قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۳ ساعت قبل

حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد

اقتصادنیوز: حسام الدین آشنا معتقد است مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.
 حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، حسام الدین آشنا، مشاور رییس دولت یازدهم و دوازدهم در یادداشتی نوشت:

مسئله بهینه‌سازی در کشور را نباید صرفاً به کمبود یا ناترازی یک حامل انرژی تقلیل داد. آب، هوا، خاک و انرژی چهار منبع پایه‌ای هستند که هم‌زمان تحت فشار الگوی تولید و مصرف قرار دارند. در مقابل، در سطح مصرف نهایی، بخش بزرگی از نیاز روزمره خانوار و شهر را می‌توان در سه خدمت اصلی خلاصه کرد: سرمایش، گرمایش و پیمایش. این تفکیک امکان می‌دهد سیاست‌گذاری از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد.

این تغییر نگاه اهمیت اساسی دارد. خانوار در واقع بنزین، گاز یا برق را به‌عنوان هدف نهایی مصرف نمی‌کند؛ بنزین را برای جابه‌جایی، گاز را برای گرمایش و برق را برای سرمایش، روشنایی و کارکرد تجهیزات می‌خواهد. بنابراین سیاست مطلوب آن نیست که صرفاً قیمت یا مقدار حامل را مدیریت کند، بلکه باید همان سطح یا سطح بهتری از خدمت را با مصرف کمتر منابع فراهم سازد.

این منطق با جهت‌گیری طرح ۲۴ماهه موجود نیز سازگار است که بر گذار از «یارانه حامل» به «حمایت از خدمت ضروری»، خرید صرفه‌جویی قابل اندازه‌گیری، استقرار خط مبنا و اجرای مرحله‌ای اصلاحات تأکید دارد. معماری اصلی برنامه

چارچوب پیشنهادی از دو سطح تشکیل می‌شود.

در سطح کلان، چهار منبع یا سرمایه اصلی موضوع سیاست هستند: آب، هوا، خاک و انرژی. هدف در این سطح کاهش برداشت، اتلاف و تخریب این منابع و افزایش بهره‌وری استفاده از آنهاست.

در سطح مصرف نهایی، سه خدمت اصلی قرار می‌گیرند: سرمایش، گرمایش و پیمایش. هر یک از این خدمات باید با ترکیبی از فناوری، قیمت‌گذاری، تنظیم‌گری، رفتار مصرف‌کننده و تأمین مالی بازطراحی شود.

بنابراین ساختار برنامه را می‌توان به‌صورت یک ماتریس ساده تعریف کرد: هر تصمیم در حوزه سرمایش، گرمایش یا پیمایش باید از نظر اثر آن بر آب، هوا، خاک و انرژی ارزیابی شود.

این معماری اجازه می‌دهد از راه‌حل‌های تک‌بعدی جلوگیری شود. برای مثال، کاهش مصرف بنزین از طریق برقی‌سازی اگر بدون توجه به ظرفیت شبکه برق انجام شود، ممکن است ناترازی را از سوخت مایع به برق منتقل کند. یا توسعه گسترده سی‌ان‌جی اگر بدون ملاحظه تراز زمستانی گاز باشد، می‌تواند مسئله دیگری ایجاد کند. همچنین انتخاب فناوری سرمایش باید هم‌زمان مصرف برق و آب را در نظر بگیرد. سرمایش؛ کاهش هم‌زمان برق، آب و زمان پیک

در بخش سرمایش، یکی از سریع‌ترین ظرفیت‌های قابل استفاده، بهینه‌سازی کولرهای آبی موجود است. جایگزینی موتورهای القایی با موتورهای دورمتغیر BLDC، همراه با کنترل دما و دور، امکان کاهش قابل توجه مصرف برق و پیک شبکه را فراهم می‌کند و در عین حال از طریق کاهش کارکرد غیرضروری، مصرف آب را نیز کاهش می‌دهد.

مزیت این رویکرد آن است که برخلاف بسیاری از پروژه‌های زیرساختی بزرگ، نیازمند تغییر کامل سامانه سرمایش ساختمان نیست و می‌تواند روی بخش بزرگی از تجهیزات موجود اجرا شود. به همین علت می‌تواند در برنامه ۲۴ماهه به‌عنوان یکی از پروژه‌های سریع‌الاثر قرار گیرد.

اما هدف برنامه نباید صرفاً «تعویض موتور کولر» باشد. شاخص باید مقدار واقعی برق، آب و توان پیک آزادشده باشد. تجهیز فقط وسیله دستیابی به نتیجه است.

در مرحله بعد، اصلاح پوسته ساختمان، سایه‌اندازی، کنترل تابش، تهویه طبیعی و تجهیزات سرمایشی متناسب با اقلیم نیز باید وارد برنامه شوند. هدف نهایی کاهش نیاز ساختمان به سرمایش است، نه فقط افزایش راندمان دستگاه سرمایشی. گرمایش؛ از وسیله گرمایشی تا بازطراحی سامانه ساختمان

بخش گرمایش از نظر گاز و پیک زمستانی اهمیت ویژه‌ای دارد. در این بخش، راهبرد واحد برای همه ساختمان‌ها مناسب نیست.

ساختمان‌های دارای بخاری مستقل، ساختمان‌های دارای موتورخانه مرکزی و ساختمان‌های جدید باید سه مسیر متفاوت داشته باشند.

در ساختمان‌های دارای بخاری‌های کم‌بازده، جایگزینی سریع با وسایل راندمان‌بالا، دارای ترموستات، کنترل دقیق و سامانه احتراق ایمن می‌تواند مصرف گاز را کاهش دهد.

در ساختمان‌های دارای موتورخانه، ابتدا باید تصمیم گرفت که موتورخانه اصولاً باید باقی بماند یا خیر. بخشی از موتورخانه‌های کوچک و فرسوده ممکن است از نظر اقتصادی و فنی قابل حذف باشند و جای خود را به سامانه‌های مستقل یا شراکتی پربازده بدهند. در ساختمان‌های بزرگ‌تر که گرمایش مرکزی توجیه دارد، باید بهسازی دیگ، مشعل، پمپ، عایق، بالانس شبکه و کنترل هوشمند در دستور کار قرار گیرد.

نکته مهم این است که صرفه‌جویی فقط از افزایش راندمان احتراق ایجاد نمی‌شود؛ بخش بزرگی از اتلاف در کنترل نامناسب، گرمایش فضاهای بدون استفاده، شبکه توزیع و تنظیم نبودن سامانه است.

به همین علت، «کنترل» باید یکی از ارکان برنامه باشد: ترموستات، برنامه زمانی، تنظیم اتاق‌به‌اتاق و بازخورد مصرف به خانوار.

فرهنگ‌سازی نیز باید از تبلیغات عمومی فاصله بگیرد و به اطلاع‌رسانی شخصی و قابل سنجش تبدیل شود. خانوار باید بداند نسبت به ساختمان مشابه چه مقدار مصرف می‌کند، چه اقدام مشخصی بیشترین اثر را دارد و پس از اقدام چه مقدار صرفه‌جویی واقعی حاصل شده است. پیمایش؛ از سیاست بنزین به سیاست جابه‌جایی

در حوزه پیمایش، مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

معماری پیشنهادی پیمایش بر پنج متغیر استوار است: نوع مسافر یا بار، زمان، وسیله، انرژی و هزینه.

ابتدا باید مشخص شود چه کسی یا چه چیزی جابه‌جا می‌شود، سفر تا چه اندازه زمان‌مدار است، چه وسیله‌ای برای آن مناسب‌تر است، آن وسیله با چه حامل انرژی کار کند و هزینه واقعی سفر چگونه تأمین شود.

در این معماری، حمل‌ونقل انبوه برای کریدورهای پرتراکم، موتورسیکلت برای جابه‌جایی سریع سبک، خودرو و ون اشتراکی برای سفر چندنفره درب‌به‌درب، و خودروی شخصی برای سفرهایی که واقعاً به انعطاف و شخصی سازی نیاز دارند، هر یک جایگاه مشخص دارند.

موتورسیکلت اصلاح شده به‌ویژه در شهرهای بزرگ باید به‌عنوان یک زیرشبکه رسمی جابه‌جایی سریع شناخته شود. مزیت آن سرعت، هزینه پایین‌تر و اشغال فضای کمتر است؛ اما این مزیت با ریسک ایمنی بالا همراه است و بنابراین توسعه نقش آن باید هم‌زمان با استاندارد، آموزش، بیمه، کنترل سرعت و برقی‌سازی ناوگان پرتردد و انژکتوری کردن موتورهای کم ترددتر انجام شود.

در بخش انرژی نیز نباید یک حامل به‌عنوان جانشین عمومی بنزین معرفی شود. برق برای ریل، اتوبوس، موتورسیکلت و ناوگان پرتردد مناسب‌تر است؛ سی‌ان‌جی باید به ناوگان پرپیمایش اختصاص یابد؛ گازوئیل در کوتاه‌مدت برای بار سنگین باقی می‌ماند و ال‌ان‌جی فقط در صورت اثبات اقتصادی در حمل سنگین منطقه‌ای قابل توسعه است.

بنزین نیز نباید به‌صورت سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر عمل کند. قاعده اصلاح قیمت

اصلاح قیمت انرژی باید بخشی از برنامه باشد، اما نه نقطه آغاز آن.

دو سیاست باید هم‌زمان رد شوند: تثبیت طولانی قیمت‌های بسیار پایین و افزایش دفعی و عمومی قیمت.

راه‌حل میانی آن است که حمایت از مصرف ضروری حفظ شود، اما یارانه مصرف اضافی و مازاد به‌ سرعت کاهش یابد.

این اصلاح باید مشروط به وجود امکان واقعی کاهش مصرف باشد. خانواری که هیچ گزینه حمل‌ونقل دیگری ندارد، یا ساختمانی که هیچ ابزار کنترلی برای کاهش مصرف گاز در اختیار ندارد، نباید صرفاً از طریق افزایش قیمت به کاهش مصرف وادار شود.

بنابراین قاعده باید چنین باشد:

ابتدا امکان کاهش مصرف ایجاد شود، سپس قیمت مصرف مازاد اصلاح شود. مدل اجرایی

برنامه ۲۴ماهه باید در سه مرحله اصلی اجرا شود.

در سه ماه نخست، خط مبنا، داده، ظرفیت تولید، پروژه‌های قابل اجرا، منابع مالی و مسئولیت دستگاه‌ها تعیین می‌شود. این مرحله باید به تعیین اهداف کمی ماه‌های ۱۲ و ۲۴ منتهی شود. منابع اصلی پروژه نیز تأکید می‌کنند که اعداد هدف پیش از تکمیل خط مبنا نباید به‌صورت دستوری تعیین شوند.

در ماه‌های چهارم تا ششم، پروژه‌های سریع‌الاثر در سرمایش، گرمایش و پیمایش وارد اجرا می‌شوند و صرفه‌جویی واقعی آنها اندازه‌گیری می‌شود.

از ماه ششم به بعد، فقط پروژه‌هایی که عملکرد آنها تأیید شده است به مقیاس بزرگ منتقل می‌شوند. اصلاح تدریجی قیمت مصرف مازاد نیز در همین مرحله و مشروط به آمادگی زیرساخت آغاز می‌شود.

در سال دوم، هدف تثبیت تغییر ساختاری است: کاهش یارانه حامل، توسعه حمایت هدفمند از خدمت، گسترش قراردادهای مبتنی بر صرفه‌جویی و تبدیل پروژه‌های پایلوت به برنامه‌های ملی. مدل مالی

اصل مالی باید ساده باشد:

دولت نباید برای خرید تجهیز پول بدهد؛ باید برای صرفه‌جویی قابل راستی‌آزمایی پول بدهد.

تولیدکننده، کارور، شهرداری یا اپراتور زمانی باید از منابع عمومی بهره‌مند شود که کاهش واقعی مصرف انرژی یا منابع را اثبات کرده باشد.

همچنین سه مفهوم باید از هم جدا باقی بمانند: ارزش اقتصادی صرفه‌جویی، صرفه‌جویی ارزی و درآمد یا صرفه‌جویی نقدی دولت. تنها منابع نقدی تحقق‌یافته می‌توانند مبنای تعهد مالی باشند. این تفکیک در اسناد پروژه نیز به‌عنوان یکی از قواعد اصلی کنترل مالی آمده است. نقش سازمان بهینه‌سازی

سازمان بهینه‌سازی نباید خود به مجری پروژه‌های ساختمانی، حمل‌ونقل یا تولید تجهیزات تبدیل شود.

نقش سازمان باید در پنج حوزه متمرکز باشد:

طراحی معماری سیاست، تعیین قواعد، تخصیص منابع، خرید صرفه‌جویی و سنجش عملکرد.

اجرای فیزیکی باید به شهرداری‌ها، دستگاه‌های اجرایی، تولیدکنندگان، کارورها و بخش خصوصی واگذار شود.

این تفکیک مانع از آن می‌شود که سازمان در جزئیات اجرایی گرفتار شود و مأموریت اصلی خود، یعنی افزایش بهره‌وری کل سامانه، را از دست بدهد. معیار نهایی موفقیت

موفقیت برنامه را نباید با تعداد بخاری، کولر، اتوبوس یا موتورسیکلت تعویض‌شده سنجید.

معیار درست، میزان خدمتی است که با منابع کمتر تولید شده است.

در سرمایش: برق، آب و پیک کاهش‌یافته در برابر آسایش حفظ‌شده.

در گرمایش: گاز و پیک زمستانی کاهش‌یافته در برابر آسایش حفظ‌شده.

در پیمایش: انرژی مصرفی به ازای مسافرـکیلومتر یا تنـکیلومتر.

در سطح کلان نیز شاخص نهایی چنین است:

ارائه سرمایش، گرمایش و پیمایش بیشتر یا بهتر با مصرف کمتر آب، آسیب کمتر به هوا و خاک، انرژی کمتر و هزینه عمومی کمتر.

این چارچوب می‌تواند برنامه ۲۴ماهه سازمان را از مجموعه‌ای از پروژه‌های پراکنده به یک سیاست منسجم و قابل اندازه‌گیری تبدیل کند. در این نگاه، بنزین، گاز، برق، کولر، بخاری، موتورخانه و وسیله نقلیه هیچ‌کدام خود «مسئله» نیستند؛ آنها ابزارهایی هستند برای تأمین سه خدمت اصلی با بهره‌وری بالاتر و فشار کمتر بر چهار منبع پایه کشور. نوآوری واقعی این طرح در پنج نکته است:

۱. واحد سیاست‌گذاری از «حامل» به «خدمت» تغییر می‌کند. امروز بنزین، گاز، برق، آب و حمل‌ونقل عمدتاً در بسترهای جداگانه اداره می‌شوند. طرح می‌گوید هر تصمیم باید بر اساس خروجی نهایی سنجیده شود: «یک واحد سرمایش»، «یک واحد گرمایش» و «یک واحد پیمایش» با چه ترکیبی از منابع، فناوری و هزینه تأمین می‌شود.

۲. چهار منبع و سه خدمت در یک ماتریس تصمیم مشترک قرار می‌گیرند. یعنی مثلاً جایگزینی بنزین با برق فقط وقتی مطلوب است که اثر آن بر تراز برق، گاز نیروگاهی، هوا و هزینه شبکه همزمان سنجیده شود. این جلوی «انتقال ناترازی از یک حامل به حامل دیگر» را می‌گیرد.

۳. اصلاح قیمت از یک اقدام مالی به یک قرارداد عملکردی تبدیل می‌شود. قیمت مصرف مازاد فقط وقتی بالا می‌رود که امکان واقعی کاهش مصرف ساخته شده باشد؛ در حمل‌ونقل یعنی گزینه سفر، در گرمایش یعنی کنترل و تجهیز، در سرمایش یعنی فناوری کم‌مصرف. این یک قاعده اجرایی است، نه شعار.

۴. دولت به‌جای خرید تجهیز، «صرفه‌جویی تأییدشده» می‌خرد. بخاری، کولر، موتور، اتوبوس یا موتورخانه موضوع اصلی پرداخت نیستند. پرداخت در برابر مترمکعب گاز، کیلووات‌ساعت برق، مترمکعب آب، مگاوات پیک یا سوخت واقعاً آزادشده صورت می‌گیرد. این تغییر، مدل مالی و انگیزشی برنامه را عوض می‌کند.

۵. سه بازار بزرگ مصرف به‌صورت هم‌زمان و مکمل بازطراحی می‌شوند. در پیمایش: وسیله–انرژی–زمان–هزینه؛ در گرمایش: ساختمان–تجهیز–کنترل–رفتار؛ در سرمایش: برق–آب–پیک–آسایش. به این ترتیب، به‌جای ده‌ها پروژه پراکنده، سه «کارخانه صرفه‌جویی» ملی شکل می‌گیرد.

  همچنین بخوانید مجلس هفتم چطور فاجعه بنزینی امروز را رقم زد؟ دولت قبل از گران کردن بنزین باید فکری برای درآمدهای مردم بکند فوری/ تکلیف گرانی بنزین مشخص شد نوبخت: می‌توانیم 3 هزار میلیارد تومان بنزین صادر کنیم



۲۹ دقیقه قبل / سایت اصلاحات نیوز

گرانی بنزین و حامل‌های انرژی، سفره طبقات پایین را هدف می‌گیرد

به گزارش اصلاحات نیوز؛

حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشور‌های بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامد‌های این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمد‌ها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالا‌ها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزد‌ها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزد‌ها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌و‌گو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

راغفر: فشار گرانی بنزین و گازوئیل روی طبقات پایین جامعه است

به گزارش تجارت نیوز، حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.

منبع: ایسنا


۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

هشدار درباره افزایش قیمت حامل‌های انرژی

به گزارش آفتاب نیوز،

حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشور‌های بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامد‌های این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمد‌ها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالا‌ها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزد‌ها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزد‌ها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌و‌گو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.




 چشم‌انداز صعودی ذوب با هدف عبور از ۶۰ تومان
۵ ساعت قبل / سایت صدای بورس

چشم‌انداز صعودی ذوب با هدف عبور از ۶۰ تومان

نماد ذوب پس از یک دوره اصلاح زمانی و قیمتی قابل‌توجه، نشانه‌هایی از تکمیل یک ساختار اصلاحی ترکیبی و بازگشت به مسیر صعودی را نشان می‌دهد.

 بازدهی بورس در هفته آخر مردادماه ؛ پربازده‌ترین و زیان‌ده‌ترین نمادهای بورس در هفته گذشته
۱۱ ساعت قبل / سايت نبض بورس

بازدهی بورس در هفته آخر مردادماه ؛ پربازده‌ترین و زیان‌ده‌ترین نمادهای بورس در هفته گذشته

بورس تهران در هفته گذشته با رشد شاخص‌های اصلی همراه شد و شاخص هم‌وزن عملکرد بهتری نسبت به شاخص کل ثبت کرد. شاخص کل بورس در این هفته بیش از ۲۱۶ هزار واحد افزا...

 جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!
۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

جنگ با ایران را ترامپ با «هرمز و نفت» شروع کرد؛ حالا به «گوشت چرخ‌کرده» رسیده! قرار بود جنگ، معادلات انرژی را به نفع آمریکا تغییر دهد؛ اما حالا کاخ سفید برای ارزان‌کردن همبرگر، 300 هزار تن گوشت وارد می‌کند. در آستانه انتخابات، تنگه هرمز جای خود را به #همبرگر داده است!

 پیش بینی بورس فردا
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پیش بینی بورس فردا

اقتصادنیوز: در شرایطی که بازار همچنان در یک روند صعودی قرار دارد، حرکت بازار از سطوح پایین تر به سمت محدوده مثبت معمولا اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ چرا که نشان می دهد در قیمت های پایین تر، خریداران همچنان حاضر به ورود هستند و اجازه نمی دهند فشار فروش به راحتی به یک روند نزولی تبدیل شود.

 شرط ۲ میلیون دلاری روی نوسان ریپل همزمان با جهش قیمت - سرمایه و بورس
۶ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

شرط ۲ میلیون دلاری روی نوسان ریپل همزمان با جهش قیمت - سرمایه و بورس

همزمان با جهش قابل توجه قیمت ریپل (XRP)، یک معامله‌گر بازار اختیار معامله، موقعیتی به ارزش ۲.۳۲ میلیون دلار روی افزایش شدید نوسانات این ارز دیجیتال باز کرده است؛ معامله‌ای که نشان می‌دهد برخی فعالان بازار انتظار دارند XRP در روزهای آینده حرکت قیمتی بزرگی را تجربه کند.

 اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی
۲ ساعت قبل / سایت اسب بخار

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی | اسب بخار |