
نقد محقّق داماد به دانشگاه و ناتواناییهای علوم انسانی در تربیت فیلسوف حکیم/ چگونه فلسفه به حوزه علمیه قم راه یافت؟/ باید به سنت بازگشت

علمالهدی: گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان میرانند که ما با آمریکا میتوانستیم جور دیگری رفتار کنیم؛ چطور رفتار کنیم؟ آمریکا به دنبال تمامیتخواهی و سلطه بر ایران است
به گزارش جماران، امام جمعه مشهد گفت: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ایران را میخواهد و این خواسته آمریکاست.
حجت الاسلام سید احمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد، ظهر امروز در خطبه دوم نماز جمعه این هفته مشهد که در حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهارکرد:همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش میکنم. در هفتهای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.
وی افزود: چهل روز از دفن امام ما گذشت، معمولاً افرادی که به رحمت خدا میروند، بعد از چهلم، برای داغدیدگان مسائل تا اندازهای تسکین پیدا میکند؛ فقدان را میپذیرند و هجران را قبول میکنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغدیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد:کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جانسوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بیغسل و بیکفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دلهای ما و در مغزهای ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعلهور است.
علمالهدی تصریح کرد: این آتش به یاد انتقام و خونخواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنهای از صحنههای کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموششدنی نیست و از یادرفتنی نیست.
رهبر شهید؛ حقیقتی فراموشنشدنی در دل ملت
وی خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی مینشیند و فکر میکند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت.
امام جمعه مشهد مقدس گفت: چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که اینگونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمنستیزی را به ما یاد داد.
وی بیان کرد: چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانهوار میچرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است.
علمالهدی ادامه داد: اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابیاش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب 52 یا 53 سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید 72 یا 73 سال بود.
آغاز حرکت انقلابی از دیدار با نواب صفوی
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهارکرد: در سن 14 سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که 14 سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمانخان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او میرفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.»
وی ادامه داد: ایشان میفرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریففرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است.
علمالهدی افزود: ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبهها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.
وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد میکرد که کراوات به گردنش زده بود، به او میگفت: برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی میرسید که کلاه شاپو بر سر داشت، میگفت:برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.
جرقه انقلاب اسلامی در دل رهبر شهید
امام جمعه مشهد گفت: ایشان میفرمودند وقتی نواب این جمله را میگفت، آدم کراوات خودش را باز میکرد، مچاله میکرد و در جیبش میگذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمیداشت، مچاله میکرد و کنار میانداخت یا آن را در جیبش میگذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار میگرفت.
وی افزود: فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که میفرمودند این بود: «همان وقت جرقههای انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.
علمالهدی ادامه داد: ایشان از آن روز، در سن 14 سالگی، به عنوان یک شخصیت انقلابی وارد حرکت شد و در مسیر طلبگی با ایده انقلاب اسلامی حرکت کرد؛ چراکه مرحوم نواب تمام ادعایش این بود که حاکمیت کشور باید به دست مقام ولایت باشد و جز حاکمیت ولایت، حاکمیت دیگری را قبول نداریم.
وی خاطرنشان کرد: این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ بهگونهای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوقالعاده و درخشان، فعالیتهای علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند.
جایگاه علمی و ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: بهگونهای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت میشد، ایشان مشغول صحبت میشدند و مطلب میگفتند. در هر موردی که پیش میآمد، ایشان سخن میگفتند.
وی افزود: افرادی که خدمت ایشان میرسیدند، در تمام مسائلی که مطرح میکردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قویتر و نافذتر عمل میکردند.
علمالهدی گفت: ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیشبینیها و آیندهنگریهای عجیبی را ایشان میفرمودند که بیشباهت به غیبگویی و معجزه نداشت.
وی ادامه داد: داماد عزیز ایشان که با ایشان به شهادت رسید، آقای دکتر مصباح باقری، دچار یک بیماری شده بود؛ بیماری جهاز هاضمه گرفته بود و بیماری خطرناکی بود. خودش نقل میکرد و برای ما گفت: من یک روزی خدمت آقا عرض کردم: آقا، من در این بیماری از بین میروم و عزیزانم را به شما میسپارم
دعاهای رهبر شهید و نگاه نافذ ایشان
امام جمعه مشهد مقدس بیان کرد: آقا فرمودند: «نخیر، اینطور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا میکنید، خوب میشوید. من و تو با هم شهید میشویم.» این حرف را حداقل 15 یا 16 سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا میکنی و ما با هم شهید میشویم.
وی افزود: از این نمونهها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگیشان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود.
علمالهدی تصریح کرد: گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان میرسیدند و از ایشان تقاضای دعا میکردند. ایشان دعاهای مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که میخواستند دعا کنند، به گونهای دعا میکردند که آینده خودش را در دعای آقا میدید.
وی خاطرنشان کرد: یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا، جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.»
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان اینگونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن میکردند.
روایت دیدار رئیسجمهور روسیه با رهبر شهید
علمالهدی اظهار کرد: پوتین، رئیسجمهور روسیه، میخواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من میتوانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند.
وی افزود: وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.
علمالهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او میگوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش میچرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعهساز بود و هم فردساز.
وی افزود: این خاطره را خودشان برای من نقل کردند. فرمودند وقتی من در مشهد درس میدادم، در درس من دو طلبه افغانی بودند. من در سیمای اینها یک رشادتی حس کردم. یک روز به اینها گفتم بیایید منزل، با شما کار دارم. اینها آمدند خانه. گفتم من در سیمای شما یک رشادتی دیدم که یک کار مهمی را انجام خواهید داد و من یک نوشتههایی دارم، مطالبی دارم؛ اگر بخواهید، با هم بنشینیم، گفتوگو کنیم و بحث کنیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: فرمودند اینها میآمدند در خانه پیش من و درباره مسائل انقلاب و مباحث انقلاب، در روزگاری که افغانستان در ید اتحاد جماهیر شوروی بود و کمونیستها مسلط شده بودند، با اینها صحبت میکردند. اینها از ایران رفتند افغانستان و توانستند یک حزب را در میان شیعیان افغانستان به عنوان مبارزه با کمونیستی به وجود بیاورند. پیدایش این حزب، نقطه نطفه تشکیل لشکری بر ضد شوروی و به عنوان قیام در مقابل استعمار شرق به راه افتاد و این جریان باعث شد شوروی شکست بخورد، از افغانستان خارج شود و مردم افغانستان از افکار الحادی و کفر کمونیستی نجات پیدا کنند. آن دو طلبه هم در این جنگ به شهادت رسیدند.
علمالهدی تصریح کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود. ما روزی که امام از دنیا رفتند، مقاومت ما تازه شروع شده بود. در حزبالله لبنان کسی فکر نمیکرد حلقه مقاومت در کشورهای شیعهنشین به وجود بیاید. مقام معظم رهبری در مقام تأسیس مقاومت در کشورهای شیعهنشین به وسیله شیعیان اقدام فرمودند.
قدرتسازی و شکلگیری جریان مقاومت
وی بیان کرد: مردم فکر میکردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشورهای اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشورهای شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی میکنند و دشمن مشترک را به زانو درمیآورند.
امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: هر شما از یمن قهرمان میشنوید، از حزبالله مقاوم لبنان که با همه مخالفتها مرد و مردانه ایستاده میشنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق میشنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریانها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت.
وی خاطرنشان کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچمها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت میکنید و میگویید ما خونخواه و جانفداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمیداریم.
علمالهدی افزود: بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج میکنند و میگویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمیکنند مقام معظم رهبری قریب 30 سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود.
بازدارندگی رهبری و ایستادگی در برابر آمریکا
وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. 30 سال است میخواهد حمله کند. کدام رئیسجمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها میخواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانیشان در معرض خطر افتاده است. بدبختها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان میرانند که ما با آمریکا میتوانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ 70 سال است با آمریکا دستوپنجه نرم میکنیم. از 28 مرداد 1332 تا امروز، بیش از 70 سال است ما با آمریکا در حال چالش و کشمکش هستیم.
وی ادامه داد: بردند، خوردند، چاپیدند، دزدیدند، عزیزان ما را کشتند، مردم ما را شکنجه دادند، یک ربع قرن مردم ما را به استثمار و بدبختی و استعمار کشاندند. بعد هم با همه توطئهها، جنایتها و بیدادگریها علیه نظام ما، انقلاب ما و خواسته مردم ما، مردم قیام کردند و دارند قیام میکنند. مگر ما امروز به آمریکا رسیدیم که بهتر از این میتوانستیم با آمریکا برخورد کنیم؟
علمالهدی تصریح کرد: یعنی با آمریکا بهتر برخورد کنیم؛ چه کار کنیم؟ از برجام بیشتر برخورد کنیم؟ برجام را خودتان ایجاد کردید. مگر قراردادهایی که بستید، بسیج زدند؟ مگر غیر از این بود؟ مگر واقعاً این 25 سال چکمه به پاهای آمریکایی را روی دوش مردم فراموش کردید؟ سابقهاش را فراموش کردید؟ اینها چقدر جنایت کردند؟ چه میکردیم غیر از این با آمریکا که آمریکا آرام میگرفت؟
آمریکا به دنبال تمامیتخواهی و سلطه بر ایران است
وی افزود: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ایران را میخواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را میخواهد، ثروت ما را میخواهد، انسانهای ما را میخواهد، افکار برجسته ما را میخواهد، استعدادهای درخشان جوانان ما را میخواهد و از همه بالاتر، دین ما را میخواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمیشود.
امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: چطور با آمریکا صحبت میکردیم؟ چطور با آمریکا حل میکردیم؟ در عرصههای بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. 30 سال در بازدارندگی، آمریکاییها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد.
وی بیان کرد: خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفتهاند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمیتوانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها میخواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمیتوانند. تو را از ما نمیتوانند بگیرند، امام زمان را از ما نمیتوانند بگیرند.
علمالهدی در پایان گفت: خدایا، آن عنایت و لطفی که تو داشتی که 36 سال این رهبر را بالای سر ما نگه داشتی و همه خصوصیات ما، عزت ما، عظمت ما، قدرت ما و قدرت دین و مذهب ما را این رهبر کاملاً حفظ کرد، خدایا همچنان تا آن روزی که پرچم پرافتخار «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ» آقا و صاحب آن، امام زمان(عج)، به اهتزاز دربیاید در دنیا، خدایا با همان عزت تا آن روز ما را حفظ کن و این عزت را به آن عزت جهانی که وجود اقدس مولا امام زمان(عج) ایجاد خواهند کرد، پروردگارا متصل بفرما.
چه اتفاقاتی از شهادت امام حسن عسکری (ع) تا آغاز امامت امام زمان (عج) رخ داد؟
حجت الاسلام محمد نیکوکار گفت: امام حسن عسگری(ع)، یازدهمین پیشوای شیعیان در سال 232 هجری قمری در مدینه متولد شدند و دوران عمر ایشان 29 سال می باشد که 13 سال اول را در مدینه، 10 سال قبل از امامت و شش سال زمان امامت خود را در سامرا زندگی کرده اند.
وی ادامه داد: امام(ع) سه سال از دوران امامت شش ساله ی خود را در زندان سپری کردند اما این طور نبود که ایشان سه سال به طور مداوم در زندان باشند بلکه به دفعات بخصوص توسط معتمد عباسی زندانی شدند؛ به طوری که هر جریانی که اتفاق می افتاد و موجب ترس عباسیان می شد، امام(ع) را دستگیر و زندانی می کردند با این حال ایشان در طول سه سال باقی مانده اقدامات اساسی زیادی را برای شیعیان و مسلمانان انجام دادند.
وی توضیح داد: یکی از اقدامات مهم امام یازدهم(ع) ایجاد سازمان وکلا بود؛ یعنی ایشان افرادی را به عنوان وکیل به مناطق مختلف فرستاده بودند که هر کدام مستقل از سایرین فعالیت می کردند اما همه ی آنها به طور مستقیم با امام(ع) در ارتباط نبودند بلکه برخی نیز با واسطه با ایشان ارتباط برقرار می کردند و همچنین امام(ع) پیک واحدی داشتند که همه ی وکلا نامه امام عسگری(ع) را فقط از آن پیک می پذیرفتند نه فرد دیگر.
نیکوکار اظهار کرد: ارتباط غیرمستقیم، حرف های پشت پرده و اعمالی این چنین از جمله رویه های امام دهم و یازدهم(ع) بود که گویی ایشان می خواستند بدین طریق مردم را برای مواجهه با عصر غیبت آماده کنند مخصوصا اینکه امام یازدهم (ع) نیز مورد تهدید دشمنان و از نظر جانی در خطر بودند و امام هادی(ع) نیز همواره ایشان را از عموم مردم پنهان می کردند و فقط نزدیکان ایشان را امام بعد از امام هادی(ع) می شناختند.
وی افزود: این جریان موجب شد مردم پس از شهادت امام دهم(ع) امامت حضرت عسگری(ع) را انکار کنند اما ایشان به وسیله ی کرامات خاص خود به کرات امامت خود را اثبات کردند.
وی با اشاره به فلسفه ی لقب "عسگری" خاطرنشان کرد: آن حضرت(ع) و همچنین امام هادی(ع) در محیطی کاملا نظامی زندگی کردند و بر اساس شرایط سیاسی زمان لقب عسگری به ایشان دادند اما این ویژگی در وجود مبارک امام حسن عسگری(ع) نمود بیشتری داشت.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: امام(ع) در پنج سال آخر عمر خود به شدت از وجود حضرت مهدی(عج) محافظت و صیانت می کردند و ترتیبی دادند که هیچ کس از وجود مبارکشان خبردار نشدند چرا که به اذن خداوند و در اثر تقوا و پاکدامنی خود نرجس خاتون، جسم مادر آن حضرت نیز در زمان بارداری به گونه ای نبود که کسی به وجود فرزندی در بطنش پی ببرد؛ تا جایی که هنگام شهادت امام حسن عسگری(ع) نیز معتمد عباسی کسانی را فرستاد تا حتی کنیز امام(ع) را معاینه کنند تا اگر باردار بودند فرزندش را به قتل برسانند غافل از اینکه امام زمان(عج) آن زمان پنج ساله شده بود.
وی در خصوص نحوه ی شهادت امام یازدهم(ع) توضیح داد: ایشان در سن 28 یا 29 سالگی و در هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری قمری توسط معتمد عباسی مسموم شده و به شهادت رسیدند اما ایشان قبل از شهادت به مدت چند روز به بستر بیماری افتادند و در این مدت خلیفه ی عباسی پزشکانی را به بالین ایشان می فرستاد تا گواهی دهند آن حضرت در اثر مرگ طبیعی از دنیا رفته است در حالی که هیبت والای ایشان در اثر سم به قدری افول کرده بود که واضح روشن بود؛ با این حال شیعیان در پاسخ به این شبهه تاریخی که می گویند شاید امام حسن عسگری(ع) در اثر بیماری از دنیا رفته اند، به حدیث امام صادق(ع) استناد می کنند که فرمودند: ما اهل بیت(ع) از دنیا نمی رویم مگر اینکه یا مسموم می شویم و یا با شمشیر کشته می شویم.
وی بیان کرد: زمانی که امام حسن عسگری(ع) به شهادت رسیدند، امام زمان (عج) پنج ساله بودند که دشمنان قصد داشاند ایشان را به شهادت برسانند و هنگامی که جان آن حضرت در معرض خطر قرار گرفت، اراده ی خداوند بر غیبت واقع شد و امام دوازدهم شیعیان در سرداب ناپدید شدند.
نیکوکار اضافه کرد: در روایات آمده است که ابوالادیان پیک مخصوص امام حسن عسگری(ع) می گوید روزی امام(ع) نامه هایی را به من داد و فرمود این ها را به مداین ببر ولی هنگامی که بعد از ۱۵ روز به سامرا برگردی صدای ناله و شیون می شنوی؛ ابوالادیان می گوید من منظور امام(ع) را از این سخن دریافتم و سوال کردم پس از شما چه کسی امامت مسلمین و شیعیان را بر عهده خواهد داشت؟ امام(ع) فرمودند: کسی که این نامه ها را از تو طلب کند، کسی که بر پیکر من نماز بخواند و کسی که از محتوای کیسه خبر بدهد، بعد از من امام است.
وی ادامه میدهد: وقتی ابوالادیان به سامرا بازگشت از کوی و برزن صدای ناله و شیون شنید و سریع خود را به منزل امام(ع) رساند و دید جعفر، برادر امام حسن عسگری حضور دارد و مردم شهادت پدرشان را به او تسلیت و به عنوان امام زمام تبریک می گویند! ابوالادیان روایت می کند که من نیز نزدیک تر رفتم اما جعفر سراغ نامه ها را از من نگرفت.
این کارشناس مذهبی خاطرنشان کرد: هنگامی که زمان اقامه ی نماز میت فرا رسید، خادم منزل امام حسن عسگری(ع) نزد جعفر آمد و از او خواست بر پیکر آن حضرت نماز بخواند؛ وقتی جعفر آماده ی اقامه ی نماز شد، طفلی گندم گون، با موهای پیچیده و گشاده دندان مثل پاره ماه بیرون آمد، سمت جعفر رفت و عبای او را کشید و گفت عمو تو کنار برو که من بر نماز خواندن بر پیکر پدرم سزاوارترم؛ آنگاه رنگ از چهره ی جعغر پرید و همان طفل نماز میت را اقامه نمود.
وی افزود: راوی می گوید که همان طفل امام(ع) را دفن کرد و پس از اتمام کفن و دفن نزد من آمد و سراغ نامه ها را گرفت! در همین حین گروهی که از قم آمده بودند به سمت جعفر رفتند تا او را امتحان کنند و در مورد امامت او یقین حاصل نمایند؛ لذا از او خواستند بگوید که نامه هایی که در دستشان است از سوی چه کسانی است و داخل کیسه ای که در دست دارند چه چیزی وجود دارد؟ اما جعفر در پاسخ گفت که این مردم از من انتظار علم غیب دارند! من از کجا باید بدانم داخل کیسه چیست؛ در واقع جعفر با این سخن بیان کرد که امام نیست چون امام علم غیب دارد.
این مدرس دانشگاه اضافه کرددر همان هنگام امام عصر(عج) اسم نامه رسان ها را تک به تک بیان کرده و فرمودند در داخل کیسه هزار اشرفی وجود دارد که ده تای آن روکش طلا دارد.
وی ادامه داد:بدین ترتیب مردم امام عصر را شناختند و جعفر نیز به عنوان کذاب معرفی شد اما وقتی جعفر این چنین خوار شد برای تلافی نزد معتمد عباسی رفت و تمام ماوقع را گزارش داد که این عمل یکی از خیانت های بزرگی است که در حق شیعیان انجام گرفته است.
وی در خصوص فصل تازه ی جهان اسلام پس از به امامت رسیدن امام زمام(عج) گفت: مردمان عصرهای گذشته حداقل ظاهر امام خود را درک کردند اما ما در عصر امروز حتی از دیدن ظاهر امام خود نیز محرومیم اما این محرومیت برکاتی هم دارد چرا که عبادت خداوند در زمان غیبت امام قطعا ارزش بیشتری نسبت به سایر مواقع دارد.
نیکوکار افزود: این فصل تازه دو بخش دارد که آنها را غیبت صغری که ۶۹ سال به طول انجامید و غیبت کبری می نامیم.
وی ادامه داد: البته امام زمان(عج) در زمان غیبت صغری به واسطه ی نواب اربعه که به لحاظ علمی و معنوی در درجات اعلی قرار داشتند، با مردم در ارتباط بودند اما پس از اینکه ۶۹ سال به پایان رسید، امام زمان(عج) به علی بن محمد سمری آخرین نایب خودفرمود عمر تو پس از شش روز به پایان می رسد اما پس از خود نایبی را معرفی نکن چرا که عصر غیبت کبری آغاز می شود.
وی اظهار کرد:در جلد ۲۷ وسایل الشیعه، صفحه ی ۱۳۱ از امام حسن عسگری(ع) نقل شده است؛از میان فقها کسی که محافظ روح خود است، از دین حفاظت می کند، با هوای نفس خود مخالف است و مطیع امر مولای خود می باشد، مردم باید از او تقلید کنند؛ همچنین امام زمام(عج) نیز می فرماید: باید در جریانات به راویان حدیث مراجعه کنید؛ راویان حدیث نیز همان کارشناسان دین هستند و این دو سخن از امامان بزرگوار ما ادله ای است برای اثبات ولایت فقیه.
جنگی که به سفره آمریکایی رسید؛ بحران گوشت چرخ کرده مسئله اصلی ترامپ شد!
صفحه اقتصاد -
تصمیم جدید دولت ترامپ برای واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت چرخکرده بدون اعمال تعرفههای خارج از سهمیه، در ظاهر اقدامی برای تنظیم بازار است؛ اما در لایهای عمیقتر، تصویری از یک چالش سیاسی بزرگتر ارائه میدهد: جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را در خارج از مرزها به نمایش بگذارد، اکنون آثار خود را در هزینه زندگی شهروندان آمریکایی نشان میدهد.
ترامپ اعلام کرده گوشت وارداتی میتواند حدود ۲۵ درصد ارزانتر از قیمت فعلی بازار عرضه شود؛ با این حال، کاخ سفید هنوز جزئیات کشورهای تأمینکننده و سازوکار تضمین این کاهش قیمت را اعلام نکرده است. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که تعداد گاو و گوساله در آمریکا به حدود ۸۶.۲ میلیون رأس رسیده؛ سطحی که از دهه ۱۹۵۰ تاکنون کمسابقه است.
تناقض سیاستی نیز همینجاست. دولتی که تعرفه و حمایت از تولید داخلی را از ابزارهای اصلی سیاست اقتصادی خود میدانست، برای کنترل قیمت گوشت در بازار داخلی ناچار شده به عرضه خارجی تکیه کند. پیش از این نیز دولت ترامپ در فوریه مجوز واردات سالانه ۸۰ هزار تن گوشت کمچرب از آرژانتین را بدون تعرفه صادر کرده بود؛ گوشتی که بخش قابل توجهی از آن در تولید گوشت چرخکرده کاربرد دارد.
اما مسئله اصلی تعرفه نیست؛ مسئله، هزینه زندگی است.
جنگ ایران از همان ابتدا بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داد و هرچند قیمت نفت از اوج اولیه فاصله گرفته، آثار شوک انرژی همچنان در بخشهای مختلف اقتصاد آمریکا باقی مانده است. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه فعالیت کشاورزی، حملونقل، تولید و جابهجایی خوراک دام را بالا میبرد و در نهایت میتواند خود را در قیمت مواد غذایی نشان دهد.
این زنجیره را نمیتوان نادیده گرفت: سوخت گرانتر یعنی کشاورزی گرانتر، حملونقل گرانتر و در نهایت فشار بیشتر بر قیمت مواد غذایی. هزینه تولید و توزیع محصولات کشاورزی، بهویژه در آستانه فصل برداشت، مستقیماً از قیمت سوخت و نهادهها تأثیر میگیرد.
گوشت چرخکرده نیز به دلیل جایگاهش در سبد مصرف خانوار، به نمادی مناسب برای این بحران تبدیل شده است. برخلاف شاخصهای پیچیده اقتصادی که ممکن است برای مردم ملموس نباشند، قیمت یک بسته گوشت در فروشگاه مستقیماً به مصرفکننده میگوید که هزینه زندگی افزایش یافته است.
از سوی دیگر، تصمیم دولت ترامپ یک واقعیت ساختاری را نیز آشکار میکند: تولید داخلی آمریکا در کوتاهمدت امکان افزایش سریع عرضه گوشت را ندارد. کاهش تعداد دام، محدودیت ظرفیت تولید و افزایش هزینه نهادهها باعث شده است تنظیم بازار از مسیر افزایش فوری تولید داخلی دشوار باشد.
اما اهمیت این موضوع فقط اقتصادی نیست؛ ابعاد سیاسی آن برای ترامپ حتی مهمتر است.
در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، افزایش هزینههای زندگی میتواند به یکی از مهمترین نقاط آسیب دولت تبدیل شود. رأیدهنده آمریکایی ممکن است درباره سیاست خارجی، امنیت انرژی یا معادلات ژئوپلیتیکی تحلیلهای متفاوتی داشته باشد، اما قیمت بنزین، گازوئیل و مواد غذایی را هر روز در زندگی خود لمس میکند.
اینجاست که جنگ خارجی به مسئلهای داخلی تبدیل میشود.
ترامپ میتواند درباره اهمیت تنگه هرمز، امنیت انرژی و موازنه قدرت در خاورمیانه سخن بگوید، اما اگر هزینه پر کردن باک خودرو یا خرید گوشت افزایش یابد، روایت سیاسی او با یک واقعیت ملموس اقتصادی روبهرو خواهد شد.
از این منظر، واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت را نباید صرفاً یک تصمیم تجاری دانست. دولت ترامپ تلاش میکند بخشی از تبعات اقتصادی جنگ را پیش از آنکه به بحران سیاسی تبدیل شود، مهار کند؛ از کاهش فشار بازار سوخت گرفته تا کنترل قیمت مواد غذایی.
اما این سیاست یک سؤال مهم را بیپاسخ میگذارد: آیا میتوان آثار اقتصادی یک بحران خارجی را با مداخلات کوتاهمدت در بازار داخلی خنثی کرد؟
ترامپ جنگ را با هرمز، نفت و قدرت ژئوپلیتیک آغاز کرد؛ اما اکنون بخشی از نبرد سیاسی او در جایی بسیار نزدیکتر جریان دارد: قفسه فروشگاههای مواد غذایی.
در نهایت ممکن است رأیدهنده آمریکایی درباره کارنامه سیاست خارجی ترامپ نه با نقشه خلیج فارس، بلکه با قیمت یک کیلو گوشت چرخکرده، یک گالن بنزین و هزینه پر کردن باک خودرو قضاوت کند. مطالعه بیشتر: ترامپ تعرفه واردات گوشت را دور زد؛ ۳۰۰ هزار تن گوشت ارزان وارد آمریکا میشود اخبار مرتبط circle صعود بیت کوین به بالای ۷۵ هزار دلار circle ۴۰ تریلیون دلار؛ صورتحساب جنگ ترامپ؟ circle ادعای آمریکا درباره شکست مذاکرات ایران و عمان/ هرمز به نقطه اختلاف واشنگتن و تهران تبدیل شد circle ۴۰ تریلیون دلار بدهی؛ صورتحساب جنگ ترامپ از راه رسید پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟

معرفی رشته های تاریخ و باستانشناسی | جاب ویژن

شکستناپذیرترین تیم تاریخ جهان با درخشش مهاجم پرسپولیسی/ گلزنی شهاب زاهدی برای قهرمانی و تاریخسازی جوهور +عکس و ویدیو

حسامالدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاستگذاری میتواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد

ببینید: ۵ نکته درمورد پروژهی هماهنگ رادیکالها برای احیای تنشها بر سر حجاب و پوشش

پوتین بر تقویت امنیت روسیه در قطب شمال تأکید کرد

