
ادای احترام مهمانان و مسئولان خارجی به پیکر امام شهید - تسنیم

افشین علا با کدام شعر بیشتر برای امام شهید گریسته است؟ - تسنیم
فرهنگی
افشین علا در این شماره از برنامه غمزه خبرگزاری تسنیم به بیتی که با آن به یاد رهبر شهید انقلاب گریسته است اشاره کرد .
ای جان نثار خفته کشور دوست
گودال قتلگاه تو را نازم
.
انتهای پیام/
ناگفتههای مهم افشین علا از گلایههایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، استاد افشین علا شاعر برجسته کشورمان در گفتگو با برنامه غمزه خبرگزاری تسنیم درباره ویژگیهای شخصی رهبر شهید انقلاب اسلامی نکاتی بیان کرد.
پس از وقایع سال 88، گردوغبارهایی بهپا شده و حتی برای خود ما نیز ابهامها و فاصلههایی پدید آمده بود. در نخستین دیداری که پیش آمد، من گلهمند به محضر آقا رفتم؛ اما برخورد ایشان نهفقط برای من، بلکه شاید برای تاریخ فرهنگ و هنر انقلاب، سرفصل تازهای آفرید.
ایشان در برابر همه گلایهها و حتی قهر بعضی افراد با خودشان فرمودند: «از قول من به همه عزیزان بگویید از این طرف که منم، راه کاروان باز است.»
آقا حساب شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی ــ البته اهل قبله و قلم ــ را با جناحهای سیاسی گره نمیزدند.
.
یکبار نیز متن گلهآمیزی درباره رد صلاحیتها برای ایشان نوشتم. آن زمان جوان بودیم و وارد رقابتهای انتخاباتی میشدیم؛ اکنون میدانم که آن کار اشتباه بود. گمان میکنم روزنامه اطلاعات آن نوشته را منتشر کرده بود و مخاطبش نیز خود آقا بودند. خدا مرحوم آقای دعایی را رحمت کند. مدتی بعد با من تماس گرفت و گفت: «قلم و کاغذ بردار و هرچه میگویم بنویس.» پرسیدم: «چه شده، حاجآقا؟» گفت: «همین حالا از محضر آقا بیرون آمدهام. ایشان فرمودند: من هرگز عدم التزام شما به نظام را باور ندارم. از نظر من، شما شاعر انقلاب هستید و گرایشهای سیاسیتان نیز به خودتان مربوط است.»
ما بارها چنین برخوردهایی را از ایشان دیدیم. نمیدانم چگونه دل بعضیها میآمد در برابر چنین انسانی اصرار و لجاجت کنند. ایشان واقعاً در انتظار کوچکترین اشارهای بودند تا همه افراد را، با هر سلیقه و گرایشی، در آغوش بگیرند. خط قرمزهایشان اسلام و ایران بود و وادادگی در برابر دشمن را برنمیتافتند. این اصول را 37 سال فریاد زدند و سرانجام با خون خود امضا کردند.
نسخه کامل این گفت و گو را در اینجا ببینید.
انتهای پیام/
ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنهای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، استاد افشین علا شاعر معروف کشورمان در گفتگو با برنامه غمزه خبرگزاری تسنیم درباره ویژگیهای شخصی رهبر شهید انقلاب اسلامی نکاتی بیان کرد.
امام شهید خامنهای هیچ نشانهای از مادیات و جلالوجبروت مادی سلاطین عالم با خود همراه نداشتند؛ نه در منزلشان، نه در دفترشان، نه در نوع صندلیای که بر آن مینشستند و نه در پوشششان. بااینحال، بیش از همه آنان ابهت، جلال و شکوه داشتند. رفتار، منش، وقار و ادبیاتشان باشکوه بود؛ از واژههایی که به کار میبردند و نحوه خوشوبشکردنشان با افراد گرفته تا شیوه چایخوردن، افطارکردن و غذاخوردنشان. بهمعنای واقعی کلمه، یک اشرافزاده تمامعیار بودند.
.
پرسش این است که چرا نگذاشتند مردم با باطن و حقیقت این شخصیت آشنا شوند و این ویژگیها را ببینند؟
بهجرم همین عشق، محبت و ارادت، بیمهریهای فراوانی دیدیم و سنگاندازیهای بسیاری در مسیرمان صورت گرفت.
مردم گاهی تصور میکنند هرکس سلاموعلیکی با امام شهید داشته، حتماً از مواهب دنیوی برخوردار شده است؛ حال آنکه اصلاً چنین نبود. این راه، خود مسیری دشوار و پرابتلا بود. نخست آنکه خود ایشان بسیار مظلوم بودند و بسیار جفا دیدند. کسانی نیز که خالصانه و بدون هیچ چشمداشتی به ایشان عشق و ارادت داشتند، گرفتار ابتلائات و سختیهای شدیدی شدند.
البته دشنامهایی که از رسانههای بیگانه، معاندان و دشمنان میشنیدیم، برای ما حُسن بود؛ چراکه آنها نهتنها موجب ناراحتیمان نمیشد، بلکه مایه خوشحالی و افتخارمان بود.
نسخه کامل این گفت و گو را در اینجا ببینید.
انتهای پیام/
ببینید| روایت جذاب استاد افشین علا از آخرین دیدارش با امام شهید - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، افشین علا شاعر، در روایتی از آخرین دیدار خود با امام شهید خامنهای پیش از شهادت، از لحظاتی سخن گفته که به گفته خودش، متفاوتترین دیدار او در چهار دهه گذشته بوده است؛ دیداری که محبت، آرامش و حالوهوای معنوی آن، پس از گذشت زمان همچنان در ذهن او باقی مانده است.
علا درباره این دیدار میگوید: آخرین دیدار من با ایشان، پیش از شهادتشان، در یک روز یکشنبه بود. پس از نماز خدمتشان رسیدم. معمولاً به خودم اجازه نمیدادم وقت ایشان را بگیرم. اتفاقاً آن روز مدام با خودم میگفتم: آقا دیگر دارند همسن امام میشوند، اما ماشاءالله بسیار چابک و سرحال بودند.
به گفته او، این دیدار در محفلی خصوصی و با حضور جمعی از مقامات و نظامیان برگزار شد؛ افرادی که برخی از آنها بعدها در جنگ به شهادت رسیدند.
علا ادامه میدهد: آقا پس از نماز، هنگام خداحافظی، با تکتک حاضران خوشوبش و گفتوگو میکردند. شاید یک ساعت و نیم طول کشید تا از آن اتاق به محلی برسند که من ایستاده بودم.
او این دیدار را «زیباترین دیدار» خود با امام شهید خامنهای در طول 40 سال گذشته توصیف میکند و میگوید: اگر اندکی اهل وصل بودم یا چشم دل داشتم، شاید میفهمیدم که این آخرین دیدار است.
«عشق خامنهای حسابش جداست»
این شاعر درباره رابطه عاطفی خود با امام شهید خامنهای نیز میگوید: ایشان همواره بزرگوارانه به من لطف داشتند. انس و الفت من با آقا از همان ابتدا عاشقانه بود و این نسبت، همواره چنین باقی ماند.
علا اضافه میکند: حتی زمانی که هنوز رهبر نشده بودند، دوستان گاه به شوخی و گاه جدی میگفتند: عشق خامنهای حسابش جداست. جایگاه ایشان برای من فراتر از مسائل و مناسبات سیاسی بود.
او از لحظهای ویژه در آن دیدار نیز یاد میکند: محبت ایشان در آن روز عمق دیگری داشت. آغوش گشودند، ابراز محبت کردند و با دست سالمشان، دست ناقص مرا گرفتند و بلندم کردند.
به گفته علا، امام شهید خامنهای سپس خطاب به اطرافیان گفتند که او از کسانی است که همیشه آرزوی دیدارشان را دارند. علا میگوید: من با شنیدن این سخن، در درون خود میگریستم.
.
پیامی برای جوانان یک هیئت در کیش
علا در ادامه روایت خود میگوید پس از آن، امام شهید خامنهای با آرامش و لبخندی عمیق به او نگاه کردند؛ گویی منتظر بودند نکتهای مطرح شود. او خطاب به ایشان میگوید: وقت زیادی گذشته است و من راضی نیستم شما همچنان سرپا بایستید.
سپس از جوانی عضو یک هیئت مذهبی در کیش سخن میگوید که از شنیدن خبر این دیدار بسیار خوشحال شده و از او خواسته بود سلام خود و دوستانش را برساند و برایشان طلب دعا کند.
علا میگوید برخلاف آنچه ممکن است در یک دیدار رسمی اتفاق بیفتد، امام شهید خامنهای به این پیام بسنده نکردند و با دقت درباره فعالیتهای این جوانان صحبت کردند: فرمودند: سلام مرا هم به آنان برسانید و بگویید که من نیز برایشان دعا میکنم. از قول من بگویید فعالیتهایشان را به هیئت مذهبی خود محدود نکنند و آن را به سراسر جزیره گسترش دهند. ببینید| شعر معروف استاد افشین علا درباره امام خامنهای چگونه سروده شد؟
«ماه کامل شده بود»
علا در پایان، حالوهوای چهره امام شهید خامنهای در آن دیدار را به تصویری از ماه کامل تشبیه میکند و میگوید: آن حال و نورانیتی که در آخرین دیدار در چهره ایشان دیدم، وصفناشدنی بود. چهرهشان گویی به بدر کامل تبدیل شده بود.
او درباره حال خود پس از پایان دیدار نیز میگوید: آن روز وقتی از دیدار بیرون آمدم، احساس میکردم پرواز میکنم. دهها بار خدمتشان رسیده بودم، اما هیچگاه چنین حسی به من منتقل نشده بود.
انتهای پیام/
