
اعلام جزییات هفتمین رویداد «جمعههای تئاترشهر» با حضور سه چهره شناخته شده عرصه پژوهش

2

جمعههای تئاترشهر ؛ این بار درباره هوش مصنوعی و ترجمه - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست تخصصی «تأثیر هوش مصنوعی بر ترجمه» به همت کانون نمایشنامهنویسان و مترجمان خانه تئاتر و در قالب دهمین رویداد «جمعههای تئاترشهر»، با حضور جمعی از مترجمان، مدرسان و پژوهشگران در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار میشود.
دهمین رویداد «جمعههای تئاترشهر» روز جمعه 30 مردادماه به برگزاری نشستی تخصصی با موضوع «تأثیر هوش مصنوعی بر ترجمه» اختصاص دارد. مدیر مستعفی تئاتر شهر: منفعتطلبی پدر تئاتر را در آورده است
آبتین گلکار مترجم، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، نرگس یزدی، مترجم، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، حمید دشتی، مترجم و مدرس ترجمه و محمدرضا ترکتتاری، مترجم، نویسنده و مدرس ترجمه، از جمله کارشناسان حاضر در این نشست هستند که به ارائه دیدگاههای خود درباره تأثیر هوش مصنوعی بر ترجمه میپردازند.
دهمین ویژهبرنامه «جمعههای تئاترشهر» ساعت 19:30 روز جمعه 30 مردادماه 1405 در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار میشود و ورود برای علاقهمندان و مخاطبان آزاد است.
در هفتههای گذشته نیز برنامههای متنوعی در قالب پروژه «جمعههای تئاترشهر» برگزار شده است که از جمله آنها میتوان به اکران مستند «چریکه بهرام» با یادی از زندهیاد بهرام بیضایی به کارگردانی فرشید قلیپور، ویژهبرنامه «حالا نوبت شماست (بخش اول)» با محوریت نقد و بررسی عملکرد تماشاخانههای دولتی و خصوصی عرصه نمایش در مواجهه با مخاطبان، مراسم یادبود زندهیاد بهناز نازی و زندهیاد یعقوب صباحی با نمایش فیلمتئاتر «درخشش در ساعت مقرر» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، پخش فیلمتئاتر «رومولوس کبیر» به کارگردانی نادر برهانیمرند، پخش فیلم مستند «تمرین آخر» به کارگردانی زندهیاد ناصر تقوایی و سخنرانی محمدحسین ناصربخت، رونمایی از نمایشنامه و کتاب «دشمن زن» به نویسندگی توفیق الحکیم و کارگردانی رحمت امینی، نشست تخصصی «آسیبشناسی نقد تئاتر ایران» با حضور سعید اسدی، رضا آشفته و رامتین شهبازی، پخش فیلمتئاتر «مکبث» به کارگردانی فرهاد مهندسپور و رونمایی از آلبوم «موسیقی تئاتر» سعید ذهنی اشاره کرد.
ویژهبرنامه «جمعههای تئاترشهر» از جمله رویدادهای جنبی مجموعه تئاتر شهر است که طی آن برنامههایی از جمله اکران فیلمتئاترهای موفق به صحنه رفته در تئاترشهر، اکران آثار سینمایی و مستند مرتبط با حوزه تئاتر، رونمایی از کتابهای تخصصی حوزه تئاتر، نشستهای پژوهشی و تخصصی حوزه هنرهای نمایشی، مراسم نکوداشت چهرههای شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف، کارگاههای آموزشی، جلسات نمایشنامهخوانی و برنامههای متنوع دیگر پیش روی مخاطبان قرار میگیرد.
انتهای پیام/

ایرج راد: نقشی را به اجبار نپذیرفتم/چرا خانه تئاتر تاسیس شد؟
به گزارش آفتاب نیوز،
ایرج راد شامگاه چهارشنبه (۲۸ مردادماه) در آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت و گوی بیژن شکرریز با این هنرمند ضمن قدردانی از حضور مخاطبان و عذرخواهی بابت تعطیلی تمرین تئاتر هنرمندان؛ بهروز غریبپور و حمیدرضا نعیمی برای حضور در این برنامه اظهار کرد: از آنان خواهش کردم که تمرینهایشان را تعطیل نکنند؛ چون همین که مشغول تمرین و کار تئاتر هستند، برایم ارزشمند است، اما لطف و محبت کردند و آمدند.
وی گفت: در این کتاب تلاش کردم همه چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خواندهام، دوست داشتهام و با علاقه پذیرفتهام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بودهام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام دادهام؛ بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.
راد افزود: گفت و گوی بیژن شکرریز برای تالیف کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» حدود یک سال طول کشید. همه لحظات این گفتوگوها برایم جذاب و جالب بود. زمانی که پیشنهاد این کار به من داده شد، حدود یک سال و نیم تا رسیدن من به هشتاد سالگی باقی مانده بود. آقای شکرریز گفت که میخواهد رونمایی کتاب همزمان با تولد هشتاد سالگی من برگزار شود. تقریباً یک ماه پیش از آن زمان، گفتوگوها و متن کتاب به پایان رسیده بود، اما به دلایل مختلف، از جمله روند دریافت مجوز و چاپ، کار متوقف ماند و انتشار آن به تأخیر افتاد.
این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون بیان کرد: از آقای شکریز خواهش کردم که متن را یک بار دیگر در اختیارم بگذارد تا بخشهایی را که احساس میکردم تکراری است، اصلاح کنم. او متن را داد. من هم تلاش کردم تکرارها را برطرف کنم و نسخه را بازگرداندم، اما پس از آن، فاصلهای طولانی ایجاد شد تا زمانی که دوباره متن برای اخذ مجوز و چاپ ارسال شد. در آن زمان باز هم درخواست کردم یک بار دیگر کتاب را بخوانم، اما متأسفانه این امکان تا پیش از چاپ فراهم نشد. کتاب حدود ۶ روز پیش به دست من رسید و آن زمان توانستم آن را بخوانم. اشکالات جزیی در کتاب وجود دارد که اگر فرصت بازخوانی نهایی فراهم میشد، میتوانست اصلاح شود، اما متأسفانه این فرصت پیش نیامد.
وی گفت: آقای شکرریز با صراحت فراوان درباره مسائل مختلف حرف میزند. گاهی هم اظهارنظرهایش تند است، اما در بسیاری موارد بجا و درست است. به طور معمول سعی میکنم از اظهارنظرهای تند پرهیز کنم، اما او با صراحت کامل حرفش را میزند و اگر لازم بداند حتی نام افراد را هم میآورد؛ کاری که من معمولاً انجام نمیدهم. به همین دلیل، کتاب بسیار صریح و روراست شده است. چیزی در آن پنهان نشده حتی در مواردی که به نقد خودمان مربوط میشود. در بخشهای مختلف کتاب، از خودم انتقاد کردهام و در برخی موارد نیز آقای شکرریز نکاتی انتقادی را مطرح کرده که من هم پاسخ دادهام و تأیید کردهام که چنین مسائلی وجود داشته است.
راد ضمن قدردانی از نویسنده و ناشر کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» افزود: همه میدانند که خریدن و هزینه کردن برای آثار فرهنگی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا این آثار بخشی از تاریخ این سرزمین هستند؛ تاریخی که گاهی کمتر به آن توجه میشود، اما میتواند تأثیرگذار و آموزنده باشد.
بازیگر مجموعه تلویزیونی «در پناه تو» با اشاره به زندگی شخصی خود اظهار کرد: حدود پنج سال است که رفیق شفیقی دارم که همیشه همراه، یار و کمککنندهام بوده است. بسیاری از دوستان میبینند که در تئاترها، جلسات و برنامههای مختلف، او همراه من است و شاید برای برخی این همراهی کمی تعجببرانگیز باشد؛ مریم همسرم لیسانس فرهنگ و هنر و فوقلیسانس مطالعات فرهنگی دارد؛ بنابراین من فقط یک همراه ندارم؛ یک رفیق و همصحبت دارم. وقتی باهم به تئاتر میرویم، پس از اجرا درباره نمایش حرف میزنیم، بحث میکنیم، گفتوگو میکنیم و گاهی هم باهم اختلافنظر پیدا میکنیم.
وی گفت: مریم در این پنج سال، باعث شده که من دیگر زندگی تنهایی نداشته باشم حتی در خانه، درباره کارهای سادهای مثل جارو کشیدن هم گاهی نوعی مدیریت و تقسیم کار داریم؛ من هم جارو میکشم. این زندگی آرام و همراهی صمیمانه، در این سن برایم بسیار آرامشبخش است و موهبتی است که نصیبم شده؛ برای همین، از او نیز صمیمانه تشکر میکنم.
خود را انسان خیلی مهمی نمیدانم
بازیگر فیلم «شمعی در باد» افزود: واقعاً خودم را انسان خیلی مهمی نمیدانم. بارها فکر میکنم که چه بودهام، چه هستم و چه میتوانستم باشم. گاهی به این فکر میکنم که زمانهای بسیاری را از دست دادهام؛ چیزهای زیادی بوده کهای کاش میآموختم، اما فرصت یا توان آن را نداشتهام. کارهای بسیاری هم میتوانستم انجام دهم که به دلایل مختلف انجام ندادم.
راد بیان کرد: همیشه این سخن در ذهن من هست که عمر آدمی کوتاه است؛ تا بخواهد تجربهای بیاموزد، زمان میگذرد و تازه وقتی تجربه آموخت، باید آن را به کار بگیرد. گاهی با خودم میگویم اگر یک بار دیگر به دنیا میآمدم، شاید تازه میدانستم چه باید بکنم، چگونه باید زندگی کنم و چه کارهایی از دستم برمیآید.
دلایل تاسیس خانه تئاتر
عضو هیات موسس خانه تئاتر درباره تاسیس این نهاد گفت: در کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» هم صریحاً گفتهام که انگیزه من برای ساختن ساختمان خانه تئاتر، دو دلیل اصلی داشت؛ نخست، قراردادی بود که شهرداری با ما بسته بود؛ قراردادی از نوع «عاریه». وقتی پرسیدم قرارداد عاریه یعنی چه، گفتند یعنی هر لحظه ممکن است شما را از اینجا بیرون کنند. این موضوع به من بسیار برخورد و احساس کردم باید جایی ساخته شود که خانه تئاتر بتواند با امنیت و ثبات در آن فعالیت کند.
وی افزود: دلیل دوم، بهروز غریبپور بود. او برای من الگوی سازندگی بود. او کشتارگاه را به فرهنگسرا تبدیل کرد، خانه هنرمندان ایران را ساخت و مجموعههای فرهنگی مختلفی را شکل داد. من واقعاً این نگاه ساختن و ایجاد کردن را از بهروز غریبپور یاد گرفتم.
راد بیان کرد: خوشحالم که بگویم هنگام خرید آن ساختمان مخروبهای که شاید بیش از ۹۰ سال عمر داشت، باز هم بهروز غریبپور بود که مرا تشویق کرد و گفت که این ساختمان خوب است؛ بخریدش. در نهایت، من و بهروز غریبپور به نام موسسه فرهنگیـ هنری خانه تئاتر، پای سند خرید آن ساختمان را امضا کردیم؛ ساختمانی که بعدها به خانه تئاتر تبدیل شد.
کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» درباره یکی از بزرگمردان تئاتر ایران است
بیژن شکرریز نویسنده کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» اظهار کرد: این کتاب درباره یکی از بزرگمردان تئاتر ایران است. از بزرگان تئاتر ایران یاد کنم؛ از کسانی که صحنه را روشن و نورانی کردند. به همه آنان تعظیم میکنم؛ چه آنهایی که امروز در میان ما نیستند و چه بزرگوارانی که همچنان حضور دارند و مایه برکت تئاتر ایران هستند.
وی گفت: سپاسگزار استاد ایرج راد هستم که دعوت این حقیر را پذیرفت. حدود یک سال، روزهای دوشنبه، گاهی دو ساعت و گاهی سه ساعت، باهم گفتوگو میکردیم. گاهی بانوی بزرگوارش با محبت پذیرای ما بود؛ گاهی در خانه تئاتر و گاهی در مکانهای دیگری که خود استاد راد برای فرهنگ و هنر ساخته یا سامان داده، کنار هم مینشستیم و گفتوگو میکردیم. اگر در این مسیر با پرسشها و پرحرفیهایم موجب خستگی یا آزردگیشان شدم، صمیمانه عذرخواهی میکنم.
شکرریز با قدردانی از مهمانان این برنامه افزود: از رضا بابک و علیرضا خمسه برای حضور در این برنامه تشکر میکنم؛ هنرمندانی که برای نسل کودک و نوجوان، خاطره و آموزش و شادی آفریدهاند. وقتی رضا بابک یا علیرضا خمسه را میبینیم، به یاد دورانی میافتم که تلویزیون اعتبار و آبرو داشت؛ دورانی که برنامههای کودک و نوجوان، بخشی از خاطرات جمعی ما بودند. امیدوارم تلویزیون بار دیگر جایگاه فرهنگی و هنری شایسته خود را بازیابد.
این نویسنده، کارگردان و مستندساز بیان کرد: از همه افرادی که در نگارش و چاپ کتاب یاری کردند، سپاسگزارم. امیدوارم روزی که من از این دنیا میروم، اگر کسی از من یاد میکند، خاطرات مستند و آثاری که از چهرههای فرهنگ و هنر ساختهام؛ این کتابها و آنچه در مسیر ثبت خاطره و تاریخ فرهنگی این سرزمین انجام شده است به عنوان یادگاری باقی بماند.
احمد مسجدجامعی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این آیین با اشاره به ویژگیهای سینما اظهار کرد: روشنفکرانی که سینما را در نبود بسیاری از امکانات و جریانهای فرهنگی امروز دنبال میکردند، با سینمایی روبهرو بودند که مخاطبان فراوانی داشت؛ سینمایی پرهیجان، عامهپسند و گاه با حالوهوای فیلمهای هندی. این سینما، به نوعی با زندگی روزمره و حتی ذائقه و تغذیه مردم نیز نسبت برقرار میکرد.
وی با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: با این حال، تعبیر «آقای سینمای ایران» تعبیر زیبایی است. قطعاً کسی که چنین عنوانی را به کار میبرد، مقدماتی ذهنی و شناختی داشته است؛ مقدماتی که شاید امروز ثبت و ضبط نشدهاند. این مقدمه یعنی او سینمای علی حاتمی را به خوبی میشناخته است؛ هنرمندی بسیار برجسته، با سبک منحصربهفرد، قلمی توانمند، اطلاعات گسترده و شناختی فوقالعاده از تاریخ، به ویژه تاریخ معاصر ایران. همچنین تسلط او بر ضربالمثلها و فرهنگ عامه، وجه مهمی از شخصیت و آثارش بوده که به نظرم کمتر دیده شده است.
مسجدجامعی افزود: در این موقعیت، روایتی که آقای شکرریز از استاد راد ثبت و ضبط کرده، بسیار ارزشمند است؛ زیرا همه فوتوفنها، حاشیهها، نکات پنهان و ظرایف کار را شناسایی کرده و به قلم آورده. از آقای شکریز نیز انتظار آثار دیگری میرود. مستندهای او را دیدهام و در همه آنها دقتهای ویژه و قابل توجهی وجود دارد. به او، سینما، تئاتر و هنر ایران بابت عرضه این اثر تازه تبریک عرض میکنم.
وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: من از سالها پیش به آقای راد ارادت داشتهام و در موقعیتهای حساس نیز همواره از حضور، سخن و کلام او بهره بردهایم. بسیار خوشحالم که این کتاب را دیدم. واقعاً به جامعه سینمایی تبریک میگویم که چنین کاری به انجام رسیده است.
ایرج راد برای ساختن و تثبیت نهادهای هنری پایمردی کرد
بهروز غریبپور نویسنده، کارگردان تئاتر و سینما، مدیر فرهنگی و سرپرست گروه تئاتر «آران» در این آیین با بیان خاطرات خود با ایرج راد و موضوع شهرت اظهار کرد: چرچیل جملهای دارد که میگوید؛ «هر وقت دیدید بازیگران نقش اول دوران جوانی شما، نقش دوم بازی میکنند، بدانید که پیر شدهاید.»، ایرج در پاسخ، نکتهای گفت که نشان میداد با دیدی عمیق به مسئله شهرت نگاه میکند. گفت که تختی را دو بار دیده. یک بار وقتی از باشگاه جعفری بیرون میآمد؛ فاصله تا خیابان شاید هشت متر بیشتر نبود، اما مردم او را روی دست گرفته بودند تا سوار ماشینش کنند. سالها بعد، وقتی تختی از اوج شهرت فاصله گرفته بود، دیدم در مسیر میدان ۲۴ اسفند (میدان انقلاب امروز) تک و تنها راه میرود و کسی حتی نگاهش نمیکند.
وی گفت: شهرت معمولا همین گونه است؛ چهرهای که در مقطعی محبوب و بازارپسند است، ناگهان در مرکز توجه قرار میگیرد و همه میخواهند با او عکس یادگاری بگیرند، اما آنچه ماندگار میشود، فقط چهره روی پرده سینما یا صحنه تئاتر نیست؛ آن چیزی است که از شخصیت، زندگی، منش و تأثیر اجتماعی یک هنرمند باقی میماند.
غریب پور با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» افزود: از نویسنده و ناشر کتاب صمیمانه تشکر میکنم که نشان دادند فقط حضور یک هنرمند بر پرده سینما یا صحنه تئاتر نیست که ماندگار میشود و ارزش نوشته شدن و بررسی تاریخی دارد. این کتاب یک گزارش اجتماعی از خانواده، هنر و تئاتر نیز ارائه میکند و همین ویژگی، ارزش آن را دوچندان میسازد.
این کارگردان پیشکسوت بیان کرد: در موقعیتهای فراوان؛ خانه هنرمندان ایران، شورای سیاستگذاری تماشاخانه ایرانشهر و نهادهای دیگر با ایرج راد همکاری داشتم. یک نوع هنر، کار کردن برای دیگران است و نوع دیگر، فقط کار کردن برای خود. یک بازیگر یا نوازنده ممکن است بسیار چیرهدست باشد، اما شاید حتی یک صندلی به ظرفیت سالنهای کنسرت یا تئاتر اضافه نکرده باشد. هنر بزرگ آقای راد این است که برای ساختن و تثبیت نهادهای هنری، پایمردی کرده است.
وی افزود: راد، ۱۱ سال تلاش کرد تا خانه تئاتر صاحب یک ساختمان شود و در این راه، سختیهای فراوانی کشید؛ از قطع شدن بودجه گرفته تا پیگیریهای مستمر از شهرداری، وزارتخانهها و نهادهای مختلف. او برای فراهم شدن سیستم نور و صدای خانه تئاتر، واقعاً تا مرز فرسودگی و جنون تلاش کرد. در تمام این مدت، تمام کوششم این بود که به آقای راد آسیبی نرسد؛ به ویژه در دورهای که مدیرعامل خانه تئاتر بود حتی در برخی جلسات، کسانی که با او دشمنی داشتند، تلاش میکردند شخصیت راد را تخریب کنند. یک بار با چنین فردی چنان برخورد تندی کردم که گفتم؛ یا ایشان باید در جلسه باشد یا من؛ چون شما نمیدانید دایرکردن یک نهاد هنری و تأسیس یک مجموعه فرهنگی چقدر دشوار است.
غریبپور بیان کرد: بسیاری از افراد مشهور ممکن است نمایشنامه نوشته، کارگردانی یا بازیگری کرده باشند، اما الزاماً به ظرفیت تئاتر کمکی نکردهاند. به یاد دارم کارگردانی برای اینکه صحنه نمایش خود را واقعیتر نشان دهد، دو کامیون شن روی صحنه تالار وحدت ریخته بود؛ سالها آثار آن شن و خاک در تجهیزات و پروژکتورها باقی مانده بود، اما راد برای ایجاد و تجهیز یک سیستم نور و صدا در خانه تئاتر، سالها تلاش کرد؛ تلاشی که به رشد زیرساخت تئاتر کمک میکرد. تصورم این است که در کتاب آقای شکرریز، بسیاری از این نکات با دقت بیان شدهاند؛ هر چند شاید برخی جنبهها هنوز آن گونه که باید دیده نشده باشند.
سرپرست گروه تئاتر «آران» با بیان خاطره سفر خود به آمریکا گفت: نخستین بار که به آمریکا رفته بودم، در مسیر سانفرانسیسکو به لسآنجلس وارد شهری کوچک شدم. آن شهر بسیار زیبا، تمیز و منظم بود؛ مغازهها، خیابانها و فضای عمومیاش چشمنواز بود. پرسیدم شهردار این شهر چه کسی است و چه کرده است؟ آنجا فهمیدم که مدیریت شهری، معماری، فضاهای عمومی و نهادهای فرهنگی، همه در ساختن جامعه نقش دارند.
وی افزود: شاید برخی بپرسند این موضوع چه ارتباطی با کشتارگاه تهران یا خانه هنرمندان ایران دارد، اما ارتباطش بسیار روشن است. ما باید جامعه را برای تماشاگر، هنرمند و شهروند تغییر دهیم؛ قرار نیست فقط نمایش اجرا کنیم؛ وقتی فضایی ساخته میشود، وقتی معماری و نهاد فرهنگی شکل میگیرد، به جامعه کمک میکنیم تا یک گام به جلو بردارد.
غریب پور با قدردانی از نویسنده و ناشر کتاب «همیشه ناصرالدین شاه»، حامیان هنرمندان ایران، خانه تئاتر و جوامع صنفی هنری اظهار کرد: این کتاب نشان میدهد که آنچه از آقای راد باقی میماند، فقط بازیگری نیست بلکه شخصیت مقاوم، صبور، اصیل و مسئولیتپذیر اوست. هر کسی که این کتاب را بخواند، به خوبی درمییابد که اصالت ایرج راد، فراتر از صحنه و بازیگری است.
ایرج راد هنرمندی دوستداشتنی و انسانی اخلاقمدار است
علیرضا حسینی تهیهکننده سینمای مستند و عضو انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند با اشاره به آشنایی خود با بیژن شکرریز نویسنده کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: او کرمانشاهیالاصل و متولد سال ۱۳۳۳ است، اکنون نیز در آستانه ۷۲سالگی قرار دارد، هرچند در تهران بزرگ شده است. او از نوجوانی با کتاب، رمان و ادبیات سروکار داشته و اهل مطالعه بوده است. دیدارهایی با بانو سیمین دانشور داشته و هیچ وقت او را بدون کتاب نمیبینید. او در سالهای اخیر، به نوشتن هم روی آورده است و امیدواریم بهزودی رمان خودش را نیز بخوانیم و ببینیم.
وی گفت: تاکنون کتابهایی درباره پری صابری با عنوان «بانوی رنج» و نیز کتاب مربوط به استاد محمدعلی کشاورز منتشر شده که حجم کمتری داشتند. دلیلش هم تا حدی شرایط جسمی و کسالت آنان بود من از نزدیک در جریان بودم و میدانم که در زمان ساخت مستندها نیز شرایطی نداشتند که بتوانند وقت بیشتری برای گفتوگو بگذارند، اما وقتی کتاب استاد ایرج راد را میبینیم، با اثری متفاوت مواجه میشویم.
حسینی افزود: شکرریز با دقت فراوان تحقیق میکند و کمتر پیش میآید که به نکتهای بیتوجه باشد. من این ویژگی را بارها در کار با استادان و چهرههایی که موضوع مستندهای پرتره ما بودهاند، دیدهام. نوع نگاه و شیوه پرسش او برای استادان جذاب است؛ زیرا گفتوگوها صمیمی هستند و در عینحال، با دقت و شناخت پیش میروند.
تهیهکننده سینمای مستند بیان کرد: در این کتاب نیز، استاد راد بدون تعارف و با صداقت، مسیر زندگی خود را روایت میکنند؛ از زندگی شخصی، دوران کودکی و نوجوانی، فعالیت در کاخ جوانان، ورود به مدرسه عالی و دانشگاه تهران، تا مسائل و تجربههایی که در آن دورهها داشتهاند. کتاب در واقع روایتی مستندنگارانه از زندگی او ارائه میدهد.
وی گفت: کسی که این کتاب را بخواند، قطعاً میتواند چیزهای بسیاری بیاموزد؛ به خصوص نسل جوانی که آن دورهها را از نزدیک ندیدهاند. این کتاب، در سه حوزه اصلی سینما، تلویزیون و تئاتر، اطلاعات و تجربههای ارزشمندی در اختیار مخاطب میگذارد، اما برای من، گفتوگوهای پایانی کتاب بسیار جذابتر بود؛ گفتوگوهایی که شاید کمتر شنیده شدهاند. در این بخش، کار بیژن بیش از پیش خودش را نشان میدهد. او پرسشهایی درباره علاقه به موسیقی، مرگ، زندگی و موضوعاتی از این دست مطرح میکند؛ پرسشهایی که گاهی باعث میشود طرف گفتوگو نتواند بلافاصله پاسخ دهد و نیاز داشته باشد کمی تأمل کند. اما پاسخهایی که پس از این تأمل ارائه میشوند، بسیار ارزشمندند.
حسینی افزود: کتاب درباره فعالیتهای صنفی ایرج راد نکاتی را مطرح کرده، اما من، به دلیل همکاری با او در شورای عالی خانه هنرمندان و خانه سینما، از نزدیک شاهد بودهام که راد انسانی بسیار اخلاقمدار، صبور، هنرمنددوست و برخوردار از همتی والا است؛ آن هم بدون هیچ چشمداشتی. برای روبهرو شدن با برخی مسائل در فضای هنر، صبر ایوب لازم است و استاد راد این صبوری را دارد. او هنرمندی دوستداشتنی و انسانی اخلاقمدار است.
روایتی از آموزههای ایرج راد
حمیدرضا نعیمی بازیگر و کارگردان تئاتر نیز در این آیین ضمن قدردانی از اساتید گفت: به دلیل مشغله تمرین نمایشی که هفته آینده اجرا خواهد شد، فرصت محدودی برای خواندن کتاب داشتم. با این حال، تا بخش تلویزیون، حدود ۳۲۰ صفحه را در دو شب و در چند ساعت خواندم. کتاب را فقط نخواندم؛ میتوانم بگویم آن را بلعیدم؛ زیرا آنقدر جذاب بود که نتوانستم از آن جدا شوم.
وی با بیان خاطرهای از داوری اثر نمایشی خود توسط ایرج راد گفت: سالها پیش، نخستین نمایشی را که برای جشنواره تئاتر فجر نوشتم و کارگردانی کردم، روز چهارم بازبینیها بود و من هم، مثل بسیاری از جوانان آن دوره، جویای نام. مجید جعفری را دیدم و او گفت که هیات بازبینی، پس از چهار روز دیدن آثار، گفتهاند: «بالاخره امروز یک تئاتر دیدیم!» ظاهرا یکی از اعضای هیات نیز گفته بود: «این، نمایش نعیمی است دیگر!» طبیعی بود که از خوشحالی در پوست خودم نگنجم. کارم به جشنواره فجر راه پیدا کرد و برای اجرای عمومی نیز پذیرفته شد.
نعیمی افزود: سپس اعلام کردند استاد ایرج راد میخواهند با تعدادی از کارگردانان جوان در تئاتر شهر گفتوگو کنند. من هم رفتم. تا آن زمان، ارتباط ما در حد سلام و احوالپرسی و خوشرویی او بود. نخستین گفتوگوی جدی ما همانجا شکل گرفت. استاد راد به من گفت؛ «آقای نعیمی، این نمایشنامهای که نوشتهاید و کارگردانی کردهاید، اشکالی ندارد که شبیه کارهای ترجِمهای است.» من با خودم گفتم که چرا گفتند «ترجِمهای»؟ سپس ادامه داد: «این کار، حالوهوای یک اثر ترجِمهای دارد، اما اشکالی ندارد. مهم این است که کار خیلی خوب شده است. هیچ کاریش نکنید؛ همان گونه که هست، اجرا بروید.»
کارگردان تئاتر «فاوست» بیان کرد: وقتی از پلههای تئاتر شهر پایین آمدم، با خودم گفتم که حالا که ایرج راد این قدر از کارم خوشش آمده، کاری میکنم که تئاتر شهر به آتش کشیده شود، رفتم و برای نمایش دکور سنگین ساختم، سیاهی لشکر اضافه کردم، لباس دوختم و حتی ریل قطار روی صحنه گذاشتم. باور کنید کار را به جایی رساندم که وقتی در جشنواره فجر اجرا شد، شکست ناپلئون در واترلو در برابر شکست من هیچ بود، آن چنان نمایش خودم را خراب کردم که دیگر چیزی از آن باقی نماند.
وی گفت: آنجا بود که فهمیدم من پیام استاد را درنیافته بودم. آن توصیه، نخستین و آخرین اشتباه بزرگ من در مواجهه با یک اثر بود. بعد از آن ساعتها و روزها درباره حرف استاد فکر کردم و فهمیدم که او چه درس بزرگی به من داده؛ اگر یک اثر در سادگی و انسجام خود به نتیجه رسیده است، نباید صرفاً برای بزرگتر و پرزرقوبرقتر کردن آن، روحش را از بین برد. از آن زمان به بعد، نه تنها دیگر این اشتباه را تکرار نکردم بلکه در کلاسهایم همواره این درس استاد ایرج راد را به دانشجویان منتقل کردهام.
نعیمی افزود: دومین درس بزرگ را در سال ۱۳۹۴ از ایرج راد گرفتم. آن زمان از رفتار مسئول وقت تئاتر شهر به شدت دلگیر و خسته بودم. پس از دو روز اجرا، روز پنجشنبه اعلام کردم که فردا، جمعه، آخرین اجرای نمایش من خواهد بود و از هفته بعد دیگر اجرا نخواهم رفت. روز بعد، وقتی به تئاتر شهر آمدم، روی صحنه بودم و به اعضای گروه نکاتی را میگفتم که یکی از دوستان آمد و گفت که آقای ایرج راد پایین منتظر شما است، سریع به اتاق کارگردانی رفتم و دیدم استاد راد با یک سبد گل آنجا نشسته است.
کارگردان نمایش «ترور» بیان کرد: در آن زمان آقای راد گفت؛ «آقای نعیمی، این سبد گل برای شماست. شنیدهام گفتهاید دیگر نمیخواهید نمایش اجرا کنید. به چه حقی به خودتان اجازه دادهاید نمایشتان را از مردم دریغ کنید؟ این نمایش مال شما نیست.» من تا آن زمان، گفتوگوها و رفتوآمدهای نزدیکی با آقای راد نداشتم، اما آن روز، بعد از سالها، احساس کردم پدرم زنده شده و روبهروی من نشسته است. جز اینکه بگویم چشم، چیزی نداشتم که پاسخ بدهم. گفتم: «چشم، پس فردا اجرا میروم.» از روز بعد، به همه هنرمندان جوانتر از خودم گفتم که شما حق ندارید هنری را که خداوند در اختیارتان قرار داده، از مخاطبانی که این قدر بینظیر و درجه یک هستند، دریغ کنید. اینها درسهای بزرگی است که من از استاد ایرج راد آموختهام و تا ابد خودم را مدیون و شاگرد او میدانم.
وی با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: بخش عظیمی از ارزش این اثر، بیتردید متعلق به استاد ایرج راد است، اما بخش بزرگی نیز به آقای بیژن شکرریز، گفتوگوکننده و مصاحبهگر کتاب، تعلق دارد. اگر مصاحبهکننده پرسشهای بیربط بپرسد، یا نداند چگونه گفتوگو را هدایت کند، آن گفتوگو هرگز به نتیجه و مقصدی که باید، نمیرسد.
نعیمی افزود: از آقای شکرریز تشکر میکنم که این قدر زیبا پرسش میکنند و میداند کدام سؤال را در کجا باید مطرح کرد تا چنین کتابی شکل بگیرد. این کتاب صرفاً یک گفتوگو نیست و قطعاً رمان هم نیست، اما به شیرینی یک رمان است. شاید در آن، آرایههای ادبی، استعاره و تشبیه به معنای متعارف رمان وجود نداشته باشد، اما اشارات درخشان و پاسخهای فرهیخته استاد ایرج راد باعث میشود خواننده لحظه لحظه از آن لذت ببرد. همان تعبیر «ترجِِِمهای» که استاد درباره نمایش من به کار بردند، برای من تبدیل به نشانهای شد که در جای جای کتاب نیز به یادش میافتادم.
این کارگردان تئاتر بیان کرد: البته در بخشهایی از کتاب، اشکالات تاریخی یا ویراستاری وجود دارد که شایسته است در چاپهای بعدی اصلاح شود. با این وجود، کتاب آن قدر لحظههای زیبا و ارزشمند دارد که این نکات کوچک چیزی از اهمیت آن کم نمیکند. برایم، این کتاب از جهتی یک اثر علمی و آموزشی جدی است. بسیاری از مطالبی که در دانشگاهها ساده و گذرا به ما گفته شده و امروز شاید کمتر به دانشجویان آموزش داده میشود، در این کتاب با ظرافت و به شکلی جذاب مطرح شده است.
ایرج راد مرد تئاتر است
علیرضا خمسه بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون نیز در این آیین سخنان خود را با مطالبی طنزآمیز آغاز کرد و گفت: در فاصلهای که درباره کتاب صحبت میکردیم، گویا روح ناصرالدینشاه بر من نازل شد و گفت به دوستان بگویم که «خوشمان آمد؛ کیف فرمودیم» اگر من جای آقای شکرریز بودم، نام این کتاب را میگذاشتم: «مرد تئاتر».
وی گفت: آقای مسجدجامعی از تعبیر «آقای سینمای ایران» صحبت کرد؛ هوشنگ گلمکانی هم تعبیر «آقای بازیگر» را به کار برده، اما جای عنوان «مرد تئاتر» واقعاً خالی است؛ چه در کتاب و چه در این مراسم. البته این عنوان پیشینه دارد و ابداع من نیست. اگر اختیار نامگذاری با من بود، میگفتم: دوست خوبم، آقای ایرج راد، مرد تئاتر است.
خمسه افزود: ما بازیگران، کارگردانان و نویسندگان، معمولا عنوان حرفهایمان را با خود حمل میکنیم؛ فلانی بازیگر خوبی است، فلانی بازیگر بدی است؛ آقای نعیمی کارگردان خوبی است یا دوست و پژوهشگر خوبی است، اما «مرد تئاتر» چیز دیگری است. مرد تئاتر فقط بازیگر خوب، کارگردان خوب یا نویسنده خوب نیست.
بازیگر مجموعه تلویزیونی «پایتخت» بیان کرد: مرد تئاتر کسی است که به رشد و ارتقای تئاتر کمک میکند؛ کسی که هستی و هویتش با تئاتر گره خورده است. ممکن است در سریالهای بسیار خوب یا فیلمهای بسیار خوبی بازی کرده باشد، اما آنچه او را تعریف میکند، نسبت عمیق و پایدارش با تئاتر است. به نظرم، ایرج راد یک مرد تئاتر است. درود بر آقای راد؛ شما همیشه ما را غافلگیر میکنید.
گوهر خیراندیش بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون نیز در این آیین با بیان نکاتی درباره کتاب و ویژگیهای شخصیتی و هنری ایرج راد اظهار کرد: او هیچ گاه فرهنگ و ریشههایش را فراموش نکرد.
ایرج راد از امنترین انسانهایی است که میتوان شناخت
شکرخدا گودرزی نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: این کتاب حاصل تلاش مشترک آقایان ایرج راد و بیژن شکرریز است؛ گفتوگویی است که هر دو سوی آن در شکلگیری و ارزش آن نقش اساسی داشتهاند. شکرریز از شخصیتهای گوناگون در حوزه ادبیات، فلسفه و هنر، پرترههای تصویری ساخته است. فعالیت او از سال ۱۳۸۲ با مجموعهای شامل پانزده پرتره با نام «دیدار» آغاز میشود. سپس مجموعههای مستند دیگری برای شبکههای یک، دو و پنج میسازد و سرانجام از تلویزیون جدا میشود.
وی گفت: ایرج راد، به نظر من، دستکم سه خصلت برجسته دارد؛ نخست، شکوه و اصالتی است که نامش نیز یادآور آن است؛ نامی که در شاهنامه و فرهنگ ما معنایی ریشهدار دارد. دوم، جوانمردی، فتوت و حیایی است که در وجود او دیده میشود؛ ویژگیهایی که با شأن و شخصیتش تناسب کامل دارند. سوم، حسن ظاهر و باطن و وقاری است که در او جمع شده است.
گودرزی افزود: یکی از مهمترین ویژگیهای ایرج راد، رازداری اوست. او از امنترین انسانهایی است که میتوان شناخت. هر چه با او در میان بگذارید، نزد او محفوظ میماند. میتوان با خیال راحت حرف دل را به او گفت و مطمئن بود که از دهان او بیرون نمیرود. در بخشهای زندگینامهای کتاب نیز به این ویژگی اشاره شده است.
بازیگر مجموعه تلویزیونی «شب دهم» بیان کرد: خصلتهای خوب آقای راد آن قدر زیاد است که هر قدر دربارهشان گفته شود، تکراری و خستهکننده نمیشود. او مرد آداب، ادب، تواضع و احترام به بزرگترهاست. ما بارها دیدهایم که در حضور استادانی همچون آقای انتظامی با نهایت احترام، دستبهسینه میایستد و ادب شاگردی را رعایت میکند. همیشه بزرگتر را مقدم میداند و خود در پی او حرکت میکند. نظم، متانت و وقار، از ویژگیهای همیشگی اوست.
وی گفت: همچنین ایرج راد قدرت سازماندهی بسیار بالایی دارد. همانطور که آقای غریبپور میتواند از یک برهوت، بهشتی فرهنگی بسازد، ایرج راد نیز توان ساختن و سامان دادن دارد. در شرایطی که گاهی با دو نفر یک جمع تشکیل میدهیم و با سه نفر منشعب میشویم، او توانسته است خانه تئاتر را شکل بدهد و آن را حفظ کند. این واقعا جای تقدیر دارد. با وجود این، گاهی ناجوانمردانه به او تهمت زدهاند یا بیمهری کردهاند؛ در حالی که او خود در ساختن این خانه نقش محوری داشته است. امیدوارم دل نازک و مهربان ایرج راد از این بیمهریها آسیب نبیند.
گودرزی افزود: اعضای هیات مؤسس خانه تئاتر بهتر میدانند که شکلگیری این نهاد چگونه بوده است. خود آقای راد نیز در صفحه ۴۲۸ کتاب، در سطرهای چهارم و پنجم، به این موضوع اشاره میکند. او میگوید که این اتفاق در دورهای رخ داد که ارادهای از پایین شکل گرفت و به نتیجه رسید. میدانیم که کوششهای فراوانی برای شکلگیری نهادهای صنفی در کشور انجام شده، اما بسیاری از این تلاشها به نتیجه نرسیدهاند. در چنین شرایطی، شکلگیری و دوام خانه تئاتر اهمیت دوچندان پیدا میکند.
بازیگر تئاتر «سهروردی» در ادامه نکاتی را درباره ویژگیهای کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» مطرح کرد و گفت: آقای راد در صفحه ۷۳، درباره گذشته تئاتر ایران میگوید: «هر کس جایگاه خود را داشت و هیچکس جایگاهی بالاتر از آن برای خود متصور نبود که بخواهد به دیگری تحمیل کند. همه به هم احترام میگذاشتند، همدیگر را دوست داشتند و منظم بودند. خاطرم هست تمرینها ساعت هشت صبح شروع میشد و هرگز یادم نمیآید کسی ساعت هشتوپنج دقیقه به تمرین آمده باشد.» این نکته، در قیاس با وضعیت امروز، بسیار قابل تأمل است. از دیگر نکات برجسته نگاه آقای راد، وابستگی و توجه او به تئاتر بومی است.
گودرزی افزود: این کتاب، در کنار همه ارزشهای محتواییاش، نیازمند بازبینی ویراستاری نیز هست؛ مواردی از این دست در آن کم نیست. با اینحال، اهمیت پژوهشی، تاریخی، اجتماعی و آموزشی کتاب چنان بالاست که این نکات از ارزش کلی آن کم نمیکند.
آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز شامگاه چهارشنبه (۲۸ مردادماه) با حضور مهدی فیروزان کارآفرین در زمینه فرهنگ و هنر، سعید امیرسلیمانی، اصغر همت، شهرام کرمی، رضا بابک، محمد بهرامی، مجید قناد، رضا فیاضی، شهره سلطانی و جمعی از هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون و جمع کثیری از علاقهمندان در گالری ثالث برگزار شد.
کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» اثری است که با محوریت شخصیت ناصرالدینشاه قاجار به موضوعی تاریخی و در عین حال فرهنگی و نمایشی میپردازد و زمینهای برای گفتوگو میان صاحبنظران و هنرمندان درباره بازنمایی این چهره تاریخی فراهم میکند.
اکبر حسنیراد با نام هنری ایرج راد دارای عنوان درجه یک هنری از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور است. او علاوه بر فعالیت در رادیو، تئاتر و تدریس در دانشگاه، داور جشنوارههای متعددی هم بوده است. همچنین عضو هیات مؤسس و هیات مدیره خانه هنرمندان و همچنین مدیرعامل خانه تئاتر هم است. او چه در صحنه تئاتر و چه در پرده سینما و چه در قاب تلویزیون همیشه بدون حاشیه و بدون ادعا کار کرده است.
شخصیت آرام و متین، منظم و دقیق در هر کاری، چه بازیگر، چه کارگردان تئاتر، بازیگری باسواد و بامطالعه است؛ بازیگری که نقش را برای خود تحلیل میکند. از این رو میتوان گفت در نقشهایی که بازی کرده، همیشه برای بیننده باورپذیر بوده است.
در توضیح عنوان همیشه ناصرالدین شاه باید گفت، او تنها بازیگری است که بارها چند سریال و چند اجرای نمایشی روی صحنه برده و نقش دورههای مختلفی از زندگی ناصرالدین شاه را بازی کرده است. دوران جوانی، میان سالی و پیری و حتی در دو یا سه نمایش، شخصیت طنز از ناصرالدین شاه را به بیننده نشان داده است.

ماسک و عروسک، در تئاتر جایگاه مشخصی ندارند/ وقتی کودک میخندد، یعنی کار مفیدی انجام دادهایم
به گزارش خبرنگار ایلنا، نمایش «هچل» نوشته امیرافسر شیبانی و شروین حاجیآقاجانی به کارگردانی امیر افسر شیبانی، از ۷ مردادماه در تالار هنر روی صحنه رفته و اجرای آن تا ۶ شهریورماه ادامه خواهد داشت.
تالار هنر واقع در میدان هفت تیر، ورزشگاه شیرودی، خیابان شهید مفتح، خیابان ورزنده واقع شده است.
لازم به یادآوری است اثر مذکور برگزیده هفتمین جشنواره تئاتر شهر است، با حضور جمعی از هنرمندان از جمله آرین ناصری مهر، شروین حاجیآقاجانی، صبا اقرلو، مهدی بیابانی، کیمیا فرنیا و فاطمه اسماعیلی اجرا میشود.
نمایش «هچل» با محوریت جهانی وارونه که در آن ارزشها جابهجا شدهاند، فرصتی برای تجربه هنری متفاوت ایجاد میکند.
فاطمه اسماعیلی (بازیگر، عروسک گردان و سازنده ماسکهای نمایش «هچل»، درباره این حضور با ایلنا گفتگو کرد.
او متولد ۱۳۸۲، دانشآموخته رشته نمایش عروسکی است و فعالیت حرفهای خود را پیش از ورود به دانشگاه و با نمایش «دختر کفش عروسکی» آغاز کرده است. وی نزدیک به چهار سال است که در حوزه بازیدهندگی عروسک، بازیگری، ساخت ماسک، عروسک و اکسسوار فعالیت دارد.
فاطمه اسماعیلی در ابتدای صحبتهایش با ایلنا، از همراهی مستمر با گروه هنری نمایش «هچل» خبر داد و افزود: «کار را در واقع پیش از ورود به دانشگاه با گروه «از یه جای دیگه» آغاز کردم که نمایش قبلیمان « دختر کفش عروسکی» بود و پس از آن بود که وارد دانشگاه شدم و در رشته نمایش عروسکی به تحصیل پرداختم. اکنون نیز در حوزه بازیدهندگی عروسک، بازیگری، ساخت ماسک، عروسک و اکسسوار با همین گروهها، فعال هستم.»
اسماعیلی درباره مواجهه با متن نمایش «هچل» نیز توضیحاتی داد. او با اشاره به اینکه به واسطه آشنایی دیرینه با گروه، از مراحل پیشتولید در جریان روند پیشرفت متن «هچل» قرار داشته، اظهار داشت: «از آنجا که مدتهاست با گروه مشغول به کار هستم و یکدیگر را میشناسیم، از ابتدای پیش تولید کار در جریان امور و پیشرفت متن قرار داشتم؛ تا اینکه کار آغاز شد و من ساختن را شروع کردم.»
وی گفت: «هچل» نخستین تجربهای بوده که در آن به تنهایی مسئولیت ساخت را برعهده گرفتهام.
اسماعیلی در ادامه توضیاتش بیان کرد: «نخستین جایی که به طور کاملاً مستقل ساخت و ساز را آغاز کردم، همین کار «هچل» بوده است. و اینکه ماسک دلآرته را ابتدا ساختم و سپس مابقی ماسکها، عروسکها و اکسسوار را تکمیل نمودم. سایر اعضای گروه نیز در طول این فرایند برای همراهی و کمک به ما پیوستند.»
ماسکها به شکلگیری کاراکترها کمک کردند
طراح ماسک و عروسک نمایش «هچل» در ادامه با اشاره به نقش ماسک در هدایت نمایش به سمت فضایی فانتزی، احساس خود را درباره مشاهده ساختههایش بر صحنه، چنین توصیف کرد: «بسیار برایم خوشحال کننده است هنگامی که میبینم آنچه ساختهام بر صحنه مکمل زیبایی و آن شکل و شمایل شده است.»
وی با استناد به بازخورد همکارانش، تأکید کرد: «بازیگران گروه به من گفتهاند که ماسکها به طور چشمگیری به ساخت کاراکترشان و تقویت حس و حال درونیشان بر صحنه، کمک کرده است. این موضوع برای من بسیار خوشحالکننده است و اساساً این مسئله از این جهت برایم بسیار ارزشمند محسوب میشود.»
اسماعیلی در پاسخ به پرسشی درباره بازخورد مخاطبان کودک و نوجوان، نسبت به نمایش «هچل» نیز توضیحاتی ارائه کرد.
او با ابراز خرسندی از استقبال چشمگیر در شبهای ابتدایی اجرا، گفت: «خدا را شکر در چند شب نخست، نمایشمان با استقبال بسیار خوبی از سوی تماشاگران مواجه شد و این برای من بسیار خوشحالکننده است.»
این بازیگر تئاتر شنیدن خنده تماشاگران در طول اجرا را ثمره تلاش مستمر گروه دانست و ادامه داد: «اینکه در نقطهای از صحنه خنده تماشاگر را میشنویم یا همان ریاکشنی را دریافت میکنیم که در تمام طول تمرینات انتظارش را داشتیم، حاصل آن است که مدت نسبتاً طولانی تمرین کردیم و در برابر اتفاقات گوناگون دست یکدیگر را گرفتیم و حقیقتاً از جای برخاستیم و ادامه دادیم.»
وی در توصیف احساس خود از بازخوردهای پس از اجرا افزود: ««هچل» با تمام قدرت به پیش رفت و اکنون هنگامی که باز خورد میگیریم و تماشاچی میخندد، یا وقتی بیرون از سالن از ما تشکر میکند، اتفاق بسیار شگفتانگیزی است. حقیقتاً بسیار خوشحالکننده است هنگامی که مخاطب بابت اجرا از ما قدردانی میکند. اتفاقا یکی از تماشاگران پس از اجرا پرسید تا چه زمانی اجرا دارید؟! این پرسش چنان شوقی در من برانگیخت که گویی دنیا را به من هدیه دادهاند و این برایم بسیار جالب است.»
کودک بیهیچ پردهپوشی احساسش را نمایان میسازد
اسماعیلی در تشریح تفاوت کار در حوزه کودک با تئاتر بزرگسال، با بیان اینکه کودک بدون هیچ ملاحظهای احساس خود را بروز میدهد، گفت: «تفاوت در این است که کودک بسیار صادقانه احساسش را نشان میدهد.»
وی برای تبیین این موضوع به ذکر نمونهای پرداخت و تصریح کرد: «امروز یکی از کودکان به سادگی گفت نمیخواهم با این عروسک کپور عکس بگیرم و این بدان معناست که احتمالاً خوشش نیامده یا ارتباطی برقرار نکرده است، اما اینکه تا این اندازه شفاف و صریح واکنش نشان میدهند برای من بسیار جالب است.»
وی در ادامه با اشاره به انگیزهای که از همکاران باسابقهتر خود در گروه آموخته است، بیان کرد: «این درس را بیش از همه از آقای شیبانی و شروین حاجیآقاجانی و سپس از سایر اعضای گروه «از یه جای دیگه» فرا گرفتهام که چرا باید برای کودک کار کنیم و من مشاهده میکنم که با چه انگیزه و علاقهای تلاش میکنند تا اجرا مناسب کودک باشد. »
اسماعیلی با اذعان به اینکه همکارانش نسبت به او تجربههای اجرایی بیشتری دارند، افزود: «بازیگران گروه از من بسیار بزرگتر هستند و تجربههای بیشتری دارند. من میبینم که با چه شور و شوقی میکوشند اجرایی درخور کودک ارائه دهند.»
وی با اشاره به تجربه شخصی خود از تماشای نمایشهای کودک نامناسب، یادآور شد: «ما نیز همچون سایرین، کودکانی را دیدهایم که از سالن خارج شدهاند و یا اجرا برایشان خوشایند نبوده یا نکتهای در آن وجود داشته که اساساً شاید کودک نیازی به دیدنش بر صحنه نداشته است.
او تاکید کرد: ما تمام تلاشمان را به کار میبندیم که اجرا را به شیوهای پیش ببریم که شایسته و مناسب کودک باشد. این چیزی است که من واقعاً آن را در کنار این گروه تجربه کردهام و بسیار خوشحالم که در این مسیر اینگونه گام برمیدارم.»
بازیگر و طراح ماسک نمایش «هچل» در ادامه به توصیف شخصی خود نسبت به کار برای کودکان پرداخت.
او گفت: این امر برای من به مثابه انجام کاری مفید و رقم زدن اتفاقی مثبت تلقی میشود اینکه اگر همه چیز بر وفق مراد نیست، اما تو داری برای کودک کار میکنی. کودکان در برابر نابسامانیهای پیرامونشان معصوم هستند. آنها در برابر هیچ چیز، هیچ گناهی ندارند! اگر کودک جنگ را از سر میگذراند، اگر شرایط زندگی و جامعه به خوبی پیش نمیرود، او مقصر نیست و هیچ تقصیری متوجه او نیست.»
اسماعیلی با اشاره به تأثیر یک اجرای موفق بر روحیه کودک، گفت: «وقتی کودک مینشیند و یک ساعت تو را نگاه میکند و در نقطهای از نمایش لبخند میزند و حالش در آن لحظه بهبود مییابد، من دستکم اینگونه احساس میکنم که کاری مفید انجام دادهام و یک اتفاق مثبت رقم زدهام و این تفاوت کار کودک با بزرگسال برای من در همین نکته نهفته است، اما در کار کودک موضوع بهگونهای دیگر است.»
اسماعیلی در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه هنر ماسک و عروسک در تئاتر گفت: این حوزه در تئاتر بزرگسال جایگاه مشخصی ندارد و اغلب اجرای بازیگر بیشتر مورد اقبال است. کلا ماسک و عروسک، در مجموع در جهان تئاتر جایگاه چندان مشخصی ندارند که افراد به طور ویژه به آن بپردازند؛ یا بر آن متمرکز شوند. معمولاً اجرای بازیگر بسیار بیشتر مورد توجه و پذیرش قرار میگیرد.»
وی گفت: در تئاتر کودک، این عنصر به واسطه فضای فانتزیای که خلق میکند برجسته میشود؛ اما در تئاتر کودک ناگهان ماسک به دلیل آن فانتزی که با خود به همراه میآورد و فضایی که میسازد، برجسته و شاخص میشود.»
بازیگری ماسک بسیار دشوار است
اسماعیلی بازیگری ماسک را بسیار دشوار توصیف کرد و در اینباره گفت: این شیوه نیازمند بدنهای آماده و چهرههای ورزیده است.
وی تصریح کرد: بازیگری ماسک، شیوهای بسیار دشوار است. یعنی اگر نیم ماسک در اختیار داریم، صورتهای آماده میطلبد و بازیگران بخش دلآرته ما به واسطه داشتن نیم ماسک در اجرا، تمرین فراوانی بر روی فکهای خود انجام دادند که کاری کاملا طاقتفرساست. حال نیز خوشحالم که توانستند از عهده این کار برآیند.»
اسماعیلی در پایان تاکید کرد: «برای من بسیار خوشحال کننده است که ماسکهایم تأثیر مثبتی بر کلیت اجرا بر جای گذاشتهاند.»
انتهای پیام/

بررسی «تاثیر هوش مصنوعی بر ترجمه» در دهمین رویداد «جمعههای تئاترشهر»
به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر؛ دهمین رویداد «جمعههای تئاتر شهر» روز جمعه ۳۰ مرداد ماه به برگزاری یک نشست تخصصی با موضوع «تاثیر هوش مصنوعی برترجمه» توسط کانون نمایشنامه نویسان ومترجمان خانه تئاتر اختصاص پیدا کرده است.
آبتین گلکار مترجم، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، نرگس یزدی مترجم، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، حمید دشتی مترجم و مدرس ترجمه، محمدرضا ترک تتاری مترجم، نویسنده و مدرس ترجمه از جمله کارشناسانی هستند که دردهمین رویداد «جمعههای تئاترشهر» با موضوع «تاثیرهوش مصنوعی برتر جمعه» به ارائه نقطه نظرات خود میپردازند.
دهمین ویژه برنامه «جمعههای تئاترشهر» توسط کانون نمایشنامه نویسان و مترجمان خانه تئاتر ساعت ۱۹:۳۰ روز جمعه ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵ در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار و ورود برای علاقهمندان و مخاطبان آزاد است.
اکران مستند «چریکه بهرام» با یادی از زنده یاد بهرام بیضایی به کارگردانی فرشید قلی پور، ویژه برنامه «حالا نوبت شماست (بخش اول) با محوریت نقد وبررسی عملکرد تماشاخانههای دولتی و خصوصی عرصه نمایش در مواجهه با مخاطبان»، برگزاری مراسم یادبود زنده یاد بهناز نازی و زنده یعقوب صباحی از بازیگران فقید تئاتر با نمایش فیلم تئاتر «درخشش در ساعت مقرر» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، پخش فیلم تئاتر «رمولوس کبیر» به کارگردانی نادربرهانی مرند، پخش فیلم مستند «تمرین آخر» به کارگردانی زنده یاد ناصر تقوایی و سخنرانی محمدحسین ناصربخت، رونمایی از نمایشنامه و کتاب «دشمن زن» به نویسندگی توفیق الحکیم و کارگردانی رحمت امینی، «نشست تخصصی آسیب شناسی نقد تئاتر ایران» با حضور سعید اسدی، رضا آشفته و رامتین شهبازی و پخش فیلم تئاتر «مکبت» به کارگردانی فرهاد مهندس پور، رونمایی از آلبوم «موسیقی تئاتر» سعید ذهنی از جمله رویدادهایی بوده که طی هفتههای گذشته در قالب پروژه «جمعههای تئاترشهر» برگزار شد.
ویژه برنامه «جمعههای تئاترشهر» از جمله رویدادهای جنبی مجموعه تئاترشهر است که طی آن برنامه هایی، چون «اکران فیلم تئاترهای موفق به صحنه رفته در تئاترشهر»، «اکران آثار سینمایی مستند مرتبط با حوزه تئاتر»، «رونمایی از کتابهای تخصصی حوزه تئاتر»، «نشستهای پژوهشی و تخصصی حوزه هنرهای نمایشی»، «مراسم نکوداشت چهرههای شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف»، «کارگاههای آموزشی»، «جلسات نمایشنامه خوانی» و برنامههای متنوع دیگر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
انتهای پیام/

انتقاد برخی از هنرمندان نسبت به برگزار نشدن کنسرت و نمایش در زنجان | انصاف نیوز
سایت خبری صدای زنجان نیوز نوشت: «در سالهای اخیر، بخشی از هنرمندان استان زنجان بهویژه فعالان حوزه موسیقی و تئاتر، بیش از گذشته نسبت به محدود بودن فرصتهای اجرا، کمبود بسترهای مناسب برای برگزاری برنامههای هنری و پیامدهای اقتصادی ناشی از این وضعیت گلایهمند شدهاند؛ موضوعی که به اعتقاد آنان، نهتنها روند فعالیت حرفهای هنرمندان را مختل کرده، بلکه بیکاری پنهان و آشکار در بدنه هنر استان را نیز تشدید کرده است.
فعالان هنری معتقدند نبود امکان مستمر برای برگزاری کنسرت، نمایش و دیگر رویدادهای فرهنگی، عملاً بخش مهمی از ظرفیتهای انسانی و خلاق استان را به حاشیه رانده است. در شرایطی که هنر برای بسیاری از فعالان این عرصه تنها یک فعالیت ذوقی نیست و بهعنوان شغل و مسیر معیشتی دنبال میشود، وقفههای طولانی در اجرا و محدود بودن امکان حضور در صحنه، فشار اقتصادی قابل توجهی را متوجه هنرمندان کرده است.
برنامه منسجمی برای اجراها وجود ندارد
رضا یکی از هنرمندان حوزه موسیقی در زنجان در گفتوگو با صدای زنجان اظهار کرد: نبود برنامهریزی منسجم برای برگزاری اجراهای زنده، موجب شده گروههای موسیقی پس از ماهها تمرین و صرف هزینه، در مرحله اجرا با موانع مختلف روبهرو شوند.
وی افزود: این وضعیت نهتنها انگیزه فعالیت را کاهش میدهد، بلکه باعث فرسایش تدریجی گروههای هنری و دور شدن نسل جوان از فعالیت حرفهای در این عرصه میشود.
این هنرمند زنجانی با بیان اینکه در حوزه نمایش نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد، اضافه کرد: برخی از فعالان تئاتر در زنجان میگویند محدود بودن سالنهای مناسب و تعمیرات تنها سالن شهر در فرهنگسرا، کمبود حمایتهای اجرایی و نبود چرخه پایدار اجرای عمومی، سبب شده تولیدات نمایشی پس از طی مراحل تمرین و آمادهسازی، یا به اجرا نرسند یا با حداقل ظرفیت و کمترین بازدهی ممکن روی صحنه بروند.
او افزود: تئاتر در زنجان بیش از آنکه یک جریان مستمر و زنده باشد، در بسیاری از مواقع به فعالیتی مناسبتی و مقطعی تبدیل شده است.
این هنرمند زنجانی ادامه داد: ادامه این روند، آثار مخربی بر بدنه فرهنگی استان خواهد گذاشت؛ چرا که بیکاری در میان بازیگران، کارگردانان، نوازندگان، صدابرداران، طراحان صحنه، عوامل فنی و دیگر فعالان وابسته به حوزه هنر، تنها به از دست رفتن یک فرصت شغلی محدود نمیشود، بلکه به تضعیف زیستبوم فرهنگی استان نیز میانجامد.
رضا ادامه داد: در واقع، هر اجرای لغوشده یا هر برنامهای که امکان برگزاری پیدا نمیکند، زنجیرهای از مشاغل مستقیم و غیرمستقیم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بخش خصوصی و خطر ورشکستگی
از سوی دیگر، برخی صاحبنظران فرهنگی بر این باورند که زنجان با وجود برخورداری از ظرفیتهای قابل توجه در حوزه موسیقی، نمایش و هنرهای اجرایی، هنوز نتوانسته زیرساختهای لازم برای بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیتها را فراهم کند. کمبود سالنهای استاندارد، محدود بودن فضاهای تخصصی اجرای تئاتر و موسیقی، و نبود نگاه اقتصادی به هنر، از جمله موانعی است که بارها از سوی هنرمندان مطرح شده است.
کاهش برگزاری کنسرتها و محدود شدن اجراهای هنری در زنجان، تنها هنرمندان و فعالان فرهنگی را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه مجموعههای خصوصی فعال در حوزه زیرساختهای فرهنگی را نیز با مشکلات جدی اقتصادی مواجه کرده است؛ موضوعی که این روزها درباره سالن هلالاحمر زنجان بیش از گذشته مطرح میشود.
سالن هلالاحمر زنجان که طی سالهای اخیر به یکی از معدود فضاهای اصلی برگزاری کنسرت، برنامههای موسیقی و برخی رویدادهای فرهنگی استان تبدیل شده، اکنون به دلیل کاهش محسوس اجراها و محدود بودن برنامههای هنری، با چالش اقتصادی و خطر زیاندهی روبهرو است.
این مجموعه که بهرهبرداری آن در اختیار بخش خصوصی قرار دارد، بخش عمده هزینههای جاری، نگهداری و مدیریت خود را از محل برگزاری برنامهها و فروش بلیت تأمین میکند و طبیعی است که رکود در بازار اجراهای هنری، مستقیماً بر تداوم فعالیت آن اثر بگذارد.
فعالان حوزه موسیقی معتقدند سالن هلالاحمر در شرایط فعلی عملاً تنها فضای نسبتاً قابل استفاده برای برگزاری برخی کنسرتها در مرکز استان محسوب میشود؛ سالنی که با وجود محدودیت ظرفیت در سالهای گذشته بار اصلی اجراهای موسیقی را بر دوش کشیده است. با این حال، کاهش تعداد اجراها و طولانی شدن فاصله میان برنامههای هنری، موجب شده چرخه اقتصادی این مجموعه با اختلال مواجه شود.
برخی برگزارکنندگان برنامههای فرهنگی نیز میگویند هزینههای ثابت سالن، تجهیزات صوتی و نوری، نیروی انسانی، نگهداری مجموعه و سایر هزینههای اجرایی، مستقل از تعداد برنامهها پابرجاست و وقتی اجراها کاهش پیدا میکند، فشار مالی مستقیم متوجه بخش خصوصی میشود. به گفته آنان، در چنین شرایطی ادامه فعالیت اقتصادی سالن بدون حمایت و رونق نسبی اجراها دشوار خواهد بود.
برگزاری کنسرتها براساس ملاحضات اجتماعی و سیاسی اتفاق میافتد
در پی گلایههای مطرح شده از سوی برخی از فعالان حوزه هنر و موسیقی در استان زنجان مبنی بر وجود سختگیری در صدور مجوزهای برگزاری کنسرت، جعفر محمدی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان، به تبیین حقایق موجود و تشریح موانع واقعی پیش روی این حوزه پرداخت.
وی با تاکید بر اینکه ممنوعیت قانونی برای برگزاری کنسرت وجود ندارد، چالشهای موجود را در دو محور اصلی ملاحظات محیطی-اجتماعی و فقدان زیرساختهای استاندارد قرار داد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان در پاسخ به ادعای وجود محدودیتهای بیمورد، تصریح کرد: در نظام اداری و قانونی ما، هیچ مانع یا ممنوعیت مشخصی برای هر کسی که درخواست مجوز میدهد وجود ندارد. هر درخواستی که شرایط لازم را داشته باشد، فرآیند بررسی آن طی میشود. اما آنچه به عنوان سختگیری از سوی هنرمندان تعبیر میشود، در واقع ملاحظات شرایط خاص است.
وی با اشاره به تأثیر مستقیم فضای عمومی بر تصمیمات، افزود: ما نمیتوانیم صرفاً به قانون خشک نگاه کنیم؛ بلکه باید شرایط اجتماعی، سیاسی و امنیتی جامعه را نیز لحاظ کنیم. برای مثال، در ایام محرم، یا در بازههای زمانی که استان با رویدادهای خاصی از جمله مراسمهای مربوط به شهدای گرانقدر و مسائل امنیتی مرتبط با تجمعهای انسانی مواجه است، برگزاری کنسرتهای پاپ یا برنامههای شاد، با مقتضیات آن دوران همخوانی ندارد. ما موظف هستیم هماهنگیهای لازم را با مراجع ذیصلاح انجام دهیم تا از بروز هرگونه تداخل یا مشکل امنیتی جلوگیری شود.
محمدی همچنین خاطرنشان کرد: پیش از این نیز همواره مدافع برگزاری برنامههای شاد بودهایم، اما شرایط فعلی ایجاب میکند که برنامهریزیها با دقت بیشتری و با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و اجتماعی انجام پذیرد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان افزود: کمبود سالنهای استاندارد، یکی از بزرگترین مانع واقعی در برابر هنر است.
زنجان نیاز به سالن ۱۵۰۰ نفری دارد
وی با بیان اینکه وضعیت سالنها در مرکز استان و شهرستانهایی نظیر خدابنده و خرمدره گفت: در حالی که ظرفیت سالنهای شهرستانها معمولاً بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ نفر است، اما این ظرفیتها برای برگزاری کنسرتهای سطح بالا اصلاً کافی نیست. برای اینکه بتوانیم برنامههایی در سطح استان داشته باشیم، همچنین ما در مرکز استان به حداقل یک سالن با ظرفیت ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ نفر نیاز داریم.
وی با تحلیل اقتصادی برگزاری کنسرت، توضیح داد: برگزاری کنسرت با حضور هنرمندان تراز اول موسیقی ملی و سنتی، مانند استاد همایون شجریان، علیرضا قربانی یا شهرام ناظری، هزینههای ثابت بسیار بالایی دارد. وقتی این هزینهها بر تعداد صندلیهای یک سالن کوچک تقسیم شود، از نظر اقتصادی هیچ توجیهی برای برگزارکننده نخواهد داشت. سالنهای فعلی زنجان پاسخگوی این نوع برنامههای فاخر نیستند.
محمدی افزود: اگر بخواهیم برای جبران کمبود سالن به سراغ استادیومهای ورزشی برویم، با دو چالش بزرگ روبرو هستیم نخست، عدم تناسب و عدم رعایت شأن و وقار موسیقی فاخر در چنین فضاهای باز و ورزشی؛ و دوم، دشواریهای بسیار زیاد در مدیریت امنیت و نظم جمعیت در چنین محیطهایی.
جعفر محمدی ضمن ابراز همدردی با دغدغههای هنرمندان، بر این نکته تأکید کرد که تا زمانی که زیرساختهای فیزیکی (سالنهای با ظرفیت بالای ۱۵۰۰ نفر) مهیا نشود و هماهنگیهای لازم با مراجع امنیتی و اجتماعی انجام نگیرد، میزبانی از برنامههای بزرگ در سطح استاندارد امکانپذیر نخواهد بود.
او تأکید کرد: انتظار میرود با ایجاد زیرساختهای مناسب، برنامهها با خیال راحت و در بستری استاندارد برگزار شوند.»
انتهای پیام
