
مارال ترکمان:علت خانم گل شدنم, همکاری کل تیم بود

تحلیل فنی سیدمهدی سیدصالحی از عملکرد استقلال، تراکتور و سپاهان: مشکل در خط حمله
کد خبر: 787366 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۰۸:۴۴:۰۰ اعتمادآنلاین |
روزبه دلاور| هفته دوم لیگ برتر با قدرتنمایی مدعیان همراه بود جایی که استقلال و تراکتور با کسب دومین پیروزی پیاپی خود برای رقبا خط و نشان کشیدند.
به گزارش روزنامه اعتماد، استقلال در قائمشهر و در دیداری دشوار مقابل نساجی موفق شد با تکگل سرنوشتساز خود سه امتیاز ارزشمند را به خانه ببرد اما در یکی از حساسترین تقابلهای هفته تراکتور در اصفهان دست به کار بزرگی زد و با ارایه نمایشی مقتدرانه، سپاهان میزبان را با دو گل شکست داد تا مدعیان اصلی، هفتهای بینقص را پشت سر بگذارند. به همین بهانه سراغ سیدمهدی سیدصالحی، ستاره سابق تیمهای سپاهان و تراکتور و استقلال رفتیم تا تحلیل فنی این دو دیدار را از نگاه او مرور کنیم.
برای شروع، تحلیل فنی خود را از بازی استقلال و نساجی بگویید.
تیم سهراب بختیاریزاده با اینکه پنجره نقل و انتقالاتیاش بسته است اما یکی دو سالی است که بازیکنانش در کنار هم بازی میکنند؛ بازیکنانی مثل رزاقینیا و قلیزاده که سال گذشته جوانهای تیم بودند امسال باتجربهتر شدند و عملکرد بهتری دارند. استقلال تیموُرک خوبی دارد یعنی همه در خدمت هم هستند و برای هم جان میدهند و نامی نیست که بخواهد خودش را بزرگتر بداند. با اینکه پنجرهشان بسته است اما همین تیمورک بودنشان است تا کنار هم فوتبال شناوری ارائه بدهند و بازی مالکانهای انجام میدهند. در مقابل نساجی هم در هردو نیمه تمام تفکرات تیم سهراب این بود که کار بازیسازی را از دروازه خودی شروع کنند و بازیسازی در خط هافبک با جابهجایی بیشتری صورت بگیرد. در سمت چپ با کوشکی و سمت راست یاسر آسانی اما در خط حمله و زدن ضربات آخر یک مقدار بیدقت هستند. استقلال اگر میتوانست یک مهاجم تمامکننده بگیرد کارش راحتتر میشد اما با اینکه پنجرهشان بسته است و سهراب نتوانسته یار بگیرد عملکرد خوبی داشتند و مقابل نساجی که مربی بسیاری خوب آقا مجتبی حسینی را دارد و بازیکنان خوبی هم دارند عملکرد خوبی داشتند.
نساجی چطور بود؟
نساجی هنوز به آن صلابت لازم نرسیده و بازیکنان هم شناخت کافی نسبت به هم پیدا نکردند. عملکردشان مخصوصا در خط حمله آن طور که باید صورت نمیگیرد. استقلال هم از این فرصت استفاده کرد و به سه امتیاز بازی رسید.
از نظر شما نتیجه عادلانه بود؟
مالکیت توپ بیشتر در اختیار استقلال بود اما در خلق موقعیت هیچ کدام نتوانستند آن طور که باید موقعیت خلق کنند. تجربه استقلال و اینکه شاکله اصلی این تیم حفظ شده بود تاثیر داشت. بازیکنان این تیم در سال گذشته بیشتر کنار هم بازی کردند. بازیکنان اگر کنار هم زیاد بازی کنند باعث میشود تا فوتبال شناورشان بیشتر به چشم بیاید و این یک حُسن بزرگ است. در بازی استقلال مقابل نساجی هم آن وحدت و یکپارچگی دیده میشود. البته احتمال مساوی بود اما در بازیهای کمموقعیت اولین اشتباه آخرین اشتباه میشود و تیمی که اشتباه میکند تنبیه خواهد شد.
به نظر شما کم تجربگی استقلالیها ممکن است به این تیم لطمه بزند یا استفاده از جوانها باعث استمرار پیروزی در ادامه بازیهای این تیم خواهد بود؟
استقلال در لیگ نخبگان آسیا طبیعتا نیاز به بازیکنان باتجربه هم دارد اما این تیم بازیکنان جوانش هم باتجربه هستند. در سال گذشته پای این جوانان ماندند، بازیکنانی مثل رزاقینیا که ابتدای فصل جذبش کردند و حتی به تیم ملی رسید یا بازیکنی مثل قلیزاده یا کوشکی که دو، سه سال پیش توسط جواد نکونام جذب شد و خیلیها هم معترض شده بودند اما با بازی کردن برای این تیم تجربهاش بیشتر شد و نشان داد که بازیکن قابلی است. در سال گذشته آسانی و الحدادی خیلی برای استقلال عملکرد خوبی داشتند و هروقت این دو خوب بودند استقلال نتیجه خوبی هم میگرفت اما امسال با نبودن الحدادی بازهم یاسر آسانی آن تجربهاش را در اختیار تیم قرار داده و از آن مهمتر اینکه با سیستمی که سهراب به کار بسته، بازیکنان خیلی خوب یکدیگر را پیدا میکنند. در فوتبال نامها مهم نیستند که بازی کنند مهم این است که تیم باید تیم باشد و بازیکنان پشت هم فوتبال بازی کنند. استقلال مقابل نساجی از سامان تورانی هم استفاده کرد بازیکنی که پارسال قرضی از ملوان گرفتند خب همان تجربه بازی در ملوان کمک میکند تا وقتی به عنوان یار تعویضی وارد میدان میشود عملکرد خوبی داشته باشد یا محمدرضا آزادی و حتی سحرخیزانی که سال قبل شناخت کافی از تیمش نداشت الان راحتتر خودش را در معرض موقعیت گل قرار میدهد. هرچه این بازیکنان بیشتر کنار هم بازی کنند خودش یک امتیاز میشود تا تیم، فوتبال شناوری را بازی کند.
برسیم به بازی حساس این هفته. به نظر شما چرا سپاهان در خانه نتوانست از پس تراکتور بربیاید؟
اول بگویم به خاطر هواداران پرشور دو تیم همیشه این بازی حساس و دیدنی میشود مخصوصا اینکه دو تیم جزو مدعیان هستند. هردو تیم تنوع تاکتیکی دارند و به دنبال ارائه فوتبال مالکانه هستند هردو تیم نشان دادند که هر زمان صاحب توپ بودند بازیسازی را از دروازه خودی شروع کنند و حریف را بالا بیاورند و از فضای خالی پشت مدافعان استفاده کنند. خب مالکیت توپ بیشتر در اختیار سپاهان بود. در هردو نیمه نکونام دنبال این بود که تیمش در زمین خودی جمع شوند و با سرعت زیاد حمله کنند. همه انتظار داشتند تراکتور بالاتر بازی کند اما به خاطر حضور یوسفی و حاج صفی در چپ و راست یک مقدار نادری و اسماعیلیفر کمتر به حمله اضافه شدند و همین عاملی شد که در ضدحملات تراکتور شرکت میکرد سریعتر توپ را از دست میداد. هرزمان که بالاتر آمدند به خاطر بازیکنان خوب مثل هلیلوویچ حفظ توپ خوبی داشتند. اما درباره سوال شما هم بگویم تفاوت سپاهان و تراکتور این بود که تیم بزرگ بازیکن بزرگ میخواهد. تراکتور چه نیمه اول چه نیمه دوم نتوانست خلق موقعیت جدی داشته باشد اما از همان اندک موقعیتهای به دست آمده توانستند به نحو احسن استفاده کنند. سیوهای خوب بیرانوند و بینقص بودن خط دفاعی آنها و از همه مهمتر که موقعیتی که حسینزاده به گل تبدیل کرد شاید موقعیت آنچنانی نبود اما با تجربه بالایش کمک کرد تا از اشتباه خط دفاعی حریف استفاده کند و به گل برسد حتی گل دوم هم دیدید احساسی بازی کردن بازیکنان سپاهان مخصوصا بازیکنان جوانی که وارد زمین کرد و باعثشد تا یارگیری خود را در کرنر فراموش کنند و در ضدحمله دوباره میهمان به گل دوم هم رسید. طبیعتا دراین بازیها اشتباهات فردی عامل این است تا تیم نتیجه نگیرد.
روی گلهای خورده سپاهان دروازهبان این تیم چقدر مقصر بود؟
طبیعتا تا اشتباهی پیش نیاید گلی هم رد و بدل نمیشود. قبل از حسینی خط دفاعی و قبلتر جلوی خط دفاعی سپاهان خالی بود. فنا شدن سهرابیان که نباید آنجا تکل میزد همه اینها عاملی شد تا سپاهان بازی را واگذار کند. سپاهان مالکیت توپ را داشت و تا حدودی هم خلق موقعیت کرد اما مقداری بدشانسی هم گریبانگیر تیم محرم شد. در مجموع تیم بزرگ بازیکن بزرگ میخواهد. مثلا استقلال یک سال به پای جوانهایش نشست و امسال بهرهبرداری میکند. پس طبیعتا بازیکنانی که تجربه آنچنانی ندارند بازی دادن آنها علتی میشود که موقعیتها راحت از دست برود. سپاهان نیاز به مهاجم تمامکننده دارد و باید منتظر بود و حالا دید تفکرات محرم کی و به چه صورت شکل میگیرد.
به ثمر رساندن دو گل در دقایق پایانی بازی برنامه تاکتیکی و استراتژی تراکتور بود یا بیدقتی و تخلیه قوای جسمی سپاهان؟
نمی دانم سنگینی تیم نکونام به خاطر بدنسازی است که بدن بچههایشان هنوز به قول آقای نکونام آماده نیست. تفکرات نکونام مخصوصا نیمه دوم این بود که عقب بنشینند و فشرده کار کنند و ضدحمله بزنند شاید اگر ترابی و هاشمنژاد بودند شرایط فرق میکرد اینها زمان اسکوچیچ هم جمع بازی میکردند و زمانی که توپ را از حریف میگرفتند سرعت انتقالشان از دفاع به حمله بسیار خوب بود و یکی از عواملی بود که تراکتور گل میزد و نتیجه میگرفت. طبیعتا این دو برگردند آن تفکر هم شکل میگیرد و تراکتور عملکرد بهتری در خط حمله و خلق موقعیت خواهد داشت. تراکتور در خلق موقعیت عملکرد چندان مناسبی نداشت و این تیم از تجربه بازیکنان باتجربهاش خوب استفاده کرد و توانست برنده شود.
سوال آخر در خصوص قرعه تیمهای ایران در بازیهای باشگاهی آسیا صحبتی دارید؟
اینکه رو در رو نشویم با تیمهای عربستانی چون طبیعتا شرایط بهتری نسبت به تیمهای قطری و اماراتی دارند خوب است. خب فاصله ما با کشورهای حوزه خلیجفارس زیاد شده به خاطر هزینههای سنگین و بازیکنان و مربیان درجه یکی که آوردند اما همین که با عربستانیها همگروه نشدیم طبیعتا کارمان راحتتر میشود اما برای رسیدن به آن جایگاه باید بستر فوتبالمان را تغییر بدهیم و رو به پرورش بازیکنانی بیاوریم تا در سالهای آینده بتوانیم با آنها رقابت کنیم. چون به لحاظ سخت افزاری و نرمافزاری با آنها فاصله داریم باید رو بیاریم به اینکه فوتبال داخلی خود را قویتر کنیم چون به لحاظ اقتصادی و سختافزاری از آنها فاصله داریم باید رو بیاوریم به اینکه فوتبال خودمان را قویتر کنیم. وقتی در چند سال اخیر نتوانستیم بازیکن خارجی سطح بالا بیاوریم باید روی آکادمیها و فوتبال پایه کار کنیم تا در آینده حرفی برای گفتن داشته باشیم.
اخبار مرتبط نتایج هفته اول لیگ برتر/ آتشبازی استقلال و پیروزی تراکتور درخواست پرسپولیس از CAS: فعلاً ۲ امتیاز استقلال و تراکتور را کم کنید
گزارش اختصاصی تابناک از پشت پرده جنجالی «باند مافیایی»/ نسبت فوتبال ایران با وحید کردانی چیست؟
وحید کردانی که پیش از حضور در AFC در شورای المپیک آسیا (OCA) آسیا کار میکرد، چند سال پیش در یک پرونده پرداخت رشوه و تأثیرگذاری روی انتخابات فیفا نامش مطرح شد و مورد تحقیق قرار گرفت که براساس گزارش آسوشیتدپرس و اسناد وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا مبالغی از حساب او به حساب ریچارد لای، رئیس سابق فدراسیون فوتبال گوام واریز شده بود.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، نیمه تمام ماندن لیگ بیستوپنجم به دلیل وقوع جنگ و در ادامه تصمیم فدراسیون فوتبال برای پایان ندادن به لیگ و دادن فرصت به تیم ملی و آمادهسازی پیش از جام جهانی، تمام معادلات را به هم ریخت. از جمله سهمیههای آسیایی که تصمیم گرفته شد تیمهای اول و دوم به لیگ نخبگان آسیا بروند و سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ۲ هم به تیم سوم برسد، اما صادر نشدن مجوز حرفهای باشگاه سپاهان بازهم شرایط را تغییر داد.
تصمیم نهایی فدراسیون پس از اینکه سپاهان هم نتوانست آسیایی شود، این بود که تورنمنتی سه جانبه را با حضور تیمهای چهارم تا ششم برگزار کند. چادرملو و پرسپولیس به عنوان تیمهای پنجم و ششم لیگ به مصاف هم رفتند که با پیروزی تیم اردکانی همراه شد و این تیم به مصاف گلگهر سیرجان رده چهارمی رفت که در ضربات پنالتی چادرملو پیروز میدان بود و به عنوان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ انتخاب شد، اما معرفی نه!
در شرایطی که کنفدراسیون فوتبال آسیا برای معرفی نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا تا روز ۱۰ تیرماه مهلت داده بود و بازی نهایی تورنمنت سه جانبه ۹ تیرماه برگزار شد، اما هدایت ممبینی یک ماه پیش از این تاریخ گلگهر سیرجان را به عنوان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا معرفی کرد. این تصمیم به طور طبیعی نمیتواند صرفاً یک اشتباه اداری باشد که حتی اگر اینطور بود، تاکنون مهدی تاج به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال و سایر اعضای هیئت رئیسه بابت چنین اشتباه بزرگی باید حکم به برکناری دبیرکل فدراسیون فوتبال میدادند. نکته دیگر اینکه محمد اسفندیارپور که مدیرعامل گلگهر است، در هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال نیز عضویت دارد و شاید همین موضوع باعث تعارض منافعی شود که موضوع برکناری ممبینی چندان جدی پیگیری نشود.
حواشی مرتبط با پرونده آسیایی چادرملو، سرنخهایی جدی را درباره برخی افراد و البته پشت پردهها ایجاد کرده است. از جمله اشاره علیرضا بابایی، مدیرعامل باشگاه چادرملو به فردی ایرانی در AFC که منظور او وحید کردانی است. فردی که سالهاست در ساختار کنفدراسیون فوتبال آسیا حضور دارد و هم اکنون نیز معاون دبیرکل AFC محسوب میشود.
درباره ارتباط میان هدایت ممبینی و وحید کردانی نیز شائبههایی مطرح شده که تاکنون توضیح روشنی درباره آن ارائه نشده است. کردانی در بسیاری از همایشها یا تورنمنتهای مرتبط با این کنفدراسیون هم حضور دارد، اما سعی میکند خودش را پنهان نگه دارد و با افراد غیرآشنای ایرانی، با زبان فارسی صحبت نکند! جالب اینکه دبیرکل فدراسیون فوتبال حاضر به توضیح در خصوص شائبه ارتباط یا نسبت خویشاوندی خود با کردانی نیست که اگر مسائل در این خصوص روشن شود، احتمالاً خیلی مسائل روشن خواهد شد. چراکه بسیاری عدم برکناری ممبینی از دبیرکلی فدراسیون فوتبال را حمایتهای کردانی از او میدانند؛ معاون دبیرکل AFC که در پشت پرده قدرت بالاتری هم دارد؛ او همچنین ارتباطی هم با مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال و نایب رئیس ایرانی AFC دارد که این روابط تودرتو باعث ایجاد شائبههای بسیاری شده است.
علیرضا بابایی، مدیرعامل باشگاه چادرملو اولین باری که در خصوص به سرانجام نرسیدن معرفی چادرملو به AFC در یک برنامه تلویزیونی صحبت میکرد، بدون اسم بردن از وحید کردانی گفت: «یک جریان و شخصی در AFC حضور دارد که ایرانی است؛ او معرف و حامی آقای ممبینی در فدراسیون بوده و کار طوری هماهنگ شده که هر چه نامه از فدراسیون و باشگاه به AFC میرود یک جواب ثابت میآید. یعنی وقتی سؤال غلط میرود، جواب هم غلط میآید. میگویند فقط گلگهر را قبول دارند، چون زمان را از دست دادهاید و اگر گلگهر را نمیخواهید ما سهمیه ایران را به کشور دیگری میدهیم.»
اشاره مدیرعامل چادرملو به وحید کردانی بدون اسم بردن از این شخص، در حالی مطرح شده که شائبههایی در خصوص ارتباط تجاری او با برخی مدیران ورزشی کشور در داخل و خارج از ایران نیز مطرح است. گرچه این شخص در رسانهها حضور فعالی ندارد تا بتوان از او در خصوص این مسائل پرسشی را مطرح کرد و به پاسخی قطعی رسید. کردانی پیش از حضور در AFC در شورای المپیک آسیا در دفتر شیخ احمد الفهد الصباح کویتی حضور داشت که نام او در پرونده فساد فیفا و پرداخت رشوه به ریچارد لای رئیس وقت فدراسیون گوام به عنوان متهم در دادگاهی در آمریکا مطرح شد؛ شیخ احمد چندی پیش هم در دادگاهی در ژنو به اتهام جعل اسناد محکوم به حبس شده بود.
در آن پرونده متهم ردیف چهارم کارمند OCA (شورای المپیک آسیا) و همدست دستیار رئیس معرفی شد. تطبیق برخی مشخصات فرد معرفیشده در پرونده با سوابق وحید کردانی، این احتمال را مطرح کرده که او همان فرد مورد اشاره در اسناد باشد؛ از طرفی کردانی دقیقاً پس از باز شدن این پرونده، شورای المپیک آسیا را ترک کرد و راهی مالزی و مقر AFC شد.
بر اساس اسناد دادگاه، همدست شماره چهار فردی معرفی شده که در شورای المپیک آسیا کار میکرده و دستیار حسین المسلم بوده است. چند سال بعد، اسناد تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا نام وحید کردانی را نیز در کنار احمد الفهد، حسین المسلم و رضا چریم در فهرست افراد مورد تحقیق قرار دادند؛ ضمن آنکه آسوشیتدپرس گزارش کرد کردانی و چریم از دستیاران المسلم در OCA بودهاند و حتی حسابی به نام کردانی برای انتقال مبالغی به ریچارد لای مورد استفاده قرار گرفته است. در سپتامبر ۲۰۲۱، آسوشیتدپرس با استناد به اسناد وزارت دادگستری آمریکا گزارش کرد که سفارت آمریکا در کویت در سال ۲۰۱۷، به نمایندگی از DOJ (وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا) از مقامهای کویتی درخواست دریافت اسناد و اطلاعات بانکی کرده بود.
طبق گزارشی که آسوشیتدپرس منتشر کرد، اشاره شده است که «سند وزارت دادگستری جزئیاتی را ارائه میدهد که نشان میدهد حسابی به نام کردانی در بانک الاهلی در اکتبر ۲۰۱۳ میلادی ۵۰ هزار دلار و در می ۲۰۱۴ میلادی ۹۵ هزار دلار به لای واریز کرده است. همچنین حسابی به نام کردانی در بانک گلف در می ۲۰۱۵ میلادی مبلغ ۴۳۶۷۹ یورو (۵۱۵۰۰ دلار) واریز کرده است.»
نکته جالب توجه و شاید مرتبط با این ماجراها، بخشی از صحبتهای اخیر علیرضا بابایی باشد که به یک باند مافیایی اشاره کرد: «به یک پدیده و یک باند مافیایی عجیب برخورد کردیم که هر طرف رفتیم در بسته بود. من قبلاً اشاره کردم و بعداً دوستان و افراد دیگری هم گفتند مشکل کجاست. وقتی کسی خودش را به خواب زده، نمیشود بیدارش کرد. مطمئن باشید تا روز قرعهکشی این داستان ادامه خواهد داشت.»
دقیقاً کشمکش برای معرفی چادرملوی به جای گلگهر تا قرعهکشی مسابقات لیگ قهرمانان آسیا ۲ ادامه داشت و در نهایت هیچ اقدامی هم در خصوص جایگزینی چادرملو به جای گلگهر صورت نگرفت. نکته جالبتر بخش دیگری از صحبتهای مدیرعامل باشگاه اردکانی است که پیش از شروع لیگ داشت: «متاسفانه عامل این اقدام مافیایی، شخصی ایرانی در مالزی است که افرادی در فدراسیون فوتبال را مدیریت میکند و برای دوران پساتاج برنامهریزی میکند و همین اقدامات باعث شده هر اقدامی که در این رابطه از سوی باشگاه و استان برای بازگشت سهمیه به چادرملو صورت گرفته، عملاً به در بسته بخورد.»
اشاره مدیرعامل باشگاه چادرملو به دوران پساتاج احتمالاً از این منظر است که مدیران فعلی فدراسیون فوتبال و برخی از اعضای هیئت رئیسه در تلاش هستند تا پس از پایان دوران ریاست مهدی تاج، قدرت را در دست بگیرند و در نهایت یکی از آنها به صندلی ریاست برسد. به همین دلیل این افراد از حالا خود را با وحید کردانی هماهنگ کردهاند تا در انتخابات از شانس بالایی برخوردار باشند. این اشاره به خودی خود شاید ساده به نظر برسد، اما اگر به واقعیت نزدیک باشد، گوشهای از اتفاقات مافیایی و پشت پرده فوتبال ایران را نشان میدهد.
اگر ادعای مدیرعامل چادرملو درباره نفوذ یک فرد ایرانی در AFC درست باشد، آیا مستندات موجود میتواند پاسخ این ابهامات را روشن کند؟ و مهمتر از همه، آیا اتفاقات رخداده در پرونده سهمیه آسیایی چادرملو صرفاً یک خطای اداری بوده یا بخشی از یک زنجیره تصمیمات هماهنگشده؟ پرسشی که اگر به پاسخ آن برسیم، تکلیف خیلی چیزها را در فوتبال ایران روشن میکند.
چه کسی قیمت بازیکن را در فوتبال ایران تعیین میکند؟
فوتبال در همه جای جهان جزو پرمخاطبترین ورزشهاست و به واسطه همین اقبال عمومی، بستری برای رشد قارچگونه برخی مفسدهها از جمله دلالی، شرطبندی، تبانی و ... است. هر فصل فوتبالی که به پایان میرسد و موعد نقل و انتقالات فرامیرسد، در کنار واسطهها، مدیربرنامهها و ایجنتهای قانونی، صدای پای کسانی شنیده میشود که نه دنبال توسعه فوتبال و پیشرفت بازیکنان بلکه دنبال پر شدن جیب و چربتر شدن لقمه خود هستند.
تفاوت دلال سودجو با ایجنتی که قانونی کار میکند چیست؟ این مسالهای است که تلاش شده در این یادداشت به آن پاسخ داده شود:
چه کسی قیمت بازیکن را در فوتبال ایران تعیین میکند؟ قبل از هر چیز باید یک تفکیک مهم را روشن کنیم: ایجنت با دلال یکی نیست.
ایجنتِ حرفهای، بخشی از فوتبال مدرن است و میتواند در مذاکره، از منافع بازیکن یا باشگاه دفاع کند. حضور ایجنت به خودی خود نه مشکل است و نه نشانه فساد؛ مساله از جایی آغاز میشود که تعارض منافع، روابط پشتپرده و واسطهگری غیرشفاف وارد فرآیند انتقال بازیکن شود.
این دغدغه فقط مختص فوتبال ایران نیست. فیفا نیز در مقررات مربوط به ایجنتها، بر موضوعاتی مانند کاهش تعارض منافع، شفافیت و تنظیم حقالزحمه تأکید کرده است.
در چارچوب مقررات فیفا، اصل بر این است که ایجنت نباید همزمان نماینده طرفهای مختلف یک معامله باشد؛ مگر در شرایط مشخص و با رضایت کتبی طرفین. همچنین برای حقالزحمه ایجنتها چارچوبهایی تعیین شده است.
سؤال اصلی برای فوتبال ایران این است: آیا بازیکن واقعاً در انتخاب ایجنت خودش آزاد است؟
اگر مدیر یا فرد صاحب نفوذی در یک باشگاه، بازیکن را به سمت یک ایجنت یا واسطه مشخص هدایت کند و بازیکن برای پیدا کردن تیم بعدی نیز از همان مسیر حرکت کند، باید پرسید، چه کسی از این رابطه سود میبرد و اگر باشگاه دیگری برای جذب همان بازیکن، عملاً مجبور باشد از همان کانال وارد مذاکره شود، آیا این ساختار میتواند بر هزینه نهایی قرارداد تأثیر بگذارد؟
اینها الزاماً به معنای وقوع تخلف در یک مورد مشخص نیست اما دقیقاً همان پرسشهایی هستند که یک سیستم حرفهای باید بتواند درباره آنها پاسخ شفاف ارائه کند.
فیفا در روند اصلاح مقررات ایجنتها، از جمله به مسائلی مانند تعارض منافع، کمیسیونهای گزاف و ضرورت افزایش شفافیت پرداخته است.
بنابراین مساله، دشمنی با ایجنتها نیست.
اتفاقاً ایجنتهای حرفهای و سالم باید نخستین گروهی باشند که از شفاف شدن این بازار استقبال کنند.
بحث بر سر یک سؤال ساده است: آیا در فوتبال ایران، بازیکن آزادانه نماینده خودش را انتخاب میکند یا در برخی موارد، این انتخاب از بیرون به او جهت داده میشود؟ اگر انتخاب آزاد است، شفافیت، مشکلی ایجاد نمیکند. اگر قراردادها شفافاند، شفافیت، مشکلی ایجاد نمیکند. اگر همه طرفهای معامله دقیقاً میدانند چه کسی از انتقال یا قرارداد منتفع میشود، شفافیت، مشکلی ایجاد نمیکند.
پس به جای جنگ با یک صنف، باید درباره شفافیت یک سیستم صحبت کنیم.
فوتبال حرفهای فقط زمین چمن و قراردادهای میلیاردی نیست. فوتبال حرفهای یعنی اینکه پشت صحنه هم مشخص باشد:
چه کسی مذاکره میکند؟ چه کسی نماینده چه کسی است؟ چه مبلغی دریافت میشود؟ چه کسی از معامله منتفع میشود؟ و آیا همه طرفها از این روابط و منافع اطلاع دارند یا نه؟
ارزش یک بازیکن باید تا حد ممکن بر اساس کیفیت، عملکرد و ارزش ورزشی او شکل بگیرد، نه بر اساس اینکه چند واسطه در مسیر قرارداد حضور دارند و چه منافعی از آن میبرند.
فوتبال حرفهای یعنی شفافیت، حتی وقتی دوربینها خاموشاند.

خاتون بم برای صعود به برد برابر الاتحاد نیاز دارد

طارمی چمدان بست؛ پیراهن زرد بر تن مهدی | اختلاف میان هواداران: مگر هالند یا امباپه میخواستید؟

ملاقات احساسی: ترابزون اشک صلاح را در آورد

اقدام فوری علیه یک شادی گل جنجالی؛ دعوت به تیم ملی ممنوع!

وزیر ورزش و جوانان از سالن ۶ هزار نفری ۲۲ گولان سنندج بازدید کرد

