قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۳

سه سناریو، یک متغیر

کمتر پیش می‌آید که رسانه‌های اقتصادی، موسسات پیش‌بینی اقتصاد و اندیشکده‌های سیاست‌پژوه، با وجود تفاوت در ماموریت، چارچوب تحلیلی و حتی پیش‌فرض‌های سیاسی، درباره پیامدهای اقتصادی یک بحران ژئوپلیتیک به برداشت‌های مشابه برسند. معمولا هر بحران، روایت‌های متفاوتی می‌آفریند؛ برخی بر امنیت منطقه‌ای تمرکز می‌کنند، برخی بر بازارهای انرژی، برخی بر تجارت جهانی و برخی دیگر بر متغیرهای اقتصاد کلان. از همین رو، انتظار می‌رود تصویرهای متفاوتی نیز از آینده ارائه شود.
 سه سناریو، یک متغیر

با این حال، مرور تحلیل‌های منتشرشده از هفتم ژوئیه به این‌سو، تصویری متفاوت پیش روی ما قرار می‌دهد. اختلاف اصلی این منابع نه در توضیح سازوکارهای اقتصادی بحران، بلکه در ارزیابی احتمال وقوع سناریوهای سیاسی است. برخی تداوم تنش را محتمل‌تر می‌دانند، برخی از تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» سخن می‌گویند و برخی همچنان برای بازگشت به مسیر دیپلماسی احتمال قائلند. اما هنگامی که بحث به پیامدهای اقتصادی این سناریوها می‌رسد، فاصله روایت‌ها به شکل محسوسی کاهش می‌یابد.

هدف این یادداشت، داوری درباره درستی یا نادرستی هیچ‌یک از این پیش‌بینی‌ها نیست. آنچه در ادامه می‌آید، برآیند خوانش مجموعه‌ای از تحلیل‌های معتبر بین‌المللی است؛ تلاشی برای یافتن الگوهای مشترکی که در میان روایت‌های متفاوت بارها تکرار شده‌اند. این الگوها، بیش از آنکه آینده را پیش‌بینی کنند، منطق اقتصادی حاکم بر سناریوهای پیش‌رو را توضیح می‌دهند. اختلاف بر سر سناریوها، اجماع بر سازوکارها

نخستین یافته این فراتحلیل آن است که بخش مهمی از اختلاف تحلیلگران، به حوزه سیاست مربوط می‌شود، نه اقتصاد. پرسش اصلی آنها این نیست که اقتصاد ایران چگونه از تنش‌های ژئوپلیتیک اثر می‌پذیرد؛ پرسش این است که کدام مسیر سیاسی محتمل‌تر خواهد بود. اما فارغ از پاسخ این پرسش، تقریبا همه تحلیل‌ها از یک سازوکار اقتصادی مشابه سخن می‌گویند.

در این روایت مشترک، نااطمینانی نقطه آغاز زنجیره پیامدهای اقتصادی است. هرچه نااطمینانی افزایش یابد، هزینه ریسک بالاتر می‌رود، سرمایه‌گذاری با احتیاط بیشتری انجام می‌شود، افق برنامه‌ریزی بنگاه‌ها کوتاه‌تر می‌شود و تجارت با هزینه بیشتری ادامه پیدا می‌کند. در نهایت، این تغییر رفتار، خود را در رشد اقتصادی، اشتغال، درآمد خانوارها و وضعیت مالی دولت نشان می‌دهد.

این برداشت، زاویه نگاه به مساله را نیز تغییر می‌دهد. اگر نااطمینانی حلقه نخست این زنجیره باشد، جنگ، توافق یا وضعیت «نه جنگ، نه صلح» دیگر مقصد نهایی تحلیل نیستند، بلکه متغیرهایی هستند که شدت و ماندگاری نااطمینانی را تغییر می‌دهند. به همین دلیل، اختلاف درباره سناریوهای سیاسی، الزاما به معنای اختلاف درباره منطق اقتصادی بحران نیست. سه سناریو؛ سه سطح متفاوت از نااطمینانی

بیشتر تحلیل‌های بین‌المللی، آینده اقتصاد ایران را در قالب سه سناریوی کلی بررسی می‌کنند: تشدید درگیری، تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و بازگشت به مسیر کاهش تنش. در نگاه نخست، این سه سناریو کاملا متفاوت به نظر می‌رسند، اما برآیند تحلیل‌ها نشان می‌دهد تفاوت اصلی آنها در جهت حرکت اقتصاد نیست؛ بلکه در میزان نااطمینانی‌ای است که هر یک به محیط اقتصادی تحمیل می‌کنند.

در سناریوی نخست، یعنی گسترش تنش یا درگیری، تقریبا همه منابع بر افزایش ریسک‌های کوتاه‌مدت تاکید دارند. بسیاری از گزارش‌ها، از جمله تحلیل‌های رویترز و آکسفورد اکونومیکس، بیشترین آسیب را از کانال سرمایه‌گذاری و افزایش هزینه مبادله ارزیابی کرده‌اند. افزایش هزینه تجارت، دشوارتر شدن تامین مالی، نوسان بیشتر بازارها و تعویق سرمایه‌گذاری‌های جدید، از جمله پیامدهایی هستند که در اغلب این تحلیل‌ها تکرار می‌شوند. نکته قابل‌توجه آن است که حتی بدبینانه‌ترین ارزیابی‌ها نیز کمتر از فروپاشی اقتصاد ایران سخن می‌گویند. روایت غالب، اقتصادی است که ظرفیت رشد آن تضعیف می‌شود و بخش بیشتری از منابع خود را صرف مدیریت ریسک می‌کند.

با این حال، بسیاری از تحلیلگران، محتمل‌ترین وضعیت را نه جنگ فراگیر، بلکه تداوم شرایطی می‌دانند که می‌توان آن را «نه جنگ، نه صلح» نامید؛ وضعیتی که در آن نه چشم‌انداز روشنی برای کاهش تنش وجود دارد و نه بحران به یک رویارویی تمام‌عیار تبدیل می‌شود. از منظر اقتصادی، این سناریو شاید کم‌سروصداتر باشد، اما در بسیاری از تحلیل‌ها، هزینه‌های پایدارتری دارد؛ زیرا نااطمینانی از یک شوک مقطعی به بخشی از محیط تصمیم‌گیری اقتصادی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، بنگاه‌ها پروژه‌های بلندمدت را به تعویق می‌اندازند، سرمایه‌گذاران بازده بیشتری برای پذیرش ریسک مطالبه می‌کنند و افق تصمیم‌گیری از سال‌ها به ماه‌ها کاهش می‌یابد. به همین دلیل، واحد اطلاعات اکونومیست و چند اندیشکده این وضعیت را فرسایش تدریجی ظرفیت رشد اقتصاد توصیف می‌کنند.

در مقابل، سناریوی کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی، مساعدترین چشم‌انداز اقتصادی را ترسیم می‌کند؛ اما خوش‌بینی منابع در این سناریو نیز محتاطانه است. کاهش ریسک ژئوپلیتیک می‌تواند تجارت را تسهیل کند، هزینه تامین مالی را کاهش دهد و فضای مناسب‌تری برای سرمایه‌گذاری فراهم آورد، اما اغلب منابع، از جمله اِس اَند پی گلوبال، توافق را به معنای بازگشت فوری اقتصاد به رشد پایدار نمی‌دانند. تجربه‌های گذشته نشان داده است که اعتماد فعالان اقتصادی تنها زمانی بازسازی می‌شود که ثبات و قابلیت پیش‌بینی، تداوم پیدا کند.

با بررسی دقیق این سه سناریو، یک نتیجه روشن به دست می‌آید. تفاوت اصلی آنها در نرخ رشد یا تورم نیست؛ اینها پیامدهای نهایی‌اند. تفاوت واقعی، در کیفیت محیط تصمیم‌گیری اقتصادی است. هرچه نااطمینانی پایدارتر باشد، تصمیم‌های اقتصادی نیز محافظه‌کارانه‌تر خواهند شد. شاید به همین دلیل بتوان گفت برآیند تحلیل‌های بین‌المللی، بیش از آنکه از سه آینده متفاوت سخن بگوید، از سه سطح متفاوت نااطمینانی سخن می‌گوید. فراتر از سناریوها

آنچه از کنار هم قرار دادن این تحلیل‌ها به دست می‌آید، بیش از آنکه پیش‌بینی آینده باشد، بازتعریف صورت‌مساله است. در بسیاری از بحث‌های عمومی، آینده اقتصاد ایران به نتیجه یک رخداد سیاسی گره زده می‌شود؛ گویی جنگ، رکود را قطعی می‌کند و توافق، به‌تنهایی رونق را به همراه می‌آورد. اما برآیند تحلیل‌های بین‌المللی، تصویری پیچیده‌تر و در عین حال واقع‌بینانه‌تر ارائه می‌دهد.

در این تصویر، جنگ، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و توافق، سه نقطه کاملا مستقل نیستند؛ سه سطح متفاوت از نااطمینانی‌اند. آنچه رفتار سرمایه‌گذاران، بنگاه‌ها و بازارها را تغییر می‌دهد، صرفا وقوع یک رویداد سیاسی نیست، بلکه برداشتی است که از دوام آن رویداد و قابلیت پیش‌بینی آینده شکل می‌گیرد. اقتصاد، پیش از آنکه به خودِ رخدادها واکنش نشان دهد، به انتظاراتی واکنش نشان می‌دهد که آن رخدادها می‌سازند.

شاید مهم‌ترین نقطه اشتراک تحلیل‌های بررسی‌شده نیز همین باشد. اختلاف آنها بر سر این است که کدام سناریوی سیاسی محتمل‌تر خواهد بود، اما در یک نکته تقریبا هم‌نظرند: هرچه نااطمینانی پایدارتر شود، هزینه سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد، افق تصمیم‌گیری کوتاه‌تر می‌شود و ظرفیت رشد اقتصاد بیش از پیش تحت فشار قرار می‌گیرد. در مقابل، کاهش پایدار نااطمینانی، صرف‌نظر از اینکه از چه مسیری حاصل شود، مهم‌ترین پیش‌شرط بازگشت سرمایه‌گذاری، بهبود محیط کسب‌وکار و تقویت رشد اقتصادی است.

از این منظر، شاید پرسش اصلی نیز باید تغییر کند. به جای آنکه تنها بپرسیم کدام سناریوی سیاسی محقق خواهد شد، باید پرسید هر یک از این سناریوها چگونه بر کیفیت محیط تصمیم‌گیری اقتصادی اثر می‌گذارند و تا چه اندازه قابلیت پیش‌بینی را افزایش یا کاهش می‌دهند. این جابه‌جایی در طرح پرسش، مهم‌ترین دستاورد مرور هم‌زمان تحلیل‌های معتبر بین‌المللی است.

اگر قرار باشد نتایج این فراتحلیل را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت: اقتصاد ایران اکنون بیش از آنکه با کمبود سناریو روبه‌رو باشد، با مازاد نااطمینانی روبه‌رو است؛ و همین متغیر، نقطه مشترک تقریبا همه تحلیل‌های معتبر بین‌المللی درباره آینده اقتصاد ایران است.

این یادداشت بر پایه فراتحلیل گزارش‌های منتشرشده از ۷ ژوئیه تاکنون در مجموعه‌ای از ۱۵ رسانه‌ معتبر اقتصادی، موسسات پیش‌بینی اقتصاد کلان و اندیشکده‌های بین‌المللی تنظیم شده است و می‌کوشد نقاط همگرایی این تحلیل‌ها را، فارغ از تفاوت‌های سیاسی و نهادی، بازخوانی کند.

* پژوهشگر حوزه توسعه و مدرس دانشگاه این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

کانادا ۷۰ میلیارد دلار برای انرژی پاک و مواد معدنی حیاتی سرمایه‌گذاری می‌کند

به گزارش تجارت نیوز، افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیره‌های تأمین و رقابت جهانی برای دسترسی به مواد معدنی حیاتی، دولت‌ها را وادار کرده است نگاه تازه‌ای به امنیت انرژی و منابع طبیعی داشته باشند. در چنین شرایطی، کانادا تلاش می‌کند از ظرفیت گسترده منابع آبی و معدنی خود برای تبدیل شدن به یکی از تأمین‌کنندگان مهم برق پاک و مواد اولیه مورد نیاز صنایع آینده استفاده کند.

دولت کانادا اکنون از یک برنامه سرمایه‌گذاری نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار در حوزه انرژی پاک و مواد معدنی حیاتی پرده برداشته است. بخش مهمی از این برنامه به توسعه ظرفیت برق‌آبی در استان‌های کبک و نیوفاندلند و لابرادور اختصاص دارد؛ مناطقی که از ظرفیت قابل توجهی برای تولید برق پاک و همچنین ذخایر مهم معدنی برخوردارند.

این برنامه در شرایطی اجرا می‌شود که کانادا به دنبال افزایش تولید برق داخلی، توسعه صادرات برق پاک و همزمان تقویت جایگاه خود در زنجیره جهانی تأمین موادی مانند سنگ آهن، گرافیت و دیگر مواد معدنی مورد نیاز صنایع باتری، ذخیره‌سازی انرژی و فولاد کم‌کربن است. توافق دولت کانادا برای توسعه برق‌آبی

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، همراه با کریستین فرشت، نخست‌وزیر کبک، و تونی ویکهام، نخست‌وزیر نیوفاندلند و لابرادور، از توافقی برای توسعه زیرساخت‌های بزرگ انرژی در این مناطق خبر داده‌اند.

این توافق شامل ارتقای نیروگاه برق‌آبی چرچیل فالز، توسعه پروژه عظیم برق‌آبی جزیره گال و ساخت زیرساخت‌های انتقال برق مورد نیاز این پروژه‌هاست.

دولت فدرال کانادا قرار است برای اجرای این طرح‌ها ۱۰ میلیارد دلار بودجه اختصاص دهد. هدف اصلی این سرمایه‌گذاری آن است که ظرفیت تولید برق پاک کشور به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کند و کانادا بتواند هم نیاز روزافزون داخلی خود را تأمین کند و هم ظرفیت صادرات برق به بازارهای خارجی را بالا ببرد.

پروژه‌های مشترک برنامه‌ریزی‌شده در مجموع قرار است حدود ۱۴ هزار مگاوات برق پاک تولید کنند. این ظرفیت تقریباً سه برابر ظرفیت فعلی تولید نیروگاه چرچیل فالز خواهد بود.

افزایش چنین ظرفیتی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر بازار برق کانادا داشته باشد. رشد مصرف برق در سال‌های آینده به دلیل برقی‌شدن حمل‌ونقل، توسعه صنایع جدید و افزایش تقاضای مراکز داده و فناوری‌های پیشرفته، فشار بیشتری بر شبکه برق وارد خواهد کرد. افزایش تولید برق‌آبی می‌تواند بخشی از این نیاز را از طریق یک منبع نسبتاً پایدار و کم‌کربن تأمین کند. ایجاد ۲۳ هزار شغل و افزایش ۳۱ میلیارد دلاری تولید ناخالص داخلی

اهمیت این طرح فقط به میزان برق تولیدی محدود نمی‌شود. دولت کانادا اعلام کرده است که پروژه‌های توسعه‌ای جدید در طول دوره ساخت‌وساز از حدود ۲۳ هزار شغل پشتیبانی خواهند کرد.

این مشاغل می‌توانند طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های عمرانی، مهندسی، ساخت تجهیزات، حمل‌ونقل و خدمات مرتبط با پروژه‌های بزرگ زیرساختی را پوشش دهند.

از سوی دیگر، دولت پیش‌بینی کرده است که این پروژه‌ها تا اوایل دهه ۲۰۴۰ حدود ۳۱ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی کانادا اضافه کنند.

این ارقام نشان می‌دهد که دولت کانادا این پروژه‌ها را صرفاً یک برنامه افزایش تولید برق نمی‌داند، بلکه آنها را بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای رشد اقتصادی، توسعه صنعتی و تقویت جایگاه کشور در بازار جهانی انرژی می‌بیند. پیوند انرژی پاک با مواد معدنی حیاتی

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این برنامه، ارتباط مستقیم میان توسعه انرژی پاک و استخراج مواد معدنی حیاتی است. کانادا قصد دارد زیرساخت‌های انرژی را به گونه‌ای توسعه دهد که همزمان از توسعه معادن و صنایع فرآوری مواد معدنی نیز پشتیبانی کند.

در این چارچوب، منطقه لابرادور تراف اهمیت ویژه‌ای دارد. این منطقه معدنی بزرگ میان نیوفاندلند و لابرادور و کبک گسترده شده و دارای ذخایر قابل توجهی از سنگ آهن با خلوص بالا و دیگر مواد معدنی حیاتی است.

دولت کانادا اعلام کرده است که پروژه موسوم به کریدور انرژی پاک، مواد معدنی حیاتی و زیرساخت‌های لابرادور تراف را به دفتر پروژه‌های بزرگ خود ارجاع داده است.

این دفتر وظیفه خواهد داشت هماهنگی‌های مربوط به تأمین مالی فدرال، صدور مجوزها و مشارکت با جوامع بومی را تسهیل کند. هدف از این رویکرد آن است که پروژه‌های بزرگ زیرساختی و معدنی با سرعت بیشتری پیش بروند و هماهنگی میان دولت فدرال، استان‌ها، شرکت‌ها و جوامع محلی افزایش پیدا کند. زیرساخت برق برای معادن جدید

توسعه معادن بدون دسترسی مطمئن به برق امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل، بخشی از برنامه جدید کانادا به ساخت و توسعه خطوط انتقال برق اختصاص پیدا کرده است.

یکی از پروژه‌های مورد حمایت، توسعه خطوط انتقال برای اتصال فعالیت‌های مرتبط با مواد معدنی حیاتی در غرب لابرادور به شبکه برق است. این زیرساخت می‌تواند زمینه را برای برقی‌شدن عملیات معدنی فراهم کند و وابستگی معادن به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهد.

همچنین زیرساخت‌های مرتبط با پروژه سنگ آهن کامی نیز در این برنامه مورد توجه قرار گرفته است. در کنار آن، یک خط انتقال برق و جاده پیشنهادی برای پشتیبانی از پروژه گرافیت لاک نایف در نظر گرفته شده است.

زیرساخت‌های گسترده‌تر انتقال مواد معدنی و خطوط ریلی در منطقه پوینت-نوآر نیز بخشی دیگر از این طرح را تشکیل می‌دهند.

این پروژه‌ها در کنار یکدیگر قرار است امکان اتصال بهتر معادن به شبکه برق، مسیرهای حمل‌ونقل و مراکز صادراتی را فراهم کنند. چنین زیرساختی برای توسعه صنعتی مواد معدنی حیاتی اهمیت زیادی دارد، زیرا صرف داشتن ذخایر معدنی به تنهایی نمی‌تواند یک کشور را به بازیگر اصلی زنجیره تأمین جهانی تبدیل کند. هدف؛ تأمین مواد اولیه برای باتری و فولاد کم‌کربن

یکی از اهداف مهم برنامه کانادا، ایجاد ارتباط میان انرژی پاک و صنایع آینده است. برق‌آبی می‌تواند انرژی مورد نیاز برای فعالیت معادن و فرآوری مواد معدنی را با انتشار کربن پایین‌تری تأمین کند.

این موضوع به‌ویژه برای تولید مواد مورد استفاده در باتری‌ها، سامانه‌های ذخیره‌سازی انرژی و فولاد کم‌کربن اهمیت دارد.

گسترش خودروهای برقی و سیستم‌های ذخیره‌سازی برق باعث افزایش تقاضای جهانی برای مواد معدنی حیاتی شده است. کشورهایی که بتوانند هم منابع معدنی و هم برق پاک و زیرساخت مناسب در اختیار داشته باشند، در موقعیت مناسبی برای جذب سرمایه‌گذاری صنعتی قرار خواهند گرفت.

کانادا با این برنامه تلاش می‌کند چنین مزیتی را ایجاد کند. به عبارت دیگر، هدف تنها استخراج مواد معدنی نیست؛ بلکه ایجاد یک زنجیره ارزش است که از تولید برق پاک آغاز شود، به استخراج و فرآوری مواد معدنی برسد و در نهایت به صنایع مرتبط با باتری، ذخیره‌سازی انرژی و تولید فولاد کم‌کربن متصل شود. امنیت انرژی در سایه تحولات ژئوپلیتیکی

اجرای این طرح در شرایطی انجام می‌شود که امنیت انرژی بار دیگر به یکی از اولویت‌های اصلی دولت‌ها تبدیل شده است.

افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی، جنگ‌ها، اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل و رقابت قدرت‌های بزرگ برای دسترسی به مواد اولیه باعث شده کشورها تلاش کنند وابستگی خود به زنجیره‌های تأمین خارجی را کاهش دهند.

کانادا از این منظر موقعیت ویژه‌ای دارد. این کشور از یک سو دارای منابع گسترده آب و ظرفیت بالای تولید برق‌آبی است و از سوی دیگر ذخایر قابل توجهی از مواد معدنی مورد نیاز صنایع جدید در اختیار دارد.

ترکیب این دو مزیت می‌تواند به کانادا اجازه دهد خود را به عنوان تأمین‌کننده قابل اعتماد انرژی پاک و مواد اولیه حیاتی برای بازارهای بین‌المللی معرفی کند.

مارک کارنی گفته است این توافق به کانادا کمک می‌کند سیستم‌های انرژی «پاک، قابل اعتماد و مقرون‌به‌صرفه» ایجاد کند.

در همین حال، دولت‌های کبک و نیوفاندلند و لابرادور بر این باورند که این توافق می‌تواند کنترل و ارزش اقتصادی بیشتری از منابع طبیعی در اختیار استان‌ها قرار دهد. اهمیت این طرح برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی

مقیاس سرمایه‌گذاری نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار نشان می‌دهد که کانادا در حال دنبال کردن یک استراتژی بزرگ‌تر از توسعه چند نیروگاه برق‌آبی است.

برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی، به‌ویژه شرکت‌های فعال در انرژی و زیرساخت در کشورهای حاشیه خلیج فارس، این پروژه نشان‌دهنده تلاش کانادا برای ترکیب سه حوزه مهم در یک برنامه صنعتی واحد است: انرژی تجدیدپذیر، مواد معدنی حیاتی و زیرساخت‌های صادراتی.

این ترکیب می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای سرمایه‌گذاری در ساخت نیروگاه‌ها، خطوط انتقال، معادن، راه‌آهن، بنادر، تجهیزات صنعتی و زنجیره‌های فرآوری مواد معدنی ایجاد کند.

از سوی دیگر، توسعه ظرفیت برق پاک می‌تواند به کانادا اجازه دهد در آینده بخشی از برق تولیدی خود را به بازارهای خارجی صادر کند و از موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی خود برای ایجاد درآمدهای جدید بهره ببرد. چرا برق‌آبی در این برنامه اهمیت دارد؟

برق‌آبی یکی از ستون‌های اصلی استراتژی انرژی پاک کانادا محسوب می‌شود. توسعه ظرفیت این نوع نیروگاه‌ها می‌تواند برق کم‌کربن و نسبتاً پایدار را برای شبکه داخلی فراهم کند و در عین حال انرژی مورد نیاز صنایع بزرگ را تأمین کند.

پروژه‌های جدید در کبک و نیوفاندلند و لابرادور از این نظر اهمیت دارند که تولید برق آنها می‌تواند با توسعه صنایع معدنی منطقه همراه شود.

اگر معادن بتوانند به برق پاک و خطوط انتقال مطمئن دسترسی داشته باشند، هزینه و انتشار کربن عملیات آنها می‌تواند کاهش پیدا کند. این مسئله برای شرکت‌هایی که در بازار جهانی با استانداردهای سخت‌گیرانه زیست‌محیطی فعالیت می‌کنند، اهمیت فزاینده‌ای دارد.

از سوی دیگر، افزایش ظرفیت برق پاک به کانادا اجازه می‌دهد تقاضای داخلی ناشی از برقی‌شدن اقتصاد را بهتر مدیریت کند. رشد استفاده از خودروهای برقی، توسعه مراکز داده و گسترش صنایع انرژی‌بر همگی به برق بیشتری نیاز دارند و بدون افزایش ظرفیت تولید و انتقال، شبکه برق با فشار بیشتری مواجه خواهد شد. یک استراتژی صنعتی فراتر از انرژی

آنچه برنامه جدید کانادا را از یک پروژه معمول انرژی متمایز می‌کند، ارتباط میان تولید برق، استخراج مواد معدنی و توسعه زیرساخت صادراتی است.

در این مدل، نیروگاه‌های برق‌آبی تنها برای تولید برق ساخته نمی‌شوند، بلکه قرار است پایه‌ای برای توسعه معادن و صنایع جدید باشند. خطوط انتقال برق، جاده‌ها و راه‌آهن نیز صرفاً پروژه‌های حمل‌ونقل نیستند، بلکه اجزای یک زنجیره اقتصادی بزرگ‌تر هستند که می‌تواند مواد اولیه را از معادن به مراکز فرآوری و سپس بازارهای جهانی منتقل کند.

چنین رویکردی می‌تواند به کانادا کمک کند از یک صادرکننده مواد خام به کشوری با نقش پررنگ‌تر در زنجیره ارزش صنایع انرژی پاک تبدیل شود.

کانادا با طرحی نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار تلاش می‌کند انرژی پاک و مواد معدنی حیاتی را در قالب یک استراتژی صنعتی واحد به یکدیگر متصل کند. محور این برنامه توسعه نیروگاه‌های برق‌آبی در کبک و نیوفاندلند و لابرادور، ارتقای چرچیل فالز، توسعه پروژه برق‌آبی جزیره گال و ساخت شبکه‌های انتقال برق و زیرساخت‌های معدنی است.

دولت فدرال برای این پروژه‌ها ۱۰ میلیارد دلار بودجه اختصاص خواهد داد و انتظار می‌رود ظرفیت جدید تولید برق پاک به حدود ۱۴ هزار مگاوات برسد؛ ظرفیتی که تقریباً سه برابر تولید فعلی چرچیل فالز است.

از نظر اقتصادی نیز این طرح ابعاد قابل توجهی دارد. پروژه‌ها در زمان ساخت از حدود ۲۳ هزار شغل پشتیبانی خواهند کرد و پیش‌بینی شده است تا اوایل دهه ۲۰۴۰ حدود ۳۱ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی کانادا اضافه کنند.

در بخش معدنی، منطقه لابرادور تراف و پروژه‌هایی مانند سنگ آهن کامی و گرافیت لاک نایف در مرکز توجه قرار گرفته‌اند و خطوط انتقال برق، جاده‌ها، خطوط ریلی و زیرساخت‌های صادراتی قرار است زمینه را برای توسعه این پروژه‌ها فراهم کنند.

در نهایت، کانادا تلاش دارد از ترکیب منابع طبیعی، برق‌آبی و زیرساخت‌های جدید برای تقویت امنیت انرژی و کاهش آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین استفاده کند. اگر این برنامه مطابق اهداف اعلام‌شده پیش برود، کانادا می‌تواند در سال‌های آینده نه‌تنها یک تولیدکننده بزرگ برق پاک، بلکه یکی از بازیگران مهم زنجیره جهانی تأمین مواد معدنی مورد نیاز باتری‌ها، ذخیره‌سازی انرژی و فولاد کم‌کربن باشد.


۳ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

معاون وزیر صمت: بخش خصوصی موتور محرکه اقتصاد/ دولت دست از مدیریت بنگاه‌ها بردارد

به گزارش اقتصاد معاصر؛رضا انصاری در حاشیه مراسم گرامیداشت روز صنعت و معدن استان تهران در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با آسیب‌شناسی مسیر توسعه در اقتصادهای موفق دنیا بر لزوم تغییر رویکرد حاکمیت برای شکوفایی بخش خصوصی تاکید کرد و گفت: اگر موانع پیش‌روی تولیدکنندگان برداشته شود، بخش خصوصی همانند «جریان رودخانه» مسیر خود را برای رشد و توسعه پیدا خواهد کرد. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

وی با اشاره به تجربیات جهانی در مسیر توسعه صنعتی اظهار کرد: اگر به تجربه موفق کشورهایی مانند کره‌جنوبی یا ویتنام پس از دوران جنگ نگاه کنیم، یک نقطه اشتراک دیده می‌شود، در هر کجا که بخش خصوصی میدان عمل یافت و شرایط برایش فراهم شد، توانست با صنعت‌سازی به خلق ثروت، افزایش درآمد سرانه و ارتقای رفاه ملی کمک کند. این کشورها پس از تحمل سختی‌های دوران جنگ، با تکیه بر توان بخش خصوصی خود توانستند به جایگاه کنونی دست یابند.

معاون صنایع عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت در حالی با رد مداخله گری های دولت در اقتصاد، خواستار «دست برداشتن از مدیریت بنگاه ها» و باز کردن درهای اقتصاد به روی بخش خصوصی شد که او مسیر موفقیت کشورهایی چون کره جنوبی و ویتنام را در واگذاری میدان عمل به کارآفرینان می داند به این شرط که بازار جهانی، فاینانس و فناوری بین المللی در دسترس تولیدکننده ایرانی قرار گیرد و رتبه «نامناسب» آزادی اقتصادی کشور اصلاح شود.

وی تاکید کرد: تولیدکننده ما اگر از قید موانع آزاد شود، همانند «جریان رودخانه» مسیر پیشرفت را خودش پیدا می کند، مشروط بر آنکه «پنجره جمعیت جوان» که نگران بسته شدنش است به فرصتی برای جهش تولید بدل شود.

انصاری با برشمردن دو شرط بنیادین برای ایفای نقش مشابه توسط بخش خصوصی در ایران، تصریح کرد: موفقیت این بخش نیازمند دو ستون اصلی است؛ نخست، امکان دسترسی به بازارهای بین‌المللی، فاینانس‌های خارجی و تکنولوژی‌های روز دنیا که بدون آن رشد صنعتی در مقیاس جهانی ممکن نیست. شرط دوم، انجام اصلاحات اقتصادی در جهت افزایش آزادی اقتصادی است زیرا واقعیت این است که رتبه فعلی ما در فضای آزادی اقتصادی جایگاه مناسبی نیست و با تداوم این وضعیت نمی‌توان انتظار شکوفایی داشت.

وی با تایید دغدغه فعالان اقتصادی نسبت به مداخلات دولت، خاطرنشان کرد: مجموعه حاکمیت، دولت و مجلس باید شرایط را برای تولید تسهیل کنند، بدین معنا که دخالت‌های دولت در مالکیت و مدیریت بنگاه‌ها باید به شدت کاهش یابد. تجربه دنیا به ما نشان داده که بدون اصلاح این رویکرد و کنار گذاشتن محافظه‌کاری‌ها، نمی‌توان محیط را برای دسترسی به بازار، تکنولوژی و منابع مالی بین‌المللی فراهم کرد. در واقع، تولیدکننده ما اگر از قید موانع آزاد شود، همانند جریان رودخانه، مسیر خود را برای پیشرفت پیدا خواهد کرد.

معاون صنایع عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت با اشاره به فرصت طلایی «پنجره جمعیت جوان» کشور، نسبت به از دست رفتن آن هشدار داد و گفت: این یک فرصت فوق‌العاده برای تولید و توسعه است اما نگرانی اصلی من این است که این پنجره به دلیل تعلل در تصمیم‌گیری‌ها و عدم استفاده درست به سرعت بسته شود. باید با همت مسئولان و همراهی با تولیدکنندگان از این فرصت برای حل مشکلات اقتصادی استفاده کنیم. راهکار مشخص است، باید درهای اقتصاد را باز کرد و اجازه داد بخش خصوصی، پیشرانِ اصلی حرکت کشور باشد./ایرنا


۳ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»: اگر کسی یا کسانی تاکید دارند الان وقت جراحی اصلاح قیمت انرژی هست، توجه نکن؛ ‏وقتش الان نیست

به گزارش تجارت نیوز، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در توصیه‌ای به رئیس‌جمهور گفت: اگر کسی یا کسانی تاکید دارند الان وقت جراحی اصلاح قیمت انرژی هست، توجه نکن. ‏وقتش الان نیست.

غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۵ در مطلبی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس، خطاب به مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور، نوشت:

«‏دوست عزیز، جناب دکتر ⁧ پزشکیان ⁩! ‏اگر کسی یا کسانی تاکید دارند الان وقت جراحی اصلاح قیمت انرژی هست، توجه نکن. ‏وقتش الان نیست. با کنترل مصرف و بالا بردن توان تولید سال را جلو رویم. مشکلات مردم خیلی بالاتر از این حرف‌هاست.

از من گفتن بود. توجه بفرما چه کسانی این نسخه را تنظیم کردند.»

منبع: ایسنا




 کالابرگ مرداد حذف شد یا به شهریور افتاد؟/ وقتی ۸۶ میلیون نفر منتظر اعتبار هستند
۸ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

کالابرگ مرداد حذف شد یا به شهریور افتاد؟/ وقتی ۸۶ میلیون نفر منتظر اعتبار هستند

اقتصادنیوز: کالابرگ مردادماه این‌بار با یک تفاوت مهم به دست خانوارها رسید؛ پرداخت مرحله‌ای شد و بخشی از مشمولان باید تا پنجم شهریور منتظر بمانند. همین تغییر کافی بود تا شایعه «حذف کالابرگ مرداد» در فضای عمومی بالا بگیرد، اما دولت می‌گوید کالابرگ حذف نشده است؛ مسئله، تغییر زمان‌بندی شارژ و تعلیق موقت اعتبار برخی خانوارهاست.

 هشدار جی‌پی‌مورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

هشدار جی‌پی‌مورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟

اقتصادنیوز: با وجود اینکه شاخص‌های اصلی در روند صعودی باقی مانده‌اند، جی‌پی‌مورگان خطرات فزاینده‌ای را برای رکود بازار در اواخر تابستان یا اوایل پاییز پیش‌بینی می‌کند.

 بازار موبایل اروپا به کمترین سطح ۳ سال اخیر رسید/ عرضه ۱۰ درصد سقوط کرد
۲۶ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

بازار موبایل اروپا به کمترین سطح ۳ سال اخیر رسید/ عرضه ۱۰ درصد سقوط کرد

اقتصادنیوز: میزان عرضه‌ی گوشی‌های هوشمند در بازار اروپا طی سه‌ماهه‌ی دوم سال به ۳۵ میلیون دستگاه کاهش یافت.

 قیمت طلای دست دوم چند؟
۷ ساعت قبل / سایت اکونگار

قیمت طلای دست دوم چند؟

قیمت طلا و انواع سکه امروز، جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، اعلام شد. بر اساس نرخ‌های اعلام‌شده، هر گرم طلای ۱۸ عیار با عیار ۷۵۰، ۱۹۸ میلیون و ۵۲۷ هزار ریال قیمت دارد. همچنین هر گرم طلای ۱۸ عیار با عیار ۷۴۰، ۱۹۵ میلیون و ۸۸۰ هزار ریال معامله می‌شود.

 تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینه‌ها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینه‌ها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟

اقتصادنیوز: از دهه ۱۹۹۰ میلادی تاکنون، جهان نزدیک به هفتاد مورد فروپاشی اقتصادی را به خود دیده است. با این حال، برخلاف مفاهیمی مثل رکود یا انقباض اقتصادی که تعریف نسبتا مشخصی دارند، برای فروپاشی اقتصادی هیچ تعریف واحد و مورد توافقی وجود ندارد.

 کالابرگ مرداد حذف شد؟
۸ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

کالابرگ مرداد حذف شد؟

کالابرگ مردادماه این‌بار با یک تفاوت مهم به دست خانوارها رسید؛ پرداخت مرحله‌ای شد و بخشی از مشمولان باید تا پنجم شهریور منتظر بمانند. همین تغییر کافی بود تا شایعه «حذف کالابرگ مرداد» در فضای عمومی بالا بگیرد، اما دولت می‌گوید کالابرگ حذف نشده است؛ مسئله، تغییر زمان‌بندی شارژ و تعلیق موقت اعتبار برخی خانوارهاست.