
سخنگوی وزارت خارجه: ایران هیچ درخواستی برای مذاکره با آمریکا نداشته است

کالبدشکافی سیستم بینالملل از منظر نظریه سیستمها - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: دکتر سلیمان گلپور ، دانشآموخته دکترای مدیریت سیستمها
دیپلماسی ایرانی: قرن بیست و یکم با وعده پایان تاریخ و گسترش دموکراسیهای لیبرال آغاز شد، اما خیلی زود به صحنه بازگشتِ خشونت سازمانیافته دولتی بدل شد. از برجهای دوقلوی نیویورک در ۲۰۰۱ تا سقوط موصل، از الحاق کریمه در ۲۰۱۴ تا حملهی تمامعیار روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲، و از محاصره نوار غزه تا بمبارانهای اخیر لبنان و جنگ های مکرر ایالات متحده با ایران، جهان نوعی تکرار الگویی تیره را شاهد بوده است: قدرتهای بزرگ و میاناندازه، فارغ از نام و مرام سیاسیشان، هر بار با تکیه بر برتری نظامی یا حق وتو، قواعد بازی را به نفع خود تغییر میدهند و هزینههای فاجعهبار انسانی را به حساب منافع حیاتی یا دفاع مشروع میگذارند. این منازعات، هرچند در بسترهای تاریخی و جغرافیاییِ متفاوتی رخ دادهاند، اما اشتراکات ساختاریِ شگفتآوری دارند. همهی آنها در فضای خلأ نظارتی جهانی روی میدهند؛ جایی که شورای امنیت یا فلج است، یا با وتویِ یکی از اعضای دائم، از صدور هرگونه بازخورد تنبیهی فوری بازمیماند.
قوانین بینالمللی بشردوستانه، در برخورد با متجاوزان قدرتمند، نه بهمثابه ترمزی برای خشونت، بلکه همچون سندی برای توجیهِ خشونت پس ازوقوع عمل میکنند. آیا این تکرار خشونت، نشان از شرارتِ ذاتی برخی رهبران دارد، یا ریشه در معماری خود نظام بینالملل دارد؟ آیا میتوان جنگ در اوکراین، نسلکشی در غزه، و مداخلات نظامیِ آمریکا را صرفاً بهحساب بازیگران بد گذاشت، یا اینکه این منازعات، خروجیِ طبیعی سیستمی هستند که برای مهار قدرتهای بزرگ طراحی نشده، بلکه برای بقایِ آنها طراحی شده است؟
از دیدگاه سیستمی، این منازعات، خروجی یک معماری نهادی معیوب هستند؛ معماریای که اگرچه رفتارهای پرخاشگرانه را جبر نمیکند، اما هزینه آنها را بهشدت کاهش داده و پاداشِ آنها را در کوتاهمدت تضمین میکند. نظام بینالملل، یک سیستم پیچیده سازگارشونده است که در سه حلقهی بازخورد کلیدی، دچار نارسایی بنیادین است :
۱- حلقه بازخورد منفیِ فلجشده (شکست نهاد تنظیمگر) در سیستمهای پایدار، یک تنظیمگر(ترموستات) وظیفه دارد انحراف از هنجار را شناسایی و سیستم را به تعادل بازگرداند. در نظام جهانی، شورای امنیت سازمان ملل نقش این ترموستات را دارد، اما حق وتوی پنج عضو دائم، این مکانیزم را به ابزاری برای مصونسازی قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است. نتیجه آن است که وقتی روسیه به اوکراین حمله میکند، خود میتواند قطعنامه علیه خویش را وتو کند؛ و هنگامی که آمریکا به عراق لشکرکشی میکند، وتوی متحدش (یا تهدید به آن) مانع از شکلگیری بازخورد تنبیهی فوری میشود. این، یک خطای سیستمی عینی است، اما ریشه در توازن قدرت پس از جنگ جهانی دوم دارد و صرفاً با شعار لغو حق وتو حل نمیشود؛ چراکه وتو، خود عصاره وجودی این نهاد و بازتاب آنارشی ساختاری جهان است.
۲ـ حلقه بازخورد مثبت تقویتکننده خشونت (معمای امنیت) نظام بینالملل ماهیتاً خودیار است و پلیس مرکزی ندارد. این ویژگی، یک حلقه تقویتکننده مخرب ایجاد میکند: اقدام دفاعی بازیگر الف در ذهن بازیگر ب بهعنوان تهدیدی تهاجمی تفسیر میشود و بازیگر (ب) نیز ناچار به افزایش قدرت خود میشود. این معمای امنیت، یک واقعیت بنیادی در روابط بینالملل است که فارغ از نام کشورها عمل میکند. اسرائیل بمباران غزه را دفاع از خود مینامد، درحالیکه این اقدام از منظر فلسطینیان نسلکشی و حمله به سرزمین مادری تلقی میشود و نسل بعدی مبارزان را پرورش میدهد. فارغ از ماهیت تجاوزگرانه و خوی متوحش، این تناقض مختص اسرائیل نیست؛ بلکه هر قدرتی که در چنین موقعیتی قرار گیرد، گرفتار همین پارادوکس سیستمی خواهد شد. برای خروج از این پارادوکس، سیستم نیازمند تعریف فراقارهای از تهدید است؛ اما تا زمانی که امنیت صرفاً در چارچوب مرزهای ملی تعریف شود، این حلقه مثبت مخرب همچنان به تولید خشونت دامن خواهد زد.
۳ـ حلقه بازخورد تنبیهی با تأخیر و ناهمتراز در سیستمهای کارآمد، هزینه خطا باید فوری و متناسب باشد. اما در سیاست بینالملل، بازخورد تنبیهی برای زورگویان بزرگ یا با تأخیر سنگین همراه است (مانند تحریمهایی که سالها طول میکشند تا اثرگذار شوند) یا اساساً شکل نمیگیرد. آمریکا با حمله به عراق نهتنها هزینهای متناسب پرداخت نکرد، بلکه شرکتهایش قراردادهای بازسازی را نیز به دست آوردند؛ روسیه کریمه را ضمیمه کرد و تحریمها نتوانستند آن را وادار به عقبنشینی کنند؛ و اسرائیل در غزه، با وجود نسلکشی،جنایت و ایجاد ویرانی گسترده، همچنان از حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک برخوردار است، بااینحال، نباید از حلقههای بازخورد مثبتِ بازدارنده غافل شد: وابستگیهای اقتصادی عمیق، زنجیرههای تأمین جهانی و هراس از تشدید رقابتها و تقابلهای هستهای، تا حدی مانع از فروپاشی کامل سیستم شدهاند. اما مشکل اینجاست که این بازدارندههای اقتصادی، در برابر منافع حیاتی ژئوپلیتیکی مانند تغییر مرزها یا بقای رژیمها بسیار ضعیفتر از آن هستند که بتوانند سیستم را مهار کنند. سیستم، عملاً به بازیگران پیام میدهد؛ تا زمانی که منافع شما حیاتی باشد، زورگویی هزینهای ناچیز دارد و پاداش آن فوری است. راهکارهای سیستمی (با رویکرد عیبیابی واقعگرایانه) راهحل، نه در موعظهی اخلاقی به قدرتمندان (زیرا سیستم به آنها قدرت داده است) و نه در طراحی آرمانشهری دولت جهانی خلاصه نمیشود زیرا خودِ سیستم اجازهی شکلگیری آن را نمیدهد، بلکه راهحل، تغییر تدریجی معماری هزینه – فایده در سه سطح است؛
۱- بازطراحی مکانیزم وتو بهجای حق وتوی انفرادی که در شرایط کنونی غیرقابل اجراست، میتوان سازوکاری تعریف کرد که هزینهی سیاسی استفاده از حق وتو را افزایش دهد. برای مثال، هر بار که یک عضو دائم از وتو برای جلوگیری از تصویب قطعنامهای استفاده میکند، موضوع بهطور خودکار به مجمع عمومی ارجاع شود تا با رأی دوسوم (هرچند غیرالزامآور) آن کشور در معرض انزوای دیپلماتیک قرار گیرد. این اقدام ترموستات را بهکلی از کار نمیاندازد، اما فلجبودن آن را برای افکار عمومی جهان آشکار میسازد و هزینه شهرت را برای متجاوز افزایش میدهد.
۲- بازخوردهای خودکار اقتصادی مبتنی بر معاهدات موجود بهجای آرزوی پلیس اقتصادی جهانی، میتوان از ظرفیت معاهدات چندجانبه موجود استفاده کرد. پیشنهاد عملیتر این است که در پیمانهای تجاری و اقلیمی، بندهای فسخ خودکارتعبیه شود که در صورت نقض مرزهای بینالمللی بهرسمیتشناختهشده، بدون نیاز به رأیگیری شورای امنیت، مذاکرات تجاری به حالت تعلیق درآید. این یک سیستم ایمنی غیرمتمرکز است که سیاستمداران برای دور زدن آن باید ائتلافهای سنگین و پرهزینهای تشکیل دهند، نه اینکه صرفاً یک قطعنامه را وتو کنند.
۳- تغییر متغیر هدف از امنیت دولت به امنیت انسانیِ هشداردهنده اگرچه تغییر کد ماهوی سیستم وستفالیایی در کوتاهمدت ممکن نیست، اما میتوان امنیت انسانی را نه بهعنوان خروجی نهایی، بلکه بهعنوان یک شاخص پیشبینیکننده وارد معادلات کرد. از منظر سیستمی، نسلکشی و آوارگی جمعی، گرچه ممکن است امنیت کوتاهمدت یک دولت را تأمین کند، اما موجهای پناهندگی، بیثباتی منطقهای و رشد تروریسم را در میانمدت بهعنوان بازخورد معکوس به همان دولت بازمیگرداند. اگر شاخص تعداد کودکان قربانی بهعنوان یک هشدار سیستمی جدی برای بیثباتیهای آینده تعریف شود، آنگاه بمباران غزه یا اوکراین نه فقط یک جنایت اخلاقی، بلکه یک خطای محاسباتی سیستمی تلقی خواهد شد که هزینههای بلندمدت آن از منافع کوتاهمدتش بسیار بیشتر است.
خلاصه اینکه جهان، یک سیستم هوشمند اما دچار نقص همدلی ساختاری است. این سیستم، سلولهای غیرخودی (انسانهای طرف مقابل) را بهعنوان متغیرهای قابل حذف در نظر میگیرد؛ اما این رفتار ضدسیستمی، خودِ پایداری بلندمدت سیستم را تهدید میکند. راهحل، نه در سرنگونی یکباره این ساختار (که عملاً محال است)، بلکه در نصب پچهای هزینهساز بر روی این معماری کهن است؛ پچهایی که بازی قدرت مطلق را به یک بازی پرهزینه و غیرعقلانی تبدیل کنند. تا زمانی که هزینهی جنایت برای قدرتهای بزرگ از هزینهی صلح بیشتر نشود، سیستم همچنان به تولید هیولا ادامه خواهد داد؛ اما اصلاح این سیستم، نیازمند درک عمیق محدودیتهای آنارشیک جهان است، نه نادیدهگرفتن آنها.
برخی بیآنکه بدانند با مذاکره مخالفند
به گزارش آفتاب نیوز،
«محسن صفرپور» در گفتوگو با ایرنا درباره این گفته رئیس تیم مذاکره کننده کشورمان مبنی بر اینکه مذاکره همان مبارزه است، گفت: برای رسیدن به هدف، همه راهها میتواند مورد استفاده قرار گیرند و شیوههای که میتوان از آن به عنوان مبارزه یاد کرد. بنابراین مذاکره هم در این چارچوب نوعی مبارزه محسوب میشود. گاهی مبارزه به شکل فیزیکی یا تسلیحاتی است و گاهی هم به اندیشه، تفکر و رأی.
برخی ذاتا با هر نوع مذاکرهای مخالف هستند و دلیل مخالفت را هم نمیدانند
وی درباره اینکه آیا تحریف مفهوم دیپلماسی و کوچک جلوه دادن مذاکره از سوی منتقدان، ناشی از شعارزدگی است یا خطای شناختی، گفت: بعید میدانم این موضوع خطا باشد. برخی ذاتا با هر نوع مذاکرهای مخالف هستند و خودشان هم دلیل مخالفتشان را نمیدانند.
دبیرکل حزب اتحاد ملی ایران عنوان کرد: گاهی در جلسات با برخی افراد بحث میکنیم، اما طرف مقابل بدون ارائه هیچ دلیلی، اساساً با مذاکره مخالف است! فردی میگفت من با فلانی مخالفم؛ وقتی پرسیدند چرا مخالفی، پاسخ داد: به هر دلیلی که شما فکر میکنید، من کلاً مخالف هستم.
عدهای آگاهانه شرایط کشور را نادیده میگیرند
صفرپور درباره اینکه چرا برخی افراد درباره اثربخشی مذاکره دچار خودسانسوری یا نادیده گرفتن اطلاعات میشوند، گفت: این افراد شرایط کشور نادیده میگیرند. بنابراین بعید میدانم این رفتار ناشی از خطا باشد؛ به نظر میرسد همه این اقدامات عاقلانه و آگاهانه صورت میگیرد. کسی که در عرصه سیاست فعالیت میکند بعید است نسبت به مسائل شناختی نداشته باشد.
جلسه احزاب با رئیس جمهور نشانه هماهنگی در مسائل کلان کشور است
صفرپور درباره این گفته رئیسجمهور درباره اینکه به دلیل بالا بودن میزان انسجام ملی، اکنون بهترین زمان برای دستیابی به توافق است، گفت: در جلسهای که در خدمت رئیسجمهور بودیم، نمایندگان همه احزاب، جریانها و فعالان سیاسی از هر سه فراکسیون خانه احزاب حضور داشتند. این هماهنگی و همگرایی در یک مسئله کلان نشان میدهد همه افراد در کلیت قضیه به دنبال حفظ منافع ملی، مصالح نظام، کشور و مردم هستند و آقای حدادعادل هم بهدرستی اشاره کرد که در شرایط کنونی و حساس کشور، وظیفه همه ما حمایت از دولت است.
با نظر رئیسجمهور موافقم
دبیرکل حزب اتحاد ملی ایران عنوان کرد: به اعتقاد من، اکنون بهترین زمان برای مذاکره است و از این جهت، حق با رئیسجمهور است. اکنون بهترین زمان است که این کار انجام شود؛ چرا که همگان در یک روند و در یک نگاه مشترک قرار دارند.
صفرپور تأکید کرد: البته کاری به جزئیات نداریم و به هر حال طبیعی است که عدهای با مذاکره مخالف باشند؛ چرا که وجود اختلاف نظر و دیدگاههای متفاوت، نتیجه کثرت اندیشه و تعدد آراست.
وی درباره رویکرد وفاق دولت چهاردهم و شخصیت دکتر پزشکیان در مدیریت جنگ اظهار کرد: رئیسجمهور با تاکید بر موضوع وفاق تلاش کردند از همه افکار، سلایق و اندیشهها در هیات دولت و استانها استفاده کنند حتی نیروهایی از جریانهای مختلف حضور داشته باشند. به نظر من، این رویکرد تاکنون پاسخ خوب و مطلوبی داده است.
صفرپور ادامه داد: اگرچه از نظر فکری و اندیشهای، برخی افراد با ما همسو و همنظر نیستند، اما در مسیر وفاق ملی، منافع ملی، اتحاد و انسجام، همگامی، همرأیی و همراهی، در مجموع پیشرفت خوبی حاصل شده است.
وی درباره پیام دیدار اخیر رئیسجمهور و رهبر انقلاب گفت: این دیدار نشاندهنده ارتباط تنگاتنگ میان مسئولان عالی کشور است؛ بهویژه در شرایط حساسی که همه تحولات از سوی دشمن رصد میشود و دشمن بهدنبال ضربه زدن به کشور و ایجاد شرایط خاص امنیتی است.
دبیرکل حزب اتحاد ملی ایران افزود: این دیدار همانطور که رئیسجمهور گفته است بسیار خوب بوده و رئیسجمهور در این جلسه هفت ساعت با رهبر انقلاب دیدار و گفتوگو داشته است و مسائل کلان کشور را بحث و بررسی کردهاند. این دیدار نشاندهنده اتحاد، انسجام و هماهنگی میان مسئولان عالی کشور است.
نیروهای مسلح برخاسته از مردم هستند
صفرپور در ادامه درباره رابطه دولت و نیروهای مسلح گفت: رئیسجمهور در جلسه دبیران کل احزاب بر حمایت از نیروهای مسلح، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش مقتدر، بسیج و نیروی انتظامی تأکید کردهاند.
عضو هیات رئیسه شورای مرکزی خانه احزاب بیان کرد: اساسا نمیتوان دولت و نیروهای مسلح را از هم جدا دانست. همچنین ساختار جمهوری اسلامی ایران به گونهای است که نیروهای مسلح از مردم جدا نیستند و خودشان نیز برخاسته از مردم هستند. اگر به سپاه، نیروی انتظامی و حتی ارتش نگاه کنیم، همه این مجموعهها نیروهای مردمی هستند.
صفرپور یادآور شد: البته منظور من از نیروهای مردمی، ساختار و تشکیلات این نهادها نیست؛ بلکه منظور این است که آنها کنار مردم هستند و از مردم جدا نیستند و در چارچوب منافع ملی و مردم فعالیت میکنند. ما شهدای زیادی دادهایم و مجروحان بسیاری داشتهایم و همه اینها برای حفظ منافع ملی بوده است.
وی تأکید کرد: از این حیث، دولت و نیروهای مسلح هرگز از یکدیگر جدا نبوده، نیستند و نخواهند بود. آقای رئیسجمهور نیز در موضوعاتی مانند بودجه نیروهای مسلح، قطعاً نگاه مثبتی داشتهاند و حتی در برخی جلسات خصوصی نیز بر اهمیت و نقش مهم نیروهای مسلح تأکید کردهاند.
بازگشایی تنگه هرمز با تهاجم اتمی - دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی: مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونهای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نهتنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال میکنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبهرو هستند که مؤلفههای آن پنهان و غیرشفاف هستند.
راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف میکند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگندهها، موشکهای بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگهای چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته میشوند.
در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگهای جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرتهای بزرگ یا ابرقدرتهای نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاستگذاران را به سوی جنگ افزارهای هستهای یا بمب اتمی متمایل کرده است.
ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.
انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد!
این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که میتواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.
در اندیشه سیاستگذاران راهبردی غربی بهویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولتهای اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ میشود.
سیاستگذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکانپذیر است.
پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان میدهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکانپذیر میدانند. بنابراین جهان آشفته کنونی میتواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد.
روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرتهای بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاستگذاران را سرگردان میسازد. عادیسازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را میتوان در اخبار و تحلیلهای روزمره رسانههای بینالملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح میشوند.
در چنین وضعیتی، سیاستگذاران ارشد ایران باید احتمال تهاجم اتمی به ایران را جدی بدانند و جنگ یک سال اخیر بهویژه کشتار کودکان مدرسه میناب و شهروندان لامرد را جلوه آمادگی امریکا و اسرائیل برای بهکارگیری بمب اتمی علیه ایران قلمداد کنند و طرحی نو برای بازدارندگی دشمنان از تهاجم اتمی در پیش گیرند تا فرصت نجات ایران از آسیب بزرگ و جبرانناپذیر را از دست ندهند.

تکذیب شایعه بنزین 80 هزار تومانی از سوی دفتر معاون اول رئیس جمهور

شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمیگردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال میکنند؟

پنتاگون به 30 دانشگاه آمریکایی اخطار داد!+ جزئیات

فاطمی: نان عدهای در اختلافافکنی است/ هنوز فکر میکنند فصل انتخابات است/ دشمن در مذاکره هم چیزی به دست نخواهد آورد

کالبدشکافی سیستم بینالملل از منظر نظریه سیستمها - دیپلماسی ایرانی

