
پیوند میان دانشگاه و صنعت در هزاره سوم نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای بقای اقتصادی و شتاببخشی به فرآیند توسعه ملی است؛ صنعتِ امروز برای حفظ رقابتپذیری، نیازمند نیروی انسانی متخصص و بازوی تحقیق و توسعه (R&D) بوده و دانشگاه نیز برای اثربخشی، ناگزیر از گره زدنِ توانمندیهای علمی خود به نیازهای ملموس جامعه است ولی با این حال و به رغم این که سالها از لزوم این پیوند سخن به میان آورده میشود، خروجیها همچنان از شکافی عمیق حکایت دارند.
بررسی تجربیات جهانی نشان میدهد که حتی در کشورهایی نزدیک به فرهنگ ایران، این پیوند بر بستری از قوانین شفاف، جامع و الزامآور بنا شده است اما برخلاف این الگوها، در ایران فقدان یک قانونِ مادرِ جامع، راه را برای تعاملات ساختارمند مسدود کرده و قوانین موجود نیز به قدری کلی و محدود هستند که قدرتِ اجراییِ لازم را ندارند.
این گسست ساختاری، تنها به نبودِ قوانین ختم نمیشود؛ شکاف نظارتی، حلقهی مفقودهی دیگری است که تداوم این وضعیت را تضمین کرده است؛ نهادهای مستقلی به عنوان «دیدهبانهای تخصصی»، میزان پیشرفت تعاملات را پایش کرده و بر چالشهایی نظیر حقوق مالکیت معنوی و فرآیندهای انتقال فناوری نظارت دقیق دارند، در ایران خلأِ چنین مرجعِ ناظری باعث شده تا بازیگرانِ این فرایند از پاسخگویی در چارچوبهای عملیاتی معاف باشند.
از این رو، دستیابی به خودکفایی صنعتی و توسعه ملی، جز با عبور از بروکراسیهای دستوپاگیر و بازتعریفِ قواعد بازی ممکن نخواهد بود. بنابراین، باید با تغییر روند فعلی این دو جزیرهی دورافتاده را به پلی برای توسعه بدل کرد؛ پلی که نه با شعار، بلکه با اصلاحِ نظامِ انگیزشی و استقرارِ حکمرانیِ نظارتی ساخته میشود.
غضنفر امیرجلیلی نایب رئیس اتاق بازرگانی استان یزد در گفتوگو با ایسنا ضمن اشاره به این که کمبود دانش یا نبود صنعت مشکل عدم ارتباط بین بخش صنعتی و جامعه دانشگاهی نیست، تاکید کرد: تفاوت در مأموریت، انگیزه و نظام ارزیابی دانشگاه و صنعت، چالش اصلی در برقراری این ارتباط است.
وی عدم همراستایی انگیزهها را دلیل افزایش فاصله موجود بین این دو بخش دانست و با تاکید بر این که فاصله موجود تا مادامی که موفقیت در دانشگاه با مقاله و موفقیت در صنعت با سود سنجیده شود، شکل نخواهد گرفت، خاطرنشان …












