
دادستان کل کشور: یارانه ۳۰۰ خارجنشین قطع شد

یکسوم زمان سرودن شاهنامه، صرف ایمنسازی پاساژ فردوسی شد! / چرا روند ایمنسازی ساختمانهای ناایمن اینقدر فرسایشی است؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، ایمنسازی ساختمانهای ناایمن سالهاست یکی از چالشهای جدی مدیریت شهری تهران است؛ مسئلهای که اگرچه در ظاهر یک موضوع فنی و مهندسی به نظر میرسد، اما در عمل ابعاد حقوقی، اجرایی، قضایی و حتی اجتماعی گستردهای دارد. ساختمان ناایمن تنها یک سازه دارای نقص نیست؛ محلی است که ممکن است روزانه صدها یا هزاران نفر در آن تردد کنند و کوچکترین تأخیر در رفع خطر، احتمال وقوع یک حادثه جبرانناپذیر را افزایش دهد. با این حال، تجربه برخی ساختمانهای پرخطر تهران نشان میدهد فاصله میان شناسایی خطر تا رفع آن، گاهی به چندین سال میرسد؛ فاصلهای که خود به یکی از مهمترین چالشهای ایمنی شهری تبدیل شده است. پاساژ فردوسی ایمن شد اما بعد از 10 سال!
نمونه روشن این وضعیت، مجتمع فردوسی است. نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، اعلام کرده که با ورود دستگاه قضایی، مشکل ایمنی این مجتمع بعد از ۱۰ سال حل شده است. ایمن شدن این ساختمان بدون تردید اتفاق مثبتی است؛ ساختمانی که سالها با مشکل ایمنی مواجه بوده، سرانجام ایمن شده و خطری که شهروندان را تهدید میکرد، برطرف شده است. اما همین خبر خوب، یک سؤال جدی را هم به وجود میآورد: چرا باید ایمنسازی یک ساختمان ۱۰ سال طول بکشد؟ کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
فردوسی، شاعر بزرگ ایران، بنا بر روایت مشهور حدود ۳۰ سال برای سرودن و تکمیل شاهنامه زمان گذاشت؛ حالا با کمی کنایه میتوان گفت یکسوم زمانی که فردوسی برای شاهنامه صرف کرد، صرف ایمنسازی پاساژ فردوسی شد. البته این مقایسه قرار نیست نتیجه بهدستآمده را زیر سؤال ببرد؛ اتفاقاً ایمن شدن مجتمع فردوسی باید یک موفقیت تلقی شود و نشان دهد که با ورود جدی دستگاههای مسئول، حتی پروندههای قدیمی نیز قابل حل هستند.
اما مسئله مهمتر، طولانی بودن مسیری است که به این نتیجه منتهی شده است. در حوزهای مانند ایمنی، ۱۰ سال زمان کمی نیست؛ بهخصوص وقتی در تمام این سالها، موضوع خطر برای دستگاههای مسئول شناخته شده بوده است.
این پرسش درباره فردوسی، در واقع پرسش بزرگتری درباره سازوکار ایمنسازی ساختمانها در تهران است: اگر ساختمان ناایمن شناسایی شده، مالک از وضعیت آن مطلع است و دستگاههای مسئول نیز نسبت به خطر هشدار دادهاند، چرا رفع خطر گاهی سالها طول میکشد؟ آیا مشکل از نبود قانون است، از ضعف ضمانت اجراها، از تعدد دستگاههای مسئول، از محدودیت اختیارات شهرداری یا از فرآیند پیچیدهای که میان همه این عوامل شکل گرفته است؟
خلأ قانونی؛ نبود قانون یا نبود ضمانت اجرای کافی؟
رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران در گفتوگو با SNNTV، با اشاره به همین مسئله گفته است: «خلأ قانون الزامآور در حوزه ایمنسازی ساختمانها از گذشته تا الان وجود دارد» و از مجلس خواسته این خلأ را برطرف کند. بابایی همچنین تأکید کرده که دولت باید دستورالعملهای لازم را در این زمینه تدوین و ابلاغ کند. به گفته او، قوه قضاییه نیز در جایگاه مدعیالعموم و در پی تعاملات انجامشده، موضوع الزام مالکان به ایمنسازی ساختمانها را پیگیری کرده است، اما اگر قوانین مدون و دقیقتری برای پیگیری و مجازات متخلفان وجود داشت، اقدامات قوه قضاییه اثربخشتر میشد.
کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
این اظهارات، بحث مهمی را مطرح میکند که در بررسی وضعیت ساختمانهای ناایمن باید با دقت بیشتری به آن پرداخت. صحبت از «خلأ قانونی» به معنای آن نیست که هیچ مقرراتی درباره ساختمانهای خطرناک وجود ندارد یا شهرداری هیچ اختیاری برای برخورد با آنها ندارد. اتفاقاً در قوانین موجود، وظایفی برای شهرداری و مسئولیتهایی برای مالکان پیشبینی شده است. مسئله این است که آیا این مجموعه قوانین و مقررات، با پیچیدگیهای امروز شهر و ساختمانهای امروزی تناسب دارد و آیا در عمل میتواند مالک یک ساختمان ناایمن را در کوتاهترین زمان ممکن به رفع خطر ملزم کند؟
بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری یکی از مهمترین مبانی قانونی در این زمینه است. این قانون، رفع خطر از بناها و دیوارهای خطرناک را در حوزه وظایف شهرداری قرار داده و برای شرایطی که مالک نسبت به رفع خطر اقدام نمیکند نیز سازوکارهایی را پیشبینی کرده است. بنابراین اگر بخواهیم علمی و دقیق به موضوع نگاه کنیم، نمیتوان گفت شهرداری از اساس فاقد اختیار قانونی است. مسئله مهمتر، کفایت و کارآمدی این اختیارات در مواجهه با همه ابعاد ایمنی ساختمانهای امروز است.
ساختمانهای امروزی صرفاً با خطر ریزش یا شکستگی دیوار مواجه نیستند. ایمنی سازه، ایمنی حریق، سیستمهای اعلام و اطفای حریق، مسیرهای خروج اضطراری، تأسیسات برق و گاز، وضعیت پارکینگها، تراکم جمعیت و حتی نحوه بهرهبرداری از ساختمان، همگی میتوانند در تعیین میزان خطر مؤثر باشند. در یک ساختمان تجاری بزرگ نیز ممکن است همزمان چندین نقص وجود داشته باشد و رفع آنها نیازمند مجموعهای از اقدامات فنی، مالی و اجرایی باشد. از طرف دیگر، ساختمانهای تجاری و عمومی معمولاً دارای مالک، مستأجر، کسبه و بهرهبرداران متعدد هستند. بنابراین زمانی که بحث تعطیلی یا تخلیه یک ساختمان مطرح میشود، موضوع از یک تصمیم فنی فراتر میرود و با حقوق اشخاص مختلف گره میخورد. همین مسئله نشان میدهد که قانون باید برای چنین شرایطی فرآیند کاملاً مشخصی داشته باشد؛ فرآیندی که هم حقوق افراد را رعایت کند و هم ایمنی عمومی را قربانی پیچیدگیهای حقوقی نکند.
مشکل از جایی شروع میشود که اخطار جای اقدام را میگیرد
یکی از مهمترین نقاط ضعف در روند برخورد با ساختمانهای ناایمن، فاصله میان «اخطار» و «اقدام مؤثر» است. اخطار به مالک طبیعتاً یکی از مراحل ضروری است، اما اخطار نمیتواند هدف نهایی فرآیند ایمنی باشد. هدف باید رفع خطر باشد. اگر مالک پس از دریافت اخطار اقدام نکرد، باید از همان ابتدا مشخص باشد که مرحله بعدی چیست، چه نهادی مسئول اجرای آن است، چه مهلتی وجود دارد و در نهایت چه ضمانت اجرایی اعمال خواهد شد.
در غیر این صورت، ممکن است پروندهای برای مدت طولانی در چرخهای از اخطار، مکاتبه، بازدید، گزارش کارشناسی و ارجاع به دستگاههای مختلف باقی بماند؛ در حالی که وضعیت ساختمان در دنیای واقعی تغییری نکرده است. اینجاست که یک مسئله فنی به یک مشکل حکمرانی تبدیل میشود.
در واقع، آنچه برای شهروند اهمیت دارد، تعداد اخطارهای صادرشده یا تعداد جلسات برگزارشده نیست؛ او میخواهد بداند ساختمان در نهایت چه زمانی ایمن خواهد شد. اگر یک ساختمان همچنان خطرناک است، صرف اینکه پرونده آن در مسیر اداری یا قضایی قرار دارد، نمیتواند خطر موجود را برای شهروندان کاهش دهد.
از این منظر، قانونگذار باید به جای تمرکز صرف بر فرآیندهای اداری، نتیجه نهایی را معیار قرار دهد. یعنی نظام حقوقی باید به گونهای طراحی شود که هر پرونده ساختمان ناایمن یک نقطه شروع، یک مهلت مشخص و یک پایان روشن داشته باشد.
محدودیت شهرداری؛ اختیار قانونی وجود دارد، اما همه راهها باز نیست
در بحث محدودیتهای شهرداری نیز باید از یک نگاه صفر و صدی فاصله گرفت. شهرداری نه کاملاً دستبسته است و نه در همه شرایط اختیار نامحدود دارد. این دستگاه در چارچوب قوانین موجود میتواند نسبت به شناسایی، اخطار و در مواردی رفع خطر اقدام کند، اما زمانی که موضوع به تعطیلی یک واحد تجاری، تخلیه یک ساختمان یا اقداماتی با آثار سنگین اقتصادی و اجتماعی میرسد، موضوع پیچیدهتر میشود.
شهرداری نمیتواند بدون رعایت تشریفات قانونی، حقوق مالکیت و حقوق اشخاص را نادیده بگیرد. در مقابل، این حقوق نیز نباید به ابزاری برای به تأخیر انداختن ایمنسازی تبدیل شوند. نقطه تعادل میان این دو، همان چیزی است که قانون باید به روشنی تعیین کند.
برای مثال، اگر یک ساختمان در وضعیت خطر فوری قرار دارد، باید مشخص باشد که شهرداری در چه شرایطی میتواند بهرهبرداری از آن را محدود کند، چه نهادی باید تخلیه را پیگیری کند، مسئولیت تأمین ایمنی افراد تا زمان رفع خطر با چه کسی است و اگر مالک همکاری نکرد، چه اقدام فوری و قانونی میتوان انجام داد. هر قدر پاسخ این پرسشها روشنتر باشد، احتمال فرسایشی شدن پرونده کمتر خواهد شد.
بنابراین شاید دقیقتر باشد که به جای گفتن «شهرداری قانوناً نمیتواند برخورد کند»، گفته شود اختیارات موجود شهرداری برای مدیریت طیف گسترده و پیچیده ساختمانهای ناایمن، نیازمند تکمیل، شفافسازی و تقویت ضمانت اجراست. علاءالدین؛ وقتی ساختمان پرتردد همچنان در انتظار ایمنسازی است
وضعیت پاساژ علاءالدین نمونهای است که اهمیت این مسئله را بیشتر نشان میدهد. نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، درباره این پاساژ گفته است: «مسئله اصلی پاساژ علاءالدین ایمنی حریق است اما مشکل ایمنی سازهای هم دارد و در گروه C قرار دارد؛ باید ایمنسازی انجام دهد که هنوز اقدامی نکرد.»
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم علاءالدین یک ساختمان معمولی و کمتردد نیست. تعداد زیادی از شهروندان و کسبه روزانه در این مجموعه حضور دارند. وقتی در چنین ساختمانی مسئله ایمنی حریق به عنوان مشکل اصلی مطرح میشود و همزمان مشکل سازهای نیز وجود دارد، دیگر نمیتوان فرآیند رفع خطر را صرفاً یک موضوع اداری دانست.
ایمنی حریق از جمله حوزههایی است که زمان در آن نقش تعیینکنندهای دارد. در صورت وقوع آتشسوزی، فرصت تصمیمگیری بسیار کوتاه است و نقص در سیستمهای اعلام و اطفا یا نبود مسیرهای خروج مناسب میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد. بنابراین در چنین پروندههایی، قانون باید میان خطرهای مختلف تفاوت بگذارد و برای ساختمانهایی که در معرض خطر فوریتر قرار دارند، سازوکار سریعتری تعریف کند.
این همان جایی است که تجربه فردوسی میتواند برای سا یر پروندهها درسآموز باشد. اگر یک پرونده بعد از ۱۰ سال و با ورود دستگاه قضایی به نتیجه میرسد، باید بررسی شود که چه چیزی در فرآیند قبلی مانع اقدام سریعتر بوده است؛ چرا مالک به موقع ملزم نشده، چرا ضمانت اجرا زودتر فعال نشده و آیا ساختار فعلی برای پروندههای مشابه اساساً ظرفیت برخورد سریع را دارد یا خیر.
تجربه قوه قضاییه؛ ضمانت اجرا وقتی فعال میشود
در سالهای اخیر، ورود دستگاه قضایی به موضوع ساختمانهای ناایمن نشان داده که برخورد قانونی میتواند روند ایمنسازی را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، اعلام کرده است که با پیگیری دادستانی تهران، ایمنسازی ۵۳ درصد از ساختمانهای ناایمن در دستور کار قرار گرفته و نسبت به ایمنسازی آنها اقدام شده است. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
اهمیت این آمار در این است که نشان میدهد در بسیاری از موارد، مشکل فقط نبود امکان فنی برای ایمنسازی نیست؛ بلکه مسئله اصلی میتواند نبود انگیزه یا الزام کافی برای مالک باشد. وقتی مالک میداند عدم اقدام میتواند پیامد قضایی داشته باشد، معادله تغییر میکند و احتمال اجرای اقدامات ایمنی افزایش مییابد.
با این حال، ورود قوه قضاییه باید آخرین حلقه ضمانت اجرا باشد، نه نخستین ابزار مدیریت ساختمانهای ناایمن. اگر قرار باشد تمام پروندهها پس از سالها به دادستانی برسند تا نهایتاً تکلیف آنها مشخص شود، به این معناست که حلقههای قبلی به اندازه کافی کارآمد نبودهاند.
قوه قضاییه میتواند در جایگاه مدعیالعموم از حقوق عمومی و جان شهروندان دفاع کند، اما پیشگیری از خطر باید تا حد امکان پیش از رسیدن پرونده به مرحله قضایی اتفاق بیفتد. این همان نقطهای است که اصلاح قوانین و دستورالعملهای اجرایی میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد. شهروند نباید منتظر بماند تا یک پرونده ایمنی پس از چندین سال و با ورود دستگاه قضایی به نتیجه برسد. در حوزه ایمنی، زمان خودش بخشی از مسئله است. هر روزی که یک ساختمان ناایمن بدون اقدام مؤثر به فعالیت خود ادامه میدهد، یعنی فرصت دیگری برای پیشگیری از یک حادثه از دست میرود. فردوسی ایمن شد؛ و این اتفاق خوب است. اما درس مهمتر این پرونده شاید این باشد که ایمنسازی نباید ۱۰ سال زمان ببرد تا تازه به یک خبر خوب تبدیل شود. قانون باید آنقدر روشن، الزامآور و کارآمد باشد که از همان روز شناسایی خطر، مسیر رسیدن به ایمنی را کوتاه کند؛ چرا که در نهایت، هدف از قانون ایمنی ساختمانها، مجازات مالک یا تشکیل پرونده نیست، بلکه حفظ جان انسانهایی است که هر روز زیر سقف این ساختمانها زندگی و کار میکنند.
آدمربایی و تعرض با وعده مهاجرت به ترکیه
مردی که زن جوان را با وعده مهاجرت به ترکیه ربوده و در مخفیگاهش به او تعرض کرده بود، بازداشت شد.
به گزارش «جوان»، سرهنگ کارآگاه مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: چندی پیش پروندهای با موضوع آدمربایی در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل و در بررسیهای اولیه مشخص شد زن جوان پس از اعتماد به وعدههای دروغین فردی ناشناس درباره فراهم کردن مقدمات اعزام به ترکیه، همراه خود مقداری طلا و ارز برداشته و از خانه خارج شده، اما دیگر به منزل بازنگشته است. پس از اطلاع خانواده، تحقیقات تخصصی برای یافتن ردی از زن جوان آغاز شد تا اینکه او در پیامی کوتاه، خانوادهاش را از وضعیت خود مطلع کرد.
پیام کوتاه سرنخ نجات گروگان
زن جوان در پیامهای ارسالی اعلام کرده بود که توسط فردی در خانهای ناشناس محبوس شده و فرد رباینده علاوه بر سرقت اموالش، او را مورد آزار و اذیت قرار داده و در اسارت نگه داشته است. با دریافت این اطلاعات، کارآگاهان اداره یازدهم اقدامات اطلاعاتی و تخصصی خود را برای شناسایی محل نگهداری زن جوان آغاز کردند و موفق شدند مخفیگاه آدمربا را شناسایی کنند.
شناسایی مخفیگاه در شهرک راهآهن
پس از هماهنگی قضایی، تیمهای عملیاتی پلیس آگاهی به مخفیگاه متهم در محدوده شهرک راهآهن اعزام شدند. مأموران پس از اطمینان از حضور همزمان متهم و زن جوان، عملیات دستگیری را در دستور کار قرار دادند. کارآگاهان در یک عملیات غافلگیرانه و ضربتی وارد مخفیگاه شدند که متهم با مشاهده مأموران قصد مقاومت داشت و با آنها درگیر شد، اما کارآگاهان پس از یک درگیری تنبهتن موفق شدند او را مهار و دستگیر کنند.
پایان اسارت زن جوان
سرهنگ نثاری خاطرنشان کرد: در جریان این عملیات، زن جوان نجات یافت و پس از رهایی از اسارت، در سلامت به خانوادهاش تحویل داده شد. متهم برای انجام تحقیقات تخصصی به پلیس آگاهی منتقل شده و بررسیها برای کشف ابعاد پنهان پرونده، شناسایی انگیزه دقیق متهم و همچنین شناسایی همدستان احتمالی وی ادامه دارد.

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیشبینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنکتر میشود

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

تمدید زمان مشاهده و سوابق تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری و دانشجو - معلم

بدترین النینوی قرن در راه است

