
به گزارش ایرنا آن سوی کوه، زندگی آرام خود را ادامه میداد؛ شاید آخرین نفسهای یک کل یا بز کوهی که قرنهاست نماد استواری دناست. اما تنها چند لحظه کافی بود تا سکوت کوهستان با صدای شلیک شکسته شود؛ صدایی که برای بسیاری تنها یک گلوله است، اما برای محیطبانان، زنگ خطری برای از دست رفتن بخشی از سرمایه طبیعی ایران به شمار میرود.
چند دقیقه بعد، عملیات به نتیجه رسید. سه شکارچی متخلف با همکاری مأموران یگان حفاظت محیط زیست و پلیس امنیت شناسایی و دستگیر شدند. کنار آنان، لاشه یک رأس بز وحشی و یک رأس کل وحشی کشف شد؛ ۲ حیوانی که شاید تا ساعاتی قبل آزادانه بر شیبهای سنگی دنا میدویدند و اکنون تنها تصویری تلخ از پایان یک زندگی بودند.
عبدال دیانتینسب، مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد، با تشریح این عملیات میگوید: «پس از دریافت گزارش مردمی، نیروهای یگان حفاظت دنای شرقی تا پاسی از شب در چندین مسیر از پیش تعیینشده به پایش و رصد میدانی پرداختند و سرانجام ساعت دو بامداد، با هماهنگی پلیس امنیت، موفق شدند متخلفان را شناسایی و دستگیر کنند.»
اما پشت این چند جمله رسمی، ساعتها تلاش، کمین، نگرانی و مسئولیتی نهفته است که کمتر دیده میشود. محیطبانانی که شب را در دل کوهستان میگذرانند، نه برای شکار، بلکه برای حفاظت از موجوداتی که هیچ زبان مشترکی با انسان ندارند و تنها امیدشان، همین انسانهایی هستند که از آنها دفاع میکنند.
یکی از محیطبانان که سالها در ارتفاعات دنا خدمت کرده است، بدون آنکه بخواهد نامش منتشر شود، از لحظه مواجهه با لاشه حیوانات چنین میگوید: «هر بار که به یک حیوان شکارشده میرسیم، احساس میکنیم بخشی از دنا را از دست دادهایم. شاید برای بعضیها فقط یک بز کوهی باشد، اما برای ما، هر کدامشان بخشی از تعادل این کوهستان هستند.»
کل و بزهای وحشی، تنها حیواناتی زیبا برای تماشای گردشگران نیستند. آنها حلقهای مهم از زنجیره حیات در اکوسیستم زاگرس به شمار میروند. حضورشان به بقای شکارچیان طبیعی، پایداری پوشش گیاهی و سلامت چرخه طبیعی منطقه کمک میکند. حذف هر یک از این گونهها، اثری فراتر از یک شکار غیرمجاز بر جای میگذارد؛ اثری که گاه سالها زمان لازم است تا طبیعت بتواند آن را جبران کند.
شاید کمتر کسی بداند که حفاظت از این گونهها، تنها با حضور محیطبانان ممکن نیست. عملیات اخیر نیز از یک گزارش مردمی آغاز شد؛ تماسی که مسیر یک شب طولانی را تغییر داد و به دستگیری متخلفان انجامید. همین همکاری نشان میدهد حفاظت از طبیعت، وظیفه یک سازمان یا چند محیطبان نیست؛ مسئولیتی است که هر شهروند میتواند سهمی در آن داشته باشد.
دیانتینسب با قدردانی از همکاری پلیس امنیت و مراجع قضایی تأکید میکند: «همکاری خوب نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باعث شده محیطبانان با جدیت بیشتری در برابر متخلفان بایستند و اجازه ندهند امنیت زیستگاههای طبیعی خدشهدار شود.»
پرونده این سه متخلف اکنون برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی ارسال شده است. بر اساس قوانین موجود، شکار غیرمجاز هر رأس بز کوهی ۷۵۰ میلیون ریال و هر رأس کل وحشی ۲۵۰ میلیون ریال جریمه حقوقی دارد؛ جریمهای که علاوه بر آن، مجازاتهای کیفری نیز در انتظار شکارچیان خواهد بود. اما پرسش مهمتر این است که آیا میتوان ارزش واقعی جان یک گونه وحشی یا خسارتی را که به طبیعت وارد میشود، تنها با اعداد و ارقام سنجید؟
منطقه حفاظتشده دنای شرقی با وسعتی نزدیک به ۳۵ هزار هکتار، یکی از ارزشمندترین زیستگاههای ایران است؛ سرزمینی که دریاچه کوهگل، چشمه میشی و ارتفاعات باشکوه سیسخت را در دل خود جای داده و مأمن گونههای کمنظیر گیاهی و جانوری است. هر کل و بز که بر صخرههای این منطقه میایستد، بخشی از هویت طبیعی زاگرس را زنده نگه میدارد.
شاید صبح روز بعد، خورشید مانند همیشه بر فراز قلههای دنا طلوع کرده باشد و مه آرامآرام از روی دامنهها کنار رفته باشد؛ اما برای محیطبانانی که شب را در تعقیب متخلفان گذراندهاند، آن طلوع معنای دیگری دارد. آنها میدانند که این نبرد هرگز پایان ندارد. فردا نیز ممکن است تماس دیگری برسد، کمینی دیگر شکل بگیرد و شبی دیگر در دل کوهستان آغاز شود.
حفاظت از طبیعت، بیش از آنکه مجموعهای از قوانین و جریمهها باشد، روایتی از انتخاب انسانهاست؛ انتخاب میان حفظ میراثی که هزاران سال دوام آورده یا از دست دادن آن برای سود یا هیجانی چند دقیقهای. دنا هنوز نفس میکشد، اما ادامه این نفسها، بیش از هر زمان دیگری به مسئولیتپذیری انسانها وابسته است.






