اکبر خان عبدی که دیشب از بین ما رفت از همین جنس آدم هاست( اصلا نمی توانم فعل گذشته در موردش به کار ببرم.) یک جوری جزو خاطرات و حافظه جمعی ما ایرانی جماعت شده که اصلا نمی شود به این راحتی ها باور مون بشود که دیگر نیست. یا به قول خودش در فیلم مادر: اکبر خان مرد از بس که جان ندارد.
شاید فقط تعدادی انگشت شمار را بتوان یافت که در هنر نمایش و بازیگری بتوانند همتای اکبر خان باشند. نقش ها را طوری بازی می کرد انگاری خیلی بزرگ تر از آن هاست. انگاری قاب تصویر براش کوچک تر بود. آن صورت گرد و دوست داشتنی اش وقتی با برق چشمای شیطون ولی در عین حال پر احساسش ترکیب می شد نمی شد جلوی جادوی بازی اش مقاومت کرد.
کارنامه بازیگری اش پر از نقش های درجه یک است( البته کار ضعیف هم چند تایی خدابیامرز البته او همیشه اکبر عبدی بود فیلم ها ضعیف شده بودند) اما برای من یکی چند تا از نقش هایش آن بالا بالا ها قرار دارند و دستاورد هایی هستند که تاریخ بازیگری این مملکت را ورق زده اند.
اول می روم سراغ شاهکارش (هنرپیشه) فیلمی که محسن مخملباف در سال 1371 ساخت. فیلم یه جورایی در مورد خود اکبر عبدی است هنرپیشه با استعدادی که می خواهد کمدین متفاوتی مثل چارلی چاپلین بشود اما دست روزگار آن را تبدیل می کند به اولیور هاردی در زوج لورل هاردی.
فیلم روایت بی نظیر و درجه یکی از تقلای یک هنرمند دوست داشتنی و توانا برای دنبال کردن ایده آل هایش در سینماست. یک جور مرثیه ای بر هنر والا که در روزگار فعلی خریداری ندارد. اکبر عبدی در این فیلم با مشکل نازایی همسرش رو به روست و این می شود سرآغاز سرگشتگی های اکبر آقا در مورد عشق و فداکاری و زن و زندگی.
عبدی یک جوری این نقش را بازی می کند انگار همین الان دوربین گذاشتن جلوش و اونم بسم الله شروع کرده دیالوگ گفتن. همین قدر راحت و ریلکس.
فیلم بعدی دل شدگان ساخته علی حاتمی است که سال 1370 ساخته شد. روایت شاعرانه حاتمی از سفر نوازندگان مشهور موسیقی ایرانی به پاریس برای ضبط گرامافون و عشاقانه ناکام طاهر و شاهزاده ترک پر است از لحظه های ناب . یکی از این لحظه ها بر می گردد به برملا شدن عشق آقا فرج با بازی اکبر عبدی به تنبک نوازی در منزل عیسی خان وزیر با بازی مرحوم جلال مقدم. آقا فرج ترس و واهمه از عیسی خان را با عشقش به موسیقی چنان در هم می آمیزد که انگاری چون قناری اسیر قفس است ولی چهچهه سر می دهد.
حیف که سرنوشت این قناری غرق شدن در آب های خروشان دریا بود.
سال ها پیش به واسطه رابطه خانوادگی که با خانم آزیتا حاجیان دارم میزبان پدر ایشان بودیم. ایشان اولین چای بعد از شام را که می خورد سر شوق آمد و گفت: براتون خبر دارم چه خبری. داود میرباقری دارد یک فیلمی در ترکیه می سازد که داستانش در مورد مهاجرت به ینگه دنیا است. خب لبخند شوق روی صورت ما ماسید که این چه خبری بود این کجایش جالب بود؟
آقای حاجیان با بلند کردن دست راستش ما را دعوت به صبر کرد و گفت:
اکبر خان عبدی در بخشی از این فیلم نقش یک زن را بازی می کند.
همین شد که تصور اکبر خان و بازی در این نقش رفت نشست توی ذهن من. دیگر کار من شده بود روزها رو شمردن تا این فیلم اکران شه.
اما متاسفانه فیلم توقیف شد. بعد ها یکی از دوستان اهل ذوق و هنر نوار وی اچ اس فیلم را برایم آورد.
اغراق نیست اگر بگویم یک تابستان بود و یک فیلم آدم برفی ساخته داود میر باقری با بازی اکبر عبدی . هر چی می دیدم خسته نمی شدم باز بیشتر دوستش داشتم. همه اش هم یک علت داشت جادوی بازی اکبر.
خدایش بیامرزاد که رفتنش را باور نتوانم کرد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آیا چین بازی ایران در تنگه هرمز برای 200 دلاری شدن نفت را برهم زد ؟ خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : الجزیره: ایران بانک اهداف جدیدی در داخل اسرائیل تهیه کرده است بیشتر بخوانید: اکبر عبدی در فیلم دزد عروسکها(عکس) سیاست، سینما و آماتوریسم بدخیم! دستمزد بالای اکبر عبدی بعد سریال «بازم مدرسه ام دیر شد» تماشاخانه ۷+۱ تنگه دریایی استراتژیک جهان ؛ هرکدام بسته شوند چه اتفاقی میافتد زرتشت؛ ۴۷ سال پیامبری اهورامزدا و قیام علیه کرپانهای دیو پرست فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران









