
حالا پس از گذشت نزدیک به دو دهه و همزمان با گسترش هوش مصنوعی، یافتههای آن تحقیقات، اهمیت و موضوعیت جدیدی پیدا کردهاند. این روزها، کارفرماها ارزش بیشتری برای توانمندیهای منحصربهفرد انسانی قائل میشوند، اما بسیاری از رفتارهایی که در شرکتها به عنوان نشانههای خلاقیت، مورد تحسین قرار میگیرند، شباهت عجیبی به همان ویژگیهایی دارند که زنان در طول تاریخ به خاطر بروزشان، جریمه و سرزنش میشدند! با این اوصاف، یک احتمال ناخوشایند وجود دارد: در شرایطی که کارفرمایان هر روز بیش از قبل، به خلاقیت و ویژگیهای منعکسکننده آن، بها میدهند، آیا ممکن است زنان به خاطر بروز همان ویژگیها، با موانع بزرگتری مواجه شوند؟ و اگر شرکتها متوجه نباشند که «ریسکپذیری خلاقانه» برای کارکنان مختلف، هزینههای اجتماعی متفاوتی دارد، آیا ممکن است با نادیده گرفتن ایدههای برخی کارکنان، نابرابریهای جنسیتی را تشدید کنند؟ ارزش جدید خلاقیت
شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن ساختارهای سازمانی و تغییر پیششرطهای موفقیت کارکنان است. سال گذشته، مجمع جهانی اقتصاد طی یک نظرسنجی اعلام کرد که انتظار میرود «تفکر خلاق» بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ یکی از پرتقاضاترین مهارتهای کلیدی بازار کار باشد. موسسه PwC نیز به یافتههای مشابهی دست یافته: همزمان با واگذاری وظایف روتین و تکراری به هوش مصنوعی، کارفرمایان برای توانمندیهای منحصربهفرد انسانی، مثل خلاقیت، قضاوت و نوآوری ارزش بیشتری قائل میشوند. اما موفقیت به عنوان یک کارمند خلاق، صرفا به معنای داشتن ایدههای خوب نیست، بلکه به این معناست که فرد احساس امنیت کند تا بتواند ایدههای نامتعارف و ساختارشکنانه خود را مطرح کند. سالهاست …











