
مدیرعامل فولاد علیه شایعات: هیچ بازیکنی اجازه جدایی ندارد

کودتای خاموش در پرسپولیس! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.
بمب نقل و انتقالاتی استقلال ترکید؛ هافبک آبی ها راهی اسپانیا شد / شوک به استقلال؛ ستاره خط میانی آبی پوشان سر از فوتبال اسپانیا درآورد / خبر داغ از استقلال؛ هافبک آبی ها با پیراهن یک تیم اسپانیایی دیده شد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ منیر الحدادی پس از جدایی از استقلال، تیم جدید خود را معرفی کرد.
منیر الحدادی، هافبک فصل گذشته استقلال به تیم آلباسته در لالیگا۲ اسپانیا پیوست.
او در ۲۸ بازی برای استقلال آمار ۴ گل و ۵ پاس گل را ثبت کرد.
منیر سابقه بازی برای بارسلونا، والنسیا، آلاوس، سویا، ختافه، لاسپالماس و لگانس را هم در کارنامه دارد.
<!– پ
–>
گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از پرسپولیس - استقلال خوزستان؛ زیبا، پرگل، یکطرفه!
پایگاه خبری فوتبالی- یک: مهدی تارتار همه را غافلگیر کرده است. آن چیزی که در ذهن اکثر فوتبالیها از تارتار به یادگار مانده با چیزی که این روزها میبینیم از زمین تا آسمان متفاوت است. یک فوتبال ترکیبی و رو به جلو که پرسپولیسیها را یاد خاطرات خوب گذشته میاندازد، البته که قرعه هم فعلا با او یار بوده هرچند برای قضاوت دقیقتر باید صبر بیشتری به خرج داد .
دو: در بین تیمهای مدعی پرسپولیس کاملترین اسکواد را دارد، آنها یک پیش فصل عالی را در نقل و انتقالات و اردوی آمادهسازی پشت سر گذاشتند و همین برای یک شروع قدرتمند کافی بود. حالا که بعد از ۱۶ سال مربیگری در لیگ برتر این فرصت به تارتار رسیده او نمیخواهد آن را خراب کند. در کنفرانس بعد از بازی هم اشاره کرد که تیمش همچنان به دنبال یک مدافع چپ است .
سه: استقلال خوزستان مثال رمان بینوایان است. تیمی با پنجره بسته، بدون پشتوانه مالی و تنها تیمی که مجبور است برای میزبانی از اهواز به تهران بیاید. همه این نشانهها، برای قرار گرفتن در قعر جدول کافیست. آنها کار سختی برای بقا در لیگ امسال دارند با توجه به اینکه این فصل چهار تیم سقوط میکند. به همین دلیل در بازی دیروز همه چیز یک گله و یک طرف به نفع پرسپولیس بود .
چهار: دفاع چپ را که فاکتور بگیرید دست تارتار در همه پستها کاملا باز باز است. انقدر باز که به اورونوف و تیکدری بازی نمیرسد تا لب و لوچه اوستون آویزان شود. این یکی از کاملترین تیمهای تاریخ پرسپولیس در ادوار لیگ برتر است .
پنج: راههای رسیدن به گل در فوتبال خیلی زیاد نیست. اما پرسپولیس روش خوبی را انتخاب کرده، حرکات سرعتی و ترکیبی در کنارهها و ارسالهای تیز یا کات بک که شانس گلزنی را افزایش میدهد.سه گل از چهار گل پرسپولیس با این روش به ثمر رسید .
شش: در تحلیل بازی استقلال نوشته شد که تغییر مربیان برای یک سری از بازیکنان مؤثر واقع میشود. نمونه آن در پرسپولیس خدابندهلو، بیفوما و عمری است که در این دو بازی انگار احیا شدهاند .
هفت: مجید عیدی دفاع راست مورد اعتماد تارتار در این دو بازی بوده، مدافعی که از ملوان و گلگهر همراه تارتار است و کاملا در تفکرات او حل شده است. دو فصل پرسپولیس در این پست معضل داشت و بعد از رفتن دانیال به تراکتور این پست پاشنه آشیل پرسپولیس بود، تارتار بیشتر از عیدی وظایف تدافعی میخواهد تا اضافه شدن .
هشت: شاید خیلیها با دیدن پرسپولیس این فصل به یاد پرسپولیس بگوویچ و شروع قدرتمندش در لیگ سوم بیافتند اما این پرسپولیس برخلاف تیم سال ۸۲ ، متوازنتر بسته شده و از اختلافات درونی کاملا به دور است و برای همین شانس موفقیتش زیاد است .
نه: فرق تارتار و هاشمیان در شناخت آنها از فلسفه باشگاه است، هاشمیان سعی میکرد تفکرات خود را به تیمی تحمیل کند که ذات فوتبالش تهاجمی است و این با ژن پرسپولیس بیگانه بود. اما تارتار که خودش سالها در پرسپولیس بوده براساس شخصیت تیمی پرسپولیس تاکتیک هجومی را انتخاب کرده تا هوادار این تیم از فوتبالش لذت ببرد .
ده: بازی با تراکتور یک محک جدی هم برای تارتار و هم برای نکونام است. دو تیمی که شروعی فوق العاده در این فصل داشتند و برای نبرد بزرگ دوشنبه شب باید شانه به شانه هم بجنگند. جدال دو تیمی که کاملترین تیمهای لیگ هستند و نبرد هافبکهای دفاعی سابق پاس از دو نسل متفاوت تنور لیگ را داغ داغ میکند. فقط کاش کمیته انضباطی این داستان بازی بدون تماشاگر را کنار بگذارد تا شاهد یک بازی جذاب در هفته سوم در یادگار و هفته بیستم در تهران باشیم .
گزارش از پیمان خنافری/ پایگاه خبری فوتبالی

غیررسمی: مقصد غیرمنتظره طارمی مشخص شد!

بازگشت ویژه سیدجلال حسینی به پرسپولیس

بازی تراکتور و پرسپولیس 100 درصد بدون تماشاگر است

گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از پرسپولیس - استقلال خوزستان؛ زیبا، پرگل، یکطرفه!

امیدهای آسیایی خاتون بم زنده ماند؛ گل دقیقه ۵+۹۰ برابر النصر عربستان +ویدیو

