
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نام محمدسرور رجایی برای بسیاری از اهالی فرهنگ و رسانه، فقط نام یک شاعر و نویسنده افغانستانی نیست؛ او را باید یکی از چهرههایی دانست که عمر خود را صرف ثبت روایتهای مغفول از نسبت تاریخی، فرهنگی و انسانی ایران و افغانستان کردند
. رجایی با قلم، پژوهش و حضور مستمر در فضای فرهنگی، تلاش کرد نشان دهد که مرزهای سیاسی هرگز نتوانستهاند پیوندهای زبانی، دینی و عاطفی دو ملت را از هم جدا کنند. او به یگانگی روحهایی شهادت داد که شمشیر استعمار آنها را از هم جدا کرده بود. «مأموریت خدا» در کتابفروشیها/ داستان خونشریکی ایرانیها و افغانستانیها
رجایی در بحبوحهای فعالیت و ظهور کرد که جامعه ایران نگاه مثبتی به مهاجرین افغانستانی نداشت. رسانهها تصویری از مهاجرین را ارائه میدادند که شاید یکدرصد از جامعه آنها را هم تشکیل نمیداد. در این فضا ایدهای شکل گرفت که جامعه فرهنگی دو کشور را به یکدیگر نزدیکتر کرد: وطن فارسی؛ رؤیایی که اگرچه دیریاب بود، اما شیرینیاش بر کام بسیاری نشست و مزه کرد. در این میان، رجایی نمونه تام و تمام قشر فرهنگی و هنرمند افغانستان بود که هم و غمش، رسیدن به این رؤیا بود.
او از نسل نویسندگانی بود که مهاجرت را نه صرفاً بهعنوان یک تجربه شخصی، بلکه بهمثابه موضوعی اجتماعی و تاریخی میدیدند. او پس از مهاجرت به ایران، فعالیتهای فرهنگی و رسانهای خود را با تمرکز بر هویت مشترک فارسیزبانان ادامه داد و کوشید صدای بخشی از جامعه افغانستانی باشد که در روایتهای رسمی و رسانهای کمتر دیده میشوند.
تلاش ستودنی او در این مسیر، کمکم ورق را به سمت رسیدن به آن رؤیای شیرین برگرداند، تا جایی که دو ملت در بزنگاههای تاریخی و حوادث اجتماعی، جای آنکه انگشت اتهام را به سمت یکدیگر بگیرند، پیام همدلی ارسال میکردند. این تغییر رویه- رسیدن از جامعهای با نگاه فرادستانه به یک جامعه همدل- امر دشواری بود که تنها با استمرار و ثبات قدم آدمهایی چون رجایی امکانپذیر شد.
یکی از مهمترین وجوه کارنامه او، توجه به حضور افغانستانیها در دفاع مقدس بود؛ حضوری که سالها در حاشیه مانده و رجایی با دقت و پیگیری آن را به متن آورد. کتاب «از دشت لیلی تا جزیره مجنون» …





