
گزارش تامل برانگیز واشنگتنپست در آستانه مراسم تشییع | «آمریکا تهران را از نقشه اسرائیل برای ترور مقامهای ارشد آگاه کرده بود»

علمالهدی: رهبر شهید در علوم غریبه وارد بودند؛ گاهی معجزه و غیبگویی میکردند / پوتین گفت مسیح را در رهبر ایران دیدم
به گزارش آفتاب نیوز،
سید احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در خطبه عبادی نماز جمعه این هفته ۳۰ مردادماه که در رواق امام خمینی (ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار کرد: همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش میکنم. در هفتهای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.
وی افزود: چهل روز از تدفین امام ما گذشت. معمولاً افرادی که به رحمت خدا میروند، بعد از چهلم، برای داغدیدگان مسائل تا اندازهای تسکین پیدا میکند؛ فقدان را میپذیرند و هجران را قبول میکنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغدیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جانسوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بیغسل و بیکفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دلهای ما و در مغزهای ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعلهور است. این آتش به یاد انتقام و خونخواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنهای از صحنههای کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموششدنی نیست و از یادرفتنی نیست.
وی خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی مینشیند و فکر میکند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت. چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که اینگونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمنستیزی را به ما یاد داد. چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانهوار میچرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است. اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابیاش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب ۵۲ یا ۵۳ سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید ۷۲ یا ۷۳ سال بود. در سن ۱۴ سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که ۱۴ سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمانخان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او میرفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.» ایشان میفرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریففرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است. ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبهها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.
وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد میکرد که کراوات به گردنش زده بود، به او میگفت: «برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی میرسید که کلاه شاپو بر سر داشت، میگفت: «برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.» ایشان میفرمودند وقتی نواب این جمله را میگفت، آدم کراوات خودش را باز میکرد، مچاله میکرد و در جیبش میگذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمیداشت، مچاله میکرد و کنار میانداخت یا آن را در جیبش میگذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار میگرفت. فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که میفرمودند این بود: «همان وقت جرقههای انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد. این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ بهگونهای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوقالعاده و درخشان، فعالیتهای علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: بهگونهای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت میشد، ایشان مشغول صحبت میشدند و مطلب میگفتند. در هر موردی که پیش میآمد، ایشان سخن میگفتند. افرادی که خدمت ایشان میرسیدند، در تمام مسائلی که مطرح میکردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قویتر و نافذتر عمل میکردند. ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیشبینیها و آیندهنگریهای عجیبی را ایشان میفرمودند که بیشباهت به غیبگویی و معجزه نداشت. آقا فرمودند: «نخیر، اینطور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا میکنید، خوب میشوید. من و تو با هم شهید میشویم.» این حرف را حداقل ۱۵ یا ۱۶ سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا میکنی و ما با هم شهید میشویم. ز این نمونهها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگیشان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود. گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان میرسیدند و از ایشان تقاضای دعا میکردند. ایشان دعاهای مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که میخواستند دعا کنند، به گونهای دعا میکردند که آینده خودش را در دعای آقا میدید. یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا. جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان اینگونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن میکردند. پوتین، رئیسجمهور روسیه، میخواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من میتوانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند. وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.
علمالهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او میگوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش میچرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعهساز بود و هم فردساز.
وی بیان کرد: مردم فکر میکردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشورهای اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشورهای شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی میکنند و دشمن مشترک را به زانو درمیآورند. شما از یمن قهرمان میشنوید، از حزبالله مقاوم لبنان که با همه مخالفتها مرد و مردانه ایستاده میشنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق میشنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریانها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت. قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچمها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت میکنید و میگویید ما خونخواه و جانفداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمیداریم. بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج میکنند و میگویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمیکنند مقام معظم رهبری قریب ۳۰ سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود.
وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. ۳۰ سال است میخواهد حمله کند. کدام رئیسجمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها میخواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانیشان در معرض خطر افتاده است. بدبختها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان میرانند که ما با آمریکا میتوانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ ۷۰ سال است با آمریکا دستوپنجه نرم میکنیم. از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا امروز، بیش از ۷۰ سال است. آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ما را میخواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را میخواهد، ثروت ما را میخواهد، انسانهای ما را میخواهد، افکار برجسته ما را میخواهد، استعدادهای درخشان جوانان ما را میخواهد و از همه بالاتر، دین ما را میخواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمیشود. چطور با آمریکا صحبت میکردیم؟ چطور با آمریکا حل میکردیم؟ در عرصههای بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. ۳۰ سال در بازدارندگی، آمریکاییها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد. خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفتهاند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمیتوانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها میخواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمیتوانند. تو را از ما نمیتوانند بگیرند، امام زمان را از ما نمیتوانند بگیرند.
مبارزه مادرانه ثریا عبداللهی در برابر ستیزهجویی فرقه منافقین - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: آرش رضایی
دیپلماسی ایرانی: روایت مقاومت مادرانه مبارزه ثریا عبداللهی با تصمیم قاطع برای نجات پسرش آغاز شد. او در سال ۱۳۸۸ به همراه دیگر خانوادهها به عراق سفر کرد و در شهرک آزادی نزدیک اشرف مستقر شد. ثریا هر روز با بلندگو پسرش را صدا میزد، اما پاسخ او سنگ و فحاشی بود. او در مصاحبه میگوید: «انگیزهام عشق مادری بود، اما وقتی جنایات رجوی را شنیدم، تصمیم گرفتم تا آخرین نفس برای افشاگری بجنگم.» او از شکنجههایی چون عقیمسازی زنان و جدایی کودکان از مادران سخن میگوید که انگیزهاش را برای انتقام از سران فرقه دوچندان کرد.
سرآغاز یک جدایی دردناک و رنج بیپایان
فریب و انتقال به اشرف امیراصلان در سال ۱۳۸۰ با هدف یافتن کار و مهاجرت به آلمان راهی ترکیه شد. اما به جای تحقق رویاهایش، در دام قاچاقچیان و رابطین فرقه مجاهدین خلق افتاد و به قرارگاه اشرف در عراق منتقل شد.
ثریا عبداللهی پس از اطلاع از سرنوشت پسرش، در سال ۱۳۸۸ به عراق سفر کرد و به مدت چهار سال در مقابل این "سیاهچال رجوی" تحصن کرد. او در این مدت نه تنها موفق به دیدار با پسرش نشد، بلکه با سنگپرانی، توهین و خشونت از سوی اعضای فرقه مواجه شد. سران مجاهدین حتی امیراصلان را مجبور کردند در مصاحبههای تلویزیونی علیه مادرش موضعگیری کند و او را "نامادری" یا "مزدور" بخواند. این تجربه دردناک، ثریا را از یک مادر چشمانتظار به یک مبارز خستگیناپذیر تبدیل کرد. او در مصاحبه با سایت نیمنگاه میگوید: «بزرگترین انگیزهام افشای جنایتهای مسعود رجوی و انتقام از ظلمهایی بود که نه تنها به پسرم، بلکه به هزاران جوان و خانواده ایرانی روا داشته شد.»
فوبیای سران مجاهدین از خانوادهها، ترس از عشق خانوادگی
یکی از پرسشهای اساسی که در این ماجرا مطرح میشود این است: چرا سران مجاهدین خلق (منافقین) از تماس یا ملاقات چند دقیقهای اعضای خود با خانوادههایشان اینقدر هراس دارند؟ پاسخ را میتوان در ساختار ایدئولوژیک و تشکیلاتی این فرقه جستوجو کرد.
مجاهدین خلق، تحت رهبری مسعود رجوی و مریم رجوی، خانواده را "امالفساد" میدانند و معتقدند که هرگونه ارتباط عاطفی با دنیای بیرون، کنترل روانی و جسمی اعضا را تضعیف میکند.
ثریا عبداللهی در مصاحبهاش اشاره میکند که یکی از جداشدگان به او گفته بود: «تنها قدرتی که میتواند این فرقه را نابود کند، عشق و محبت خانواده است.»
ریشههای روانشناختی و ایدئولوژیک این ترس، که میتوان آن را "فوبیای خانواده" نامید، ریشه در ذهنیت فاشیستی و خودشیفتگی سران فرقه دارد. آنها خود را در "نوک پیکان تکامل اجتماعی" میبینند و این توهم "مطلقانگاری"، آنان را از درک سادهترین عواطف انسانی محروم کرده است. روانکاوان معتقدند فوبیا یا هراس بیمارگونه از احساس تهدید توسط یک عامل بیرونی ناشی میشود؛ در اینجا، خانوادهها همان عامل تهدیدکننده هستند که پایههای قدرت فرقه رجوی را به لرزه درمیآورند. سران مجاهدین از حضور خانوادهها در پشت دیوارهای اشرف و سپس کمپ لیبرتی دچار آشوب روانی میشدند، زیرا این حضور، پوچی ادعاهایشان مبنی بر "نوک پیکان تکامل اجتماعی" را برملا میکرد. به جای پاسخگویی به خواستههای مشروع خانوادهها، آنها به ابزارهای جنگ روانی چون تهمت، دشنام و تحقیر متوسل میشدند. این رفتار نشاندهنده ناتوانی سران فرقه در درک احساسات انسانی و اصول اخلاقیست؛ ناتوانیای که نتیجه دههها زندگی در مناسبات غیردموکراتیک و بسته قرارگاه اشرف است.
واکنشهای دفاعی مسئولان تشکیلات مجاهدین (منافقین)
سران مجاهدین به جای پاسخ به مطالبات مشروع خانوادهها، به انکار، سکوت یا تهمتزنی و خشونت متوسل میشوند. این واکنشها نه تنها ناتوانی آنها در مواجهه با عواطف انسانی را نشان میدهد، بلکه شکنندگی ساختار تشکیلاتیشان را آشکار میکند.
ثریا عبداللهی: نماد مقاومت مادرانه
ثریا عبداللهی تنها به فکر پسرش نبود؛ او صدای همه مادران و پدرانی شد که عزیزانشان در اسارت فرقه بودند. او چهار سال در شرایط سخت بیابانهای عراق، زیر گرمای ۶۰ درجه و سرمای استخوانسوز، ایستادگی کرد. در این مدت، رنج دیگر خانوادهها را شاهد بود: از شوکت قاسمی که آرزوی دیدار پسرش، پیمان را به گور برد، تا حبیبالله عبدی رئوف، پدری ۸۰ ساله که با سنگ و آهن مورد حمله قرار گرفت. این مادران و پدران با تحمل توهین، سنگپرانی و تهدید، تنها یک خواسته داشتند: دیدار با فرزندانشان.
ایستادگی ثریا و تأثیرات آن، تحصن خانوادهها و آغاز فرارها
تحصن خانوادهها در اشرف بینتیجه نبود. پس از هفت ماه تحصن، در شب عید فطر، اولین فراری از فرقه به نام ایمان یگانه از قرارگاه گریخت. ایمان یگانه با سابقه ۲۲ سال عضویت در فرقه رجوی سرانجام در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ تحت تاثیر برخورد ناخوشایند فرقه رجوی با خانواده ها تصمیم گرفت با خودروی خود از اسارتگاه اشرف بگریزد واز نیروهای عراقی تقاضای پناهندگی کند. آقای یگانه پس از فرار اظهارداشت: آنها مارا از نیروهای عراقی سخت ترسانده بودند ولی من علیرغم این تهدیدات تصمیم به فرار گرفتم و با خود گفتم هرگونه اتفاقی برای من رخ دهد بهتر از ماندن در این قرارگاه جهنمی است. او به ثریا عبداللهی گفت: «سازمان از وجود و صحبتهای شما وحشت کرده است.»
این فرار، سرآغاز موجی از جداییها بود. طی سالهای بعد، صدها نفر از اعضای با سابقه مجاهدین از اشرف و لیبرتی جدا شدند و بسیاری از آنها با افشاگری، ماهیت واقعی فرقه را برملا کردند.
این ریزش نشان داد که عشق خانوادگی و حضور مادرانی چون ثریا، بزرگترین تهدید برای تشکیلات رجوی است.
تلاشهای جهانی
تلاشهای ثریا به عراق محدود نشد. او در سال ۱۳۹۵ به ژنو سفر کرد و با ارائه اسناد، جنایات فرقه را به گوش احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، رساند.
در سال ۱۳۹۷ نیز تشکل "مادران، قربانیان فراموششده" را تأسیس کرد تا صدای خانوادههای آسیبدیده را به نهادهای بینالمللی برساند. او در پیام اخیر خود در مرداد ۱۴۰۳ به مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، بار دیگر فشار بر مجاهدین برای برقراری ارتباط مادران با فرزندانشان را خواستار شد.
تحلیل روانشناختی و تاریخی
رفتار سران مجاهدین خلق را میتوان از منظر روانشناسی و تاریخی تحلیل کرد. از نظر روانشناختی، فوبیای آنها از خانوادهها ریشه در ترس از فروپاشی کنترل مطلق دارد. متخصصان روانکاوی معتقدند که درمان این هراس، "خانوادهدرمانی" است؛ یعنی اجازه دادن به تماس اعضا با عزیزانشان. اما سران فرقه، به جای پذیرش این راهحل منطقی، به سرکوب و خشونت رو آوردند.
از منظر تاریخی، همکاری مجاهدین با صدام حسین در جنگ ایران و عراق، ترور ۱۷هزار ایرانی، و جنایاتشان در کردکشی و سرکوب مردم عراق، آنها را به سازمانی منفور تبدیل کرده است.
این پیشینه، همراه با تفکر فاشیستی و خودشیفتگی رجوی، توضیح میدهد که چرا آنها به جای پاسخگویی، به انزوا و خشونت پناه بردهاند.
مبارزه ادامهدار و اقدامات بینالمللی
تأسیس "مادران، قربانیان فراموششده"، مبارزه ثریا عبداللهی و خانوادههای اسرا، نه تنها یک تلاش شخصی برای نجات فرزندان، بلکه یک جنبش انسانی علیه ستم و فریب است. این مادران با ایستادگی خود نشان دادند که عشق و عاطفه خانوادگی، قدرتی است که هیچ دیوار و سیمخارداری نمیتواند آن را مهار کند. سران مجاهدین خلق در برابر این قدرت، دو راه بیشتر ندارند: یا باید به خواستههای مشروع خانوادهها تن دهند و اجازه ملاقات دهند، یا با ادامه مسیر کنونی، فروپاشی کامل تشکیلات خود را شاهد باشند.
تاریخ نشان داده است که سرکوب عواطف انسانی، هرگز پایانی جز شکست ندارد.
پس از انتقال اعضای مجاهدین به آلبانی در سال ۲۰۱۳، ثریا در سال ۱۳۹۷ تشکل "مادران، قربانیان فراموششده" را تأسیس کرد تا صدای مادران ایرانی را به جهان برساند. این تشکل دیدار خانوادهها با فرزندانشان، حمایت از جداشدگان و همکاری نهادهای بینالمللی را خواستار است.
ثریا عبداللهی، با تأسیس تشکل "مادران، قربانیان فراموششده" و ادامه مبارزهاش در آلبانی، همچنان پرچمدار این راه است. او و مادران دیگر، با هر فریاد و هر قطره اشک، به جهانیان یادآوری میکنند که انسانیت و عشق، همیشه بر تاریکی و ظلم پیروز خواهد شد.
فیلم "سرهنگ ثریا"
فیلم "سرهنگ ثریا" در سال ۱۴۰۱ نیز روایت زندگی ثریا عبداللهی را به تصویر کشید و توجه عمومی را جلب کرد. او نه تنها برای پسرش، بلکه برای همه اسیران مبارزه کرد و به دیگر مادران امید داد.
ثریا از رسانهها گلایه دارد که آنها را "خانوادههای اعضای مجاهدین" مینامند، در حالی که فرزندانشان قربانیان اسارت هستند.
مبارزه ثریا عبداللهی نمادی از مقاومت انسانی در برابر ظلم و فریب است. او و دیگر مادران نشان دادند که عشق خانوادگی قدرتمندتر از هر ایدئولوژی افراطی است.
سران مجاهدین، که در انتخاب بین ادامه سرکوب یا بازنگری در تفکر خود گیر افتادهاند، چارهای جز مواجهه با فروپاشی ندارند.
امید است روزی ثریا و سایر مادران، فرزندانشان را در آغوش بگیرند و این کابوس طولانی به پایان برسد.
ناکامی گروهک مسلح در نفوذ به مرزهای شرقی / یک تروریست کشته شد
صفحه اقتصاد -
سخنگوی پلیس از ناکامی یک گروهک مسلح در ورود به خاک جمهوری اسلامی ایران و هلاکت یکی از عناصر این گروهک در مرزهای استان سیستان و بلوچستان خبر داد.
سردار سعید منتظر المهدی افزود: مرزبانان هنگ مرزی سراوان با اشراف اطلاعاتی و آمادگی عملیاتی، شب گذشته تحرکات یک گروهک مسلح که قصد ورود غیرقانونی به کشور و انجام اقدامات خرابکارانه داشتند را شناسایی و موضوع را در دستور کار قرار دادند.
وی افزود: در این عملیات ، مسیر ورود عناصر مسلح را مسدود کردند و در جریان درگیری، ضمن مقابله با آنان، یکی از عناصر این گروهک را به هلاکت رساندند.
بنا به اعلام خبرگزاری پلیس، منتظرالمهدی در پایان گفت: اعضای باقیمانده گروهک پس از مواجهه با واکنش مرزبانان، از محل متواری شدند و به سمت خاک کشور مقابل گریختند. در پاکسازی محل درگیری، مقادیری سلاح و تجهیزات ارتباطی کشف و ضبط شد. مطالعه بیشتر: کشف بیش از ۶۵۰ کیلوگرم مواد مخدر در سیستان و بلوچستان + جزئیات منبع: خبرگزاری پلیس اخبار مرتبط circle پشت پرده عملیات سیستان و بلوچستان/ جزئیاتی از هلاکت تیم تروریستی که باید بدانید circle پیش بینی وضعیت آب و هوا سیستان و بلوچستان فردا پنجشنبه ۱۵ مرداد circle خبر فوری از حمله به پلیس در سیستان و بلوچستان + جزئیات circle پیش بینی وضعیت آب و هوا سیستان و بلوچستان فردا دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ + هواشناسی زاهدان فردا پیشنهاد سردبیر circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟ circle سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد circle رئیس ستادکل نیروهای مسلح: پاسخ ایران به تهدیدات نوین دشمن ویرانگر خواهد بود

سرلشکر عبداللهی: پاسخ ایران به تهدیدات نوین دشمن ویرانگر است

ابوترابیفرد: ایرانیان باردیگر رئیسجمهور بی کفایت آمریکا را تحقیر خواهند کرد

موافقت نامه تجارت ترجیحی ایران با عمان نهایی شد

هشدار FBI درباره احتمال حمله پهپادی ایران از سواحل کالیفرنیا

بیستویکمین جشنواره شهید رجایی، عملکرد دستگاهها را بر اساس شاخص استمرار خدمترسانی به مردم در شرایط بحرانی ارزیابی میکند

