
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، جان کاکرین، اقتصاددان، در مقالهای نوشت:
هرگاه به بنیانگذاران ایالات متحده میاندیشیم، از خود میپرسیم: آیا ما نیز از همان خرد و شجاعت برخوردار بودیم؟ آیا باور میکردیم که کسب استقلال از قدرتمندترین قدرت زمان ممکن است؟ آیا از ایده انقلابیِ جمهوری حمایت میکردیم، با وجود آنکه جمهوریهای بسیاری پیش از آن یا بر اثر اختلافات داخلی از هم فروپاشیده بودند یا زیر فشار امپراتوریها از میان رفته بودند؟ آیا با توجه به اینکه شهروندان آن روزگار، همانند امروز، ستیزهجو و یکدنده بودند، از دموکراسی دفاع میکردیم؟ اگر با شورشهای انقلابی روبهرو میشدیم، آیا همچون ماتر بایلز عمل میکردیم که ترجیح میداد «یک مستبد در سه هزار مایل آنسوتر» بر او حکومت کند تا «سه هزار مستبد در فاصله کمتر از یک مایل»؟
ویژگی برجسته دیگر بنیانگذاران، توجه عمیق آنان به آینده بود. جمهوری تازه متولد شده بود و با دشواریهای بیشماری روبهرو بود، اما آنان هر اقدام خود را با توجه به سابقهای که بر جای میگذاشت میسنجیدند؛ اینکه آن اقدام چگونه میتواند به شکلگیری حکومتی کارآمد و پایدار، که توان دوام آوردن برای قرنها را داشته باشد، کمک کند، نه اینکه صرفا در کوتاهمدت به سود این یا آن گروه تمام شود. امروز چند نفر از سیاستمداران ما، هنگام اندیشیدن به مسائلی مانند اندازه و اختیارات دیوان عالی، قوانین و مقررات انتخابات، حدود اختیارات قوه مجریه یا سازوکار فیلیباستر در سنا، پیش از هر چیز به این میاندیشند که این قواعد بازی در طول دهههای آینده و با جابهجایی قدرت میان جناحهای مختلف چه پیامدهایی خواهد داشت، نه اینکه چگونه میتواند در کوتاهمدت به نفع حزب یا جناح خودشان باشد؟ الکساندر همیلتون نمونه برجسته هر دو ویژگی بود. از نگاه من، که اقتصاددان مالی هستم، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، دوراندیشی شگفتانگیز او در مسائل مالی است. خبر مرتبط خوانش لیبرالی از انقلاب آمریکا | موتور محرک یک انقلاب چیست؟ | استدلالهایی برای رد نظریههای ماتریالیستی درباره انقلابها بر مبنای تئوری موری روتبارد
اقتصادنیوز: موری روتبارد معتقد بود که انقلاب آمریکا، صرفا علل اقتصادی و معیشتی نداشت و ریشههای آن را باید در اندیشهها و ایدهها …








