
حسین اصغری ثانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه ریشه منازعات کنونی یمن و عربستان، به تنشهای این دو در سال ۲۰۱۴ برمیگردد، اظهار کرد: زمانی که دولت مستقر در یمن سقوط کرد و حوثیها توانستند پایتخت را بگیرند، عربستان به صحنه یمن ورود کرد و یکی از طولانیترین جنگهای خاورمیانه را رقم زد. در نهایت سعودیها با میانجیگری عمان و سایر کشورهای منطقه، به یک آتشبس نسبی رضایت دادند، اما از همان زمان تاکنون این تنشهای ژئوپلیتیکی پابرجاست.
وی با اشاره به اینکه تنشهای اخیر عربستان و یمن تحت تأثیر متغیرهای بیرونی قرار گرفته، اضافه کرد: یکی از مهمترین این متغیرها، جنگ ایران و آمریکا است. ایران، یمن را یکی از مهمترین بازیگران محور مقاومت میداند و یمنیها بر یکی از مهمترین تنگهها در سطح جهان یعنی بابالمندب مسلط هستند. در واقع، تنشها از جایی شکل گرفت که عربستان از طرف تنگه هرمز قادر به صادر کردن نفت نبود و باید نفت را از تنگه بابالمندب صادر میکرد. در این بین، ایران که در پی ارسال کمک به یمنیها بود، با ممانعت ریاض مواجه شد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه ژئوپلیتیک تنگه هرمز و بابالمندب متغیر دیگر تاثیر گذار بر تنشهای عربستان و یمن هستند، ادامه داد: سعودیها به چهار دلیل وارد این تنش شدند؛ اول اینکه منابع نفتی خود را خط قرمز میدانند، دوم چون درآمد این کشور متکی به چاههای نفت است و تجارت نفت برای آنها اهمیت دارد، سوم، سعودیها به عنوان بازیگر مستقل عمل نمیکنند و به عنوان بازیگر وابسته به آمریکا نقشآفرینی دارند، زیرا آمریکاییها نمیخواهند مستقیما وارد بابالمندب شوند و نهایتا چهارمین دلیل نیز نقشآفرینی صهیونیستهاست.
اصغریثانی با اشاره به سه سناریو برای ادامه این درگیریها، اظهار کرد: محتملترین سناریو این است که منازعه مجددا مدیریت گردد و عربستان وارد درگیری زمینی نشود و زد و خوردها محدود بماند. دوم اینکه یمنیها جنگ را به سمت منابع و تاسیسات نفتی عربستان گسترش دهد؛ همانطور که آرامکو را زدند تا به این وسیله بازار نفت جهان را به نفع ایران جلو ببرند. سوم اینکه محاصره دریایی در بابالمندب آغاز گردد و آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد منازعه شوند و مناطقی از یمن را مورد تهاجم قرار گیرد. در این حالت ما با توقف …








