
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، بازخوانی تاریخ تشیع در عصر صفوی نیازمند اتخاذ رویکردی روشمند و عاری از پیشفرضهای معاصر است. قرن دهم هجری یکی از مقاطع سرنوشتساز در تحول ساختارهای مذهبی و جغرافیای سیاسی شیعه به شمار میرود. در این میان، تحلیل ساختار زیارت عتبات عالیات، بهویژه سنت زیارت اربعین و نقش عالمان برجستهای چون ملاعبدالله یزدی (بهابادی)، متولی آستان علوی، اهمیت ویژهای دارد.
تبارشناسی تاریخی زیارت و جایگاه اربعین در قرن دهم هجری
بررسی اسناد همعصر نشان میدهد که زیارت عتبات در قرن دهم، تفاوتهای ماهوی با الگوهای معاصر زیارت تودهای داشته است. با این حال، «زیارت اربعین» حتی در آن دورانِ پُر مخاطره، به عنوان نماد هویتبخش تشیع و میعادگاه وفاداری به آرمان حسینی شناخته میشد.
به دلیل نبود زیرساختهای رفاهی، شیوع بیماریها و ناامنی شدید ناشی از درگیریهای مرزی صفوی-عثمانی، زیارت اربعین در قالب کاروانهای بسیار سختکوش و محدود صورت میگرفت. این کاروانها که آرزوی درک اربعین در کربلا را داشتند، باید از دالانهای امنیتی پیچیدهای عبور میکردند. از این رو، تبارشناسی اربعین در این عصر نشاندهنده یک «زیارت مجاهدانه» است که در آن، حفظ سنت اربعین پیوندی ناگسستنی با بقای مذهبی شیعه در عراق داشت.
شاه طهماسب و دیپلماسی اربعین در تقابل با عثمانی
در تحلیل اقدامات شاه طهماسب اول، توجه به تقید مذهبی او کلیدی است. او با باوری عمیق، به دنبال تثبیت ارکان تشیع بود و زیارت عتبات، بهویژه در مواعد خاصی چون اربعین را ابزاری برای پیوند معنوی قلمرو ایران با قلب عراق میدانست. شاه طهماسب با درک جایگاه رفیع علمایی چون ملاعبدالله یزدی، نوعی «بیعت اعتقادی» برای تقویت پایگاه مذهبی شیعیان ایجاد کرد.
این تقید مذهبی در قالب «دیپلماسی عمرانی و زیارتی» بروز یافت. شاه با وقف موقوفات بزرگ، در پی آن بود که مسیرهای منتهی به نجف و کربلا را برای زائرانی که در پی احیای سنت اربعین بودند، تسهیل کند. در مقابل، رویکرد پادشاهان عثمانی نظیر سلطان سلیمان قانونی، صرفاً متمرکز بر مهار نفوذ تشیع و نظارت شدید امنیتی بر زائران ایرانی در ایام اربعین بود تا از تبدیل شدن این تجمع به یک حرکت سیاسی-مذهبی علیه حاکمیت عثمانی …











