار ۵۵.۴ درصد در پیمایش ایسپا نیازمند خوانش محتاطانه است. شاکر یادآوری میکند که این عدد به معنای اشتغال کاملا اینترنتی نیمی از کاربران نیست. ۲۵.۸ درصد وابستگی کم، ۹.۳ درصد وابستگی متوسط و ۲.۳ درصد وابستگی زیاد یا خیلی زیاد را گزارش کردهاند و مجموع گروههایی که درجاتی از وابستگی را اعلام کردهاند، به ۵۵.۴ درصد میرسد.
این پیمایش با مصاحبه حضوری از ۴۰۶۰ نفر انجام شده و دادههای آن خوداظهاری است. بنابراین نمیتوان نتیجه آن را معادل اندازه اقتصاد دیجیتال یا شمار افرادی دانست که تمام درآمدشان از اینترنت به دست میآید. اما همین داده نشان میدهد اینترنت و شبکههای اجتماعی در زندگی و کارِ بخش قابل توجهی از کاربران نقش دارند.
فروشنده خانگی، راننده، مترجم، معلم، پزشک یا صاحب یک مغازه فیزیکی ممکن است شغلی بیرون از بستر اینترنتی داشته باشد، اما بخشی از سازوکار درآمدش به شبکه وابسته باشد؛ از پیداکردن مشتری و هماهنگی با همکار گرفته تا دریافت سفارش، اعلام قیمت، پرداخت یا ارائه خدمت. وابستگی معیشتی در اینجا بیش از آنکه به معنای انتقال کامل شغل به فضای آنلاین باشد، به گره خوردن بخشی از کار با ارتباطات دیجیتال اشاره دارد.کسبوکارهای کوچک آسیبپذیرترند
تمرکز ارتباط با مشتری و اعتبار یک کسبوکار در پلتفرمها، در کنار مزایایی که دارد، وابستگی نیز ایجاد میکند. اگر دسترسی به یک پلتفرم از بین برود یا میزان دیدهشدن در آن بهشدت کاهش پیدا کند، کسبوکار ممکن است بخشی از مسیری را که طی چند سال برای رسیدن به مشتری ساخته از دست بدهد.
رضویزاده،دانشیار دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی این آسیبپذیری را برای خردهفروشیها و کسبوکارهای کوچک جدیتر میداند؛ زیرا این گروه معمولا منابع کافی برای حضور همزمان در چند پلتفرم و ساخت مسیرهای جایگزین را ندارند.
کسبوکارهای بزرگتر معمولا امکان بیشتری برای ایجاد این مسیرها دارند. وبسایت مستقل، بانک اطلاعات مشتریان، پیامک، کانالهای ارتباطی مختلف و بودجه تبلیغات در چند بستر. اما برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک، بخش بزرگی از ارتباط با مشتری به یک صفحه یا یک پلتفرم وابسته است.
اعظمی، صاحب فروشگاه اینترنتی آواتشاپ با اشاره به تجربه همکارانش در دورههای اختلال میگوید که پیامک و راهاندازی کانال در پیامرسانهای داخلی در برخی دورهها به فروشندگان کمک کرده مشتریان قبلی خود را دوباره پیدا کنند. پیامک میتواند مشتریای را که سبد خریدش را نیمهکاره رها کرده با کد تخفیف یا یادآوری به سایت بازگرداند و کانالهای جایگزین نیز میتواند فعال بودن فروشگاه را به مشتری اطلاع دهند.
اما این ابزارها یک محدودیت مهم دارند؛ اینها عمدتا برای ارتباط با مشتریای کار میکنند که قبلا بهنوعی با کسبوکار ارتباط داشته است. شماره تلفنش ثبت شده، از فروشگاه خرید کرده یا کانال دیگری را میشناسد. آنها الزاما نمیتوانند جای مسیری را بگیرند که مشتری تازه از طریق آن برای نخستینبار با کسبوکار روبهرو میشود.
شاکر، پژوهشگر حوزه ارتباطات این وضعیت را «اختلال در بخشی از حافظه حرفهای» توصیف میکند. صفحه فروش، وبسایت یا حساب یک کسبوکار صرفا محل نگهداری چند تصویر و شماره تماس نیست؛ مجموعهای از سابقه، اعتبار، محتوای قابل جستوجو و رابطههای ساختهشده با مشتری در آن شکل گرفته است. از دستدادن دسترسی به این فضا فقط یک گفتوگوی روزمره را قطع نمیکند، بلکه بخشی از سرمایه ارتباطی کسبوکار را نیز در معرض آسیب قرار میدهد.فروش صفر نشد، اما عادی هم نشد
سایت، ورودی گوگل، پلتفرمهای مقایسه کالا، پیامک و کانالهای ارتباطی مختلف میتوانند مانع توقف کامل فروش شوند. تجربه اعظمی، صاحب فروشگاه اینترنتی آواتشاپ نیز نشان میدهد همین مسیرها باعث شده سفارشها در دوره اختلال به صفر نرسند. اما صفر نشدن فروش به معنای عادی بودن شرایط نیست.
راههای جایگزین عمدتا میتوانند بخشی از مشتریان قبلی یا کاربرانی را که از قبل قصد خرید دارند به فروشگاه برساند. آنچه سختتر جبران میشود، مشتری تازهای است که باید ابتدا محصول را ببیند، فروشگاه را بشناسد و بعد وارد فرآیند خرید شود.
از همین رو، هزینه اختلال اینترنت را نمیتوان فقط با تعداد سفارشهای از دسترفته سنجید. بخشی از این هزینه اصلا در آمار فروش دیده نمیشود. مشتریانی که هیچ وقت وارد فروشگاه نشدهاند، محصولی را ندیدهاند و رابطهای با کسبوکار شکل ندادهاند.
هرچه معرفی محصول، اعتبار حرفهای، رابطه با مشتری و بخش بیشتری از فرآیند کار به شبکه منتقل شود، اینترنت نیز بیشتر نقش یک زیرساخت را پیدا میکند. اختلال در چنین زیرساختی ممکن است فروش را به صفر نرساند، اما میتواند همان مسیری را مختل کند که قرار بود مشتری بعدی را به فروشنده برساند.

حجمخوری یا مصرف پنهان؛ روایت اپراتورها از تمام شدن بستههای اینترنت
به گزارش خبرنگار سیتنا، در روزهای اخیر، افزایش گلایهها درباره سرعت تمام شدن بستههای اینترنت، بار دیگر موضوع نحوه محاسبه و کسر حجم مصرفی مشترکان را به یکی از بحثهای مورد توجه کاربران تبدیل کرده است؛ موضوعی که با طرح ادعاهایی درباره «حجمخوری» اپراتورها، واکنش همراه اول، ایرانسل و رایتل را به دنبال داشت.
در پی این اعتراضها، اپراتورها بر صحت محاسبات خود تأکید کردند و همراه اول و ایرانسل با برگزاری آزمایشهای عملی، تلاش کردند نحوه محاسبه ترافیک و کسر حجم از بستههای اینترنت را برای خبرنگاران شفاف کنند. آزمایش اپراتورها برای رد ادعای حجمخوری
در آزمایش انجامشده از سوی ایرانسل، یک بسته اینترنت فعال شد و فایلی با حجم مشخص از اینترنت بینالملل دریافت شد. نتیجه آزمایش نشان داد میزان حجمی که از بسته مشترک کسر شده، با حجم واقعی داده دریافتشده مطابقت داشته است.
همراه اول نیز در آزمایش مشابه اعلام کرد که در ترافیک تمامبها، از جمله اینترنت بینالملل، حجم کسرشده از بسته با میزان مصرف واقعی مطابقت دارد و بیشتر از میزان ترافیک مصرفشده از بسته مشترک کسر نمیشود.
این اپراتورها همچنین نحوه محاسبه ترافیک داخلی و برخی پیامرسانهای داخلی را تشریح کردند و بر اعمال تعرفههای ترجیحی برای این نوع ترافیک تأکید داشتند. مصرف اینترنت فقط به دانلود مستقیم محدود نیست
با وجود این توضیحات، اپراتورها معتقدند بخشی از برداشت کاربران درباره مصرف اینترنت، ناشی از تفاوت میان «مصرف قابل مشاهده» و «کل ترافیک تولیدشده توسط دستگاه» است.
فعالیت برنامهها در پسزمینه، بهروزرسانی خودکار اپلیکیشنها، بارگذاری تصاویر و ویدئوها، پخش خودکار محتوا و دریافت دادههای جدید از سوی شبکههای اجتماعی، حتی زمانی که کاربر مستقیماً در حال استفاده از آنها نیست، میتواند حجم اینترنت مصرف کند.
از سوی دیگر، افزایش کیفیت محتوای آنلاین نیز در رشد مصرف داده نقش دارد. تماشای ویدئو با کیفیتهای بالاتر، بهویژه Full HD و 4K، به مراتب حجم بیشتری نسبت به نسخههای کمکیفیت مصرف میکند.
بازیهای آنلاین نیز از این قاعده مستثنی نیستند و ممکن است پیش از شروع بازی، فایلها و بهروزرسانیهایی را دریافت کنند که بخشی از حجم بسته اینترنت کاربر را مصرف میکند. نقش VPN در افزایش مصرف داده
یکی دیگر از موضوعاتی که اپراتورها به آن اشاره کردهاند، استفاده گسترده از VPN و پروکسی است.
براساس توضیحات ارائهشده، VPNها بسته به نوع پروتکل و نحوه عملکرد میتوانند مقداری سربار ترافیکی ایجاد کنند. به این ترتیب، میزان دادهای که شبکه منتقل میکند ممکن است بیشتر از حجم محتوایی باشد که کاربر تصور میکند دریافت یا ارسال کرده است.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کاربر همزمان از چند اپلیکیشن، VPN و سرویس آنلاین استفاده کند و بخشی از فعالیت این سرویسها نیز در پسزمینه ادامه داشته باشد.
رایتل: موردی از کسر عامدانه و غیرواقعی حجم مشاهده نشده است
رایتل نیز در واکنش به بحثهای مطرحشده، هرگونه کسر عامدانه و غیرواقعی حجم بستههای اینترنت را رد کرده است.
مدیرعامل رایتل تأکید کرده که حجم اینترنت خریداریشده، حق مشترک است و اپراتور باید در محاسبه و کسر آن دقیق و شفاف عمل کند. به گفته او، تاکنون موردی از کسر عامدانه و غیرواقعی حجم بسته مشترکان در این اپراتور مشاهده و تأیید نشده است.
او همچنین «حجمخوری» را تخلف و تضییع حقوق مشترکان دانسته و بر برخورد با چنین مواردی تأکید کرده است. گلایه کاربران ناراضی همچنان پابرجاست
با وجود مواضع سه اپراتور و آزمایشهای انجامشده، بخشی از کاربران همچنان نسبت به سرعت تمام شدن بستههای اینترنت خود اعتراض دارند. تجربه کاربران از مصرف سریع حجم، در کنار نوسان سرعت و کیفیت اینترنت، باعث شده است مسئله اعتماد میان مشترکان و اپراتورها همچنان مطرح باشد.
البته تجربه شخصی کاربران بهتنهایی نمیتواند اثباتکننده کسر غیرواقعی حجم از سوی اپراتورها باشد؛ اما تداوم این گلایهها نشان میدهد که سازوکار فعلی نمایش و توضیح مصرف اینترنت برای بسیاری از مشترکان به اندازه کافی شفاف و قابل راستیآزمایی نیست. شفافیت؛ حلقه مفقوده ماجرای حجم اینترنت
در نهایت، مسئله تنها این نیست که آیا اپراتورها بیشتر از میزان واقعی مصرف، از بسته مشترکان حجم کم میکنند یا خیر؛ بلکه نحوه نمایش و تفکیک مصرف نیز اهمیت دارد.
اگر کاربر بتواند بهصورت دقیق مشاهده کند که چه میزان از حجم بسته توسط هر اپلیکیشن، سرویس، فعالیت پسزمینه، VPN یا نوع ترافیک مصرف شده است، بخش قابلتوجهی از ابهام موجود از بین خواهد رفت.
بر همین اساس، در کنار تأکید اپراتورها بر صحت محاسبات، شفافیت بیشتر در نمایش جزئیات مصرف، امکان راستیآزمایی مستقل و فراهم کردن مسیر روشن برای اعتراض و بررسی موارد مشکوک میتواند به کاهش اختلاف میان تجربه کاربران و توضیحات فنی اپراتورها کمک کند.
در شرایطی که اینترنت به یکی از هزینههای ثابت خانوارها و کسبوکارها تبدیل شده است، اعتماد مشترک به نحوه محاسبه و مصرف بستههای اینترنت، موضوعی فراتر از یک اختلاف فنی میان کاربر و اپراتور است و مستقیماً با حقوق مشترکان و کیفیت رابطه آنها با ارائهدهندگان خدمات ارتباطی گره خورده است.
انتهای پیام

پروازهای لوفتهانزا به استارلینک مجهز میشوند
به گزارش آفتاب نیوز،
به نقل از زومیت، نخستین هواپیمای ایرباس A۳۲۰neo متعلق به ناوگان هوایی لوفتهانزا از فرانکفورت به پرواز درآمد تا مسافران بتوانند برای اولینبار در طول سفر، از اینترنت پرسرعت ماهوارهای برای بازی یا کارهای اداری خود استفاده کنند. این اقدام بخشی از برنامهی نوسازی ناوگان لوفتهانزا محسوب میشود که با همکاری سرویس استارلینک اسپیسایکس انجام شده است.
به گزارش رویترز، سرویس جدید بخشی از سرمایهگذاری میلیاردی برای بهبود تجهیزات کابین و خدمات مسافرتی است. بر اساس برنامهریزیهای انجامشده، تا پایان سال جاری میلادی ۱۰ فروند هواپیمای دیگر به این سیستم مجهز میشوند و کل ناوگان ۸۵۰ فروندی گروه لوفتهانزا تا سال ۲۰۲۹ به اینترنت پرسرعت مجهز خواهند شد.
ینس ریتر، مدیرعامل لوفتهانزا، میگوید: «راهاندازی این سرویس، گام مهم دیگری در مسیر مدرنسازی لوفتهانزا است. وجود اینترنت باکیفیت در آینده به یکی از معیارهای اصلی مسافران برای انتخاب خطوط هوایی در پروازهای طولانی تبدیل خواهد شد و این سرمایهگذاری اجتنابناپذیر بود.»
استفاده از این خدمات برای اعضای برنامهی وفاداری لوفتهانزا رایگان خواهد بود و طبق اعلام مدیریت، این دسترسی بدون هزینه بهصورت دائمی برنامهریزی شده است. استفاده از اینترنت پرسرعت در کابین هواپیما چالشهایی مانند افزایش سر و صدا را به همراه دارد؛ به همین دلیل قوانین سختگیرانهای برای استفاده از هدفون و ممنوعیت صحبت با صدای بلند در طول پروازهای لوفتهانزا وضع شده است.
نصب تجهیزات استارلینک بسته به ابعاد ناوگان، صدها میلیون دلار هزینه دارد و سالانه دهها میلیون دلار کارمزد خدمات به آن اضافه میشود. اسپیسایکس با تکیه بر ۱۳ هزار ماهوارهی خود در مدار پایین زمین (LEO) که در ارتفاع ۱۶۰ تا ۲ هزار کیلومتری قرار دارند، سرعت بسیار بالاتری را نسبتبه ماهوارههای سنتی در مدار ۳۶ هزار کیلومتری ارائه میدهد و تاکنون قرارداد تجهیز بیش از ۷ هزار فروند هواپیما را در سراسر جهان امضا کرده است.
