
تونل زمان| علی دایی: میروم تا خیال همه راحت شود/ من پرسپولیس را قهرمان کردم اما اقوام مدیرعامل دنبال بالا رفتن از سکو بودند! - پارس فوتبال

خبرورزشیگردی| مایلیکهن: دیگر مزاحم پرسپولیس نمیشوم! - پارس فوتبال
بعد از اینکه حمید استیلی به عنوان سرمربی پرسپولیس دریازدهمین دوره رقابتهای لیگ برتر انتخاب شد، محمد مایلیکهن نیز در لباس مدیر فنی کنار او قرار گرفت اما عمر حضورش در این سمت حتی به دو ماه هم نرسید.
مایلیکهن طی مصاحبهای که ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ منتشر کردیم، با صراحت از پایان دوران مدیریت فنی خود صحبت کرد و حرفهای دیگری هم زد:از هواداران پرسپولیس و همچنین آقای حبیب کاشانی، مدیر باشگاه تشکر میکنم که در این مدت بنده را تحمل کردند اما دیگر مدیر فنی پرسپولیس نیستم.احساس میکنم حضورم در این باشگاه مزاحمت ایجاد میکند به همین خاطر دیگر در پرسپولیس فعالیتی نخواهم کرد و مزاحم این تیم نمیشوم. جدایی من از جمع سرخپوشان دلایل زیادی دارد که به اصول خودم مرتبط میشود.اگر احساس کنم در جایی مفید نیستم، هیچ پستی را اشغال نمیکنم و به همین خاطر کنار میروم تا نفر بعدی قبول مسئولیت کند. پرسپولیسرا بیشتر از خودم دوست دارم و لذا با کنارهگیری از این مجموعه، به مزاحمتهای خودم پایان میدهم.
توضیح خبرورزشی: یکی از مهمترین دلایل قطع همکاری مایلیکهن با پرسپولیس در آن مقطع، اختلاف او با حمید استیلی بر سر انتخاب بدنساز جدید بود. در حالیک ه استیلی به عنوان سرمربی تیم با سرادان گمالوویچ به عنوان مربی و بدنساز توافق کرده بود، مایلیکهن اصرار داشت علی صالحنیا این پست را احراز کند و وقتی سرمربی وقت پرسپولیس زیر بار نرفت، اختلافات بالا گرفت.
بیشتر بخوانید: مایلیکهن: ناصر حجازی هم ریش میگذاشت تا سرمربی تیم ملی شود! / مگر وقتی دایی عذرخواهی کرد، من او را نبخشیدم؟
خبرورزشیگردی| علی دایی: اگر زیرمیزی میگرفتم حتما آدم خوبی میشدم/ آقای دادکان! اگر کنار شما دعوا میکردم مشکل حل بود؟ - پارس فوتبال
رابطه محمد دادکان با علی دایی همواره گرم بوده و دو طرف با احترام خاصی از یکدیگر یاد میکنند اما ۱۲ سال قبل اتفاقاتی رخ داد که دایی جواب رئیس اسبق فدراسیون فوتبال را داد.
شهریار که تابستان سال ۹۳ هدایت پرسپولیس را بر عهده داشت، در ۲۳ مرداد سال ۱۳۹۳ مصاحبهای عجیب و غریب انجام داد و به محمد دادکان هم تاخت:الهی شکر که یک قرارداد کاملا شفاف با پرسپولیس دارم و همان قرارداد را هم خود آقایان در دوره رویانیان ثبت کردند. شاید من هم باید مثل برخی افراد جداگانه پول میگرفتم و طور دیگری قرارداد میبستم تا باب میل دوستان باشد. آقای رویانیان! من به زور سرمربی پرسپولیس نشدم بلکه با اصرار شما راهآهن را رها کردم و به این تیم برگشتم.طبق صورتجلسه، در سال ۹۲ و پس از پایان لیگ سیزدهم ۷۴۴میلیون تومان دریافتی داشتهام و هنوز تسویه حساب کامل نکردهام حالا اگر دوستم فراموشکار شده و میگوید علی دایی همه مطالبات خود را دریافت کرده، این دیگر مشکل من نیست (در آن زمان قیمت دلار زیر ۳۶۰۰ تومان بود)باور کنید برایم کاری نداشت که یک میلیارد تومان زیرمیزی بگیرم و مالیاتش را هم ندهم اما دنبال این کارها و مظلومنمایی نیستم.همیشه برای محمد دادکان احترام قائل هستم و دوست ندارم پاسخ ایشان را بدهم اما چرا آقای دادکان با پولهایی که دنیزلی و مانوئل ژوزه از پرسپولیس گرفتند و چند برابر دستمزد علی دایی هم بود، مشکلی نداشت اما حالا برای مربیان و بازیکنان داخلی نرخ تعیین کرده و گفته است چند سال درب فوتبال را ببندیم! آقای دادکان با مبالغ پرداختی به سرمربیان خارجی پرسپولیس مشکل نداشت چون مانند الان وارد دعوا با وزرای وقت ورزش نشده بود.امیدوارم جناب دادکان به این نکته توجه داشته باشد که فوتبال در همه جای دنیا قیمت بالایی دارد. در دوره مدیریت خود شما قراردادهای ۲۰۰میلیونی بسته میشد که در تناسب با نرخ تورم آن زمان رقم بالایی بود (محمد دادکان سال ۸۵ از فدراسیون فوتبال رفت و در آن مقطع قیمت دلار زیر هزار تومان بود).آقای دادکان! آیا خود شما وقتی رئیس فدراسیون فوتبال بودید، توانستید حق پخش را از صداوسیما بگیرید؟ اگر من وارد دعوا با برخی افرادی که شما با آنها مشکل دارید میشدم امروز رقم قراردادم متناسب و مطلوب بود؟ از شما که پیشکسوت این فوتبال هستید و شخصیت علمی بالایی دارید بعید است اینگونه فوتبال را زیر سوال ببرید.
بیشتر بخوانید: در پرسپولیس کارد را به استخوانم رساندهاند/ آقای سرمربی! اگر جرات داری بگو چرا من را از لیست خط زدی؟
کودتای خاموش در پرسپولیس! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.

کلیپ تشویق ایسلندی ستاره های پرسپولیس پس از برتری 4 بر 1 مقابل استقلال خوزستان

مگر هالند یا امباپه میخواستید؟ دبی در تب طارمی!

خداحافظی احساسی منیر با استقلال؛ همیشه آنطور که تصور میکنیم پیش نمیرود +عکس

بارسلونا و مساله ریاست!

واکنش احساسی سردار دورسون به برد پرسپولیس؛ سه قلب قرمز برای همتیمیهای سابقش

