
به گزارش اقتصادنیوز، «سید جلال ساداتیان» دیپلمات پیشین ایران در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشت:
تجاوز نظامی آمریکا به جنوب ایران، حمله به زیرساختها و تأسیسات کشور و هدف قرار گرفتن اماکنی که بنا بر گزارشهای رسمی ازجمله پلها، برج چابهار، خوابگاه سربازان وظیفه و پیشتر مدرسه میناب، جنایات جنگی، مغایر با حقوق بینالملل است و باید از همه ظرفیتهای حقوقی و سیاسی برای پیگیری آن استفاده شود. ایران نیز با ارسال نامه به شورای امنیت، اعتراض رسمی خود را نسبت به این اقدامات ثبت کرده است. دفاع از تمامیت ارضی و پاسخ متناسب به هرگونه تجاوز، حقی مسلم برای هر کشوری است و در این اصل، تردیدی وجود ندارد و تجاوز آمریکا به هر شکلی محکوم است.
در این بین گمانهزنیهایی درباره گسترش ابعاد جنگ و سناریوهای آینده آمریکا مطرح میشود که جای تأمل و آمادگی برای مواجهه با آن دارد. اما آنچه امروز بیش از حملات خارجی نیازمند توجه است، رفتاری است که از درون، هزینههای کشور را افزایش میدهد. تجربه ماههای گذشته نشان داده که هرگاه دیپلماسی و میدان در کنار یکدیگر حرکت کردهاند، قدرت چانهزنی ایران افزایش یافته و هر زمان این دو در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند تنها طرف مقابل از شکاف داخلی سود برده است. هیچ عقل سلیمی از جمهوری اسلامی انتظار ندارد که به آمریکا اعتماد کند. اساساً موضوع، اعتماد نیست.
آمریکا و اسرائیل اهداف راهبردی خود را در منطقه دنبال میکنند؛ از مهار ایران گرفته تا کنترل مسیرهای راهبردی و تضعیف قدرت منطقهای تهران. این واقعیتی است که کمتر کسی درباره آن تردید دارد. اما شناخت دشمن بهمعنای تعطیل کردن دیپلماسی نیست. دیپلماسی ابزار حفظ منافع ملی است، نه نشانه خوشبینی به طرف مقابل. در چنین شرایطی تخریب مستمر دستگاه دیپلماسی از سوی برخی جریانهای تندرو، پرسشهای جدی ایجاد میکند. این افراد نه مسئولیتی در قبال تصمیمات کلان کشور میپذیرند و نه پاسخگوی تبعات سخنان خود هستند اما از هر تریبونی برای حمله به مذاکره، تخریب تصمیمات رسمی و تحریک فضای عمومی استفاده میکنند.
اگر تصمیمات امنیتی و سیاسی کشور در شورای عالی امنیت ملی و با تأیید عالیترین سطوح نظام اتخاذ میشود چرا عدهای خود را فراتر از این سازوکار قانونی میدانند و هر تصمیم مبتنی بر عقلانیت را با برچسب …










