عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخ ر- گاهی آنچه پس از یک واقعه رخ میدهد، از خود واقعه هولناکتر است. نه به این دلیل که رنج اولیه کماهمیت است، بلکه چون جامعه با واکنش خود نشان میدهد تا چه اندازه توان همدلی، فهم دیگری و مسئولیت اخلاقی را از دست داده است.
اظهارات اخیر ملیکا پارسادوست پس از اعلام قطعی شدن حکم پرونده شکایتش از پژمان جمشیدی، صرفنظر از همه ابعاد حقوقی و قضایی، یک واقعیت تلخ را دوباره آشکار کرد؛ ما بیش از آنکه درباره خشونت حرف بزنیم، درباره قربانی حرف میزنیم.
بیش از آنکه رفتار متهم را تحلیل کنیم، زندگی شاکی را زیر ذرهبین میبریم و بیش از آنکه به دنبال فهم حقیقت باشیم، به دنبال یافتن دلیلی هستیم که ثابت کند «حتماً خودش مقصر بوده است.»
کافی است نگاهی به کامنت های متعدد منتشرشده در شبکههای اجتماعی بیندازیم؛ نظراتی که بخش قابل توجهی از آنها را نه مردان، بلکه زنان نوشتهاند:
«شما بچه نبودی، به اختیار خودت رفتی، پای عواقبش هم بمان.»
«برای پژمان جمشیدی دختر کم نیست که بخواهد به زور به تو حمله کند.»
«از تجاوز رسید به خشونت، مرحله بعدی میشود بوسه و نگاه.» …













