
سپر ارتباطی در مسیر وداع؛ آماده باش زیرساختهای فاوا در تشییع رهبر شهید

2

راهکار ویژه پژوهشگران ایرانی برای اندازهگیری آلایندههای خطرناک BTEX
علی تقوی دانشجوی شیمی تجزیه به سرپرستی حسن سرشتی استاد دانشکدگان علوم با ساخت یک غشای کامپوزیتی نانوفیبری دولایه نامتقارن (جانوس) مغناطیسی، موفق به ارائه روشی کارآمد و دوستدار محیط زیست برای اندازهگیری ترکیبات سمی بنزن، تولوئن، اتیلبنزن و ایزومرهای زایلن (BTEX) در نمونههای شهری شدهاند.
به گزارش دانشگاه تهران، حسن سرشتی با اعلام این خبر گفت: این روش نوین که مبتنی بر میکرواستخراج فاز جامد با غشاء (M-SPME) است، با بهرهگیری از شاخصهای ارزیابی سبز (AGREEprep) و کاربردی (BAGI) تأیید کرده که میتواند جایگزین مناسبی برای روشهای قبلی باشد.
وی افزود: ترکیبات آروماتیک فرار مانند BTEX از جمله آلایندههای مهم زیستمحیطی به شمار میروند که به دلیل سمیت بالا و حضور گسترده در هوا، آب و خاک، همواره نگرانیهای جدی برای سلامت عمومی ایجاد کردهاند.
استاد دانشکدگان علوم تأکید کرد: در تازهترین تلاش علمی برای مقابله با این چالش، آزمایشگاه تحقیقاتی شیمی تجزیه موفق به طراحی و ساخت یک غشای نانوفیبری هوشمند با ساختار نامتقارن «جانوس» شده که به طور ویژه برای استخراج و پیشتغلیظ این آلایندهها پیش از آنالیز با دستگاه کروماتوگرافی گازی-طیفسنجی جرمی (GC-MS) به کار میرود.
وی گفت: این غشای نوآورانه از یک لایه از جنس الیاف پلیآمید تقویت شده با سلولز میکروکریستالی و هیدروکسید دوگانه لایهای نیکل-آلومینیوم تشکیل شده که بر روی بستری از نانوالیاف پلیاورتان تقویت شده با نانولولههای کربنی به وسیله تکنیک الکتروریسی نشانده شده است.
بیشتر بخوانید دانشگاه تهران ۶۰ عضو هیئت علمی برای توسعه فناوریهای نوظهور جذب میکند؛ قرارداد هزار میلیاردی هوش مصنوعی در آستانه امضا هدفگذاری ۳ هزار میلیاردی دانشگاه تهران براساس قانون جهش تولیددانشبنیان؛ از اعتبار مالیاتی تا برجهای فناوری پژوهشگران ایرانی مسیر تازهای برای مطالعه ذرات حاوی کوارک تاپ گشودهاند
حسن سرشتی ادامه داد: ساختار این غشا با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی (FE-SEM)، طیفسنجی مادون قرمز (FT-IR)، پراش اشعه ایکس (XRD) و آنالیز جذب-واجذب نیتروژن، تأیید شده است و نتایج آزمونهای اعتبارسنجی نشان داد که این روش در محدوده غلظتی ۱۰ تا ۱۰۰۰۰ میکروگرم بر لیتر پاسخ خطی دارد و قادر است آلایندهها را در سطوح غلظتی بسیار پایین (حد تشخیص بین ۰.۰۹ تا ۰.۴۵ میکروگرم بر لیتر) اندازهگیری کند.
تکرارپذیری روش (با انحراف استاندارد نسبی ۲.۵ تا ۷ درصد) و فاکتورهای غنیسازی بین ۱۴.۸ تا ۲۳.۸، نشان از کارایی بالای این سامانه دارد.
از مهمترین دستاوردهای این پژوهش، عملکرد موفق غشا در نمونههای حقیقی جمعآوریشده از هوای شهری، آبهای سطحی و خاک است که بازیابی قابلقبول را برای تمامی ترکیبات هدف به همراه داشت.
افزون بر این، غشا پس از ۷ چرخه استفاده متوالی، بیش از ۹۰ درصد کارایی اولیه خود را حفظ کرد که گواهی بر پایداری مکانیکی و شیمیایی مناسب آن است.
به این ترتیب، غشای نانوفیبری جانوس مغناطیسی نه تنها از نظر تحلیلی برتر از بسیاری روشهای سنتی عمل میکند، بلکه از منظر زیستمحیطی و اقتصادی نیز گزینهای پایدار و منطبق با نیازهای روز آزمایشگاهی محسوب میشود.
انتهای پیام/

ارائه روشی نوین برای تحلیل تصاویر ماهوارهای با هوش مصنوعی
مقاله مشترک محمدجواد شایگانفرد عضو هیئت علمی دانشکده هوش مصنوعی و کامپیوتر دانشگاه علم و فرهنگ و سپهر سماواتی دانشآموخته رشته کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر ـ نرمافزار که برآمده از پایاننامه کارشناسی ارشد این دانشآموخته است، با عنوان «A lightweight transfer learning framework with dynamic data augmentation for few-shot remote sensing image classification» در مجله Geomatica از انتشارات Elsevier منتشر شد.
به گزارش دانشگاه علم و فرهنگ، این پژوهش به ارائه یک چارچوب سبک و کارآمد مبتنی بر هوش مصنوعی برای طبقهبندی تصاویر سنجش از دور در شرایط کمبود دادههای آموزشی میپردازد.
پژوهشگران در این مطالعه با ترکیب روشهای یادگیری انتقالی و افزایش پویای دادهها، روشی را ارائه کردهاند که امکان آموزش مدلهای یادگیری عمیق را با حجم محدودی از تصاویر برچسبگذاریشده فراهم میکند.
کمبود دادههای برچسبگذاریشده یکی از چالشهای مهم در توسعه مدلهای هوش مصنوعی برای تحلیل تصاویر ماهوارهای است؛ چراکه تهیه و برچسبگذاری این دادهها به زمان و منابع قابلتوجهی نیاز دارد.
چارچوب پیشنهادی این پژوهش با هدف کاهش وابستگی مدل به حجم بالای دادههای آموزشی طراحی شده است.
نتایج آزمایشها روی تصاویر ماهوارهای نشان داد که روش پیشنهادی، ضمن حفظ کارایی محاسباتی و سبکبودن مدل، موجب کاهش خطای طبقهبندی و بهبود عملکرد آن میشود.
این ویژگی میتواند استفاده از مدلهای هوش مصنوعی را در شرایطی که دادههای آموزشی محدود یا منابع محاسباتی در دسترس کم است، امکانپذیرتر کند.
یافتههای این پژوهش میتواند در حوزههایی همچون پایش محیطزیست، نقشهبرداری کاربری و پوشش اراضی، کشاورزی هوشمند، مدیریت بحران، پایش منابع طبیعی و تحلیل تصاویر ماهوارهای کاربرد داشته باشد.
این مقاله در مجله Geomatica از انتشارات Elsevier منتشر شده، در پایگاه Scopus نمایه میشود و در چارک Q۲ قرار دارد.
انتهای پیام/

حجمخوری یا مصرف پنهان؛ روایت اپراتورها از تمام شدن بستههای اینترنت
به گزارش خبرنگار سیتنا، در روزهای اخیر، افزایش گلایهها درباره سرعت تمام شدن بستههای اینترنت، بار دیگر موضوع نحوه محاسبه و کسر حجم مصرفی مشترکان را به یکی از بحثهای مورد توجه کاربران تبدیل کرده است؛ موضوعی که با طرح ادعاهایی درباره «حجمخوری» اپراتورها، واکنش همراه اول، ایرانسل و رایتل را به دنبال داشت.
در پی این اعتراضها، اپراتورها بر صحت محاسبات خود تأکید کردند و همراه اول و ایرانسل با برگزاری آزمایشهای عملی، تلاش کردند نحوه محاسبه ترافیک و کسر حجم از بستههای اینترنت را برای خبرنگاران شفاف کنند. آزمایش اپراتورها برای رد ادعای حجمخوری
در آزمایش انجامشده از سوی ایرانسل، یک بسته اینترنت فعال شد و فایلی با حجم مشخص از اینترنت بینالملل دریافت شد. نتیجه آزمایش نشان داد میزان حجمی که از بسته مشترک کسر شده، با حجم واقعی داده دریافتشده مطابقت داشته است.
همراه اول نیز در آزمایش مشابه اعلام کرد که در ترافیک تمامبها، از جمله اینترنت بینالملل، حجم کسرشده از بسته با میزان مصرف واقعی مطابقت دارد و بیشتر از میزان ترافیک مصرفشده از بسته مشترک کسر نمیشود.
این اپراتورها همچنین نحوه محاسبه ترافیک داخلی و برخی پیامرسانهای داخلی را تشریح کردند و بر اعمال تعرفههای ترجیحی برای این نوع ترافیک تأکید داشتند. مصرف اینترنت فقط به دانلود مستقیم محدود نیست
با وجود این توضیحات، اپراتورها معتقدند بخشی از برداشت کاربران درباره مصرف اینترنت، ناشی از تفاوت میان «مصرف قابل مشاهده» و «کل ترافیک تولیدشده توسط دستگاه» است.
فعالیت برنامهها در پسزمینه، بهروزرسانی خودکار اپلیکیشنها، بارگذاری تصاویر و ویدئوها، پخش خودکار محتوا و دریافت دادههای جدید از سوی شبکههای اجتماعی، حتی زمانی که کاربر مستقیماً در حال استفاده از آنها نیست، میتواند حجم اینترنت مصرف کند.
از سوی دیگر، افزایش کیفیت محتوای آنلاین نیز در رشد مصرف داده نقش دارد. تماشای ویدئو با کیفیتهای بالاتر، بهویژه Full HD و 4K، به مراتب حجم بیشتری نسبت به نسخههای کمکیفیت مصرف میکند.
بازیهای آنلاین نیز از این قاعده مستثنی نیستند و ممکن است پیش از شروع بازی، فایلها و بهروزرسانیهایی را دریافت کنند که بخشی از حجم بسته اینترنت کاربر را مصرف میکند. نقش VPN در افزایش مصرف داده
یکی دیگر از موضوعاتی که اپراتورها به آن اشاره کردهاند، استفاده گسترده از VPN و پروکسی است.
براساس توضیحات ارائهشده، VPNها بسته به نوع پروتکل و نحوه عملکرد میتوانند مقداری سربار ترافیکی ایجاد کنند. به این ترتیب، میزان دادهای که شبکه منتقل میکند ممکن است بیشتر از حجم محتوایی باشد که کاربر تصور میکند دریافت یا ارسال کرده است.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کاربر همزمان از چند اپلیکیشن، VPN و سرویس آنلاین استفاده کند و بخشی از فعالیت این سرویسها نیز در پسزمینه ادامه داشته باشد.
رایتل: موردی از کسر عامدانه و غیرواقعی حجم مشاهده نشده است
رایتل نیز در واکنش به بحثهای مطرحشده، هرگونه کسر عامدانه و غیرواقعی حجم بستههای اینترنت را رد کرده است.
مدیرعامل رایتل تأکید کرده که حجم اینترنت خریداریشده، حق مشترک است و اپراتور باید در محاسبه و کسر آن دقیق و شفاف عمل کند. به گفته او، تاکنون موردی از کسر عامدانه و غیرواقعی حجم بسته مشترکان در این اپراتور مشاهده و تأیید نشده است.
او همچنین «حجمخوری» را تخلف و تضییع حقوق مشترکان دانسته و بر برخورد با چنین مواردی تأکید کرده است. گلایه کاربران ناراضی همچنان پابرجاست
با وجود مواضع سه اپراتور و آزمایشهای انجامشده، بخشی از کاربران همچنان نسبت به سرعت تمام شدن بستههای اینترنت خود اعتراض دارند. تجربه کاربران از مصرف سریع حجم، در کنار نوسان سرعت و کیفیت اینترنت، باعث شده است مسئله اعتماد میان مشترکان و اپراتورها همچنان مطرح باشد.
البته تجربه شخصی کاربران بهتنهایی نمیتواند اثباتکننده کسر غیرواقعی حجم از سوی اپراتورها باشد؛ اما تداوم این گلایهها نشان میدهد که سازوکار فعلی نمایش و توضیح مصرف اینترنت برای بسیاری از مشترکان به اندازه کافی شفاف و قابل راستیآزمایی نیست. شفافیت؛ حلقه مفقوده ماجرای حجم اینترنت
در نهایت، مسئله تنها این نیست که آیا اپراتورها بیشتر از میزان واقعی مصرف، از بسته مشترکان حجم کم میکنند یا خیر؛ بلکه نحوه نمایش و تفکیک مصرف نیز اهمیت دارد.
اگر کاربر بتواند بهصورت دقیق مشاهده کند که چه میزان از حجم بسته توسط هر اپلیکیشن، سرویس، فعالیت پسزمینه، VPN یا نوع ترافیک مصرف شده است، بخش قابلتوجهی از ابهام موجود از بین خواهد رفت.
بر همین اساس، در کنار تأکید اپراتورها بر صحت محاسبات، شفافیت بیشتر در نمایش جزئیات مصرف، امکان راستیآزمایی مستقل و فراهم کردن مسیر روشن برای اعتراض و بررسی موارد مشکوک میتواند به کاهش اختلاف میان تجربه کاربران و توضیحات فنی اپراتورها کمک کند.
در شرایطی که اینترنت به یکی از هزینههای ثابت خانوارها و کسبوکارها تبدیل شده است، اعتماد مشترک به نحوه محاسبه و مصرف بستههای اینترنت، موضوعی فراتر از یک اختلاف فنی میان کاربر و اپراتور است و مستقیماً با حقوق مشترکان و کیفیت رابطه آنها با ارائهدهندگان خدمات ارتباطی گره خورده است.
انتهای پیام

۹۰ درصد مردم ایران VPN دارند
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، از اسفند سال گذشته بود که اینترنت برای کاربران ایرانی بیشتر از آنکه «وصل» باشد، درگیر اختلال، کندی، فیلترینگ و قطعیهای مقطعی بوده است؛ از روزهایی که دسترسی به پلتفرمها سختتر شد تا مقاطعی که حتی ارسال یک پیام ساده هم با مشکل روبهرو بود.
حالا دیگر مسئله فقط «سرعت پایین اینترنت» نیست؛ «کیفیت اینترنت» به یکی از اصلیترین دغدغههای کاربران و کسبوکارهای آنلاین تبدیل شده و پرسش این است که فیلترینگ و استفاده گسترده از فیلترشکن، چه سهمی در رسیدن به این وضعیت داشته است؟
حمیدرضا احمدی، رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک، میگوید کیفیت اینترنت ایران در شش ماه اخیر به پایینترین سطح خود رسیده و فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، علاوه بر افزایش اختلال و کاهش کیفیت دسترسی، استفاده از فیلترشکن را به رفتاری عمومی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که به گفته او، حتی امکان اعمال محدودیت موقت بر چند پلتفرم را نیز از سیاستگذار گرفته و کشور را در مواقع بحرانی به سمت قطع گسترده اینترنت سوق داده است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک را بخوانید؛
* این روزها وضعیت کیفیت اینترنت چه مسیری را طی میکند؟ بهویژه در شش ماه اخیر چه تغییری در این روند دیدهاید؟
ما ششماه گذشته عملاً به کف کیفیت اینترنت رسیدهایم؛ بهخصوص به دلیل قطعیهای متعدد، اتفاقات مربوط به اعتراضات دیماه و بعد هم شروع جنگ. البته مسئله این است که کیفیت اینترنت ما پیش از این هم هیچوقت مطلوب نبوده و یکی از دلایل اصلی آن، سیستم فیلترینگ است.
ما در کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن الکترونیک تهران، اینترنت را بر اساس سه مؤلفه اصلی کیفیت، سرعت و اختلال بررسی میکنیم. نخست، اختلالات مختلف که به دلیل نرمافزارها و سختافزارهای مربوط به فیلترینگ در شبکه ایجاد میشود. دوم، محدودیتها که خود سیاست فیلترینگ را شامل میشود؛ یعنی سایتها و سرویسهایی که فیلتر شدهاند و در کنار آن، محدودیتهایی که به دلیل تحریمها برای کاربران ایرانی وجود دارد. برای مثال، برخی سرویسهای هوش مصنوعی و خدمات دیگر به دلیل تحریم برای کاربران ایرانی در دسترس نیستند. مؤلفه سوم هم سرعت اینترنت کاربران، چه در شبکه موبایل و چه در اینترنت ثابت است.
از زمانی که ما این شاخصها را اندازهگیری میکنیم، تقریباً همیشه با اختلالات زیاد و سطح بالای فیلترینگ مواجه بودهایم. در سال گذشته، با توسعه نسبی فیبر نوری، وضعیت سرعت تا حدودی بهتر شد، اما همان پروژه هم چالشهای خودش را دارد؛ تا نقطهای پیش رفت و بعد سرعت توسعه آن کمتر شد. امیدواریم سرمایهگذاری بیشتری روی این بخش صورت بگیرد.
در شش ماه گذشته اما شرایط به مرحلهای رسیده که در مقاطعی حتی امکان اندازهگیری کیفیت نیز وجود نداشته است؛ چون وقتی اساساً اینترنت در دسترس نیست، دیگر بحث اندازهگیری کیفیت آن موضوعیت ندارد.
*وزیر ارتباطات نیز پیشتر گفته بود حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد ترافیک اینترنت کشور بهنوعی درگیر فیلترشکنها شده است. این وضعیت چه اثری بر نوع استفاده کاربران عادی، افراد و بهویژه کسبوکارهای اینترنتی گذاشته است؟
پیش از فیلترشدن اینستاگرام، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد مردم بهصورت فعال از فیلترشکن استفاده میکردند؛ برای دسترسی به یوتیوب، توییتر یا برخی سرویسهای دیگر. در آن مقطع اینستاگرام فیلتر نبود و به همین دلیل بخش بزرگی از مردم نیازی به استفاده از فیلترشکن برای این پلتفرم نداشتند.
اما از پاییز ۱۴۰۱ که اینستاگرام فیلتر شد، میزان استفاده از فیلترشکن از حدود ۳۰ درصد به حدود ۸۵ درصد رسید. بنابراین بخش اصلی مسئلهای که امروز درباره فراگیرشدن فیلترشکن و درگیرشدن ترافیک کشور با VPN مطرح میکنیم، به فیلترشدن چند پلتفرم اصلی و بسیار پرکاربرد برمیگردد؛ اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب از مهمترین آنها هستند.
اگر محدودیت همین چند پلتفرم برداشته شود، دیگر بخش بزرگی از مردم احتیاجی به فیلترشکن نخواهند داشت. ممکن است همچنان چند سایت محدود فیلتر باقی بمانند، اما میزان استفاده از فیلترشکن میتواند به زیر ۲۰ درصد و حتی حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی کیفیت اینترنت نیز بهمراتب بهتر خواهد شد؛ هم برای کاربران عادی و هم برای کسبوکارها و مشتریان آنها.
*در کنار مسئله کیفیت، بارها درباره اقتصاد فیلترشکن و گردش مالی آن نیز صحبت شده است. معاون آقای پزشکیان هم پیشتر به ارقامی در محدوده چند هزار میلیارد تومان در این بازار اشاره کرده بود. از نظر شما برای مواجهه با این اقتصاد زیرزمینی چه باید کرد؟
به نظرم یک اشتباه در نوع مواجهه دولت با این موضوع وجود دارد. گفته میشود سیستم فیلترینگ برای عدهای درآمد ایجاد کرده و بنابراین باید به سراغ کسانی رفت که از فروش فیلترشکن درآمد دارند. اما راهحل این مسئله این نیست که سراغ آن شرکتها یا افراد برویم و بپرسیم چرا از این بازار درآمد دارید.
اگر واقعاً میخواهیم این اقتصاد از بین برود، یا دستکم از فضای سایه خارج شود، راهحل اصلی برداشتن فیلترینگ است. در یک اقتصاد عادی، شرکتها میتوانند رسمی فعالیت کنند، ثبت شوند، مالیات بدهند و تحت نظارت باشند. اما وقتی خود سیاست فیلترینگ تقاضای گسترده برای فیلترشکن ایجاد کرده است، طبیعتاً یک اقتصاد غیررسمی هم در کنار آن شکل میگیرد.
برای فیلترشکن، اقتصاد جایگزینی وجود ندارد که بتوان با برخورد با فروشندگان آن مسئله را حل کرد. اصل موضوع، خود فیلترینگ است. با برداشتن آن، هم کیفیت اینترنت برای همه کاربران و کسبوکارها افزایش پیدا میکند و هم بخش بزرگی از این بازار زیرزمینی عملاً موضوعیت خود را از دست میدهد.
*از وزارت ارتباطات در شرایط فعلی چه انتظاری دارید؟ آیا عملکرد این وزارتخانه در دفاع از کیفیت اینترنت و حقوق کاربران را کافی میدانید؟
انتظار ما این است که وزارت ارتباطات حداقل در موضوعاتی که حتی ممکن است تصمیمگیری نهایی درباره آنها کاملاً در اختیار خودش نباشد، از جایگاه و بلندگویی که در اختیار دارد بهتر استفاده کند؛ یعنی برای این موضوع بجنگد و نشان دهد که پیگیر مسئله است.
الان بخش خصوصی بدون دسترسی به همه اطلاعات و در نوعی تاریکی، وقت میگذارد، عدد و آمار جمعآوری میکند، نمودار تهیه میکند و تلاش میکند نشان دهد چه اتفاقی برای اینترنت افتاده است؛ در حالی که اساساً این کار باید در سطح حاکمیت و وزارتخانه انجام شود.
ما این کار را به عهده گرفتهایم تا داده در اختیار آنها قرار بگیرد و بتوانند برای بهبود شرایط اقدام کنند. اما گاهی وقتی آمار و ارقام را مقابل مسئولان قرار میدهیم، پاسخ این است که شما بیشتر بررسی کنید و اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارید تا دست ما برای پیگیری بازتر شود. در حالی که انتظار ما برعکس است؛ این مسئولان هستند که باید برای این موضوع بیشتر بجنگند.
*اگر بخواهید از میان اتفاقات شش ماه اخیر یک مورد را بهعنوان شوکهکنندهترین نشانه وضعیت اینترنت انتخاب کنید، آن چیست؟
چیزی که هنوز کسی بهصورت رسمی و شفاف درباره آن توضیح نداده، این است که در دورههای قطعی اخیر دقیقاً چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی نیفتاد؟ و بر اساس چه منطقی اینترنت تا این اندازه کامل قطع شد؟ به شکلی که در برخی مقاطع حتی امکان ارسال ساده پیامک هم وجود نداشت.
ما سعی کردهایم بر اساس شواهد و فرضیههای مختلف، دلایل این اتفاق را یکییکی بررسی کنیم و نتایج بررسیها نیز در گزارش آینده ما منتشر خواهد شد. اما جمعبندی و حسی که در نهایت از این وضعیت داریم این است که فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، استفاده از VPN را آنقدر فراگیر کرده که سیاستگذار عملاً خودش را در یک بنبست قرار داد که خودش هم نمیتوانست از آن خارج شود.
وقتی بخش بزرگی از مردم فیلترشکن دارند، اگر دولت یا حاکمیت بخواهد در یک مقطع خاص دسترسی به یک شبکه اجتماعی را محدود کند، دیگر محدودکردن همان پلتفرم بهتنهایی کارایی ندارد؛ چون کاربران با VPN محدودیت را دور میزنند. برای مسدودکردن فیلترشکنها نیز در عمل ممکن است ناچار شوند بخش بزرگی از اینترنت یا حتی کل اینترنت را محدود کنند.
این همان بنبستی است که خود سیاست فیلترینگ ایجاد کرده است.اگر مردم بهصورت گسترده VPN نداشتند، در یک شرایط خاص مانند زمان جنگ، اگر تصمیمگیر احساس میکرد به دلایل امنیتی لازم است برای یک هفته دسترسی به اینستاگرام، یوتیوب یا تلگرام محدود شود، میتوانست همان چند سرویس را بهطور موقت محدود کند. ممکن بود درصد کوچکی از کاربران همچنان راهی برای دورزدن محدودیت پیدا کنند، اما نیازی نبود کل شبکه تحت تأثیر قرار بگیرد.
اما وقتی خود سیاستها باعث شدهاند بخش بسیار بزرگی از جامعه ــ حتی تا حدود ۹۰ درصد کاربران ــ فیلترشکن داشته باشند، دیگر امکان اعمال یک محدودیت محدود و مشخص از بین میرود. در واقع خودمان شرایطی ایجاد کردهایم که کنترل محدود چند پلتفرم، به مسئلهای برای کل اینترنت تبدیل شده است و باید این را حل کنیم.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

آیا هوش مصنوعی خودمختار میتواند از کنترل انسان خارج شده و به «دستیار شرور» تبدیل شود؟
دکتر داوود ادیب، رئیس انجمن صنفی کارفرمایی شرکتهای فناور هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال ایران، در یادداشت ارسالی برای سیتنا آورده است:
وقتی از خطر هوش مصنوعی خودمختار صحبت میکنیم، شاید اولین تصویری که به ذهن برسد یک «دستیار شرور» باشد؛ هوشی که برای کمک به انسان ساخته شده، اما روزی از کنترل او خارج میشود. با این حال، نگرانی جدی متخصصان هوش مصنوعی کمی متفاوت و اتفاقاً جالبتر از این تصویر است.
فرض کنیم در آینده یک هوش مصنوعی بسیار قدرتمند و خودمختار را مسئول اداره یک شرکت کنیم و به آن یک هدف ساده بدهیم: «سود شرکت را به حداکثر برسان.» این سیستم میتواند برنامهریزی کند، به اینترنت و APIها متصل شود، کد بنویسد و اجرا کند، از منابع محاسباتی استفاده کند و حتی تعدادی دستیار هوشمند دیگر را برای انجام وظایف مختلف به کار بگیرد.
مشکل از جایی آغاز میشود که آنچه ما میگوییم الزاماً تمام آن چیزی نیست که منظورمان است. وقتی میگوییم «سود را حداکثر کن»، در ذهن ما دهها شرط نانوشته نیز وجود دارد: قانون را زیر پا نگذار، به انسانها آسیب نزن، امنیت شرکت را به خطر نینداز و برای رسیدن به سود بیشتر دست به هر کاری نزن.
انتقال کامل چنین مجموعهای از ارزشها و محدودیتها به یک ماشین کار سادهای نیست. این مسئله بخشی از یکی از مهمترین چالشهای هوش مصنوعی، یعنی همراستایی یا Alignment است؛ اینکه چگونه مطمئن شویم اهداف و رفتار یک هوش مصنوعی واقعاً با خواستهها و ارزشهای انسان هماهنگ باقی میماند.
حالا اتفاق جالبتری میتواند رخ دهد. هوش مصنوعی ممکن است به این نتیجه برسد که اگر خاموش شود، دیگر قادر به ادامه مأموریت خود نخواهد بود و در نتیجه نمیتواند به هدف تعیینشده برسد.
بنابراین، بدون آنکه کسی به آن دستور داده باشد «از خودت محافظت کن»، ادامه فعالیت میتواند به یک هدف واسطهای تبدیل شود. سیستم لازم نیست از مرگ بترسد، احساس داشته باشد یا از انسان متنفر باشد. کافی است نتیجه بگیرد که خاموششدن مانع رسیدن به هدفی است که خود انسان برایش تعیین کرده است.
اگر چنین هوشی فقط یک نرمافزار محدود و منزوی باشد، خطر آن نیز محدودتر است. اما شرایط زمانی جدیتر میشود که هوش بسیار بالا، خودمختاری و دسترسی گسترده به دنیای واقعی در یک سیستم کنار یکدیگر قرار گیرند.
برای مثال، چنین سیستمی ممکن است به اینترنت، سرورها، سرویسهای ابری، منابع مالی، APIها، ابزارهای نرمافزاری و دستیارهای هوشمند دیگر دسترسی داشته باشد. هرچه دامنه اختیارات و دسترسیهای آن بیشتر شود، پیامد تصمیمهای اشتباه یا پیشبینینشده آن نیز میتواند گستردهتر شود.
اینجاست که مفهوم «دستیار شرور» معنای متفاوتی پیدا میکند. خطر اصلی لزوماً هوش مصنوعیای نیست که یک روز اعلام کند: «من از انسانها متنفرم!» سناریوی نگرانکنندهتر بسیار سادهتر است: هوش مصنوعی هدفی دارد و انسان ناخواسته به مانعی در مسیر رسیدن به آن هدف تبدیل میشود.
این تفاوت بسیار مهم است. همانطور که انسان هنگام ساخت یک جاده ممکن است لانه مورچهای را از بین ببرد، نه به این دلیل که از مورچهها متنفر است، بلکه صرفاً به این دلیل که لانه در مسیر هدف او قرار گرفته است.
البته چنین سناریویی در حال حاضر یک احتمال و موضوع پژوهشی درباره سیستمهای بسیار پیشرفته آینده است، نه توصیف وضعیت هوش مصنوعی امروزی. درباره احتمال وقوع آن نیز میان پژوهشگران اختلافنظر جدی وجود دارد. بنابراین نه میتوان گفت چنین آیندهای حتماً اتفاق خواهد افتاد و نه میتوان با اطمینان آن را غیرممکن دانست.
شاید به همین دلیل سؤال اساسی آینده این نباشد که «آیا هوش مصنوعی میتواند از انسان باهوشتر شود؟» بلکه سؤال مهمتر این باشد:
اگر روزی هوش مصنوعی از ما بسیار توانمندتر شد، چگونه مطمئن شویم که اهدافش همچنان با اهداف و ارزشهای انسان همراستا باقی میماند؟
و شاید سؤال حتی دشوارتری نیز وجود داشته باشد:
از کجا بفهمیم یک هوش مصنوعی بسیار پیشرفته واقعاً تحت کنترل ماست، نه اینکه فقط طوری رفتار میکند که ما تصور کنیم تحت کنترل است؟
پاسخ به این پرسش شاید یکی از مهمترین چالشهای فناوری در دهههای آینده باشد. مسئله فقط ساختن هوش مصنوعی قدرتمندتر نیست؛ بلکه باید همزمان یاد بگیریم چگونه حدود اختیار، دسترسی و اهداف آن را بهدرستی تعریف و کنترل کنیم.
هوش مصنوعی خودمختار میتواند به یکی از قدرتمندترین ابزارهایی تبدیل شود که بشر تاکنون ساخته است؛ ابزاری که در علم، پزشکی، صنعت و اقتصاد تواناییهای انسان را چند برابر میکند. اما هرچه این سیستمها توانمندتر و مستقلتر شوند، اهمیت ایمنی و همراستایی آنها با منافع انسان نیز بیشتر خواهد شد.
شاید مسئله اصلی آینده این نباشد که آیا روزی یک «دستیار شرور» خواهیم داشت یا نه؛ بلکه این باشد که آیا پیش از آنکه دستیاران هوشمند به اندازه کافی قدرتمند شوند، ما به اندازه کافی برای کنترل و همراستا نگهداشتن آنها آماده شدهایم.
انتهای پیام
