
روایت قصه ما از امضای شهید ورزشکاری پای گواهینامه شهید ورزشکار دیگریست؛ سال ۹۲ امیرحسین با ۱۳ سال سن در مدرسه فوتبال یادآوران دو کوهه پا به توپ میشود و احتمالا در رویای فوتبالیست شدن همان سال، دو گواهینامه پایان دوره مدرسه فوتبال با امضای آقای قربانی دریافت میکند. فارغ از اینکه کسی نمیدانست قراره آقای قربانی ما بشود "شهید علی محمد قربانی"، از مدیران اجرایی و ورزشی شاخص خوزستان و امیرحسین ۱۳ ساله ما بشود شهید امیرحسین کاویانی شهید ورزشکار و نخبه دهه هشتادی ما در جنگ رمضان...
سرگذشت این امضا قصه ۱۵ سالهای دارد. از جایی که شهید قربانی ۲ سال پس از امضا پای گواهینامه امیرحسین، مدافع حرم شد و پس از سالها مجاهدت در جنگ تحمیلی تکلیف خود را به مبارزه در خط مقدم جنگ دیگری ولی اینبار در سوریه میدید. سوریهای که امروز پی بردیم حضور این شهدای گرانقدر در هزار کیلومتر آنطرفتر برای دفاع از میهن چه حکمتی داشت.
به گزارش ایسنا، البته شهید قربانی فضای جبهه را از ۱۵ سالگی تجربه کرده بود. آن هم زمانی که با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت بسیج نوجوانان درآمد و در سال ۱۳۶۱ که فقط ۱۵ سال داشت راهی جبهه شد. شهید قربانی در عملیاتهایی مانند والفجر ۸، والفجر ۱۰، بیت المقدس ۷ و در عملیات کربلای ۴ به عنوان معاون دسته غواصان به آغوش خطر رفت. همچنین وی در تیپ سوم لشکر هفت به فرماندهی گروهان مستقل کماندویی منصوب شد.
با پایان جنگ، شهید قربانی با همان روحیات جهادی و انقلابی در تمام عرصههای مدیریتی و ورزشی حضور فعالی داشت و با توجه به ممارست او در ورزش فوتبال، همزمان با انجام وظیفه در سپاه از سال ۱۳۷۵ نیز به ریاست هیئت فوتبال شهرستان اندیمشک منصوب شد.
حتی ریاست بانک انصار دزفول، ریاست شعبه مرکزی استان خوزستان و قائم مقام حراست شهرداری کلانشهر اهواز این شهید گرانقدر را از ورزش دور نکرد تا اینکه شهید عزیز در آخرین مرحله از زندگی دنیایی خود برای دفاع از حریم اهلالبیت(علیهمالسلام)، مردم مظلوم سوریه و در راستای تأمین ایران عزیز در دو مرحله عازم سوریه شد. در عملیاتهای آزادسازی چند شهر و شهرک از جمله شکستن حصر شهرهای شیعه نشین نُبُل و الزهراء، گروهان ویژه از لشکر عملیاتی ۷ ولی عصر(عج) خوزستان به فرماندهی ایشان موفق شدند حلقه محاصره را بشکنند …






