
طرز تهیه یک شیرینی خوشمزه!

فرهنگ میتواند زبان اتحاد ملتهای جبهه مقاومت باشد
جوان آنلاین: سریال «رویای نیمهشب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمهشب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانهای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیهکنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنیمذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت میکند. دو دلدادهای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانوادهها و سیاستهای تفرقهافکنانه حاکمان شهر گرفتار میشود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمیکشند.
کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمهشب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و میگوید: این همکاری میتواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملتهایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کردهاند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد میتواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امامعلی (ع)» و «ولایت عشق»، میگوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونههای نمایشی ندارد و مهمترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگیهای درونی توصیف میکند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفتوگو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگیهای بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوتهای بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی میپردازد.
وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمهشب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟
من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمیشناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که میتوانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بیرحم. زندانبان است و با جماعتی از آدمهای بسیار خشن و بیرحم سروکار دارد. این افراد به گریهها، التماسها و درخواستهای زندانیان پاسخ مثبت نمیدهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستیهای خود قرار میگیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم.
ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟
من خبر ندارم، چون رمان را نخواندهام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنماییهایی که از دکور، لباس و کارگردان میگرفتم، تصور میکردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من دادهاند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود.
«رویای نیمهشب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه میکند و در مقابل، چه چیزهایی را ممکن است از آن بگیرد؟
به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ میآورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدمها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زندهکردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسانهایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی میتواند از رمان قویتر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیتها زندگی ببخشد، اثر میتواند از رمان تصویریتر، دیدنیتر و جذابتر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشتهها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را میبیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زندهشدن شخصیتها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است.
شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کردهاید، اما امروز، بعد از سالها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواریهای سالهای اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟
من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب میشوم، بیشتر به این فکر میکنم که آیا این کار میتواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقشها، همه ژانرهای هنری و همه قصهها و داستانها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمیکند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطهنظر کارگردان و تهیهکننده انتخاب میشوم، چون سوابق من را در کارهای قبلی دیدهاند و روی من حسابی باز کردهاند که این نقش به درد این بازیگر میخورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب میشوم و کارهای قبلی من در واقع ملاک تعیینکننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیهکننده میخواهند برسم.
بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیتهایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدامیک از این محدودیتها بیشتر روی بازی شما اثر میگذارد؟
همانطور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب میشوم و سعی میکنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دستوپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار میدهد و وقتی آن را درمیآورم، کاملاً خیس عرق است. در کارهای تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری میپوشاندیم تا این سرما که وارد لباس میشد و بدن را آزار میداد، کمتر اذیتمان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت میشد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید بهگونهای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود میکنند یا شمعهایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار میدهند. این شمعها وقتی روشن میشوند، دود ایجاد میکنند. وقتی کارمان تمام میشود و بیرون میآییم، بینیمان گرفته است. وقتی بینیمان را میشوییم، سیاهی از بینی بیرون میآید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونهای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق میکند که زندانی استنشاق میکند. به همین دلیل کار در پروژههای تاریخی سختتر میشود و به تناسب سختی، کار پرهزینهتر هم میشود و از نظر زمانی ممکن است طولانیتر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، موهای سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشنتر میشود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرماندهها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را میتراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، موهای من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوریهای من بود که چرا باید کچل باشم! میتوانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چارهای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی میشد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه میکنم، میبینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشنتر شدهام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد.
در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهانهای تاریخی متفاوتی روبهرو بودید. آیا تجربه آن پروژهها هنگام بازی در «رویای نیمهشب» به کمکتان آمد یا سعی کردید تجربههای قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟
هر قصهای سعی میکند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمیخواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی میکند متفاوتتر از بازیهای گذشته باشد. البته بعضی وقتها میشود و بعضی وقتها نمیشود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب میشود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیهکننده به چهره، اندام، صدا و کارهایی که قبلاً انجام داده توجه میکند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امامحسن یا امامرضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان میگوید این چهره به درد این کار میخورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمدهایم که کار کنیم و شغلمان همین است. نمیتوانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را میتراشند، سیبیل برایمان میگذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را میتراشند، ریش برایمان میگذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را میتراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیهکننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوتتر باشد. ما هم سعی میکنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد میکند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی میتواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را میکند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، میرسد و موفق میشود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد.
فکر میکنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازهای مواجه است؟
بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد میشود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمیکند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر میخورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمیکند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش میرسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص میشود. چشم باز میشود و میبینیم بازیگر ادای این کار را درمیآورد، اما به قیافهاش نمیخورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع میتواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کردهاند که ناتوان است یا چهرهاش به نقش نمیخورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقشهایی که بازی کردهام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ انشاءالله.
در «رویای نیمهشب» با جامعهای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدمها اثر میگذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانیای که در دل آن تاریخ شکل میگیرد؟
«رویای نیمهشب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضادهای مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که مثل همه داستانهای دیگر این خاصیت را دارد که انسانها را به چالش میکشد و آنها گاهی به مقاصدشان میرسند و گاهی نمیرسند و شکست میخورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدمهای خوب و آدمهای بد و کارهای خوب و کارهای بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت میشود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. بهخصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شدهاند که میتواند از جنبههای مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم میتوانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کردهایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که میتواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم میتوانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیهکنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما میتوانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، میتوانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت میکنند.
اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیلهای اولیهاش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟
ابوراعد شخصیت پیچیدهای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام میدهد و همه دستوراتی که از بالادستش میگیرد، اجرا میکند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدمهایی است که از بالا دستور میگیرند و عمل میکنند. شخصیت خیلی پیچیدهای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگیهای درونی او را نمیبینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را میپذیرد و آن را انجام میدهد و براساس همین کار زندگیاش را میگذراند. نمونه این آدم میتواند حتی یک آدم کتوشلواری هم باشد. در جامعه ما آدمهایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشهای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور میگیرند و عین همان دستور را انجام میدهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفقتر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیکتر میکنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدمهای سر به راه و حرفگوشکن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی میکنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایینتر، یعنی زندانبان یا شکنجهگر، به این نتیجه میرسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوشبهفرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگتر و پیچیدهتر را به او محول میکنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا میکند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین میخورند، بلند میشوند، یاد میگیرند و راه بهتری را انتخاب میکنند. این ویژگی در شخصیتهای دیگر و شخصیتهای مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمیبینم. او فقط میخواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرفگوشکن و بهترین دستورانجامدهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را میکند و کم نمیآورد؛ در هر صورت، فکر میکنم پیچیدگی آنچنانی ندارد.
پنکیک با ماست؛ یک صبحانه جذاب در کمترین زمان
چیشی: در جهان آشپزی، برخی نوآوریها برای سلامتی و افزایش لذت از طعمها انجام میشوند. پنکیک با ماست یکی از این موارد است. در بسیاری از خانوادهها، برخی از افراد حساسیت به شیر دارند و این برای آنها گزینهی ایدهآلی است. در حقیقت، پنکیکهای تهیه شده با ماست لطافت و طعم خاصی دارند که میتواند شما را شگفت زده کند. برای مشاهده آموزش کامل و مرحله به مرحله طرز تهیه پنکیک با ماست در ادامه با ما همراه باشید.
در طرز تهیه پنکیک با ماست، ابتدا تخممرغ و وانیل را مخلوط کرده، سپس شکر، روغن و ماست را اضافه و خوب هم میکنیم. در ادامه، آرد، بکینگپودر و ادویه دلخواه را الک کرده و به مواد میافزاییم. مایه آمادهشده را در تابه نچسب گرم شده میریزیم و دو طرف آن را طلایی میکنیم. در پایان، پنکیکهای داغ را با میوه یا تاپینگ دلخواه سرو کرده میکنیم.
طرز تهیه پنکیک با ماست شکستن تخم مرغ و اضافه کردن وانیل
برای طرز تهیه پنکیک با ماست کار شما با شکستن تخم مرغ ها درون یک کاسه مناسب آغاز می شود. با اضافه کردن وانیل، آنها را با یک همزن برقی یا دستی مخلوط کنید تا کاملا یکدست شوند و کف کنند. اضافه کردن شکر و روغن به تخم مرغ
در این مرحله، شکر را به تخم مرغ اضافه کرده و مجدداً مخلوط کنید تا تخم مرغها رنگ کرمی پیدا کنند و حجیم شوند. پس از آن، روغن و ماست را اضافه کنید و مواد را یک دقیقه دیگر هم بزنید تا یک مایع یکدست داشته باشید. ترکیب مواد خشک
هنگامی که مخلوط تخم مرغ و ماست یکدست شد، مرحله بعدی در تهیه پنکیک، اضافه کردن آرد، بکینگ پودر و دارچین یا هل است. اگر دوست دارید پنکیکهای شما طعم دیگری داشته باشند، میتوانید از ادویه مورد علاقه خود استفاده کنید.
الک کردن و اضافه کردن آرد
ترکیب آرد را سه بار الک کنید و به کاسه حاوی تخم مرغ اضافه کنید. مخلوط کردن مواد با یک همزن دستی اهمیت زیادی دارد و نیاز است که به طور کامل مخلوط شوند. غلظت نهایی مخلوط پنکیک بر کیفیت نهایی آن تاثیر مستقیم دارد.
آماده سازی تابه
برای پخت پنکیک با ماست، یک تابه نچسب را گرم کنید و سپس زیر حرارت را کم کنید تا گرمای سطح تابه حفظ شود. توجه داشته باشید به دلیل استفاده از روغن درون ترکیب پنکیک، در این مرحله، نیازی به چرب کردن تابه نیست.
ریختن مایه پنکیک در تابه
با استفاده از ملاقه یا هر وسیلهی دیگری، مایه پنکیک را در ابعاد دلخواه داخل تابه بریزید و بگذارید تا روی پنکیکها حباب بزند. سپس، پنکیکها را برگردانید تا طرف دیگر آنها به صورت یکنواخت رنگ بگیرد.
آماده سازی و سرو پنکیک
پنکیکهای سرخ شده را در یک بشقاب قرار دهید و روی آنها را با دستمال پارچهای یا حوله بپوشانید تا در هنگام سرو سرد نشوند. در نهایت، با هر میوه یا تاپینگی که دوست دارید، پنکیکهای خود را میل کنید.
کره و ماست پر چرب
رعایت دو نکته خیلی ساده میتواند طعم پنکیکهای شما را بسیار لذیذتر کند و آن این است که به جای استفاده از روغن از کره و به جای ماست معمولی از ماست چکیده پرچرب در پخت پنکیک خود استفاده کنید. نکات تهیه پنکیک با ماست
انتخاب ماست مناسب برای پنکیک
برای تهیه پنکیک با ماست بهتر است از ماست ساده و بدون طعم استفاده کنید تا طعم اصلی پنکیک تغییر نکند. ماست پر چرب یا ماست چکیده باعث می شود پنکیک بافتی نرم تر، لطیف تر و خوشمزه تر داشته باشد. اگر از ماست کم چرب استفاده می کنید، پنکیک سبک تر می شود اما ممکن است کمی خشک تر از حالت معمول باشد، به همین دلیل بهتر است مقدار خیلی کمی کره یا روغن در مایه پنکیک استفاده شود. تنظیم غلظت مایه پنکیک
مایه پنکیک با ماست معمولا کمی غلیظ تر از پنکیک معمولی با شیر است. غلظت مناسب باید شبیه ماست هم زده یا فرنی شل باشد؛ یعنی وقتی با ملاقه برداشته می شود، به آرامی از ملاقه بریزد و خیلی سفت یا خیلی روان نباشد. اگر مایه بیش از حد سفت شد، یک تا دو قاشق غذاخوری شیر، آب یا ماست رقیق اضافه کنید و اگر بیش از حد شل بود، مقدار کمی آرد الک شده به آن بیفزایید. هم نزدن بیش از حد مایه
یکی از مهم ترین نکات برای داشتن پنکیک نرم و پف دار این است که بعد از اضافه کردن آرد، مایه را زیاد هم نزنید. هم زدن زیاد باعث فعال شدن گلوتن آرد می شود و در نتیجه پنکیک بعد از پخت حالت لاستیکی، سنگین و سفت پیدا می کند. همین که آرد با مواد ترکیب شود و فقط چند گلوله کوچک در مایه باقی بماند کافی است، چون این گلوله های ریز هنگام استراحت و پخت از بین می روند. استراحت دادن کوتاه به مایه پنکیک
بعد از آماده شدن مایه پنکیک، بهتر است آن را حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه در دمای محیط استراحت دهید. این استراحت کوتاه باعث می شود آرد رطوبت مواد را بهتر جذب کند و بافت پنکیک بعد از پخت لطیف تر شود. البته مایه پنکیک نباید مدت طولانی بماند، چون بیکینگ پودر به مرور اثر خود را از دست می دهد و پنکیک ها کمتر پف می کنند. استفاده درست از بیکینگ پودر
بیکینگ پودر عامل اصلی پف کردن پنکیک است، پس باید تازه و سالم باشد. اگر بیکینگ پودر کهنه باشد، پنکیک ها تخت و کم پف می شوند، حتی اگر بقیه مواد را درست استفاده کرده باشید. برای تست سریع، مقدار کمی بیکینگ پودر را داخل آب داغ بریزید؛ اگر سریع کف کرد و حباب زد، هنوز فعال است و می توانید با خیال راحت از آن استفاده کنید. اضافه کردن مقدار کمی جوش شیرین
چون ماست خاصیت اسیدی دارد، اضافه کردن مقدار خیلی کمی جوش شیرین می تواند به پف بیشتر پنکیک کمک کند. برای این مقدار مواد، حدود یک چهارم قاشق چایخوری جوش شیرین کافی است و نباید بیشتر از این مقدار استفاده شود، چون جوش شیرین زیاد طعم تلخی به پنکیک می دهد. اگر از جوش شیرین استفاده می کنید، همچنان بیکینگ پودر را حذف نکنید، چون ترکیب این دو با هم نتیجه بهتری می دهد. استفاده از مواد هم دما
برای اینکه مایه پنکیک یکدست تر شود، بهتر است تخم مرغ و ماست را کمی زودتر از یخچال خارج کنید تا خیلی سرد نباشند. وقتی مواد بیش از حد سرد باشند، روغن یا کره بهتر با مواد ترکیب نمی شود و بافت پنکیک ممکن است یکدست نشود. لازم نیست مواد کاملا گرم شوند، همین که از سرمای شدید یخچال خارج شده باشند کافی است. الک کردن آرد برای بافت بهتر
الک کردن آرد باعث می شود آرد سبک تر شود و راحت تر با مواد مایع ترکیب شود. اگر آرد را مستقیم داخل کاسه بریزید، احتمال گلوله شدن آن بیشتر می شود و مجبور می شوید مایه را زیاد هم بزنید. بهتر است آرد، بیکینگ پودر، مقدار کمی نمک و ادویه دلخواه مثل دارچین یا هل را با هم الک کنید و سپس به مواد مایع اضافه کنید. کنترل مقدار شکر در پنکیک
در پنکیک با ماست، مقدار شکر باید متعادل باشد، چون شکر زیاد باعث می شود سطح پنکیک زودتر تیره شود اما داخل آن هنوز کاملا نپخته باشد. اگر قرار است پنکیک را با عسل، شیره انگور، مربا، شکلات صبحانه یا میوه های شیرین سرو کنید، می توانید مقدار شکر داخل مایه را کمی کمتر کنید. این کار باعث می شود طعم پنکیک دلپذیرتر و متعادل تر شود. گرم کردن درست تابه
تابه باید قبل از ریختن مایه کاملا گرم شده باشد، اما حرارت آن نباید خیلی زیاد باشد. بهترین حالت، حرارت ملایم رو به متوسط است تا پنکیک فرصت داشته باشد از داخل بپزد و بیرون آن نسوزد. اگر تابه خیلی سرد باشد، مایه پخش می شود و پنکیک نازک و بی حالت می شود؛ اگر هم خیلی داغ باشد، روی پنکیک زود قهوه ای می شود اما وسط آن خام می ماند. چرب کردن کم تابه
اگر داخل مایه پنکیک روغن یا کره وجود دارد، نیازی نیست تابه را زیاد چرب کنید. فقط کافی است سطح تابه را با مقدار خیلی کمی روغن یا کره چرب کنید و اضافه آن را با دستمال کاغذی بگیرید. چربی زیاد باعث می شود اطراف پنکیک حالت سرخ شده و روغنی پیدا کند، در حالی که پنکیک خوب باید سطحی طلایی، نرم و یکدست داشته باشد. درست برگرداندن پنکیک
برای برگرداندن پنکیک عجله نکنید. وقتی روی پنکیک حباب های ریز ایجاد شد، لبه های آن کمی خشک شد و زیر آن رنگ طلایی گرفت، زمان برگرداندن است. اگر پنکیک را زود برگردانید، فرم آن خراب می شود و اگر دیر برگردانید، سطح زیرین بیش از حد تیره خواهد شد. بهتر است هر پنکیک فقط یک بار برگردانده شود تا پف و لطافت آن حفظ شود. فشار ندادن پنکیک هنگام پخت
بعد از برگرداندن پنکیک، نباید با کفگیر روی آن فشار بیاورید. فشار دادن پنکیک باعث خروج بخار و هوای داخل آن می شود و همین موضوع بافت پنکیک را فشرده و کم پف می کند. اجازه دهید طرف دوم پنکیک با حرارت ملایم بپزد تا داخل آن هم کامل آماده شود. پخت یک پنکیک آزمایشی
قبل از اینکه همه مایه را داخل تابه بریزید، بهتر است یک پنکیک کوچک آزمایشی درست کنید. این کار کمک می کند متوجه شوید غلظت مایه مناسب است یا نه و دمای تابه نیاز به تنظیم دارد یا خیر. اگر پنکیک آزمایشی خیلی زود تیره شد، حرارت را کمتر کنید و اگر بیش از حد پخش شد، کمی آرد به مایه اضافه کنید. جلوگیری از خمیر شدن پنکیکها
بعد از پخت، پنکیک های داغ را روی هم نریزید، چون بخار بین آنها جمع می شود و سطح پنکیک ها حالت خیس و خمیری پیدا می کند. بهتر است پنکیک ها را تا زمان سرو در یک لایه داخل بشقاب یا سینی بچینید. اگر می خواهید گرم بمانند، روی آنها را با یک دستمال تمیز بپوشانید. طعم دار کردن پنکیک با ماست
برای خوش عطرتر شدن پنکیک می توانید از وانیل، پودر هل، دارچین، رنده پوست پرتقال یا رنده پوست لیمو استفاده کنید. این مواد طعم ترش ملایم ماست را متعادل می کنند و عطر پنکیک را بهتر می کنند. فقط دقت داشته باشید مقدار ادویه ها زیاد نباشد، چون طعم اصلی پنکیک را تحت تاثیر قرار می دهد.
اضافه کردن میوه به مایه پنکیک
اگر می خواهید پنکیک میوه ای درست کنید، بهتر است از میوه هایی مثل موز، توت فرنگی، بلوبری یا سیب رنده شده استفاده کنید. میوه های خیلی آبدار را مستقیم و زیاد داخل مایه نریزید، چون باعث شل شدن مایه و خمیر شدن پنکیک می شوند. بهتر است میوه ها را خرد ریز کنید و بعد از ریختن مایه در تابه، مقدار کمی از آنها را روی پنکیک قرار دهید. سرو بهتر پنکیک با ماست
پنکیک با ماست به خاطر طعم ملایم و کمی ترش، با تاپینگ های شیرین بسیار خوشمزه می شود. عسل، شیره انگور، مربای خانگی، کره، موز، توت فرنگی، گردو و کمی دارچین گزینه های خوبی برای سرو هستند. اگر می خواهید صبحانه سبک تری داشته باشید، پنکیک را با میوه تازه و مقدار کمی عسل سرو کنید تا هم خوشمزه باشد و هم خیلی سنگین نشود. نگهداری پنکیک باقی مانده
اگر مقداری پنکیک اضافه ماند، ابتدا اجازه دهید کاملا خنک شود، سپس آن را داخل ظرف درب دار در یخچال قرار دهید. بهتر است بین پنکیک ها یک تکه کاغذ روغنی بگذارید تا به هم نچسبند. برای گرم کردن دوباره، استفاده از تابه با حرارت ملایم بهتر از مایکروویو است، چون مایکروویو ممکن است پنکیک را نرم و کمی خمیری کند. کالری پنکیک با ماست
کالری کل مواد، بدون حساب کردن کره، عسل، شکلات، مربا یا میوه برای سرو، حدود ۱۲۰۰ تا ۱۲۸۰ کالری می شود. اگر با این مقدار مواد حدود ۸ عدد پنکیک کوچک درست شود، کالری هر پنکیک حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ کالری است. اگر مواد را برای ۴ نفر در نظر بگیریم، کالری هر نفر حدود ۳۰۰ تا ۳۲۰ کالری می شود. البته اگر پنکیک ها را با عسل، شکلات صبحانه، کره یا مربا سرو کنید، کالری هر نفر می تواند به راحتی به ۴۰۰ تا ۵۰۰ کالری هم برسد.

سردمداران ورود و خروج حقیقیها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

صلح با امضای عزت

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز

پایان آرامش شکننده در یمن؟

