
دلیل خشم مدیرعامل پرسپولیس

پرسپولیس دست به کار شد؛ جانشین ابوالفضل جلالی در راه است؟
مصدومیت ابوالفضل جلالی موجب شده جذب مدافع چپ به یکی از اولویتهای پرسپولیس تبدیل شود. تارتار از مدیران باشگاه درخواست کرده است هرچه سریعتر یک بازیکن در این پست جذب کنند.
ابوالفضل رزاقپور، مدافع چپ فولاد خوزستان، گزینه نخست پرسپولیس محسوب میشود. مدیران پرسپولیس طی هفتههای اخیر چند مرتبه برای جذب این بازیکن با مسئولان فولاد مذاکره کردهاند، اما حمید مطهری با جدایی رزاقپور مخالفت کرده است. به همین دلیل، انتقال این بازیکن به پرسپولیس با موانع جدی مواجه شده است.
در صورت منتفی شدن حضور رزاقپور، امیر جعفری مدافع چپ گلگهر، گزینه بعدی مهدی تارتار خواهد بود. جعفری پیش از این نیز در فهرست گزینههای پرسپولیس قرار داشت، اما در نهایت با توجه به اینکه پرسپولیس چند بازیکن را از گلگهر جذب کرده بود، پروسه جذب او نیمه کاره ماند.
حالا با توجه به مصدومیت جلالی و نیاز پرسپولیس به تقویت سمت چپ خط دفاعی، جعفری بار دیگر به گزینه سرخپوشان تبدیل شده است. قرار است مدیران پرسپولیس مذاکرات خود را با مسئولان گلگهر آغاز کنند تا در صورت توافق، این بازیکن را به خدمت بگیرند.
دیدار تراکتور و پرسپولیس بدون تماشاگر شد!
مهدی طارمی که فصل گذشته در لیگ یونان به میدان میرفت، امروز وارد کشور امارات شد تا مذاکرات خود را با مسئولان باشگاه الوصل دنبال کند.
در روزهای اخیر، رسانههای اماراتی از توافق اولیه و نزدیک شدن طارمی به باشگاه الوصل خبر داده بودند. با این حال، قرارداد این بازیکن هنوز بهصورت رسمی نهایی نشده است.
طارمی قرار است امشب و فردا در دو جلسه مهم با مدیران باشگاه الوصل شرکت کند. در صورت توافق نهایی بر سر بندهای مختلف قرارداد، این مهاجم ایرانی بهصورت رسمی به الوصل خواهد پیوست.
صندلی مدیریت پرسپولیس به چه قیمتی؟
پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.

کلیپ مراسم ختم پدر مسی ساخته شده با هوش مصنوعی با مجلس گردانی رونالدو

سعید دقیقی : دوست داشتم سرمربی استقلال بشوم اما نشد و بوژوویچ را انتخاب کردند

حجت الله بهمنی : بازی های لیگ برتر برای تیم امید تا هفته هفتم برگزار خواهد شد

آرسنال 3-0 کاونتری: وحشت از قهرمان در انگلیس

جانشین بیرانوند در تراکتور مشخص شد + عکس | بازی با پرسپولیس آخرین دیدار؟

