
فعالیت سینماهای خراسان رضوی در ایام عزاداری رهبر شهید انقلاب چگونه خواهد بود؟

شبکهسازی مردمی راهبرد اصلی مقابله با جنگ ترکیبی دشمن است - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رودسر، سردار عباس بایرامی رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس شامگاه پنج شنبه در مراسم اربعین رهبر شهید انقلاب در مسجد شهدای رودسر، با اشاره به شرایط کنونی کشور اظهار کرد: امروز در ایام اربعین، با شرایطی مواجه هستیم که دشمن یک جنگ ترکیبی چندلایه، پیچیده و برنامهریزیشده را علیه جمهوری اسلامی طراحی کرده و در این مسیر تلاش کرده است قدرتهای مختلف جهان را نیز با خود همراه کند.
وی با تشریح برنامههای دشمن علیه ملت ایران افزود: دشمن در حالی که در برخی عرصهها ناچار به عقبنشینی شده است، اکنون چند امید را دنبال میکند که یکی از مهمترین آنها، ایجاد فشار در داخل کشور و رساندن مردم به نقطهای است که از فشارهای اقتصادی، مشکلات و ناامیدی به نقطه جوش برسند و در برابر نظام قرار گیرند.
رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس با بیان اینکه دشمن با فشارهای اقتصادی سنگین، محدود کردن مسیرهای تجاری و ایجاد اختلال در بازار داخلی و همچنین انتشار اخبار و اظهارات خاص، تلاش میکند فضای روانی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و مردم را نسبت به آینده کشور ناامید کند، تصریح کرد: بخش قابل توجهی از این اقدامات، جنگ روانی است و دشمن تلاش میکند با ایجاد محاصره اقتصادی و روانی، دستاوردهای بیش از چهار دهه گذشته را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما تجربه این سالها نشان داده اگر به نیروهای داخلی و ظرفیتهای جمهوری اسلامی اعتماد کنیم، میتوانیم از این شرایط عبور کرده و دشمن را به نقطه ناامیدی برسانیم.
شبکهسازی؛ یکی از مهمترین راهبردهای مقابله با دشمن
بایرامی با اشاره به سیره امام حسن عسکری(ع) بیان کرد: یکی از مهمترین اقدامات آن حضرت، شبکهسازی در سختترین شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی بود و نظام جمهوری اسلامی نیز باید از این تجربه برای شرایط امروز استفاده کند، امام حسن عسکری(ع) در اوج فشار، محاصره و محدودیت توانست شبکهای از نیروهای شیعه ایجاد کند و همین شبکهسازی باعث شد جریان امامت و تشیع در شرایط دشوار نیز استمرار پیدا کند.
وی با اشاره به عملکرد رهبر شهید انقلاب در زمینه شبکهسازی گفت: رهبر شهید انقلاب در دوران خدمتشان با وجود مشغلههای فراوان، ارتباط مستمری با اقشار مختلف جامعه از جمله شاعران، نویسندگان، فعالان قرآنی، دانشجویان، دانشآموزان، سیاسیون و بانوان برقرار کرده بودند و این ارتباطها بر پایه اصولی بود که نظام اسلامی برای تقویت آن به آنها نیاز داشت، شبکهسازی راهبردی، یکی از مهمترین اقداماتی است که میتواند مجموعه ظرفیتهای اجتماعی و فرهنگی کشور را به یک جریان منسجم تبدیل کند.
تشییع رهبر شهید در عراق جلوهای از عمق پیوند ملتها بود
رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حضور گسترده مردم عراق در مراسم تشییع رهبر شهید گفت: یکی از فعالان رسانهای که سالها در کشورهای مختلف از جمله اروپا و آفریقا فعالیت کرده بود، تشییع رهبر شهید در عراق را یکی از ویژهترین تجربههای کاری خود عنوان کرده و به گفته این فعال رسانهای، حجم ابراز احساسات مردم عراق در این مراسم به حدی گسترده بود که توصیف آن با کلمات دشوار است و حتی رسانهها نیز نتوانستند این شکوه را بهطور کامل منعکس کنند.
به گفته بایرامی، مردم عراق تا چند دهه قبل در جریان جنگ تحمیلی، بهواسطه حکومت غاصب وقت این کشور در برابر ایران قرار گرفتند و هشت سال با ملت ایران جنگیدند، اما امروز همان مردم در مراسم تشییع رهبر شهید چنین حضور و ابراز محبتی نشان میدهند و این اتفاق، نتیجه یک شبکهسازی عمیق و راهبردی در طول سالهاست.
وی با بیان اینکه چنین پیوندی محدود به عراق نیست، افزود: اگر پیکر رهبر شهید برای تشییع به کشورهای دیگری مانند پاکستان، هند یا برخی کشورهای اروپایی میرفت، میتوانستیم جلوههای مشابهی از این ارتباط اجتماعی و فرهنگی را مشاهده کنیم.
جنگ شناختی و رسانهای، بخش مهمتر نبرد امروز است
رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس با اشاره به تحولات پس از شهادت رهبر شهید بیان کرد: دشمن تصور نمیکرد پس از این حادثه، چنین موجی از همبستگی و انسجام در جامعه شکل بگیرد و به همین دلیل بخشی از واکنشهای آنان نشاندهنده شکست محاسباتشان بود.
بایرامی با تاکید بر اینکه بخشی از جنگی که امروز علیه ایران جریان دارد، جنگ نظامی و استفاده از موشک، پهپاد و جنگ الکترونیک است، اما بخش مهمتر نبرد در عرصه شناختی و رسانهای در جریان است و نباید از این بخش غفلت کنیم، گفت: هر حلقومی که در جامعه سخن از اختلاف و تفرقه بگوید، در عمل به تقویت جبهه دشمن کمک میکند و باید مراقب بود اختلافافکنی به ابزار دشمن برای تضعیف وحدت ملی تبدیل نشود.
حضور مردم در میدان؛ مهمترین ظرفیت تربیتی کشور
وی در ادامه با اشاره به حضور مردم در صحنههای مختلف اظهار کرد: مهمترین مزیت حضور مردم در میدان، تنها بُعد سیاسی یا اجتماعی آن نیست، بلکه ظرفیت تربیتی آن اهمیت بیشتری دارد.
رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس با بیان اینکه در سالهای اخیر بارها درباره نسل جدید و فاصله گرفتن آنها از برخی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی صحبت شده است، اما وقتی همین نسل در میدان حاضر میشود و با شعارهایی مانند «لبیک یا خامنهای» حضور خود را نشان میدهد، مشخص میشود که ظرفیت تربیتی جامعه همچنان زنده است، افزود: یکی از وظایف اصلی جامعه، خانواده، مدرسه، دانشگاه و حوزههای علمیه، تربیت صحیح نسل جدید است و حضور مردم در این مقاطع میتواند بهعنوان یک فرصت تربیتی بزرگ مورد استفاده قرار گیرد.
بایرامی با اشاره به فشارهای دوران امام حسن عسکری(ع) اظهار کرد: فشار شدید حکومت وقت بر آن حضرت به این دلیل بود که حاکمان میدانستند مسئله مهدویت و ظهور منجی، ظرفیت بزرگی برای ایجاد تحول در جامعه اسلامی دارد.
به گفته وی، امروز نیز برخی مقامات رژیم صهیونیستی در اظهارات خود تلاش کردهاند مقابله با جمهوری اسلامی را در چارچوب جلوگیری از ظهور حضرت مهدی(عج) تبیین کنند و این نشان میدهد موضوع مهدویت و انتظار، در تحلیل دشمنان نیز جایگاه ویژهای دارد.
رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس با اشاره به باور منجیگرایی در ادیان و مکاتب مختلف بیان کرد: انتظار منجی در میان ادیان مختلف وجود دارد، اما در مکتب تشیع این اعتقاد با دلایل و مستندات روشن و با معرفی دقیق حضرت مهدی(عج) دنبال میشود.
وی با اشاره به تحلیلی درباره ظرفیتهای شیعه گفت: برخی تحلیلگران معتقدند شیعه از دو بال «انتظار» و «شهادت» برخوردار است؛ انتظاری که جامعه را در حالت آمادگی و حرکت نگه میدارد و فرهنگ شهادت که مردم را در میدان حاضر میکند.
انتهای پیام/
خون پاک رهبر شهید، بساط استکبار را از منطقه جمع خواهد کرد - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، مراسم بزرگداشت چهلمین روز تدفین پیکر مطهر رهبر شهید امت، امام سید علی حسینی خامنهای قدسالله نفسه الزکیه، با حضور اقشار مختلف مردم مومن، مجاهد، انقلابی، شهیدپرور و ولایتمدار اصفهان در گلستان شهدای این شهر برگزار شد.
حجتالاسلام والمسلمین عباس محمدحسنی، رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در این مراسم ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت جانسوز امام حسن عسکری علیه السلام، پدر بزرگوار حضرت ولی عصر (ارواحنا فدا)، و نیز تسلیت به مناسبت چهلمین روز شهادت جانسوز رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی امام سید علی حسینی خامنهای، اظهار داشت: توفیق زیارت شما مردم مومن اصفهان را بار دیگر نصیب این طلبه کوچک شد و امیدوارم آنچه به زبانم جاری میشود، رضای خدا را در پی داشته باشد.
وی یکی از نشانههای هدایتمداری مردم اصفهان را برگزاری این چهلم باشکوه دانست و افزود: این جلسه با عظمت، نشان از عمق ایمان شما مردم اصفهان نسبت به ولایت دارد.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، سخنان خود را در چهار محور تقدیم حاضران کرد و گفت: محور اول، نیمنگاهی به یکی از ویژگیهای شخصیتی آن حضرت است؛ بخش دوم، تحلیل بسیار گذرا در ارتباط با علت شهادت آقای ما توسط دشمن؛ بخش سوم، اشاره به دو مورد از دهها مورد میراثهای ماندگار دوره پرافتخار زعامت و رهبری ایشان؛ و بخش چهارم، بازخوانی مختصر سه مورد از وظایف مان در شرایط بسیار حساس فعلی.
ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید
محمدحسنی تصریح کرد: امام شهید، امام رضوانالله تعالی علیه، به عنوان جانشین امام زمان و ولی امر مسلمین جهان و دومین رهبر انقلاب اسلامی و یکی از نامدارترین مراجع تقلید جهان تشیع، نسخه کاملی از سبک اسلامی را به نمایش گذاشت که تا دامنه قیامت الهامبخش نظمهای حقطلب خواهد بود.
وی ادامه داد: هنر آن است که دنیا با همه صادق و کاذبش انسان را به خود بخواند، ولی انسان به دنیا رو نکند و اعتنایی به آن نداشته باشد. دنیا با همه جاذبههای خودش به آقای ما رو کرد، ولی آقای ما حتی یک لحظه هم این دنیا را تهدید نشد و معصوموار زیست؛ نه معصومبار، بلکه معصوموار زندگی کرد، معصوموار با تعدادی از اعضای خانواده خودش به شهادت رسید و معصوموار نام او برای همیشه تاریخ، مثل اجداد طاهرینش ماندگار خواهد بود.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش تأکید کرد: سلام به روزی که داده شد و روزی که به شهادت رسید و روزی که به اذن الهی دوباره مبعوث خواهد شد تا از شیفتگان خودش مریدان خودش دلدار یابد. این هنر مردان الهی است که الهی زندگی میکنند؛ الهی دنیا را هرکس نیست، ولی امام ما را پیدا کرد. میتوانیم با آبرو زندگی کنیم، با آبرو از دنیا برویم و با آبروی مضاعف در محشر محشور شویم.
علت شهادت رهبر شهید توسط دشمن
محمدحسنی در بخش دوم سخنان خود بیان کرد: برخلاف تمام قوانین بینالمللی و قواعد شناخته شده که در هیچ جا اجازه داده نشده است حتی در جنگ رهبران را بزنند، دشمن خبیث ایران و آقای ما، ناجوانمردانه امام ما را به شهادت رسوند.
وی با اشاره به محاصرهای که منجر به شهادت ایشان شد، افزود: دقیقاً با همان تهدیدی که یزید بن معاویه برای حذف حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اهدا کرد؛ یعنی فکر کرد اگر امام حسین علیه السلام را از میان بردارد، به همه خواستههای دنیایی خودش دست پیدا میکند، ولی غافل بود از مشیت الهی که خون پاک حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بساط بنی امیه را از صفحه روزگار جمع کرد.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش با تأکید بر ایمان به وعده الهی اظهار داشت: مطمئن باشید که خون پاک آقای شهید ایران نیز بساط دستگاه استکباری را در گام نخست از منطقه و سپس از جهان جمع خواهد کرد. هیچ تردیدی به خودمان راه نمیدهیم؛ ما به وعده الهی ایمان داریم. ما منطقه بدون اسرائیل را، بدون آمریکا را و حتی جهان بدون آمریکای به شکل فعلی را تجربه خواهیم کرد انشاءالله.
میراثهای ماندگار رهبر شهید
محمدحسنی با اشاره به 86 سال زندگی این شهید عزیز و 37 سال پرچمداری ایشان بر امت اسلامی، گفت: میراثهای بسیار گرانبهایی از خود برای ما و نسلهای بعد از ما به یادگار نهاده است که به دو مورد از آنها اشاره میکنم.
وی نخستین میراث را حفظ میراث امام راحل یعنی نظام جمهوری اسلامی ایران دانست و افزود: خیلیها فکر میکردند بعد از رحلت امام، نظام اسلامی با چالش جدی روبرو میشود و مسیرش انحراف پیدا میکند و تغییراتی در آرمانهای انقلاب رخ میدهد، اما ملاحظه فرمودید که بعد از امام، حضرت آقای شهید ما به عنوان نسخه کامل امام، راه امام را ادامه دادند و نظام اسلامی را حفظ کردند.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در ادامه به جملهای از امام راحل اشاره کرد و گفت: امام راحل میفرماید حفظ نظام جمهوری اسلامی، ولو از جان یک نفر مثل ولیعصر (ارواحنا فدا) اهمیتش بیشتر است. از منظر امام راحل، حفظ نظام اسلامی اهمیتش بیشتر از حفظ جان معصوم است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسنی با اشاره به وظایف امروز جامعه، اظهار داشت: ما برای حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران که خونبهای دهها هزار شهید و جانباز و نتیجه مبارزات نفسگیر سالهای طولانی مردم ولایتمدار ایران اسلامی است، باید به هر قیمتی شده بکوشیم و از همه ظرفیتهای جانی، مالی و آبروی خودمان استفاده کنیم. شاید از جان و مال مهمتر، ما حتی موظفیم برای حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران اگر لازم شد از آبروی خودمان هم عبور کنیم تا نظام اسلامی بماند.
وی افزود: رهبر عزیزمان از جان خودش، از جان جد بزرگوارش، از جان نوه کوچکش، از جان داماد و دخترش گذشت تا نظام جمهوری اسلامی ایران بماند. او ایستاد، به پناهگاه نرفت، از کشور نگریخت و به زیر پرچم این ظالم و آن کافر پناه نبرد؛ به عشق ملت ایران ایستاد و مثل جد بزرگوارش با آگاهی، با علم و با صلابت تمام، جان خودش را فدای ایران کرد تا امانت امام حفظ شود، میراث شهیدان محافظت گردد و شادی روحشان، اجماع ساخت ایران قوی.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش تصریح کرد: کسی به مخیلهاش نمیگنجید که روزی کشوری پیدا شود با دو قدرت اتمی در پنجه بیندازد و آنها را به زانو درآورد و اراده ملتش را بر آنها تحمیل کند، اما ملت ایران این کار بزرگ را در سایه رهبریهای پیامبرگونه آقای شریف ایران انجام داد. آقای ما بدون توجه به فضاسازیهای منفی و بدون توجه به برخی ناگهانها، در نهایت حکمت روی ایران قوی تمرکز کردند و دست ملت ایران را پر کردند؛ نه فقط ملت ایران، بلکه دست ملت لبنان، ملت عراق، ملت یمن و برخی دیگر از ملتها را نیز به لطف الهی پر کرده است.
امروز؛ اطاعت از رهبر جدید و انتقام خون شهید
محمدحسنی با اشاره به شرایط حساس فعلی گفت: عزیزان، وقتی رهبری را از دست میدهیم، یا رهبری بهتر از رهبر قبلی عطا میشود یا دستکم امروز به لطف الهی و به عنایت پروردگار، یک خمینی و خامنهای دیگر خدا نصیب ما کرده است. خدا وقتی در ملتی لیاقت و قابلیت ببیند، نعمت را عنایت میکند. شما برای اسلام سنگ تمام گذاشتید، خدا هم در نعمت رهبری که بعد از ایمان به خدا بالاترین نعمت است، برای شما نکته ویژه قرار داد.
وی ادامه داد: تمام ویژگیهای دو امام قبلی در امام جدیدمان، حضرت آیتالله امام سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) وجود دارد و آینده نشان خواهد داد که دشمن اشتباه کرد؛ اشتباهی غیرقابل جبران.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش با تأکید بر وجوب اطاعت محض از فرامین، تدابیر و راهبریهای رهبر جدید، خاطرنشان کرد: وظیفه ما از بالاترین مقام اجرایی کشور تا پایینترینها مثل طلبه کوچکی مانند بنده، به حکم قرآن و سیره معصومین، اطاعت بیچونوچرا از ولایت است؛ یعنی حتی اگر فلسفه حکم را ندانیم، مثل کسی که حکمت آن را میداند اجرا کنیم. امروز یکی از وظایف ما، اطاعت از تدابیر حکیمانه رهبر عزیز است.
وی با استناد به آیه شریفه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً» تأکید کرد: وظیفه ما از بالا تا پایین، از رئیس محترم جمهوری و همه مسئولان تا پایینترین افراد، این است که تا انتقام خون پاک امام شهیدان را نگرفتهایم، نگذاریم دشمن خواب راحت بر چشمان داشته باشد. الله اکبر، خامنهای.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش با اشاره به راهکارهای مقابله با تهدیدات دشمن، اظهار داشت: اگر نگویم که تنها، اما یکی از مهمترین و راهبردیترین راهکارهای رفع سایه جنگ از سر ملت ایران و کشور امام زمان علیهالسلام، گرفتن انتقام خون شهیدان از قاتلان و آمران این جنایت است. همانطور که مجری محترم به درستی فرمودند، تا کسی که پدر ما را کشته نکشیم، شمشیر در نیام نمیکنیم و ولو اینکه زمان ببرد، اما ما نخواهیم گذاشت آنها مدتی آرام در بستر داشته باشند.
وی افزود: اضطراب همه وجود آنها را گرفته است؛ همسرانشان قریب به یک ماه است آفتابی نمیشوند چون میدانند که دیگر حق ندارند در این دنیا راحت نفس بکشند. آزادگان در جهان و مختارها در جهان بروز و ظهور پیدا خواهند کرد و انتقام حسین شهید زمانمان را از دشمن خواهند گرفت.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش با اشاره به توانمندیهای نیروهای مسلح کشور تصریح کرد: ستون فقرات دشمن به دست فرزندان غیور شما در نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران و عزیزان ما در بسیج، نیروهای مردمی، نیروهای عشایری، وزارت دفاع و نیروی انتظامی، ضربات سختی را دریافت کرده و در هم شکسته شده است.
محمدحسنی در ادامه با بیان اینکه دشمن دنبال انتقام است، گفت: چگونه؟ با ایجاد اختلاف، با ایجاد دو قطبی، با اینکه شما طرفدار آن حزبی، ما طرفدار این حزب... حزبگرایی و حزببازی مال کسی است که ولی نداشته باشد. ما نه راستیایم، نه چپیایم، نه اصولگراییم، نه اصلاحطلب؛ ما ولایتمداریم. فقط به حرف اماممان و ولیمان گوش میدهیم؛ کاری را که او میفرماید انجام میدهیم و چیزی را که او میفرماید نکنید، ترک میکنیم.
وی خاطرنشان کرد: دشمن دلش را خوش کرده است که در این فضای فشار اقتصادی و نظامی، ما را چندتکه و کمپاره ببیند تا بتواند ضربه خودش را بزند، اما ما بچه مسلمانیم، ما پیرو قرآنیم. قرآن ما به ما میفرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً». آقای ما، رهبر ما، ولی ما در هیچ پیامی که صادر کرده است، ما را به قیام، به وحدت و به بودن در صحنه دعوت نکرده باشد، وجود ندارد.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش تأکید کرد: امروز ما باید با حضور معنادار خویش در خیابانها و میدانها و با حمایت از عزیزانمان در ارتش و دیگر جاها، به دشمن بفهمانیم که ما اهل کوفه نیستیم. امام ما، آقای ما، رهبر ما، کشور ما، شهیدان ما، رزمندگان ما تنها نخواهند ماند. ما عهد بستهایم با امام شهیدمان که تا آخر هستیم؛ آخر کیه؟ تا ظهور ایستادهایم انشاءالله.
انتهای پیام/174
تأثیر کودتای 28 مرداد بر فضای فرهنگی سینمای ایران - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مجتبی اشرافی، نویسنده و پژوهشگر، مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی شیراز طی یادداشتی با عنوان "کودتای 28 مرداد و سینمای ایران؛ وقتی سیاست، پیش از آنکه روی پرده بیاید، پشت پرده سینما را تغییر داد" که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:
28 مرداد 1332 را معمولاً با یک تصویر سیاسی سقوط دولت دکتر محمد مصدق و بازگشت محمدرضاشاه به مرکز قدرت به یاد میآوریم. اما پیامدهای آن روز را نباید فقط در سیاست و ساختار قدرت جستوجو کرد.
کودتای 28 مرداد، اگرچه شاید بهصورت مستقیم دوربین سینما را به حرکت درنیاورد، اما فضای فرهنگی و اجتماعیای را شکل داد که سینمای ایران در سالهای بعد درون آن رشد کرد، معنا ساخت و گاه سکوت کرد.
در سالهای منتهی به کودتا، ایران یکی از مهمترین دورههای سیاسی تاریخ معاصر خود یعنی ملیشدن صنعت نفت، نخستوزیری محمد مصدق، مناقشه ایران و بریتانیا، بحران اقتصادی، کشمکش میان سلطنت و دولت، فرار شاه و سپس بازگشت او و سرانجام کودتای 28 مرداد را تجربه میکرد.
با این حال، وقتی به سینمای داستانی آن دوره نگاه میکنیم، با یک تناقض قابل تأمل مواجه میشویم و آن اینکه در یک دوره تاریخی مشخص، هرچه جامعهی ایرانی یا عاملیت ایرانی سیاسیتر شود، سینمای داستانی الزاماً سیاسیتر نمیشود.
حتی آمار تولید فیلم در سال 1332 تصویری جالب ارائه میدهد. تعداد فیلمهای تولیدی سینمای ایران از 7 فیلم در سال 1331 به یکباره به 20 فیلم در سال 1332 افزایش یافت و بخش عمدهای از تولیدات این سال پس از مردادماه ساخته شدند. اما افزایش کمّی تولید به معنای آن نبود که مهمترین مسائل سیاسی روز به پرده سینما راه پیدا کنند.
ملیشدن نفت، مصدق، فرار شاه، کودتا، سقوط دولت مصدق و حوادث سیاسی آن سال، در سینمای داستانی تقریباً غایب هستند و بیشتر در فیلمهای مستند و خبری میتوان ردپای مستقیمتری از این تحولات یافت. این نکته، درسی مهم برای مطالعهی تاریخ از طریق سینما دارد. نبودن یک واقعه در فیلم، الزاماً به معنای بیاهمیت بودن آن واقعه برای سینما نیست. گاهی سکوت، حذف و نپرداختن به یک موضوع، خود بخشی از تاریخ فرهنگی یک جامعه است.
«ولگرد»؛ سیاستی که مستقیم روایت نمیشود
در میان فیلمهای آن دوره، «ولگرد» ساخته مهدی رئیسفیروز در سال 1331 جایگاه متفاوتی دارد. این فیلم، در مقایسه با بخش مهمی از تولیدات عامهپسند آن دوره، پایانی غیرمعمول دارد: ناصر، شخصیت اصلی، پس از سالها سرگردانی و فروپاشی زندگی خانوادگی، در پایان به ضرب گلوله سربازان حکومت نظامی کشته میشود.
اهمیت «ولگرد» الزاماً در این نیست که بتوانیم با اطمینان بگوییم فیلم مستقیماً درباره کودتا یا حتی مصدق ساخته شده است. چنین ادعایی نیازمند اسناد مستقیمی درباره قصد فیلمساز است.
اهمیت فیلم در جای دیگری است: در اینکه چگونه بحران اجتماعی، فقر، سرگردانی، فروپاشی خانواده و خشونت را در قالب سرنوشت یک فرد بازنمایی میکند. از این منظر، «ولگرد» را میتوان در سه سطح خواند: نخست، متن فیلم و روایت آن؛ دوم، زمینه تاریخی تولید فیلم در سالهای ملیشدن نفت و منتهی به کودتا؛ و سوم، عاملیت تولید معنا؛ یعنی نقش فیلمساز، نظام تولید سینما، شرایط سیاسی و فرهنگی و مخاطبان در شکلگیری معنای اثر. این روش، مانع یک خطای رایج میشود: اینکه هر شباهت میان یک فیلم و یک واقعه تاریخی را به قصد آگاهانه فیلمساز نسبت دهیم.
«حاکم یکروزه»؛ پیشبینی کودتا یا خوانش تاریخی؟
نمونه جذابتر، فیلم «حاکم یکروزه» ساخته پرویز خطیبی نوری در سال 1331 است. داستان فیلم درباره مردی روستایی است که به دلیل شباهت به حاکم شهر، به اشتباه بر جای او مینشیند و برای مدتی کوتاه قدرت را در دست میگیرد؛ اما با بازگشت حاکم اصلی، دوران حکومت او پایان مییابد.
شباهت ساختار این داستان با وضعیت سیاسی ایران در آستانه کودتای 28 مرداد وسوسهکننده است: مصدق در جایگاه نخستوزیر، شاه در موقعیتی متزلزل، کشمکش بر سر قدرت و سپس بازگشت شاه و حذف مصدق. اما از نظر روش تاریخی، باید محتاط بود. نمیتوان صرفاً بر اساس این شباهت گفت که فیلمساز قصد داشته مصدق و شاه را به تصویر بکشد یا فیلم را پیشبینیکننده کودتا دانست.
آنچه میتوان گفت این است که متن فیلم، پس از قرار گرفتن در زمینه تاریخی سالهای 1331 و 1332، قابلیت یک خوانش سیاسی پیدا میکند. این تفاوت، در مطالعه سینما بسیار مهم است: قصد مؤلف یکی از منابع فهم فیلم است، اما معنای فیلم را نمیتوان به قصد مؤلف تقلیل داد.
28 مرداد؛ پایان یک دولت یا آغاز یک نظم فرهنگی؟
شاید مهمترین پرسش این باشد که آیا کودتای 28 مرداد مستقیماً باعث تغییر سینمای ایران شد؟ در اینجا میان پژوهشگران و فعالان سینما دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
امیرهوشنگ کاووسی معتقد بود کودتا تأثیر چندانی بر سینما و وضعیت هنری ایران نگذاشت، در حالی که داوود رشیدی از افول تئاتر و سینما پس از کودتا سخن گفته و حتی به تغییر کاربری برخی سالنهای تئاتر اشاره کرده است.
اما شاید مسئله را نباید فقط با شاخص تعداد فیلمهای تولیدشده سنجید. کودتا ممکن است بدون آنکه بلافاصله تولید فیلم را کاهش دهد، محیطی را تغییر دهد که فیلم در آن تولید، نظارت، توزیع و مصرف میشود.
پس از 28 مرداد، محمدرضاشاه بیش از گذشته در موقعیت تثبیت قدرت قرار گرفت و روند توسعه آمرانه و از بالا نیز با شدت بیشتری دنبال شد. این روند تنها حوزه اقتصاد، ارتش و ساختار اداری را دربرنمیگرفت؛ فرهنگ نیز به تدریج به یکی از عرصههای مهم سیاستگذاری حکومت تبدیل شد.
سینما در این میان اهمیت ویژهای داشت؛ رسانهای جدید، جذاب و فراگیر که برخلاف کتاب و مطبوعات، برای ارتباط با بخش بزرگی از جامعه حتی به سواد خواندن و نوشتن نیاز نداشت.
بنابراین، حکومت بهتدریج متوجه شد که سینما صرفاً محل سرگرمی نیست؛ میتواند ابزار شکل دادن به تصور مردم از جامعه مطلوب، اخلاق مطلوب، شهر مطلوب، خانواده مطلوب و حتی انسان مطلوب باشد.
سیاست فرهنگی پهلوی؛ فقط سانسور نبود
وقتی از سیاست فرهنگی حکومت پهلوی سخن میگوییم، نباید آن را فقط به سانسور و حذف تقلیل دهیم. سیاست فرهنگی مجموعهای گستردهتر بود: ایجاد نهادهای فرهنگی، حمایت یا عدم حمایت از تولیدکنندگان، ساخت سالنهای سینما، تعیین مقررات نمایش، نظارت بر محتوا، استفاده از فیلمهای آموزشی و تبلیغاتی، جشنوارهها، رسانههای دولتی و تلاش برای شکل دادن به سبک زندگی جدید. نمونه جالب آن، بخشنامه سال 1334 درباره تأسیس سینماهای ارزان است.
حکومت در این طرح از سینما بهعنوان ابزاری برای «تهذیب اخلاق» و «تنویر افکار مردم» سخن میگوید. همین ادبیات نشان میدهد که سینما در نگاه حکومت دیگر صرفاً یک صنعت تفریحی نبود؛ بلکه بهعنوان یک ابزار فرهنگی و تربیتی نیز فهم میشد.
این نگاه بعدها گستردهتر شد و در دهههای 40 و 50، سینما در کنار رادیو، تلویزیون، مطبوعات، جشنوارهها و دیگر نهادهای فرهنگی، در ساختن تصویر جدیدی از ایران قرار گرفت؛ تصویری که قرار بود با توسعه، شهرنشینی، مصرف، آموزش، سبک زندگی جدید و مظاهر مدرنیته همراه باشد.
اما سینما فقط بلندگوی حکومت نبود
در اینجا نیز باید از یک سادهسازی دیگر پرهیز کرد. بر این باورم که سینمای ایران را الزاماً در هر دوره¬ای نمیتوان فقط ابزار تبلیغاتی حکومت دانست؛ همانطور که نمیتوان آن را آینه بیواسطه جامعه دانست.
سینما میدان تعامل و گاه تعارض چند نیروی مختلف شامل حکومت، سرمایه، تهیهکننده، فیلمساز، بازیگر، صنعت سینما و مخاطب بود. فیلمساز ممکن بود بخشی از سیاست فرهنگی رسمی را بپذیرد و در عین حال بخش دیگری از واقعیت اجتماعی را نقد کند.
فیلمی ممکن بود برای سرگرمی ساخته شود، اما در لایههای روایی خود تصویری از فقر، شکاف طبقاتی، مهاجرت، حاشیهنشینی یا بحران خانواده ارائه دهد. مخاطب نیز الزاماً همان معنایی را که حکومت یا سازنده فیلم انتظار داشت دریافت نمیکرد. از همین رو، سینما را باید نه صرفاً ابزار سیاست فرهنگی، بلکه یکی از میدانهای تولید و مناقشه معنا دانست.
کودتا روی پرده نیامد؛ اما پشت پرده ماند
شاید پارادکس اصلی سینمای ایران در نسبت با 28 مرداد همین باشد که کودتا بهندرت مستقیماً روی پرده سینمای داستانی آمد، اما پیامدهای آن را نمیتوان از تاریخ فرهنگی و سینمایی سالهای بعد جدا کرد.
جامعهای که پس از کودتا وارد دورهای از تمرکز بیشتر قدرت سیاسی، توسعه آمرانه، گسترش شهرنشینی، تغییرات طبقاتی و اجرای برنامههای نوسازی از بالا شد، طبیعی بود که این تحولات را در فرهنگ و سینمای خود نیز تجربه کند.
گاهی این تحولات آشکارا در فیلمها ظاهر شدند؛ گاهی در قالب داستانهای عاشقانه و ملودرام؛ گاهی در تصویر شهر و روستا؛ گاهی در تقابل سنت و تجدد؛ گاهی در شخصیت زن شهری یا مرد روستایی؛ و گاهی حتی در چیزهایی که سینما اجازه یا امکان گفتنشان را نداشت.
از این منظر، برای فهم تاریخ سینمای ایران نباید فقط پرسید «کدام فیلم درباره کودتا ساخته شد؟» پرسش مهمتر این است که «کودتا چه جامعه، چه ساختار قدرت و چه فضای فرهنگیای ساخت و آن فضای جدید چگونه در سینمای ایران خود را نشان داد؟» این پرسش، سینما را از یک آرشیو تصویری ساده به یک منبع مهم برای مطالعه تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران تبدیل میکند و شاید به همین دلیل است که سالگرد 28 مرداد، فقط فرصتی برای بازخوانی یک واقعه سیاسی نیست؛ فرصتی است برای پرسیدن اینکه پس از تغییر قدرت سیاسی، چه چیزی در فرهنگ یک جامعه تغییر میکند؟ چه چیزهایی گفته میشوند، چه چیزهایی حذف میشوند و چه چیزهایی در قالب داستان، سرگرمی و تصویر، آرامآرام به حافظه جمعی منتقل میشوند؟
در چنین نگاهی، تاریخ سینمای ایران پس از 28 مرداد را نمیتوان جدا از تاریخ قدرت، جامعه و سیاست فرهنگی فهم کرد؛ همانگونه که تاریخ این جامعه را نیز نمیتوان صرفاً از خلال اسناد رسمی و گزارشهای سیاسی بازسازی کرد.
بخشی از آن تاریخ، در قابهایی باقی مانده است که شاید در زمان تولیدشان قرار نبوده «سند تاریخ» باشند، اما امروز میتوانند شاهدی مهم بر چگونگی دیدن و معنا کردن جامعه ایرانی در یکی از پرتحولترین دورههای تاریخ معاصر باشند.
انتهای پیام/424

عطر خوشبوی شهدا در شمال ایران جایی حوالی زادگاه نیمایوشیج - تسنیم

حجت الاسلام قمی: «مسجد» محور جامعه مبعوث است

میلان به دنبال اندریک؛ رئال مادرید فعلا با جدایی مخالف است

۹۰ درصد ظرفیت ورزشگاه نقشجهان برای استقلال

مگر هالند یا امباپه میخواستید؟ دبی در تب طارمی!

