
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، اقتصاد مقاومتی برای ایران دیگر یک «گزینه» نیست، بلکه یک «شرط بقای ملی» قلمداد میشود لذا اهمیت آن را میتوان در سه سطح کلی تبیین کرد که نخستین آن امنیت ملی و استقلال در تصمیمگیری است.
هر چقدر وابستگی ایران به زنجیرههای تأمین خارجی و سیستم مالی جهانی مثل سوئیفت بیشتر باشد، فضای مانور سیاسی ما کمتر میشود لذا اقتصاد مقاومتی با کاهش وابستگی، به سیاستمدار ایرانی این قدرت را میدهد که بدون ترس از «سلاح اقتصادی» دشمن، تصمیمات استراتژیک بگیرد.
خروج از چرخه «بحرانمحوری» دومین سطح قابل تبیین است؛ اقتصاد فعلی ایران بر پایه مدیریت بحران است یعنی هر بار که بحرانی رخ میدهد، با اقدامات موقت آن را مهار میکنند اما این موضوع راهکار موقتی بوده است.
اقتصاد مقاومتی به معنای حرکت از «مدیریت بحران» به سمت «مدیریت ریسک» است و این یعنی ساختن ساختارهایی که در برابر تکانههای خارجی مثل نوسان نرخ ارز یا تحریم ناگهانی آسیبپذیر نباشند.
عدالت اجتماعی و ثبات سیاسی سومین سطح قابل تبیین است؛ وقتی اقتصاد رانتی باشد، ثروت در دست اقلیتی از واسطهها میماند و تورم، طبقه متوسط را به سمت فقر میراند.
اقتصاد مقاومتی با تمرکز بر تولید، باعث ایجاد اشتغال و توزیع بهتر درآمد میشود که مستقیماً با «ثبات سیاسی» و «رضایت عمومی» در پیوند است و این موضوع نشان از اهمیت اقتصاد مقاومتی در شرایط امروز است.
برای اینکه از حالت «نظریه» به «عمل» برسیم و از آن «دستهای مانع» عبور کنیم، نمیتوان با رویکردهای تدریجی و کوچک عمل کرد وک ما نیاز به «شوکهای اصلاحی هوشمندانه» داریم و در این شرایط پیشنهادات چهار لایه را میتوان مطرح کرد و اولین لایه، تکنولوژیک و گذار از «تولید کالا» به «تولید دانش» است.
اگر فقط تولید داخلی را جایگزین واردات کنیم، باز هم در سطح کالاهای ساده میمانیم و با تحریم دوباره فلج میشویم و بهترین توصیه این است که تمرکز بودجه دولتی و تسهیلات بانکی نباید بر «تولید انبوه کالاهای مصرفی» باشد.
در این شرایط باید به شدت به سمت «صنایع میانرشتهای و دانشبنیان» مثل الکترونیک، بیوتکنولوژی و ماشینآلات دقیق) هدایت شود و این صنایع، «مقاومت» واقعی ایجاد میکنند …













