
افزایش هزینه واردات در آمریکا زنگ خطر تورم را به صدا درآورد - تسنیم

«روز دی اقتصادی» ترامپ؛ چین و آینده بازار خودرو ایران
«روز دی اقتصادی» ترامپ؛ چین و آینده بازار خودرو ایرانترامپ
تهدید «روز دی اقتصادی» ترامپ میتواند همکاری چین با ایران را پرریسکتر کند؛ تغییری که احتمالاً وابستگی بازار خودرو ایران به برندهای چینی را افزایش میدهد.
رئیسجمهور آمریکا بار دیگر ایران را با شدیدترین عبارات تهدید کرده است. هرچند تهدید و تحریم تازگی ندارد و واکنش احتمالی ایران نیز تا حدی قابل پیشبینی است، یک پرسش مهم باقی میماند؛ «روز دی اقتصادی» ترامپ چه معنایی برای چین و آینده بازار خودرو ایران دارد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، اگر «روز دی اقتصادی» ترامپ از یک تهدید سیاسی به برنامهای عملیاتی تبدیل شود، اثر آن بر بازار خودرو ایران بیش از آنکه در توقف تولید یا واردات یک برند و مدل مشخص دیده شود، در رفتار شرکای تجاری ایران خود را نشان خواهد داد. در این میان، چین مهمترین بازیگر است؛ کشوری که هم خریدار نفت ایران است، هم اصلیترین تأمینکننده خودرو و قطعات بازار ایران و هم رقیب اقتصادی آمریکا. باید دید پکن در برابر فشار جدید واشنگتن تا کجا کنار ایران میایستد.«روز دی» یعنی چه؟
ترامپ با استفاده از عبارت Economic D-Day یا «روز دی اقتصادی» به عملیات معروف متفقین در نرماندی در سال ۱۹۴۴ اشاره کرده است؛ عملیاتی که آغازگر مرحلهای تعیینکننده در جنگ جهانی دوم بود. در ادبیات سیاسی، D-Day به معنای آغاز اقدامی بزرگ و سرنوشتساز است.
ترامپ با این تعبیر میخواهد نشان دهد فشار اقتصادی علیه ایران قرار است وارد مرحلهای تازه شود؛ مرحلهای که فقط اقتصاد ایران را هدف نمیگیرد، بلکه کشورها، شرکتها و شبکههایی را نیز تحت فشار قرار میدهد که امکان ادامه تجارت را برای ایران فراهم میکنند. برای بازار خودرو، همین بخش اهمیت بیشتری دارد.چین؛ بازیگر اصلی
چین در این معادله جایگاهی متفاوت دارد. رابطه تهران و پکن صرفاً تجاری نیست. چین نفت ایران را با شرایطی جذاب خریداری میکند و در مقابل، ایران یکی از بازارهای کالاهای چینی در منطقه است؛ از خودرو و قطعه گرفته تا تجهیزات صنعتی.
در سالهای اخیر، خودرو به یکی از ملموسترین نشانههای این رابطه تبدیل شده است. برندهای چینی در بازار ایران حضور پررنگی پیدا کردهاند و بخش بزرگی از خلأ ایجادشده پس از خروج خودروسازان بزرگ اروپایی، کرهای و ژاپنی را پر کردهاند.
اگر آمریکا بخواهد فشار اقتصادی جدید را به خریداران نفت ایران و شرکتهای همکار تهران گسترش دهد، صنعت و بازار خودرو نیز بهطور مستقیم وارد این تقابل خواهد شد.نفت ارزان، انگیزه پکن
چین یک دلیل اقتصادی جدی برای ادامه رابطه با ایران دارد؛ نفت ارزانتر.
هرچه فشار تحریمی بیشتر شود، قدرت چانهزنی ایران در فروش نفت کاهش مییابد و احتمال افزایش تخفیفها بیشتر میشود. برای پالایشگاههای چینی، بهخصوص مجموعههایی که ارتباط کمتری با بازارهای غربی دارند، چنین شرایطی میتواند جذاب باشد.
ایران نیز به بازار چین نیاز دارد. به همین دلیل، میان دو کشور نوعی معامله اقتصادی شکل گرفته که در آن نفت، کالا، خودرو و قطعه میتوانند بخشی از یک شبکه بزرگتر مبادله باشند. مشکل از جایی آغاز میشود که هزینه ادامه این تجارت برای شرکتهای چینی افزایش پیدا کند.چین تا کجا ریسک میکند؟
پکن میان دو منفعت بزرگ قرار گرفته است؛ دسترسی به انرژی ارزان ایران و حفظ ارتباط با اقتصاد جهانی.
خودروساز چینی که بخش عمده فعالیتش به چین و بازارهای غیرغربی محدود است، احتمالاً ریسک بیشتری برای ادامه همکاری با ایران میپذیرد. در مقابل، برندی که در اروپا یا آمریکا حضور دارد، سرمایهگذاری خارجی گستردهای انجام داده یا به شبکه مالی بینالمللی وابسته است، نمیتواند بهسادگی تحریمهای آمریکا را نادیده بگیرد.
همین مسئله میتواند آینده بازار خودرو ایران را تغییر دهد. احتمالاً همه برندهای چینی رفتار یکسانی نخواهند داشت. شرکتهای بزرگتر و جهانیتر محتاطتر میشوند و مجموعههای کمارتباطتر با غرب، فضای بیشتری برای ادامه همکاری پیدا میکنند؛ البته مانند سالهای اخیر، بهشکل غیرمستقیم و چراغخاموش.تقابل پکن و واشنگتن
موضوع زمانی حساستر میشود که فشار آمریکا مستقیماً شرکتهای چینی را هدف بگیرد.
آمریکا پیشتر نیز پالایشگاهها و شرکتهای چینی مرتبط با خرید نفت ایران را تحریم کرده و پکن در برابر برخی اقدامات واشنگتن واکنش نشان داده است. اگر «روز دی اقتصادی» به تحریم گستردهتر شرکتهای چینی منجر شود، پرونده ایران میتواند به یکی دیگر از میدانهای رقابت اقتصادی چین و آمریکا تبدیل شود.
بااینحال، نباید انتظار داشت چین برای ایران وارد جنگی اقتصادی و تمامعیار شود. حجم تجارت چین با آمریکا و اروپا بسیار بزرگتر از تجارت این کشور با ایران است. سناریوی محتملتر این است که پکن همکاری با تهران را حفظ کند، اما شکل آن را گزینشیتر و کمریسکتر سازد.تجربه ۱۳۹۷ هنوز زنده است
بازار خودرو ایران یک بار این منطق را تجربه کرده است. پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷، شرکتهای بزرگ اروپایی یکی پس از دیگری از ایران فاصله گرفتند. برای شرکتی که بازار مهمی در اروپا یا آمریکا دارد، ادامه فعالیت در ایران بهاندازهای ارزشمند نبود که خطر از دست دادن بازارهای بزرگتر یا مواجهه با تحریمهای آمریکا را بپذیرد.
به همین دلیل، نباید انتظار داشت برندهای جهانی که بازار قدرتمندی در اروپا دارند یا با شرکای آمریکایی و اروپایی همکاری میکنند، در دوره تازه فشار بهراحتی وارد بازار ایران شوند یا فعالیت خود را گسترش دهند.
این همان درسی است که بازار خودرو ایران از سال ۱۳۹۷ گرفته است؛ برندها فقط به جذابیت بازار ایران نگاه نمیکنند، بلکه هزینه ماندن در آن را نیز میسنجند.همسایهها چه میکنند؟
رفتار همسایگان نیز یکسان نخواهد بود. روسیه از نظر سیاسی نزدیکترین گزینه به ایران است و تجربه تحریم باعث شده سازوکارهای همکاری غیرغربی را بهتر بشناسد. اقتصاد روسیه نیز زیر فشار تحریم قرار دارد و بعید است مسکو برای همکاری با ایران هزینهای فراتر از منافع خود بپردازد.
ترکیه از یکسو رابطه اقتصادی مهمی با ایران دارد و از سوی دیگر به اروپا و نظام مالی غرب وابسته است. ازاینرو احتمالاً همکاری را در حوزههای کمریسک حفظ میکند، اما در برابر تحریمهای ثانویه محتاط خواهد بود.
پاکستان نیز میتواند روابط اقتصادی خود با ایران را ادامه دهد، ولی وضعیت اقتصادی و نیاز این کشور به تعاملات خارجی باعث میشود در برابر فشار آمریکا حسابشده رفتار کند.
در جنوب، عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز با همین دوگانگی مواجهاند. ایران برای آنها یک شریک اقتصادی مهم است، اما ارتباط با اقتصاد جهانی و آمریکا محدودیتهایی ایجاد میکند. پس از جنگ رمضان، رابطه ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز دیگر مانند گذشته نیست. همسایگی به معنای همراهی کامل با ایران نخواهد بود.سه آینده برای بازار خودرو
در چنین شرایطی، سه سناریو را میتوان برای بازار خودرو ایران تصور کرد.
در سناریوی نخست، چین میماند اما محتاطتر عمل میکند. برندهای کمریسکتر به همکاری ادامه میدهند و بازار ایران همچنان به محصولات چینی دسترسی خواهد داشت.
در سناریوی دوم، فشار آمریکا افزایش مییابد و شرکتهای بزرگتر چینی نیز عقب مینشینند. در این حالت، تنوع برندها و مدلها کاهش پیدا میکند و نقش شرکتهای کوچکتر و واسطهها پررنگتر میشود.
در سناریوی سوم، مسئله از تحریم ایران فراتر میرود و به بخشی از تقابل اقتصادی چین و آمریکا تبدیل میشود. در چنین وضعی، ایران میتواند برای پکن به یکی از میدانهای آزمون مقاومت اقتصادی در برابر واشنگتن تبدیل شود.
محتملترین مسیر، همان سناریوی میانه است؛ چین کنار ایران میماند، اما نه به هر قیمت. برای بازار خودرو ایران نیز «روز دی اقتصادی» الزاماً به معنای پایان حضور خودروهای چینی نیست. حتی ممکن است وابستگی این بازار به چین بیشتر شود؛ با برندهایی که برای همکاری با ایران ریسک کمتری دارند و روابطی که محتاطانهتر، غیرمستقیمتر و پیچیدهتر از گذشته شکل میگیرند.
بیشتر بخوانید: ترامپ از کوبندهترین تحریمها گفت؛ خداحافظی با خودروهای چینی و وارداتی در بازار ایران؟ آیا گارانتی خودروهای چینی باطل شده است؟ نگرانیهای بازار خودرو از گزارشهای فریبنده غربیها نه واردات خودرو داریم نه طراحی قوی؛ مردم تحمل کنند مذاکره با ژاپن چه تاثیری روی خودروسازی دارد؟ تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید. تحریم آمریکا ترامپ
بحران انرژی پس از جنگ ایران؛ زغالسنگ دوباره به سوخت محبوب آسیا تبدیل شد
به گزارش تجارت نیوز، جنگ در خاورمیانه تنها یک بحران نظامی و ژئوپلیتیکی نیست؛ این درگیری به یکی از مهمترین آزمونهای امنیت انرژی جهان نیز تبدیل شده است. اختلال در جریان نفت خام و گاز طبیعی، بهویژه پس از بسته شدن تنگه هرمز، باعث شده بسیاری از کشورهای آسیایی برای تأمین برق و جلوگیری از تشدید بحران انرژی، گزینهای قدیمی را دوباره روی میز بگذارند: زغالسنگ.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که جهان طی سالهای گذشته تلاش کرده وابستگی خود به سوختهای فسیلی را کاهش دهد و به سمت انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کند. با این حال، بحران اخیر نشان داده است که بسیاری از کشورها هنوز برای کنار گذاشتن نفت، گاز و زغالسنگ آمادگی کامل ندارند و در زمان وقوع یک شوک بزرگ انرژی، ممکن است دوباره به سوختهای فسیلی بازگردند.
شرکتهای زغالسنگ نیز از این وضعیت بینصیب نماندهاند. تونگلا ریسورسز، تولیدکننده زغالسنگ حرارتی در آفریقای جنوبی، در تازهترین گزارش خود از دو برابر شدن سود ششماهه خبر داده است؛ اتفاقی که نشان میدهد بحران انرژی خاورمیانه، دستکم در کوتاهمدت، برای برخی تولیدکنندگان زغالسنگ به فرصتی اقتصادی تبدیل شده است. چرا مصرف زغالسنگ دوباره افزایش یافته است؟
زغالسنگ اگرچه یکی از آلایندهترین سوختهای فسیلی جهان محسوب میشود، همچنان یک مزیت مهم دارد: فراوان، نسبتاً ارزان و در بسیاری از کشورها در دسترس است. استخراج زغالسنگ میتواند منابع آب را آلوده کند و سوزاندن آن نیز حجم زیادی از کربن را وارد جو میکند؛ موضوعی که به گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی دامن میزند.
با این حال، زمانی که عرضه نفت و گاز با اختلال مواجه میشود، کشورها برای حفظ تولید برق به دنبال سوختی هستند که بتوانند در کوتاهترین زمان به آن دسترسی پیدا کنند. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دقیقاً چنین شرایطی را ایجاد کرده است.
اندکی پس از آغاز حملات به تهران در ۲۸ فوریه، ایران تنگه هرمز را بست. این آبراه در شرایط عادی مسیر عبور حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایعشده جهان است. مذاکرات برای بازگشایی این تنگه همچنان ادامه دارد، اما بسته شدن آن به کاهش عرضه نفت و گاز و افزایش شدید قیمت نفت منجر شده است.
در نتیجه، کشورهایی که برای تولید برق به سوختهای وارداتی وابسته هستند، ناچار شدهاند به گزینههای جایگزین روی بیاورند. در بسیاری از موارد، زغالسنگ سادهترین انتخاب بوده است؛ زیرا حتی با افزایش قیمت آن، هنوز هزینه استفاده از زغالسنگ از نفت بالاتر نرفته و منابع آن نیز در بازار جهانی قابل دسترس است. آسیا بیشترین فشار را تحمل میکند
هیچ منطقهای به اندازه آسیا از اختلال در تنگه هرمز آسیب ندیده است. اقتصادهای بزرگ آسیایی بخش قابل توجهی از نیاز انرژی خود را از خلیج فارس تأمین میکنند و اختلال در مسیر صادرات، مستقیماً امنیت انرژی آنها را تهدید میکند.
بر اساس اطلاعات اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۲ درصد محمولههای نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز راهی آسیا شده است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی مهمترین مقصدهای این محمولهها بودهاند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز همزمان با محدودیت صادرات از طریق تنگه هرمز، هدف حملات قرار گرفتهاند. قطر یکی از مهمترین نمونههاست. این کشور در ماه مارس مجبور شد در قراردادهای تحویل خود وضعیت اضطراری اعلام کند، زیرا پهپادهای ایرانی به تأسیسات انرژی راسلفان حمله کردند.
راسلفان بزرگترین مجتمع LNG جهان به شمار میرود و حمله به آن بخش قابل توجهی از ظرفیت صادراتی قطر را از مدار خارج کرد. مقامهای قطری اعلام کردند که حملات ایران تا ماه مارس باعث توقف ۱۷ درصد صادرات LNG قطر شده است.
در امارات متحده عربی نیز ترمینال گاز طبیعی مایع داس آیلند، ترمینال نفتی فجیره و مجتمع پالایشگاهی رویس و چندین تأسیسات انرژی دیگر در جریان درگیریها هدف قرار گرفتند. برخی زیرساختهای انرژی در عربستان سعودی و عمان نیز آسیب دیدند.
مجموع این اتفاقات باعث شده کشورهای آسیایی برای تأمین برق و جلوگیری از خاموشی یا کاهش تولید صنعتی، بار دیگر به سمت زغالسنگ حرکت کنند. مصرف جهانی زغالسنگ در سال ۲۰۲۶ چه تغییری میکند؟
بر اساس تحلیل شرکت دادههای انرژی امبر، تولید زغالسنگ جهان تا پایان سال ۲۰۲۶ در مقایسه با سال ۲۰۲۵ در بدترین سناریو حدود ۱.۸ درصد افزایش خواهد یافت.
این رقم در شرایط عادی شاید چندان بزرگ به نظر نرسد، اما اهمیت آن زمانی مشخص میشود که بدانیم بسیاری از کشورها طی سالهای گذشته برنامههای مشخصی برای کاهش مصرف زغالسنگ داشتهاند. بنابراین، افزایش تولید و مصرف این سوخت نشان میدهد که بحران انرژی میتواند روند گذار از سوختهای فسیلی را در کوتاهمدت کند کند.
کشورهای آسیایی بیشترین واکنش را نشان دادهاند. ژاپن محدودیتهای مربوط به فعالیت نیروگاههای زغالسنگ قدیمی و پرمصرف را برای مقابله با شوکهای انرژی لغو کرده است. کره جنوبی نیز تعطیلی برخی نیروگاههای زغالسنگ را که قرار بود تا سال ۲۰۴۰ انجام شود، به تعویق انداخته است.
در بنگلادش، شرایط حتی دشوارتر شد. دولت ابتدا برای مدیریت بحران انرژی، برق را قطع کرد، دانشگاهها را تعطیل کرد و فروش سوخت مورد استفاده وسایل نقلیه را سهمیهبندی کرد. پس از آن، دولت اعلام کرد که تولید برق با استفاده از زغالسنگ را افزایش داده است.
تایلند، فیلیپین و ویتنام نیز برای حفظ ذخایر محدود گاز طبیعی، تولید برق با زغالسنگ را افزایش دادهاند.
در پاکستان نیز آمار سازمان ملی تنظیم مقررات برق نشان میدهد که تا ماه ژوئیه، تولید برق با استفاده از زغالسنگ وارداتی نسبت به مدت مشابه سال قبل ۹۰ درصد افزایش یافته است. چین و هند همچنان بزرگترین مصرفکنندگان زغالسنگ
چین و هند در حال حاضر به تنهایی حدود ۷۰ درصد زغالسنگ جهان را مصرف میکنند و هر دو کشور از تولیدکنندگان اصلی این سوخت نیز هستند.
در هند، افزایش تقاضای برق تا حدی به موجهای گرمای شدیدتر مرتبط است. دولت این کشور قصد دارد چند پروژه جدید استخراج زغالسنگ را راهاندازی کند. طبق برآورد گلوبال انرژی مانیتور، این پروژهها میتوانند عرضه جهانی زغالسنگ را حدود ۲.۵ میلیارد تن در سال افزایش دهند.
این روند نشان میدهد که هند، با وجود برنامههای توسعه انرژی پاک، همچنان زغالسنگ را یکی از پایههای اصلی امنیت انرژی خود میداند. افزایش دمای هوا و رشد تقاضای برق باعث شده فشار بیشتری برای حفظ ظرفیت نیروگاههای زغالسنگ ایجاد شود.
چین نیز همچنان بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ جهان است، اما در بخش تولید داخلی این کشور نشانههایی از کاهش مشاهده شده است. پکن پس از انفجار مرگبار ماه مه در معدن زغالسنگ لیوشنیو که در آن ۸۲ نفر جان باختند، نظارت بر معادن را افزایش داده است.
چین در کنار این اقدامات، سرمایهگذاری گستردهای در انرژیهای تجدیدپذیر انجام داده است؛ بنابراین وضعیت این کشور را نمیتوان تنها از منظر افزایش یا کاهش مصرف زغالسنگ بررسی کرد. پکن همزمان در حال توسعه انرژی خورشیدی و بادی است و تلاش میکند امنیت انرژی خود را از مسیرهای مختلف تأمین کند. اروپا هم در برابر بحران انرژی عقبنشینی کرده است
بحران انرژی تنها کشورهای آسیایی را تحت تأثیر قرار نداده است. برخی کشورهای اروپایی نیز برنامههای خود برای کنار گذاشتن زغالسنگ را به تأخیر انداختهاند.
آلمان اعلام کرده است که نمیخواهد به دلیل تعهدات قبلی خود در زمینه تغییرات اقلیمی، امنیت تولید برق را به خطر بیندازد. ایتالیا نیز برنامه حذف تدریجی زغالسنگ را از پایان سال ۲۰۲۵ به سال ۲۰۳۸ موکول کرده است.
این تصمیمها نشان میدهد که حتی اقتصادهای پیشرفته نیز در زمان وقوع بحران انرژی ممکن است اولویت خود را از کاهش انتشار کربن به تأمین مطمئن برق تغییر دهند.
با این حال، افزایش مصرف زغالسنگ در این کشورها به معنای شکست کامل سیاستهای انرژی پاک نیست. تحلیلگران تأکید میکنند که روند بلندمدت کاهش مصرف زغالسنگ در بخشهایی از اروپا همچنان ادامه دارد و افزایش کنونی در برخی کشورها ممکن است بیشتر یک واکنش اضطراری به بحران انرژی باشد. کدام کشورها از افزایش قیمت زغالسنگ سود میبرند؟
در بازار جهانی زغالسنگ، اندونزی با فاصله قابل توجه بزرگترین صادرکننده این سوخت است و پس از آن استرالیا و روسیه قرار دارند.
اندونزی در ماه مارس برنامههای قبلی خود برای محدود کردن تولید زغالسنگ و کاهش عرضه مازاد را لغو کرد تا از افزایش قیمتها بهره ببرد.
قیمت زغالسنگ در ماه ژوئیه به ۱۳۱.۸۵ دلار در هر تن رسید؛ در حالی که قیمت آن در سال گذشته ۱۰۲.۲۰ دلار در هر تن بود. افزایش قیمت به معنای افزایش درآمد بالقوه برای تولیدکنندگان بزرگ زغالسنگ است، بهخصوص کشورهایی که ظرفیت صادراتی بالایی دارند.
استرالیا نیز به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان زغالسنگ جهان، در موقعیت مناسبی قرار گرفته است. افزایش تقاضا در آسیا و نیاز کشورهای منطقه به جایگزین کردن بخشی از گاز وارداتی، بازار مناسبی برای صادرکنندگان زغالسنگ ایجاد کرده است.
سود تونگلا ریسورسز دو برابر شد
یکی از روشنترین نمونههای تأثیر بحران بر صنعت زغالسنگ، گزارش مالی تونگلا ریسورسز در آفریقای جنوبی است.
این شرکت اعلام کرد سود آن در نیمه نخست سال نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ دو برابر شده است. افزایش تولید از معادن انشام در کوئینزلند استرالیا، افزایش تقاضا و رشد قیمت زغالسنگ در انشام و همچنین فعالیتهای آفریقای جنوبی شرکت از مهمترین عوامل این افزایش سود بودهاند.
تولید انشام در نیمه نخست سال، یعنی در اوج درگیری، ۳۸ درصد افزایش یافت و به ۲.۲ تن رسید؛ در حالی که این رقم در دوره مشابه قبلی ۱.۶ تن بود.
تونگلا همچنین سود هر سهم یا HEPS خود را ۴.۸۰ راند آفریقای جنوبی، معادل ۰.۳۰ دلار اعلام کرد. این رقم در ژوئن سال گذشته ۱.۹۲ راند، معادل ۰.۱۲ دلار بود.
شرکت در گزارش خود اعلام کرده است که با آماده شدن بازارهای اروپا و آسیا برای فصل زمستان، انتظار میرود قیمت زغالسنگ همچنان در سطح بالایی باقی بماند.
این ارقام نشان میدهد که بحران انرژی خاورمیانه فقط باعث افزایش تقاضا برای زغالسنگ نشده، بلکه در حال تقویت درآمد برخی تولیدکنندگان این سوخت نیز هست. آیا بحران خاورمیانه گذار به انرژی پاک را متوقف میکند؟
سؤال مهم این است که بازگشت موقت کشورهای مختلف به زغالسنگ چه معنایی برای آینده انرژی پاک دارد.
در سال ۲۰۲۱، بیش از ۴۰ کشور، از جمله اندونزی و ویتنام، در اجلاس تغییرات اقلیمی COP26 متعهد شدند مصرف زغالسنگ را کاهش دهند. با این حال، هند و چین در این تعهد حضور نداشتند.
سال گذشته نیز کره جنوبی به ائتلاف Powering Past Coal پیوست؛ ائتلافی که هدف آن کمک به اقتصادهای وابسته به زغالسنگ برای فاصله گرفتن از این سوخت است.
اما بحران کنونی نشان داده است که تعهدات اقلیمی در شرایط اضطراری میتوانند با چالش جدی روبهرو شوند. بسیاری از کشورها هنوز ظرفیت کافی انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی برق و زیرساختهای انتقال را ندارند تا بتوانند در صورت قطع یا کاهش شدید عرضه گاز و نفت، تمام نیاز انرژی خود را از منابع پاک تأمین کنند.
نیک هدلی، تحلیلگر گذار انرژی در شرکت مستقر در آفریقای جنوبی Zero Carbon Analytics، معتقد است بحران خاورمیانه برنامههای بسیاری از کشورها برای فاصله گرفتن از زغالسنگ را مختل کرده است.
به گفته او، کشورهایی مانند بنگلادش در دهههای گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی در زیرساختهای زغالسنگ انجام دادهاند و بخش قابل توجهی از این ظرفیت بدون استفاده باقی مانده است. بنابراین، زمانی که عرضه جهانی گاز دچار اختلال میشود، استفاده مجدد از نیروگاههای زغالسنگ برای این کشورها سادهتر از ایجاد سریع ظرفیت جدید انرژیهای تجدیدپذیر است.
هدلی همچنین تأکید کرده است که زمانی که قیمت گاز افزایش پیدا میکند، زغالسنگ میتواند در مقایسه با گاز وارداتی گزینه ارزانتری باشد. با این حال، او معتقد است که زغالسنگ همچنان از نظر هزینه توان رقابت با انرژیهای تجدیدپذیر را ندارد. بحران انرژی میتواند به نفع انرژی پاک تمام شود
با وجود افزایش موقت مصرف زغالسنگ، همه پیامدهای بحران برای گذار انرژی منفی نیست. تحلیلگران میگویند افزایش مصرف زغالسنگ در برخی مناطق میتواند با روند کاهش بلندمدت مصرف آن در مناطقی مانند اروپا جبران شود. از سوی دیگر، بحران اخیر یک پیام روشن برای کشورهای واردکننده انرژی دارد: وابستگی شدید به سوختهای فسیلی وارداتی میتواند امنیت انرژی آنها را در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی بسیار آسیبپذیر کند.
در چنین شرایطی، انرژی خورشیدی، بادی، ذخیرهسازی برق، شبکههای انتقال و برقیسازی اقتصاد میتوانند از یک سیاست اقلیمی به یک ضرورت امنیت ملی تبدیل شوند.
فروپاشی یا اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی نفت و گاز ممکن است در بلندمدت حتی به تقویت انرژیهای پاک منجر شود، زیرا کشورها برای کاهش وابستگی به واردات سوخت فسیلی، انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در منابع داخلی و تجدیدپذیر پیدا میکنند.
جنگ ایران و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی بار دیگر نشان داده است که امنیت انرژی و سیاست اقلیمی به یکدیگر گره خوردهاند. بسته شدن تنگه هرمز، که در شرایط عادی حدود یکپنجم نفت و LNG جهان از آن عبور میکند، عرضه جهانی نفت و گاز را تحت فشار قرار داده و بسیاری از کشورهای آسیایی را به سمت استفاده بیشتر از زغالسنگ سوق داده است.
از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا بنگلادش، تایلند، فیلیپین، ویتنام و پاکستان، نشانههایی از افزایش استفاده از زغالسنگ دیده میشود. در پاکستان، تولید برق با زغالسنگ وارداتی تا ماه ژوئیه ۹۰ درصد افزایش یافته و برآورد امبر نیز از احتمال رشد ۱.۸ درصدی تولید جهانی زغالسنگ در سال ۲۰۲۶ نسبت به ۲۰۲۵ حکایت دارد.
در سوی دیگر، تولیدکنندگان زغالسنگ از این شرایط سود میبرند. قیمت این سوخت در ژوئیه به ۱۳۱.۸۵ دلار در هر تن رسید، در حالی که قیمت سال گذشته ۱۰۲.۲۰ دلار بود. تونگلا ریسورسز نیز با افزایش تولید انشام از ۱.۶ به ۲.۲ تن و رشد ۳۸ درصدی تولید، سود هر سهم خود را از ۱.۹۲ راند یا ۰.۱۲ دلار به ۴.۸۰ راند یا ۰.۳۰ دلار افزایش داد.
با این حال، این وضعیت لزوماً به معنای شکست گذار جهانی به انرژی پاک نیست. بحران اخیر میتواند به کشورها نشان دهد که تکیه بر نفت و گاز وارداتی چه هزینهای دارد. در کوتاهمدت، زغالسنگ ممکن است برنده بحران انرژی باشد، اما در بلندمدت همین بحران میتواند انگیزهای برای توسعه سریعتر انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی برق و برقیسازی اقتصاد ایجاد کند.
درس اصلی برای کشورهای آسیایی این است که امنیت انرژی تنها با ذخیرهسازی نفت و گاز یا افزایش ظرفیت نیروگاههای زغالسنگ تضمین نمیشود. ایجاد یک سیستم انرژی متنوع، داخلی و متکی بر منابع پاک میتواند راهی برای کاهش آسیبپذیری در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی آینده باشد. به همین دلیل، اگرچه جنگ خاورمیانه در کوتاهمدت به سود زغالسنگ تمام شده است، پیامد بلندمدت آن ممکن است دقیقاً در جهت عکس حرکت کند و سرمایهگذاری در انرژی پاک را سرعت ببخشد.
قیمت طلا امروز
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، قیمت هر اونس طلا برای تحویل فوری پس از ثبت بالاترین سطح خود از اوایل ژوئن در روز پنجشنبه، در معاملات روز جاری با ۰.۵ درصد افزایش، به ۴۵۴۰ دلار و ۱۸ سنت رسید.
قیمت این فلز گرانبها از ابتدای هفته جاری تاکنون ۳.۶ درصد افزایش یافته است.
قیمت هر اونس طلا در بازار معاملات آتی آمریکا با ۰.۶ درصد افزایش، به ۴۵۹۶ دلار و ۶۰ سنت رسید.
برایان لان، مدیرعامل شرکت گلدسیلور سنترال، گفت: ما شاهد تضعیف ارزش دلار بودهایم و این نه فقط از طلا، بلکه از تمام فلزات گرانبها، همراه با تغییر بزرگی در بازده اوراق قرضه، حمایت کرده است.
دلار در مسیر ثبت کاهش هفتگی قرار گرفت و باعث شد طلا که به ارز آمریکا قیمتگذاری میشود، برای خریداران خارجی دارنده ارزهای دیگر، ارزانتر شود.
«اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد: ممکن است دولت این کشور، میزان بازخرید اوراق قرضه دولتی را بیشتر افزایش دهد. وزارت خزانهداری آمریکا، چهارشنبه اعلام کرد که در سهماهه آینده، حجم بازخرید اوراق با سررسید طولانیتر را دو برابر کرده و به حداقل چهار میلیارد دلار در هر مرحله خواهد رساند.
برایان لان، افزود که روند صعودی قیمت طلا به تصمیم بعدی فدرال رزرو و چگونگی تاثیر آن سیاستها بر انتظارات بازار درباره نرخ بهره بستگی خواهد داشت.
دادههای منتشرشده روز پنجشنبه نشان داد که تعداد آمریکاییهای متقاضی دریافت بیمه بیکاری در هفته گذشته، کاهش یافته که حاکی از ثبات بازار کار آمریکا بوده و به فدرال رزرو اجازه میدهد همچنان بر مهار تورم تمرکز کند.
بر اساس گزارش رویترز، طبق ابزار دیدهبان فدرال شرکت CME، معاملهگران احتمال ثابت ماندن نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا در ماه آینده را ۶۴ درصد و احتمال افزایش آن را ۳۶ درصد پیشبینی میکنند.
در حالی که طلا به طور سنتی به عنوان یک پوشش ریسک تورمی دیده میشود، جذابیت خود را به عنوان یک دارایی بدون بازده در محیطی با نرخ بهره بالا از دست میدهد.
در بازار سایر فلزات ارزشمند، بهای هر اونس نقره با ۱.۳ درصد افزایش، به ۶۸ دلار و ۹۲ سنت رسید. بهای هر اونس پلاتین با ۲.۴ درصد افزایش، به ۱۸۷۲ دلار و ۶۴ سنت رسید و هر اونس پالادیوم با ۱.۳ درصد افزایش، به ۱۳۵۱ دلار و ۲۸ سنت رسید. هر سه فلز در مسیر ثبت رشد هفتگی قرار گرفتند.

بازار نفت در واکنش به اظهارات ترامپ صعودی شد

هشدار نیویورک تایمز به آمریکا درباره شروع دوباره جنگ | قمار ترامپ با نوسان در موضع گیری هایش نتیجه معکوس داده است | پیامدهای درگیری مجدد به ایران محدود نمیماند

گرانی عجیب موبایل در یک سال؛ گوشی ۷ میلیونی ۳۲ میلیون شد! +جدول

بنزین در نقطه تصمیم؛ از اصلاح قیمت تا بازطراحی نظام انرژی

صنعت در گرداب افزایش هزینهها

