صفحه اول روزنامه های چهارشنبه 10تیر 1405

«اسکورت» به اکران نزدیک شد/ یک ویدئوی واقعی ببینید

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی فیلم، «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا و تهیهکنندگی محمدرضا منصوری سال گذشته در جشنواره فیلم فجر رونمایی شد.
به تازگی لوگوی این فیلم با طراحی روحالله موحدی در آستانه اکران رونمایی شده است.
«اسکورت» در چهل و چهارمین دوره از جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، بهترین صدا و بهترین تدوین را کسب کرد و با نقدهای مثبت رسانه ها و منتقدان مواجه و توانست به پدیده جشنواره تبدیل شود.
امیر جدیدی، هدی زینالعابدین، افشین هاشمی، مهدی زمینپرداز و با هنرمندی رضا کیانیان از بازیگران فیلم هستند.
«اسکورت» که با سرمایه گذاری بانک کشاورزی و با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی تولید شده است، با پخش شهر فرنگ به زودی در سینماهای سراسر کشور اکران می شود.
۲۴۲۲۴۳ کد مطلب 2262512
باتلاق جنگ +کاریکاتور

همشهری آنلاین: مثلا امروز واشنگتن پست در گزارشی نوشت که ۶۰ روز پس از امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا، رئیس جمهور آمریکا در باتلاق جنگ گیر افتاده است. بیش تر ببینید: ناوهایی چه وخیم + کاریکاتور
در همین زمینه، شهرام شیرزادی، کارتونیست روزنامه همشهری طرحی زده که میبینید:
کد خبر 1061768
اهدای ششمین نشان «سرو سیمین پارسیجان» به محمد معتمدی و دو فعال زبان فارسی

باشگاه خبرنگاران جوان؛ الهام قبادی - ششمین آیین اهدای نشان «سرو سیمین پارسیجان»، چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵، با حضور جمعی از اهالی فرهنگ، هنر و رسانه در سالن صفارزاده حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد.
در این دوره، نشان «سرو سیمین پارسیجان» به سه چهره شاخص محمد معتمدی، خواننده و هنرمند برجسته موسیقی ایرانی، امید مهدینژاد، طنزپرداز و مدیر رویداد «من لهجه دارم»، و محمدمهدی باقری، مدیر مؤسسه ویراستاران اهدا شد.
فیض: «سرو سیمین پارسیجان» ادای دین به پاسداران زبان فارسی است
ناصر فیض، مدیر دفتر پاسداشت زبان فارسی، در ابتدای این مراسم با اشاره به فلسفه برگزاری این رویداد، اظهار کرد:این جلسات تذکری برای توجه به زبان فارسی است. وی گفت حوزه هنری از قدیم با عملکرد خود پاسدار زبان فارسی بوده و این تلاشها برای متمرکز شدن فعالیتها انجام شده است. به گفته فیض، بنیادیترین بخشهای حوزه هنری، ادبیات بوده و قرار شد جایی بهطور اختصاصی به موضوع زبان فارسی بپردازد و دفتر پاسداشت زبان فارسی افتتاح شد.
وی افزود: برگزاری کلاسهای آموزشی ادبیات کهن، از جمله حافظ، عطار و بیهقی، با حضور استادان این حوزه نیز در همین راستا بوده است.
فیض درباره اهدای این نشان گفت: این برنامه برای تشویق افرادی طراحی شده که در حوزه زبان و ادبیات فعالیت میکنند؛ کسانی که شاید وظیفهشان بهطور مستقیم پاسداری از زبان فارسی نباشد، اما از ادبیات پاسداری میکنند.
مدیر دفتر پاسداشت زبان فارسی خاطرنشان کرد: سرو سیمین بهصورت ماهانه به یک نفر اختصاص داده میشود تا از زحمات آنها در فضای فرهنگی و رسانهای تقدیر شود. وی تأکید کرد که اگرچه این افراد نیازی به دیده شدن ندارند، اما این کار را ادای دین خود به افرادی میدانند که زبان و ادبیات فارسی را پاس میدارند.
فیض با اشاره به نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در صیانت از زبان فارسی، تصریح کرد:این وزارتخانه باید به صیانت از زبان فارسی بپردازد و عملکرد آن در ترویج و پاسداری از این زبان اثرگذار است. وی در پایان تأکید کرد که از کسانی که به زبان توجه دارند تقدیر میکنند؛ چراکه ضربهپذیرترین بخشهای یک فرهنگ، زبان آن است و هرچه دارند از همین زبان دارند.
معتمدی: موسیقی از نظر بودجه و توجه کمتر مورد حمایت قرار گرفته است
محمد معتمدی، دیگر برگزیده این دوره، در بخش بعدی برنامه با اشاره به عملکرد حوزه هنری در سالهای گذشته، گفت: این نهاد جزو نهادهایی بوده که میتواند از کارنامه خود دفاع کند و شاید یکی از دلایل آن، دستخوش تغییرات مدیریتی نشدن و عدم ورود به جناحبندیهای سیاسی بوده است.
این خواننده با انتقاد از نبود برنامهای واحد در حوزه موسیقی، افزود: متأسفانه نهادهای مختلف فرهنگی و هنری نتوانستهاند طی این سالها برنامه واحدی در حوزه موسیقی داشته باشند، در حالی که موسیقی حامل ادبیات است.
به گفته وی، موسیقی هم از نظر بودجه و هم از منظر توجه، کمتر مورد لطف و حمایت قرار گرفته است.
معتمدی با اشاره به نمونههایی از کمتوجهی به موسیقی، اظهار کرد: پنهان کردن و نادیده گرفتن موسیقی باعث وقوع اتفاقاتی شده که با باورهای دینی، ملی و فرهنگی جامعه سازگار نیست و اساساً نباید رخ میداد.
وی ادامه داد: چرا باید نهادهایی داشته باشیم که در حوزه ادبیات برای واژهها جایگزین تعیین کنند، اما مردم ارزش این تلاشها را ندانند. معتمدی گفت همیشه فکر میکند اگر روزی مسئولیتی داشته باشد، روی عزتنفس ملی تمرکز میکند؛ چراکه اگر عزتنفس ترمیم شود، در حوزه ادبیات، سیاست بینالملل، اقتصاد و دیگر عرصهها نیز بسیاری از مسائل اصلاح خواهد شد.
معتمدی در پایان تأکید کرد:عزتنفس، خطرناکترین و ویرانگرترین چیزی است که جامعه را تهدید میکند و باید برای ترمیم و تقویت آن تلاش کرد. وی با بیان اینکه خود را شایسته دریافت این جایزه نمیداند، گفت آدمهای تأثیرگذارتر از او در حوزه ادبیات وجود دارند، اما دریافت این نشان برایش ارزشمند است.
مهدینژاد: رسانه «من لهجه دارم» به تنوع گویشهای فارسی میپردازد
امید مهدینژاد، شاعر و مؤسس صفحه «من لهجه دارم»، در بخش دیگری از این مراسم گفت: معتقد است هر اتفاقی در راستای تقویت، تحکیم و ترویج زبان فارسی رخ دهد، کاری ارزشمند و مبارک است و حوزه هنری هم از آغاز به موضوع پرداخته و با دفتر پاسداشت زبان فارسی بر این حوزه متمرکز شده است.
وی درباره رسانه «من لهجه دارم» اظهار کرد: این رسانه کار خود را از سال ۱۴۰۰ آغاز کرد و مسئلهاش این بود که به تنوع و رنگینی لهجههای مختلف زبان فارسی از زبان کسانی که به این لهجهها و گویشها تکلم دارند، بپردازد. به گفته مهدینژاد، آنها در این رسانه به نکات شیرین ضربالمثلها و ماجراهای جالبی که بهخاطر اختلاف لهجهها ممکن است رخ دهد، متمرکز شدهاند.
مهدینژاد افزود: در پرداخت به لهجهها نکات متعددی را فهمیدهاند که بسیار جالب و لذتبخش بوده، برای مثال متوجه شدهاند که چه افرادی روی گویشهایشان حساس هستند یا به کدهایی رسیدهاند که نشان از ارتباط میان برخی لهجههاست.
باقری: ۷۰ میلیون واژه را ویرایش کردهایم / هیچ ریالی از دولت نگرفتهایم
محمدمهدی باقری، مدیر «مؤسسه ویراستاران»، در این آیین گفت: از سال ۱۳۸۸ فعالیت خود را آغاز کردهاند؛ همان سالی که خیلیها میگفتند باید از ایران رفت، اما آنها تمامقد پای این کار ماندند تا اثرگذار باشند. به گفته وی، قصه فرهنگ را انتخاب کردند که بنیادین است و زبان معیار را هم انتخاب کردند که در کشور فراموش شده است.
وی ادامه داد: از سال ۱۳۸۸ تاکنون حدود ۷۰ میلیون واژه را ویرایش کردهاند و در حوزه آموزش نیز در ۲۱ شهر ایران و دو شهر خارج از کشور دورههای آموزشی برگزار کردهاند.
باقری با اشاره به تعداد شرکتکنندگان در دورههای آموزشی این مؤسسه، اظهار کرد: حدود ۲۰ هزار مهارتجو در کارگاههای آنها شرکت کردهاند و در تولید محتوا برای زبان فارسی نیز با دست خالی تلاش کردهاند.
مدیر مؤسسه ویراستاران تأکید کرد: مطلقاً برای هیچکدام از برنامههایشان ریالی از نهادهای دولتی نگرفتهاند و تمام این فعالیتها بهصورت خودجوش و از سر عشق به زبان فارسی انجام شده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد که کارهای بر زمینمانده در حوزه زبان فارسی بسیار زیاد است و امیدوار است با کمک همه کسانی که دل در گرو این زبان و فرهنگ دارند، نهادها قویتر عمل کنند و باعث بالندگی در این حوزه شوند.
در پایان این مراسم، از محمد معتمدی، امید مهدینژاد و محمدمهدی باقری به پاس فعالیتها و خدمات آنان در حوزه زبان فارسی با اهدای نشان «سرو سیمین پارسیجان» تقدیر به عمل آمد.
تلویزیون در جستوجوی مخاطب گمشده

به گزارش خبرگزاری ایمنا، فرض کنید صاحب کارخانهای عظیم هستید؛ شبانهروز خط تولیدتان روشن است، بودجه میبلعد و مدیرانش از تحول و نوآوری میگویند، اما وقتی دفتر فروش را باز میکنید، میبینید پرفروشترین کالا همان محصولی است که ۲۰ سال پیش ساختهاید! حکایت امروز تلویزیون، چیزی شبیه همین است؛ با این تفاوت که اینجا خط تولید، آنتن عریضوطویل رسانه ملی است و مشتری، مخاطبی که هر روز انتخابش را صریحتر از دیروز نشان میدهد.
تازهترین آمار منتشرشده از پرمخاطبترین سریالها، بار دیگر نام «آیفیلم» را در صدر نشان میدهد؛ شبکهای که بخش مهمی از اعتبارش را از بازپخش آثار قدیمی گرفته است. «دلدادگان» با ۲۸.۵ درصد، «مختارنامه» با ۲۵ درصد و «زمانه» با ۲۲ درصد در میان آثار پرمخاطب قرار گرفتهاند؛ سریالهایی که سالها از تولیدشان گذشته، اما هنوز میتوانند از بسیاری از تولیدات تازه نفس امروز جلو بزنند.
این دیگر یک نوستالژی ساده نیست؛ زنگ خطر است
زمانی که سریالی که سالها پیش ساخته شده، میتواند از محصول میلیاردی و تازهتولیدشده جلو بزند، مسئله فقط علاقه مردم به گذشته نیست. مسئله این است که تلویزیون هنوز نتوانسته برای امروز، چیزی هموزن خاطرات دیروز تولید کند. مخاطب الزاماً از تلویزیون فرار نکرده؛ او از قصههای بیجان، شخصیتهای مصنوعی، دیالوگهای شعاری و روایتهایی که فاصلهشان با زندگی واقعی مردم زیاد شده، فاصله گرفته است.
فهرست مخاطبان یک کنایه بزرگتر هم دارد؛ بخشی از آنتن امروز صداوسیما عملاً با میراث دورههای مدیریتی گذشته زنده است. مدیران جدید با شعار تحول آمدند، اما در نهایت همان محصولاتی که پیش از دوران مدیریت آنها ساخته شده بود، بار اصلی جذب مخاطب را بر دوش میکشند.
در این میان، حضور «گیلدخت» با ۲۶ درصد و «تانکخورها» با ۱۴ درصد، شاید تنها روزنه دفاع از تولیدات جدید باشد؛ اما حتی اینجا هم ماجرا آنقدر ساده نیست. اختلاف معنادار میان این دو اثر، دستکم این پرسش را ایجاد میکند که چرا هرچه از آغاز این دوره مدیریتی فاصله گرفتهایم، قدرت جذب مخاطب برخی تولیدات جدید کاهش پیدا کرده است؟
از سوی دیگر، دیدهشدن برخی آثار جدید در آیفیلم را نمیتوان جدا از اعتبار این شبکه تحلیل کرد. آیفیلم طی سالها برای خودش یک برند ساخته؛ برندی که مخاطب میداند وقتی سراغش میرود، احتمالاً با قصهای آشنا، شخصیتهایی باورپذیر و سریالی امتحانپسداده روبهرو خواهد شد. به همین دلیل، حتی محصول جدید وقتی وارد این ویترین میشود، بخشی از اعتبار شبکه را به ارث میبرد، اما تلویزیون نباید از این واقعیت خوشحال شود؛ باید از آن بترسد.
مردم با تلویزیون قهر نکردهاند
مسئله اصلی این نیست که مردم دیگر تلویزیون نمیبینند. اتفاقاً تجربه پایتخت خلاف این ادعا را ثابت کرده است. هر زمان یک قصه درست، شخصیتهای ملموس و فضای نزدیک به زندگی مردم روی آنتن آمده، مخاطب هم برگشته است.
پس مشکل، گیرنده تلویزیون نیست؛ محصولی است که از آن بیرون میآید.مخاطب ایرانی هنوز برای یک اثر خوب وقت میگذارد؛ اما دیگر حاضر نیست تنها به دلیل اینکه اثری از آنتن رسمی پخش میشود، پای آن بنشیند. او انتخاب دارد، مقایسه میکند و مهمتر از همه، به کیفیت رأی میدهد. بازگشت اضطراری به برندهای قدیمی
تناقض زمانی آشکارتر میشود که تلویزیون در سالهای اخیر دوباره سراغ برندهای قدیمی رفته است؛ از «آژانس دوستی» و «کارآگاه علوی» گرفته تا «مرد هزارچهره».
احیای برندهای موفق ذاتاً اتفاق بدی نیست؛ حتی میتواند تصمیمی هوشمندانه باشد. مشکل از جایی آغاز میشود که این بازگشت نه در کنار تولید ایدههای تازه، بلکه بهعنوان راه نجات از بحران مخاطب مطرح شود.
تلویزیونی که روزی قرار بود تحول ایجاد کند، حالا دوباره دارد سراغ همان برندهایی میرود که مخاطب با آنها خاطره دارد. یعنی بعد از چند سال آزمونوخطا، خودش هم به همان نتیجهای رسیده که مخاطب مدتهاست فریاد میزند: برند مهم است، اما برند بدون قصه تازه هم معجزه نمیکند.
وقتی ناجی آنتن از بیرون میآید
بحران فقط در سریالسازی نیست. در برنامههای غیرنمایشی نیز مسئلهای مشابه دیده میشود. اگر برنامهای مانند «بهوقت ایران» در مقطعی توانسته توجه گسترده مخاطبان را جلب کند، باید پرسید چرا چنین ظرفیتهایی الزاماً از دل ساختار رسمی صداوسیما بیرون نمیآیند؟
موفقیت این دست تولیدات نشان میدهد در شرایط بحرانی، مخاطب به رسانهای نیاز دارد که سریع بفهمد چه اتفاقی در جامعه افتاده، چه سؤالی در ذهن مردم شکل گرفته و چگونه باید برای آن پاسخ رسانهای ساخت.اینجا دیگر مسئله تعداد شبکهها نیست؛ مسئله چابکی، ایده و فهم مخاطب است.
رسانه ملی اگر برای جذب مخاطب در حوزه سریال به آرشیو پناه ببرد و در حوزه برنامهسازی موفقیت را از تولیدات بیرون از ساختار خود قرض بگیرد، باید یک سؤال جدی را روی میز بگذارد: با این همه شبکه، شورا، بودجه، مدیر و اتاق فکر، چرا خودِ سازمان کمتر و کمتر میتواند برند بسازد؟
تلویزیون برای بازگشت مخاطب، بیش از آنکه به تحول در شعار نیاز داشته باشد، به تحول در فهم مخاطب نیاز دارد.چون مردم هنوز تلویزیون را خاموش نکردهاند؛ فقط یاد گرفتهاند هر چیزی را که تلویزیون پخش میکند، تماشا نکنند. و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: وقتی بهترین دلیل برای روشن ماندن تلویزیون، آرشیو گذشته است، مشکل دیگر کمبود مخاطب نیست؛ مشکل، ناتوانی در ساختن آینده است. کد مطلب 996734

ببینید| شعر معروف استاد افشین علا درباره امام خامنهای چگونه سروده شد؟ - تسنیم

افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

تاریخِ ناتمام روی پرده / بازنمایی ۲۸ مرداد در سینمای ایران

4 باور غلط که «متهم گریخت» در مردم ایران ایجاد کرد

کارگردان مطرح انگلیسی درگذشت

بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیبها تا توضیحات سایت فروش بلیت

جزئیات ارائه تسهیلات کمبهره برای ناشران و کتابفروشان

